سگهای ویژه پلیس به کمک شناسایی و دستگیری متهمان جرایم جنسی میآیند

در تحولی چشمگیر در عرصه مبارزه با جرایم جنسی، پلیس ناتینگهامشایر از آموزش موفقیتآمیز دو سگ نژاد لابرادور به نامهای ابونی (Ebony) و هیزی (Hazy)، برای تشخیص مایع منی خبر داد.

در تحولی چشمگیر در عرصه مبارزه با جرایم جنسی، پلیس ناتینگهامشایر از آموزش موفقیتآمیز دو سگ نژاد لابرادور به نامهای ابونی (Ebony) و هیزی (Hazy)، برای تشخیص مایع منی خبر داد.
این توانایی ویژه میتواند به طور چشمگیری زمان و دقت تحقیقات مربوط به جرایم جنسی را بهبود بخشد و امیدهای تازهای را برای آسیبدیدگان این جرایم به ارمغان آورد.
به گزارش وبسایت پلیس ناتینگهامشایر، این سگهای ویژه که به تازگی دوره آموزشی شش هفتهای را با موفقیت به پایان رساندهاند، به زودی در شناسایی و دستگیری مجرمان جنسی به نیروی پلیس در سراسر بریتانیا کمک خواهند کرد.
این سگها که جزو معدود حیوانات آموزشدیده در این زمینه در بریتانیا هستند، قادرند نمونههای میکروسکوپی مایع منی را حتی ماهها و سالها پس از وقوع جرم تشخیص دهند.
این توانایی منحصر به فرد میتواند نقشی کلیدی در جمعآوری شواهد و مدارک علیه مظنونان جرایم جنسی ایفا کند.
وبسایت پلیس ناتینگهامشایر به نقل از پیسی دین آلن، مربی ارشد پلیس و متخصص شناختهشده در زمینه آموزش سگهای تشخیص مایع منی، نوشت: «سگها موجودات شگفتانگیزی هستند و میتوان آنها را برای تشخیص تقریبا هر چیزی که بخواهیم، آموزش دهیم.»
او گفت: «ابونی و هیزی در طول دوره آموزشی عملکرد فوقالعادهای داشتهاند و من اطمینان دارم نقش بسیار مهمی در اجرای عدالت برای قربانیان ایفا خواهند کرد.»
آلن افزود که این سگها قادرند حتی کوچکترین مقادیر مایع منی را شناسایی و شواهدی را کشف کنند که ممکن است با روشهای تشخیصی دیگر نادیده گرفته شوند.
او گفت این سگها در آینده برای محاکمه برخی از خطرناکترین مجرمان مورد استفاده قرار خواهند گرفت: «ما از اینکه با آموزش خود در این امر سهیم هستیم، بسیار رضایتمندیم.»
پلیس ناتینگهامشایر پیش از این نیز از شواهد جمعآوری شده از سوی سگهای مشابه برای دستگیری و محکوم کردن چندین مجرم جنسی خطرناک استفاده کرده است.
یکی از موارد قابل توجه، محکومیت مردی به ۲۴ سال زندان در سال ۲۰۲۱ برای جرایمی بود که سالها قبل علیه دختران نوجوان مرتکب شده بود.
در این پرونده، کشف ذخایر مایع منی در اتاق خواب متهم از سوی سگهای آموزشدیده، نقشی کلیدی در اثبات روایت یکی از قربانیان داشت.
این کشف مهم که با روشهای سنتی تحقیق ممکن بود نادیده گرفته شود، به مقامات قضایی امکان داد تا شواهد ژنتیکی قاطعی را علیه متهم ارائه دهند.
بازرس ارشد، کارآگاه جو البورن با سالها تجربه در بررسی جرایم جنسی، اهمیت این دستاورد جدید را اینگونه توضیح داد: «شواهد جمعآوری شده به وسیله این حیوانات میتواند تفاوت چشمگیری در تحقیقات مربوط به تجاوز جنسی ایجاد کند؛ بهویژه در مواردی که مظنونان هر گونه عمل جنسی را انکار میکنند.»
او در ادامه گفت: «با استفاده از شواهد دیانای شناسایی شده از سوی سگها، میتوانیم دروغگویی متهمان را اثبات کرده و پرونده محکمی علیه آنها باز کنیم.»
این پیشرفت در فنآوری تشخیص جرم، امید تازهای را برای مبارزه موثرتر با جرایم جنسی و حمایت از آسیبدیدگان به وجود آورده است.
استفاده از این سگهای ویژه میتواند نرخ محکومیت مجرمان جنسی را افزایش داده و به عنوان عاملی بازدارنده عمل کند.

دادههای حاصل از مطالعات متعدد در آمریکا و کانادا طی چند سال گذشته نشان میدهند احتمال مرگومیر و بستری شدن دوباره بیمارانی که تحت مراقبت پزشکان زن قرار میگیرند، کمتر است.
به گزارش اکونومیست، یکی از مطالعات مهم در این زمینه در سال ۲۰۱۷ در مجله جاما اینترنال مدیسن منتشر شد.
محققان در این تحقیق سوابق پزشکی حدود یک میلیون و ۵۰۰ هزار بیمار مسن را که بین سالهای ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۴ در بیمارستانهای آمریکا بستری شده بودند، بررسی کردند.
نتایج نشان داد بیمارانی که درمان اولیه آنها به دست پزشکان زن انجام شده بود در مقایسه با بیمارانی که پزشک مرد درمان اصلی آنها را برعهده داشت، به طور تقریبی چهار درصد کمتر در معرض مرگ قرار گرفتند و احتمال بستری مجدد آنها در طول ۳۰ روز بعد نیز چهار درصد کمتر بود.
مطالعه دیگری در همان سال در مجله بریتیش مدیکال ژورنال منتشر شد.
در میان ۱۰۰ هزار بیمار که بین سالهای ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۵ در استان انتاریوی کانادا تحت عمل جراحی قرار گرفتند، احتمال مرگ، بستری مجدد یا بروز عوارض در ۳۰ روز پس از جراحی در افرادی که جراح آنها زن بود، حدود چهار درصد کمتر بود.
به گزارش اکونومیست، از آن زمان تاکنون، مطالعات متعدد دیگری نتایج مشابهی را مطرح کردهاند.
تنها در ۱۲ ماه گذشته، دو بررسی جداگانه بر روی حدود یک میلیون بیمار جراحیشده در انتاریو، دو میلیون و ۷۰۰ هزار بیمار گوارشی در همین استان و ۷۷۰ هزار بیمار مسنتر در آمریکا انجام شده است.
همگی این مطالعات نشان دادند بیماران پس از درمان از سوی پزشکان یا جراحان زن یا تیمهایی که تعداد زنان بیشتری در آنها حضور دارند، عملکرد بهتری دارند.
در عین حال یکی از مشکلات این مطالعات این است که همه آنها به صورت گذشتهنگر (retrospective) انجام شدهاند و به جای آزمایشهای تصادفی کنترل شده، به دادههای موجود پرداختهاند.
تاثیر عوامل زمینهای
به گفته گاوین استوارت، متخصص سنتز شواهد در دانشگاه نیوکاسل، این نوع دادهها میتوانند تاثیر عوامل زمینهای را نادیده گرفته باشند.
به عنوان مثال، ممکن است پزشکان زن بیماران سالمتری را در مقایسه با همکاران مرد خود تحت درمان قرار داده باشند.
در تجزیه و تحلیل اکثر این مطالعات تلاش شده تاثیر بیمارستانها و روشهای درمانی متفاوت در نظر گرفته شود. همچنین با مقایسه گروههایی از بیماران و جراحان با ویژگیهای مشابه، سعی شده عوامل زمینهای را کنترل کنند.
کروموزوم Y
کریستوفر والیس، پزشک و نویسنده مقالات متعدد در این حوزه، معتقد است که این برتری ربطی به وجود یا عدم وجود کروموزوم وای (Y) ندارد.
به گفته او این موضوع به مجموعهای از رفتارها و ویژگیهای مرتبط با جنسیت پزشکان بازمیگردد.
پژوهشهای پیشین نشان دادهاند پزشکان زن تمایل دارند زمان بیشتری را به بیماران خود اختصاص دهند.
همچنین این احتمال که مراقبتهای پیشگیرانه ارائه دهند و در پایبندی به دستورالعملهای بالینی از همکاران مرد خود موفقتر باشند، بیشتر است.
این ویژگیها میتواند در کاهش میزان مرگومیر قابل پیشگیری، موثر باشد.
از طرفی به نظر میرسد پزشک زن برای بیماران زن مزایای بیشتری داشته باشد.
در یک مطالعه که در آوریل سال جاری منتشر شد، اگرچه بیماران سالخوردهتر از هر دو جنس، پس از درمان از سوی پزشکان زن، به میزان کمتری جان خود را از دست میدادند اما این تاثیر برای بیماران زن (حدود سه درصد) بیشتر از بیماران مرد (حدود ۰/۸ درصد) بود.
به گفته والیس، پزشکان زن نیازهای بیماران زن را بهتر از همکاران مرد خود درک میکنند.
با این حال صرفنظر از جنسیت پزشک، به نظر میرسد بیماران زن نسبت به بیماران مرد به مراقبتهای پزشکی بهتر پاسخ میدهند.
این شکاف دیگری است که نیاز به بررسی و رفع آن وجود دارد.
به نظر میرسد با وجود پیشرفتهای چشمگیر علمی و فنی در حوزه مراقبتهای بهداشتی و درمانی در دهههای اخیر، شاهد برتری عملکرد پزشکان زن در ارائه خدمات درمانی هستیم.
درک دلایل چنین تفاوتهایی که در نتایج درمان به وجود میآید، به همه پزشکان کمک میکند تا عملکرد خود را بهتر کنند.

وزارت امور خارجه آمریکا روز جمعه ۱۹ مرداد اعلام کرد دولت جو بایدن تصمیم گرفته است ممنوعیت فروش تسلیحات تهاجمی ایالات متحده آمریکا به عربستان سعودی را لغو کند.
این امر به معنای تجدیدنظری بنیادین در سیاست آمریکا در قبال عربستان سعودی، بهویژه پس از جنگ یمن محسوب میشود.
یک مقام ارشد وزارت امور خارجه ایالات متحده، که نامش اعلام نشد، در گفتگو با خبرگزاری رویترز تایید کرد که واشینگتن فروش برخی مهمات هوا به زمین به عربستان سعودی را آزاد کرده است.
او گفت:«درباره فروش این تسلیحات، ما مورد به مورد و مطابق با سیاست فروش تسلیحات متعارف تصمیم خواهیم گرفت.»
یک منبع در کنگره نیز گفت که دولت بایدن این هفته کنگره از تصمیم خود برای لغو این ممنوعیت مطلع کرد.
او گفت فروش این تسلیحات احتمالا از اوایل هفته آینده آغاز خواهد شد.
جان کربی، جان کربی، سخنگوی امنیت ملی کاخ سفید، روز دوشنبه ۳۱ اردیبهشت، گفته بود که ایالات متحده و عربستان سعودی بیش از همیشه به توافق نهایی بر سر یک پیمان دفاعی دوجانبه نزدیک شدهاند.
طبق قوانین ایالات متحده، قراردادهای مهم بینالمللی برای فروش تسلیحات باید قبل از نهایی شدن در کنگره مورد بررسی قرار گیرد. پیش از این قانونگذاران دموکرات و جمهوریخواه با اشاره به مواردی از جمله تلفات غیرنظامیان در جنگ این کشور در یمن و طیف وسیعی از نگرانیهای حقوق بشری، فروش تسلیحات تهاجمی به عربستان سعودی را زیر سوال برده بودند، اما این مخالفت در بحبوحه آشفتگی در خاورمیانه پس از حمله مرگبار حماس به اسرائیل در هفتم اکتبر و بهدلیل تغییر رویکرد ریاض در یمن، کاهش یافته است.
یک مقام دولتی به رویترز گفت: از مارس ۲۰۲۲، زمانی که سعودیها و حوثیها آتشبس تحت رهبری سازمان ملل را پذیرفتند، عربستان سعودی هیچ حمله هوایی به یمن انجام نداده است و حمله از یمن به عربستان سعودی نیز تا حد زیادی متوقف شده است.
این مقام وزارت امور خارجه گفت: «ما همچنین گامهای مثبتی را که وزارت دفاع عربستان سعودی در سه سال گذشته برای بهبود قابل ملاحظه فرآیندهای کاهش آسیبهای غیرنظامی برداشته و تا حدی ناشی از فعالیت مربیان و مشاوران آمریکایی بوده است، یادآوری میکنیم.»
روابط گرمتر عربستان سعودی
جنگ یمن یکی از چند نبرد نیابتی بین جمهوری اسلامی و عربستان سعودی محسوب میشود. حوثیها در اواخر سال ۲۰۱۴ یک دولت تحت حمایت عربستان سعودی را از صنعا برکنار کردند و از سال ۲۰۱۵ با ائتلاف نظامی به رهبری عربستان سعودی در جنگ بودند، این درگیریها صدها هزار نفر کشته بر جای گذاشته و ۸۰ درصد از جمعیت یمن را به کمکهای بشردوستانه وابسته کرده است.
بایدن در سال ۲۰۲۱ با استناد به جنگ این کشور علیه حوثیهای تحت حمایت جمهوری اسلامی موضع سختگیرانهتری در مورد فروش تسلیحات به عربستان سعودی اتخاذ کرد.
با این حال، روابط بین عربستان سعودی و ایالات متحده از آن زمان به بعد گرمتر شده است. واشینگتن پس از حمله هفتم اکتبر حماس، همکاری نزدیکتری با با ریاض داشته است تا برنامهای برای آینده غزه پس از جنگ طراحی کند.
دولت بایدن همچنین در حال مذاکره بر سر یک پیمان دفاعی و توافقی برای همکاری هستهای غیرنظامی با ریاض بهعنوان بخشی از یک توافق گسترده است که عادیسازی روابط عربستان سعودی و اسرائیل را در دل خود دارد.
تصمیم برای رفع ممنوعیت فروش تسلیحات تهاجمی به عربستان سعودی در حالی اتخاذ شده که سطح تهدید در منطقه از اواخر ماه گذشته افزایش یافته است و جمهوری اسلامی و گروه قدرتمند حزبالله لبنان تحت حمایت تهران متعهد شدهاند که پس از کشته شدن اسماعیل هنیه ، رییس دفتر سیاسی حماس در تهران، از اسرائیل انتقام بگیرند.
از زمان آغاز جنگ غزه، حوثیها بهعنوان یک حامی قوی حماس در جنگ علیه اسرائیل ظاهر شدهاند و به کشتیهای تجاری، که به گفته آنها به اسرائیل مرتبط هستند یا به سمت بنادر اسرائیل حرکت میکنند، حمله کردهاند.

ماهوارههای جدید استارلینک شرکت اسپیسایکس که به ارائه اینترنت در مدار پایین زمین مشغولاند، با افزایش چشمگیر روشنایی خود، موجب نگرانی جدی ستارهشناسان شدهاند. این موضوع باعث ایجاد اختلالات بصری در تصاویر و کاهش کیفیت مشاهدات نجومی شده است.
شرکت اسپیسایکس ناوگانی بزرگ از ماهوارههای استارلینک را در مدار زمین مستقر کرده که اینترنت پایدار را مستقیما از مدارهای پایینی زمین ارائه میدهند. اما تعداد رو به رشد این ماهوارهها مشکلات جدی برای مشاهدات فضایی ایجاد کرده است.
اخیرا، یک مطالعه نشان داد که ماهوارههای جدید استارلینک، پنج برابر روشنتر از سایر ماهوارهها هستند و این موضوع نگرانیهای بسیاری درباره تاثیر آنها بر مشاهدات نجومی به وجود آورده است.
تاثیر بر مشاهدات نجومی
تلسکوپ سیتیایاو (CTIO) در شیلی، با نوردهی ۳۳۳ ثانیهای، حداقل ۱۹ خط درخشان از رد ماهوارههای استارلینک را در یک تصویر ثبت کرده است.

این خطوط درخشان بهطور جدی کیفیت تصاویر نجومی را کاهش میدهند و مشکلاتی برای ستارهشناسان در رصد اجرام آسمانی ایجاد میکنند.
فناوری جدید و تاثیرات آن
اولین گروه از ماهوارههای موسوم به «مستقیم به موبایل» یا دیتیسی (Direct To Cell) که برای پشتیبانی از ارتباطات ماهوارهای با تلفنهای هوشمند طراحی شدهاند، در ژانویه امسال از سوی اسپیسایکس به فضا پرتاب شدند.
کمیسیون ارتباطات فدرال ایالات متحده به اسپیسایکس مجوز آزمایش این فناوری شامل دو هزار دستگاه آزمایشی و ۸۴۰ ماهواره را داده است.
قرار است در آینده نزدیک از این تکنولوژی برای اتصال مستقیم تلفنهای همراه به اینترنت ماهوارهای استفاده شود.
در ماه مارس، این شرکت درخواست مجوز برای پرتاب حداکثر هفت هزار و ۵۰۰ ماهواره از این دست کرد.
خدمات اینترنتی این ماهوارهها در ابتدا شامل ارسال و دریافت پیامهای متنی است و برنامههایی برای اضافه کردن صدا و اطلاعات در آینده وجود دارد.
ماهوارههای استارلینک معمولا در مداری به ارتفاع ۴۵۰ کیلومتر از سطح زمین قرار دارند اما نسل جدید ماهوارههای دیتیسی در ارتفاع ۳۵۰ کیلومتری از سطح زمین قرار میگیرند و به دلیل حضور در مدارهای پایینتر روشنتر به نظر میرسند.
افزایش تعداد ماهوارهها
علاوه بر اسپیسایکس، شرکتهای دیگری مانند لینک گلوبال (Lynk Global) و ایاستی اسپیس موبایل (AST SpaceMobile) نیز بر روی شبکههای فضایی برای ارتباط با تلفنهای همراه کار میکنند.
یک شرکت دولتی چینی روز ۱۶ مرداد ماه، ۱۸ ماهواره را با موفقیت در مدار قرار داد.
این ماهوارهها قرار است نسخه چینی از ماهوارههای استارلینک شرکت آمریکایی اسپیس ایکس باشند.
اسپیسایکس در تلاش است تا با همکاری با سازمانهای نجومی، روشنایی این ماهوارهها را کاهش دهد و تاثیرات آنها را بر رصدهای نجومی به حداقل برساند.
مطمئنا چنین فناوری برای مناطق دور افتاده با اتصال ضعیف به اینترنت، حیاتی است ولی مانع ثبت دقیق تصاویر آسمان شب از سوی منجمانی میشود که برای کاوش در جهان و کشف سیارکهای بالقوه خطرناک بهدنبال گرفتن عکسهای واضح از آسمان اند.
با وجود همکاری اسپیسایکس با ستارهشناسان، مشخص نیست که آیا دیگر شرکتها نیز همین راه را دنبال خواهند کرد یا خیر.
چیزی که مسلم است، افزایش تعداد ماهوارهها در مدار زمین، در آینده منظره آسمان شب بر روی کره زمین را تغییر میدهد.

«گردباد» به «گردبادها» تبدیل شده است: اولین قسمت فیلم گردباد (توئیستر)، به یکی از سودآورترین فیلمهای سال ۱۹۹۶ تبدیل شد و به همین دلیل عجیب بود که تولید قسمت دوم با وقفه بیستوچند ساله همراه شد.
موفقیت این روزهای قسمت تازه این فیلم با عنوان «گردبادها» در گیشهها، به نظر میرسد هالیوود را به سرعت به تولید قسمت سوم خواهد کشاند.
«گردبادها» ساخته لی ایزاکچونگ همان داستان قبلی را به شکل دیگری تکرار میکند که این بار قهرمانش به نام کیت کارتر در ابتدای فیلم با یک فاجعه دردناک مواجه میشود و سالها طول میکشد تا برای درمان خود و رسیدن به مقصود نیمهکارهاش، دوباره دست به کار شود.
او پروژه دانشجوییاش را همراه دوست پسرش و چند نفر از دوستانش پیگیری میکند تا با رفتن به میان گردبادهای مخرب و باز کردن بستههای سدیم پلی اکریلات، گردباد را بخواباند و از خرابیهای آن در شهرها و روستاها جلوگیری کند.
ابتدای فیلم با یک شوک همراه است چرا که غالب شخصیتهایی که تماشاگر در چند دقیقه اول با آنها آشنا شده، میمیرند. پروژه کیت در همان آغاز با مشکل مواجه میشود و با گیر افتادن او و گروهش در میان گردباد، دوست پسر و دو نفر از دوستانش را از دست میدهد. به این ترتیب بار گناه با شخصیت اصلی فیلم همراه میشود تا دست از این کار بکشد و به شغل تازهای در شهر روی بیاورد اما فیلم بعدتر با این قضیه بار گناه به شکل کلیشهای برخورد میکند و نمیتواند به درون احساسات این زن که موجب مرگ عزیزانش شده نفوذ کند.
اما طبیعتا فیلم قهرمانش را باز به داخل ماجرا میآورد تا پروژه ناتمامش را به اتمام برساند. در این راه فیلمساز از تمام فرمولهای از پیش موفق ژانر استفاده میکند و بر اساس آن ما میدانیم که فیلم به چه سمت و سویی خواهد رفت. فیلمساز از این ماجرا ابایی ندارد و فیلم را کاملا منطبق بر نیاز و انتظار تماشاگر پیش میبرد و به هیچ وجه از فرمولهای از پیش تعیین شده عدول نمیکند. سازندگان قصد نوآوری ندارند و تنها میخواهند یک داستان بسیار ساده را در دل طوفانهای سهمگین پیش ببرند. یعنی عملا داستانگویی را به حداقل میرسانند تا تماشاگر مقهور صحنههای جذابی شود که حالا با پیشرفت تکنولوژی دیدنیتر از فیلم قبلی هستند و روی پرده سینما عظمت خاصی دارند.
در طول فیلم چندین بار تماشاگر به تمامی در دل یک گردباد سهمگین قرار میگیرد و موقعیت خود به عنوان تماشاگر در محیط امن سالن سینما را فراموش میکند تا آنجا که یکی از صحنههای زیبای فیلم در داخل سالن سینما اتفاق میافتد و گردباد وارد سالن میشود و آن را ویران میکند تا همذاتپنداری تماشاگر در داخل سینما بیشتر شود.

صحنههای گردباد از ابتدا تا انتها دقایق زیادی از فیلم را به خود اختصاص میدهند و هر صحنه میانه که معمولا چندان طول نمیکشد، در واقع مقدمهای میشود برای یک صحنه اکشن دیگر از گردبادی که میتواند به قیمت جان شخصیتهای اصلی تمام شود. به همین دلیل شخصیتپردازی به اندازه صحنههای اکشن اهمیت ندارد. از دید سازندگان، ما نیازی به شناخت بیشتر شخصیتها نداریم و فیلم فقط اشارههایی به خصوصیات آنها دارد تا به یک صحنه اصلی اکشن برسد.
اما در همان دیالوگهای کوتاه، فیلم سعی دارد شخصیتهایی نامتعارف خلق کند. مثلا شخصیت یوتیوبی معروف به نام تیلر در ابتدا با ویژگیهای منفی به عنوان یک فرصتطلب و سودجو معرفی میشود اما در ادامه، فیلم جای شخصیت مثبت و منفی را جابهجا میکند و ما میفهمیم دوست کیت یعنی شخصیت مثبت، بیش از تحقیق علمی، به همراه شریکش به دنبال سودجویی مادیای است که از طریق یک مارشال فرصتطلب رقم میخورد و هر بار پس از ویرانی یک شهر، آنها آنجا حاضر میشوند تا زمینها را ارزانتر از قیمت برای مارشال بخرند.
اما به شکل وارونه، تیلر از میانه فیلم به شخصیت مثبت تبدیل میشود که طبق فرمول معمول، کیت هم به او دل میبازد. از اینجا با عاشقانهای همراه هستیم که قرار است باز طبق فرمول از پیش تعیین شده، تحقیق علمی هم از راه همکاری این دو نفر پیش برود.
اما وقایع فیلم که به قصههای جن و پری شبیهتر است تا واقعیت زندگی، دوست کیت را هم به جمع «خوبان» روزگار برمیگرداند که به نظر میرسد باج دادن خوشبینانه بیدلیلی است که تماشاگر نیازی به آن ندارد.
انتقاد از محققان و دانشمندانی که در خدمت ثروتاندوزی قرار میگیرند و خود را به سرمایهداری میفروشند، میتوانست یکی از مایههای مهم فیلم را شکل دهد اما سازندگان ترجیح دادهاند مایهای را که حرف زدن درباره آن را خود در دل فیلم گنجاندهاند، به شکل سربستهای رها کنند و به دنیای اکشن جن و پری فیلم بازگردند که البته به خودی خود و در راستای فیلم پرفروش هالیوودی اشکالی ندارد اما مشخص نیست که اگر قرار بر این نوع پایان کلیشهای برای فیلم بود (که همه چیز به خوبی و خوشی تمام شود، آن هم فیلمی که در ابتدا با «خوبی و خوشی» پیش نمیرود و با مرگ دردناک شخصیتها همراه میشود و شروع متفاوتی را شکل میدهد) اساسا چرا وارد بحث پیچیدهای درباره خودفروشی علم میشود که در نهایت مجبور باشد این گونه بیهدف رهایش کند.

در برابر تهدید روسیه، ارتشهای اروپای شرقی با بحران کمبود نیرو مواجه شدهاند. جمهوری چک با برگزاری دورههای آموزشی تابستانی برای دانشآموزان و دیگر کشورهای منطقه با کمپینهای تبلیغاتی و افزایش بودجه دفاعی، در تلاشاند برای جبران کمبود نیرو، نسل جدیدی از سربازان را به کار گیرند.
به گزارش خبرگزاری رویترز، ارتشهای کشورهای اروپای شرقی عضو سازمان نظامی پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو)، از جمله جمهوری چک، رومانی، لهستان و مجارستان، سالهاست در دستیابی به اهداف استخدامی خود با مشکل مواجهاند.
این مساله باعث کمبود سرباز در واحدهای ارتشهای منطقه و عدم آمادگی رزمی نیروها شده است.
برنامههای آموزشی و کمپینهای تبلیغاتی
در جمهوری چک، برنامههای آموزشی تابستانی برای دانشآموزان دبیرستانی به منظور آشنا کردن آنها با زندگی نظامی و ترغیبشان به پیوستن به ارتش، اجرا میشود.
بر اساس گزارش روز جمعه ۱۹ مرداد رویترز، این برنامه چهار هفتهای در یک منطقه نظامی بسته در غرب پراگ برگزار میشود و شامل آموزشهای عملی مانند تیراندازی و تاکتیکهای نظامی است.
حدود ۸۰ دانشآموز دبیرستانی در این برنامه شرکت کردهاند.
در کشورهای دیگر مانند مجارستان و لهستان نیز کمپینهای تبلیغاتی گستردهای با استفاده از بیلبوردها، تبلیغات رسانهای و حتی ساخت سریالهای تلویزیونی به منظور جذب نیروهای جدید در حال انجام است.
در مجارستان تا پایان سال ۲۰۲۴، یک سریال تلویزیونی با موضوع ارتش به عنوان بخشی از یک کمپین رسانهای برای جذب نیروهای جدید پخش خواهد شد.
رقابت شدید در بازار کار و پایین بودن نرخ بیکاری در این کشورها از دیگر چالشهای بزرگ آنها در جذب نیروست. جوانان ترجیح میدهند به جای پیوستن به ارتش، در بخش خصوصی با درآمد بالاتر مشغول به کار شوند.
در مقابل، ارتشها تلاش میکنند با ارائه پیشنهادهای مالی جذابتر و سادهتر کردن معیارهای پزشکی و سلامتی، جوانان را به خدمت نظامی تشویق کنند.
تهدیدهای امنیتی و افزایش بودجه دفاعی
پس از آغاز جنگ اوکراین با تهاجم روسیه به این کشور، تهدیدات امنیتی در منطقه افزایش یافته است.
لهستان به عنوان بزرگترین کشور اروپای شرقی، در تلاش است تا بودجه دفاعی خود را به حدود پنج درصد از تولید ناخالص داخلی افزایش دهد.
این کشور برای آموزش نظامی شهروندان جوان، کمپینی با نام «تعطیلات با ارتش» راهاندازی کرده و برنامههای گستردهای برای افزایش تعداد سربازان خود به ۳۰۰ هزار نفر در نظر دارد.
یکی دیگر از مشکلات ارتشهای اروپای شرقی، ترک خدمت سربازان حرفهای پس از چند سال خدمت است.
آمارها نشان میدهند در سال ۲۰۲۳، بیش از ۹ هزار سرباز حرفهای لهستان را ترک کردهاند.
ارتشها برای مقابله با این مشکل در حال تدوین پیشنهادهای مالی جدید و جذابتر برای حفظ نیروهای فعلی خود هستند.
در رومانی ۴۳ درصد از پستهای افسران و ۲۳ درصد از پستهای سربازان و دیگر درجات حرفهای خالی ماندهاند که حاکی از بحران کمبود نیرو در این کشور است.
رومانی با کمبود نیروهای آموزشدیده برای استفاده از تجهیزات نظامی جدید خود مانند جتهای جنگنده اف-۱۶ مواجه است.
کشورهای اروپای شرقی امیدوارند با جذب نسل جدیدی از سربازان جوان، بتوانند بحران کمبود نیرو را پشت سر گذاشته و آمادگی دفاعی خود را افزایش دهند.
