پایگاه خبری رویداد۲۴ نوشت بر اساس برخی گزارشها، بالگرد حامل رئیسی و هیات همراهش بیمه نبوده است.
در این گزارش آمده است: «نهادهای ذیربط در بیمه کردن هلیکوپترهای ریاستجمهوری کوتاهی کردهاند. دستگاههای نظارتی باید به این موضوع ورود کنند و به سوالات افکار عمومی پاسخ دهند.»
رویداد۲۴ به نقل از یک مقام مسئول نوشت: «جستوجو در سامانههای بیمهگری نشان میدهد که تا کنون هیچ بیمهنامهای برای این هلیکوپتر صادر نشده است.»
وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی در بیانیهای اعلام کرد جنازه حسین امیرعبداللهیان روز پنجشنبه سوم خردادماه در حرم عبدالعظیم حسنی در شهر ری دفن خواهد شد.
پس از کشته شدن امیرعبداللهیان در سانحه سقوط بالگرد، علی باقری کنی سرپرست وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی شده است.
مرکز مشاوره و آموزش حقوقی ویژه کنشگران (دادبان) خبر داد ماشاالله کرمی، پدر محمدمهدی کرمی، از معترضان اعدام شده در جریان خیزش انقلابی مردم ایران، به شش سال زندان محکوم شده است.
به گزارش دادبان در روز سهشنبه یکم خرداد، کرمی که اکنون در ندامتگاه مرکزی کرج به سر میبرد، به اتهام «اجتماع و تبانی» به پنج سال حبس و برای اتهاماتی نظیر «اقدام علیه نظام» و «بر هم زدن امنیت ملی» به یک سال حبس دیگر محکوم شده است.
پیشتر و در آذرماه ۱۴۰۲، کمیته پیگیری وضعیت بازداشتشدگان اعلام کرد بر اساس کیفرخواست صادره از سوی دادسرای عمومی و انقلاب کرج، کرمی به «عضویت در دستهجات و جمعیت به قصد اقدام علیه امنیت کشور»، «تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی»، «تشکیل گروه به قصد بر هم زدن امنیت کشور»، «اهانت به مقدسات» و «توهین به رهبری» متهم شده است.
آخرین جلسه رسیدگی به اتهامات کرمی پیش از صدور حکم حبس شش ساله، روز چهارم اردیبهشت در شعبه دوم دادگاه انقلاب کرج برگزار شده بود.
به گفته علی شریفزاده اردکانی، یکی از وکلای کرمی، این پدر دادخواه به «پولشویی» و «تحصیل مال از طریق نامشروع» نیز متهم شده که این پرونده در دادگاه کیفری دو نظرآباد در حال رسیدگی است.
ماشاالله کرمی ۳۱ مرداد سال گذشته با یورش نیروهای وزارت اطلاعات به خانهاش در کرج دستگیر و به بازداشتگاه اداره اطلاعات این شهر منتقل شد.
ماموران در زمان بازداشت کرمی شماری از لوازم الکترونیکی، از جمله لپتاپ و تلفن همراه او و اعضای خانوادهاش را ضبط کردند و با خود بردند.
بر اساس گزارشهای منتشر شده، کارتهای بانکی کرمی و خانوادهاش هم مسدود شدهاند.
محمدمهدی کرمی، جوان ۲۱ سالهای بود که در جریان مراسم چهلم حدیث نجفی و پارسا رضادوست، از کشتهشدگان جنبش مهسا، به اتهام کشتن یک نیروی بسیجی به نام روحالله عجمیان بازداشت شد.
قوه قضاییه جمهوری اسلامی حکم به محکومیت ۱۶ نفر در این پرونده داد که از میان آنها، محمدمهدی کرمی و محمد حسینی، ۱۷ دی ۱۴۰۱ اعدام شدند.
پیش از این گزارشهای متعددی درباره شکنجه محمدمهدی کرمی و دیگر متهمان این پرونده برای گرفتن اعتراف اجباری از آنان منتشر شده بود.
علاوه بر کرمی و حسینی، جمهوری اسلامی هفت نفر دیگر را با نامهای محسن شکاری، مجیدرضا رهنورد، مجید کاظمی، سعید یعقوبی، صالح میرهاشمی، میلاد زهرهوند و محمد قبادلو، در ارتباط با خیزش انقلابی مردم ایران اعدام کرد.
عرفان ثابتی، پژوهشگر فلسفه و جامعهشناس در گفتوگو با ایراناینترنشنال به واکنش ایرانیان به مرگ ابراهیم رئیسی پرداخت و گفت در طول تاریخ، مرگ چهرههایی مانند هیتلر، صدام، موسولینی، پینوشه، میلوشویچ و چائوشسکو، خوشحالی و رضایت مردم را در پی داشته و رئیسی را نیز میتوان در این دسته قرار داد.
او افزود: «ایرانیان از اینکه دست یک ظالم از تداوم جنایاتش کوتاه شده، شادمانی میکنند.»
ثابتی تاکید کرد در تمامی حکومتهای تمامیتخواه، لطیفهگویی سیاسی یک امر مرگبار بوده است زیرا شوخی کردن و لطیفه گفتن روایت رسمی حکومت از رویدادها را «تَرَک میدهد».
آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه آمریکا در پاسخ به انتقادات در خصوص تسلیت گفتن برای مرگ ابراهیم رئیسی گفت موضع واشینگتن در قبال تهران دستخوش تغییر نشده است.
بلینکن افزود وزارت امور خارجه ایالات متحده در اقدامی «رسمی» و مسبوق به سابقه کشته شدن رئیسی را تسلیت گفته و این روالی است که در خصوص رهبران کشورهای مختلف، اعم از «دشمنان و غیر آن»، وجود دارد.
او تاکید کرد تسلیت گفتن واشینگتن این واقعیت را تغییر نمیدهد که رئیسی، چه در جایگاه یک رییسجمهور و چه در جایگاه یک قاضی، در «اقداماتی مذموم، از جمله سرکوب مردم خودش» دست داشت.
اگر فرضیه «حذف رئیسی» جدی باشد پرسش این است که آن بخش از مافیا که دیگر رئیسی را نمیخواست به دنبال طرح کدام گزینه او را حذف کرده است؟
محسنی اژهای در نخستین اظهار نظر پس از مرگ ابراهیم رئیسی گفته است: «او نیروی مورد وفاق جریانهای مختلف بود.»
در حکومتهای استبدادی، نقشها و نقشههای آینده، همواره پشت پرده تعریف میشود و مردم جایی برای دخالت، انتخاب و نقشآفرینی ندارند. پیشتر بارها در خبرهای مختلف خواندهایم که کمیتهای در مجلس خبرگان برای رهبری آینده تصمیم میگیرد و جز رهبری و حلقه کوچک مورد اعتماد او هیچکس از تصمیمات آن کمیته خبر ندارد. اما مناسبات سیاسی، نظامی و اقتصادی دهههای اخیر نشان میدهد که حتی آن کمیته هم تصمیمگیر نیست و مافیایی مرکب از نظامیان و روحانیان خاص، زیر نظر علی خامنهای، با یک «معیار مشخص» رهبری آینده را تعیین و به خبرگان ابلاغ میکنند و خبرگان ماشین امضای آن تصمیم و تعیین است. رد صلاحیتهای گسترده هم برای این است که هیچ مزاحمی این ماشین امضا را دچار اختلال نکند.
اما آن معیار مشخص چیست؟ تداوم و تامین منافع اقتصادی و نظامی آن مافیا، همین و بس. اگر این تصویر را بپذیریم بهتر میتوان معنای حرف اژهای را فهمید. رئیسی «نیروی مورد وفاق» اجزای مختلفِ آن مافیا بود. اگر مرگ رئیسی محصول یک حادثه بوده باشد حالا مافیا باید به یک «نیروی مورد وفاقِ» دیگر برسد. اما اگر مرگ رئیسی حاصل «حذف» او باشد نه حادثه، معنایش این است که اختلافی در مافیا افتاده و او دیگر «مورد وفاق» نبوده است. به عبارت دیگر، اگر فرضیه «حذف رئیسی» جدی باشد پرسش این است که آن بخش از مافیا که دیگر رئیسی را نمیخواست به دنبال طرح کدام گزینه او را حذف کرده است؟
و اگر آن حادثه طبیعی بوده باشد باز هم این پرسش مطرح است که مافیا بر سر چه کسی به توافق خواهد رسید؟
حکومت مافیایی که همه تصمیمها را دور از چشم مردم میگیرد راهی برای رسیدن به فکتهای روشن باقی نگذاشته است و در نتیجه پاسخ این پرسش روشن نیست؛ اما در میان تمام این ابهامها یک چیز روشن است: در دو دهه گذشته شایعه جانشینی مجتبی خامنهای هرگز حتی در حد یک خط هم به صورت رسمی تکذیب نشده است.
در حکومتی که رهبرش حتی درباره جزییاتی مثل «اعزام اردوی دانشجویان به کیش» اظهار نظر میکند و جلوی آن را میگیرد و گاه نسبت به کوچکترین شایعات واکنش نشان میدهد چنین سکوتی اصلا طبیعی نیست. خود این سکوت میتواند یک فکت باشد، به ویژه اگر در چنین پرونده حساسی تصور کنیم «سکوت علامت رضاست.»