• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

خیزش انقلابی ایران؛ ائتلاف، گامی رو به جلو برای ایجاد تغییر در ایران

۲۴ دی ۱۴۰۱، ۱۴:۰۰ (‎+۰ گرینویچ)

مقاله‌ای در وب‌سایت شورای آتلانتیک درباره تلاش ایرانیان به منظور تشکیل ائتلاف در برابر جمهوری اسلامی منتشر شده است که در ادامه آن را می‌خوانید.

- سال ۲۰۲۲ سال شکوه همبستگی ایرانیان با هر باور و زبان و گرایش بود. با سازماندهی و همبستگی، سال ۲۰۲۳ سال پیروزی ملت ایران خواهد بود؛ سال تحقق آزادی و عدالت در ایران.

پیام‌ بالا، پیامی بود که شب سال نو میلادی، همزمان بر روی صفحات چندین چهره سرشناس ایرانی در رسانه‌های اجتماعی‌شان نقش بست.

این پست همبستگی را اعضای ائتلاف غیررسمی متشکل از فعالان جامعه مدنی و چهره‌های عمومی مهم ساکن خارج ایران مثل شاهزاده رضا پهلوی، مسیح علی‌نژاد، شیرین عبادی، نازنین بنیادی، علی کریمی، حامد اسماعیلیون، عبدالله مهتدی، گلشیفته فراهانی و دیگر چهره‌ها منتشر کردند؛ چهره‌هایی که به دلیل دموکراسی‌خواهی و فعالیت و شهرتشان، انتظار می‌رفت جزو ائتلاف ایرانیان خارج کشور باشند.

چنین ائتلافی، ولو غیررسمی، گامی مهم برای دادن صدایی متحد و رسا به چندین میلیون ایرانی ساکن خارج کشور است تا از آن برای تاثیر بر جامعه بین‌الملل و از همه مهم‌تر بر حکومت‌های غربی -برای تشدید فشار بر جمهوری اسلامی- استفاده کنند و این رژیم را بیش از پیش به انزوا برانند.

ائتلافی آگاه به موانع پیش رو؟

پس از انتشار پیام مشترک مذکور، انتقاداتی متوجه این پیام مبنی بر اعلام ائتلاف غیررسمی شد که برخی اعضای آن مانند مهتدی، علی‌نژاد، اسماعیلیون و عبادی، بر به جا بودن برخی از این انتقادات و کمبودهای فعلی ائتلاف اذعان و بر برخی اهداف آن تاکید کردند:

۱. اذعان به مشکل حذف شعار «زن زندگی آزادی»، شعار اصلی خیزش انقلابی، از پیام منتشرشده در سال نو میلادی.

۲. پذیرفتن نیاز به گسترش تنوع در عضویت در ائتلاف برای در بر گرفتن چهره‌های داخل ایران.

۳. لزوم پذیرا بودن انتقادات تند که علیه این ائتلاف و عملکرد آن مطرح می‌شود و پاسخگو بودن در برابر آنها تا اشتباهات تاریخی نهادهای سیاسی ایران که فضایی به انتقادهای سازنده نمی‌دادند، تکرار نشود.

۴. فهم این نکته که چنین ائتلافی صرفا به منزله یک آغاز و نه پایان است و فرآیندی است که در نشو و نماست.

۵. پذیرش این که ائتلاف مذکور، ائتلافی در برابر جمهوری اسلامی برای ایجاد یک دموکراسی سکولار، بازیابی کرامت انسانی و برابری میان تمامی شهروندان ایران، فارغ از جنسیت، اتنیک و باورهای آنان است. به عبارت دیگر، وحدت در عین کثرت و نیازمند پایان دادن به اشکال متفاوت تبعیض است.

100%

۶. بیان این که ائتلاف میلی به در دست گرفتن قدرت در ایران ندارد اما برای نابودی جمهوری اسلامی و گذار به دموکراسی تلاش می‌کند.

۷. تاکید بر این که مشروعیت، در درجه اول از مردم داخل ایران و نه ایرانیان ساکن خارج کشور سرچشمه می‌گیرد با اشاره به این نکته که ایرانیان خارج کشور هم کم‌اهمیت محسوب نمی‌شوند.

۸. نیاز به پیدا کردن راهبردی به منظور بنای ساختاری برای پیروزی بر جمهوری اسلامی و هموار کردن راه برای ایرانی دموکراتیک، آن هم در حالی که پیوندی ارگانیک با مردم داخل ایران برقرار شده باشد.

تمرکز بهتر بر مساله طبقه اجتماعی مهم است

تاثیر ائتلاف بر پویایی داخلی، به‌خصوص جنبش اعتراضی، هنوز روشن نیست. مخصوصا چالش همراه کردن هر چه بیشتر قشر کارگر که می‌تواند با اعتصاب، به‌ویژه اعتصاب دائم، شاهرگ اقتصادی رژیم را ببرد، همچنان برجاست.

100%

مشخص نیست که ائتلاف غیررسمی تا چه اندازه نماینده منافع قشر کارگر در ایران باشد. قشری که به‌گونه‌ای نامتناسب از شرایطی که جمهوری اسلامی به وجود آورده، متضرر است. البته این به آن معنا نیست که ائتلاف‌کنندگان، اشرافی به وضعیت طبقه کارگر ندارند اما ادغام دغدغه‌های این طبقه اهمیت بارزی دارد چون برخی کارگران نگرانند یک اپوزیسیون مقیم خارج، به دلیل این که مساله طبقه اجتماعی را در نظر نمی‌گیرد، لزوما نتواند تضمینی برای تامین منافع آنها بدهد و بدتر از آن این که، آنها را در ایران پسا-جمهوری اسلامی یکه و تنها رها کند.

اما با وجود کمبودهای احتمالی تشکل ائتلاف اولیه، باید به خاطر داشت تمامی گروه‌های اجتماعی داخل ایران از جمله کارگران، از سلطه طولانی جمهوری اسلامی در رنج‌ هستند و از ایران دموکراتیک بسیار بیشتر بهره خواهند برد.

از آن گذشته، مستندات محکمی مبنی بر این وجود دارد که بخش‌های بزرگی از جامعه ایران از سن ایدئولوژی و دگماتیسم عبور کرده‌ -همان گروهی که مباحثات سیاسی را پیش از انقلاب ۵۷ قبضه کرده بودند- به جای آن، تاکید جنبش انقلابی امروز ایران بر این است که حقوق بشر و دموکراسی به طور کلی و در ذات خود با حقوق زنان مرتبط است و این باور می‌تواند مبنای تضمین منافع گروه‌های سیاسی در ایران آتی قرار بگیرد.

همچنین با توجه به این که جمهوری اسلامی حقوق سیاسی و اقتصادی مردم ایران را نادیده می‌گیرد، آنانی که خواهان ایجاد تغییرات مثبت در ایران‌ هستند باید همواره از این دو مساله سخن بگویند.

جدی گرفتن مساله حقوق کارگران می‌تواند عناصری را که برای پیوستن تمام‌ و کمال به جنبش انقلابی تمایلی ندارند (قشر خاکستری)، با خود همراه کند.

100%

دیگر این که یک مانیفست سیاسی یا برنامه‌ای لازم است که حقوق سیاسی و همچنین اقتصادی مردم را تضمین کند، راهبرد بچیند و گام‌هایی ملموس در راه برنامه‌ریزی برای جنبش اعتراضی داخل ایران بردارد.

این‌ها همه برای کمک به آن‌چه می‌توان آن را یک گام رو به جلو در «فرایند انقلابی» نامید، ضروری است و ترجیحا باید نمایندگانی از سه بخش عمده جامعه مدنی ایران یعنی زنان، کارگران و دانشجویان داشته باشد.

همچنین شرکت جوانان و گروه‌های اتنیکی به حاشیه رانده‌ شده که نیروهای محرکه جنبش اعتراضی کنونی‌اند در کنار انجمن‌های مشاغل همچون انجمن معلمان، وکلا، پزشکان، رانندگان اتوبوس و کامیون و غیره نیز لازم است.

برای آن که فرآیند انقلابی ایران موفق شود، باید درس‌هایی از جنبش‌های مشابه در جهان و جهان عرب آموخت. مورد سودان می‌تواند الگوی ایران باشد: در سودان، نیروی محرکه جنبش انقلابی، انجمن شاغلان سودان بود که شبکه جامعه مدنی زیرزمینی و پایه‌ای متشکل از معلمان، روزنامه‌نگاران، پزشکان، وکلا و صاحبان دیگر مشاغل بود. البته که شکل‌گیری چنین شبکه جامعه مدنی‌ای در ایران با سرکوب شدید جمهوری اسلامی روبه‌رو است. با این حال، سرکوب رژیم به این معنا نیست که راهی برای دور زدن چنین موانع بزرگی بر سر راه وجود ندارد.

اتحاد بی‌سابقه چهره‌های برجسته اپوزیسیون که ایرانیان مدت‌ها چشم انتظار آن بودند می‌تواند نخستین پیامد اتحاد مشابه در داخل ایران باشد که از ابتدای جنبش شاهد آن بوده‌ایم.

ویژگی مشترک میان اتحاد داخل و خارج ایران، درخواست سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی از راه‌هایی صلح‌آمیز و ایجاد آینده‌ای دموکراتیک برای ملت ایران است.

پربازدیدترین‌ها

وال‌استریت ژورنال: حملات امارات به جمهوری اسلامی بسیار بیشتر از آنچه گزارش شده بوده است
۱

وال‌استریت ژورنال: حملات امارات به جمهوری اسلامی بسیار بیشتر از آنچه گزارش شده بوده است

۲

ترامپ برای تصمیم‌گیری درباره توافق با جمهوری اسلامی به اتاق وضعیت می‌رود

۳

دادگستری آمریکا: متهم پرونده تروریسم می‌گوید پیش از جنگ با خامنه‌ای دیدار کرده بود

۴
تحلیل

وال‌استریت‌ ژورنال: کاهش فشار پیش از تعیین تکلیف اورانیوم غنی‌شده، یک قمار پرهزینه است

۵

نیویورک‌تایمز: واشینگتن و تهران به چارچوبی برای بازگشایی تنگه هرمز نزدیک شده‌اند

انتخاب سردبیر

  • هم‌زمان با چشم‌انداز مبهم مذاکرات، محاصره دریایی بندرهای ایران ادامه دارد

    هم‌زمان با چشم‌انداز مبهم مذاکرات، محاصره دریایی بندرهای ایران ادامه دارد

  • اینترنت، معیشت و میلیاردها دلار زیان؛ روایت ۸۸ روز خاموشی
    تحلیل

    اینترنت، معیشت و میلیاردها دلار زیان؛ روایت ۸۸ روز خاموشی

  • قطر درخواست جمهوری اسلامی برای آزادسازی بدون محدودیت ۱۲ میلیارد دلار را رد کرد
    اختصاصی

    قطر درخواست جمهوری اسلامی برای آزادسازی بدون محدودیت ۱۲ میلیارد دلار را رد کرد

  • پلیس بریتانیا: مردی یونانی در ارتباط با هدف قرار دادن خبرنگار ایران‌اینترنشنال متهم شد

    پلیس بریتانیا: مردی یونانی در ارتباط با هدف قرار دادن خبرنگار ایران‌اینترنشنال متهم شد

  • دادستانی میلان دو شهروند ایرانی را به ظن تهدید مخالفان جمهوری اسلامی تحت تحقیق قرار داد

    دادستانی میلان دو شهروند ایرانی را به ظن تهدید مخالفان جمهوری اسلامی تحت تحقیق قرار داد

•
•
•

مطالب بیشتر

در آستانه تجمع ۱۶ ژانویه استراسبورگ؛ «اروپا باید سپاه پاسداران را گروه تروریستی اعلام کند»

۲۴ دی ۱۴۰۱، ۱۳:۱۴ (‎+۰ گرینویچ)
در آستانه تجمع ۱۶ ژانویه استراسبورگ؛ «اروپا باید سپاه پاسداران را گروه تروریستی اعلام کند»
100%

ایرانیان ساکن اروپا مشغول تدارک تجمع بزرگی در همبستگی با مردم ایران‌ هستند که روز‌ دوشنبه ۱۶ ژانویه، ۲۶ دی‌ ماه، مقابل پارلمان اروپا در شهر استراسبورگ فرانسه‌ برگزار می‌شود.

هدف از این تجمع، مجاب کردن مقام‌های اروپایی به قرار دادن نام سپاه پاسداران در لیست گروه‌های تروریستی است. ایرانیان بر روی شبکه‌های اجتماعی، درباره نحوه رساندن خود به تجمع، پروازها، کرایه اتوبوس برای رفتن دسته‌جمعی و اقامت در شهر، اطلاع‌رسانی و برنامه‌ریزی می‌کنند.

هم‌زمان، وورلد کرانچ، در مقاله‌ای به لزوم اقدام اروپا برای کمک به ایرانیان در این برهه از خیزش انقلابی پرداخته است.

پس از گذشت سه سال از کشته شدن قاسم سلیمانی، فرمانده آن‌زمان سپاه قدس، اتحادیه اروپا همچنان قرار دادن یا ندادن نام سپاه پاسداران در لیست گروه‌های تروریستی را سبک سنگین می‌کند.

دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری سابق آمریکا، پیش‌تر از اروپایی‌ها خواسته بود تا سپاه پاسداران را تروریست اعلام کند اما درخواست او با مخالفت آنگلا مرکل، صدر اعظم پیشین آلمان، امانوئل مکرون، رییس‌جمهوری فرانسه و بوریس جانسون، نخست‌وزیر وقت بریتانیا رو‌به‌رو شد.

حالا پس از سه سال، اروپایی‌ها به حرف دونالد ترامپ رسیده‌اند.

دیلی تلگراف بریتانیا هم اخیرا از تصمیم دولت این کشور برای تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران طی هفته‌های آتی خبر داد و دلیل آن را اقدامات جهوری اسلامی برای قتل و آدم‌ربایی در خاک بریتانیا عنوان کرد.

آلمان هم روابط خود با رژیم ایران را محدود کرده و به دوتابعیتی‌ها و ایرانیان مقیم این کشور توصیه کرده که به ایران سفر نکنند.

در چنین شرایطی، عناصر جمهوری اسلامی انگشت اتهام را به سمت آلمان و آمریکا -که ماه‌ها میزبان تجمعات ایرانیان علیه رژیم جمهوری اسلامی بوده‌اند- نشانه رفته‌، اقدامات آنها را نقشه خوانده‌اند و به نارضایتی ایرانی‌ها از جمهوری اسلامی اذعان نکرده‌اند.

100%

چنگ و دندان نشان دادن جمهوری اسلامی

سیاستمداران جمهوری اسلامی طی ماه‌های اخیر مکررا به غرب درباره قرار دادن نام سپاه در لیست گروه‌های تروریستی هشدار داده‌اند و در سال ۲۰۱۷ هم همین خط‌ونشان‌ها را برای آمریکا می‌کشیدند.

برخی صداهای خارج ایران، همچون نایاک که بسیاری ایرانی‌ها آن را لابی جمهوری اسلامی در آمریکا می‌دانند، در حال کمرنگ کردن اهمیت تروریستی اعلام کردن سپاه‌ هستند و ادعا می‌کنند درباره قدرت نظامی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اغراق شده است.

نایاک در عین حال هشدار داده‌ تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران می‌تواند آغازگر جنگ در خاورمیانه باشد.

دست دست کردن بیشتر اروپا مساوی با هزینه گزاف‌تر برای مردم ایران

همین یک سال پیش بود که جوزپ بورل، مسوول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، به دولت بایدن در آمریکا فشار می‌آورد تا سپاه پاسداران را از لیست گروه‌های تروریستی خارج و برجام را احیا کند. غرب امیدوار بوده است با احیای برجام، برنامه هسته‌ای ایران را مهار کند. در ایالات متحده نیز برخی سناتورهای دموکرات و نایاک برای خارج کردن نام سپاه از لیست گروه‌های تروریستی تلاش می‌کردند.

100%

اما وضعیت در ایران طی چهار ماه گذشته آن‌قدر عوض شده است که نظر اروپایی‌ها را هم تغییر دهد. حتی نایاک هم رنگ عوض کرده و به نظر می‌رسد حامی تغییر رژیم در ایران شده باشد.

نایاک در حساب توییتری خود اعلام کرده بود هنگامی که ایرانی‌ها خواستار اصلاحات بودند حمایتشان کرده و حالا که خواستار پایان جمهوری اسلامی‌اند هم حامی آنهاست.

چرخش لابی‌گران جمهوری اسلامی هم نشانه‌ای دیگر از وضعیت بغرنجی است که رژیم به آن گرفتار شده و حاکی از آن است که جمهوری اسلامی این بار اقبال برای دوباره محکم کردن جای پای خود را از دست داده است.

سه سال پیش، تحلیلگران هراسان از هدف قرار دادن سپاه پاسداران هشدار می‌دادند چنین اقدامی می‌تواند شروع جنگ در خاورمیانه باشد اما امروز اروپا نباید از تهدیدهای این‌چنینی بترسد و باید متوجه باشد که قرار دادن نام سپاه در لیست گروه‌های تروریستی به مبارزه معترضان در ایران علیه رژیم کمک خواهد کرد.

اروپا هر چه بیشتر تردید به خرج دهد، هزینه آن برای مردم ایران که برای آزادی می‌جنگند، گزاف‌تر خواهد بود.

جوییش نیوز سندیکا: ایران به دوران «پیشا مهسا امینی» بازنمی‌گردد

۲۳ دی ۱۴۰۱، ۰۸:۰۰ (‎+۰ گرینویچ)
جوییش نیوز سندیکا: ایران به دوران «پیشا مهسا امینی» بازنمی‌گردد
100%

سالم الکتبی، تحلیلگر سیاسی اهل امارات متحده عربی، در مقاله‌ای تحلیلی به قدم نهادن خیزش انقلابی مردم ایران در مسیری بی‌بازگشت پرداخته است. این مقاله را که در وب‌سایت «جوییش نیوز سندیکا» منتشر شده است، بخوانید.

ایران شاهد طولانی‌ترین اعتراضات مردمی از زمان انقلاب سال ۵۷ است و گرچه سیر اعتراضات دچار نوسان و بالا و پایین می‌شود اما خشم عمومی همچنان همان است که از آغاز جنبش بود.

این به آن دلیل است که جمهوری اسلامی به علل اساسی نارضایتی مردم نمی‌پردازد و به اقدامات سرکوبگرانه‌اش به این امید ادامه می‌دهد که در نهایت وضعیت را مهار خواهد کرد.

جمهوری اسلامی در بیم از دست دادن کنترل، به خشونتی بیش از آنچه در ابتدا قصد داشت اعمال کند، متوسل شده و این به فوران خشم مردم انجامیده؛ خشمی که گریز از آن برای جمهوری اسلامی دشوار است و آن را با تهدید وجودی روبه‌رو کرده است.

در این بحبوحه، جمهوری اسلامی به افرادی چنگ انداخته که طی سال‌های اخیر به تصویری محو و مات در پس‌زمینه بدل شده بودند: محمد خاتمی و فاطمه رفسنجانی از کسانی‌اند که رژیم سراغ آنها رفته و این افراد خواستار ایجاد تغییر، پیش از این که برای آن دیر شود، شده‌اند تا به نوعی جلوه دهند که رژیم در پی ایجاد اصلاحات‌ است.

100%

با این حال، چنین اقداماتی برای تلطیف فضا و کاستن از خشم عموم کارساز نبوده و علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی هم از دادن امتیازاتی که باور دارد به سقوط رژیم منجر خواهد شد، هراسان است.

آب از سر گذشته است

تحلیل‌گران بر این باورند که در این مقطع، سرعت افزایش خشم عموم در ایران پرشتاب‌تر از عملیات غنی‌سازی اورانیوم رژیم است و این خشم فزاینده ممکن است هر آن رابطه بین رژیم حاکم و مردم را برای همیشه دود کند و به هوا بفرستد.

رسیدگی به امور کشور در بحبوحه طغیان خشم مردم و بدون پرداختن به دلایل اصلی آن، برای رژیم دشوار است. دلایلی همچون سرکوب داخلی و اقتصاد رو به فروپاشی، از مهم‌ترین عواملی هستند که ایرانی‌ها را وارد مرحله جدیدی از خشم کرده است.

ورزشکاران و چهره‌های بسیار سرشناس تا پیش از اعتراضات اخیر علی خامنه‌ای را دیکتاتور خطاب نکرده بودند ‌اما حالا این اتفاق هم افتاده و بر روی رسانه‌های اجتماعی به گسترش شکاف میان مردم و رژیم منجر شده است.

تاثیر چهره‌های اجتماعی همچون علی کریمی، از منتقدان سران رژیم و مورد سارا خادم را که بدون حجاب در مسابقات شطرنج شرکت کرد، نباید دست کم گرفت.

100%

روشن است که اعتراضات در ایران این بار شورش علیه رژیم، نمادها و شکل حکومت است و نه افرادی خاص. پس‌ زدن حکومت به این شکل، گرچه پیش‌تر هم از سمت مردم دیده شده بود اما به گستردگی فعلی نبود.

هدف قرار داده شدن کل رژیم، بزرگ‌ترین باخت برای جمهوری اسلامی است که طی سال‌ها و دهه‌ها مدام بین اصولگرا و آنچه اصلاح‌طلب نامیده می‌شود، رنگ عوض کرده تا بقا یابد و این‌طور جلوه دهد که نوعی دموکراسی و آزادی بیان در ایران وجود دارد؛ اما سیاست‌هایش را واقعا تغییر نداده است.

بنا بر شواهد، وضعیت سیاسی داخلی در ایران به حالت معمول باز نخواهد گشت و گرچه بسیاری مسایل قابل‌پیش‌بینی نیست اما در این که ایران به دوران ماقبل مهسا امینی باز نخواهد گشت، تردیدی وجود ندارد.

تایمز کره: سران جمهوری اسلامی بر سر نحوه مهار اعتراضات اختلاف نظر دارند

۲۲ دی ۱۴۰۱، ۱۱:۱۲ (‎+۰ گرینویچ)
تایمز کره: سران جمهوری اسلامی بر سر نحوه مهار اعتراضات اختلاف نظر دارند
100%

تایمز کره در مقاله‌ای تحلیلی به چنددستگی و اختلاف میان سران جمهوری اسلامی، در غیاب یک استراتژی واحد و منسجم برای مقابله با خیزش انقلابی مردم ایران پرداخته است.

به باور تحلیلگران، جمهوری اسلامی در اثر ماه‌ها اعتراضات بی‌سابقه در ایران، به چنددستگی دچار شده و بین دو گزینه سرکوب سخت و آنچه خود رژیم اقدامات آشتی‌جویانه می‌پندارد، گیر کرده است.

آزمون و خطا

شتاب در اجرای احکام اعدام برخی افراد بازداشت‌شده از یک سو و متوقف کردن اجرای برخی احکام اعدام دیگر، حاکی از سردرگمی رژیم است.

به نظر مهرزاد بروجردی، از نویسندگان کتاب «ایران پساانقلاب»، جمهوری اسلامی در حال چرتکه انداختن سیاسی است.

بروجردی معتقد است رژیم حاکم بر ایران می‌داند که «اعدام‌ها افراد بیشتری را به خیابان می‌آورد و آنها (مردم) را بیشتر تحریک می‌کند اما از سوی دیگر، (جمهوری اسلامی) می‌خواهد پیامی مبنی بر این بفرستد که از اعدام معترضان هم ابایی ندارد تا مردم را مرعوب کند.»

برخی تحلیلگران، آزادی چهره‌های سرشناس خیزش انقلابی همچون مجید توکلی و حسین رونقی را هم بخشی از نمایش رژیم در تلاش برای آرام کردن شرایط می‌دانند.

در نگاهی کلی، رژیم حاکم بر ایران در حال آزمون و خطاست و به باور بروجردی در این راه از طرفی به سوپاپ اطمینان متوسل شده و از سوی دیگر احکام حبس طولانی و اعدام صادر می‌کند.

او در ادامه می‌گوید که این رویه‌ها نشان می‌دهند جمهوری اسلامی «در فراهم آوردن سیاستی مفصل و مجزا (برای رویارویی با معترضان) به مشکل برخورده است».

100%

دست و پا زدن برای بقا

دستگیری و زندانی کردن چهره‌های مشهور (که اغلب آنها مدت بسیار کوتاه‌تری از زندانیان غیرسرشناس در حبس مانده‌اند) هم نشانه دیگری از آن است که رژیم از یافتن راهی برای مهار اعتراضات ناتوان است.

همچنین بعضی بازداشتی‌ها همچون آرش صادقی، الهه محمدی و نیلوفر حامدی، ماه‌هاست که در زندان به سر می‌برند.

تحلیلگران این راهبرد «حبس و ترخیص» را جدا از اقدامی برای مرعوب کردن مردم، با این هدف می‌دانند که جمهوری اسلامی ببیند از معترضان چه واکنشی نسبت به این اقدامات می‌گیرد.

افشین شاهی، استاد مطالعات خاورمیانه دانشگاه کیل در بریتانیا، «نمایش نرمی به خرج دادن گاه و بیگاه از سوی مقامات جمهوری اسلامی» را اقدامی برای جلوگیری از دودستگی بیشتر نهادهای امنیتی می‌داند و اشاره می‌کند که حمام خون به راه انداختن جمهوری اسلامی برخی افراد داخل نظام را از آن فراری داده است.

شاهی هم مانند بروجردی بر این باور است که رژیم در مواجهه با خشم عموم، به راهبرد مشخصی مجهز نیست.

برخی تحلیلگران می‌گویند گفت‌وگوهایی در داخل رژیم برای راه آمدن با معترضان شکل گرفته اما در هر صورت جمهوری اسلامی نمی‌تواند آنچه مردم می‌خواهند به آنها بدهد؛ چون مردم ایران خواهان سرنگونی رژیم‌اند.

اسرائیل تودی: حمایت از انقلاب ایران، اسلام‌هراسی نیست

۲۱ دی ۱۴۰۱، ۰۷:۳۰ (‎+۰ گرینویچ)
اسرائیل تودی: حمایت از انقلاب ایران، اسلام‌هراسی نیست
100%

فیاما نرن‌استاین، از نمایندگان سابق پارلمان ایتالیا و نویسنده کتاب «جان یهودیان مهم است»، در مقاله‌ای به نقش زنان در خیزش انقلابی ایران می‌پردازد و تاکید می‌کند که جهان نباید به دنبال ترس از متهم شدن به اسلام‌هراسی، درباره انقلاب ایران لب فرو ببندد.

نرن‌استاین معتقد است نتیجه این انقلاب می‌تواند جهان را عوض کند.

این مقاله در وب‌سایت اسرائیل تودی منتشر شده است.

روی صفحه نخست روزنامه‌های سراسر جهان، شاهد تصویر زنان ایرانی‌‌ هستیم؛ قهرمانانی از پیر و جوان‌ که خود را به خطر بازداشت، خشونت و مرگ می‌اندازند تا به آزادی دست یابند. زنانی که انقلاب را پیش می‌برند تا به یکی از شرور‌ترین دیکتاتوری‌های قرن ۲۱ خاتمه دهند.

زنان ایران دست از مبارزه نمی‌کشند و در افغانستان هم زن‌ستیزی بار دیگر چهره زشت خود را نمایان کرده و طالبان، زنان را از کار، تحصیل و همکاری با سازمان‌های مردم‌نهاد خارجی منع کرده‌اند.

این بار زنان کشورهای مسلمان، جماعتی تحت بیشترین ستم و آسیب در جهان، فریاد آزادی‌خواهی و دموکراسی سر بر آورده‌اند. مبارزه آنها برای حقوق و آزادی‌ است که در این سوی دنیا، از پایان جنگ جهانی دوم، حقوق بشر محسوب شده است.

البته دانه انقلاب ایران قرن‌ها پیش و هنگامی که نخستین قوانین اسلامی برای تنزل مقام زن به میدان آمد کاشته شد و امروز، این قوانین سفت‌ و سخت که برای پوشش زنان، نقش جنسیتی، فرهنگ، «آزادی حرکت» و بسیاری موارد دیگر تصمیم می‌گیرد، در خطر است؛ چون انقلابی بزرگ و جنبشی برای آزادی در راه است که جهان مسلمان پیش‌تر به چشم ندیده است.

گرچه وضعیت زنان در سراسر جهان و همچنین غرب، انواع و اقسام مشکلات را دارد اما همان‌طور که برنارد لوییس، مورخ خاورمیانه بیان کرده، اثرات مخرب چنین مشکلاتی بر جهان مسلمان بارزتر است.

لوییس معتقد بود فدا کردن زنان برای حفظ دیدگاهی «سلسله مراتبی» که اصول آن بر اساس اطاعت زن بنا شده، پیامدهای ناگواری دارد؛ به‌ویژه که این دیدگاه موجب شده جهان مسلمان بهترین نیروهایش را در مبارزه برای شکست جهالت و فلاکت از دست بدهد.

100%

چنین دیدگاهی مردان مسلمان را هم به مردانی سلطه‌جو، مردسالار و اغلب خشن بدل کرده؛ مردانی که اولین قربانیان آنها زنان‌اند.

آخرین آمار در این باره، شاهدی بر ادعای لوییس است: طبق گزارش مجمع جهانی اقتصاد درباره مسایل جنسیتی، ۱۵ کشور با بالاترین میزان سرکوب زنان و هشت کشور از خطرناکترین ۱۰ کشور دنیا در سال ۲۰۲۱، کشورهایی با اکثریت جمعیت مسلمان بودند.

اسلام بر پایه برابری همه انسان‌ها بنا شد. در این دین، زنان به‌عنوان افرادی با برخی حقوق، گرچه محدود، در نظر گرفته شدند. اگرچه چنین محدودیت‌هایی برای زنان در تمامی ادیان ابراهیمی به چشم می‌خورد اما مسیحیت و یهودیت در نهایت به سمت تساوی واقعی و فراگیر حرکت کردند در حالی که اسلام راه تبعیض، جایگاه ضعیف‌تر و ایجاد محدودیت‌های گسترده در همه جوانب زندگی زنان را در پیش گرفت.

همین اسلام رژیمی مردسالار و زن‌ستیز ساخته و می‌سازد که بر ایده برتری مردان بنا شده است و آنها را به‌ خودی خود، از زنان برتر می‌پندارد.

در ایران و افغانستان، برخی برای اثبات برتری مردان به آنچه در قرآن آمده متوسل می‌شوند؛ مواردی که مردان را حافظان زنان می‌داند. چنین تفکری در یک‌ قدمی سلطه تام‌ و تمام مردانه قرار دارد. بدتر این که با استناد به این آیات، چنین سلطه‌ای خوب جلوه داده می‌شود که نباید حتی زیر سوال برود.

100%

غرب اغلب و گاهی از سوی جنبش‌های زنان مسلمان، متهم به امپریالیست بودن، نژادپرستی و فراتر از آنها، اسلام‌هراسی شده است. این اتهام بسیار بزرگی است و در نهایت به خاتمه تمامی بحث‌ها می‌انجامد؛ نتیجه این اتهام‌زنی این است که اسلام نباید آن گونه که یهودیت و مسیحیت مورد نقد قرار می‌گیرد، مورد نقد قرار بگیرد. این‌ دست اتهامات، هر مباحثه درستی درباره سرکوب زنان در جوامع مسلمان، از جمله ایران را بد جلوه می‌دهد. همان چیزی که زنان در ایران، قهرمانانه علیه آن به پا خاسته‌اند.

جهان باید به این زنان قهرمان کمک کند، صریح و صادقانه بر انگیزه‌های آنان برای قیام تاکید داشته باشد و در این راه، به اتهامات اسلام‌هراسی وقعی ننهد.

وظیفه جهان، روبه‌رو شدن با واقعیت است و واقعیت این است که زنان در جوامع مسلمان سرکوب می‌شوند. حالا این واقعیت در ایران، آنچنان که پیش‌تر هرگز روی نداده، به چالش کشیده می‌شود.

خیزش انقلابی ایرانیان علیه جمهوری اسلامی؛ کوبیده شدن میخ بر تابوت تابوها به دست معترضان

۱۷ دی ۱۴۰۱، ۱۶:۴۵ (‎+۰ گرینویچ)
خیزش انقلابی ایرانیان علیه جمهوری اسلامی؛ کوبیده شدن میخ بر تابوت تابوها به دست معترضان
100%

موسسه ایتالیایی تحقیقات سیاست بین‌الملل در وب‌سایت خود مقاله‌ای درباره خیزش انقلابی مردم ایران علیه جمهوری اسلامی منتشر شده است که در ادامه آن را می‌خوانید.

تحولات اخیر در جمهوری اسلامی، توجه بخش اعظم جهان را به خود جلب کرده و سناریوهای احتمالی پیامد اقدامات این رژیم برای ایران را پیش چشم آورده است.

ایران به دو دلیل در صحنه جهانی کشوری استراتژیک محسوب می‌شود: یک این که از نظر جغرافیای سیاسی پراهمیت است و در نتیجه سیاست‌هایش تاثیرات اساسی بر «منطقه» و جهان خواهد داشت.

دو این که نظام سیاسی حاکم بر ایران قدرتمندترین نماد اسلام‌گرایی سیاسی «تحقق‌یافته» است. نظامی که در آن حکومتی دینی، نوعی نهادینه‌سازی مدرن بر اساس اصول اسلام بنا گذاشت.

بنابراین تغییر نظام احتمالی در ایران می‌تواند پیامدهای غیر‌قابل‌ پیش‌بینی مهمی در هر دو حوزه ژئوپولتیک و ایدئولوژی داشته باشد.

گرچه قواعدی کلی درباره گذارهای دموکراتیک وجود دارد که همواره زمینه بحث و توضیح صاحب‌نظران علوم سیاسی بوده است اما پیش‌بینی گذار از رژیم‌های خودکامه آسان نیست.

بسیاری عوامل، به ‌نفع گذار از دیکتاتوری به دموکراسی یا به‌ ضرر آن وجود دارند. برخی از این عوامل اثرگذار، مرتبط با ذات و جوهره خاص رژیم دیکتاتوری هستند و بعضی عوامل دیگر، متاثر از خصوصیات و قدرت نیروهای مخالف آن.

دیکتاتوری‌ها انگشت یک دست نیستند

رژیم‌های خودکامه به یکدیگر شباهت ندارند. برخی نظام‌ها تک‌حزبی، بعضی نظامی و گاهی هم پادشاهی‌اند. یک دسته‌بندی جداگانه از نظام‌ها هم که پس از جنگ سرد رواج یافت، «نظام ترکیبی» یا «نظام دوبُنی» است؛ این‌گونه نظام، ترکیبی از عناصری از کثرت‌گرایی سیاسی و اجزای معمول دیکتاتوری در سطوح گوناگون و اشکال متنوع آن است.

جمهوری اسلامی هم نظام ترکیبی دارد؛ از این رو که نظامی یکپارچه نیست و جناح‌های مختلف و رقابت‌هایی برای در دست گرفتن قدرت در آن وجود دارد. نمونه آن برقراری انتخابات ریاست‌جمهوری در این کشور است که البته پیش‌نیاز آن تایید صلاحیت کاندیداهای شرکت‌کننده است اما در همین حد هم تحلیل‌های تجربی نشان می‌دهند گذار به دموکراسی از رژیم‌های ترکیبی، محتمل‌تر است.

100%

مخالفان انواع و اقسام دارند

هر اپوزیسیونی هم مشخصات خودش را دارد و موضعی صلح‌آمیز یا خشونت‌آمیز و حتی مسلحانه اختیار می‌کند. نیروهای مخالف در اساس ساختاری، قدرت سازمانی و درجه اتحاد بین اعضا نیز با یکدیگر متفاوتند.

اما ترکیب رژیم‌ دوبُنی و جنبش‌های صلح‌آمیز، گذار موفقیت‌آمیز به دموکراسی را افزایش می‌دهد.

در هر تحلیل از مرحله فعلی که جمهوری اسلامی در آن قرار دارد، دو عنصر پیکره رژیم و مشخصات اپوزیسیون باید مورد بررسی قرار گیرد.

پیکربندی کنونی جمهوری اسلامی

جمهوری اسلامی اخیرا تغییرات قابل‌ توجهی در موازنه داخلی داشته است. پیش از برگزاری آخرین انتخابات ریاست‌جمهوری، تعادلی میان جناح‌های اعتدالگرا و اصلاح‌طلب و اصولگرا وجود داشت.

انتخاب ابراهیم رئیسی به عنوان رییس‌جمهوری اما موجب کاهش هر چه بیشتر تکثر در داخل رژیم و عدم انعطاف در آن شد که موجب شد انعطاف تاکتیکی در برابر جنبش و اعتراضات از آن گرفته شود. ترکیب تحریم‌ها و بحران اقتصادی هم بی‌تاثیر نبود.

چهره معترضان در ایران

اعتراضات اخیر در ایران در واکنش به کشته شدن مهسا امینی ۲۲ ساله در بازداشتگاه گشت ارشاد، چهره جدیدی از اعتراضات به نمایش گذاشته و تمام نظام جمهوری اسلامی را هدف گرفته است.

برخی مشخصه‌هایی که اعتراضات اخیر در ایران را از نمونه‌های آن در گذشته متمایز می‌کند، گستردگی این اعتراضات است که از مناطق بزرگ شهری فراتر رفته است.

تفاوت دیگر حضور گسترده زنان در اعتراضات است که بر مسایل و حقوق مرتبط با جنسیت تاکید دارد. موضع اعتراضات اساسا صلح‌آمیز اما لحن آن تندروانه است و وجوهی بت‌شکنانه دارد.

این جنبش تمامی مشخصات یک «انقلاب نسلی» را دارد که به تمام کشور گسترش یافته و برخلاف جنبش سبز است که در آن امیدی به نظام برای اصلاح خودش وجود داشت. این بار معترضان دنبال طرف گفت‌وگو در جناح‌های اعتدالگرا و اصلاح‌طلب نیستند. حجاب سوزاندن و عمامه پراندن، فحش آب‌نکشیده دادن به انقلاب اسلامی ۵۷ و روح‌الله خمینی، گذار معترضان در ایران از بسیاری تابوها را نشان می‌دهد. در این که مشروعیت جمهوری اسلامی کم شده هیچ تردیدی وجود ندارد.

بازگشت به نمادهای ایران باستان هم بسیار جالب توجه است که بازگشت به پرچم شیر و خورشید و اشاره به تاریخ شکوهمند و فتوحات کوروش بزرگ از آن دست است.

100%

اما اعتراضات اخیر در ایران دو چالش پیش رو دارد:

از یک سو، باید ساختار سازمانی حداقلی بنا کند که ضامن بقای جنبش باشد و از سوی دیگر باید یک پروژه سیاسی مرتب و مفصل در دست داشته باشد.

در حقیقت، مبارزه علیه جمهوری اسلامی باید تاثیرگذارتر شود و اگر مبارزه در میدان (اعتراضات انبوه) جواب نداد، باید مرتبا با نوآوری‌هایی در زمینه‌های مختلف زندگی اجتماعی، رژیم را دچار اصطکاک کرد.

تمامی این اقدامات در کنار باقی موارد ضروری است تا معترضان در بین گروه‌هایی مانند ارتش ملی که از خشونت رژیم کمتر متضررند، متحدانی برای خود دست و پا کنند.