رییس قوه قضاییه: هرگز در مقابل آمریکا کوتاه نخواهیم آمد
غلامحسین محسنی اژهای، رییس قوه قضاییه، دوشنبه نهم شهریور در نشست «شورایعالی قوه قضاییه»، اعلام کرد جمهوری اسلامی هرگز در مقابل آمریکا کوتاه نخواهد آمد و تا آخر ایستاده است.
رییس قوه قضاییه گفت: «این موضع مشترک و یکدلانه همه مردم و مسئولان است؛ دشمن محاسبات اشتباه نکند و در خیال خام شکلگیری تفرقه در کشور نباشد.»
غلامحسین محسنی اژهای در ادامه افزود: «دشمنان بدانند که ایران اسلامی اکنون از هر زمان دیگری، آمادگی بیشتری برای رویارویی با متجاوزین دارد.»
گزارشها درباره مرگ مشکوک یک بیمار در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان گلستان اهواز با طرح گمانهزنیهایی درباره مرگ سایر بیماران و تزریق پتاسیم به آنها ابعاد تازهای یافته است. روزنامه شرق خبر داد دو رزیدنت بازداشت شدهاند و دستگاه قضایی در حال بررسی احتمال تخلف در روند درمان است.
شرق دوشنبه ۹ شهریور نوشت ماجرا حدود دو هفته پیش آغاز شد؛ زمانی که رزیدنتهای جراحی مغز و اعصاب، مرگ یک بیمار بستری در بخش بیماران مرگ مغزی را اعلام کردند.
موضوع پس از آن حساسیت بیشتری برانگیخت که شماری از افراد در شبکههای اجتماعی از تجربههایی مشابه در همین بیمارستان خبر دادند و گفتند یکی از بستگانشان در چنین وضعیتی جان باخته است.
روایتهای تاییدنشده از مرگ ۸ بیمار
شرق نوشت یکی از روایتهای مطرحشده درباره بیمارستان گلستان از مرگ هشت بیمار و بازداشت رییس بیمارستان و دو رزیدنت حکایت دارد؛ آماری که تاکنون از سوی مقامهای رسمی تایید نشده است.
بر اساس برخی گمانهزنیها، شلوغی بخش مراقبتهای ویژه و کمبود تخت ممکن است در برخی تصمیمهای درمانی در بیمارستان گلستان نقش ایفا کرده باشد.
گفته شده است برای انتقال یا ترخیص زودهنگام شماری از بیماران، تصمیمهایی اتخاذ شده و در یک مورد، بیماری را پیش از زمان تعیینشده برای جراحی، با هدف خالی کردن تخت به اتاق عمل بردهاند.
یکی از جنجالبرانگیزترین روایتها در شبکههای اجتماعی به استفاده از پتاسیم برای بیماران بخش مراقبتهای ویژه برمیگردد.
شرق با استناد به «گزارشهایی غیررسمی» نوشت به شماری از بیماران دارای سطح هوشیاری پایین پتاسیم تزریق شده و این اقدام ممکن است با مرگ چند بیمار ارتباط داشته باشد.
درستی این ادعا هنوز به تایید پزشکی قانونی یا مقامهای قضایی نرسیده است.
تایید احتمال تخلف در روند درمان
دانشگاه علوم پزشکی جندیشاپور اهواز در بیانیهای اعلام کرد در روند درمان و مرگ یکی از بیماران بیمارستان گلستان، «شبهه و احتمال وقوع تخلف» وجود دارد و «بررسیهای داخلی» در این زمینه انجام شده است.
بر پایه این بیانیه، تخلف احتمالی ابتدا از طریق سازوکارهای نظارتی دانشگاه شناسایی شد. به گزارش شرق، دانشگاه سپس موضوع را به وزارت بهداشت اطلاع داد و از دادستان خوزستان خواست برای روشن شدن ابعاد پرونده و مسئولیت احتمالی افراد مرتبط، وارد عمل شود.
یدالله قاسمی، مشاور رییس دانشگاه علوم پزشکی اهواز، به شرق گفت نتیجه آزمایش اولیه خون متوفی برای شناسایی آلودگی منفی بوده است، اما بررسیهای پزشکی قانونی همچنان ادامه دارد و مرحله دیگری از آزمایشها به بافتشناسی اختصاص دارد.
به گفته او، این روش میتواند داروها یا موادی را شناسایی کند که اثری از آنها در خون باقی نمانده، اما در بافتهای بدن قابل تشخیصاند.
قاسمی افزود نتیجه این آزمایش میتواند در تشخیص عمدی یا غیرعمدی بودن رخداد بیمارستان گلستان موثر باشد، اما آماده شدن آن حدود شش ماه زمان میبرد.
مشاور رییس دانشگاه علوم پزشکی اهواز همچنین به گمانهزنیهای مطرحشده پرداخت و هشدار داد: «نباید اعتماد مردم به مراکز درمانی از بین برود. اگر ایرادی باشد، قطعا خود ما در خط مقدم رفع آن هستیم، اما حاشیه و اتهام در شأن کادر درمان نیست.»
چه پرسشهایی در این پرونده مطرح است؟
یک پرستار بیمارستان که نخواست نامش فاش شود، به شرق گفت اگر تحقیقات قضایی وقوع تخلف در روند درمان را تایید کند، باید علت دقیق مرگ بیمار و احتمال استفاده از دارو یا روشی خارج از دستورالعملهای پزشکی بررسی شود.
به گفته او، همچنین باید روشن شود آیا کمبود تخت یا فشارهای مدیریتی بر تصمیمهای درمانی اثر گذاشته، چه کسانی در تخلف احتمالی نقش داشتهاند و آیا پرونده تنها به یک بیمار محدود است یا موارد دیگری نیز وجود دارد.
این پرستار همچنین وضعیت مراکز درمانی کشور را «اضطراری» توصیف کرد و افزود بیمارستان گلستان در ابتدا مرکزی ۷۰۰ تختخوابی بود، اما با افزایش بخشها، اکنون بیمارستانی هزار تختخوابی به شمار میرود.
او هشدار داد نسبت شمار کارکنان درمانی به بیماران با معیارهای جهانی همخوانی ندارد و این وضعیت به خستگی و فرسودگی نیروها انجامیده است.
به گفته این پرستار، هنوز مشخص نیست در پرونده بیمارستان گلستان چه اتفاقی افتاده، اما فشار کاری شدید، خستگی مفرط و درآمد پایین اعضای کادر درمان میتواند احتمال بروز خطا را افزایش دهد.
در سالهای اخیر، گزارشهای متعددی از فشار کاری سنگین بر کادر درمان، بهویژه رزیدنتها، و بیتوجهی مقامهای جمهوری اسلامی به شرایط شغلی و معیشتی آنان منتشر شده است.
این وضعیت در مواردی به خودکشی شماری از اعضای کادر درمان انجامیده و به نگرانیها درباره سلامت روان و شرایط حرفهای آنان دامن زده است.
ایراناینترنشنال در یک نظرسنجی در اینستاگرام از مخاطبان پرسید اگر پول کافی داشته باشند، آیا در ایران خانه میخرند؟ ۴۴ درصد از شرکتکنندگان گفتند تحت تاثیر شرایط بیثبات ایران، حتی با وجود تمکن مالی هم حاضر به سرمایهگذاری و خرید ملک در کشور نیستند.
حدود ۲۰ هزار و ۴۰۰ نفر در این نظرسنجی آنلاین شرکت کردند و تنها حدود نیمی از آنها گفتند حاضر به خرید خانه در ایران هستند.
در مقابل نیمی دیگر گفتند نمیخواهند بخش بزرگی از آینده مالیشان را به ماندن در ایران گره بزنند.
از نظر جنسیت، ۶۷ درصد شرکتکنندگان در نظرسنجی مرد و ۳۳ درصد زن هستند.
بیشترین رده سنی پاسخدهندگان با ۳۶.۶ درصد، مربوط به ۲۵ تا ۳۴ سال است.
رده سنی ۳۵ تا ۴۴ سال ۳۰.۱ درصد، ۴۵ تا ۵۴ سال ۱۲.۸ درصد و ۱۸ تا ۲۴ سال ۱۱.۴ درصد از پاسخها را تشکیل میدهند.
علاوه بر پاسخ آری/خیر، کاربران همچنین دو هزار کامنت نیز برای این پست ثبت کردند و از دلایل خود برای تصمیمشان گفتند.
تحلیل نظرات ثبتشده در این نظرسنجی نشان میدهد تصمیم به خرید خانه در ایران برای بسیاری از مخاطبان صرفا انتخابی اقتصادی نیست. تعلق به وطن، امید به تغییر شرایط سیاسی، تمایل به مهاجرت، دشواریهای معیشتی و نگرانی از امنیت سرمایه، مهمترین محورهای مطرحشده در پاسخها هستند.
خانه بدون آینده امن، هرگز
پرتکرارترین استدلال مخالفان این است که در نبود ثبات سیاسی و اقتصادی، برخورداری از پول کافی، امکان مهاجرت و آغاز زندگی در کشوری دیگر را فراهم میکند.
یک شهروند در نظری که بازتاب زیادی داشت، نوشت: «اگر پول کافی داشتم، اصلا در ایران نبودم.»
کاربر دیگری گفت: «پول کافی در این موقعیت یعنی بهترین زندگی در خارج از کشور.»
پیشتر ۸۳ درصد از شهروندان شرکتکننده در نظرسنجی اینستاگرامی ایراناینترنشنال، گفته بودند در صورت فراهم بودن شرایط، تصمیم به مهاجرت و ترک ایران میگیرند.
حدود ۱۰۰ هزار نفر طی یک شبانهروز در این نظرسنجی شرکت کرده بودند. بررسی هزاران کامنت ثبت شده پای آن پست نشان میداد عوامل اقتصادی، محدودیتهای اجتماعی، وضعیت سیاسی و چشمانداز مبهم آینده، از جمله دلایل مهاجرت در میان ایرانیان است.
برخی نیز زندگی در ایران را با ناامنی، تحریم، تورم، قطعی برق و نبود آرامش و فرصت تامین نیازهای اولیه زندگی مرتبط دانستند و گفتند ترجیح میدهند سرمایه خود را در کشوری باثباتتر صرف کنند.
شهروندی در همین زمینه نوشت: «خانه احتیاج به یک آسمان آبی بالای سرش، درخت شاداب با برگهای سبز روشن در حیاطش، تنفس هوای بدون سرب از پنجرههایش، یک وعده غذای بدون درد وجدان و فروش شرف در آشپزخانهاش و اعصاب راحت به خاطر امنیتش دارد. وطن جایی است که شب بتوانم به ستارهها نگاه کنم بدون اینکه صبحش بغض کرده و تحقیر شده باشم.»
گروهی از مخاطبان یادآوری کردند برخلاف سالهای گذشته که خرید خانه یک سرمایهگذاری نسبتا امن برای آینده بود، حالا ترجیح میدهند سرمایه خود را به کالایی مانند ارز و طلا تبدیل کنند که امکان «نقدشوندگی و قابلیت خروج» بالاتری داشته باشد.
بخشی دیگر از کاربران، خرید خانه در ایران را از منظر اقتصادی پرریسک دانستند.
یکی از مخاطبان نوشت: «سرمایهگذاری در یک اقتصاد ورشکسته حتما اشتباه است، زیرا قیمتها غیرواقعی، کاذب و مانند حبابی توخالی هستند.»
در اقتصادی با تورم مزمن، مسکن سالها یکی از ابزارهای حفظ ارزش دارایی بوده و اساسا املاک در بلندمدت میتوانند پوششی در برابر تورم باشند.
با وجود آن که ملک همچنان برای بخشی از مردم ابزار حفظ ارزش دارایی است اما گزارشهای بینالمللی نشان میدهند ایرانیان در شرایط نامطمئن، به داراییهای قابل حمل و سریعالنقد مثل طلا و ارز روی آوردهاند.
آسوشیتدپرس در جریان جنگ ۱۲ روزه، این روند را با تعبیر «ثروت قابل حمل» توصیف کرده بود. شورای جهانی طلا هم افزایش شدید تقاضای سرمایهگذاری برای طلا در ایران را در ۲۰۲۵ ثبت کرده است.
بررسی پیامها نشان میدهد خانه ممکن است هنوز ارزش اقتصادی داشته باشد، اما ویژگیای را که در شرایط بحرانی اهمیت پیدا میکند، ندارد؛ یعنی نمیتوان آن را برداشت و با خود برد. فروشش زمان میبرد، سرمایه را به جغرافیای ایران گره میزند و اگر فرد به مهاجرت، جنگ، تشدید بحرانهای داخلی یا خروج ناگهانی فکر کند، از قدرت انعطاف او کم میکند.
گروهی از مخاطبان، خرید خانه را به آزادی، آبادانی یا تغییر وضعیت سیاسی ایران مشروط کردند.
عبارتهایی مانند «هر موقع ایران آزاد شد، ۱۰۰ درصد»، «در ایران آزاد، بله» و «بعد از آزادی ایران بله، ولی در این شرایط نه»، در میان پاسخها تکرار شدهاند.
این نظرات نشان میدهند برای بخشی از موافقان، تعلق به ایران همچنان پابرجاست، اما تصمیم به سرمایهگذاری، به آینده سیاسی کشور بستگی دارد.
بخش دیگری از کامنتها، خود فرض برخورداری از «پول کافی» را با توجه به وضعیت اقتصادی دور از واقعیت دانستند.
کاربرانی گفتند مردم در تامین غذا، اجاره، هزینه درمان یا سایر نیازهای روزانه مشکل دارند و خرید خانه برای بسیاری به آرزویی دستنیافتنی تبدیل شده است.
شهروندی نوشت: «ما مستاجریم و آرزوی خرید خانه را به گور میبریم.»
همزمان با ادامه تنشها در منطقه، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی از حمله به پایگاههای نظامی در اردن و امارات متحده عربی خبر دادند. همچنین به گفته سپاه پاسداران، یک ابرنفتکش پس از برخورد با مینهای دریایی در تنگه هرمز دچار آتشسوزی شد و از ادامه حرکت بازماند.
ارتش جمهوری اسلامی صبح دوشنبه ۹ شهریور اعلام کرد در واکنش به حمله اخیر آمریکا به جزیره لارک، پایگاه هوایی المنهاد در امارات را با «دهها پهپاد انهدامی» هدف قرار داده است.
روابط عمومی ارتش در بیانیهای، المنهاد را «یکی از مراکز مهم پشتیبانی و جابهجایی هوایی نیروهای خارجی» توصیف کرد و افزود محل استقرار بالگردها و نیروهای ارتش آمریکا هدف این عملیات بوده است.
در مقابل، وزارت دفاع امارات متحده عربی حمله «موشکی» به پایگاه المنهاد را تکذیب کرد.
وزارت دفاع امارات در عین حال تایید کرد نیروی هوایی این کشور با پهپادی که از سمت ایران به آبهای سرزمینی امارات نزدیک شده بود، مقابله کرده است.
این وزارتخانه افزود نیروهای مسلح برای مقابله با هرگونه تهدید احتمالی در آمادهباش کامل قرار دارند تا از حاکمیت، امنیت و ثبات امارات محافظت کنند.
ساعاتی پیش از آن، سپاه پاسداران از اجرای عملیاتی موشکی و پهپادی علیه دو پایگاه هوایی ملک حسین و الازرق در اردن خبر داد.
بر اساس بیانیه سپاه پاسداران، «زیرساختهای فنی و تعمیراتی و محل استقرار جنگندههای دشمن» در این دو پایگاه هدف قرار گرفت و «خسارات سنگینی» به آنها وارد شد.
در سوی دیگر، یک منبع آمریکایی بامداد ۹ شهریور به شبکه فاکسنیوز گفت تقریبا همه موشکهایی که جمهوری اسلامی در حملات اخیر شلیک کرده بود، رهگیری شدند.
ارتش اردن نیز از رهگیری هشت موشک پس از ورود به حریم هوایی این کشور خبر داد.
شامگاه هشتم شهریور، ارتش ایالات متحده دو سکوی پرتاب موشک سپاه پاسداران را در جزیره لارک هدف قرار داد.
ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) اعلام کرد این عملیات «محدود و دقیق» برای مقابله با «تهدید قریبالوقوع» نیروهای مینگذار سپاه پاسداران در تنگه هرمز انجام گرفت.
به گفته مقامهای آمریکایی، نیروهای سپاه پاسداران در حال آمادهسازی موشکهای حامل مین دریایی برای شلیک به تنگه هرمز بودند و سنتکام برای حفاظت از دریانوردان غیرنظامی و جریان آزاد تجارت جهانی، این تهدید را از میان برد.
خبرگزاری دانشجو، وابسته به سازمان بسیج، گزارش داد علی فیاضی، از کارکنان نیروی دریایی سپاه پاسداران، در حملات آمریکا به جزیره لارک کشته شد.
ادامه تنشها در تنگه هرمز و افزایش قیمت جهانی نفت
در تحولی دیگر، نیروی دریایی سپاه پاسداران اعلام کرد یک فروند «سوپرنفتکش متخلف» در پی اصابت به دو مین دریایی در تنگه هرمز دچار آتشسوزی مهیب شد.
به گفته این نهاد نظامی، این کشتی در حال تردد در مسیر «غیرقانونی» جنوب تنگه هرمز بود که پس از انفجار «بهطور کامل» متوقف شد.
حملات متقابل ایالات متحده و حکومت ایران به افزایش بهای نفت در بازارهای جهانی انجامید.
بهای نفت خام وست تگزاس اینترمدیت با ۲.۴۷ درصد افزایش به ۸۵ دلار و ۴۶ سنت در هر بشکه رسید و نفت برنت نیز با ۲.۷۱ درصد رشد، بشکهای ۹۰ دلار و ۴۹ سنت معامله شد.
در هفتههای گذشته، حملات سپاه پاسداران به کشتیهای تجاری در این گذرگاه راهبردی به تشدید تنشهای منطقهای منجر شده است.
تنگه هرمز گذرگاه باریکی میان ایران و عمان است که پیش از آغاز جنگ در ۹ اسفند ۱۴۰۴، حدود یکپنجم نفت خام و گاز طبیعی مایع جهان از آن عبور میکرد.
تحولات اخیر در شرایطی به وقوع پیوستند که آمریکا همچنان به کارزار «طرد اقتصادی» علیه تهران ادامه میدهد.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، ۹ شهریور اعلام کرد دولت دونالد ترامپ قصد دارد این هفته بانک دیگری را بهدلیل ارتباط با مبادلات تجاری حکومت ایران تحریم کند.
واشینگتن همزمان میکوشد کشورهای عضو گروه ۲۰ را به مشارکت در انزوای اقتصادی جمهوری اسلامی ترغیب کند.
پزشکیان: به دنبال جنگ نیستیم
مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، صبح ۹ شهریور پیش از عزیمت به قرقیزستان برای شرکت در نشست سران سازمان همکاری شانگهای اعلام کرد حکومت ایران در پی جنگ نیست.
پزشکیان گفت: «ما دنبال جنگ نیستیم و این پیام روشنی است که تاکنون به دنیا اعلام کردهایم. اما در مقابل هرگونه تجاوز هرگز آرام نخواهیم نشست و پاسخ قاطعی به متجاوزان خواهیم داد.»
او بدون اشاره به سیاست خارجی تنشآفرین تهران افزود «بیثباتی و ناآرامی» به نفع کشورهای منطقه نیست و «همه را دچار چالش خواهد کرد».
این اظهارات در شرایطی مطرح میشوند که اقتصاد ایران با بحرانی عمیق دستوپنجه نرم میکند. تورم فزاینده، افت قدرت خرید، کمبود بنزین و افزایش نرخ ارز، فشار بر زندگی شهروندان را شدت بخشیدهاند.
حکومت همزمان سرکوب شهروندان و فعالان سیاسی و مدنی را گسترش داده است.
کنشگران بر این باورند که جمهوری اسلامی بهویژه پس از تنشهای نظامی اخیر قصد دارد با ایجاد فضای رعب و وحشت، مانع از فوران دوباره خشم عمومی علیه بحرانهای فزاینده معیشتی و سیاسی شود.
شمار جانباختگان سیل نپال و تبت به ۹۱۹ نفر و تعداد مفقودشدگان به چهار هزار و ۷۹۳ نفر رسید. در نپال ۲۶۷ مجروح ثبت شده و بیش از ۱۰ هزار نفر نجات یافتهاند.
آسوشیتدپرس دوشنبه نهم شهریور بر اساس تازهترین آمار نهاد مدیریت بحران نپال گزارش داد جانباختن ۹۰۳ نفر در این کشور تایید شده و چهار هزار و ۲۴۷ نفر، از جمله ۵۹۲ تبعه خارجی، همچنان مفقودند.
مقامهای چینی نیز تا هشتم شهریور مرگ ۱۶ نفر و مفقود شدن ۵۴۶ نفر را در شهرستان گیرونگ در تبت تایید کردند.
به این ترتیب، مجموع قربانیان در دو سوی مرز به دستکم ۹۱۹ نفر و شمار مفقودشدگان به چهار هزار و ۷۹۳ نفر رسیده است.
افزایش آمار پس از دریافت فهرستهای تازه از مناطق دورافتاده و طرحهای برقآبی ثبت شد.
هفتم شهریور شمار جانباختگان ۶۳۳ نفر و مفقودان دو هزار و ۹۸۰ نفر اعلام شده بود.
در میان مفقودان تبت، ۲۶۱ تبعه خارجی از ۲۳ کشورند و بیش از ۱۰۰ نفر آنان نپالیاند.
در نپال نیز نام ۱۲۷ شهروند این کشور که همراه گردشگران خارجی سفر میکردند، در فهرست مفقودشدگان قرار دارد.
مقامهای نپالی اعلام کردند ۲۶۷ نفر مجروح شدهاند و ۱۵۶ نفر پس از درمان از بیمارستان مرخص شدهاند.
تاکنون ۱۰ هزار و ۴۵۱ نفر از مناطق سیلزده نجات یافتهاند.
نزدیک به ۲۱ هزار نیروی ارتش، پلیس و نیروی پلیس در عملیات امداد و جستوجو مشارکت دارند.
تمرکز اصلی عملیات بر تونلهای مسدودشده نیروگاههای برقآبی است. نام ۹۳۳ نفر از کارکنان این طرحها در فهرست مفقودشدگان قرار دارد و مقامها میگویند دستکم ۹۰ نفر در تونلهای چند نیروگاه گرفتارند.
خبرگزاری رویترز گزارش داد متخصصان هندی و چینی برای کمک به تیمهای نپالی اعزام شدهاند. امدادگران با ماشینآلات سنگین در حال باز کردن ورودی تونلها هستند و قرار است پس از ایجاد مسیر، با دوربین و تجهیزات اکسیژن وارد بخشهای داخلی شوند.
سیل حدود ۱۰ درصد ظرفیت تولید برق نپال را از مدار خارج کرده و به چندین نیروگاه در حال ساخت آسیب زده است.
زمین کوهستانی، حجم آوار و خطر سیلاب دوباره، عملیات را کند کرده است.
دفن موقت پیکرهای شناسایینشده
صدها پیکر پس از انتقال با جریان سیل از کوهستان به مناطق پاییندست، در هوای گرم و مرطوب دچار فساد شدهاند. با کمبود ظرفیت سردخانهها، مقامها دفن موقت پیکرهای شناسایینشده را آغاز کردهاند.
پیش از دفن، از پیکرها عکس و نمونه دیانای گرفته و مشخصات و محل قبرها ثبت میشود تا خانوادهها بتوانند پس از شناسایی، آنها را برای اجرای مراسم مذهبی تحویل بگیرند.
مقامهای هند نیز ۱۷ جسد را از رودخانههای ایالت اوتار پرادش بیرون آوردهاند که گمان میرود با جریان آب از نپال منتقل شده باشند.
این اجساد در آمار رسمی قربانیان محاسبه نشدهاند.
عامل فاجعه و خطر سیلاب دوباره
بررسی تصاویر ماهوارهای نشان میدهد سنگبستر زیر یک یخچال در ارتفاعات هیمالیا فرو ریخت و بخشی از یخچال را با خود به پایین کشید. ریزش سنگ چنان گسترده بود که دستگاههای لرزهنگاری آن را رویدادی با بزرگی ۵.۲ ثبت کردند.
سنگها و آب حاصل از ذوب یخ، رودخانههای درههای پاییندست را متورم کرد و موجی از آب، گل و آوار را به سوی روستاها، پلها و نیروگاهها فرستاد.
رانش سنگ و یخ در نخستین بررسیها عامل محتمل سیلاب معرفی شده بود.
پس از افزایش دوباره سطح آب رودخانه بوتکوشی، به ساکنان مناطق پاییندست هشدار داده شد آماده رفتن به ارتفاعات باشند.
چین نیز نپال را از افزایش جریان آب در بالادست آگاه کرده است.
صلیب سرخ شمار آسیبدیدگان این فاجعه را بیش از ۹۰ هزار نفر برآورد کرده است.
فوربس میگوید آمریکا در کارزار تازهای میکوشد با تهدید بانکها و شرکای تجاری حکومت ایران به قطع دسترسی از نظام دلاری، تهران را منزویتر کند؛ اما اهداف بعدی نشان خواهند داد واشینگتن آماده رویارویی با بازیگران بزرگی مانند چین هست یا نه.
وزارت خزانهداری آمریکا در نخستین اقدام بانکی خود در چارچوب کارزار موسوم به «عملیات طرد اقتصادی»، پیشنهاد کرده است فعالیتهای «بانک مصر» در امارات متحده عربی از نظام مالی این کشور قطع شود.
نشریه فوربس در گزارشی تحلیلی نوشته است وزارت خزانهداری آمریکا گفته واحد اماراتی بانک مصر از ژانویه ۲۰۲۴ تا ژوئن ۲۰۲۶ حدود یک میلیارد و ۸۰۰ میلیون دلار را برای ۱۰۳ شرکت پردازش کرده است؛ شرکتهایی که احتمال میرود بخشی از شبکه بانکداری پنهانی ایران باشند.
مقررات پیشنهادی تنها فعالیتهای این بانک در امارات متحده عربی را در بر میگیرد و شامل واحدهای آن در مصر یا کشورهای دیگر نمیشود. پس از انتشار مقررات در دفتر ثبت فدرال آمریکا، یک دوره ۳۰روزه برای دریافت نظرهای عمومی آغاز خواهد شد.
آمریکا ابتدا اهداف قابلجایگزینی را انتخاب میکند اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، «عملیات طرد اقتصادی» را دوم شهریور با وعده قطعکردن تمام شریانهای اقتصادی تهران اعلام کرد. با این حال، فوربس میگوید طراحی این کارزار، دستکم در مرحله نخست، محتاطانهتر از ادبیات تند مقامهای آمریکایی است.
واشینگتن بهجای هدفگرفتن فوری بزرگترین خریداران نفت ایران، فشار را از اشخاص و نهادهایی آغاز کرده است که جایگزینکردن آنها آسانتر است؛ از جمله مدیر یک شعبه بانکی در دبی، یک شرکت پوششی در هنگکنگ و یک واحد برونمرزی متعلق به بانکی دولتی در مصر.
دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری آمریکا، اوفک، همزمان مدیرکل شعبه بانک ملی ایران در دبی و شرکت «کامنگ تریدینگ» در هنگکنگ را نیز تحریم کرده است. آمریکا این شرکت را به جابهجایی پول برای یک صرافی تحریمشده ایرانی متهم کرده است.
اوفک همچنین پنج مجوز عمومی مربوط به حوالههای شخصی، تبادلات دانشگاهی، کنفرانسها و فعالیتهای ورزشی را تعلیق و نزدیک به ۶۰ فرد، نهاد و کشتی را تحریم کرده است. داراییهای دیجیتال، فناوری، طلا، هوانوردی و کشتیرانی ایران نیز به حوزههایی افزوده شدهاند که ممکن است مشمول تحریمهای ثانویه شوند.
دسترسی به دلار به اهرم فشار تبدیل میشود فوربس سازوکار کارزار جدید آمریکا را بیش از آنکه شبیه محاصره بداند، به یک «مزایده» تشبیه کرده است. در این مزایده، واشینگتن دسترسی به نظام دلاری را عرضه میکند و از دولتها، بانکها و شرکتهای خارجی میخواهد با قطع روابط خود با حکومت ایران، برای حفظ این دسترسی اعلام همراهی کنند.
بر اساس این راهبرد، هر کشور پیش از مواجهه با تحریمهای ثانویه، فرصت مشخصی برای «اصلاح رفتار» خواهد داشت. گروههایی از وزارتخانههای خزانهداری و خارجه آمریکا نیز با مقامهای خارجی دیدار میکنند و از آنها میخواهند در مهلتی معین، مناسبات مالی خود با [حکومت] ایران را محدود کنند.
به نوشته فوربس، انتخاب شعبه اماراتی بانک مصر هزینهای جدی برای نظام مالی آمریکا ایجاد نمیکند، اما حامل پیامی برای بانکها و مراکز مالی متوسط است: کوچکبودن یا قرارداشتن در کشور همپیمان آمریکا، مانع قرارگرفتن در صف اقدامات تنبیهی نخواهد شد.
با این حال، چین که به گفته مقامهای آمریکایی بخش عمده نفت ایران را خریداری کرده است، فعلا بیشتر با تهدید لفظی و فشار دیپلماتیک روبهرو شده است. بسنت گفته «هیچکس فراتر از دامنه تحریمهای آمریکا نیست»، اما همزمان از تعیین زمان اعمال تحریمهای ثانویه علیه پکن خودداری کرده و درباره خطر اخلال در نظام مالی جهان هشدار داده است.
فوربس معتقد است هویت اهداف بعدی روشن خواهد کرد که واشینگتن قصد دارد همچنان سراغ نهادهای کوچک و قابلجایگزینی برود یا آماده است بانکها و خریداران بزرگ چینی را نیز هدف قرار دهد.
پرداخت عوارض هرمز خطر تحریم دارد بخش دیگری از کارزار آمریکا به تنگه هرمز مربوط میشود. طبق دستورالعمل جدید اوفک، اشخاص و شرکتهای آمریکایی و غیرآمریکایی ممکن است بهدلیل پرداخت پول به نهادهای تحریمشده ایرانی برای عبور ایمن از تنگه با مجازات روبهرو شوند.
حتی پاسخدادن به درخواست اطلاعات این نهادها، بدون پرداخت پول، ممکن است خطر تحریم داشته باشد. در نتیجه، مالکان کشتیها در موقعیتی دوگانه قرار میگیرند: پرداخت به ایران میتواند واکنش آمریکا را در پی داشته باشد و خودداری از پرداخت ممکن است آنها را با خطر واکنش تهران روبهرو کند.
به نوشته فوربس، شرکتهای بیمه، مالکان کشتیها و واحدهای نظارت بر رعایت تحریمها احتمالا پیش از فرماندهان نظامی، مسیر عملی عبور از این وضعیت را مشخص خواهند کرد.
فشار بر صادرات ایران همزمان مسیرهای تجارت انرژی را تغییر داده است. پالایشگاههای چینی به دلیل کاهش عرضه نفت ایران، بیشتر به نفت برزیل و عراق روی آوردهاند و مسیر انتقال نفت از خط لوله کرکوک-جیهان اهمیت بیشتری یافته است. منقضیشدن قرارداد ۲۵ساله صادرات گاز ایران به ترکیه، بدون اعلام یک قرارداد بلندمدت جایگزین، نیز از دیگر نشانههای این تغییر ارزیابی شده است.
حکومت ایران به نهادهای بینالمللی متوسل شده است واکنش تهران تاکنون بیشتر حقوقی و لفظی بوده است. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، در نامههایی به مقامها و اعضای سازمان ملل، کارزار آمریکا را «تروریسم اقتصادی» خوانده و از دولتها خواسته است به آن نپیوندند.
محسن رضایی، مشاور نظامی رهبر جمهوری اسلامی، نیز هشدار داده است که در صورت آغاز جنگی دیگر، «حتی یک قطره نفت» از منطقه خارج نخواهد شد. فوربس میگوید این تهدید تاکنون به توقف پایدار صادرات نفت کشورهای خلیج فارس منجر نشده است.
در داخل آمریکا نیز انتقادهایی درباره نبود مسیر خروج از این کارزار مطرح شده است. منتقدان هشدار میدهند فشار بدون ارائه شرایط روشن برای کاهش تحریمها، ممکن است آن را به روندی یکطرفه تبدیل کند و کشورهای ثالث را به جستوجوی راههایی برای کاهش وابستگی به نظام مالی آمریکا سوق دهد.
فوربس در جمعبندی گزارش خود تاکید میکند که نتیجه واقعی «عملیات طرد اقتصادی» را باید در اقدامات بعدی واشینگتن جستوجو کرد. اگر هدف بعدی نیز نهادی کوچک و قابلجایگزینی باشد، آمریکا همچنان مسیر محتاطانه را دنبال میکند؛ اما تحریم یک خریدار یا بانک بزرگ چینی، مرحلهای تازه و پرهزینهتر در این کارزار خواهد بود.