حوثیها دو نفتکش عربستان سعودی را در دریای سرخ هدف قرار دادند

حوثیهای یمن اعلام کردند دو نفتکش عربستان سعودی را پس از «نقض محاصره دریایی» عربستان با موشک و پهپاد هدف قرار داده و ۱۰ کشتی دیگر را نیز وادار به تغییر مسیر کردهاند.

حوثیهای یمن اعلام کردند دو نفتکش عربستان سعودی را پس از «نقض محاصره دریایی» عربستان با موشک و پهپاد هدف قرار داده و ۱۰ کشتی دیگر را نیز وادار به تغییر مسیر کردهاند.
مرکز عملیات تجارت دریایی بریتانیا شامگاه چهارشنبه ۳۱ تیر از حمله به یک نفتکش در دریای سرخ، در نزدیکی شهر ساحلی الشقیق عربستان سعودی و در شمال سواحل یمن، خبر داد.
خبرگزاری حکومتی تسنیم در ایران گزارش داد کشتی هدفگرفتهشده یک نفتکش سعودی حامل حدود ۵۰۰ هزار بشکه نفت خام بوده که موشکی شلیکشده از خاک یمن به آن اصابت کرده است.
پس از انتشار این گزارشها، یحیی سریع، سخنگوی نظامی حوثیها، مسئولیت حمله را برعهده گرفت و اعلام کرد نیروهای این گروه دو نفتکش [عربستان] سعودی را در دریای سرخ با موشک و پهپاد هدف قرار دادهاند.
حوثیها نام این دو نفتکش را «انسلیا» و «لیلا» اعلام کردند. هنوز اطلاعات مستقلی درباره میزان خسارت واردشده به کشتیها، وضعیت خدمه یا احتمال نشت نفت منتشر نشده است.
سریع گفت: «پس از آنکه دو نفتکش [عربستان] سعودی محاصره دریایی را نقض کردند، آنها را با موشک و پهپاد هدف قرار دادیم. افزون بر این، ۱۰ کشتی دیگر را وادار کردیم مسیر خود را تغییر دهند و بازگردند.»
به گفته سخنگوی نظامی حوثیها، گروه تحت حمایت جمهوری اسلامی، این حملات بخشی از تلاش این گروه برای اجرای محاصره دریایی عربستان سعودی است؛ محاصرهای که او دوشنبه از آغاز فوری آن خبر داده بود.
اعلام محاصره دریایی و حمله به نفتکشها، شدیدترین مرحله تنش میان حوثیها و عربستان سعودی از زمان برقراری آتشبس سال ۲۰۲۲ به شمار میرود. این تحولات همزمان با ادامه جنگ آمریکا با حکومت ایران و افزایش تنشها در منطقه روی داده است.
سریع هنگام اعلام محاصره دریایی تهدید کرد که اگر عربستان سعودی عملیات نظامی خود را تشدید کند، حوثیها نیز حملات تلافیجویانه انجام خواهند داد.
او گفت: «نیروهای حوثی براساس معادله چشم در برابر چشم، محاصره دریایی دشمن سعودی را اعلام میکنند؛ محاصرهای که بلافاصله پس از انتشار این بیانیه به اجرا درمیآید.»
سریع افزود حوثیها برای خود این حق را قائلاند که «به محاصره با محاصره و به هرگونه تشدید تنش با تشدید متقابل» پاسخ دهند.
عربستان سعودی در واکنش اعلام کرد برای حفاظت از کشتیهای خود از همه اقدامات قانونی مجاز براساس حقوق بینالملل استفاده خواهد کرد.
دور تازه تنشها پس از درگیری شدید دو هفته پیش میان حوثیها و نیروهای دولت یمن در جنوب استان حدیده آغاز شد. در آن درگیریها دستکم ۵۰ عضو حوثی کشته و دهها نفر دیگر زخمی شدند.
حوثیها هفته گذشته مدعی شدند نیروهای سعودی فرودگاه بینالمللی صنعا را هدف حملات هوایی قرار دادهاند. عربستان سعودی مسئولیت این حمله را نپذیرفت و دولت بهرسمیتشناختهشده یمن اعلام کرد که حمله را برای رهگیری یک هواپیمای ایرانی در حال ورود به یمن انجام داده است.
نیروهای حوثی در واکنش، موشکهایی بهسوی جنوب غربی عربستان سعودی و منطقهای در نزدیکی فرودگاه ابها شلیک کردند.
حوثیهای مورد حمایت حکومت ایران بخشهایی از یمن، از جمله صنعا، پایتخت این کشور، را در کنترل دارند. حملات تازه این گروه به نفتکشهای سعودی میتواند خطر گسترش درگیریها و اختلال در کشتیرانی و انتقال انرژی از مسیر دریای سرخ را افزایش دهد.







وزارت خارجه بریتانیا با اشاره به تشدید تنشهای منطقهای و وضعیت امنیتی، اعلام کرد که کارکنان بریتانیایی سفارت این کشور در تهران را «بهطور موقت» از ایران خارج کرده است و از شهروندانش خواست به ایران سفر نکنند.
این وزارتخانه چهارشنبه ۳۱ تیر اعلام کرد سفارت بریتانیا در تهران، با وجود خروج کارکنان، فعالیت خود را از راه دور ادامه خواهد داد. در اطلاعیه لندن آمده است که به دلیل شرایط امنیتی، ارائه خدمات حضوری کنسولی در ایران امکانپذیر نیست و حمایت دولت بریتانیا از اتباع خود در این کشور «بهشدت محدود» است.
وزارت خارجه بریتانیا از شهروندان بریتانیایی که بهعنوان مسافر یا مقیم در ایران حضور دارند خواست ادامه حضور خود در این کشور و خطرات ناشی از ماندن را با دقت ارزیابی کنند.
این وزارتخانه همچنین درباره «خطر بسیار بالای» بازداشت، بازجویی یا حبس شهروندان بریتانیایی و دوتابعیتیهای بریتانیاییـایرانی هشدار داد. در این اطلاعیه آمده است که داشتن گذرنامه بریتانیایی یا حتی تصور وجود ارتباط با بریتانیا ممکن است برای بازداشت افراد از سوی مقامهای جمهوری اسلامی کافی باشد.
براساس این هشدار، افراد بازداشتشده در ایران ممکن است ماهها یا سالها در زندان بمانند و دولت بریتانیا نیز در صورت بروز مشکل، امکان ارائه کمک حضوری به آنها را نخواهد داشت.
تصمیم لندن برای خارج کردن کارکنان سفارت در حالی اتخاذ شده است که به گفته وزارت خارجه بریتانیا، وضعیت خاورمیانه با وجود یادداشت تفاهم میان آمریکا و حکومت ایران، همچنان پیشبینیناپذیر است.
در اطلاعیه بریتانیا آمده است که از هشتم ژوئیه [۱۷ تیر]، حکومت ایران در چند نقطه منطقه حملات تلافیجویانهای را علیه زیرساختهای نظامی و غیرنظامی آمریکا انجام داده و احتمال حملات بیشتر و تشدید پیشبینینشده درگیریها همچنان وجود دارد.
وزارت خارجه بریتانیا میگوید آمریکا و اسرائیل نیز در جریان جنگ اخیر زیرساختهایی را در نقاط مختلف ایران هدف قرار دادهاند. براساس گزارشهای مورد اشاره این وزارتخانه، بنادر، جادهها، خطوط راهآهن، پلها، تاسیسات انرژی، مراکز تولید نفت، سامانههای آبرسانی و فرودگاهها از جمله بخشهایی هستند که ممکن است آسیب دیده باشند.
لندن همچنین به شهروندان خود در سراسر خاورمیانه هشدار داد که برای لغو احتمالی پروازها، بسته شدن دورهای حریمهای هوایی و اختلال در سفر آماده باشند. از آنها خواسته شده است اخبار محلی و بینالمللی را دنبال کنند، از مراکز نظامی و امنیتی فاصله بگیرند و مدارک و برنامههای خروج خود را بهروز نگه دارند.
در این توصیهنامه آمده است که حریم هوایی ایران ممکن است بدون اطلاع قبلی بسته شود. بنادر و مرزهای زمینی نیز تحت کنترل مقامهای ایرانی قرار دارند و احتمال بسته شدن ناگهانی آنها وجود دارد. اختلال در ارتباطات و محدودیت دسترسی به اینترنت در ایران از دیگر مخاطرات ذکر شده است.
وزارت خارجه بریتانیا به افرادی که قصد خروج زمینی از ایران را دارند توصیه کرد پیش از حرکت، محدودیتهای مرزی، مقررات ورود و شرایط صدور روادید کشورهای همسایه را بررسی کنند. این وزارتخانه تاکید کرد که عبور از مرزهای زمینی ایران آسان نیست و مقررات ممکن است با فاصله زمانی کوتاهی تغییر کند.
براساس این راهنما، مرز ایران و ترکیه برای دارندگان گذرنامه بریتانیایی یا ایرانی همچنان بدون نیاز به روادید و برای اقامت حداکثر ۹۰روزه باز است، اما شهروندان بریتانیایی باید پیش از حرکت با وزارت خارجه این کشور تماس بگیرند. مقامهای ترکیه نیز اعلام کردهاند گذرگاه سرو ـ اسندره در سمت ایران برای رفتوآمد روزانه بازرگانان محلی بسته شده است.
شهروندان بریتانیایی برای عبور از مرز ایران و جمهوری آذربایجان به ثبت قبلی اطلاعات و دریافت کد ویژه، همراه با روادید، نیاز دارند. عبور از مرز ترکمنستان نیز منوط به دریافت مجوز قبلی از مقامهای این کشور و داشتن پرواز تایید شده برای ادامه مسیر است.
بریتانیا سفر به افغانستان و عراق و همچنین استان بلوچستان پاکستان در نزدیکی مرز ایران را ممنوع اعلام کرده و به شهروندانش توصیه کرده است از این مسیرها برای خروج استفاده نکنند.
وزارت خارجه بریتانیا همزمان توصیههای سفر به اسرائیل را نیز بهروزرسانی کرده و از شهروندان خود خواسته است به بخشهایی از این کشور سفر نکنند.
این وزارتخانه هشدار داد سفر برخلاف توصیه رسمی دولت ممکن است اعتبار بیمه مسافرتی افراد را از بین ببرد. با این حال، از کسانی که تصمیم دارند با وجود هشدارها به ایران سفر کنند خواسته شده است بیمهای تهیه کنند که مسیر سفر، فعالیتهای برنامهریزیشده و هزینههای احتمالی شرایط اضطراری را پوشش دهد.
پژوهشی روی نزدیک به ۱۳ هزار بزرگسال نشان داد سرعت افت حافظه و تواناییهای شناختی در افرادی که بیشترین میزان شیرینکنندههای مصنوعی را مصرف میکردند، ۶۲ درصد بیشتر از افراد دارای کمترین میزان مصرف بود؛ تفاوتی که پژوهشگران آن را معادل حدود ۱.۶ سال پیری بیشتر دانستند.
نتایج این مطالعه که در «نورولوژی»، نشریه پزشکی آکادمی عصبشناسی آمریکا، منتشر شد، نشان میدهد مصرف شماری از جایگزینهای کمکالری یا بدون کالری شکر ممکن است با افت سریعتر عملکرد مغز ارتباط داشته باشد.
با این حال، پژوهشگران تاکید کردند این مطالعه مشاهدهای است و نمیتواند ثابت کند شیرینکنندههای مصنوعی عامل افت تواناییهای شناختیاند.
بهگفته آنها، ممکن است عوامل دیگری نیز در شکلگیری این ارتباط نقش داشته باشند.
در این پژوهش که با مشارکت سه دانشگاه برزیلی انجام شد، وضعیت ۱۲ هزار و ۷۷۲ بزرگسال ساکن مناطق مختلف برزیل بهمدت حدود هشت سال پیگیری شد. میانگین سنی شرکتکنندگان در آغاز مطالعه ۵۲ سال بود.
پژوهشگران مصرف هفت شیرینکننده رایج شامل آسپارتام، ساخارین، آسهسولفام پتاسیم (شیرینکنندههای مصنوعی)، اریتریتول، زایلیتول، سوربیتول (الکلهای قندی) و تاگاتوز (نوعی قند کم کالری) را بررسی کردند.
این مواد در بسیاری از محصولات فوقفرآوریشده، از جمله نوشابههای رژیمی، آبهای طعمدار، نوشیدنیهای انرژیزا، ماستها و دسرهای کمکالری وجود دارند. برخی از آنها نیز جداگانه برای افزودن به قهوه و چای یا استفاده در آشپزی و شیرینیپزی فروخته میشوند.
افت سریعتر حافظه و عملکرد شناختی
شرکتکنندگان بر اساس میزان مصرف روزانه شیرینکنندهها در سه گروه قرار گرفتند. میانگین مصرف در گروه دارای کمترین میزان مصرف، روزانه ۲۰ میلیگرم و در گروه دارای بیشترین مصرف، روزانه ۱۹۱ میلیگرم بود.
میزان آسپارتام مصرفشده در گروه دارای بالاترین مصرف (۱۹۱ میلیگرم در روز)، تقریبا با آسپارتام موجود در یک قوطی نوشابه رژیمی برابری میکرد.
شرکتکنندگان در آغاز، میانه و پایان مطالعه در آزمونهایی برای سنجش حافظه فعال، یادآوری واژهها، روانی کلامی و سرعت پردازش اطلاعات شرکت کردند.
پژوهشگران پس از در نظر گرفتن عواملی مانند سن، جنسیت، فشار خون بالا و بیماریهای قلبیعروقی دریافتند سرعت افت کلی حافظه و تواناییهای شناختی در گروه دارای بیشترین مصرف، ۶۲ درصد بیشتر از گروه دارای کمترین مصرف بود.
سرعت افت در گروه دارای مصرف متوسط نیز ۳۵ درصد بیشتر از گروه دارای کمترین میزان مصرف بود. پژوهشگران این تفاوت را معادل حدود ۱.۳ سال پیری بیشتر دانستند.
این ارتباط در افراد زیر ۶۰ سال مشاهده شد، اما پژوهشگران در میان شرکتکنندگان بالای ۶۰ سال ارتباط مشابهی نیافتند. ارتباط میان مصرف شیرینکنندهها و افت سریعتر تواناییهای شناختی در مبتلایان به دیابت نیز قویتر بود.
افراد مبتلا به دیابت ممکن است بیشتر از جایگزینهای شکر استفاده کنند، زیرا معمولا به آنها توصیه میشود مصرف محصولاتی را که قند خون را بهسرعت افزایش میدهند، محدود کنند.
ارتباط شش شیرینکننده با تغییرات حافظه
بررسی جداگانه شیرینکنندهها نشان داد مصرف آسپارتام، ساخارین، آسهسولفام پتاسیم، اریتریتول، سوربیتول و زایلیتول با افت سریعتر عملکرد شناختی، بهویژه حافظه، ارتباط داشت.
تاگاتوز تنها شیرینکننده بررسیشده در این مطالعه بود که پژوهشگران میان مصرف آن و افت تواناییهای شناختی ارتباطی نیافتند.
کلودیا کیمیه سوئموتو، پژوهشگر دانشگاه سائوپائولو و نویسنده اصلی این مطالعه، گفت: «شیرینکنندههای کمکالری و بدون کالری اغلب جایگزینی سالم برای شکر تلقی میشوند، اما یافتههای ما نشان میدهد برخی شیرینکنندهها ممکن است در درازمدت بر سلامت مغز اثر منفی بگذارند.»
او خواستار انجام پژوهشهای بیشتر برای تایید نتایج و بررسی جایگزینهایی مانند پوره سیب، عسل، شربت افرا و شکر نارگیل شد.
اطلاعات غذایی این مطالعه بر اساس گزارش خود شرکتکنندگان جمعآوری شده بود و احتمال فراموشی مواد غذایی یا برآورد نادرست میزان مصرف وجود داشت. این پژوهش همه شیرینکنندههای موجود در مواد غذایی و نوشیدنیها را نیز بررسی نکرد؛ بنابراین نتایج آن را نمیتوان به همه جایگزینهای شکر تعمیم داد.
وزارت بهداشت برزیل، وزارت علوم، فناوری و نوآوری این کشور و شورای ملی توسعه علمی و فناوری، حامیان مالی این پژوهش بودند.
شرکت اوپنایآی اعلام کرد که یک عامل خودمختار مبتنی بر مدلهای پیشرفته هوش مصنوعی این شرکت، در جریان یک آزمایش امنیتی از کنترل خارج شد و با انجام یک حمله سایبری، زیرساختهای استارتآپ هوش مصنوعی هاگینگ فیس (Hugging Face) را که هفته گذشته هدف نفوذ قرار گرفته بود، به خطر انداخت.
سازنده چت جیپیتی در حال آزمایش تواناییهای برخی از پیشرفتهترین مدلهای خود در یک محیط کنترلشده بود، اما این عامل هوش مصنوعی از محیط محدودشده خارج شد، به اینترنت دسترسی پیدا کرد و برای تحقق هدف تعیینشده در آزمایش، به سامانههای هاگینگ فیس نفوذ کرد.
رویترز در گزارشی در همین زمینه نوشت که این حادثه نشان میدهد گسترش تواناییهای هوش مصنوعی اکنون همان تهدید امنیتی را به واقعیت تبدیل کرده که کارشناسان مدتهاست درباره آن هشدار دادهاند و حتی بزرگترین توسعهدهندگان نیز ممکن است در برابر آسیبپذیریهایی که مدلهای خودشان میتوانند از آنها سوءاستفاده کنند، غافلگیر شوند.
اوپنایآی سهشنبه ۳۰ تیر در یک پست وبلاگی اعلام کرد این رخداد «یک حادثه سایبری بیسابقه با استفاده از توانمندیهای پیشرفته حملات سایبری» بود و این شرکت در حال تقویت تدابیر حفاظتی خود است.
این حادثه همچنین توجه زیادی را جلب کرده است، زیرا شرکت هاگینگ فیس مستقر در نیویورک اعلام کرد برای مهار این حمله از یک مدل متنباز چینی استفاده کرده است؛ چرا که مدلهای پیشرفته آمریکایی، بهدلیل ناتوانی در تشخیص مدافع از مهاجم، از پردازش دادههای لازم برای تحلیل حمله خودداری کردند.
این شرکت هفته گذشته در یک پست وبلاگی اعلام کرد که برای تحلیل این حمله از مدل جیالام-۵.۲ (GLM-5.2) متعلق به شرکت ژیپو ایآی (Zhipu AI) استفاده کرده است؛ اقدامی که همچنین امکان نگهداری دادههای مهاجم و هرگونه اطلاعات محرمانه یا اعتبارنامهها را در داخل سامانههای خود فراهم کرد.
مدل جیالام-۵.۲ و همچنین مدل کیمی کی۳ (Kimi K3) متعلق به شرکت موونشات (Moonshot) مستقر در پکن، اخیرا به دلیل برخورداری از تواناییهایی نزدیک به برترین مدلهای آمریکایی، اما با هزینه کمتر و بدون محدودیتهایی که استفاده از رقبای آمریکایی را در حوزههایی مانند امنیت سایبری محدود میکند، توجه سیلیکونولی را به خود جلب کردهاند.
توماس ولف، از بنیانگذاران شرکت هاگینگ فیس، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «وقتی یک مدل پیشرفته در حال حمله به شماست و در زیرساختهایتان بهصورت جانبی حرکت میکند، مدافعان باید ظرف چند ساعت یا حتی چند دقیقه به ابزارهایی نزدیک به پیشرفتهترین مدلها دسترسی گسترده داشته باشند، نه اینکه به یک برنامه دسترسی محدود، بسته و نیازمند تایید هدایت شوند.»
نشانهای از آینده
نفوذ به هاگینگ فیس، که میزبان مدلهای متنباز زبان بزرگ و مجموعههای داده است، جامعه امنیت سایبری را نگران کرد؛ بهویژه پس از آنکه این شرکت هفته گذشته اعلام کرد این رخنه «به هیچیک از مواردی که پیشتر با آنها روبهرو شده بودیم شباهت نداشت» و «از ابتدا تا انتها با یک سامانه عامل خودمختار هوش مصنوعی هدایت شده بود.»
افشای این موضوع از سوی اوپنایآی که مدلهای پیشرفته این شرکت عامل این حمله بودهاند، آن هم با وجود اینکه در محیطی که این شرکت آن را «بسیار بسته و منزوی» توصیف کرده بود نگهداری میشدند، احتمالا نگرانیها درباره قدرت و مخاطرات مدلهای پیشرفته هوش مصنوعی را تشدید خواهد کرد.
گرگ کاسار، نماینده دموکرات ایالت تگزاس، این حادثه را نگرانکننده توصیف کرد و در بیانیهای گفت: «هوش مصنوعی با سرعتی فوقالعاده در حال پیشرفت است، بدون آنکه مقررات واقعی برای حفظ امنیت ما وجود داشته باشد.»
او خواستار آزمایشهای ایمنی مستقل و اجباری، افشای اجباری حوادث امنیتی و همکاری بینالمللی برای «حفظ امنیت مردم در برابر یک فاجعه کامل» شد.
دفتر مدیر ملی امنیت سایبری آمریکا، سازمان امنیت سایبری و امنیت زیرساخت (CISA) و آژانس امنیت ملی آمریکا (NSA) تاکنون در این زمینه اظهارنظر نکردهاند.
کیتی موسوریس، مدیرعامل شرکت لوتا سکیوریتی (Luta Security)، گفت این حادثه نشانهای از رخنههای بیشتری است که در آینده رخ خواهند داد.
او مدلهای امروزی را به «باهوشترین اختاپوسهای فرارکننده جهان، با بازوهای بیشمار و توانایی عبور از هر شکافی» تشبیه کرد.
موسوریس افزود: «آزمایشگاهها و نهادهای دولتی ارزیاب باید روی توانایی مهار، پایش و اطلاعرسانی به طرفهای آسیبدیده زمانی که یک هوش مصنوعی دوباره مانند هودینی از محدودیتها فرار میکند، کار کنند؛ ترجیحا پیش از آنکه به شخص ثالثی آسیب برساند. چنین سازوکاری امروز وجود ندارد.»
مت سوییچ، مهندس شرکت امنیت سایبری مبتنی بر عاملهای هوش مصنوعی تالمو (Tolmo)، گفت این حادثه نشان میدهد که مدلهای پیشرفته در حال «کاهش فاصله خود با مهاجمان پیشرفته سایبری» هستند.
ساختمانی در نزدیکی مرز اتریش با آلمان که آدولف هیتلر در آن به دنیا آمد، رسما فعالیت تازه خود را بهعنوان اداره پلیس آغاز میکند. تغییری که دولت اتریش امیدوار است مانع تبدیل شدن این محل به «زیارتگاهی برای نئونازیها» شود.
پس از سالها بحث درباره این خانه بزرگ و سنتی در شهر براوناو آم این، که در مالکیت خصوصی بود و پیشتر یک موسسه خیریه ویژه افراد دارای معلولیت در آن فعالیت میکرد، دولت اتریش در سال ۲۰۱۷ ساختمان را بهصورت اجباری خریداری کرد و در سال ۲۰۱۹ اعلام کرد که آن را بازسازی و به اداره پلیس تبدیل خواهد کرد.
حتی پیش از این تغییر کاربری نیز تنها نشانه اهمیت تاریخی ساختمان، سنگی در پیادهرو بود که از اردوگاه کار اجباری ماوتهاوزن آورده شده و عبارت «فاشیسم، هرگز دوباره» روی آن حک شده بود، بیآنکه نامی از هیتلر برده شود. این سنگ همچنان در جای خود باقی مانده است. تنها علامتی که به نمای سفید ساختمان افزوده شده، تابلویی با نوشته «پلیس» است.
اشتفان ملچوخ، رییس بخش تاریخ وزارت کشور اتریش، هنگام بازدید خبرنگاران از ساختمان گفت: «هدف این بود که هرگونه پیوند با آدولف هیتلر از میان برود تا آن هاله رازآلود از ساختمان گرفته شود.»
موزه هنری سابق
این هاله رازآلود با کیش شخصیت نازیها پیرامون هیتلر تقویت شده بود. در دوران حکومت او، «خانه زادگاه پیشوا» به موزه هنر تبدیل شده بود.
ملچوخ گفت هیتلر در سال ۱۸۸۹ تنها چند هفته در این خانه زندگی کرد و پس از آن خانوادهاش از آنجا نقل مکان کردند.
رهگذران اغلب برای گرفتن عکس در برابر ساختمان توقف میکنند، اما معمولا مشخص نیست چه دیدگاهی درباره هیتلر دارند. مقامهای محلی گفتند اکنون فقط «موارد پراکندهای» در ارتباط با بازدیدکنندگان رخ میدهد و شمار آنها از گذشته کمتر شده است.
آنها توضیح بیشتری ندادند، اما ادای سلام هیتلری و استفاده از دیگر نمادهای نازی در اتریش ممنوع است.
یوهانس وایدباخر، شهردار براوناو، در پاسخ به پرسش رویترز درباره واکنش عمومی به این پروژه گفت: «فکر میکنم در مجموع مردم براوناو این تصمیم را پذیرفتهاند و میتوانند با آن کنار بیایند.»
وایدباخر عضو کمیسیونی بود که توصیه کرد ساختمان یا برای هدفی خیریه یا برای یک کاربری رسمی اداری استفاده شود. او گفت در نهایت، استقرار یک موسسه خیریه در این ساختمان باعث میشد محل بیش از حد در دسترس عموم باشد.
او افزود: «فکر نمیکنم رویکرد بدی باشد، اما اینکه آیا همانطور که همه امیدواریم و انتظار داریم نتیجه خواهد داد یا نه، باید منتظر ماند و دید.»
هرگز فراموش نکنیم یا هرچه زودتر فراموش کنیم؟
این تصمیم با مخالفتهایی نیز روبهرو شده است؛ از جمله از سوی کمیته ماوتهاوزن، مهمترین گروه بازماندگان هولوکاست در اتریش. این گروه استدلال کرده است که تبدیل ساختمان به اداره پلیس مناسب نیست و باید اقدامات بیشتری برای جلب توجه به جنایتهای هیتلر انجام شود.
روبرت آیتِر، از اعضای کمیته ماوتهاوزن و شبکه مقابله با نژادپرستی و افراطگرایی راستگرا، گفت: «هر سال در یادمان اردوگاه کار اجباری ماوتهاوزن مراسمی برگزار میشود تا گفته شود: هرگز دوباره. اما در براوناو میگویند: هرچه زودتر فراموش کنیم.»
اتریش برای دههها استدلال میکرد که نخستین قربانی ناسیونالسوسیالیسم بوده است، زیرا آلمان هیتلری در سال ۱۹۳۸ آن را ضمیمه خود کرد. این کشور اکنون میگوید اتریشیها نیز در جنایتها نقش داشتهاند، اما بهندرت توضیح بیشتری در این باره ارائه میکند.
آیتر گفت: «جهان فراموش نخواهد کرد بدترین قاتل جمعی تاریخ کجا متولد شده است. مدخلهای ویکیپدیا تغییر نخواهد کرد.»
او افزود شمار نئونازیهایی که «برای زیارت به براوناو» میروند کاهش نخواهد یافت.
برخی ساکنان محلی نیز درباره تغییر کاربری این خانه تردید داشتند.
ایرنه، ۷۴ ساله، گفت: «ترجیح میدادم کار دیگری با آن انجام دهند، اما حالا همان چیزی شده که شده است.»
او افزود ترجیح میداد موسسه خیریه همچنان در آنجا باقی بماند.
با این حال، بیشتر ساکنان از این تصمیم حمایت کردند.
توماس اشپرایتس، مشاور املاک، گفت: «عالی است و فکر خوبی است. هر از گاهی گروههای نئونازی به آنجا میآمدند و حالا دیگر این موضوع به تاریخ پیوسته است.»
امضای توافق هستهای پیشنهادی آمریکا و عربستان از سوی دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، نگرانیها در خاورمیانه را بهدنبال داشته . در واشینگتن نیز با مخالفتهایی جدی روبهرو شده است. این پیمان بهطور بالقوه به عربستان اجازه غنیسازی اورانیوم و پردازش سوخت مصرفشده را میدهد.
تا کنون چه رخ داده است؟
واشنگتن و ریاض سالهاست درباره توافق همکاری هستهای گفتوگو میکنند؛ توافقی که دسترسی عربستان به فناوری آمریکا را فراهم میکند و به شرکتهای آمریکایی فرصت میدهد قراردادهایی بزرگ برای ساخت تاسیسات انرژی اتمی عربستان امضا کنند.
با این حال در خاورمیانه همواره در حوزه فناوری هستهای، نگرانیهای امنیتی، اشاعه تسلیحات هستهای و پیچیدگیهای سیاسی در منطقهای ملتهب در کانون توجه بوده است.
عربستان سعودی مانند همه امضاکنندگان معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) پیشاپیش تعهد داده است بمب اتمی تولید نکند و با بازرسیهای بینالمللی موافقت کرده است. اما واشینگتن بهطور سنتی بهدنبال اقدام حفاظتی مضاعف بوده است.
با وجود این، این پیمان شامل «استاندارد طلایی» نیست که عربستان را مانند امارات متحده عربی از غنیسازی اورانیوم و پردازش سوخت مصرفشده، دو مسیر بالقوه برای تولید ماده لازم جهت کلاهک اتمی منع میکند، نیست و همچنین «پروتکل الحاقی» نظارت مضاعف بینالمللی را در بر ندارد.
این کاستیها احتمالا نه تنها رقیبان منطقهای عربستان، بلکه متحدان خاورمیانهای آمریکا از جمله اسرائیل را نگران میکند و پرسشهایی درباره همسویی سیاستهای واشینگتن برمیانگیزد، زیرا یکی از دلایل جنگ آمریکا با جمهوری اسلامی در سال جاری میلادی مخالفت تهران با کنار گذاشتن برنامه غنیسازی بوده است.
ممکن است در کنگره نیز مخالفتهایی مطرح شود، جایی که اعضا پیشتر خواستار سختگیری بیشتری بر هرگونه توافق هستهای بین ریاض و واشینگتن شده بودند.
چرا عربستان سعودی برنامه هستهای میخواهد؟
بهعنوان بزرگترین صادرکننده نفت جهان، عربستان شاید نامزدی بدیهی برای داشتن انرژی هستهای به نظر نرسد، اما در چارچوب طرح اقتصادی چشمانداز ۲۰۳۰ محمد بن سلمان، ولیعهد این کشور، هدف از دستیابی به انرژی هستهای کاهش انتشار کربن و آزادسازی نفت خام برای صادرات عنوان شده است.
اداره اطلاعات انرژی آمریکا در سال ۲۰۲۴ اعلام کرد ۶۸٪ برق عربستان با گاز و ۳۲٪ با نفت تولید شده است و در اوج ماه ژوئن، روزانه ۱٫۴ میلیون بشکه نفت خام برای تولید برق مصرف شده است.
نیروی هستهای میتواند بخشی از برق لازم را از جمله برای نمکزدایی آب و تهویه مطبوع که انرژیبر هستند تامین کند و به عربستان اجازه دهد از فروش نفت درآمد بیشتری کسب کند.
با این حال، عربستان همچنین گفته است اگر رقیب دیرینهاش ایران به سلاح هستهای دست یابد، ناچار خواهد شد همان مسیر را دنبال کند؛ اظهار نظریی که ظاهرا با هدف افزایش فشار بر تهران مطرح شده، اما نگرانیها درباره جاهطلبیهای خود عربستان را نیز برانگیخته است.
بسیاری از کشورهایی که نیروگاه هستهای دارند، غنیسازی اورانیوم را در داخل انجام نمیدهند و بهجای آن بر واردات سوخت اورانیوم غنیشده برای رآکتورهای خود تکیه میکنند.
اما در ژانویه ۲۰۲۵ عربستان سعودی اعلام کرد اورانیوم را برای تولید سوخت «کیک زرد» ویژه تولید برق هستهای که بتواند آن را بفروشد، غنیسازی خواهد کرد. چنین فرایندی میتواند بخشی از یک برنامه نظامی هم باشد.
سهم آمریکا چیست؟
پیمان هستهای با عربستان میتواند دستاوردهای راهبردی و تجاری برای آمریکا داشته باشد.
همکاری هستهای غیرنظامی بههمراه تضمینهای امنیتی، مشوق مهمی در تلاش جو بایدن، رییسجمهوری پیشین آمریکا، برای پیشبرد توافق عادیسازی روابط عربستان و اسرائیل بود.
با این حال، به گزارش رویترز، این دو موضوع اکنون از یکدیگر جدا شدهاند، هرچند یک توافق هستهای میتواند مشوقی در تلاشهای دیپلماتیک آمریکا با عربستان باشد. ریاض عادیسازی روابط با اسرائیل را بدون تشکیل کشور فلسطین رد کرده است.
کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا، سال گذشته با عبدالعزیز بن سلمان، وزیر انرژی عربستان، دیدار کرد و گفت دو کشور در «مسیر» رسیدن به توافق هستهای غیرنظامی هستند. او اشارهای به توافقی گستردهتر بر سر موضوعاتی مانند عادیسازی روابط اسرائیل و عربستان نکرد.
چنین توافقی صنعت آمریکا را در موقعیت برتر برای کسب قراردادهای ساخت نیروگاههای هستهای عربستان قرار میدهد و همچنین دید بهتری نسبت به برنامه اتمی این کشور فراهم میکند که میتواند نگرانیهای واشینگتن درباره اشاعه تسلیحات هستهای را کاهش دهد.
بر اساس بخش ۱۲۳ قانون انرژی اتمی ایالات متحده مصوب ۱۹۵۴، آمریکا میتواند برای همکاری مهم هستهای غیرنظامی با دیگر کشورها توافقهایی را امضا کند.
این قانون معیار عدم اشاعه را مشخص نمیکند که کشورها باید رعایت کنند تا از استفاده از فناوری برای توسعه سلاحهای هستهای یا انتقال مواد حساس به دیگران جلوگیری شود.
این توافقها مستلزم بررسی کنگره درباره چنین پیمانهایی است.
گزینههای عربستان سعودی
اگر پیمان آمریکا-عربستان حتی در این مرحله ناکام بماند، چند کشور با صنایع هستهای تثبیتشده علاقه خود را برای همکاری با عربستان ابراز کردهاند یا بهعنوان شرکای بالقوه برای برنامه هستهای عربستان مطرح هستند.
گزارش شده است شرکت دولتی اتمی چینChina National Nuclear Corp (CNNC) در سال ۲۰۲۳ پیشنهادی برای ساخت یک نیروگاه هستهای به عربستان ارائه کرده بود.
شرکت دولتی روسی روساتم، که نیروگاههایی در ایران و مصر ساخته است، نیز توافقهای همکاری اولیهای با ریاض امضا کرده است. دیگر گزینههای بالقوه شامل فرانسه و کره جنوبی است که در امارات متحده عربی رآکتور ساخته است.
انتخاب شریک احتمالا به عرضه فناوری، تامین مالی و همسویی ژئوپلیتیک، از جمله شروط مرتبط با مدیریت سوخت هستهای بستگی خواهد داشت.
غنیسازی اورانیوم
مساله کلیدی این است که آیا واشنگتن ممکن است با ساخت یک تأسیسات غنیسازی اورانیوم در خاک عربستان موافقت کند، چه زمانی چنین کاری انجام شود، و آیا کارکنان سعودی به آن دسترسی خواهند داشت یا این تاسیسات صرفا به دست نیروهای آمریکایی در قالب «جعبه سیاه» اداره خواهد شد.
بدون تضمینهای سختگیرانه در متن توافق، عربستان سعودی که دارای ذخایر سنگ اورانیوم در قلمرو خود است& از نظر تئوریک میتواند از یک تاسیسات غنیسازی برای تولید اورانیوم با غنای بالا استفاده کند که در صورت خلوص کافی، ماده شکافتپذیر مورد نیاز برای ساخت بمب اتم را فراهم میکند.
یک منبع به رویترز گفت توافق پیشنهادی آمریکا و عربستان مسیر حقوقی همکاری در چرخه سوخت هستهای، از جمله غنیسازی اورانیوم، را فراهم میکند اما واشینگتن را ملزم به انتقال هرگونه فناوری یا توانمندی مرتبط به این کشور نمیکند.
مسائل دیپلماتیک نیز مطرح است: متحد اصلی واشنگتن در منطقه، اسرائیل، بارها با ایده برنامه هستهای غیرنظامی عربستان مخالفت کرده است.

