• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

آژیرهای هشدار در بحرین و کویت به صدا درآمدند

۲۹ تیر ۱۴۰۵، ۱۴:۳۴ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۷:۵۷ (‎+۱ گرینویچ)

وزارت کشور بحرین دوشنبه ۲۹ تیر اعلام کرد آژیرهای هشدار بار دیگر در این کشور به صدا درآمدند. همزمان، خبرگزاری دولتی کویت از به صدا درآمدن آژیرهای هشدار در این کشور خبر داد.

ارتش کویت نیز اعلام کرد پدافند هوایی این کشور در حال مقابله با حملات موشکی و پهپادی است و صداهای انفجار احتمالی ناشی از رهگیری این حملات توسط سامانه‌های دفاعی خواهد بود.

همزمان، سپاه پاسداران با اعلام حمله به «مواضع آمریکا» در بحرین و کویت، گفت حملات موشکی و پهپادی علیه این مواضع ادامه خواهد داشت.

Banner

پربازدیدترین‌ها

«عادل عامل دوقطبی‌سازی در فوتبال»؛ حمله رسانه سپاه به فردوسی‌پور پس از فیلتر شدن فوتبال۳۶۰
۱

«عادل عامل دوقطبی‌سازی در فوتبال»؛ حمله رسانه سپاه به فردوسی‌پور پس از فیلتر شدن فوتبال۳۶۰

۲

پس از انتقاد از امیر قلعه‌نویی و تیم ملی، سایت و اپلیکیشن فوتبال ۳۶۰ از دسترس خارج شد

۳

حمله قلعه‌نویی به علی دایی: دلیلی نمی‌شود شما اگر بازیکن بزرگی بوده‌ای، مربی خوبی هم باشی

۴

چند آرژانتینی در خطر محرومیت؛ فیفا تحقیق درباره درگیری‌های فینال جام جهانی را آغاز کرد

۵

کارزار اخراج آرژانتین از جام جهانی از ۲۳ میلیون امضا گذشت

انتخاب سردبیر

  • مهدی خانکی، از معترضان خیزش دی‌ماه، به‌دست جمهوری اسلامی اعدام شد

    مهدی خانکی، از معترضان خیزش دی‌ماه، به‌دست جمهوری اسلامی اعدام شد

  • خانواده زوج بریتانیایی زندانی در اوین: آنان پس از هفته‌ها اعتصاب غذا، تنها با آب زنده‌اند

    خانواده زوج بریتانیایی زندانی در اوین: آنان پس از هفته‌ها اعتصاب غذا، تنها با آب زنده‌اند

  • چالشی تازه در دریای سرخ؛ ارتش آمریکا برای مقابله با حوثی‌ها با چه موانعی روبه‌روست؟
    تحلیل

    چالشی تازه در دریای سرخ؛ ارتش آمریکا برای مقابله با حوثی‌ها با چه موانعی روبه‌روست؟

  • نگرانی اسرائیل از توافق هسته‌ای واشینگتن و ریاض و احتمال آغاز رقابت تسلیحاتی در منطقه

    نگرانی اسرائیل از توافق هسته‌ای واشینگتن و ریاض و احتمال آغاز رقابت تسلیحاتی در منطقه

  • پیروزی بزرگ برای ریاض؛ ترامپ توافق تاریخی هسته‌ای با عربستان سعودی را تصویب کرد

    پیروزی بزرگ برای ریاض؛ ترامپ توافق تاریخی هسته‌ای با عربستان سعودی را تصویب کرد

  • آیا زمان بازنگری در الگوی استقرار پایگاه‌های نظامی آمریکا در خاورمیانه فرا رسیده است؟
    تحلیل

    آیا زمان بازنگری در الگوی استقرار پایگاه‌های نظامی آمریکا در خاورمیانه فرا رسیده است؟

•
•
•

مطالب بیشتر

کشف ردپای یک شهاب‌سنگ نادر در انقراض دایناسورها

۲۹ تیر ۱۴۰۵، ۱۳:۴۴ (‎+۱ گرینویچ)
100%

یافته‌های یک پژوهش جدید نشان می‌دهد نوعی نادر از شهاب‌سنگ‌ها موسوم به «کندریت کربن‌دار اورنان» احتمالا همان جرم آسمانی بوده است که ۶۶ میلیون سال پیش با زمین برخورد کرد و به انقراض حدود ۷۵ درصد از گونه‌های زیستی، از جمله همه دایناسورهای غیرپرنده، انجامید.

پژوهشگرانی از دانشگاه بریتیش کلمبیا و مراکز علمی در پاریس، بروکسل و وین با بررسی ایزوتوپ‌های نیکل به‌جامانده از برخورد کرتاسه-پالئوژن به این نتیجه رسیدند.

یافته‌های این پژوهش در نشریه «پیشرفت‌های علم» (Science Advances) منتشر شده است.

کرتاسه-پالئوژن مرز میان دو دوره زمین‌شناسی در حدود ۶۶ میلیون سال پیش است که با یکی از بزرگ‌ترین رویدادهای انقراض جمعی در تاریخ زمین هم‌زمان شد.

سرنخ تازه درباره عامل انقراض گسترده

فیلیپ کلایس، یکی از پژوهشگران این مطالعه، گفت کندریت‌های کربن‌دار اورنان تفاوت قابل‌توجهی با شهاب‌سنگ‌های معمولی دارند که اغلب در موزه‌ها دیده می‌شوند.

او افزود: «کندریت‌های کربن‌دار اورنان در مقایسه با دیگر انواع شهاب‌سنگ‌هایی که تاکنون روی زمین کشف شده‌اند، مقادیر بسیار کمتری از مواد فرار مانند کربن، روی، آب و به‌ویژه گوگرد دارند.»

به گفته کلایس، این یافته نظریه کلی درباره علت انقراض گسترده ۶۶ میلیون سال پیش را تغییر نمی‌دهد، اما این احتمال را که گوگرد موجود در جرم برخوردکننده عامل اصلی این فاجعه بوده باشد، کاهش می‌دهد.

ترکیب شیمیایی این نوع شهاب‌سنگ نشان می‌دهد حجم عظیم ذرات ریزی که در پی برخورد به جو زمین پرتاب شدند، احتمالا نقش مهم‌تری در ایجاد پیامدهای ویرانگر این رویداد داشته‌اند.

این یافته می‌تواند به دانشمندان کمک کند چگونگی تاثیر این برخورد بر محیط زیست و عوامل منجر به انقراض گسترده گونه‌ها را بهتر درک کنند.

100%

ایزوتوپ‌های نیکل؛ سرنخی از هویت جرم برخوردکننده

دانشمندان موسسه فیزیک زمین و دانشگاه پاریس با استفاده از نمونه‌هایی که طی سال‌های متمادی گردآوری شده بودند، اندازه‌گیری‌های بسیار دقیقی از ایزوتوپ‌های نیکل انجام دادند.

این نمونه‌ها از لایه نازکی از خاک رس به دست آمده‌اند که پس از برخورد شهاب‌سنگ در نقاط مختلف جهان بر جای مانده است.

کلایس در ادامه گفت: «این کار چالش‌برانگیزی است. تنها بخش بسیار ناچیزی از جرم برخوردکننده در لایه رسی مربوط به مرز کرتاسه-پالئوژن باقی مانده است، زیرا کل شهاب‌سنگ هنگام برخورد تبخیر شد.»

لایه رسی مربوط به این رویداد که آثار آن در سراسر جهان یافت شده، تنها حاوی مقادیر بسیار اندکی از مواد به‌جامانده از جرم اولیه است و همین موضوع تعیین دقیق ماهیت جرم برخوردکننده را دشوار کرده است.

با این حال، ویژگی ایزوتوپی نیکل موجود در این لایه به پژوهشگران امکان داد دامنه احتمالات را محدود کنند و به این نتیجه برسند که جرم برخوردکننده احتمالا به گروهی نادر از شهاب‌سنگ‌های کربن‌دار تعلق داشته است.

100%

شهاب‌سنگ عامل انقراض دایناسورها از کجا آمده بود؟

منشا دقیق این جرم آسمانی همچنان مشخص نیست. پژوهشگران می‌گویند ممکن است از منطقه‌ای دوردست در بخش بیرونی منظومه شمسی آمده باشد یا منشا آن بخش بیرونی کمربند سیارکی در نزدیکی مشتری بوده باشد.

کندریت‌های کربن‌دار تنها حدود پنج درصد از شهاب‌سنگ‌هایی را تشکیل می‌دهند که تاکنون روی زمین نمونه‌برداری شده‌اند و کندریت‌های کربن‌دار اورنان نیز تنها بخش بسیار کوچکی از این گروه را شامل می‌شوند.

این شهاب‌سنگ‌ها از ابتدایی‌ترین مواد باقی‌مانده از دوران شکل‌گیری منظومه شمسی به شمار می‌روند و ترکیب اولیه خود را تا حد زیادی حفظ کرده‌اند.

کلایس گفت: «برخورد چنین جرم نادر و دوردستی با زمین واقعا نشان می‌دهد که دایناسورها تا چه اندازه بدشانس بودند.»

100%

برخورد چیکشلوب؛ فاجعه‌ای در مقیاس زمین

برآورد می‌شود جرم آسمانی عامل انقراض گسترده ۶۶ میلیون سال پیش قطری حدود ۱۰ تا ۱۵ کیلومتر داشته باشد.

این جرم با سرعتی در حدود ۶۴ هزار کیلومتر بر ساعت به زمین برخورد کرد و دهانه عظیم چیکشلوب را به وجود آورد.

محل این برخورد اکنون در زیر شبه‌جزیره یوکاتان مکزیک مدفون است.

هالیوود در تسخیر یوتیوبرها؛ موفقیت غیرمنتظره فیلم‌های «وسواس» و «اتاق‌های پشتی»

۲۹ تیر ۱۴۰۵، ۱۳:۲۸ (‎+۱ گرینویچ)
•
سمیرا گلچین
100%

دو فیلم «وسواس» و «اتاق‌های پشتی» ساخته دو فیلم‌ساز برخاسته از یوتیوب، به نمادی از تغییر در هالیوود تبدیل شده‌اند. این آثار با بودجه‌ای محدود و بدون تکیه بر فرمول‌های رایج استودیوهای بزرگ، هم در گیشه موفق بوده‌اند و هم توجه‌ها را به نسل تازه فیلم‌سازان جلب کرده‌اند.

انتشار «وسواس» و «اتاق‌های پشتی» در فضای مجازی، توجه مخاطبان ایرانی را نیز به خود جلب کرده است.

با این حال، اهمیت این دو فیلم تنها به فروش چشمگیر یا سن پایین سازندگانشان محدود نمی‌شود.

این آثار نشانه‌ای از چرخش تازه هالیوود به سوی یوتیوب و فرهنگ اینترنتی است؛ فضایی که استودیوهای بزرگ برای یافتن ایده‌های تازه و فیلم‌سازان نسل جدید، بیش از هر زمان دیگری به آن چشم دوخته‌‌اند.

این دو فیلم نشان می‌دهند نسل تازه‌ای از فیلم‌سازان زبان وحشت را نه صرفا از سینمای کلاسیک، بلکه از تجربه زیستن در عصر اینترنت، اضطراب‌های روانی، روابط شکننده و تنهایی انسان معاصر، الهام گرفته است.

هالیوود امروز به همین تغییر نیاز دارد؛ زیرا تماشاگر دیگر لزوما از هیولاهای بزرگ‌تر یا جلوه‌های ویژه خیره‌کننده نمی‌ترسد، بلکه وحشت را در واقعیت آشنای زندگی روزمره خود می‌یابد.

وقتی هیولا درون انسان و فضا پنهان است

کری بارکر، کارگردان «وسواس»، پیش از ورود به سینما در یوتیوب فعالیت می‌کرد و همان‌جا یاد گرفت چگونه با کمترین امکانات، بیشترین تنش را خلق کند.

او در نخستین فیلم بلند خود به‌جای آنکه هیولایی بیرونی خلق کند، خطر را در یکی از عادی‌ترین احساسات انسانی پیدا می‌کند: عشق.

100%

داستان فیلم درباره مردی است که آرزو می‌کند زن مورد علاقه‌اش عاشق او شود. اما فیلم از همان نقطه، مفهوم عشق را زیر سوال می‌برد.

آیا عشقی که حاصل انتخاب آزادانه نباشد، هنوز عشق است؟ پاسخ فیلم منفی است. آنچه شخصیت اصلی می‌خواهد، عشق نیست؛ حذف حق انتخاب دیگری است.

بارکر با هوشمندی نشان می‌دهد مرز میان عشق و مالکیت تا چه اندازه باریک است.

شخصیت زن پس از تحقق آرزو، دیگر فردی مستقل نیست. او به موجودی وابسته تبدیل می‌شود که تمام هویتش در شخصیت مرد خلاصه شده است.

در نتیجه، آرزوی عاشقانه به کابوسی درباره کنترل، قدرت و نابودی اراده انسان تبدیل می‌شود.

100%

قدرت «وسواس» در همین نگاه روان‌شناختی نهفته است. فیلم از مخاطب نمی‌خواهد از یک موجود فراطبیعی بترسد، بلکه او را وادار می‌کند با تاریک‌ترین بخش میل انسان روبه‌رو شود؛ میلی که می‌خواهد دیگری را نه همان‌گونه که هست، بلکه آن‌گونه که خود می‌خواهد، بازسازی کند.

این فیلم را همچنین می‌توان نقدی بر روابط امروز دانست. در عصر شبکه‌های اجتماعی، بسیاری از افراد ارزش خود را با دیده شدن، تایید گرفتن و دریافت توجه می‌سنجند.

رد شدن برای بسیاری فقط پایان یک رابطه نیست، بلکه فروپاشی تصویری است که از خود ساخته‌اند.

«وسواس» این بحران را تا مرز وحشت پیش می‌برد و نشان می‌دهد عشق زمانی که آزادی را از دیگری بگیرد، دیگر عشق نیست؛ شکلی از خشونت است.

در نقطه مقابل، «اتاق‌های پشتی» ساخته کین پارسونز، ترس را نه از روابط انسانی، بلکه از خود فضا بیرون می‌کشد.

جهانی که او خلق می‌کند، از راهروهای بی‌پایان، اتاق‌های خالی، نورهای فلورسنت و سکوتی سنگین تشکیل شده است. این مکان‌ها آشنا به نظر می‌رسند، اما هیچ احساس امنیتی ایجاد نمی‌کنند.

100%

راز موفقیت فیلم در همین سادگی است. پارسونز به‌ندرت هیولا را نشان می‌دهد. او به‌جای نمایش خطر، احساس خطر را طراحی می‌کند. مخاطب بیشتر از آنچه می‌بیند، از آنچه ممکن است پشت قاب یا انتهای راهرو باشد می‌ترسد.

این مشارکت ذهن تماشاگر، تجربه‌ای بسیار عمیق‌تر از ترس‌های متعارف سینمای وحشت ایجاد می‌کند.

از منظر روان‌شناختی، «اتاق‌های پشتی» تصویری از اضطراب انسان معاصر است.

شخصیت‌ها مدام حرکت می‌کنند، اما به مقصد نمی‌رسند. راهروها تکرار می‌شوند، اتاق‌ها شبیه یکدیگرند و هیچ خروجی واقعی وجود ندارد. این جهان، ذهن مضطربی را تداعی می‌کند که مدام به دنبال راه‌حل می‌گردد، اما هر بار به همان نقطه بازمی‌گردد.

در سطحی دیگر، فیلم را می‌توان استعاره‌ای از زندگی دیجیتال امروز دانست. کاربران ساعت‌ها میان صفحات، لینک‌ها و شبکه‌های اجتماعی جابه‌جا می‌شوند، اما اغلب احساس می‌کنند به هیچ مقصد واقعی‌ای نرسیده‌اند.

راهروهای بی‌پایان فیلم، تجسم همین سرگردانی دائمی است؛ جهانی که اطلاعات در آن بی‌انتهاست، اما معنا روزبه‌روز کمیاب‌تر می‌شود.

چرا هالیوود به یوتیوبرها نیاز پیدا کرده است؟

موفقیت هم‌زمان این دو فیلم تصادفی نیست. هالیوود سال‌هاست با بحرانی جدی روبه‌روست. تکرار بیش از حد دنباله‌ها، بازسازی‌ها و فیلم‌های ابرقهرمانی باعث شده بخشی از مخاطبان احساس کنند سینمای جریان اصلی دیگر حرف تازه‌ای برای گفتن ندارد.

در مقابل، فیلم‌سازانی مانند بارکر و پارسونز پیش از ورود به استودیوهای بزرگ، سال‌ها مستقیما با مخاطبان اینترنتی ارتباط داشته‌اند.

آنان ناچار بوده‌اند بدون بودجه‌های عظیم، تنها با اتکا به ایده، روایت و خلاقیت، توجه میلیون‌ها نفر را جلب کنند. همین تجربه، نگاه آنها را از بسیاری از فیلم‌سازان سنتی متفاوت کرده است.

آنها همچنین ترس‌های نسل خود را بهتر می‌شناسند. برای این نسل، وحشت فقط در خانه‌های تسخیرشده یا قاتلان زنجیره‌ای نیست؛ در وابستگی عاطفی، تنهایی، اضطراب، معماری بی‌روح شهرها، فضای مجازی و احساس گم شدن در جهانی بی‌انتها نیز وجود دارد.

به همین دلیل، آثارشان به‌جای تکیه بر شوک‌های لحظه‌ای، تجربه‌ای روانی و ماندگار خلق می‌کنند.

تغییر مهم دیگر، جابه‌جایی مرکز کشف استعداد است. زمانی ورود به هالیوود از مدارس سینمایی، جشنواره‌ها یا شرکت‌های تولید آغاز می‌شد، اما امروز بسیاری از فیلم‌سازان ابتدا در اینترنت مخاطب پیدا می‌کنند و سپس مورد توجه استودیوها قرار می‌گیرند.

آنها دیگر منتظر کشف شدن نیستند؛ با جامعه‌ای از مخاطبان وارد هالیوود می‌شوند.

«وسواس» و «اتاق‌های پشتی» بیش از آنکه فقط دو فیلم ترسناک موفق باشند، نشانه این تغییر هستند.

این هر دو فیلم ثابت می‌کنند که آینده سینمای وحشت در بزرگ‌تر کردن هیولاها یا افزایش بودجه جلوه‌های ویژه نیست، بلکه در شناخت دقیق اضطراب‌های انسان معاصر است.

اگر زمانی هالیوود تعیین می‌کرد چه داستان‌هایی ارزش روایت دارند، امروز این اینترنت است که بسیاری از آن داستان‌ها را خلق می‌کند و هالیوود آنها را به سینما می‌آورد.

شاید مهم‌ترین درس این دو فیلم نیز همین باشد؛ آینده سینما از اتاق‌های مدیران استودیوها آغاز نمی‌شود، بلکه گاهی از اتاق خواب نوجوانی شروع می‌شود که با یک دوربین، یک رایانه و ایده‌ای تازه، ترس‌های نسل خود را به تصویر می‌کشد.

حریم خصوصی زنان زیر سایه انتشار تصاویر خصوصی و فشارهای اجتماعی

۲۹ تیر ۱۴۰۵، ۱۳:۰۷ (‎+۱ گرینویچ)
•
نیکی محجوب
100%

در هفته‌های اخیر، انتشار تصاویر و پیام‌های خصوصی تعداد قابل توجهی از زنان در استان‌های لرستان، کرمانشاه و آذربایجان غربی، به یک بحران جدی تبدیل شده است.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، افرادی با انتشار این اطلاعات خصوصی در برخی کانال‌های تلگرامی، تلاش کرده‌اند از قربانیان اخاذی کنند؛ اقدامی که علاوه بر نقض آشکار حریم خصوصی افراد، آسیب‌های روحی و اجتماعی سنگینی برای بسیاری از زنان و خانواده‌هایشان ایجاد کرده است.

اما آنچه این اتفاق را به یک بحران عمیق‌تر تبدیل می‌کند، فقط انتشار غیرقانونی تصاویر و اطلاعات شخصی نیست، بلکه فشارهایی است که پس از آن متوجه قربانیان می‌شود. در چنین شرایطی، به جای آنکه تمرکز جامعه بر فرد یا افرادی باشد که مرتکب جرم شده‌اند، بسیاری از قربانیان خودشان با ترس، قضاوت و سرزنش روبه‌رو می‌شوند.

در میان افرادی که درگیر این ماجرا شده‌اند، نوجوانان زیر ۱۸ سال نیز دیده می‌شوند؛ کودکانی که به دلیل فشارهای شدید روانی، ترس از واکنش خانواده و جامعه و شرایط دشواری که برایشان ایجاد شده، آسیب‌های جدی دیده‌اند. بر اساس گزارش‌های منتشرشده، سه کودک دست به خودکشی زده و جان خود را از دست داده‌اند و تعدادی دیگر نیز پس از اقدام به خودکشی در بیمارستان بستری شده‌اند.

  • انتشار تصاویر شخصی زنان در کانال‌های تلگرامی لرستان موجب نگرانی شهروندان شده است

    انتشار تصاویر شخصی زنان در کانال‌های تلگرامی لرستان موجب نگرانی شهروندان شده است

در چنین شرایطی یک پرسش اساسی مطرح می‌شود: چرا فردی که قربانی نقض حریم خصوصی است، باید احساس ترس، شرمندگی یا فشار کند، در حالی که جرم را شخص دیگری مرتکب شده است؟

انتشار تصویر یا اطلاعات خصوصی یک فرد، تعرض به حریم شخصی اوست. مسئولیت این اتفاق بر عهده کسی است که بدون اجازه، این اطلاعات را منتشر، یا از آن برای تهدید و اخاذی استفاده کرده است. با این حال، در برخی مناطق و در میان بخشی از جامعه، به دلیل وجود برخی نگرش‌های سنتی و نادرست، قربانی به جای دریافت حمایت، با فشار و قضاوت روبه‌رو می‌شود؛ فشاری که گاهی از سوی خانواده، بستگان، همسایه‌ها یا اطرافیان نزدیک اعمال می‌شود.

انتشار اطلاعات خصوصی افراد، پیش از هر چیز، تعرض به حریم شخصی و عملی مجرمانه است. از این منظر، مجازات اجتماعی فردی که قربانی چنین جرمی شده، به معنای تحمیل پیامدهای اقدام مجرم بر قربانی است. مسئولیت نقض حریم خصوصی نیز نه متوجه فردی است که اطلاعاتش افشا شده، بلکه بر عهده فرد یا افرادی است که به انتشار آن اقدام کرده‌اند.

بخشی از این مشکل ریشه در کمبود آموزش در خانواده‌ها دارد. سیاری از خانواده‌ها با شیوه حمایت از فرزندان یا دیگر اعضای خود در چنین شرایطی و نحوه مواجهه با بحران آشنا نیستند و نمی‌دانند چگونه می‌توان از تشدید آسیب‌های ناشی از فشار اجتماعی جلوگیری کرد. تداوم برخی باورهای نادرست و کلیشه‌ها طی سال‌ها نیز سبب شده است که در بسیاری از موارد، به جای حمایت از قربانی، فشارها متوجه خود او شود.

  • چگونه ایدئولوژی زن‌ستیز جمهوری اسلامی، مردان را به خشونت علیه زنان تشویق می‌کند؟

    چگونه ایدئولوژی زن‌ستیز جمهوری اسلامی، مردان را به خشونت علیه زنان تشویق می‌کند؟

با این حال، مسئولیت این وضعیت تنها متوجه خانواده‌ها نیست و ساختارهای قانونی و سیاست‌گذاری نیز در پیشگیری از چنین جرایمی و حمایت از قربانیان نقشی اساسی دارند. وجود قوانین روشن و موثر برای حفاظت از حریم خصوصی، این پیام را منتقل می‌کند که انتشار تصاویر و اطلاعات شخصی افراد یا استفاده از آنها برای تهدید و اخاذی، اقدامی مجرمانه با پیامدهای جدی است.

در کنار قانون، وجود یک جامعه مدنی فعال نیز اهمیت زیادی دارد. در بسیاری از جوامع، نهادهای مدنی و گروه‌های حمایتی با آموزش خانواده‌ها، افزایش آگاهی عمومی، آموزش سواد رسانه‌ای و حمایت روانی و حقوقی از قربانیان، نقش مهمی در کاهش چنین آسیب‌هایی دارند. اما محدودیت فعالیت‌های مدنی در ایران باعث شده این ظرفیت حمایتی بسیار ضعیف باشد و بسیاری از خانواده‌ها و قربانیان بدون پشتیبانی کافی باقی بمانند.

از سوی دیگر، نگرش حاکم بر برخی ساختارهای اجتماعی و رسمی نسبت به زنان د نیز در شکل‌گیری چنین شرایطی نقش دارد. نادیده گرفتن استقلال زنان و حقوق برابر آنها، در کنار بازنمایی آنها به‌عنوان افرادی نیازمند کنترل و تصمیم‌گیری دیگران، مینه‌ای فراهم می‌کند که در زمان بروز بحران نیز از حمایت‌های لازم محروم بمانند.

  •  ضرورت حمایت قانونی و ساختاری از زنان در برابر خشونت آنلاین

    ضرورت حمایت قانونی و ساختاری از زنان در برابر خشونت آنلاین

در کنار این عوامل، مساله مجازات و بازدارندگی نیز اهمیت دارد. با این حال، مقابله با چنین جرایمی صرفا از طریق تشدید مجازات‌ها امکان‌پذیر نیست و به مجموعه‌ای هماهنگ از قوانین موثر، آموزش عمومی، اقدامات پیشگیرانه و سازوکارهای حمایت از قربانیان نیاز دارد؛ مجموعه‌ای که هم آگاهی افراد را درباره شیوه‌های حفاظت از حریم خصوصی افزایش دهد و هم به قربانیان اطمینان دهد که پس از وقوع جرم، تنها و بی‌پناه نخواهند ماند.

در نهایت، انتشار تصاویر خصوصی زنان در این مناطق را نمی‌توان به یک پرونده قضایی یا رویدادی محدود فروکاست. ابعاد این ماجرا از آسیبی ساختاری حکایت دارد که واکنش نهادهای رسمی، جامعه مدنی و افکار عمومی به آن، میزان توانایی جامعه در حفاظت از کرامت و حقوق قربانیان را آشکار می‌کند.

برای جلوگیری از تکرار چنین اتفاقاتی، تنها بازداشت چند فرد متخلف کافی نیست. آنچه نیاز است، تغییر نگاه جامعه، آموزش خانواده‌ها، حمایت از قربانیان و ایجاد ساختاری است که در آن فرد آسیب‌دیده دوباره قربانی نشود.

رونمایی از موشک رهگیر جدید اروپا برای مقابله با حملات انبوه پهپادهای ارزان‌قیمت

۲۹ تیر ۱۴۰۵، ۱۲:۵۹ (‎+۱ گرینویچ)
100%

شرکت اروپایی موشک‌سازی «ام‌بی‌دی‌ای» از موشک رهگیر جدیدی رونمایی می‌کند که برای مقابله با حملات انبوه تسلیحات ارزان‌قیمت، از جمله پهپادها، طراحی شده است.

به گزارش خبرگزاری رویترز، این سامانه با نام «رهگیر مقابله با حملات انبوه» (Counter Mass Interceptor) قرار است دوشنبه ۲۹ تیر در نمایشگاه هوایی فارنبرو در انگلستان رونمایی شود.

این رهگیر می‌تواند قابلیت دفاعی تازه‌ای در اختیار ارتش‌های اروپایی و نیروهای ناتو قرار دهد تا با موج گسترده پهپادها و دیگر تسلیحات کم‌هزینه مقابله کنند.

یکی از نمایندگان ام‌بی‌دی‌ای به رویترز گفت: «در حال حاضر در اروپا هیچ سامانه بومی و مستقلی برای مقابله با حملات اشباعی وجود ندارد.»

او افزود اروپا برای مقابله با چنین تهدیدهایی ناچار است به سامانه‌های غیراروپایی، از جمله تجهیزات ساخت آمریکا و اسرائیل، متکی باشد.

در ادبیات نظامی، «حمله اشباعی» به حمله هم‌زمان شمار زیادی پهپاد، موشک یا دیگر تسلیحات گفته می‌شود که هدف آن فراتر رفتن از ظرفیت رهگیری سامانه‌های پدافندی و از کار انداختن یا کاهش کارایی آن‌هاست.

  • پنتاگون برای کاهش هزینه مقابله با پهپاد شاهد، راکت‌های لیزری را به کار می‌گیرد

    پنتاگون برای کاهش هزینه مقابله با پهپاد شاهد، راکت‌های لیزری را به کار می‌گیرد

آمریکا برای مقابله با برخی از این تهدیدها از سامانه‌هایی مانند راکت هدایت‌شونده دقیق ای‌پی‌کی‌دابلیو‌اس (APKWS)، مخفف «سامانه پیشرفته تسلیحات کشتار دقیق»، بهره می‌گیرد که شرکت «بی‌اِی‌ای سیستمز» آن را با همکاری شرکت‌های آمریکایی «نورثروپ گرومن» و «جنرال داینامیکس» تولید می‌کند.

رویترز نوشت جنگ اوکراین و منازعه خاورمیانه محدودیت سامانه‌های دفاعی سنتی را در برابر حملات انبوه با تسلیحات ارزانی که در مقیاس گسترده تولید می‌شوند، آشکار کرده‌اند.

یکی از چالش‌های اصلی در جنگ‌های مدرن، هزینه نامتناسب دفاع در برابر چنین تهدیدهایی است. رهگیری یک پهپاد ارزان‌قیمت گاهی مستلزم شلیک موشکی است که چندین برابر هدف قیمت دارد.

این مساله علاوه بر تحمیل هزینه‌های سنگین، نگرانی درباره کاهش ذخایر مهمات را افزایش داده است.

استفاده گسترده روسیه از پهپادهای شاهد علیه اوکراین و به‌کارگیری آن‌ها از سوی جمهوری اسلامی در نبرد با آمریکا، ضرورت توسعه راهکارهایی ساده‌تر و مقرون‌به‌صرفه‌تر را برای مقابله با حملات انبوه تسلیحات ارزان‌قیمت، بیش از پیش برجسته کرده است.

  •  پهپادهای شبانه حزب‌الله چالشی تازه برای ارتش اسرائیل ایجاد کرده‌اند

    پهپادهای شبانه حزب‌الله چالشی تازه برای ارتش اسرائیل ایجاد کرده‌اند

ام‌بی‌دی‌ای به‌دنبال افزایش برد و توان رهگیری

به گزارش رویترز، نخستین رهگیر این برنامه برای مقابله با پهپادهای کوچک‌تر طراحی شده و قرار است در مرحله بعد با رهگیر دیگری با برد بیشتر تکمیل شود.

رهگیر دوم علاوه بر پهپادها، قادر خواهد بود طیف گسترده‌تری از تهدیدها، از جمله راکت‌ها، بمب‌های سرشی و موشک‌های زیرصوت را هدف قرار دهد و در همه شرایط آب‌وهوایی عملیاتی باشد.

بمب‌های سرشی مهمات هدایت‌شونده‌ای هستند که بدون برخورداری از موتور، پس از رها شدن از هواپیما با استفاده از باله‌ها به سوی هدف حرکت می‌کنند و نسبت به بمب‌های معمولی از برد بیشتری برخوردارند.

رویترز نوشت توسعه این برنامه در حال حاضر تحت هدایت تیم‌های بریتانیایی ام‌بی‌دی‌ای انجام می‌شود، اما احتمالا هدایت یکی از نسخه‌های آینده آن به تیم‌های فرانسوی این شرکت واگذار خواهد شد.

ام‌بی‌دی‌ای در ایمیلی به رویترز اعلام کرد نسخه اولیه این رهگیر از سال ۲۰۲۸ در دسترس خواهد بود.

به گفته این شرکت، تولید رهگیر جدید می‌تواند هم از طریق شرکای صنعتی و هم مستقیما از سوی ام‌بی‌دی‌ای انجام شود.

در این فرایند، از تاسیسات موجود و خطوط تولیدی که برای ساخت انبوه این سامانه تغییر کاربری می‌یابند، استفاده خواهد شد.

نماینده ام‌بی‌دی‌ای با اشاره به برنامه این شرکت برای افزایش چشمگیر ظرفیت تولید گفت: «ما در حال نزدیک شدن به الگوی صنعت خودروسازی هستیم. هدف این است که بتوانیم در مقیاس انبوه تولید کنیم.»

ران بوسو، تحلیلگر حوزه انرژی، ۲۲ تیر هشدار داد توسعه پهپادهای ارزان‌قیمت و تولید انبوه آن‌ها، به تغییر معادلات جنگ‌های مدرن منجر شده و زیرساخت‌های حیاتی انرژی را به یکی از آسیب‌پذیرترین نقاط اقتصاد جهانی تبدیل کرده است.

پیش‌تر در ۱۰ خرداد، آمریکا یک سامانه دفاع هوایی را با موفقیت آزمایش کرد که ساقط کردن پهپادهای ارزان‌قیمت از جمله شاهد را بدون نیاز به موشک‌های میلیون دلاری ممکن می‌کند.

مهرشاد قائدی با گلوله جنگی قطع نخاع شد و در بیمارستان جان باخت

۲۹ تیر ۱۴۰۵، ۱۰:۵۹ (‎+۱ گرینویچ)
100%

اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد مهرشاد قائدی، جوان ۲۵ ساله اهل ممسنی و ساکن تهران، شامگاه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات میدان بهشت نازی‌آباد هدف شلیک نیروهای حکومتی قرار گرفت.

او پس از اصابت گلوله جنگی به گردن، به بیمارستان هفت‌تیر تهران منتقل شد و دو روز بعد جان باخت.

شلیک از بالای مسجد و ساختمان پزشکی قانونی

بر اساس گزارش‌های رسیده، پیش از حضور مهرشاد و دوستانش در تجمعات مردمی، یک سرهنگ به آنها هشدار داده بود نیروهای حکومتی آن شب «دستور تیر» دارند و از آنها خواسته بود وارد محل اعتراض نشوند.

با این حال، مهرشاد و دوستانش به مسیر خود ادامه دادند و در میدان بهشت نازی‌آباد در میان معترضان حاضر شدند.

روایت‌های رسیده حاکی از آن است که نیروهای مستقر بر بام یک مسجد و ساختمان پزشکی قانونی در محدوده این میدان، ابتدا با لیزر معترضان را نشانه می‌رفتند و سپس به سمت آنها شلیک می‌کردند.

به گفته منابع آگاه، مهرشاد و دوستانش با آگاه کردن افرادی که هدف لیزر قرار گرفته بودند، جان شماری از معترضان را نجات دادند، اما در نهایت از بالای مسجد به سمت مهرشاد شلیک کردند و گلوله جنگی به گردنش اصابت کرد.

دوستان مهرشاد پس از زخمی شدنش، او را به پشت مجسمه میدان بهشت نازی‌آباد منتقل کردند تا نیروهای حکومتی به او تیر خلاص نزنند.

بنا بر روایت‌های دریافتی، خانواده مهرشاد با کمک دوستانش توانستند او را در نازی‌آباد پیدا کنند و با سختی به بیمارستان هفت‌تیر تهران برسانند.

با این حال، در ساعات نخست، کارکنان بیمارستان خانواده را به داخل راه ندادند و از پذیرش مهرشاد خودداری کردند.

نزدیکان مهرشاد گفتند خانواده پس از پیگیری‌های فراوان توانستند شرایط انتقال او را به اتاق عمل فراهم کنند.

خروج گلوله جنگی از گردن و قطع کامل نخاع

پزشکان در جریان عمل جراحی، گلوله جنگی را از گردن مهرشاد خارج کردند. همچنین هنگام انتقال او به بیمارستان، یک ترکش نیز در کاپشنش دیده شده بود.

به نقل از بستگانش، پس از بررسی‌های پزشکی مشخص شد اصابت گلوله به گردن باعث قطع کامل نخاع او شده است.

وضعیت مهرشاد پس از عمل جراحی در ابتدا پایدار توصیف شده بود، اما او دو روز بعد، ۲۰ دی، در بیمارستان جان باخت.

منابع آگاه گفتند لوله‌های متصل به بدن مهرشاد پیش از مرگ، از او جدا شده بود و همین موضوع را علت مرگش می‌دانند.

مهرشاد ۲۶ دی در شهر ممسنی به خاک سپرده شد.

طبق اطلاعات رسیده، بسیاری از معترضان مجروحی که شامگاه ۱۸ دی‌ماه همراه مهرشاد در بیمارستان هفت تیر بستری بودند، جان باختند.

شلیک به محمدمعین محمدیوسفی پس از بازگشت برای کمک

محمدمعین محمدیوسفی، دوست صمیمی مهرشاد، شامگاه ۱۸ دی همراه او در اعتراضات میدان بهشت نازی‌آباد حضور داشت.

محمدمعین پس از تیر خوردن مهرشاد برای کمک به سمتش بازگشت، اما خود نیز هدف قرار گرفت.

به گفته دوستانش، نیروهای حکومتی پس از شلیک به محمدمعین، به او تیر خلاص زدند.

او در شب ۱۸ دی ناپدید و پیکرش حدود یک هفته بعد در کهریزک پیدا شد.