فیلم به مانند «عرق سگی» (اولین فیلم بلند حسین کشاورز با نویسندگی مریم عطایی که در جشنواره رم سال ۲۰۱۱ به نمایش درآمد) تصویر عریان و بدون سانسوری است از ایران امروز که در حال و هوایی رئالیستی به نظاره جوانانی مینشیند که در شرایط جدید امروز ایران با دلسردیها و مشکلات خود دست و پنجه نرم میکنند.
فیلم اولین تصویر به عنوان فیلم سینمایی از درون جامعه بعد از جنگ دوازده روزه ایران و اسرائیل است که روزگار دو دختر جوان با نام هانا و پری را دنبال میکند، دو دختری که همخانه هستند و یکی از آنها کارگردان تئاتر است و نمایشهایی را به شکل زیرزمینی اجرا میکند. دختر دیگر- با نام هانا- اما در حال آماده شدن برای مهاجرت است. فیلم از روزمرهگی این دو به روایت جامعهای تو در تو و متشنج میرسد که در آن فعالیت زیرزمینی نمایشی، پری را با مشکلات جدی روبرو میکند.
دوربین این دو فیلمساز به ثبت واقعیت صحنه اکتفا میکند و فیلم به شکلی مستندگونه به دنیا و روحیات بازیگرانش نزدیک میشود، به ويژه هانا مانا در نقش هانا که به نظر میرسد دنیا و جهان شخصیت را با روحیات خودش یکی میکند و به نتیجه دلچسبی میرسد.
از قطعهای معمول خبری نیست و دوربین به شکل پلان- سکانس و بدون قطع هر موقعیت را به نظاره مینشیند. این نوع نگاه پیوند عمیقی بین مضمون و محتوا فراهم میکند که به نظر میرسد هر نوع سبک و سیاقی دیگر میتوانست به رئالیسم عریان اثر لطمه جدی بزند.
از این رو نماهای بلند- که با شرایط فیلمبرداری مخفیانه اثر هم سازگار است- به بخشی از ساختار واقعگرایانهای بدل میشود که در آن همه چیز عینی و مشخص - و بدون قضاوت - رو در روی تماشاگر قرار میگیرد. به همین دلیل فیلم به تصویری از امروز ایران بدل میشود که به شکلی عریان و بدون سانسور در برابر دوربین ثبت شده است؛ جایی که زندگی عادی شخصیتهای فیلم به تمامی واقعی و ملموس است و روابط آنها نسبتی با سینمای رسمی و سانسورهای آن ندارد.
فیلم به دل دو شخصیتش - با روحیات و دنیای متفاوت - نفوذ میکند و موفق میشود تماشاگر را با آنها همراه کند. دوستی و محبت با دلخوریها و مشکلات آمیخته میشود و فیلم از روایت فرد به روایت جامعه میرسد، ضمن این که با انبوهی نمای خارجی، از اولین فیلمهایی است که پوشش تازه دختران و زنان ایران بدون حجاب اسلامی را در خیابانهای ایران در یک فیلم سینمایی ثبت میکند: جایی که حالا به طرز مضحکی نمایش تصویر دخترانی که در خیابانهای تهران قدم میزنند در عالم سینمای رسمی و سانسورزده ایران ممکن نیست.
فیلم تقریبا به تمامی همراه این دو دختر است، اما نزدیک به انتها مشخص نیست که به چه دلیل از آنها جدا میشود و مادر پری را دنبال میکند که در تلاش برای تهیه پول برای دخترش است. این گسست از دو شخصیت اصلی و جدا شدن از آنها به روایت فیلم لطمه میزند، اما پس از این سکانسی که به راحتی میتوانست از فیلم حذف شود، فیلم خوشبختانه به دو شخصیت اصلیاش باز میگردد و به ثبت و ضبط حسها و درونیات آنها ادامه میدهد، جایی که رفاقت و محبت دوستانه بر هر چیزی ارجح است و دوربین بدون اغراق به یک شاهد بدل میشود؛ همانطور که در ضبط احوال جامعه از شعار سیاسی و تاکید بیش از حد پرهیز دارد و به اندازه و درست با آن مدارا میکند.