روحالله رحیمپور، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی، به ایراناینترنشنال گفت جمهوری اسلامی پس از جنگ بر اساس تفاهمنامه متعهد شده نه جنگی علیه اسرائیل آغاز کند و نه از زبان زور و تهدید علیه اسرائیل استفاده کند.
او این وضعیت را یک «عقبنشینی ایدئولوژیک» برای جمهوری اسلامی توصیف کرد.






هیات تحریریه نیویورکپست در سرمقالهای نوشت مصادره کلیسای تاریخی سنت پیتر در تهران و اخراج ساکنان آن، نشانهای است از اینکه با وجود تغییرات در راس قدرت، ماهیت جمهوری اسلامی تغییری نکرده و همچنان همان سیاستهای گذشته را دنبال میکند.
روزنامه نیویورکپست در سرمقالهای با اشاره به اقدام جمهوری اسلامی در مصادره کلیسای تاریخی انجیلی سنت پیتر در تهران و اخراج ۲۰ خانواده ساکن آن، نوشت این اقدام نشان میدهد حاکمان کنونی ایران به همان اندازه رهبران پیشین این حکومت رویکردی تندرو دارند. به نوشته این روزنامه، این اقدام با اظهارات اخیر دونالد ترامپ مبنی بر اینکه رهبران جدید جمهوری اسلامی «منطقی» هستند و مانند گذشته افراطی نیستند، در تضاد قرار دارد.
این سرمقاله با استناد به اظهارات ساسان توسلی، کشیش ایرانی، مینویسد مقامهای جمهوری اسلامی در جریان مصادره این کلیسا گفتهاند پس از درگیری با آمریکا و عقبنشینی واشینگتن، دیگر از ایالات متحده هراسی ندارند. به نوشته نیویورکپست، این اقدام ادامه سیاست سرکوب اقلیتهای مذهبی در ایران است؛ سیاستی که به گفته این روزنامه، در سال ۲۰۲۴ نیز به بازداشت بیش از ۳۰۰ مسیحی انجامید.
هیات تحریریه نیویورکپست همچنین با اشاره به آنچه «نقض مکرر آتشبس» از سوی جمهوری اسلامی، حملات به کشتیها در تنگه هرمز، حمله به کشورهای منطقه و سابقه «دروغگویی و نقض تعهدات» تهران توصیف کرده، نوشته است که این موارد دلایل کافی برای بیاعتمادی به جمهوری اسلامی در هرگونه توافق احتمالی با دولت ترامپ فراهم میکند.
این روزنامه در ادامه با اشاره به بیانیه اخیر مجلس خبرگان، که در آن خواستار مرگ نخستوزیر اسرائیل و رییسجمهوری آمریکا شده بود، نتیجه میگیرد که نشانهای از تغییر رفتار یا رویکرد جمهوری اسلامی دیده نمیشود. به نوشته نیویورکپست، مصادره کلیسای سنت پیتر بیش از هر شعار یا موضعگیری، نشان میدهد که مقامهای جمهوری اسلامی همچنان سیاستهای گذشته را در عمل دنبال میکنند و نباید درباره ماهیت کنونی این حکومت دچار «توهم» شد.
نیت سوانسون، مدیر پیشین پرونده ایران در شورای امنیت ملی آمریکا در دولت جو بایدن، در گفتوگو با نشریه «مادر جونز» گفت دونالد ترامپ در آغاز سال ۲۰۲۵ در بهترین موقعیت برای دستیابی به توافقی سختگیرانهتر از برجام قرار داشت، اما با جنگ بخش مهمی از اهرم فشار واشینگتن را از دست داد.
سوانسون، که نزدیک به دو دهه در وزارت خارجه آمریکا فعالیت کرده و آخرین سمت او مدیریت پرونده ایران در شورای امنیت ملی بوده است، گفت جمهوری اسلامی در ابتدای سال ۲۰۲۵ با ضعف کمسابقهای روبهرو بود. به گفته او، [حکومت] ایران پس از درگیری مستقیم با اسرائیل، تضعیف شبکه نیروهای نیابتی، بحرانهای شدید اقتصادی و زیستمحیطی و اعتراضهای گسترده داخلی، آمادگی بیشتری برای پذیرش توافقی حتی سختگیرانهتر از برجام داشت.
او معتقد است آغاز جنگ ۱۲ روزه در سال ۲۰۲۵ این شرایط را تغییر داد و باعث شد اهرم فشار آمریکا به تدریج کاهش یابد. به گفته سوانسون، پس از جنگ، تهران بیش از آنکه به توافق بیندیشد، خود را برای دور بعدی درگیری آماده کرد و احتمال دستیابی به یک توافق واقعی بهطور چشمگیری کاهش یافت.
سوانسون همچنین نقش بنیامین نتانیاهو را در شکلگیری این وضعیت تعیینکننده دانست و گفت نخستوزیر اسرائیل سالها به دنبال جنگ با [حکومت] ایران بوده است. او افزود دولتهای جورج بوش، باراک اوباما و جو بایدن همواره با حمایت از چنین جنگی مخالفت کردند، اما «تفاوت اساسی این بود که ترامپ به اسرائیل پاسخ مثبت داد.» به گفته او، اگر ترامپ در کاخ سفید نبود، جنگهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ هرگز در این ابعاد رخ نمیداد و رفتار نتانیاهو بسیاری از روابط آمریکا در منطقه را نیز تخریب کرد.
این مقام پیشین آمریکایی همچنین گفت جنگ غزه روند عادیسازی روابط اسرائیل و عربستان را متوقف کرد و همزمان کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس را به سمت کاهش تنش با حکومت ایران سوق داد. او افزود تجربه خروج آمریکا از برجام و حملات بعدی [حکومت] ایران به زیرساختهای نفتی منطقه، این برداشت را در میان کشورهای عربی ایجاد کرد که واشینگتن در زمان بحران امنیت آنها را آنگونه که انتظار داشتند تضمین نخواهد کرد. به گفته او، در جنگ اخیر نیز حضور پایگاههای آمریکا در کشورهای خلیج فارس بیش از آنکه عامل بازدارندگی باشد، آنها را به هدف حملات ایران تبدیل کرد.
سوانسون درباره آینده مذاکرات نیز ابراز بدبینی کرد و گفت بعید است توافق جامع مرحله دوم که در یادداشت تفاهم میان تهران و واشینگتن پیشبینی شده، عملی شود. او تاکید کرد بازگشت به شرایط برجام دیگر ممکن نیست، زیرا برنامه هستهای ایران از نظر فنی پیشرفت چشمگیری کرده و حتی در صورت پذیرش همه خواستههای آمریکا، زمان لازم برای دستیابی احتمالی ایران به سلاح هستهای به مراتب کوتاهتر از دوران اجرای برجام خواهد بود. او همچنین گفت ایران اکنون سانتریفیوژهایی بسیار پیشرفتهتر در اختیار دارد و دانش فنی بهدستآمده دیگر قابل بازگرداندن نیست.
به گفته سوانسون، احیای برجام در سال ۲۰۲۱ نیز امکانپذیر بود، اما هم دولت بایدن و هم جمهوری اسلامی فرصت را از دست دادند. او گفت دولت بایدن در آغاز کار برای بازگشت به توافق تعلل کرد و در مقابل، رهبر وقت جمهوری اسلامی نیز به دلیل انتخابات ریاستجمهوری ایران، حاضر نشد به دولت حسن روحانی اجازه دستیابی به توافق را بدهد. در ادامه نیز جنگ اوکراین، اعتراضهای سراسری و پیشرفت برنامه هستهای، امکان احیای برجام را از میان برد.
او در بخش دیگری از این گفتوگو گفت سیاست «فشار حداکثری» ترامپ و خروج از برجام، تحریمها را پیچیدهتر کرد، اما در نهایت باعث نشد صادرات نفت ایران متوقف شود. به گفته او، تهران با دور زدن تحریمها صادرات نفت خود را عمدتاً به چین ادامه داد و اکنون نیز بر اساس توافق سال ۲۰۲۶ میتواند بار دیگر نفت خود را بدون محدودیتهای گذشته به بازارهای جهانی، از جمله مشتریان سنتی مانند ژاپن، کره جنوبی و هند، عرضه کند.
سوانسون همچنین گفت بیاعتمادی میان تهران و واشینگتن اکنون بیش از هر زمان دیگری است و برخلاف دوران مذاکرات برجام، دیگر ارادهای برای غلبه بر این بیاعتمادی وجود ندارد. او افزود پس از کشته شدن علی خامنهای، ساختار تصمیمگیری در جمهوری اسلامی نیز پیچیدهتر شده و تصمیمها اکنون بهصورت جمعی و با مشارکت چند مقام ارشد، از جمله سپاه پاسداران، محمدباقر قالیباف و عباس عراقچی، اتخاذ میشود؛ موضوعی که رسیدن به توافق را دشوارتر کرده است.
سوانسون در پایان نتیجه گرفت که هرچند تمایل ترامپ برای پایان دادن به جنگ قابل درک است، اما شرایط یادداشت تفاهم کنونی «بسیار نامطلوب» است و بیش از هر چیز، شکست راهبرد جنگ را آشکار میکند.
فوربس در تحلیلی هشدار داده است که توافق ۱۴ مادهای دولت دونالد ترامپ با جمهوری اسلامی، اگرچه بر مهار برنامه غنیسازی اورانیوم ایران متمرکز است، اما ممکن است یکی دیگر از مسیرهای بالقوه دستیابی تهران به سلاح هستهای را نادیده بگیرد. ایلان برمن، نویسنده این مقاله، میگوید جمهوری اسلامی علاوه بر توانایی غنیسازی اورانیوم، از ظرفیت فنی بازفرآوری پلوتونیوم نیز برخوردار است و سابقه طولانی پنهانکاری هستهای نشان میدهد که در صورت فراهم شدن فرصت، ممکن است این مسیر را نیز دنبال کند. به نوشته او، نیروگاه بوشهر که با کمک روسیه ساخته شده، اکنون پس از سه دهه فعالیت حجم قابل توجهی سوخت مصرفشده تولید کرده است.
این مقاله با استناد به برآورد هنری سوکولسکی، کارشناس منع گسترش سلاحهای هستهای، مینویسد جمهوری اسلامی احتمالاً حدود دو هزار و ۱۰۰ کیلوگرم پلوتونیوم قابل استفاده در سلاح در بوشهر در اختیار دارد؛ مقداری که از نظر تئوریک برای ساخت بیش از ۲۰۰ بمب هستهای کافی است. نویسنده هشدار میدهد که برخلاف بخش بزرگی از ذخایر اورانیوم غنیشده ایران که در حملات آمریکا و اسرائیل آسیب دیده یا پراکنده شدهاند، پلوتونیوم موجود در بوشهر در دسترس است. برمن پیشنهاد میکند آمریکا علاوه بر محدود کردن غنیسازی اورانیوم، نظارت تقریبا لحظهای بر مسیر پلوتونیوم، خروج سوخت مصرفشده از اختیار ایران و توقف توسعه بیشتر نیروگاه بوشهر را نیز در دستور کار قرار دهد تا همه مسیرهای احتمالی دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هستهای مسدود شود.
جزییات بیشتر در مورد این تحلیل را اینجا بخوانید.
نشریه فوربس در تحلیلی هشدار داده است که تمرکز توافق ۱۴ مادهای دولت دونالد ترامپ با جمهوری اسلامی بر غنیسازی اورانیوم، ممکن است یکی از مهمترین مسیرهای بالقوه دستیابی ایران به سلاح هستهای، یعنی پلوتونیوم نیروگاه بوشهر، را نادیده بگذارد.
نشریه فوربس در تحلیلی به قلم ایلان برمن نوشت که اگرچه کاخ سفید توافق ۱۴ مادهای با جمهوری اسلامی را گامی برای حل پایدار بحران هستهای ایران میداند، اما این توافق تنها بخشی از تهدید را هدف قرار داده و ممکن است مسیر دیگری برای دستیابی تهران به سلاح هستهای را باز بگذارد.
برمن مینویسد تمرکز اصلی مذاکرات آمریکا تاکنون بر برنامه غنیسازی اورانیوم ایران بوده است؛ مسیری که بیشترین توجه رسانهها و دیپلماتها را به خود جلب کرده است. با این حال، به گفته او، جمهوری اسلامی همزمان توانایی فنی بهرهگیری از مسیر دوم، یعنی بازفرآوری پلوتونیوم، را نیز در اختیار دارد و سابقه طولانی پنهانکاری در برنامه هستهایاش نشان میدهد در صورت فراهم شدن فرصت، از این گزینه نیز استفاده خواهد کرد.
به نوشته فوربس، محور این نگرانی نیروگاه هستهای بوشهر است؛ تاسیساتی که از اواسط دهه ۱۹۹۰ با همکاری شرکت دولتی روساتم روسیه ساخته شد. این مقاله میگوید روسیه علاوه بر ساخت نیروگاه، سالها آن را اداره کرد و در نهایت زیرساخت فنی لازم برای توسعه برنامه هستهای ایران را در اختیار جمهوری اسلامی قرار داد.
این تحلیل با استناد به ارزیابی هنری سوکولسکی، رییس «مرکز آموزش سیاست منع گسترش سلاحهای هستهای»، مینویسد نیروگاه بوشهر پس از سه دهه فعالیت اکنون حجم قابل توجهی سوخت مصرفشده تولید کرده است. به گفته سوکولسکی، ایران احتمالاً حدود دو هزار و ۱۰۰ کیلوگرم پلوتونیوم قابل استفاده در سلاح در اختیار دارد؛ مقداری که از نظر تئوریک برای ساخت بیش از ۲۰۰ بمب هستهای کافی است.
برمن در ادامه مینویسد از نظر فنی، تبدیل پلوتونیوم به هسته یک بمب هستهای تفاوت بنیادینی با تبدیل اورانیوم غنیشده به سلاح ندارد. هر دو فرایند شامل تبدیل ماده شکافتپذیر به فلز، قالبگیری و ماشینکاری آن است. به گفته سوکولسکی، تفاوت اصلی در این است که پلوتونیوم از طریق بازفرآوری شیمیایی آماده استفاده نظامی میشود؛ فرایندی که میتواند بهصورت مخفیانه و در مقیاس محدود انجام شود. او همچنین برآورد میکند که پس از دسترسی به ماده شکافتپذیر، تبدیل آن به اجزای لازم برای یک بمب تنها چند هفته زمان نیاز دارد.
به نوشته فوربس، تفاوت مهم دیگر در دسترسی به این مواد است. این مقاله میگوید بخش قابل توجهی از ذخایر اورانیوم با غنای بالای ایران، از جمله حدود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم نزدیک به درجه تسلیحاتی، پس از حملات سال گذشته آمریکا و اسرائیل به تاسیسات هستهای جمهوری اسلامی، نابود، پراکنده یا به اعماق زمین منتقل شده است. اما ذخایر پلوتونیوم همچنان در استخرهای نگهداری سوخت مصرفشده نیروگاه بوشهر قرار دارد و در صورت تصمیم حکومت، دسترسی به آن آسانتر خواهد بود.
برمن این وضعیت را نه یک نگرانی فرضی، بلکه «ضعف ساختاری» یادداشت تفاهم دولت ترامپ توصیف میکند. به نوشته او، همانگونه که توافق هستهای سال ۲۰۱۵ دولت باراک اوباما بهطور عمده بر غنیسازی اورانیوم تمرکز داشت، توافق جدید نیز ممکن است مسیر پلوتونیوم را نادیده بگیرد و در نتیجه، جمهوری اسلامی همچنان امکان ساخت یک «بمب در زیرزمین» را برای خود حفظ کند.
این تحلیل در پایان چند پیشنهاد برای جلوگیری از چنین سناریویی ارائه میدهد. به گفته سوکولسکی، فعالیتهای مرتبط با پلوتونیوم در بوشهر باید با سامانههای نظارتی «تقریباً لحظهای» و فراتر از شیوه کنونی آژانس بینالمللی انرژی اتمی زیر نظر گرفته شود. او همچنین پیشنهاد میکند سوخت مصرفشده از اختیار جمهوری اسلامی خارج شود تا متخصصان هستهای ایران به مواد اولیه لازم برای بازفرآوری پلوتونیوم دسترسی نداشته باشند. به اعتقاد او، طرحهای توسعه بیشتر نیروگاه بوشهر نیز باید متوقف شود تا حجم ذخایر پلوتونیوم افزایش نیابد.
برمن در پایان نتیجه میگیرد که جمهوری اسلامی طی دهههای گذشته سرمایهگذاری گستردهای برای دستیابی به توانایی هستهای انجام داده و از این رو، اگر هدف واشینگتن جلوگیری از دستیابی تهران به سلاح هستهای است، سیاست آمریکا باید همه مسیرهای بالقوه ساخت بمب، نه فقط غنیسازی اورانیوم، را مسدود کند.
بر اساس اطلاعات اختصاصی رسیده به ایراناینترنشنال، سپاه پاسداران نیروهای ویژهای را در امتداد سواحل خلیج فارس مستقر کرده تا شناورهای عبوری از مسیر جنوبی تنگه هرمز را پیشاپیش شناسایی کنند و عوامل سپاه همزمان میکوشند از طریق منابع عمانی به زمانبندی عبور کشتیها دست یابند.
بر اساس این اطلاعات، نیروهای ویژهای که سپاه در امتداد سواحل خلیج فارس مستقر کرده، به سامانههای گوناگون جمعآوری اطلاعات، شامل پستهای دیدهبانی زمینی، تجهیزات دریایی و سامانههای هوایی مجهزند و بهتازگی ماموریت یافتهاند هر شناوری را که قصد عبور از مسیر جنوبی تنگه هرمز دارد، از قبل شناسایی کرده و درباره آن هشدار دهند.
این اطلاعات محرمانه همچنین نشان میدهد عوامل سپاه بهشکل گسترده در حال جمعآوری اطلاعات از منابع و عوامل عمانی هستند تا از هماهنگیها و زمانبندی عبور کشتیها از مسیر جنوبی تنگه هرمز از پیش آگاه شوند و هشدارهای لازم را دریافت کنند.
سپاه اعلام کرده که تنها مسیرهای مجاز برای عبور و مرور از تنگه هرمز مسیرهایی هستند که جمهوریاسلامی اعلام کرده و به شناورهای بینالمللی هشدار داده که از کریدور جنوبی تنگه هرمز که از آبهای نزدیک سواحل عمان میگذرد و عمان و سازمان بینالمللی دریانوردی استفاده از ان را توصیه کردهاند، استفاده نکنند.
متن کامل این خبر را اینجا بخوانید