عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس: یک باند خودسر در صداوسیما برنامه قالیباف را قطع کرد
مجتبی زارعی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، در واکنش به قطع سخنان محمدباقر قالیباف، رییس مجلس، در صداوسیمای جمهوری اسلامی، نوشت «یک باند خودسر» در این سازمان در «جنگهای شناختی» میان دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، و قالیباف، «کنار ترامپ ایستاد» و برنامه او را قطع کرد.
زارعی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت این افراد «به جای توبه و عذرخواهی»از آنچه او «تفسیر به رای» درباره مواضع مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، خواند، بار دیگر با قطع برنامه قالیباف «خودزنی» کردند.
او همچنین این اقدام را «رفتاری غیرپروتکلی و غیراخلاقی» در قبال رییس مجلس توصیف کرد و افزود این گروه در دو سال گذشته نیز رویکردی مشابه در قبال قالیباف داشته است.
زارعی در پایان خواستار رسیدگی فوری به این موضوع شد.
از ۱۷ اسفند ۱۴۰۴، زمانی که مجلس خبرگان رهبری، مجتبی خامنهای را بهعنوان رهبر جدید جمهوری اسلامی معرفی کرد، حدود ۲۰ پیام و نوشته از او منتشر شده است.
بخشی از این پیامها، مانند پیامهای تسلیت یا مناسبتهای رسمی، بیشتر جنبه تشریفاتی دارند، اما دستکم ۱۰ پیام دیگر تصویری روشنتر از نگاه سیاسی و ایدئولوژیک او ارائه میکنند.
این پیامها موضوعهای متنوعی را در بر میگیرند. از ارتش، مجلس و زبان فارسی گرفته تا حج، غدیر، خلیج فارس، توافق با آمریکا و جبهه مقاومت.
با این حال، کنار هم گذاشتن آنها یک واژه را بیش از هر چیز برجسته میکند: «بعثت»
در نگاه اول، «بعثت» ممکن است فقط یک اصطلاح مذهبی به نظر برسد، اما تکرار آن در موقعیتهای مختلف نشان میدهد این واژه در ادبیات مجتبی خامنهای صرفا یک تعبیر دینی نیست، بلکه میتواند یکی از کلیدهای فهم نگاه او به مردم، حکومت و آینده جمهوری اسلامی باشد.
در سنت اسلامی، بعثت به معنای برگزیده شدن برای انجام یک ماموریت الهی است. پیامبر مبعوث میشود، یعنی رسالتی بر عهده او گذاشته میشود.
در پیامهای مجتبی خامنهای نیز بعثت فقط به معنای بیدار شدن یا آگاه شدن نیست. در اینجا، بعثت بیش از هر چیز به معنای ماموریت پیدا کردن است.
به همین دلیل، او از «بعثت ملت ایران»، «بعثت مردم»، «بعثت هنرمندان»، «ملت بعثتیافته» و حتی «امت مبعوثشده اسلامی» سخن میگوید.
در این روایت، مردم صرفا شهروندان یک کشور نیستند؛ آنها حاملان یک رسالت تاریخی معرفی میشوند.
همین نکته، بعثت را از یک واژه مذهبی به مفهومی سیاسی تبدیل میکند.
بعثت از مردم آغاز میشود
نخستین نشانه این نگاه را میتوان در پیام حج مجتبی خامنهای در پنجم خرداد دید.
او در این پیام مینویسد ملت ایران پس از کشته شدن علی خامنهای «بعثت الهی یافت» و با حضور در همه عرصههای مورد نیاز، چشم دنیا را به خود خیره کرد.
اما مهمترین بخش پیام، جمله دیگری است: «در پی بعثت ملت ایران و جبهه مقاومت، بعثت امت اسلامی رقم خواهد خورد.»
در این عبارت، «بعثت ملت ایران» مستقیما در کنار «جبهه مقاومت» قرار میگیرد و هر دو مقدمهای برای «بعثت امت اسلامی» معرفی میشوند.
همین الگو در پیامهای دیگر نیز تکرار میشود. در پیام روز فردوسی، از هنرمندان خواسته میشود «بعثت هنرمندان را در امتداد بعثت مردم» رقم بزنند و روایت این خیزش را برای تاریخ ثبت کنند.
در پیام آغاز سال سوم مجلس دوازدهم نیز مجلس باید خود را «در تراز ملت مبعوثشده» تنظیم کند.
به این ترتیب، بعثت فقط به مردم محدود نمیماند. از مردم آغاز میشود، به فرهنگ و هنر میرسد، وارد نهادهای رسمی حکومت میشود و در نهایت به امت اسلامی گسترش پیدا میکند.
در پیام غدیر و سالگرد ۱۴ خرداد نیز همین روایت ادامه پیدا میکند.
مجتبی خامنهای از «بعثت تازه» ملت ایران سخن میگوید و تاکید میکند این ملت در کنار جبهه مقاومت مایه مباهات ملتهای دیگر شده است.
او همچنین از «نصابی تازه از بعثت ملت ایران» و «ملت بعثتیافته» یاد میکند.
در همه این پیامها، مردم نیرویی هستند که برای انجام ماموریتی بزرگتر برگزیده شدهاند.
این ماموریت، در نهایت، به حمایت از جبهه مقاومت، مقابله با آمریکا و اسرائیل و مشارکت در شکل دادن به نظمی جدید در منطقه و جهان پیوند میخورد.
بعثت، حلقه گمشده پروژه تمدن نوین اسلامی
اگر این پیامها را در کنار یکی از مهمترین نظریههای علی خامنهای قرار دهیم، تصویر کاملتری به دست میآید.
رهبر پیشین جمهوری اسلامی طی دو دهه گذشته بارها از «فرایند پنجگانه تحقق تمدن نوین اسلامی» سخن گفته بود؛ مسیری که با انقلاب اسلامی آغاز میشود، به نظام اسلامی، دولت اسلامی و جامعه اسلامی میرسد و در نهایت هدف آن، شکلگیری تمدن نوین اسلامی است.
در این نظریه، ایجاد نهادهای حکومتی به تنهایی کافی نیست. جامعه نیز باید دگرگون شود و مردم، خود را بخشی از یک ماموریت تاریخی بدانند.
اگر از این زاویه به پیامهای مجتبی خامنهای نگاه کنیم، بعثت را میتوان حلقهای دانست که این پروژه را کامل میکند.
در این روایت، مردم فقط حامی حکومت نیستند؛ «ملت بعثتیافته» هستند. هنرمندان باید در امتداد بعثت مردم حرکت کنند. مجلس باید خود را با ملت مبعوثشده هماهنگ کند. سپس این روند به امت اسلامی گسترش مییابد و در کنار جبهه مقاومت قرار میگیرد.
به بیان دیگر، اگر فرایند پنجگانه، نقشه راه جمهوری اسلامی برای رسیدن به تمدن نوین اسلامی باشد، «بعثت» تلاشی برای تعریف نیروی انسانی این پروژه است؛ مردمی که قرار است این مسیر را پیش ببرند.
بعثت، مقاومت و نظم جدید
پیوند میان بعثت و جبهه مقاومت فقط به پیامهای مذهبی محدود نمیشود و حتی در موضوعی مانند توافق با آمریکا نیز همین الگو تکرار میشود.
مجتبی خامنهای در پیام خود پس از تفاهمنامه تهران و واشینگتن مینویسد اگرچه در ابتدا با این توافق موافق نبوده، اما بهدلیل تعهد رییسجمهوری و اعضای شورای عالی امنیت ملی به «پاسداشت حقوق ملت ایران و جبهه مقاومت»، اجازه اجرای آن را داده است.
همین الگو در پیام روز ملی خلیج فارس هم دیده میشود. جایی که او مینویسد زنجیره پیروزیهای حاصل از «سیاستهای مقاومت و راهبرد ایران قوی»، سرآغاز «نظم جدید منطقه و جهان» خواهد بود.
اگر این پیامها را کنار یکدیگر قرار دهیم، میتوان گفت بعثت مردم، جبهه مقاومت و نظم جدید، سه حلقه از یک زنجیره واحد هستند. زنجیرهای که از درون ایران آغاز میشود، اما هدف نهایی آن فراتر از مرزهای ایران تعریف شده است.
ممکن است گفته شود واژههایی مانند مقاومت، آمریکا، اسرائیل یا ملت ایران در پیامهای مجتبی خامنهای بیشتر تکرار شدهاند، اما اهمیت بعثت در تعداد دفعات استفاده از آن نیست، بلکه در جایگاهی است که در ساختار فکری او پیدا کرده است.
«مقاومت» سالهاست یکی از کلیدواژههای ثابت ادبیات جمهوری اسلامی است. آمریکا و اسرائیل نیز دشمنان همیشگی این گفتمان به شمار میروند، اما «بعثت» واژهای است که نقش مردم را بازتعریف میکند.
در این نگاه، مردم صرفا حامی حکومت یا شرکتکننده در انتخابات و راهپیماییها نیستند. آنها «مبعوث» میشوند، یعنی رسالتی بر عهده میگیرند که از مرزهای یک دولت یا حتی یک کشور فراتر میرود.
به همین دلیل، بعثت در پیامهای مجتبی خامنهای فقط یک مفهوم دینی نیست، بلکه زبان تازهای برای تعریف رابطه مردم با پروژه سیاسی جمهوری اسلامی است.
اما چرا مجتبی خامنهای این اندازه بر مفهوم بعثت تاکید میکند؟
بهطور خلاصه، بعثت در این پیامها به معنای مردمی است که برای انجام یک ماموریت برگزیده شدهاند. پرسش اصلی این نیست که چه کسی این مردم را برگزیده، بلکه این است که این ماموریت دقیقا چیست.
پاسخ را باید در مجموعه پیامهای او جستوجو کرد.
هرچه این پیامها بیشتر کنار هم قرار میگیرند، روشنتر میشود که بعثت هدف نهایی نیست، بلکه ابزاری برای رسیدن به هدفی بزرگتر است.
مجتبی خامنهای در نخستین پیام خود پس از رسیدن به رهبری نوشت: «امر مقاومت و جبهه مقاومت، جزیی جداییناپذیر از ارزشهای انقلاب اسلامی است.»
در پیامهای بعدی نیز همین مسیر ادامه پیدا میکند؛ از لبنان، فلسطین، عراق و یمن سخن گفته میشود، از ضرورت پاسداشت همزمان «حقوق ملت ایران و جبهه مقاومت» در توافق با آمریکا، و در نهایت از «نظم جدید منطقه و جهان» که قرار است در سایه راهبرد مقاومت شکل بگیرد.
اگر این پیامها را در چارچوب نظریه «فرایند پنجگانه تحقق تمدن نوین اسلامی» بخوانیم، تصویری منسجمتر به دست میآید.
علی خامنهای سالها از پروژهای سخن میگفت که قرار بود از انقلاب اسلامی به تمدنی نوین برسد. مجتبی خامنهای نیز دستکم در پیامهای منتشرشده تا امروز، از مفهومی سخن میگوید که میتواند نیروی محرک همان پروژه باشد: ملت بعثتیافته.
شاید به همین دلیل، بتوان «بعثت» را مهمترین کلیدواژه آغاز رهبری مجتبی خامنهای دانست. واژهای که نه فقط جایگاه مردم، بلکه نقش آنها را در ادامه پروژه ایدئولوژیک جمهوری اسلامی بازتعریف میکند. پروژهای که از نگاه رهبر پیشین قرار بود به «تمدن نوین اسلامی» ختم شود و از نگاه رهبر جدید، همچنان با محوریت جبهه مقاومت و در افق «نظم جدید منطقه و جهان» دنبال میشود.
اگر این برداشت درست باشد، بعثت صرفا یک انتخاب ادبی یا مذهبی نیست و این واژه میتواند حلقه اتصال میان گفتمان رهبر دوم و رهبر سوم جمهوری اسلامی باشد.
این حلقه نشان میدهد دستکم در پیامهای منتشرشده تا امروز نه تنها تغییری بنیادین در جهتگیری ایدئولوژیک جمهوری اسلامی دیده نمیشود، بلکه تلاش شده است همان پروژه با زبانی تازه و با تعریفی جدید از نقش مردم ادامه پیدا کند.
تیم ملی انگلیس با وجود صعود به عنوان صدرنشین گروه L، هنوز نتوانسته در جام جهانی ۲۰۲۶ به ثبات و کیفیتی برسد که از یکی از مدعیان قهرمانی انتظار میرود. شاگردان توخل در مرحله گروهی با کسب هفت امتیاز از سه مسابقه به دور حذفی رسیدند، اما عملکرد آنها همچنان با پرسشهای جدی همراه است.
انگلیس رقابتها را با پیروزی ۴ بر ۲ مقابل کرواسی آغاز کرد، اما پس از آن با تساوی بدون گل برابر غنا و پیروزی نهچندان قانعکننده ۲ بر صفر مقابل پاناما، نتوانست همان نمایش امیدوارکننده بازی نخست را تکرار کند. حالا سهشیرها باید در مرحله یکشانزدهم نهایی به مصاف جمهوری دموکراتیک کنگو بروند.
یکی از مهمترین چالشهای توخل، پیدا کردن هویت تاکتیکی تیمش است. او پیشتر تیم گرت ساوتگیت را به محافظهکاری بیش از حد متهم کرده بود، اما انگلیس هنوز نتوانسته سبک بازی تهاجمی و مسلط مدنظر سرمربی آلمانی را به طور کامل اجرا کند. هرچند صدرنشینی در گروه نتیجه قابل قبولی بود، اما کیفیت بازی انگلیس در مقایسه با دیگر مدعیان جام چندان چشمگیر نبوده است.
در کنار مسائل فنی، مصدومیت چند بازیکن نیز به دغدغهای جدی برای کادر فنی تبدیل شده است. ریس جیمز به دلیل آسیبدیدگی همسترینگ از دسترس خارج شده و وضعیت بوکایو ساکا و دکلان رایس نیز به طور کامل ایدهآل نیست. این شرایط باعث شده توخل برای انتخاب ترکیب اصلی، بهویژه در سمت راست خط دفاع، با چالش روبهرو شود.
در مقابل، جود بلینگهام یکی از نقاط قوت انگلیس در این جام بوده است. ستاره رئال مادرید با دو گل و یک پاس گل، نقش مهمی در صعود تیمش ایفا کرده و به نظر میرسد اختلافات و حواشی که در یورو ۲۰۲۴ پیرامون او مطرح بود، زیر نظر توخل تا حد زیادی برطرف شده است.
توخل معتقد است انگلیس در مسابقات بزرگتر عملکرد بهتری خواهد داشت و حتی تأکید کرده است: «جام جهانی از حالا برای ما آغاز میشود.» با این حال، عملکرد نهچندان متقاعدکننده مرحله گروهی باعث شده هنوز تردیدهایی درباره توانایی این تیم برای رقابت با مدعیان اصلی قهرمانی وجود داشته باشد.
بر اساس روایت کتاب «تغییر حکومت» که به تازگی منتشر شده است، دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، حتی زمانی که برنامهریزی برای حمله به حکومت ایران جریان داشت، همچنان در پی دستیابی به توافقی هستهای با تهران بود.
این موضوع در کتابی با عنوان Regime Change مطرح شده که با جزییات روایت میکند چگونه مسیر دیپلماسی در نهایت به کارزار نظامی علیه جمهوری اسلامی انجامید.
این کتاب که هفته جاری منتشر شده، ترامپ را رییسجمهوری توصیف میکند که تا آستانه آغاز عملیات همچنان معتقد بود دستیابی به راهحلی دیپلماتیک امکانپذیر است.
اما با متوقف شدن مذاکرات، او بهتدریج به این نتیجه رسید که حکومت ایران در موقعیت آسیبپذیری قرار دارد.
جاناتان سوان و مگی هابرمن، نویسندگان کتاب، نوشتند ترامپ بارها به مشاورانش گفته بود «احساس خوبی» نسبت به کارزار نظامی علیه جمهوری اسلامی دارد و میخواهد «حکومت را از بین ببرد و بعدا درباره جزییات تصمیم بگیرد».
این کتاب که بر پایه گفتوگو با مقامهای ارشد دولت آمریکا نوشته شده، روند بحثهای کاخ سفید درباره دیپلماسی، تغییر حکومت ایران و اقدام نظامی را بازسازی میکند؛ از جمله ارزیابی سازمان اطلاعات مرکزی (سیا) مبنی بر اینکه اگر ایالات متحده تصمیم به هدف قرار دادن علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، بگیرد، احتمال موفقیت این عملیات بالا است.
نقش ویتکاف و داماد ترامپ
بر اساس این روایت، استیو ویتکاف، فرستاده ویژه ترامپ در امور خاورمیانه و جرد کوشنر، داماد ترامپ و مشاور او، تقریبا تا زمان آغاز حمله، مذاکرات با مقامهای حکومت ایران را در عمان و سوئیس ادامه دادند.
یکی از پیشنهادهای مطرحشده در مذاکرات، تامین رایگان سوخت هستهای مورد نیاز جمهوری اسلامی برای تمام طول عمر برنامه هستهای غیرنظامی بود.
هدف طرح این پیشنهاد آزمودن این مساله بود که آیا اصرار تهران بر غنیسازی اورانیوم ناشی از نیازهای انرژی است یا تلاشی برای حفظ مسیر بالقوه دستیابی به سلاح هستهای.
در نهایت، ویتکاف و کوشنر به این نتیجه رسیدند که جمهوری اسلامی «در حال وقتکشی» است و مذاکرات را به امید پایان یافتن دوره ریاستجمهوری ترامپ طولانی میکند.
این ارزیابی ترامپ را متقاعد کرد که دیپلماسی به بنبست رسیده است.
نقش بنیامین نتانیاهو
همزمان، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، به ترامپ فشار میآورد تا علیه حکومت ایران دست به اقدام نظامی بزند.
او استدلال میکرد جمهوری اسلامی به گونه کمسابقهای در موقعیتی آسیبپذیر قرار گرفته و این فرصت ممکن است تکرار نشود.
در این کتاب آمده است نتانیاهو طرحی چهار مرحلهای به ترامپ ارائه کرد که شامل حذف رهبران ارشد جمهوری اسلامی، نابودی توان نظامی آن، سرنگونی حکومت و فراهم کردن زمینه تشکیل دولت جایگزین بود.
در چارچوب این پیشنهاد، نتانیاهو ویدیویی به ترامپ نشان داد که سناریوی دوران پس از جمهوری اسلامی را ترسیم میکرد.
او همچنین از برخی چهرههایی که میتوانستند در دولت آینده نقش داشته باشند، از جمله شاهزاده رضا پهلوی، نام برد.
به نوشته این کتاب، این ارائه، توجه ترامپ را جلب کرد. با این حال، اگرچه او به امکان تحقق دو هدف نخست، یعنی هدف قرار دادن رهبران جمهوری اسلامی و نابودی توان نظامی آن، باور داشت، نسبت به عملی شدن مراحل بعدی، از جمله تغییر حکومت، مردد بود.
مخالفت رییس سیا و وزیر امور خارجه با تغییر حکومت
ترامپ در نهایت به این نتیجه رسید که مسائل مربوط به تغییر حکومت «مشکل خود آنها» خواهد بود.
با این حال، نویسندگان کتاب مشخص نکردهاند منظور او از «آنها» چه کسانی بودهاند؛ اسرائیل، مردم ایران یا طرف دیگری.
بر پایه این کتاب، ترامپ بر اهدافی تمرکز داشت که از نظر او دستیافتنی بودند؛ یعنی هدف قرار دادن رهبران حکومت و از بین بردن تواناییهای نظامی آن.
این در حالی است که شماری از اعضای ارشد تیم امنیت ملی ترامپ نسبت به طرح نتانیاهو برای تغییر حکومت در ایران بدبین بودند.
جان رتکلیف، رییس سیا، این سناریو را «مضحک» توصیف کرد و مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، نیز آن را رد کرد و گفت: «این حرفها مزخرف است.»
آخرین جلسه اتاق وضعیت
یکی از مهمترین بخشهای کتاب به آخرین نشست «اتاق وضعیت» کاخ سفید پیش از حمله اختصاص دارد؛ جایی که رتکلیف اطلاعاتی را به ترامپ ارائه کرد که نشان میداد مقامهای ارشد جمهوری اسلامی قرار است در محل اقامت خامنهای در تهران گرد هم آیند.
طبق این روایت، رتکلیف به ترامپ گفت اگر منظور از تغییر حکومت صرفا کشتن خامنهای باشد، «احتمالا میتوانیم این کار را انجام دهیم».
این کتاب همچنین از اختلافنظرهای جدی در تیم امنیت ملی ترامپ پرده برداشت.
دن کین، رییس ستاد مشترک ارتش آمریکا، هشدار داده بود یک درگیری طولانی میتواند ذخایر تسلیحاتی آمریکا را کاهش دهد، بر موجودی موشکهای رهگیر مورد استفاده برای حمایت از اوکراین و اسرائیل فشار وارد آورد، نیروهای آمریکایی را در معرض خطر قرار دهد و حفظ امنیت تنگه هرمز را دشوارتر کند.
جیدی ونس، معاون رییسجمهوری، نیز بار دیگر مخالفت خود را با اقدام نظامی اعلام کرد، اما به ترامپ گفت اگر او تصمیم به حمله بگیرد، از این موضوع حمایت خواهد کرد.
روبیو که از ادامه سیاست «فشار حداکثری» علیه جمهوری اسلامی حمایت میکرد، استدلال کرد که تغییر حکومت نباید هدف عملیات باشد.
او افزود: «اگر هدف ما تغییر حکومت یا ایجاد قیام باشد، نباید این کار را انجام دهیم.»
به گفته او، نابودی برنامه موشکی حکومت ایران «هدفی است که میتوان به آن دست یافت».
در این کتاب آمده است که ترامپ پس از شنیدن دیدگاه همه مشاورانش، تصمیم نهایی را گرفت و گفت: «فکر میکنم باید این کار را انجام دهیم.»
بر پایه این روایت، ترامپ بعدازظهر روز بعد، زمانی که در حال عزیمت به ایالت تگزاس بود، دستور نهایی حمله را صادر کرد.
نویسندگان کتاب افزودند ۱۷ روز پس از آغاز جنگ، ترامپ را در دفتر بیضی کاخ سفید دیدند؛ در حالی که به جای نقشههای نظامی، تصاویر درختان افرا روی «میز رزولوت» او پهن شده بود.
ترامپ به آنها گفت: «دارم برای کاخ سفید درخت سفارش میدهم. من خوب بلدم درخت خوب بخرم؛ درخت افرا.»
در ماههای گذشته، تحلیلگران درباره این موضوع بحث کردهاند که آیا ترامپ از ابتدا قصد حمله به ایران را داشت یا دیپلماسی صرفا ابزاری برای خریدن زمان بود.
اما کتاب «تغییر حکومت» تصویری پیچیدهتر ارائه میدهد؛ تصویری از رییسجمهوری که مذاکرات را تقریبا تا آستانه اقدام نظامی ادامه داد، بیش از پیش به غریزه خود اعتماد کرد و در نهایت تصمیم به حمله گرفت، بیآنکه پاسخی روشن برای آینده و آنچه پس از آن رخ خواهد داد، داشته باشد.
خبرگزاری دولتی ایرنا گزارش داد کاظم غریبآبادی، معاون وزارت خارجه جمهوری اسلامی، که در راس هیاتی متشکل از نمایندگان وزارت خارجه، بانک مرکزی و وزارت جهاد کشاورزی به دوحه سفر کرده است، صبح چهارشنبه ۱۰ تیر با محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، نخستوزیر و وزیر امور خارجه قطر، دیدار کرد.
کاظم غریبآبادی پس از این دیدار و شرکت در نشست سهجانبه مذاکرهکنندگان ارشد جمهوری اسلامی، قطر و پاکستان، گفت مذاکرات برای دستیابی به توافق نهایی با آمریکا هنوز آغاز نشده است.
او افزود کارگروههای پیگیری اجرای یادداشت تفاهم و مذاکره برای توافق نهایی تشکیل شدهاند، اما رایزنیها برای تعیین زمان و مکان آغاز مذاکرات از طریق میانجیگران ادامه دارد. غریبآبادی همچنین گفتوگوهای امروز را متمرکز بر پیگیری اجرای مفاد یادداشت تفاهم و بررسی موانع اجرای آن توصیف کرد.
عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، با بازنشر بخشی از اظهارات اسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت هرگونه تهدید علیه مردم و رهبری جمهوری اسلامی با «پاسخی فوری و قاطع» روبهرو خواهد شد.
او همچنین نوشت مفاد تفاهمنامه اسلامآباد روشن و در دسترس همگان است و دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، متعهد شده است «دستنشاندههای خود در تلآویو را مهار کند».
عراقچی افزود اگر آنها از «ارباب خود» سرپیچی کنند، جمهوری اسلامی «آنها را تربیت خواهد کرد».