فناوری «ارتباط مستقیم با ماهواره» شاید روزی بتواند به ایرانیان کمک کند بخشی از فیلترینگ و محاصره دیجیتال جمهوری اسلامی را دور بزنند، اما با وجود امیدهای گسترده، در شرایط کنونی راهحلی عملی برای مقابله با قطع اینترنت در ایران نیست.
دسترسی به اینترنت در ایران ابتدا در جریان اعتراضهای دیماه ۱۴۰۴ و سپس در جریان جنگ دوم در اسفندماه ۱۴۰۴ برای ماهها قطع شد و سرانجام پس از ۸۸ روز قطعی سراسری، بهطور محدود دوباره برقرار شد.
اگرچه اتصال بینالمللی برای بسیاری از کاربران اینترنت ثابت و خانگی ممکن شده، اما شبکه همچنان با اختلال، ناپایداری و سانسور گسترده روبهرو است.
بیش از ۱۰۰ روز از آغاز قطع گسترده اینترنت گذشته، اما روند بازگشت دسترسی محدود، گزینشی و تحت کنترل شدید بوده است.
از دسترسی مشروط بر پایه احراز هویت، انتقال کسبوکارها به سکوهای داخلی و ایجاد سیمکارتها یا اینترنت سفید، برای دسترسی به اینترنت گرفته تا سایر سازوکارها، به نظر میرسد جمهوری اسلامی مصمم است ساختار چندلایه سانسور، نظارت و کنترل ارتباطات خود را حفظ کند.
شبکه ملی اطلاعات، درگاههای متمرکز اتصال به اینترنت جهانی، تنظیمات کنترلشده شبکههای تلفن همراه، سامانههای احراز هویت و سازوکارهای ثبت دستگاهها، همگی ابزارهایی هستند که به حکومت امکان میدهند در حالی که کانالهای ارتباطی پایدار را برای گروههای منتخب حفظ میکند، دسترسی عمومی به اینترنت جهانی را محدود یا قطع کند.
به همین دلیل، فناوری ارتباط مستقیم با ماهواره ( D2C ) توجه روزافزون ایرانیان را به خود جلب کرده است.
متن کامل این تحلیل را اینجا بخوانید






فناوری «ارتباط مستقیم با ماهواره» شاید روزی بتواند به ایرانیان کمک کند بخشی از فیلترینگ و محاصره دیجیتال جمهوری اسلامی را دور بزنند، اما با وجود امیدهای گسترده، در شرایط کنونی راهحلی عملی برای مقابله با قطع اینترنت در ایران نیست.
دسترسی به اینترنت در ایران ابتدا در جریان اعتراضهای دیماه ۱۴۰۴ و سپس در جریان جنگ دوم در اسفندماه ۱۴۰۴ برای ماهها قطع شد و سرانجام پس از ۸۸ روز قطعی سراسری، بهطور محدود دوباره برقرار شد.
اگرچه اتصال بینالمللی برای بسیاری از کاربران اینترنت ثابت و خانگی ممکن شده، اما شبکه همچنان با اختلال، ناپایداری و سانسور گسترده روبهرو است.
بیش از ۱۰۰ روز از آغاز قطع گسترده اینترنت گذشته، اما روند بازگشت دسترسی محدود، گزینشی و تحت کنترل شدید بوده است.
از دسترسی مشروط بر پایه احراز هویت، انتقال کسبوکارها به سکوهای داخلی و ایجاد سیمکارتها یا اینترنت سفید، برای دسترسی به اینترنت گرفته تا سایر سازوکارها، به نظر میرسد جمهوری اسلامی مصمم است ساختار چندلایه سانسور، نظارت و کنترل ارتباطات خود را حفظ کند.
شبکه ملی اطلاعات، درگاههای متمرکز اتصال به اینترنت جهانی، تنظیمات کنترلشده شبکههای تلفن همراه، سامانههای احراز هویت و سازوکارهای ثبت دستگاهها، همگی ابزارهایی هستند که به حکومت امکان میدهند در حالی که کانالهای ارتباطی پایدار را برای گروههای منتخب حفظ میکند، دسترسی عمومی به اینترنت جهانی را محدود یا قطع کند.
به همین دلیل، فناوری ارتباط مستقیم با ماهواره ( D2C ) توجه روزافزون ایرانیان را به خود جلب کرده است.
بسیاری امیدوارند امکان اتصال مستقیم تلفن همراه به ماهواره، بدون نیاز به دیش، ترمینال، اپراتور داخلی یا درگاههای تحت کنترل حکومت، راهی برای رهایی از آنچه «زندان دیجیتال» جمهوری اسلامی میدانند، فراهم کند.
اهمیت این موضوع تا جایی پیش رفته که وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) با شرکت اسپیسایکس درباره فعالسازی سرویس ارتباط مستقیم با ماهواره برای شهروندان ایرانی گفتوگو کرده است.
خبرگزاری رویترز گزارش داده است که اسپیسایکس برای راهاندازی این سرویس تا ۵۰۰ میلیون دلار و برای بهرهبرداری ماهانه آن ۱۰۰ میلیون دلار درخواست کرده است.
اما پرسش اصلی این است که آیا نسخههای کنونی فناوری ارتباط مستقیم با ماهواره میتوانند چنین انتظاری را در مقیاس ایران برآورده کنند؟
پاسخ فعلا منفی است.
سامانههای فعلی ظرفیت محدودی دارند، در برابر تداخل امواج رادیویی آسیبپذیرند و برای کاربرانی که ممکن است از طریق سامانه ثبت دستگاهها و شبکه تلفن همراه ایران شناسایی شوند، خطراتی به همراه دارند.
با این حال، پرسشهای اساسی همچنان باقی است: آیا نسل کنونی فناوری «دایرکت تو کال» (Direct-to-Cell) واقعا میتواند پاسخگوی چنین انتظاراتی در مقیاس ایران باشد؟ آیا این فناوری همچنان تنها یک ابزار ارتباطی محدود و اضطراری است یا میتواند به راه گریزی قابل گسترش برای میلیونها کاربر ایرانی تبدیل شود؟ و اگر نسلهای آینده این فناوری بدون اتکا به دکلها و اپراتورهای داخلی فعالیت کنند، آیا دیوار دیجیتال ایران فرو خواهد ریخت؟
وابستگی به اپراتورهای تلفن همراه و سناریو ایسیم خارجی
در سرویس معمول استارلینک، ماهواره به یک ترمینال زمینی اختصاصی، همان دیشی که کاربران باید آن را تهیه، نصب، نگهداری و از چشم جمهوری اسلامی پنهان کنند، متصل میشود. تلفن همراه نیز از طریق وایفای به مودم استارلینک وصل میشود.
اما فناوری «دایرکت تو کال» بر پایه ایدهای متفاوت شکل گرفته است؛ در این فناوری، خود تلفن همراه نقش گیرنده و فرستنده ارتباط ماهوارهای را بر عهده میگیرد.
نسخههای فعلی «دایرکت تو کال» عمدتا سامانههای مستقل اینترنت ماهوارهای نیستند، بلکه پوشش شبکه اپراتورهای تلفن همراه را در هر منطقه تکمیل میکنند و در عمل ماهواره را به دکل مخابراتی فضایی تبدیل میکنند که وظیفه اصلی آن پوشش مناطق فاقد آنتن یا دارای پوشش ضعیف است.
استفاده از فرکانسهای مستقل در باند اِس و استقرار ماهوارهها در مدار بسیار پایین زمین (VLEO)، نزدیکتر به سطح زمین، از جمله مسیرهایی است که میتواند فناوری «دایرکت تو کال» را برای حل مشکل ایران کاربردیتر کند.
در این سناریو، اپراتورهای همکار استارلینک مانند T-Mobile، Kyivstar یا One NZ در نیوزیلند، ایران را منطقهای فاقد پوشش زمینی اعلام کرده و آن را تحت پوشش خدمات خود قرار میدهند.
از نظر سیاسی و فنی، این مدل به آن چیزی نزدیکتر است که بسیاری از شهروندان ایرانی از این فناوری انتظار دارند. در چنین حالتی، تلفن همراهی که از سیمکارت یا ایسیم یکی از این اپراتورها استفاده میکند، میتواند از داخل ایران به ماهوارههای نسل جدید اسپیسایکس متصل شود. گزارشها حاکی از آن است که حدود ۷۰۰ ماهواره از این نوع هماکنون در مدار قرار دارند.
اما تحقق چنین سناریویی تنها به اراده یا تصمیم اسپیسایکس وابسته نیست. این کار مستلزم زنجیرهای از الزامات شامل طیف فرکانسی، مجوزهای مقرراتی، تلفنهای سازگار، مودمها، آنتنها، توان ارسال سیگنال و تراشههایی است که از باندهای جدید ماهوارهای پشتیبانی کنند.
شرکتهایی مانند کوالکام، مدیاتک، اپل، سامسونگ و گوگل در این روند نقشی تعیینکننده دارند. اگر سختافزار تلفنهای همراه آماده نباشد، حتی پیشرفتهترین منظومه ماهوارهای نیز به اتصال عملی برای کاربران داخل ایران تبدیل نخواهد شد.
حتی در این سناریو خوشبینانه نیز سه مانع بزرگ همچنان باقی میماند: ظرفیت محدود، احتمال تداخل امواج رادیویی و خطر شناسایی کاربران از طریق سامانه ثبت دستگاهها و سامانه همتا.
محدودیت ظرفیت در مناطق پرجمعیت
نخستین مانع جدی بر سر راه گسترش فناوری «دایرکت تو کال» در ایران، ظرفیت آن است. این فناوری برای جایگزینی اینترنت شهری طراحی نشده، بلکه هدف آن فراهم کردن حداقل سطح ارتباط در مناطقی است که پوشش زمینی ندارند یا پوشش آنها ضعیف است. اما مسئله ایران صرفا اتصال چند کاربر در جادهها یا مناطق کوهستانی نیست.
موضوع، قطع ارتباط در شهرهایی است که ممکن است صدها هزار نفر بهطور همزمان به پیامرسانها، تماس صوتی و تصویری، اخبار، نقشه، ایمیل، خدمات مالی و امکان ارسال عکس و ویدیو نیاز داشته باشند.
در برخی آزمایشهای اولیه، پهنای باند ثبتشده برای یک اتصال حدود ۱۴ مگابیت بر ثانیه بوده است. اما این عدد نباید با سرعت اینترنت شهری مقایسه شود. در عمل، همین پهنای باند محدود باید میان تمام کاربرانی که در محدوده پوشش هر ماهواره قرار دارند، تقسیم شود.
برای درک بهتر ابعاد مساله، در شهری مانند تهران اگر تنها یک درصد جمعیت بهطور همزمان به یک اتصال بسیار ابتدایی با سرعت یک مگابیت بر ثانیه نیاز داشته باشند، ظرفیت مورد نیاز شبکه حدود ۹۹ گیگابیت بر ثانیه خواهد بود.
این رقم در مقایسه با ظرفیت فعلی هر پرتو فعال «دایرکت تو کال» که بین ۴ تا ۱۷ مگابیت بر ثانیه است و حتی در مقایسه با چشمانداز خوشبینانه ۱۵۰ مگابیت بر ثانیه در نسلهای آینده، شکافی چند صد برابری را نشان میدهد.
تداخل امواج رادیویی ناشی از سیگنالهای زمینی
حتی اگر فناوری «دایرکت تو کال» بتواند بر مشکلات ظرفیت و وابستگی به اپراتورهای داخلی غلبه کند، همچنان با مانعی روبهرو است که ریشه در فیزیک امواج رادیویی دارد. برای برقراری ارتباط، تلفن همراه باید سیگنالی بسیار ضعیف را از ماهوارهای که صدها کیلومتر بالاتر از زمین در حرکت است دریافت کند، در حالی که همزمان در محیطی مملو از دکلهای مخابراتی، فرستندههای زمینی و سیگنالهای محلی بسیار قویتر فعالیت میکند.
در چنین شرایطی، نسبت میان سیگنال مورد نظر و نویز و تداخل محیطی تعیین میکند که آیا گیرنده اساسا میتواند سیگنال ماهواره را تشخیص دهد یا خیر.
یک دکل مخابراتی متعلق به همراه اول یا ایرانسل که در نزدیکی کاربر قرار دارد، ممکن است سیگنالی بهمراتب قویتر از سیگنال ماهواره ارسال کند؛ بهگونهای که گیرنده تلفن عملا نتواند سیگنال ضعیفتر را تشخیص دهد یا ارتباطی پایدار با آن برقرار کند.
در چنین وضعیتی، دولت نیازی به هدف قرار دادن ماهواره ندارد. کافی است از دکلها، فرستندهها و کنترل توان شبکه تلفن همراه استفاده کند تا محیط رادیویی اطراف کاربر برای ارتباط ماهوارهای نامناسب شود.
برای جمهوری اسلامی، این نوع اختلال میتواند سریع، موضعی و کمهزینه باشد. بنابراین حتی اگر ماهواره خارج از دسترس حکومت باشد، تلفن همراه کاربر همچنان روی زمین و در محیطی قرار دارد که امکان دستکاری آن وجود دارد.
نسلهای آینده با طیف فرکانسی اختصاصی، مودمهای پیشرفتهتر و پروتکلهای مقاومتر شاید بخشی از این آسیبپذیری را کاهش دهند، اما آن را بهطور کامل از میان نخواهند برد.
ثبت دستگاه و شناسایی کاربران
اما پرسش امنیتی مهمتر این است که هنگام استفاده از فناوری «دایرکت تو کال»، تا چه اندازه امکان شناسایی کاربر در داخل ایران وجود دارد.
در ایران، تلفن همراه تنها یک ابزار ارتباطی نیست. سیمکارت، هویت مشترک، شناسه دستگاه و هویت واقعی کاربر در چندین لایه به یکدیگر متصل هستند.
هر تلفن همراه دارای یک شناسه سختافزاری منحصربهفرد یا آیامایآی (IMEI) است که نقش هویت دستگاه را در شبکههای تلفن همراه ایفا میکند. سامانه همتا میتواند این شناسه را به سیمکارت، سابقه فعالسازی، مالکیت و در بسیاری از موارد، هویت واقعی کاربر مرتبط کند.
در چنین شرایطی، استفاده از سیمکارت یا ایسیم خارجی برای ارتباط ماهوارهای لزوما به معنای ناشناس ماندن کاربر نیست. اگر تلفنی با یک شناسه آیامایآی شناختهشده ناگهان از طریق یک مسیر ماهوارهای غیرمجاز و با شناسه اپراتور خارجی تلاش به برقراری ارتباط کند، این رفتار میتواند به الگویی غیرعادی و قابل شناسایی تبدیل شود.
ترکیب سامانه ثبت دستگاهها، اطلاعات اپراتورها، پایگاههای داده سیمکارت و ابزارهای نظارتی محلی میتواند چنین ارتباطی را به یک خطر امنیتی تبدیل کند. بنابراین پرسش کلیدی این است که چگونه میتوان بدون افشای هویت، موقعیت مکانی و الگوی رفتاری کاربر، از این فناوری استفاده کرد.
فرصتی راهبردی، نه راهحلی فوری
فناوری «دایرکت تو کال» را باید جدی گرفت، اما نباید درباره تواناییهای آن اغراق کرد. جذابیت این فناوری برای ایران روشن است:
اگر روزی یک تلفن همراه معمولی بتواند بدون نیاز به دیش، ترمینال مجزا، اپراتور داخلی یا درگاههای تحت کنترل جمهوری اسلامی مستقیما به ماهواره متصل شود، یکی از پایههای اصلی ساختار کنترل اینترنت در ایران به چالش کشیده خواهد شد.
اما آن روز هنوز فرا نرسیده است. نسخههای کنونی که در حال توسعه هستند، عمدتا برای پوشش مناطق فاقد آنتن طراحی شدهاند، نه برای جایگزینی اینترنت شهری دهها میلیون کاربر.
ظرفیت محدود، احتمال تداخل امواج و خطر افشا و شناسایی کاربران باعث میشود این فناوری در شرایط فعلی نتواند به مسیری عمومی و قابل گسترش برای دور زدن قطع اینترنت در ایران تبدیل شود. ارزش کنونی آن عمدتا در نقش یک ابزار اضطراری است؛ ابزاری برای ارسال پیام، اشتراکگذاری موقعیت مکانی، اعلام هشدار یا حفظ ارتباط کوتاهمدت در زمان بحران.
اگر نسل بعدی ماهوارهها بتواند ظرفیت بیشتر، طیف فرکانسی مستقل، تلفنهای سازگار، امنیت کاربران و قواعد حمایتی جهانی را همزمان فراهم کند، آینده ممکن است متفاوت باشد. اما تا آن زمان، فناوری ارتباط مستقیم با ماهواره بیش از آنکه راهحل امروز برای رهایی از زندان دیجیتال ایران باشد، روزنهای مهم برای آینده است.
مرکز آمار ایران از ثبت ارقام بیسابقه در تورم خردادماه خبر داد و اعلام کرد هزینه خانوارها برای خرید یک سبد یکسان از کالاها و خدمات، نسبت به خرداد سال گذشته حدود ۹۰ درصد افزایش یافته است.
آرش ازرمی، دبیر بخش اقتصادی ایراناینترنشنال، گفت: «با توجه به تحولات سیاسی، به نظر نمیآید جمهوری اسلامی بهبود معیشت مردم را در اولویت قرار دهد و این موضوع میتواند به افزایش بیشتر تورم در سراسر کشور منجر شود.»
@iranintltv
دونالد ترامپ در آمریکا و بنیامین نتانیاهو در اسرائیل، هر دو در پاییز انتخاباتی سرنوشتساز پیش رو دارند. توافق با جمهوری اسلامی که در انتخابات پیش رو به نفع ترامپ است، به جریان سیاسی نتانیاهو فشار میآورد.
این همان تضادی است که از نظر «اسرائیلهیوم» باعث شده روابط نتانیاهو و ترامپ دستخوش تنش شود. با این حال این روزنامه در تحلیلی مفصل به قلم آمیت سیگال، که با تکیه بر اطلاعات منابع آگاه نوشته شده، گفته است که مقامهای اسرائیلی فعلا در برابر اظهارات تند ترامپ و جیدی ونس سکوت کنند.
بر اساس این تحلیل، اگر جمهوریخواهان در انتخابات چهار ماه آینده، کنترل مجلس نمایندگان را به دموکراتها واگذار کنند، حتی اگر اکثریت خود را در سنا حفظ کنند، ترامپ دو سال پایانی ریاستجمهوریاش را زیر سایه تحقیقات بیپایان و تلاش برای استیضاح سپری خواهد کرد: «تقریبا تردیدی نیست که در مجلس نمایندگان استیضاح خواهد شد، زیرا برخلاف سنا، در آنجا تنها اکثریت ساده کافی است و این سومین استیضاح ترامپ خواهد بود.»
گزارش کامل را اینجا بخوانید.
دونالد ترامپ در آمریکا و بنیامین نتانیاهو در اسرائیل، هر دو در پاییز انتخاباتی سرنوشتساز پیش رو دارند. توافق با جمهوری اسلامی که در انتخابات پیش رو به نفع ترامپ است، به جریان سیاسی نتانیاهو فشار میآورد.
این همان تضادی است که از نظر «اسرائیلهیوم» باعث شده روابط نتانیاهو و ترامپ دستخوش تنش شود. با این حال این روزنامه در تحلیلی مفصل به قلم آمیت سیگال، که با تکیه بر اطلاعات منابع آگاه نوشته شده، گفته است که مقامهای اسرائیلی فعلا در برابر اظهارات تند ترامپ و جیدی ونس سکوت کنند.
بر اساس این تحلیل، اگر جمهوریخواهان در انتخابات چهار ماه آینده، کنترل مجلس نمایندگان را به دموکراتها واگذار کنند، حتی اگر اکثریت خود را در سنا حفظ کنند، ترامپ دو سال پایانی ریاستجمهوریاش را زیر سایه تحقیقات بیپایان و تلاش برای استیضاح سپری خواهد کرد: «تقریبا تردیدی نیست که در مجلس نمایندگان استیضاح خواهد شد، زیرا برخلاف سنا، در آنجا تنها اکثریت ساده کافی است و این سومین استیضاح ترامپ خواهد بود.»
به نوشته این روزنامه، سرنگونی حکومت در ایران یا خارج کردن ذخایر اورانیوم از این کشور میتوانست تا حدی به نفع ترامپ باشد، اما جهش قیمت انرژی تقریبا بهطور قطع به شکست او در انتخابات منجر میشود.
بر اساس این تحلیل، رییسجمهوری آمریکا دو برگ برنده تعیینکننده در اختیار داشت: نخست، عملیات زمینی برای خارج کردن ذخایر اورانیوم؛ اما ترامپ معتقد بود که در نهایت میتواند از طریق توافق نیز به این هدف برسد.
دوم، نابودی زیرساختهای انرژی در ایران.
در حالی که موضوع انرژی در آمریکا مساله اصلی بود، در اسرائیل این موضوع، دغدغه اول نبود.
از سوی دیگر، هیچ مقام مسئولی نتوانست به ترامپ تضمین دهد که حکومت ایران تا پیش از انتخابات میاندورهای پاییز ۱۴۰۵ در آمریکا، سقوط خواهد کرد تا ترامپ بتواند روی آن بهعنوان برگ برنده در انتخابات حساب کند.
بنابراین توافق با تهران گزینه در دسترسی بود که به ترامپ در انتخابات پیش رو کمک خواهد کرد.
بند نانوشته در توافق
اسرائیلهیوم در ادامه تحلیل خود، در ارزیابی توافق تهران و واشینگتن نوشت که اگرچه بسیاری آن را با برجام مقایسه میکنند، اما این توافق بندی پنهان دارد که بر اساس آن، تحریمها علیه ایران از بین نمیروند، بلکه موقتا غیرفعال میشوند، در حالی که آمریکا از لحظه امضا به همه آنچه میخواهد، رسیده است؛ تنگه هرمز باز شده و جریان انرژی (کم و بیش) به حالت قبل بازگشته است.
در واقع با این توافق، تقریبا تمام فشار اقتصادی بر آمریکا برداشته میشود، اما تنها بخش کوچکی از فشار اقتصادی بر ایران کاهش مییابد.
در ادامه این تحلیل آمده است که درباره میزان خسارت واردشده به ایران در جنگ نیز اختلافنظر وجود دارد. برخی آن را حدود ۳۰۰ میلیارد دلار و برخی تا یک تریلیون دلار برآورد میکنند.
در هر صورت، منفعت اقتصادی حاصل از کاهش محدود تحریمها برای ایران مانند آن است که بخواهید استخری خالی را با یک فنجان آب پر کنید.
شش ماه دیگر، وقتی شهروندان ایران ببینند گشایشی حاصل نشد
مقامهای ارشد موساد پس از امضای توافق نسبت به احتمال شکلگیری اعتراضات در ایران، در شرایطی که حکومت از فضای جدید سود میبرد، بدبین بودند اما منبع اسرائیلهیوم، دیدگاه خوشبینانهتری دارد.
او گفته است: «نباید فراموش کرد که حتی پیش از این خسارت عظیم نیز مردم با وجود نداشتن چیزی برای از دست دادن، به خیابانها آمدند. شش ماه دیگر، وقتی شهروندان در ایران دریابند شرایط دشوار اقتصادی همچنان ادامه دارد، چه خواهند کرد؟ حکومت چه واکنشی نشان خواهد داد؟»
توصیه به خویشتنداری
اسرائیلهیوم در ادامه، به سابقه تنشها بین نتانیاهو و ترامپ اشاره کرد و از قول منابع خود نوشت این اولین بار نیست که این دو در روابط خود دچار تنش شدهاند، اما در موارد قبلی اختلافات پشت درهای بسته حل و فصل میشد.
نویسنده این مقاله نوشت: «تفاوت این بار بیشتر به این دلیل است که ترامپ تصمیم گرفته تقریبا به هر تماس ناشناسی پاسخ دهد؛ حتی اگر خبرنگاری پشت خط باشد.»
اسرائیلهیوم به کنایه تاکید کرد رهبران اسرائیل مانند جورجیا ملونی، نخستوزیر ایتالیا، از حمایت حزب دموکرات آمریکا برخوردار نیستند و از طرفی، ایتالیا در دو جبهه درگیر جنگ نیست.
اشارهای به تنش لفظی بین ملونی و ترامپ در هفته گذشته.
بر این اساس، این مقاله استدلال کرد: «این درگیریهای لفظی فقط زیان به همراه دارند. سکوت کنید، صبر داشته باشید و اجازه دهید زمان بگذرد. این همان کاری است که باید انجام شود.»
منبع آگاه مقاله اسرائیلهیوم تاکید کرد: «هنوز زمان وجود دارد و زمان به سود کسی است که از آن بهدرستی استفاده کند. آیا این توافق یک توافق تاریخی است؟ خیر. اما قطعا هم یک فاجعه نیست.»
سنتکام اعلام کرد نیروهای آمریکا در واکنش به حمله جمهوری اسلامی به یک کشتی تجاری در تنگه هرمز، انبارهای موشک و پهپاد و همچنین سایتهای راداری ساحلی جمهوری اسلامی را در جنوب ایران هدف قرار دادند.
امید معماریان، تحلیلگر سیاسی در موسسه دان، گفت احتمال اینکه چنین حملاتی به تفاهم میان تهران و واشینگتن آسیب بزند، کم است، زیرا اراده سیاسی در ایالات متحده بر ادامه مذاکرات استوار است.