واینت: اسرائیل با بمباران نمیتواند تهدید حزبالله را از میان ببرد

واینت در تحلیلی نوشت که ادامه حملات هوایی و عملیاتهای محدود اسرائیل علیه حزبالله، بهرغم وارد کردن خسارات سنگین به این گروه، قادر به رفع تهدید آن نخواهد بود.

واینت در تحلیلی نوشت که ادامه حملات هوایی و عملیاتهای محدود اسرائیل علیه حزبالله، بهرغم وارد کردن خسارات سنگین به این گروه، قادر به رفع تهدید آن نخواهد بود.
نویسنده میگوید حزبالله بار دیگر بر راهبرد «بقا بهعنوان پیروزی» تکیه کرده و اسرائیل برای تغییر معادله نیازمند رویکردی چندجانبه است.
وبسایت اسرائیلی واینت در تحلیلی به قلم رون بنیشای، کارشناس ارشد نظامی، استدلال کرده است که چهار دهه درگیری میان اسرائیل و حزبالله نشان میدهد اتکا به بمباران و عملیات نظامی محدود به تنهایی نمیتواند تهدید این گروه را از بین ببرد.
به نوشته این تحلیلگر، نابودی صدها نیروی حزبالله، تخریب ساختمانهای بلندمرتبه در ضاحیه بیروت، ویران شدن روستاهای جنوب لبنان و هدف قرار گرفتن تاسیسات نظامی در دره بقاع، اگرچه خسارات قابل توجهی به حزبالله وارد کردهاند، اما نتوانستهاند این گروه را از ادامه حملات علیه اسرائیل بازدارند.
واینت مینویسد حزبالله تا زمانی که توانایی شلیک موشک و بهکارگیری پهپادها را حفظ کند، به حملات خود علیه اسرائیل ادامه خواهد داد و همچنان از حمایت حکومت ایران برخوردار خواهد بود.
این گزارش ریشههای «پایداری حزبالله» را در ترکیبی از انگیزههای ایدئولوژیک، حمایت سپاه پاسداران، تجربه طولانی نبرد با اسرائیل و همچنین پشتوانه اجتماعی در میان بخش بزرگی از جامعه شیعه لبنان میداند. به نوشته نویسنده، بسیاری از شیعیان لبنان حزبالله را نیروی اصلی محافظ کشور در برابر اسرائیل و تهدیدهای منطقهای میدانند.
حمایت اجتماعی و اقتصادی از حزبالله
در این تحلیل آمده است که نفوذ حزبالله تنها به حوزه نظامی محدود نمیشود. طی سالهای گذشته، کمکهای مالی حکومت ایران و شبکههای اجتماعی و اقتصادی وابسته به حزبالله به منبع اصلی حمایت مالی برای هزاران خانواده شیعه در جنوب لبنان و دره بقاع تبدیل شده است.
به گفته نویسنده، این شبکه حمایتی در شرایط فروپاشی اقتصادی لبنان نقش مهمی در حفظ نفوذ حزبالله ایفا کرده و یکی از عوامل اصلی تداوم پایگاه اجتماعی این گروه محسوب میشود.
بازگشت حزبالله پس از ضربات سنگین
واینت یادآور میشود که حزبالله در عملیات «پیکانهای شمالی» در تابستان ۲۰۲۴ ضربات بیسابقهای متحمل شد؛ از جمله کشته شدن حسن نصرالله، دبیرکل پیشین این گروه. با این حال، این سازمان تا زمستان ۲۰۲۶ توانست بخش قابل توجهی از توان عملیاتی خود را بازسازی کند.
بر اساس این گزارش، حزبالله با وجود کاهش منابع مالی جمهوری اسلامی همچنان موفق شده نیروهای جدید جذب کند، حقوق اعضای خود را - هرچند با کاهش - پرداخت کند و صدها پهپاد ارزانقیمت هدایتشونده با فیبر نوری را تهیه و عملیاتی کند.
نویسنده معتقد است این تحولات نشان میدهد بازدارندگیای که اسرائیل پس از عملیاتهای گسترده خود در سال ۲۰۲۴ ایجاد کرده بود، به تدریج فرسوده شده است.
راهبرد «صمود» و امید به گذر از بحران
به نوشته واینت، حزبالله و حکومت ایران در شرایط کنونی راهبردی مبتنی بر «صمود» یا پایداری در پیش گرفتهاند؛ راهبردی که هدف آن عبور از فشارهای فعلی و انتظار برای تغییر شرایط سیاسی و نظامی است.
این تحلیل تاکید میکند که رهبران حزبالله امیدوارند همان فرمولی که در گذشته برای بسیاری از گروههای مسلح موفق بوده - یعنی «پیروز شدن از طریق شکست نخوردن» - این بار نیز کارآمد باشد.
در عین حال، نویسنده اذعان میکند که حزبالله با مشکلات داخلی قابل توجهی روبهرو است. صدها هزار شیعه آواره هنوز نتوانستهاند به خانههای خود بازگردند، فشار اقتصادی افزایش یافته و دولت لبنان نیز خواهان حفظ انحصار سلاح در اختیار دولت است.
گزارش همچنین اشاره میکند که نعیم قاسم نتوانسته جایگاه و نفوذ حسن نصرالله را به دست آورد و نبیه بری، رییس پارلمان لبنان، به چهره سیاسی برجستهتری در میان شیعیان تبدیل شده است.
دو گزینه پیش روی اسرائیل
به باور نویسنده، اسرائیل برای مقابله با حزبالله تنها دو مسیر راهبردی در اختیار دارد.
نخست، اشغال گسترده لبنان و پیشروی تا دره بقاع همراه با محاصره بیروت؛ گزینهای که از نظر نظامی میتواند توان راهبردی حزبالله را نابود کند، اما هزینههای سنگین انسانی، نظامی و سیاسی برای اسرائیل خواهد داشت.
واینت مینویسد ارتش اسرائیل پس از بیش از دو سال جنگ فرسایشی با کمبود نیرو و فشار عملیاتی روبهرو است و اشغال لبنان احتمالاً به انزوای بیشتر اسرائیل در عرصه بینالمللی منجر خواهد شد. همچنین دولت آمریکا و کشورهای اروپایی و عربی ممکن است پیش از دستیابی اسرائیل به اهدافش، برای پایان دادن به عملیات فشار وارد کنند.
راهحل جایگزین؛ فشار، دیپلماسی و اقتصاد
رون بنیشای گزینه دوم را واقعبینانهتر میداند؛ راهبردی چندجانبه که سه محور نظامی، دیپلماتیک و اقتصادی را به طور همزمان دنبال کند.
در بخش نظامی، او خواستار عملیاتهای محدود اما غافلگیرکننده برای دور کردن نیروهای حزبالله از مرز و کاهش توان عملیاتی آنها شده است.
در بخش دیپلماتیک، او بر آغاز مذاکرات مستقیم و مؤثر میان اسرائیل و دولت لبنان به ریاست ژوزف عون تاکید میکند؛ مذاکراتی که بتواند مشروعیت ادعایی حزبالله به عنوان مدافع لبنان را تضعیف کند و زمینه توافقی برای جلوگیری از تهدید اسرائیل از خاک لبنان را فراهم آورد.
در حوزه اقتصادی نیز نویسنده پیشنهاد میکند کمکهای گسترده بینالمللی برای بازسازی لبنان به پایان نقش نظامی حزبالله گره زده شود. او همچنین خواستار مشارکت عربستان سعودی، قطر، آمریکا، فرانسه و امارات در تقویت دولت و ارتش لبنان و قطع مسیرهای مالی و تسلیحاتی میان حکومت ایران و حزبالله شده است.
واینت در پایان نتیجه میگیرد که موفقیت چنین راهبردی به توانایی دولت بنیامین نتانیاهو در جلب حمایت دونالد ترامپ، همکاری با دولت لبنان و پذیرش برخی مصالحههای سیاسی بستگی دارد؛ امری که به گفته نویسنده هنوز مشخص نیست دولت اسرائیل آمادگی یا اراده لازم برای آن را داشته باشد.