ونس: نیروهای آمریکا در دو عملیات علیه جمهوری اسلامی عملکردی درخشان داشتهاند
جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، پنجشنبه در مراسم دانشآموختگی آکادمی نیروی هوایی آمریکا گفت: «در دو عملیات "خشم حماسی" و "چکش نیمهشب" نیروهایمان در انجام ماموریتهایی فوقالعاده دشوار، آن هم در شرایط واقعی جنگی، عملکردی درخشان داشتهاند.»
به گزارش رسانههای آمریکا، او افزود: «بارها و بارها باعث افتخار ما شدهاند. کارهایی انجام دادهاند که بقیه دنیا واقعا آنها را غیرممکن میدانست.»
ونس گفت: «پس از سقوط دو خلبان در ایران، ابتدا محل دقیق آنها مشخص نبود و حدود یک روز بعد تایید شد چراغهای اضطراری هر دو خدمه فعال است. مدتی نگرانی درباره زنده بودن یکی از آنها وجود داشت، اما سپس مشخص شد او زنده است، هرچند پشت خطوط دشمن گرفتار مانده بود.»
او افزود: «نیروی هوایی آمریکا با اعزام هواپیماها به مناطقی که تصور میشد امکان فرود در آنها وجود ندارد و آمادهسازی بالگردها در همان محل، یکی از خلبانان را از پشت خطوط دشمن بازگرداند و این عملیات را از جسورانهترین صحنههای عمر خود توصیف کرد.»
وبسایت اکسیوس به نقل از دو مقام آمریکایی و یک منبع منطقهای دخیل در تلاشهای میانجیگرانه میان تهران و واشینگتن گزارش داد که طرفین بر سر یک تفاهمنامه ۶۰ روزه برای تمدید آتشبس و آغاز مذاکرات به توافق رسیدهاند، اما دونالد ترامپ هنوز آن را تایید نکرده است.
این رسانه در گزارشی که عصر پنجشنبه هفت خرداد منتشر شد، به نقل از یکی از منابع آمریکایی نوشت که هدف این تفاهمنامه اولیه آوردن همه طرفها پای میز مذاکره است و جزییات آن در مذاکرات مشخص خواهد شد.
مقامهای آمریکایی به اکسیوس گفتند مفاد توافق تا روز سهشنبه تا حد زیادی مورد توافق قرار گرفته بود، اما هر دو طرف همچنان به تایید مقامهای ارشد نیاز داشتند.
آنها همچنین مدعی شدند که مذاکرهکنندگان جمهوری اسلامی بعدتر بازگشتند و گفتند تاییدیههای لازم را گرفتهاند و آماده امضا هستند. از سوی دیگر، مذاکرهکنندگان آمریکایی نیز جزییات توافق نهایی را برای ترامپ توضیح دادند، اما او بلافاصله آن را تایید نکرد.
یک مقام آمریکایی گفت: «رییسجمهوری به میانجیها اطلاع داد که میخواهد چند روزی درباره آن فکر کند.»
جمهوری اسلامی نیز هنوز بهطور رسمی و علنی موافقت با آخرین نسخه این توافق را تایید نکرده است.
دونالد ترامپ چهارشنبه در نشست کابینه اعلام کرد که از مفاد نسخه نهاییشده رضایت ندارد. او در این جلسه بار دیگر تهدید کرد در صورت نرسیدن به توافق مطلوب، آمریکا ممکن است اقدام نظامی را از سر بگیرد.
گمانهزنیها درباره مفاد توافق
به گزارش اکسیوس، مقامهای آمریکایی گفتهاند در یادداشت تفاهم ۶۰ روزه بهروشنی قید خواهد شد که کشتیرانی در تنگه هرمز «بدون محدودیت» خواهد بود.
به گفته یک مقام آمریکایی، این عبارت به معنای نبود عوارض و مزاحمت برای کشتیهاست و جمهوری اسلامی باید ظرف ۳۰ روز همه مینها را از این تنگه جمعآوری کند.
یک مقام آمریکایی نیز گفت محاصره دریایی آمریکا نیز برداشته خواهد شد، اما این اقدام متناسب با بازگشت کشتیرانی تجاری انجام خواهد گرفت.
به گفته این مقامها، یادداشت تفاهم شامل تعهد جمهوری اسلامی به خودداری از پیگیری ساخت سلاح هستهای خواهد بود. همچنین در آن قید خواهد شد که نخستین موضوعاتی که در بازه زمانی ۶۰ روزه درباره آنها مذاکره میشود، چگونگی تعیین تکلیف اورانیوم با غنای بالای ایران و نحوه پرداختن به موضوع غنیسازی خواهد بود.
افزون بر اینها، آمریکا متعهد خواهد شد که در چارچوب مذاکرات، درباره کاهش تحریمها و آزادسازی داراییهای مسدودشده جمهوری اسلامی گفتوگو کند. این یادداشت تفاهم همچنین شامل بحث درباره سازوکاری برای کمک به ایران جهت آغاز دریافت کالاها و کمکهای بشردوستانه خواهد بود.
مقامهای آمریکایی در گفتوگو با اکسیوس، وجود هرگونه توافق جانبی یا بند محرمانهای درباره کاهش تحریمها یا انتقال منابع مالی به جمهوری اسلامی را رد کردند. یکی از آنها گفت: «هرچه ایرانیها بیشتر حاضر به امتیاز دادن باشند، بیشتر به دست خواهند آورد.»
این در حالی است که مقامهای جمهوری اسلامی همچنان بر آزادسازی داراییهای مسدودشده تاکید دارند.
جمهوری اسلامی چه میخواهد؟
علی باقری کنی، معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، صبح پنجشنبه هفتم خرداد در مصاحبه با خبرگزاری ریانووستی روسیه گفت که تهران از واشینگتن میخواهد «تمام داراییهای مسدودشده» را آزاد کند. او افزود: «داراییهای ایران باید تماما و بدون قید و شرط به ایران بازگردانده شود.»
ابوالفضل ابوترابی، نماینده نجفآباد در مجلس، هم در گفتوگو با سایت دیدهبان ایران، «تمام خطوط قرمز» منتسب به مجتبی خامنهای، رهبر جدید جمهوری اسلامی، در مذاکرات را «نقضشده» خواند و به «تنگه هرمز، مساله هستهای و گرفتن غرامت» به عنوان مهمترین موارد نقضشده اشاره کرد.
او پیشبینی کرد: «آمریکا بعد از جام جهانی و انتخابات کنگره، دوباره به ما حمله میکند.»
همزمان با نهایی شدن مذاکرات میان دو طرف، درگیریهای محدودی در تنگه هرمز رخ داد؛ آمریکا دو سایت موشکپرانی جمهوری اسلامی را هدف قرار گرفت و تهران نیز در اقدامی تلافیجویانه کشورهای منطقه، از جمله یک پایگاههای هوایی آمریکا در کویت، را هدف قرار داد.
افزون بر این، وزارت خزانهداری ایالات متحده صبح پنجشنبه اعلام کرد که «نهاد مدیریت آبراه خلیج فارس» را که جمهوری اسلامی برای کنترل عبور کشتیها از تنگه هرمز ایجاد کرده، در فهرست تحریمهای خود قرار داده است.
روسیه: آمریکا پیشنهاد انتقال اورانیوم غنیشده ایران را نپذیرفت
همزمان با این تحولات، وزارت خارجه روسیه اعلام کرد که با وجود آمادگی روسیه برای انتقال اورانیوم با غنای ۶۰ درصد ایران به این کشور، آمریکا پیشنهاد روسیه را رد کرده است.
ماریا زاخارووا، سخنگوی وزارت خارجه روسیه، گفت: «آمریکا پیشنهاد روسیه درباره انتقال اورانیوم غنیشده ایران را که ماهها روی میز بوده، نپذیرفته است.»
او از هر دو طرف مناقشه خواست به درگیری نظامی باز نگردند و در عوض، گفتوگوها را ادامه دهند.
در هفتههای گذشته، احتمال انتقال بیش از ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده جمهوری اسلامی به روسیه یا چین، و همچنین رقیقسازی بخشی از آن در این کشورها از سوی منابع آگاه در رسانهها نقل شد.
تاکید اتحادیه اروپا بر ضرورت تکمیل مذاکرات کنونی
کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، ششم خرداد در پایان نشست غیررسمی وزیران خارجه این اتحادیه در قبرس گفت که هر توافق اولیه میان آمریکا و جمهوری اسلامی، باید با مذاکرات عمیقتر درباره ذخایر هستهای و دیگر مسائل حیاتی مرتبط با امنیت منطقه تکمیل شود.
در کنار اظهارات و رویدادهایی که نشان میدهد آتشبس و روند رسیدن به تفاهم موقت همچنان شکننده است، فداحسین مالکی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، پنجشنبه به رسانههای ایران گفت «پیشرفت خوبی» در مذاکرات با آمریکا رخ داده و «اغلب پیشنهادات جمهوری اسلامی پذیرفته شده است».
او فزود: «مذاکرات پیشرفت کمی و کیفی قابلتوجهی داشته و برخی از ملاحظات جمهوری اسلامی باقی مانده که باید از سوی آمریکاییها انجام شود.»
دنی دانون، سفیر اسرائیل در سازمان ملل متحد تصمیم این سازمان برای قرار دادن نام این کشور در فهرست سیاه مربوط به اتهامهای خشونت جنسی در مناطق درگیر جنگ را محکوم کرد.
او در شبکه اجتماعی ایکس این اقدام را «یک رسوایی اخلاقی» خواند.
وزارت خارجه اسرائیل نیز در پیامی در شبکه ایکس اعلام کرد: «تصمیم شرمآور و مضحک سازمان ملل برای قرار دادن نهادهای اسرائیلی در ضمیمه گزارش مربوط به خشونت جنسی مرتبط با درگیریها، بار دیگر ماهیت واقعی سازمان ملل را نشان میدهد؛ نهادی سیاسیزده و فاسد که اصول بنیانگذاری خود را کنار گذاشته و هدف اصلی آن حمله سیستماتیک به اسرائیل است.»
گسترش مدارس غیردولتی و زنجیرهای وابسته به نهادها، چهرهها و خانوادههای نزدیک به قدرت، به یکی از محورهای اصلی انتقاد از نظام آموزشی ایران در سالهای اخیر تبدیل شده است؛ مدارسی که منتقدان میگویند عدالت آموزشی را تضعیف کرده و به بازتولید شکاف طبقاتی و سیاسی در آموزش کمک کردهاند.
تمرکز امکانات آموزشی، معلمان باتجربه و دانشآموزان خاص در مدارس غیردولتی و وابسته به جریانهای سیاسی و مذهبی، بحث عدالت آموزشی در ایران را بار دیگر به یکی از موضوعات مناقشهبرانگیز تبدیل کرده است.
کارشناسان آموزش میگویند در دهههای گذشته شبکهای از مدارس وابسته به نهادهای حکومتی، سازمانهای مذهبی، بنیادها و خانوادههای سیاسی شکل گرفته که عملا نوعی «طبقه آموزشی» ایجاد کردهاند؛ مدارسی که تنها محل آموزش نیستند و در شبکهسازی سیاسی، فرهنگی و اجتماعی نیز نقش دارند.
نهادهایی مانند دانشگاه آزاد، بنیاد شهید، سازمان تبلیغات اسلامی و مجموعههای وابسته به جریانهای مذهبی و سیاسی، مدارس متعددی را در شهرهای مختلف اداره کردهاند. منتقدان میگویند این روند به انتقال تدریجی امکانات، نیروی انسانی باتجربه و فرصتهای آموزشی از مدارس دولتی به مدارس خاص و شهریهای انجامیده و شکاف میان آموزش عمومی و آموزش خصوصی را عمیقتر کرده است.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، در شبکه ایکس نوشت که عمان باید بداند دولت آمریکا هر طرفی را که در تسهیل دریافت عوارض در تنگه هرمز نقش داشته باشد، بهشدت هدف قرار خواهد داد.
او نوشت: «دولت ایالات متحده هیچگونه تلاشی برای تحمیل یک نظام اخذ عوارض در تنگه هرمز را تحمل نخواهد کرد. بهویژه عمان باید بداند که وزارت خزانهداری آمریکا بهطور تهاجمی هر فرد یا نهادی را که بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم در تسهیل اخذ عوارض برای تنگه مشارکت داشته باشد، هدف قرار خواهد داد و هر شریکی که مایل به چنین کاری باشد نیز مجازات خواهد شد.»
وزیر خزانهداری آمریکا نوشت: «همه کشورها باید هرگونه تلاش ایران برای مختل کردن جریان آزاد تجارت را قاطعانه رد کنند. دوران ترساندن منطقه و جهان توسط تهران به پایان رسیده است.»
گسترش مدارس غیردولتی و زنجیرهای وابسته به نهادها، چهرهها و خانوادههای نزدیک به قدرت، به یکی از محورهای اصلی انتقاد از نظام آموزشی ایران در سالهای اخیر تبدیل شده است؛ مدارسی که منتقدان میگویند عدالت آموزشی را تضعیف کرده و به بازتولید شکاف طبقاتی و سیاسی در آموزش کمک کردهاند.
تمرکز امکانات آموزشی، معلمان باتجربه و دانشآموزان خاص در مدارس غیردولتی و وابسته به جریانهای سیاسی و مذهبی، بحث عدالت آموزشی در ایران را بار دیگر به یکی از موضوعات مناقشهبرانگیز تبدیل کرده است.
کارشناسان آموزش میگویند در دهههای گذشته شبکهای از مدارس وابسته به نهادهای حکومتی، سازمانهای مذهبی، بنیادها و خانوادههای سیاسی شکل گرفته که عملا نوعی «طبقه آموزشی» ایجاد کردهاند؛ مدارسی که تنها محل آموزش نیستند و در شبکهسازی سیاسی، فرهنگی و اجتماعی نیز نقش دارند.
نهادهایی مانند دانشگاه آزاد، بنیاد شهید، سازمان تبلیغات اسلامی و مجموعههای وابسته به جریانهای مذهبی و سیاسی، مدارس متعددی را در شهرهای مختلف اداره کردهاند. منتقدان میگویند این روند به انتقال تدریجی امکانات، نیروی انسانی باتجربه و فرصتهای آموزشی از مدارس دولتی به مدارس خاص و شهریهای انجامیده و شکاف میان آموزش عمومی و آموزش خصوصی را عمیقتر کرده است.
مدرسه رفاه؛ از دبیرستان مذهبی تا مقر انقلاب
مدرسه رفاه یکی از شناختهشدهترین مدارس مذهبی و سیاسی در تاریخ معاصر ایران است؛ مدرسهای که از یک دبیرستان مذهبی دخترانه در تهران، به یکی از مراکز اصلی تحولات انقلاب ۱۳۵۷ تبدیل شد.
این مدرسه در دهه ۴۰ خورشیدی با مشارکت چهرههایی مانند محمد بهشتی و محمدجواد باهنر تاسیس شد. هدف اولیه، ایجاد مدرسهای مذهبی برای خانوادههای سنتی و مذهبی تهران بود، اما رفاه بهتدریج به پایگاهی برای بخشی از نیروهای مخالف حکومت پهلوی تبدیل شد.
اهمیت سیاسی مدرسه رفاه پس از انقلاب افزایش یافت؛ جایی که روحالله خمینی در روزهای نخست بازگشت به ایران در آن مستقر شد و بخشی از تصمیمهای کلیدی روزهای آغازین انقلاب در همان ساختمان گرفته شد.
برگزاری نخستین دادگاههای انقلاب و اعدام شماری از مقامهای حکومت پهلوی بر پشتبام مدرسه رفاه، این مدرسه را به یکی از نمادهای آغاز جمهوری اسلامی و خشونت سیاسی در نخستین روزهای پس از سقوط حکومت پهلوی تبدیل کرد.
مدرسه رفاه که در خیابان ایران تهران قرار دارد، بعدها فعالیت خود را در قالب «بنیاد فرهنگی رفاه» ادامه داد. فائزه هاشمی رفسنجانی، دختر اکبر هاشمی رفسنجانی، از جمله چهرههایی است که در این مدرسه تحصیل کرده است.
مدرسه علوی؛ الگوی مدرسه اسلامی نزدیک به قدرت
اگر رفاه نماد سیاسی روزهای انقلاب بود، مدرسه علوی را میتوان یکی از مهمترین نمونههای پیوند آموزش مذهبی، نخبهگرایی آموزشی و ساختار قدرت در جمهوری اسلامی دانست.
مدرسه علوی در سال ۱۳۳۵ به همت علیاصغر کرباسچیان و رضا روزبه تاسیس شد. بنیانگذاران این مدرسه به دنبال ایجاد الگویی از «مدرسه اسلامی مدرن» بودند؛ الگویی که آموزش رسمی و مدرن را با تربیت مذهبی ترکیب میکرد.
اما علوی نیز بهتدریج نقشی فراتر از یک مدرسه پیدا کرد. پس از بازگشت خمینی به ایران، او از مدرسه رفاه به مدرسه علوی منتقل شد و این مدرسه به یکی از مراکز اصلی هدایت تحولات انقلاب تبدیل شد.
دیدار معروف همافران نیروی هوایی با خمینی نیز در مدرسه علوی انجام شد؛ تصویری که به یکی از لحظات نمادین فروپاشی حکومت پهلوی تبدیل شد. تشکیل دولت موقت به نخستوزیری مهدی بازرگان نیز در همین مدرسه اعلام شد.
در سالهای بعد، موسسه علوی به شبکهای از مدارس تبدیل شد. بسیاری از مدیران، چهرههای سیاسی و فرزندان خانوادههای نزدیک به ساختار قدرت، یا در این مدرسه تحصیل کردهاند یا با شبکه آموزشی آن ارتباط داشتهاند. محمدرضا نعمتزاده، کمال خرازی و غلامعلی حدادعادل از جمله چهرههای شناختهشده مرتبط با این مدرسه معرفی شدهاند.
منتقدان میگویند مدرسه علوی از نخستین نمونههای پیوند میان آموزش خصوصی مذهبی و ساختار قدرت در جمهوری اسلامی بود؛ الگویی که بعدها در قالب مدارس زنجیرهای و نهادهای آموزشی وابسته به جریانهای سیاسی و مذهبی گسترش یافت.
مدارس فرهنگ؛ نسل تازه مدارس نزدیک به قدرت
در دهه ۷۰ خورشیدی، مدارس «فرهنگ» به عنوان نسل تازهای از مدارس غیردولتی، مذهبی و نخبهگرا شکل گرفتند؛ مدارسی که نام آنها با غلامعلی حدادعادل، رییس پیشین مجلس و از چهرههای نزدیک به هسته قدرت در جمهوری اسلامی، گره خورده است.
حدادعادل گفته بود هدف از تاسیس این مدارس، ایجاد محیطی «سالم و قوی» برای دانشآموزان علاقهمند به علوم انسانی بود؛ زیرا به گفته او، رشته علوم انسانی در مدارس عادی جدی گرفته نمیشد.
مدارس فرهنگ بهطور تخصصی بر علوم انسانی تمرکز کردند؛ موضوعی که در آموزش غیردولتی ایران کمسابقه بود. در سالهای بعد، حضور شماری از رتبههای برتر کنکور علوم انسانی در این مدارس، جایگاه آنها را در میان مدارس نخبهپرور جمهوری اسلامی تقویت کرد.
با این حال، مدارس فرهنگ همواره از حاشیههای سیاسی دور نماندهاند. در سال ۱۳۹۹، افشای واگذاری برخی املاک بنیاد مستضعفان به این مدارس جنجالبرانگیز شد. پرویز فتاح، رییس وقت بنیاد مستضعفان، اعلام کرد برخی املاک میلیاردی بنیاد در اختیار مدارس فرهنگ بوده است. غلامعلی حدادعادل نیز در پاسخ گفت این واگذاریها با مجوز رهبری انجام شده بود.
گزارشهایی نیز درباره تحصیل فرزندان خانوادههای نزدیک به حاکمیت در این مدارس منتشر شده است؛ موضوعی که بار دیگر بحث پیوند آموزش خصوصی، امتیازهای حکومتی و بازتولید طبقه قدرت در جمهوری اسلامی را پررنگ کرد.
آموزش خصوصی یا بازتولید طبقه قدرت؟
منتقدان میگویند مدارس خاص و زنجیرهای در ایران دیگر تنها مراکز آموزشی نیستند؛ بلکه بخشی از سازوکار بازتولید قدرت سیاسی، فرهنگی و اقتصادی محسوب میشوند.
به باور آنان، تمرکز منابع، معلمان باتجربه، امکانات آموزشی و شبکههای ارتباطی در مدارسی که وابسته به نهادها، بنیادها و خانوادههای سیاسیاند، عدالت آموزشی را تضعیف کرده و نوعی جداسازی اجتماعی و طبقاتی در نظام آموزشی ایران به وجود آورده است.
این روند در شرایطی ادامه یافته که بسیاری از مدارس دولتی در ایران با کمبود معلم، فرسودگی ساختمانها، تراکم بالای دانشآموزان و ضعف امکانات آموزشی روبهرو هستند.
در چنین وضعیتی، مدارس نزدیک به قدرت فقط نشانهای از خصوصیسازی آموزش نیستند؛ بلکه به گفته منتقدان، بخشی از ساختاریاند که در آن دسترسی به آموزش باکیفیت، بیش از آنکه به حق عمومی شهروندان وابسته باشد، به طبقه، ثروت، رابطه و نزدیکی به شبکههای قدرت گره خورده است.