فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) با انتشار پستی در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد نیروهای آمریکایی از زمان آغاز محاصره بنادر دریایی جنوب ایران، مسیر ۸۸ کشتی تجاری را تغییر دادهاند.
سنتکام افزود ارتش آمریکا همچنین ۴ کشتی را برای کسب اطمینان از «تبعیت کامل» آنها، از کار انداختهاند.
مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، با علیرضا زاکانی، شهردار تهران، دیدار کرد.
خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، نوشت پزشکیان در این دیدار بر «ضرورت تسریع بازسازی مناطق آسیبدیده، ساماندهی اسکان خانوادههای متاثر از جنگ و تسهیل خدماترسانی به شهروندان در شرایط بحران» تاکید کرد.
وزیران دارایی و روسای بانکهای مرکزی کشورهای عضو گروه ۷ که در پاریس گرد هم آمدند، در بیانیهای درباره اقتصاد جهانی درباره پیامدهای اقتصادی «درگیری جاری در خاورمیانه» هشدار دادند و بر ضرورت بازگشایی تنگه هرمز تاکید کردند.
این بیانیه که سهشنبه ۲۹ اردیبهشت در پایان دومین و آخرین روز این نشست منتشر شد، میگوید: «بازگشت سریع عبور و مرور آزاد و امن از تنگه هرمز و دستیابی به راهحلی پایدار برای درگیری، ضروری است.»
وزیران دارایی و روسای بانکهای مرکزی کانادا، فرانسه، آلمان، ایتالیا، بریتانیا و ایالات متحده در بخش دیگری از این بیانیه اعلام کردند که فشار بر زنجیرههای تامین انرژی، غذا و کود، بهویژه کشورهای آسیبپذیر را تحت تاثیر قرار داده است.
این مقامها روزهای دوشنبه و سهشنبه، ۲۸ و ۲۹ اردیبهشت در پاریس گرد هم آمدند و در پایان دومین روز دو بیانیه صادر کردند. بیانیه اصلی بر مساله اوکراین، امنیت اقتصادی، مواد معدنی حیاتی، تجارت الکترونیک، مالیات بینالمللی، جرائم مالی، هوش مصنوعی، ثبات مالی و همکاریهای توسعهای تمرکز داشت. بیانیه دوم، با عنوان «اقتصاد جهانی، که نسبت به بیانیه اصلی کوتاهتر بود، پس از مشورت و تبادل نظر با کشورهای شریک، از جمله برزیل، هند، کنیا و کُره جنوبی منتشر شد.
امضاکنندگان بیانیه با تاکید بر اینکه به حفظ ثبات بازارهای انرژی پایبند هستند، از تمامی کشورها خواستند از اعمال محدودیتهای خودسرانه بر صادرات خودداری کنند.
در بخشی از بیانیه اصلی این نشست آمده است: «داراییهای روسیه در حوزههای قضایی ما تا زمانی که روسیه به جنگ پایان ندهد و غرامت نپردازد، بیحرکت باقی خواهد ماند.»
این بیانیه میافزاید: «ناترازی گسترده و مداوم حساب جاری جهانی میتواند تنشهای تجاری را تشدید کند.»
گفتوگو با وزیران دارایی گروه ۷ درباره تهدیدات تهران
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، پس از نشست مالی گروه هفت، کنفرانسی با عنوان مقابله با تامین مالی تروریسم برگزار کرد و بحثهای طرح شده در نشست دو روزه گروه هفت را «سازنده» خواند.
او افزود یکی از بحثهای مهم این جلسات «تهدیدهای تروریستی» جمهوری اسلامی از محورهای نشستها بود.
بسنت از متحدان واشینگتن خواست اقدام علیه شبکههای مالی حکومت ایران را تشدید کنند؛ از جمله با تحریم تامینکنندگان مالی، افشای شرکتهای پوششی، بستن شعب بانکی و مقابله با شبکههای بانکی سایه جمهوری اسلامی.
وزیر خزانهداری آمریکا ۲۸ اردیبهشت گفته بود از وزیران دارایی گروه ۷ خواهد خواست نظام تحریمها علیه جمهوری اسلامی را دنبال کنند تا از تامین مالی «ماشین جنگی» حکومت ایران جلوگیری شود.
حضور دیگر کشورها در نشست گروه هفت
سهشنبه نمایندگانی از کشورهای دیگر، از جمله برخی کشورهای حوزه خلیج فارس، برزیل و کنیا نیز به نمایندگان گروه هفت پیوستند.
رولان لسکور، وزیر دارایی فرانسه، به خبرنگاران گفت: «ما بر سر این موضوع توافق داریم که صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی باید برای کشورهایی که بیش از همه در برابر تاثیر مناقشه خاورمیانه آسیبپذیرند، نقش فعالتری ایفا کنند و مطمئن شوند که به آنها کمک میشود.»
او افزود کمبود کود شیمیایی تاثیر ویژهای بر زنجیره تامین خواهد داشت.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، دوشنبه گفت پس از آنکه تهران یک طرح صلح به واشینگتن فرستاد، حمله برنامهریزیشده علیه ایران را متوقف کرده است و اکنون «احتمال بسیار خوبی» برای دستیابی به توافقی وجود دارد که برنامه هستهای ایران را محدود کند.
اما دیگر کشورهای گروه هفت از این موضوع ناخشنودند که واشینگتن و اسرائیل، بدون توجه کافی به پیامدهای اقتصادی حملات علیه ایران و خطر قابل پیشبینی بستهشدن تنگه هرمز، این حملات را آغاز کردند.
لسکور گفت مقامهایی از قطر و امارات متحده عربی در نشست پاریس حضور داشتند تا درباره بحران در خلیج گفتوگو کنند.
سوریه و اوکراین نیز در بخشهایی از گفتوگوها شرکت کردند. این موضوع نشاندهنده تاکید گروه هفت بر تثبیت کشورهایی است که برای امنیت منطقهای و جهانی محوری تلقی میشوند.
مقامهایی از برزیل، هند و کره جنوبی نیز در این نشست حضور داشتند. این اقدام در راستای گسترش شراکتهای بینالمللی در زمانی صورت گرفت که ائتلافهای سنتی بیش از پیش زیر سوال رفتهاند.
عبدالکریم حسینزاده، معاون مسعود پزشکیان در امور توسعه روستایی و مناطق محروم، با اشاره به تداوم خاموشی دیجیتال در کشور گفت: «محدودیت اینترنت برای بومگردیها مشکلات زیادی ایجاد کرده است.»
او اضافه کرد: «برخلاف کسانی که میگویند اینترنت به شرایط قبل بازنمیگردد، ما به مردم اعتماد داریم و اینترنت به وضعیت گذشته بازخواهد گشت.»
با این حال، حسینزاده زمان مشخصی برای رفع محدودیتها و بازگشت کامل اینترنت اعلام نکرد.
روایت زنی جوان که برای مدتی کوتاه سرپرستی یک نوزاد را بر عهده داشت، به یکی از بحثبرانگیزترین موضوعات شبکههای اجتماعی فارسیزبان تبدیل شد. روایتی که با لحنی احساسی و الهامبخش منتشر شد، خیلی زود به موجی از نقدهای اخلاقی، روانشناختی و سیاسی دامن زد.
ماجرا از انتشار روایتهای سارا کنعانی، فعال فضای مجازی، درباره حضور موقت یک نوزاد در خانهاش آغاز شد. او در اینستاگرام و ایکس از تجربه «مادری موقت» نوشت. تجربهای که در قالب طرح «میزبان» سازمان بهزیستی انجام شد.
رسانههای حکومتی در ایران، از جمله خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) و روزنامه همشهری، این روایت را با ادبیاتی احساسی و تصویری بازنشر کردند. تصاویری از خانه، آغوش، گریه هنگام جدایی و توصیفهایی از «۴۰ روز مادری».
تصاویر بدون حجاب کنعانی در ایرنا منتشر شد و کاربران مدتی بعد خبر از دسترس خارج شدن این خبرگزاری را منتشر کردند.
اما آنچه ابتدا برای بخشی از کاربران تصویری انسانی از مراقبت از کودک بیسرپرست به نظر میرسید، برای گروهی دیگر به پرسشی جدی درباره مرز میان حمایت از کودک و تبدیل کودک به «محتوا» بدل شد.
طرح «میزبان» چیست؟
بر اساس توضیحات رسمی سازمان بهزیستی، طرح «میزبان» از سال ۱۴۰۲ آغاز شده و هدف آن کاهش اقامت کودکان در مراکز شبانهروزی و سپردن موقت آنها به خانوادهها یا افراد واجد شرایط است.
این طرح با فرزندخواندگی تفاوت دارد. در فرزندخواندگی، روند قضایی و حقوقی بلندمدت طی میشود و سرپرستی دائمی است، اما در طرح میزبان، کودک برای مدتی محدود به خانواده یا فردی سپرده میشود و همچنان تحت نظارت بهزیستی باقی میماند.
بهزیستی میگوید متقاضیان باید از نظر سلامت روان، وضعیت مالی، امنیت محیط و توان مراقبتی ارزیابی شوند و مددکاران نیز روند را پیگیری میکنند.
در بسیاری از کشورهای جهان نیز مدلهایی مشابه وجود دارد. نظامهای فاستر کر «foster care» یا مراقبت جایگزین خانوادگی، سالهاست به عنوان جانشینی برای نگهداری کودکان در مراکز جمعی شناخته میشوند.
پژوهشهای بینالمللی نیز عموما نشان میدهند رشد عاطفی کودکان در محیط خانوادگی، حتی موقت، از رشد در محیطهای نهادی بهتر است؛ بهویژه برای نوزادان و کودکان خردسال. بنابراین اصل ایده «مراقبت خانوادگی موقت» ذاتا نه عجیب است و نه غیرمعمول.
از مراقبت تا «روایت»
حاشیهها زمانی شدت گرفت که مشخص شد روایت این تجربه، تنها در حد اطلاعرسانی باقی نمانده و به یک پروژه گسترده تولید محتوا تبدیل شده است.
تصاویر کودک، روایتهای احساسی، ویدیوهای روزمره و متنهایی درباره دلبستگی عاطفی میان زن جوان و نوزاد، به شکل مستمر در شبکههای اجتماعی منتشر شد.
در یکی از نوشتهها نیز اشاره شده بود که او به موسسه وعده داده درباره این طرح تولید محتوا خواهد کرد.
همین نکته، برای بسیاری از منتقدان، ماجرا را از «کمک انسانی» به «استفاده رسانهای از کودک» تبدیل کرد.
در نقدهای مطرحشده، یک سوال مدام تکرار میشود: آیا کودکی که هنوز حتی توان تشخیص هویت خود را ندارد، باید به بخشی از برند شخصی، روایت احساسی یا کمپین تبلیغاتی تبدیل شود؟
این نکته آنجا حساستر میشود که کنعانی در نوشتههای خود خبر از شناسایی مادر بیولوژیک کودک میدهد و ضمن قضاوت اخلاقی درباره او، این نگرانی را ایجاد میکند که همچنان این اطلاعات که برای مادر موقت فاش شده، در آینده در اختیار کودک هم قرار بگیرد.
در بسیاری از نظامهای مراقبت کودک در جهان، انتشار تصاویر و اطلاعات کودکان تحت سرپرستی موقت، محدود یا ممنوع است. دلیل این حساسیت، تنها حفظ حریم خصوصی نیست، بلکه جلوگیری از شکلگیری «روابط نمایشی» و جلوگیری از آسیبهای بعدی برای کودک است.
کودک بیسرپرست از آسیبپذیرترین گروههای اجتماعی محسوب میشود. او نه امکان رضایت دارد، نه قدرت تصمیمگیری، نه توان کنترل اینکه تصاویر و داستان زندگیاش تا سالها در اینترنت باقی نماند.
منتقدان میگویند حتی اگر نیت فرد خیرخواهانه بوده باشد، باز هم کودک نباید به ابزار تولید احساسات عمومی تبدیل شود.
عکس از مرضیه موسوی، ایرنا
پرسش روانشناختی؛ دلبستگی و جدایی
بخش مهم دیگری از انتقادها، جنبه روانشناختی ماجراست.
روانشناسی رشد تاکید میکند که نوزادان در ماههای نخست زندگی، پیوندهای عاطفی عمیقی با مراقبان خود شکل میدهند. ثبات، تداوم حضور و امنیت عاطفی، از عناصر کلیدی رشد سالم کودک محسوب میشود.
در نتیجه، برخی منتقدان میپرسند: اگر قرار است کودک تنها برای چند هفته یا چند ماه وارد خانهای شود و سپس جدا شود، این دلبستگی و جدایی چه اثری بر او میگذارد؟
البته پاسخ متخصصان در این زمینه یکسان نیست. بسیاری از پژوهشگران معتقدند مراقبت خانوادگی موقت، اگر حرفهای، پایدار و همراه با نظارت تخصصی باشد، همچنان از اقامت طولانی در شیرخوارگاه بهتر است. اما در عین حال تاکید میکنند که این فرآیند باید با آموزش دقیق مراقبان، آمادگی برای جدایی، و مدیریت تخصصی انتقال کودک همراه باشد.
مشکل اینجاست که در ایران امروز، اطلاعات روشنی درباره کیفیت نظارت، آموزش مراقبان و استانداردهای اجرایی این طرح وجود ندارد و همین ابهام، نگرانیها را بیشتر کرده است.
مساله «مادر مجرد»
بخشی از توجه رسانهای به این پرونده، به مجرد بودن کنعانی مربوط است.
در قوانین ایران، زنان مجرد بالای ۳۰ سال امکان سرپرستی دائم دختران را دارند، اما همچنان محدودیتهای متعددی در این زمینه وجود دارد و اولویت اصلی با زوجهاست. در نتیجه، رسانههای رسمی تلاش کردند این روایت را به عنوان نمونهای از «امکان مادری زنان مجرد» نیز برجسته کنند.
برای بخشی از جامعه، این موضوع مثبت و مترقی به نظر میرسد. نشانهای از شکستن برخی کلیشههای سنتی درباره خانواده. اما همزمان، منتقدان میگویند همین «استثنایی» و «رسانهای» شدن، باعث شد کودک عملا به مرکز یک روایت نمادین درباره زنانگی، مادری و احساسات عمومی تبدیل شود.
آیا پای سیاست و جنگ در میان است؟
یکی از مهمترین دلایل حساسیت نسبت به این پرونده، نحوه قاببندی رسانههای حکومتی است.
در گزارشهای منتشرشده، بارها به جنگ، ناامنی، بحران و «نیاز جامعه به مهر» اشاره شده است.
برخی کاربران معتقدند رسانههای رسمی تلاش کردهاند از این داستان، روایتی ایدئولوژیک بسازند. روایتی درباره «خانواده»، «فداکاری زن ایرانی» و «مقاومت عاطفی جامعه».
در واقع، منتقدان میگویند حکومت در شرایطی که جامعه ایران با بحرانهای سنگین اقتصادی، مهاجرت، فرسایش اجتماعی و بیاعتمادی روبهروست، به روایتهای احساسی و انسانی نیاز دارد. روایتهایی که بتوانند تصویری نرمتر و عاطفیتر از ساختار رسمی ارائه دهند.
سندی وجود ندارد که نشان دهد خود این زن با انگیزه سیاسی وارد ماجرا شده اما آنچه قابل مشاهده است، بیشتر «استفاده سیاسی و رسانهای از روایت» است.
اشاره کنعانی در یک پست در شبکه اجتماعی ایکس به اینکه «عکس پروفایل بسیاری از مامانها در گروه، تصاویر رهبران جمهوری اسلامی بوده»، نشان میدهد کودکان بهطور سازمانیافته بیشتر به خانوادههای حکومتی سپرده میشوند و یک واقعیت مهم را آشکار میکند: شبکههای مراقبت، خیریه و سرپرستی کودک در ایران بهشدت با فضاهای مذهبی و نزدیک به حکومت همپوشانی دارند.
در ساختاری که «صلاحیت اخلاقی» اغلب با نشانههای ایدئولوژیک سنجیده میشود، طبیعی است که افراد مذهبی یا وابسته به شبکههای ارزشی، حضور پررنگتری در چنین طرحهایی داشته باشند. موضوعی که ماجرا را از یک بحث صرفا مربوط به حقوق کودک، به مسالهای درباره قدرت فرهنگی، مشروعیت اخلاقی و انحصار روایت «مادری خوب» در جمهوری اسلامی تبدیل میکند.
همچنین رسانههای حکومتی با وجود سیاستهای سختگیرانه درباره حجاب، تصاویر بدون حجاب کنعانی را بهطور گسترده منتشر کردند. موضوعی که نشان میدهد وقتی یک روایت عاطفی و «خانوادهمحور» برای تولید تصویر انسانی از نظام مفید باشد، محدودیتهای ایدئولوژیک میتوانند کنار گذاشته شوند.
به همین دلیل، منتقدان این ماجرا را صرفا یک تجربه فردی نمیبینند، بلکه آن را نمونهای از استفاده تبلیغاتی از کودک، احساسات و تصویر زن در رسانه رسمی میدانند.
عکس از مرضیه موسوی، ایرنا
مرز باریک میان خیرخواهی و نمایش
شاید مهمترین نکته این پرونده این باشد: در عصر شبکههای اجتماعی، مرز میان تجربه شخصی، فعالیت اجتماعی، برند فردی و تولید محتوا بسیار باریک شده است.
امروز حتی کنشهای خیرخواهانه نیز اغلب در قالب تصویر، روایت، استوری و ویدیو بازنمایی میشوند. همین مساله باعث شده بسیاری از فعالیتهای انسانی، همزمان هم واقعی باشند و هم نمایشی.
در ماجرای «۴۰ روز مادری» نیز احتمالا هر دو وجه همزمان وجود دارد؛ هم میل واقعی به مراقبت و تجربه مادری، و هم تبدیل آن به یک روایت عمومی، احساسی و سیاسی.
اما وقتی پای کودک بیسرپرست در میان باشد، حساسیت اخلاقی باید چند برابر شود. کودک نمیتواند تصمیم بگیرد که آیا میخواهد داستان زندگیاش بخشی از فضای مجازی باشد یا نه. نمیتواند تشخیص دهد که میلیونها نفر درباره تصویر و رابطه عاطفی او بحث خواهند کرد. و نمیتواند از خودش در برابر موج احساسات، قضاوتها و بهرهبرداریهای رسانهای دفاع کند.
به همین دلیل، حتی کسانی که از اصل «طرح میزبان» دفاع میکنند نیز معتقدند باید درباره حدود نمایش عمومی کودکان تحت مراقبت، قوانین و استانداردهای بسیار سختگیرانهتری وجود داشته باشد.
در نهایت، این پرونده شاید بیش از آن که درباره یک زن یا یک نوزاد باشد، درباره پرسشی بزرگتر است: در جامعهای که همه چیز به محتوای سیاسی تبدیل میشود، آیا هنوز میتوان میان مراقبت واقعی و نمایش ایدئولوژی، مرزی روشن ترسیم کرد؟