«تمرینهایی برای یک انقلاب»؛ برشهایی گسسته از چند دهه رنج مردم ایران
فیلم مستند «تمرینهایی برای یک انقلاب» ساخته پگاه آهنگرانی در بخش نمایش ویژه جشنواره کن به نمایش درآمد.
آهنگرانی که کار خود را با بازیگری در سینمای ایران آغاز کرد، پس از مهاجرت بر مستندسازی متمرکز شد و پس از ساخت چند فیلم مستند کوتاه و تلویزیونی، با این فیلم به عنوان اولین فیلم بلندش در جشنواره کن شرکت کرده است.
فیلم بهطور کامل با استفاده از تصاویر آرشیوی و روایت خود فیلمساز ساخته شده و میکوشد در چند بخش، تصویری از وقایع پس از انقلاب تا امروز را در پیوند با بخشی از زندگی شخصی فیلمساز به نمایش بگذارد. از نوع فیلمی که پیشتر مشابه آن را در آثار فیلمسازان مختلفی چون فیروزه خسروانی و بنی خشنودی دیدهایم که با چندین فیلم از این نوع درباره انقلاب، وضعیت زنان و «زن، زندگی، آزادی» در جشنوارههای مختلف جهانی شرکت کردهاند و سعی داشتهاند تصویری از این وقایع را با ترکیبی از زندگی شخصی خود و اعضای خانوادهشان روایت کنند.
فیلم مستند «تمرینهایی برای یک انقلاب» ساخته پگاه آهنگرانی در بخش نمایش ویژه جشنواره کن به نمایش درآمد.
آهنگرانی که کار خود را با بازیگری در سینمای ایران آغاز کرد، پس از مهاجرت بر مستندسازی متمرکز شد و پس از ساخت چند فیلم مستند کوتاه و تلویزیونی، با این فیلم به عنوان اولین فیلم بلندش در جشنواره کن شرکت کرده است.
فیلم بهطور کامل با استفاده از تصاویر آرشیوی و روایت خود فیلمساز ساخته شده و میکوشد در چند بخش، تصویری از وقایع پس از انقلاب تا امروز را در پیوند با بخشی از زندگی شخصی فیلمساز به نمایش بگذارد. از نوع فیلمی که پیشتر مشابه آن را در آثار فیلمسازان مختلفی چون فیروزه خسروانی و بنی خشنودی دیدهایم که با چندین فیلم از این نوع درباره انقلاب، وضعیت زنان و «زن، زندگی، آزادی» در جشنوارههای مختلف جهانی شرکت کردهاند و سعی داشتهاند تصویری از این وقایع را با ترکیبی از زندگی شخصی خود و اعضای خانوادهشان روایت کنند.
قاعدتاً مخاطب این نوع فیلمها را باید تماشاگر خارجی فرض گرفت، تماشاگری که - احتمالاً - چیز زیادی درباره ایران نمیداند و از طریق این تصاویر و گفتار روی فیلم با شرایط اجتماعی/ سیاسی و وضعیت مردم ایران تا حدی آشنا میشود. اگر هدف این فیلم پگاه آهنگرانی را اینچنین فرض کنیم، فیلم او تا حدی میتواند تماشاگر خارجی را با بخشی از شرایط پیچیده ایران آشنا کند، به ویژه که حرفهای خود فیلمساز در جشنواره کن و تقدیم فیلمش به عنوان یک مادر به مادران داغدیده میتواند توجه عدهای را در جشنواره کن به کشتار در ایران جلب کند، اما اگر این وجه سیاسی-اجتماعی را کنار بگذاریم، فیلم تازه آهنگرانی چیزی نیست جز تکرار فیلمهای قبلی (از جمله «سعی میکنم فراموش نکنم» که فیلم جمع و جورتری بود)، این بار در ساختاری طولانی و کسلکننده که از منظر سینمایی نکتهای برای مخاطبش ندارد و تنها باید به عنوان یک «پیام» مقطعی برای جلب توجه به وضعیت ایران در جشنوارههای بینالمللی به آن نگاه کرد.
فیلم با شرح انقلاب ایران از دید پدر فیلمساز روایت میشود؛ یک بخش ده دقیقهای که توأم با ستایش بسیار از انقلاب و شخص خمینی از دید پدر انقلابی اوست. با آن که میدانیم طبیعتاً این پدر به زودی پشیمان خواهد شد، باز تحمل این صحنهها با این میزان ستایش - و این گفتار متن با تاکیدهای پرستشگونه از خمینی از دید «سرباز او»- برای تماشاگر ایرانی بسیار شوکدهنده و غیرقابل باور است، تا این که بالاخره به اعدام دوست نزدیک پدر در دهه شصت میرسیم، و این جایی است که او از جنگ بازمیگردد و به جای عکس خمینی در هفت سین سال نو، عکس دوست اعدام شدهاش را میگذارد، اما حتی تا پیش از اعدام او، قصد دارد به «آقا»یش نامه بنویسد که چرا دوستش را دستگیر کردهاند.
بخش دوم برشی است از کودکی فیلمساز و رابطهاش با معلم مدرسهای که عکسهای بیحجاب او باعث اخراجش میشود. اما تا به نقطهعطف ماجرا برسیم، با صحنههای بسیار طولانی و بیدلیلی روبرو هستیم که یک گفتار نه چندان حساب شده آن را همراهی میکند. در فیلمی این چنین - که همه چیز در تصاویر آرشیوی و یک گفتار متن خلاصه میشود - نقش این گفتار خودبخود دو چندان است، اینجا اما با متن بسیار سبکی روبرو هستیم که حتی فارسی جذاب و قابل توجهی ندارد و عجیب است که فیلمساز حداقل برای پالایش این متن از یک نویسنده خبره استفاده نمیکند، و در عین حال دیگر مشکل فیلم هم با همین گفتار متن رقم میخورد: صدای یکنواخت فیلمساز که این متن ساده را با ساختاری ساده و بدون جذابیت میخواند و خیلی زود تماشاگرش را خسته میکند.
در بخشهای بعدی طبیعتاً به وقایع دیگری از تاریخ پس از انقلاب میرسیم از جمله کوی دانشگاه. در ابتدای این بخش باز با شور و شوق و تحسین از دوران خاتمی روبرو هستیم تا بالاخره به خودکشی عموی فیلمساز پس از آزادی از زندان میرسیم.
بخش بعدی به وقایع سال ۸۸ میرسد که فیلمساز خود در آن حضور داشته و تصاویری را ضبط کرده است. ابتدا این تصاویر را به شکلی بسیار طولانی میبینیم، بیآن که نکته ویژهای در آنها باشد، و بعد که این تصاویر کم میآید، فیلمساز طبیعتاً به همان تصاویر اینترنتی معروف - از جمله تصویر کشته شدن ندا آقا سلطان- میرسد.
عجیب این که زمانی که تماشاگر انتظار پرداختن به «زن، زندگی، آزادی» به عنوان یکی از نقاط عطف مقاومت و «تمرین انقلاب» مردم را دارد، فیلم کاملاً به آن بیتوجهی میکند و مستقیم به وقایع دی ماه سال گذشته و کشتار مردم و جنگ میرسد، آن هم با چند تصویر بر روی صفحه تدوین فیلم و یک گفتار متن تصنعی که از عاجز شدن فیلمساز میگوید، در حالی که در تمام گفتار فیلم (حتی در این بخش انتهایی) یک بار هم نام خامنهای - به عنوان رهبر [حکومت] ایران و عامل اصلی این کشتار و البته کشتارهای قبلی در کوی دانشگاه و وقایع ۸۸ و «زن، زندگی، آزادی» - برده نمیشود.
اقتصادنیوز گزارش داد اینترنت پرو برای بسیاری از کاربران کارآمد نبوده است. بر اساس این گزارش، کاربران با پرداخت حدود دو میلیون تومان تنها ۵۰ گیگابایت اینترنت دریافت میکنند.
سحر تحویلی، پژوهشگر حوزه فناوری اطلاعات و هوش مصنوعی، در مصاحبه با ایراناینترنشنال این موضوع را ارزیابی میکند.
همزمان با انتشار برخی گزارشها درباره احتمال ازسرگیری کارزار نظامی آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی، دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، هشدار داد اگر حکومت ایران توافق نکند، «روزگار بسیار بدی» خواهد داشت.
علی شیرازی، عضو تحریریه ایراناینترنشنال، گفت مقاله اخیر روزنامه کیهان نشان میدهد که جمهوری اسلامی وقوع جنگ را حتمی میداند.
روحالله رحیمپور، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی، در مصاحبه با ایراناینترنشنال گفت دونالد ترامپ بهطور همزمان دو مسیر را در قبال پرونده جمهوری اسلامی دنبال میکند.
به گفته او، نخستین محور «دیپلماسی اجبار» است؛ راهبردی که ترامپ از طریق آن میکوشد تهران را به بازگشت به میز مذاکره، پذیرش شروط واشینگتن و تسلیم وادار کند.
رحیمپور افزود محور دوم، آمادهسازی فضای روانی و رسانهای برای اقدام نظامی احتمالی علیه جمهوری اسلامی است؛ اقدامی که با هدف «بسترسازی و توجیهپذیر کردن» چنین سناریویی دنبال میشود.