• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

«داستان‌های موازی» اصغر فرهادی؛ در ستایش ادبیات

محمد عبدی
محمد عبدی

نویسنده و منتقد فیلم

۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۲۰:۳۵ (‎+۱ گرینویچ)

تازه‌ترین فیلم اصغر فرهادی با عنوان «داستان‌های موازی» که در فرانسه ساخته شده، در بخش مسابقه جشواره کن به نمایش درآمد.

فرهادی در این دومین فیلمش در فرانسه (پس از «گذشته») و سومین فیلمش در خارج از ایران (پس از تجربه «همه می‌دانند» در اسپانیا)، یک فیلم کاملا اروپایی با حال و هوای فیلمسازان برجسته این قاره، از کریشتوف کیشلوفسکی گرفته تا حتی میشائل هانکه خلق کرده است.

فیلم که در بخش‌هایی به «ده فرمان» کیشلوفسکی رجوع می‌کند، از زاویه چشم‌چرانی و عاشق شدن بر زنی که در ساختمان روبرویی زندگی می‌کند به «فیلمی کوتاه درباره عشق» پیوند می‌خورد و در صحنه قتل به «فیلمی کوتاه درباره کشتن».

اما رجوع فرهادی به کیشلوفسکی در همین حد باقی می‌ماند (به‌اضافه موسیقی نوستالژیک فیلم که ساخته آهنگساز کیشلوفسکی است و حال و هوای فیلم‌های او را به خاطر می‌آورد، به ویژه «آبی») و روایت و داستان پیچیده فیلم به دیگر آثار خود فرهادی پهلو می‌زند، هرچند در نگاه اول فیلم متفاوتی از آنها به نظر می‌رسد.

اینجا باز با فرضیه پیاز روبه‌رو هستیم: هر لایه ای که از داستان روایت می‌شود، گویی به برداشتن لایه‌ای از پیاز شبیه است که به لایه دیگری می‌رسد. اینجا هم با لایه‌های مختلفی روبه‌رو هستیم که گام به گام با تماشاگر قسمت می‌شود، اما این لایه‌برداری شکل ساده‌ای ندارد و گاه روایت‌ها و داستان‌ها در هم آمیخته می‌شوند؛ داستان‌هایی موازی که گویی پیوند ادبیات و واقعیت را شکل می‌دهند و بر هم تاثیر می‌گذارند.

100%

فیلم با داستان نویسی یک نویسنده (ایزابل هوپر) آغاز می‌شود که درباره افراد استودیو روبه‌رویی خانه‌اش خیال‌پردازی می‌کند و داستانی از عشق و خیانت را می‌نویسد.

اما این لایه اولی که به شکل موازی پیش می‌رود (داستان این زن و داستان رمان او)، با یک پیچ داستانی که پس از یک ساعت اول فیلم رخ می‌دهد، به هم می‌خورد و با تغییر محوریت زن نویسنده (ضمن بازگشت به او) شاهد قصه تعلیقی پیچیده دیگری می‌شویم که در آن راوی عوض می‌شود و در دل همه اینها زندگی آدم‌هایی را می‌بینیم که بی‌آنکه بخواهند زندگی یکدیگر را به شدت تحت تاثیر قرار می‌دهند.

فیلم در واقع روایتگر وقایعی است که در آن مثل یک دومینو، همه چیز به هم می‌ریزد و واقعیت جاری، و پذیرفته شده از سوی همه، و موقعیت به قول شخصیت فیلم «معمولی» زندگی آنها را به یک چالش عمیق مبتلا می‌کند که در آن، زندگی همه شخصیت‌های فیلم دگرگون می‌شود.

فیلم روایتگر این تغییر است، اینکه اتفاقات ساده و معمولی روزمره چطور می‌توانند تمام زندگی آدم‌های مختلف را تغییر دهند، بی‌آنکه هر یک از آنها در ابتدا متوجه دامنه این تغییر شده باشند.

در این میان، ادبیات مهم‌ترین محور فیلم است. جدای از اینکه فیلم با یک نویسنده آغاز می‌شود و پیش می‌رود و ما اساسا در حال تماشای وقایع رمان او هم هستیم، فیلم به‌نوعی در ستایش تخیل هم هست، جایی که نویسنده با تخیل‌اش می‌تواند بر جهان اطرافش تاثیر بگذارد، گویی که آدم‌های واقعی کناری او چیزی نیستند جز شخصیت‌های داستانی که او در ذهن‌اش می‌سازد و پیش می‌برد.

در بخش‌هایی مرز ادبیات و واقعیت از بین می‌رود و این دو دنیا به هم می‌رسند. تماشاگر که از بیرون شاهد تقابل و بعد تعامل این دو دنیاست، با جهان سومی روبه‌رو می‌شود که جهان سینماست.

اینجاست که سینما پا می‌گذارد در دل واقعیت، و در دل ادبیات، و در فیلمی که اساسا ادای دینی به سینمای روشنفکرانه اروپاست، تماشاگر خود به یک چشم‌چران، مایه اصلی فیلم، بدل می‌شود که در آن دوربین فیلمساز به‌عنوان تلسکوپ یکی از شخصیت‌های فیلم که برای دیدن خانه روبه‌رویی از آن استفاده می‌شود، خود شاهد خصوصی‌ترین لحظات شخصیت‌هاست که حالا اینجا فرهادی برای اولین بار ابایی از نمایش آن ندارد (اولین صحنه‌های بوسه و هم‌آغوشی در سینمای فرهادی).

اما سه جهان واقعیت/ادبیات/سینما سرانجام در انتها در یک نقطه به هم می‌رسند، جایی که داستان همه گره‌هایش را باز می‌کند.

هر چند باز ماندن سرنوشت دو برادر در انتها و اینکه ما مطمئن نیستیم آن اتفاق در اتوموبیل رخ خواهد داد یا نه، از نقاط قوت پایان آن است، اما نمایش تلویحی یافتن عشق در صحنه آخر می‌تواند فرهادی را به سانتی‌مانتالیسم متهم کند.

با این حال، صحنه آخر را می‌توان به شکل دیگری هم دید: به‌وجود آمدن یک نویسنده و ادامه یافتن و غلبه کردن ادبیات و نوشتن بر دنیای تلخ روزمره آدم‌های فیلم که ستایش و علاقه بی‌نهایت فرهادی را به داستان‌گویی بازتاب می‌دهد.

پربازدیدترین‌ها

ترامپ وارد پکن شد؛ انتظارهای بزرگ با دستور کار مبهم
۱

ترامپ وارد پکن شد؛ انتظارهای بزرگ با دستور کار مبهم

۲

جوییش کرونیکل از پیشنهاد ۴۰ هزار پوندی برای قتل روزنامه‌نگار ایرانی خبر داد

۳
اختصاصی

انتشارات دانشگاه کمبریج اتهامات جعل علمی یک استاد طرفدار خامنه‌ای را بررسی می‌کند

۴
گزارش ویژه

شب‌هایی که بیمارستان الغدیر صحنه جنایت شد

۵

جمهوری اسلامی احسان افرشته، زندانی سیاسی، را به اتهام «جاسوسی» اعدام کرد

انتخاب سردبیر

  • شب‌هایی که بیمارستان الغدیر صحنه جنایت شد
    گزارش ویژه

    شب‌هایی که بیمارستان الغدیر صحنه جنایت شد

  • ترامپ وارد پکن شد؛ انتظارهای بزرگ با دستور کار مبهم

    ترامپ وارد پکن شد؛ انتظارهای بزرگ با دستور کار مبهم

  • نسخه جمهوری اسلامی برای اقتصاد دیجیتال: اینترنت را ببند، غرفه اجاره بده

    نسخه جمهوری اسلامی برای اقتصاد دیجیتال: اینترنت را ببند، غرفه اجاره بده

  • جمهوری اسلامی احسان افرشته، زندانی سیاسی، را به اتهام «جاسوسی» اعدام کرد

    جمهوری اسلامی احسان افرشته، زندانی سیاسی، را به اتهام «جاسوسی» اعدام کرد

  • آیا ترامپ می‌تواند به یک توافق هسته‌ای جدید با جمهوری اسلامی دست یابد؟
    تحلیل

    آیا ترامپ می‌تواند به یک توافق هسته‌ای جدید با جمهوری اسلامی دست یابد؟

  • ترامپ و سفر چین؛ دیپلماسی در سایه بحران

    ترامپ و سفر چین؛ دیپلماسی در سایه بحران

  • اصغر فرهادی: دیگر با محدودیت‌های حجاب در ایران فیلم نمی‌سازم

    اصغر فرهادی: دیگر با محدودیت‌های حجاب در ایران فیلم نمی‌سازم

  • جعفر پناهی با وجود حکم یک سال حبس به ایران بازگشت

    جعفر پناهی با وجود حکم یک سال حبس به ایران بازگشت

•
•
•

مطالب بیشتر

عطا محامد: ترامپ و شی به‌دنبال جلوگیری از تشدید اختلافات هستند

۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۱:۰۴ (‎+۱ گرینویچ)

عطا محامد، کارشناس روابط بین‌الملل، در مصاحبه با ایران‌اینترنشنال گفت مسائل اقتصادی محور اصلی دیدار دونالد ترامپ و شی جین‌پینگ بوده است.

او افزود آمریکا و چین در مجموع ۴۳ درصد اقتصاد جهان را در اختیار دارند و تصمیمات این دو کشور می‌تواند تاثیر عمیقی بر اقتصاد جهانی بگذارد.

به گفته این کارشناس، واشینگتن و پکن تلاش می‌کنند از تشدید اختلافات و بروز تنش‌های گسترده‌تر در حوزه‌هایی مانند مناقشه تایوان، جنگ تعرفه‌ای و هوش مصنوعی جلوگیری کنند.

جنگ خاورمیانه چگونه اقتصاد چین را تحت فشار قرار می‌دهد؟

۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۰:۰۵ (‎+۱ گرینویچ)

لورا بیکر، خبرنگار بی‌بی‌سی جهانی، در مطلبی تحلیلی نوشت با آغاز جنگ ایران، چین هدف رشد اقتصادی سالانه خود را به پایین‌ترین سطح از سال ۱۹۹۱ کاهش داد.

او افزود به نظر می‌رسد چین امیدوار بوده از طریق افزایش صادرات، بخشی از مشکلات اقتصادی خود را جبران کند؛ با این حال، ادامه جنگ تجاری با آمریکا و تشدید تنش‌ها در خاورمیانه، به نگرانی‌های تازه‌ای در خصوص اقتصاد این کشور دامن زده است.

به نوشته بیکر، خاورمیانه برای چین اهمیت راهبردی دارد؛ چرا که بخش مهمی از مسیرهای کشتیرانی و تامین انرژی این کشور به این منطقه وابسته است.

کارشناسان هشدار می‌دهند در صورت تداوم جنگ و بسته ماندن تنگه هرمز، اقتصاد چین با آسیب‌های جدی‌تری مواجه خواهد شد.

بر اساس تحلیل بیکر، هرچند پکن تلاش می‌کند از ورود مستقیم به درگیری‌ها دور بماند، اما تحولات اخیر خاورمیانه نگرانی عمیقی در میان مقام‌های چینی ایجاد کرده است.

منشه امیر:‌ نتانیاهو، خبر سفر خود به امارات متحده عربی را برای امتیاز انتخاباتی علنی کرد

۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۰۷:۳۲ (‎+۱ گرینویچ)

وزارت خارجه امارات متحده عربی، گزارش‌ها درباره سفر بنیامین نتانیاهو، نخست‌ وزیر اسرائیل به این کشور را تکذیب کرد.

چهارشنبه دفتر نخست‌وزیری اسرائیل اعلام کرده بود نتانیاهو در جریان عملیات «غرش شیران» به‌صورت محرمانه به امارات سفر کرده و با محمد بن زاید آل نهیان، رییس امارات، دیدار داشته است.

منشا امیر، کارشناس امور خاورمیانه، گفت علت علنی شدن این سفر نزدیک بودن انتخابات عمومی در اسرائیل است.

او افزود احتمال دارد ظرف امروز و فردا موعد انتخابات تازه اسرائیل اعلام شود. به گفته او، دولت بنیامین نتانیاهو چهار سال است در قدرت است و این دوره رو به پایان است.

امیر همچنین گفت اختلافات عمیقی میان اعضای ائتلاف حاکم وجود دارد، از جمله درباره سربازی افراد مذهبی ارتدکس، و از این نظر احتمال برگزاری انتخابات بیشتر شده است.

او افزود بنیامین نتانیاهو احتمالا این موضوع را برای کسب امتیاز تبلیغاتی فاش کرده است.

گفت‌وگو با منشه امیر، کارشناس امور خاورمیانه

اینترنت، نابرابری و کنترل روانی در وضعیت بحران

۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۴:۲۱ (‎+۱ گرینویچ)
•
صبا آلاله

اوایل ورود اینترنت، بسیاری آن را فقط یک فناوری تازه یا ابزار سرگرمی می‌دانستند؛ اما به‌تدریج اینترنت از یک امکان جانبی خارج شد و به بخشی از جریان اصلی زندگی تبدیل شد؛ تا جایی که امروز بخش بزرگی از کار، ارتباطات، آموزش و حتی تجربه ما از جهان بدون آن قابل تصور نیست.

امروزه برای میلیون‌ها نفر، اینترنت بخشی از زیرساخت زندگی روزمره و شرط حضور در جهان اجتماعی است. معیشت بخش بزرگی از جامعه نیز به اینترنت وابسته شده است؛ از فروشگاه‌های آنلاین و کسب‌وکارهای کوچک گرفته تا رانندگان تاکسی‌های اینترنتی، افراد شاغل به‌صورت دورکاری و پروژه‌ای، تولیدکنندگان محتوا و مشاغلی که شبکه‌های اجتماعی بستر اصلی فعالیت آن‌هاست.

به همین دلیل، قطع یا محدودسازی اینترنت فقط به معنای کند شدن ارتباطات نیست، بلکه می‌تواند مستقیما جریان زندگی، درآمد و احساس امنیت افراد را مختل کند.

شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌ها در سال‌های اخیر به بخشی از تجربه جمعی جامعه تبدیل شده‌اند؛ فضایی برای حرف زدن، دیده شدن، روایت کردن و شریک شدن در تجربه‌های مشترک. افراد بخش مهمی از احساس باهم‌بودن را در فضای دیجیتال تجربه می‌کنند.

در بحران‌ها، همین فضا می‌تواند به بستری برای همدلی، انتقال تجربه، شکل‌گیری حافظه جمعی و حتی سازماندهی اجتماعی تبدیل شود.

این فضا بخشی از تجربه روانی و اجتماعی انسان امروز شده است؛ جایی که افراد در آن خود را بیان می‌کنند، دیده می‌شوند و احساس می‌کنند به جهان پیرامون متصل‌اند. در چنین شرایطی، محرومیت از اینترنت فقط محرومیت از یک ابزار نیست، بلکه می‌تواند تجربه‌ای از حذف شدن، نادیده گرفته شدن و قطع ارتباط با جهان بیرون باشد؛ وضعیتی که افراد در آن نوعی محرومیت روانی و اجتماعی را تجربه می‌کنند.

  • نسخه جمهوری اسلامی برای اقتصاد دیجیتال: اینترنت را ببند، غرفه اجاره بده

    نسخه جمهوری اسلامی برای اقتصاد دیجیتال: اینترنت را ببند، غرفه اجاره بده

اینترنت و کنترل ادارک

با توجه به اینکه اینترنت در جامعه ما همواره با نوسان، کندی و قطعی‌های دوره‌ای همراه بوده، در زمان‌های بحران این اختلال‌ها شدت بیشتری پیدا می‌کند.

این وضعیت نشان می‌دهد که دسترسی به اطلاعات و امکان اشتراک‌گذاری روایت‌ها در شرایط بحرانی به مسئله‌ای حساس تبدیل می‌شود؛ جایی که کنترل یا محدودسازی اینترنت می‌تواند بر آگاهی جمعی و شکل‌گیری روایت‌های عمومی اثر بگذارد. هرچه اینترنت بیشتر در زندگی روزمره ریشه دوانده، حساسیت نسبت به کنترل آن نیز بیشتر شده است.

در لحظه‌های بحران، قطع یا محدودسازی اینترنت فقط به کمبود اطلاعات منجر نمی‌شود، بلکه پیوستگی تجربه مشترک از واقعیت را دچار اختلال می‌کند. افراد به تصویر هم‌زمان و مشترکی از آنچه در حال رخ دادن است دسترسی ندارند؛ خبرها با تاخیر می‌رسند، روایت‌ها ناقص‌اند و منابع مختلف اطلاعاتی هم‌پوشانی ندارند. نتیجه این وضعیت، شکل‌گیری نوعی تعلیق ذهنی و ناامنی جمعی است؛ وضعیتی که در آن تشخیص واقعیت دشوارتر شده و احساس اطمینان نسبت به جهان پیرامون کاهش می‌یابد.

در چنین شرایطی، اختلال در اینترنت می‌تواند درک مشترک جامعه از واقعیت را دچار گسست و آشفتگی کند.

به همین دلیل، محدودسازی اینترنت در بحران‌ها بخشی از شیوه‌های مدیریت و کنترل افکار جمعی است؛ جایی که مساله فقط قطع ارتباط نیست، بلکه مدیریت سرعت انتشار اطلاعات، دیده‌شدن روایت‌ها و شکل‌گیری تصویر عمومی از رویدادهاست.

در این وضعیت، اینترنت از یک زیرساخت ارتباطی فراتر رفته و به بخشی از سازوکار تنظیم و مدیریت فضای اجتماعی تبدیل می‌شود.

  • شکل تازه‌ای از مهاجرت؛ ایرانیانی که برای دسترسی به اینترنت به ارمنستان و ترکیه می‌روند

    شکل تازه‌ای از مهاجرت؛ ایرانیانی که برای دسترسی به اینترنت به ارمنستان و ترکیه می‌روند

در امتداد همین منطق، مساله اینترنت فقط به لحظه‌های بحران محدود نیست و در سطح دسترسی نیز نوعی نابرابری ساختاری وجود دارد. اگرچه این نابرابری پیش‌تر هم وجود داشت، اما در ماه‌های اخیر با شکل‌گیری انواعی از اینترنت طبقاتی و دسترسی‌های متفاوت، نمود روشن‌تری پیدا کرده است.

پدیده‌هایی مانند اینترنت ویژه، دسترسی‌های سازمانی یا عبور برخی گروه‌ها از محدودیت‌های عمومی نشان می‌دهند که همان ساختار محدودکننده، امکان عبور را نیز به‌صورت نابرابر توزیع می‌کند. به این ترتیب، اینترنت به‌تدریج از یک حق عمومی و شهروندی به نوعی امتیاز اجتماعی و سیاسی تبدیل می‌شود.

این وضعیت مستقیما بر تجربه روانی و اجتماعی افراد اثر می‌گذارد. وقتی بخشی از جامعه به امکانات ارتباطی و اطلاعاتی گسترده‌تر دسترسی دارد و بخش دیگر در محدودیت قرار می‌گیرد، احساس بی‌عدالتی، طردشدگی و شکاف اجتماعی تشدید می‌شود. فرد نه‌تنها از دسترسی به اطلاعات محروم می‌شود، بلکه ممکن است احساس کند از جریان کامل زندگی اجتماعی و امکان حضور برابر کنار گذاشته شده است.

در چنین فضایی، اعتماد اجتماعی نیز فرسوده می‌شود؛ زیرا شهروندان درمی‌یابند که حتی دسترسی به واقعیت و امکان ارتباط نیز به شکلی نابرابر توزیع شده است. در نتیجه، اینترنت به بخشی از سازوکار توزیع قدرت، مدیریت ادراک و بازتولید شکاف اجتماعی تبدیل می‌شود.

  • شرط دسترسی به اینترنت: انتشار تصاویر خامنه‌ای، تعهد کتبی و معرفی ضامن

    شرط دسترسی به اینترنت: انتشار تصاویر خامنه‌ای، تعهد کتبی و معرفی ضامن

پیامدهای روانی و اجتماعی گسست دیجیتال در بحران

وقتی جریان اینترنت در دوره‌های بحران دچار قطع یا محدودیت می‌شود، اثر آن فقط در سطح نبود اطلاعات یا تغییر در ادراک جمعی باقی نمی‌ماند. این وضعیت به‌طور مستقیم وارد زندگی روزمره افراد می‌شود و خود را در روابط خانوادگی، کاری، آموزش و حتی شکل تعاملات ساده اجتماعی نشان می‌دهد.

در سطح خانواده، اینترنت به یکی از بسترهای اصلی ارتباط میان اعضا تبدیل شده است؛ به‌ویژه در شرایطی که فاصله‌های جغرافیایی یا شغلی وجود دارد. در لحظه‌های قطع یا اختلال، این ارتباط ناگهان دچار وقفه می‌شود. تماس‌های روزمره، پیام‌های فوری و اطلاع از وضعیت یکدیگر با تاخیر یا عدم امکان مواجه می‌شود و همین موضوع می‌تواند احساس نگرانی، بی‌خبری و تنش‌های عاطفی را افزایش دهد. حتی در روابط نزدیک، نوعی اضطراب ناشی از دسترسی نداشتن به دیگری شکل می‌گیرد.

در حوزه کاری، وابستگی به اینترنت در بسیاری از مشاغل به حدی است که اختلال در آن به معنای توقف واقعی کار است. کسب‌وکارهای آنلاین، مشاغل خدماتی و حتی بخش‌هایی از اقتصاد سنتی که به ارتباط دیجیتال وابسته شده‌اند، در این شرایط با وقفه ناگهانی مواجه می‌شوند. این وقفه مستقیماً به کاهش درآمد، ناامنی شغلی و فشار روانی ناشی از بی‌ثباتی اقتصادی منجر می‌شود.

در حوزه آموزش نیز این گسست به‌وضوح قابل مشاهده است. دانش‌آموزان و دانشجویان که بخش مهمی از فرآیند یادگیری آن ها به منابع آنلاین، کلاس‌های مجازی و ارتباط با استادان وابسته شده است، در زمان اختلال اینترنت با نوعی توقف اجباری مواجه می‌شوند. این توقف می‌تواند احساس عقب‌ماندگی، اضطراب تحصیلی و از بین رفتن پیوستگی یادگیری را به همراه داشته باشد.

در سطح اجتماعی گسترده‌تر، اختلال در اینترنت الگوی تعاملات روزمره را نیز تغییر می‌دهد. بسیاری از هماهنگی‌های ساده، از قرارهای کاری گرفته تا ارتباطات دوستانه و فعالیت‌های جمعی، به بسترهای دیجیتال وابسته شده‌اند. در نتیجه، قطع این بسترها باعث نوعی ناپیوستگی در زندگی اجتماعی می‌شود؛ جایی که ارتباطات نه کاملاً قطع می‌شوند، اما به‌شدت دشوار، کند و غیرقابل پیش‌بینی می‌گردند.

  • «از هستی ساقط شده‌ایم»؛ شهروندان از پیامدهای بیش از ۷۰ روز خاموشی اینترنت می‌گویند

    «از هستی ساقط شده‌ایم»؛ شهروندان از پیامدهای بیش از ۷۰ روز خاموشی اینترنت می‌گویند

در سطح روانی، این وضعیت می‌تواند احساس کند شدن زندگی و از دست رفتن کنترل بر امور روزمره را تقویت کند. افراد در موقعیتی قرار می‌گیرند که بخشی از ابزارهای اصلی تنظیم زندگی روزمره از دسترس خارج شده است، بدون آنکه جایگزین فوری و پایدار برای آن وجود داشته باشد. این وضعیت به‌مرور می‌تواند احساس خستگی روانی، تنش و کاهش توان برنامه‌ریزی برای آینده را تشدید کند.

در شرایط بحران، انسان بیش از هر زمان دیگری به ارتباط، اطلاع از وضعیت دیگران و حفظ پیوندهای اجتماعی نیاز دارد. افراد می‌خواهند از حال خانواده، دوستان و اطرافیان خود باخبر شوند، اخبار را دنبال کنند و احساس کنند در مواجهه با بحران تنها نیستند. اما قطع یا محدودسازی اینترنت دقیقا همین شبکه ارتباطی را مختل می‌کند و بخشی از زندگی روزمره را از کار می‌اندازد؛ از ارتباط با خانواده و پیگیری اخبار گرفته تا کار، آموزش و حفظ احساس پیوند با دیگران. در نتیجه، اختلال در اینترنت مستقیماً بر تجربه روانی و اجتماعی افراد اثر می‌گذارد و می‌تواند احساس ابهام، اضطراب و بی‌ثباتی را تشدید کند.

صورت‌بندی نهایی

در چنین شرایطی، اینترنت برای جمهوری اسلامی به‌تدریج به یکی از مهم‌ترین میدان‌های تقابل میان جامعه و قدرت تبدیل شده است.

دلیل اصلی این مساله به تجربه‌ای بازمی‌گردد که ساختار قدرت طی سال‌های اخیر از نقش اینترنت در شکل‌گیری آگاهی جمعی، انتشار روایت‌های مستقل و سازماندهی اجتماعی به دست آورده است.

  • افزایش بازداشت‌ها و تشدید فشار امنیتی جمهوری اسلامی بر جامعه بهائی در سایه قطع اینترنت

    افزایش بازداشت‌ها و تشدید فشار امنیتی جمهوری اسلامی بر جامعه بهائی در سایه قطع اینترنت

در گذشته، ساختارهای قدرت می‌توانستند تا حد زیادی جریان اطلاعات را کنترل کنند؛ روایت رسمی از طریق رسانه‌های حکومتی منتشر می‌شد و امکان دسترسی گسترده به روایت‌های جایگزین محدود بود. اما اینترنت این معادله را تغییر داد.

شبکه‌های اجتماعی و فضای دیجیتال باعث شدند مردم بتوانند تجربه‌های شخصی، تصاویر و روایت‌هایی را منتشر کنند که پیش‌تر امکان دیده‌شدن نداشتند. اینترنت به فضایی تبدیل شد که در آن شکاف میان روایت رسمی و واقعیت زیسته مردم آشکارتر شد. اعتراضات، خشونت‌ها، سرکوب‌ها و نارضایتی‌های اجتماعی دیگر صرفا در سطح فردی باقی نمی‌ماندند، بلکه به‌سرعت در سطح جمعی و حتی جهانی بازتاب پیدا می‌کردند.

به همین دلیل، اینترنت به بستری برای شکل‌گیری نوعی آگاهی جمعی تبدیل شد؛ آگاهی‌ای که می‌توانست احساس مشترک، خشم مشترک و امکان کنش جمعی را تقویت کند.

برای ساختاری که سال‌ها بر کنترل روایت و روان جمعی تکیه داشته، این تغییر به‌تدریج به یک مساله حساس و تهدیدکننده تبدیل شد. اینترنت نه‌تنها جریان اطلاعات را گسترش داد، بلکه انحصار قدرت بر تفسیر واقعیت را نیز به چالش کشید.

به بیان دیگر، مساله فقط دیده‌شدن اخبار نبود؛ بلکه این بود که مردم دیگر صرفا دریافت‌کننده روایت رسمی نبودند، بلکه خود به تولیدکننده روایت تبدیل شدند. از همین رو، اینترنت وارد حوزه امنیت و کنترل اجتماعی شد و کنترل آن به بخشی از مداخله در ادراک، احساس و واکنش اجتماعی تبدیل شد.

در این چارچوب، کنترل اینترنت را می‌توان بخشی از منطق سیاسی حفظ و بازتولید اقتدار دانست؛ به‌ویژه در شرایطی که ساختار قدرت با کاهش شدید اعتماد عمومی و افزایش نارضایتی اجتماعی مواجه می‌شود.

اما نکته اساسی اینجاست که هرچه سطح کنترل و محدودسازی اینترنت افزایش می‌یابد، این پیام نیز در سطح جامعه تقویت می‌شود که مسئله فقط امنیت یا مدیریت فنی نیست، بلکه ترس از آگاهی، ارتباط و دیده‌شدن نیز در میان است.

به همین دلیل، اینترنت در جامعه به نمادی از رابطه پیچیده میان قدرت، آگاهی جمعی، کنترل اجتماعی و بحران اعتماد تبدیل شده است.

علی‌حسین قاضی‌زاده: آمریکا برای آغاز مجدد درگیری‌ها ملاحظاتی دارد

۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۰:۵۲ (‎+۱ گرینویچ)

دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، اعلام کرد گفت‌وگوها با جمهوری اسلامی در جریان است، اما واشینگتن با توجه به کاهش درآمدهای تهران، برای رسیدن به توافق عجله‌ای ندارد.

علی‌حسین قاضی‌زاده، عضو تحریریه ایران‌اینترنشنال، با اشاره به روند گفت‌وگوها گفت خواسته‌های جمهوری اسلامی نسبت به دوره پیش از جنگ افزایش یافته و مقام‌های حکومت به این نتیجه رسیده‌اند که سقوط نظام در شرایط کنونی، عملی نیست.

او افزود آمریکا برای ازسرگیری درگیری‌ها ملاحظات و محدودیت‌هایی در نظر دارد.