• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

زندگی در وضعیت اضطرار؛ اقتصاد، خانواده و فرسایش روان جمعی

صبا آلاله
صبا آلاله

روان‌تحلیل‌گر اجتماعی

۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۶:۲۹ (‎+۱ گرینویچ)

شاید در سال‌های اخیر، به‌تدریج تغییراتی را در سبک زندگی خود یا اطرافیانتان تجربه کرده باشید؛ دگرگونی‌هایی که در ابتدا کوچک و کم‌اهمیت به نظر می‌رسیدند، اما به‌مرور به بخشی پایدار از زندگی روزمره تبدیل شدند.

ما سال‌هاست با افزایش مداوم قیمت‌ها در تقریبا همه جنبه‌های زندگی روبه‌رو بوده‌ایم؛ افزایشی که نه به‌صورت مقطعی، بلکه به‌شکل روزانه، هفتگی و گاه حتی لحظه‌ای خود را نشان داده است. در این میان، آنچه آرام‌آرام تغییر کرده، فقط قیمت‌ها نبوده، بلکه شکل و کیفیت زندگی نیز دستخوش دگرگونی شده است.

سفره بسیاری از خانواده‌ها به‌تدریج کوچک‌تر شده و هر بار بخشی از خریدها یا نیازهای معمول از آن حذف یا کمتر شده است؛ از حذف گوشت و برخی مواد غذایی اصلی گرفته تا عقب‌انداختن درمان، صرف‌نظر کردن از ضرورت‌ها و حتی لغو سفرهای خانوادگی که زمانی بخشی عادی از زندگی محسوب می‌شدند.

شاید سال‌ها پیش کمتر کسی تصور می‌کرد که پس از گذشت یک دهه، حتی عادی‌ترین هزینه‌ها و ابتدایی‌ترین اقلام خوراکی نیز تا این اندازه دچار تغییر شوند؛ از نان و تخم‌مرغ گرفته تا شیر، پنیر و سایر نیازهای روزمره. اما این تغییرات نه به‌صورت ناگهانی، بلکه تکه‌تکه رخ داده‌اند؛ حذف‌هایی کوچک اما مداوم که به‌مرور سبک زندگی افراد را تغییر داده‌اند.

کاهش سفرها، محدود شدن تفریحات، حذف برخی خریدها، کمتر شدن رفت‌وآمدهای خانوادگی و دوستانه، و حتی تغییر در نوع مهمانی‌ها و شکل ارتباطات اجتماعی از جمله این موارد هستند. در بسیاری از موارد، افراد برای جبران فشارهای اقتصادی به چندشغله شدن روی آورده‌اند؛ وضعیتی که زمان استراحت، کیفیت روابط خانوادگی و سلامت روان را بیش از پیش تحت تأثیر قرار داده است.

به‌تدریج، بسیاری از انتخاب‌های ساده روزانه نیز تحت تاثیر گرانی و بی‌ثباتی اقتصادی قرار گرفته‌اند؛ از نوع تفریح و تغذیه گرفته تا شیوه کار و سبک زندگی.

در چنین شرایطی، آنچه بیش از همه قابل توجه است، نه فقط تغییر در هزینه‌ها، بلکه تغییر در محدوده زندگی روزمره است؛ گویی دایره زندگی افراد کوچک‌تر شده و بسیاری از تجربه‌های معمول اجتماعی و فردی به‌تدریج کم‌رنگ یا حذف شده‌اند.

در کنار اینها، ناامنی اقتصادی نوعی فشار پایدار و فرساینده ایجاد کرده که به‌آرامی در بافت زندگی رسوخ کرده است. شاید بتوان گفت بسیاری از افراد، به‌شکلی مستقیم یا غیرمستقیم، تجربه زیستن در چنین شرایطی را داشته‌اند؛ تجربه‌ای که در آن، زندگی نه در قالب بحران‌های ناگهانی، بلکه در قالب فرسایش تدریجی و تغییرات مداوم بازتعریف شده است.

بازتولید ناامنی و اختلال در ساختار روان جمعی

در چند دهه اخیر، جامعه با تورم مزمن و بی‌ثباتی اقتصادی مداوم روبه‌رو بوده است. داده‌های رسمی نشان می‌دهند که در دهه اخیر نرخ تورم بارها بین ۳۰ تا ۵۰ درصد نوسان داشته و قدرت خرید خانواده‌ها به‌شدت کاهش یافته است.

هم‌زمان، نرخ بیکاری رسمی در محدوده ۷ تا ۱۰ درصد گزارش می‌شود؛ روندی که در کنار گسترش فقر و شکل‌گیری فقیران جدید نشان می‌دهد نه‌تنها گروه‌های فرودست، بلکه طبقه متوسط نیز به‌طور فزاینده‌ای در معرض ناامنی معیشتی قرار گرفته است.

اگرچه در ماه‌های اخیر به‌دلیل شرایط جنگی و تحولات سیاسی، دسترسی به آمارهای دقیق با محدودیت‌هایی همراه بوده، اما شواهد میدانی نشان می‌دهد که فشارهای اقتصادی نه‌تنها کاهش نیافته، بلکه به‌طور قابل‌توجهی تشدید شده است.

هزینه‌های بالای زندگی، بیکاری، کمبود گسترده دارو و خدمات درمانی از مهم‌ترین نشانه‌های این وضعیت به شمار می‌روند.

در چنین شرایطی، بحران اقتصادی به تجربه‌ای مداوم از ناامنی، فرسودگی و اضطراب تبدیل شده است؛ تجربه‌ای که هم زندگی فردی و هم ساختارهای اجتماعی را تحت تاثیر قرار داده و ظرفیت جامعه برای برنامه‌ریزی و آینده‌سازی را به‌طور جدی تضعیف کرده است.

این وضعیت، فراتر از کاهش درآمد، نوعی فشار روانی ساختاری ایجاد می‌کند. شواهد علمی نشان می‌دهند که اضطراب ناشی از بی‌ثباتی، ناامنی معیشتی و فقدان کنترل بر زندگی، ارتباط مستقیمی با افزایش اختلالات اضطرابی، افسردگی و فرسودگی روانی جمعی دارد.

این فشار نه به‌صورت یک شوک ناگهانی، بلکه به‌شکل مستمر، ابعاد گوناگون زندگی را تحت تاثیر قرار می‌دهد. در اینجا، اقتصاد به یک تجربه زیسته بدل می‌شود؛ فرد در این بستر نه‌تنها نگران کاهش ارزش پول، بلکه نگران از دست رفتن موقعیت اجتماعی، هویت فردی و کنترل بر آینده خود است. یافته‌های پژوهشی نشان می‌دهند که بی‌ثباتی بلندمدت به اضطراب فراگیر، کاهش ظرفیت تصمیم‌گیری و اختلال در تنظیم هیجانات می‌انجامد.

مطالعات همچنین نشان می‌دهند که سیستم عصبی افراد در این شرایط، به‌طور مداوم در وضعیت هشدار قرار دارد. این وضعیت توانایی پردازش مسائل پیچیده را کاهش داده و تمرکز ذهنی را به نیازهای کوتاه‌مدت و بقا محدود می‌کند. در نتیجه، ظرفیت‌هایی مانند خلاقیت، همدلی، آینده‌نگری و مشارکت اجتماعی به‌شدت تضعیف می‌شوند.

داده‌های آماری گویای آن است که فشار اقتصادی مزمن، پیامدهای جمعی عمیقی ایجاد می‌کند؛ از جمله کاهش اعتماد به نهادهای اجتماعی، تضعیف سرمایه اجتماعی و ناتوانی در حل مسائل جمعی. به بیان دیگر، نابسامانی اقتصادی نه‌تنها زندگی فردی، بلکه سلامت روان جامعه را نیز به‌طور سیستماتیک فرسایش می‌دهد. در نتیجه، تورم چالشی روانی و ساختاری است که پایه‌های هویتی جامعه را هدف قرار می‌دهد.

در چنین شرایطی، افزایش رفتارهای پرخاشگرانه، خشونت‌های خانگی، نزاع‌های خیابانی، سرقت و گسترش دیگر آسیب‌های اجتماعی مانند اعتیاد و طلاق را می‌توان از پیامدهای مستقیم این فشار مستمر دانست.

فقر، پیامد نابسامانی اقتصادی، بحران فردیت و هویت

فقر، فراتر از یک پدیده مادی یا فقدان دارایی، تجربه‌ای روانی، عمیق و مستمر است که زندگی را از درون تحت فشار قرار می‌دهد.

فردی که درگیر تامین نیازهای اولیه مانند مسکن، غذا و درمان است، تمام توان روانی خود را صرف مدیریت اضطراب روزمره می‌کند. در این شرایط، دیگر فرصتی برای برنامه‌ریزی بلندمدت، شکوفایی خلاقیت، یادگیری یا مشارکت اجتماعی باقی نمی‌ماند؛ وضعیتی که به فرسایش فردیت و کاهش عاملیت انسان تعبیر می‌شود.

فشار اقتصادی مزمن باعث اختلال جدی در عملکرد شناختی می‌شود. افرادی که در شرایط ناامن زیست می‌کنند، دچار افت تمرکز، ضعف حافظه و کاهش قدرت تصمیم‌گیری می‌شوند. این وضعیت که نتیجه مستقیم ساختارهای اجتماعی است، به‌تدریج کل روان جمعی جامعه را تحت تأثیر قرار داده و ظرفیت توسعه را محدود می‌کند.

مطالعات نشان می‌دهند که:

۱- پایگاه اقتصادی و اجتماعی پایین با افزایش اضطراب و افسردگی در تمامی سنین همراه است؛

۲- فقر مزمن باعث کاهش عملکردهای شناختی، از جمله تمرکز و حافظه می‌شود؛

۳- سوءتغذیه ناشی از فقر با اختلالات خلقی و مشکلات روان‌تنی مرتبط است.

فرسایش فردیت و تثبیت در حالت بقا، پیامدهای اجتماعی بالایی دارد. افراد در چنین شرایطی تحریک‌پذیرتر شده، واکنش‌های هیجانی شدیدتری نشان می‌دهند. این وضعیت، هم آسیب‌پذیری فرد را افزایش می‌دهد و هم زمینه را برای شکل‌گیری خشم فروخورده و اضطراب فراگیر فراهم می‌سازد.

در این میان، نقش کار و اشتغال بسیار کلیدی است. کار در زندگی، بیش از ابزاری برای درآمد، هویت فردی را تثبیت و احساس کفایت و تعلق ایجاد می‌کند. اما با گسترش بیکاری یا ناامنی شغلی، این پیوند آسیب می‌بیند و فرد دچار گسست هویتی می‌شود؛ وضعیتی که در آن جایگاه اجتماعی و توان مدیریت زندگی از دست می‌رود. این بحران، ساختار روانی فرد را به‌شدت فرسوده می‌کند.

یکی از پیامدهای روانی گسست هویتی، پدیده جابه‌جایی خشم است. زمانی که فرد قادر نیست خشم خود را متوجه منبع واقعی فشار کند، آن را به سمت نزدیک‌ترین افراد، مانند اعضای خانواده، اطرافیان و همکاران منتقل می‌کند. در نتیجه، محیط‌هایی که باید پناهگاه روانی باشند، به کانون تنش و پرخاشگری تبدیل می‌شوند.

در کنار این شرایط، شواهد میدانی از کاهش دسترسی به خدمات درمانی و دارویی حکایت دارند؛ به‌ویژه کمبود داروهای روان‌پزشکی که در شرایط جنگی و بحرانی، در دسترس‌ترین راهکار برای مدیریت اختلالات خواب، کاهش استرس و تنظیم نوسانات خلقی به شمار می‌روند.

فقدان این داروها در کنار کمبود اقلام دارویی مرتبط با بیماری‌های مزمن و لاعلاج، فشار را بر گروه‌های آسیب‌پذیر تشدید کرده و ابعاد تازه‌ای به بحران معیشتی افزوده است. در واقع، ناتوانی در تامین دارو، فرد را در مواجهه با فشارهای محیطی کاملا بی‌دفاع و درمانده می‌گذارد؛ وضعیتی که حس رهاشدگی و طردشدگی را در میان آسیب‌پذیرترین لایه‌های جامعه بازتولید می‌کند و افراد را در وضعیتی ناپایدار معلق می‌گذارد.

پیامدهای روانی و اجتماعی، از فرسایش خانواده تا انسداد آینده

تداوم بی‌ثباتی اقتصادی و فرسایش معیشتی، در بستری از بحران‌های انباشته شکل گرفته است؛ بحرانی که اگرچه در ابتدا ساختاری بود، اما با وقوع شرایط جنگی، ابعاد آن شدیدتر شده است.

اگرچه در ظاهر برخی تنش‌ها فروکش کرده‌اند، اما ناامنی نسبت به آینده و ترس از بازگشت دوباره بحران، در کنار فقر و بیکاری، زندگی را به سطحی از اضطراب مزمن رسانده است. در چنین شرایطی، پیامدها تنها در سطح فردی باقی نمی‌مانند، بلکه ساختار خانواده و پیوندهای اجتماعی را نیز فرسوده می‌کنند.

خانواده به‌عنوان نخستین نهاد تنظیم‌کننده امنیت روانی، در این وضعیت از نقش حمایتی خود فاصله گرفته و به فضایی تنش‌زا تبدیل می‌شود. در نتیجه، الگوهای ارتباطی دگرگون شده و ظرفیت همدلی و حل تعارض میان اعضا به‌طور قابل توجهی کاهش می‌یابد. کودکان نیز از این قاعده مستثنا نیستند؛ تجربه کودکی آنها به‌جای ثبات، با نوعی ناامنی همراه شده که آثار آن بر رشد روانی وهیجانی‌شان در بلندمدت باقی خواهد ماند.

در نهایت باید گفت آنچه امروز با آن روبه‌رو هستیم، فراتر از یک بحران معیشتی، فرآیندی است که سلامت روان جمعی و توان جامعه برای حفظ انسجام و معنا را هدف قرار داده است. تداوم این وضعیت، جامعه را میان فشارهای اقتصادی و تلاش برای حفظ هویت فردی و انسانی معلق نگه می‌دارد؛ وضعیتی که بازسازی آن، نیازمند توجه فوری به ترمیم روانِ رنجور جامعه و محافظت از بنیان‌های روانی است.

* مقاله حاضر بر پایه داده‌ها و گزارش‌های رسمی و پژوهش‌های معتبر تدوین شده است. داده‌های آماری مربوط به تورم، بیکاری و شاخص‌های معیشتی از مرکز آمار ایران و بانک مرکزی ایران استخراج شده‌اند و اطلاعات مرتبط با فقر، پیامدهای روانی–اجتماعی و سلامت روان جمعی از منابع بین‌المللی معتبر، از جمله World Bank، UNDP و WHO، گرفته شده است.

Banner

پربازدیدترین‌ها

خلع سلاح خیابان؛ پشت‌پرده برچیدن سنگ‌فرش‌ها از بهارستان تا ۳۰ تیر
۱
تحلیل

خلع سلاح خیابان؛ پشت‌پرده برچیدن سنگ‌فرش‌ها از بهارستان تا ۳۰ تیر

۲

روایت تازه زاکانی از حمله ۹ اسفند: موشک مستقیما به محل اقامت مجتبی خامنه‌ای اصابت کرد

۳

کیومرث حیدری از سوریه تا ستاد کل؛ ارتقای فرمانده حامی نیروهای نیابتی

۴

۸۳ درصد پاسخ‌دهندگان نظرسنجی ایران‌اینترنشنال: امکانش باشد از ایران مهاجرت می‌کنیم

۵

عرضه بنزین بدون یارانه ۸۷ هزار تومانی از ۲۳ مرداد در کرمان آغاز می‌شود

انتخاب سردبیر

  • تراز آب دریای خزر به پایین‌ترین سطح در دو قرن اخیر رسید

    تراز آب دریای خزر به پایین‌ترین سطح در دو قرن اخیر رسید

  • آیا سگ‌ها احساسات منفی را در چهره انسان تشخیص می‌دهند؟

    آیا سگ‌ها احساسات منفی را در چهره انسان تشخیص می‌دهند؟

  • اورشلیم‌پست از مانع‌تراشی تهران در مسیر خلع سلاح شبه‌نظامیان عراقی خبر داد

    اورشلیم‌پست از مانع‌تراشی تهران در مسیر خلع سلاح شبه‌نظامیان عراقی خبر داد

  • ۷ ماه پس از کشتار دی‌ماه؛ نام‌ها و روایت‌های تازه‌ای که همچنان ثبت می‌شوند

    ۷ ماه پس از کشتار دی‌ماه؛ نام‌ها و روایت‌های تازه‌ای که همچنان ثبت می‌شوند

  • ۸۳ درصد پاسخ‌دهندگان نظرسنجی ایران‌اینترنشنال: امکانش باشد از ایران مهاجرت می‌کنیم

    ۸۳ درصد پاسخ‌دهندگان نظرسنجی ایران‌اینترنشنال: امکانش باشد از ایران مهاجرت می‌کنیم

  • کمبود بنزین، صف‌های طولانی جایگاه‌ها و گسترش بازار سیاه سوخت

    کمبود بنزین، صف‌های طولانی جایگاه‌ها و گسترش بازار سیاه سوخت

  • کسب‌وکارها یکی پس از دیگری سقوط می‌کنند

    کسب‌وکارها یکی پس از دیگری سقوط می‌کنند

  • برخی بیماران با گرانی و کمبود داروهای اعصاب، درمان را متوقف کرده‌اند

    برخی بیماران با گرانی و کمبود داروهای اعصاب، درمان را متوقف کرده‌اند

  • روایت شهروندان از انفجار قیمت‌ها در ایران: زیر بار فقر و گرانی له شده‌ایم

    روایت شهروندان از انفجار قیمت‌ها در ایران: زیر بار فقر و گرانی له شده‌ایم

  • مدیرعامل انجمن تالاسمی: خانواده بیماران خاص برای تامین دارو به فروش اعضای بدن فکر می‌کنند

    مدیرعامل انجمن تالاسمی: خانواده بیماران خاص برای تامین دارو به فروش اعضای بدن فکر می‌کنند

  • کوچ اجباری نیروهای متخصص به رانندگی در اسنپ

    کوچ اجباری نیروهای متخصص به رانندگی در اسنپ

•
•
•

مطالب بیشتر

مردم جشن می‌گیرند، حکومت پلمب می‌کند؛ ممنوعیت شادی از قهوه‌پارتی تا برند پوشاک

۲۴ مهر ۱۴۰۴، ۰۸:۰۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
مریم مقدم
100%

جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبه‌های آن را در تهران پلمب کرد. چند کافه‌‌دار و شهروند به ایران‌اینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقام‌گیری است.

برخی رسانه‌ها در ایران گزارش دادند فروشگاه جین‌وست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، به‌دست نیروی انتظامی پلمب شد.

وب‌سایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر می‌رسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگ‌تر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانه‌تر قوانین» است.

بسیاری از کسب‌وکارها نگران تاثیر این سیاست‌ تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.

فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب

در هفته‌های اخیر فشار حکومت بر کسب‌وکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوه‌پارتی» در رسانه‌های اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.

یکی از زنان کافه‌داری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشن‌هایی را دارد به ایران‌اینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشت‌‌شده - بدون توجه به موقعیت مالی‌شان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کرده‌اند.

او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوان‌ها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشن‌تر برخورد می‌کنند.

مقام‌های جمهوری اسلامی همواره چنین جشن‌هایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر می‌رسد نگران الگوبرداری کسب‌وکارها از یکدیگر در این زمینه‌اند.

در ماه‌های اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانه‌های اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت می‌کنند یا از مشتریان خود می‌خواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.

کارمند یک کافه در تهران به ایران‌اینترنشنال گفت مقام‌های جمهوری اسلامی تلاش می‌کنند با فشار بر صاحبان کسب‌وکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیله‌ای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.

پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی

از طرف دیگر، شواهد و گزارش‌های رسیده حاکی است حکومت از بستن کسب‌وکارها برای انتقام‌گیری از مخالفانش هم استفاده می‌کند.

اطلاعات و گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهند دست‌کم در دو مورد، کسب‌وکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شده‌اند.

این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبه‌ای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.

کارمند یک کافه در مشهد به ایران‌اینترنشنال گفت حکومت فکر می‌کند با پلمب و بازداشت، باقی رستوران‌ها و کافه‌ها را «از برگزاری ایونت» بازمی‌دارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر می‌شود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در می‌رود.

او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمی‎‌گردد.»

  • افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

    افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

مردم چه می‌گویند؟

رسانه‎‌های اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسب‌وکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباری‌اند.

گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستوران‌ها و جریمه‌های موجود، بر این باورند تنها زمانی می‌توان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.

برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، می‌گویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت به‌دلیل شجاعت زن‌ها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم به‌خاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.

در کشوری با فرهنگ طولانی قهوه‌‌خانه‌داری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادی‌های اجتماعی، کافه‌ها جزو معدود مکان‌های مورد علاقه جوان‌ها برای جمع شدن و تنفس‌اند.

فشار بر کافه‌ها و رستوران‌ها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.