وزارت خزانهداری آمریکا ۵ شرکت در چین و هنگکنگ را به دلیل کمک به تهران تحریم کرد
وزارت خزانهداری آمریکا جمعه تحریمهایی را علیه ۱۰ فرد و شرکت، از جمله چند شرکت در چین و هنگ کنگ، به دلیل کمک به تلاشهای نیروهای نظامی جمهوری اسلامی برای تامین سلاح و مواد اولیه مورد استفاده در ساخت پهپادهای شاهد وضع کرد.
به گزاری خبرگزاری رویترز، این اقدام وزارت خزانهداری، چند روز پیش از سفر دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، به پکن برای دیدار با شی جین پینگ، رییسجمهوری چین و در شرایطی انجام شده که تلاشها برای پایان دادن به جنگ ایران متوقف شده است.
وزارت خزانهداری آمریکا گفت که شرکتهای تحریمشده شامل دو شرکت مستقر در چین و سه شرکت در هنگ کنگ هستند.
این وزارتخانه افزود آماده انجام اقدامات بیشتری علیه صنایع نظامی جمهوری اسلامی است.
وزارت خزانهداری آمریکا اشاره کرد که همچنین آمادگی دارد تا علیه هر شرکت خارجی درگیر در تجارت غیرقانونی با تهران، از جمله خطوط هوایی، اقدام کند.
این وزارتخانه همچنین گفت که ممکن است تحریمهای ثانویهای را علیه مؤسسات مالی خارجی که به فعالیتهای جمهوری اسلامی یاری میرسانند، اعمال کند؛ از جمله شرکتهایی که «با پالایشگاههای نفت مستقل چین مرتبط هستند.»
در بیانیه این وزارتخانه به نقل از اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، آمده است: تحت رهبری دونالد ترامپ، به اقدام برای حفظ امنیت آمریکا ادامه میدهیم.
او گفت افراد و شرکتهای خارجی تامینکننده سلاح برای نیروهای نظامی جمهوری اسلامی را هدف تحریم قرار میدهیم.
خیلی از ما آن چشمان غمگین و انگشتان کشیدهاش را به خاطر داریم. انگشت درخشان «ایتی» که به سمت آسمان کشیده میشد و با صدایی آرام میگفت: «خانه...». در دهه ۸۰ میلادی، هالیوود به ما یاد داد که به آسمان با چشم رویا نگاه کنیم.
این موضوع کم کم باعث شد با تخیل موجودات فضایی آشنا شویم و رویابافی کنیم. قصههایی برای شب، فیلمهایی برای هیجان، و شایعاتی که ارتش آمریکا معمولا با لبخندی محتاطانه آنها را به توهم، خطای راداری یا بالون هواشناسی تقلیل میداد.
اما حالا، چیزی تغییر کرده است. دیگر صحبت از فیلم و داستان نیست. اینبار خود پنتاگون، ناسا، افبیآی و نهادهای اطلاعاتی آمریکا در حال انتشار اسنادی هستند که سالها مهر محرمانه خورده بودند. پروندههایی درباره «پدیدههای ناهنجار ناشناخته» یا UAP. نام رسمی همان چیزی که جهان سالها با عنوان «یوفو» میشناخت.
این اسناد، که در پی سیاست شفافسازی حداکثری دولت دونالد ترامپ منتشر شدهاند، فقط مجموعهای از روایتهای عجیب نیستند. آنها شامل گزارشهای عملیاتی ارتش، خلبانان، دادههای راداری، اسناد افبیآی و تصاویر ناسا هستند. پروندههایی که نشان میدهند ارتش آمریکا سالهاست با پدیدههایی روبهرو میشود که توضیح آنها ساده نیست.
و شاید عجیبترین بخش ماجرا برای ما ایرانیها این باشد که رد این پروندهها به آسمان خاورمیانه، خلیج فارس، عراق، سوریه و حتی سواحل ایران رسیده است.
تعقیب سایهها در آسمان ایران در میان ۱۶۲ فایل منتشرشده که قرار است به تعداد آنها در روزهای آینده افزوده شود، خاورمیانه فقط یک منطقه جغرافیایی نیست. بلکه به نظر میرسد به یکی از نقاط داغ این پدیدهها تبدیل شده است. در اسناد منتشرشده، نامهایی مثل خلیج فارس، تنگه هرمز، دریای عمان، جزیره ابوموسی و بندر لنگه بارها تکرار میشوند.
طبق این گزارشها، نیروهای آمریکایی هنگام ماموریتهای شناسایی و جمعآوری سیگنال در این منطقه بارها با اشیایی مواجه شدهاند که رفتارشان با هیچ هواپیما یا پهپاد شناختهشدهای سازگار نبوده است.
اما نقطه حساس ماجرا جایی است که ایران نیز وارد تصویر میشود.
در اوت ۲۰۲۰، زمانی که هواپیماهای آمریکایی در حال رصد اشیا ناشناخته بر فراز خلیج فارس بودند، پدافند هوایی ایران نیز حضور آنها را تشخیص داده بود. بر اساس اسناد، نیروهای ایرانی از طریق فرکانسهای رادیویی نظامی بارها با خلبانان آمریکایی تماس گرفتند و از آنها خواستند هویت خود یا اشیا مورد رصد را اعلام کنند.
در یکی از موارد ثبتشده در نوامبر ۲۰۲۰، شرایط حتی پیچیدهتر شد. رادارهای ایران و آمریکا همزمان روی یک نقطه متمرکز بودند. طبق گزارش، هواپیمای آمریکایی در حال رصد یک UAP بود که پدافند ایران درخواست شناسایی داد، اما خلبانان آمریکایی با حفظ پروتکلهای نظامی فقط پاسخهای استاندارد ارائه کردند و به ماموریت ادامه دادند.
صحنهای جالب و هیجانانگیز! دو دشمن منطقهای، در دو سوی خلیج فارس، هر دو خیره به نقطهای ناشناخته در آسمان.
در ۲۷ اوت ۲۰۲۰، حسگرهای پیشرفته آمریکایی آرایشی از اشیا ناشناخته را ثبت کردند که در امتداد سواحل ایران به سمت شمالغرب حرکت میکردند.
ارتش آمریکا موفق شد حدود دو دقیقه این اشیا را ردیابی کند، اما درست در لحظهای که قرار بود شناسایی بصری انجام شود، پوشش متراکم ابرها مانع از اینکار شد و اشیا از دید رادارها و دوربینها خارج شدند.
در اکتبر همان سال، نزدیک جزیره ابوموسی و بندر لنگه، حضور یکی از این اشیا، همزمان با اختلال شدید در سیستمهای ارتباطی هواپیماهای آمریکایی بود .
در اسناد منتشر آمده است که هواپیماها دچار تداخل الکترونیکی شدند. پدیدهای که معمولا در جنگ الکترونیک مشاهده میشود. اما نکته عجیب این بود که منبع این اختلال، نه یک سامانه شناختهشده زمینی، بلکه شیئی بود که ماهیتش مشخص نبود.
تکنولوژیای که قوانین فیزیک را به بازی میگیرد
آنچه پنتاگون را سردرگم کرده، فقط ظاهر این اشیا نیست. بلکه رفتار آنهاست.
در گزارشی مربوط به اکتبر ۲۰۲۳، شیئی گرد در نزدیکی یونان مشاهده شد که چرخشهای ناگهانی ۹۰ درجه انجام میداد. برای خلبانان نظامی، چنین مانوری تقریبا غیرممکن تلقی میشود. هر هواپیمای شناختهشدهای در سرعت بالا، هنگام چنین تغییر جهتی تحت فشار عظیم نیروی جی قرار میگیرد. فشاری که میتواند سازه هواپیما یا بدن خلبان را نابود کند. اما این شی، بدون کاهش سرعت و بدون نشانهای از آسیب، مسیرش را تغییر داد.
در سوریه، در نوامبر ۲۰۲۳، خلبانان آمریکایی با چیزی روبهرو شدند که آن را به «توپ شیطونک» تشبیه کردند. شیئی کروی که با سرعتی حدود ۴۲۴ نات، نزدیک به ۸۰۰ کیلومتر بر ساعت، هفت دقیقه در آسمان حرکت کرد و سپس ناگهان ارتفاعش را کم کرد و از کنار جنگنده آمریکایی عبور کرد. در گزارشها آمده که حرکت آن بیشتر شبیه جهش بود تا پرواز معمولی.
در برخی موارد دیگر، این اشیا به شکل پلاسما یا تودههایی از نور سفید نامنظم توصیف شدهاند. در برخی از این پروندهها، این اجسام جامد به نظر میرسند. اشیائی فلزی، مثلثی یا کروی که هیچ بال، موتور یا رد دودی ندارند.
از آلمان نازی تا سوریه امروز این پروندهها فقط به خاورمیانه محدود نیستند. اسناد نشان میدهند که دولت آمریکا دهههاست این پدیدهها را دنبال میکند.
یکی از عجیبترین روایتها مربوط به آلمان سال ۱۹۴۴ است. شخصی به نام «ولادیسلاو کراسوسکی» گزارش داده بود که در نزدیکی برلین شیئی دایرهای به قطر ۶۵ تا ۹۰ متر دیده است.
به گفته او، بخش میانی شی با سرعتی شبیه پروانه هواپیما میچرخید و صدایی شبیه ژنراتور تولید میکرد. عجیبتر اینکه وقتی این شی در منطقه ظاهر میشد، موتور تراکتورهای آلمانی از کار میافتاد و پس از دور شدن آن دوباره روشن میشدند.
سالها بعد، در میشیگان آمریکا، فردی شی دایرهای با گنبد کریستالی را توصیف کرد که نور را بازتاب میداد و در آسمان حرکت میکرد.
در میان این اسناد، گزارشهای غیرنظامی هم دیده میشود. در مارس ۲۰۲۳، فردی از مشاهده شیی مثلثی و آبیرنگ خبر داد که نوری سفید-آبی از لبههایش ساطع میشد.
طبق این گزارش، این شی حدود سه دقیقه بالای یک تاسیسات امنیتی به صورت ثابت معلق ماند و سپس با حرکاتی پرشی و ناگهانی از منطقه دور شد. شاهد گفته بود حرکت آن اصلا شبیه پرواز جتهای معمولی نبود.
در سال ۱۹۶۳، دانشمندان آمریکایی در یک یادداشت محرمانه این پرسش را مطرح کردند که اگر روزی بشر با تمدنی روبهرو شود که محدودیتهای فیزیک شناختهشده، از جمله سرعت نور، را پشت سر گذاشته باشد، سیاست و دیپلماسی زمینی چه واکنشی باید نشان دهد؟!
پایان عصر پنهانکاری پنتاگون در جمعبندی خود تاکید کرده که این پروندهها همچنان حلنشده باقی ماندهاند. این به معنای تایید موجودات فضایی نیست، بلکه یعنی دادههای موجود هنوز توضیح قطعی ارائه نمیکنند.
اما همین اعتراف، به تنهایی قابل توجه است. دولت آمریکا که سالها بسیاری از گزارشهای یوفو را به شوخی یا خطای انسانی نسبت میداد، حالا رسما میگوید با پدیدههایی روبهروست که نمیتواند بهطور کامل توضیحشان دهد.
در برخی اسناد، این اشیا با پهپادهای کشورهای منطقه، از جمله ایران، مقایسه شدهاند، اما تحلیلگران آمریکایی نتیجه گرفتهاند که نوع حرکت، پیشرانه و مانورپذیری آنها در دستهای متفاوت قرار میگیرد و شاید همین، مهمترین بخش ماجرا باشد.
با منتشر شدن این اسناد، سوال دیگر فقط وجود موجودات فضایی نیست. پرسش بزرگتر این است که چگونه در عصر ماهوارهها، رادارهای فوقپیشرفته، جنگندههای نسل پنجم و هوش مصنوعی، هنوز اشیائی در آسمان وجود دارند که بهترین ارتش جهان هم نمیتواند توضیح روشنی برای آنها پیدا کند.
شاید وقت آن رسیده که دوباره «ایتی» را به یاد بیاوریم. همان موجودی که در پایان فیلم، سوار بر نوری در دل آسمان ناپدید شد و فقط یک سوال در ذهن میلیونها نفر گذاشت: اگر آنها واقعا جایی آن بالا باشند چه میشود؟
اما حالا، بعد از انتشار این پروندهها، سوال دیگر فقط این نیست که آیا آنها وجود دارند؟
سوال بزرگتر این است، اگر دههها فکر میکردیم «ایتی» فقط یک داستان علمیتخیلی است، حالا با وجود این گزارشها شاید این موجود دوست داشتنی کودکی ما، خیلی دور از تخیل نباشد و اینکه ما دقیقا با چه واقعیت و پدیدهای ناشناختهای روبرو هستیم؟
مارک کارنی، نخستوزیر کانادا، در شبکه اجتماعی ایکس همبستگی کشورش با مردم لبنان و تمامیت ارضی این کشور را ابراز داشت.
او با اشاره به گفتوگوی خود با رییسجمهوری لبنان افزود که در این گفتوگو «تجاوز غیرقانونی اسرائیل و حملات مداوم حزبالله به اسرائیل» را محکوم کرده است.
کارنی همچنین به حمایت کامل خود از تلاشهای دولت لبنان برای خلع سلاح حزبالله اشاره کرد و نوشت: «بر اهمیت حفظ آتشبس معنادار و ایجاد شرایط برای بازگشت امن غیرنظامیان آواره به خانههایشان تأکید کردم.»
مایک والتز، نماینده آمریکا در سازمان ملل متحد، در سخنانی گفت: «آیا کشورهای عضو شورای امنیت تصمیم میگیرند در کنار رژیمی بایستند که مردم خود را قتل عام میکند، همسایگان خود را مورد بیرحمی قرار میدهد و اقتصاد جهان را خفه میکند؟ یا در کنار شهرهای درخشان منامه، شهر کویت، دبی، ریاض و دوحه خواهند ایستاد؛ در کنار مردمی که به دنبال آیندهای بهتر هستند، نه تنها برای مردم خود، بلکه برای منطقه و برای جهان؟»
او گفت: «من میدانم ایالات متحده چه تصمیمی میگیرد. و ما تصمیم میگیریم که از آزادی دریانوردی حمایت کنیم. ما تصمیم میگیریم که از قوانین بینالمللی حمایت کنیم. ما تصمیم میگیریم که در کنار شرکای خود در مسیر پیشرفت باشیم.»
وزارت خارجه اسپانیا رضا زبیب، سفیر جمهوری اسلامی در مادرید، را احضار کرد و خواستار «آزادی فوری» نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل و زندانی سیاسی، شد.
روزنامه ال پاییساسپانیا، خوزه مانوئل آلبارس، وزیر خارجه این کشور، جمعه در سخنانی «نگرانی ویژه» خود را در مورد وخامت حال محمدی ابراز داشت و تأکید کرد: «ضروری است که او مراقبتهای پزشکی لازم را دریافت کند.»
آلبارس افزود: «مهمتر از همه، ما خواستار آزادی فوری او هستیم.»
پیشتر آنیتا آناند، وزیر خارجه کانادا، پنجشنبه در بیانیهای نگرانی عمیق خود را نسبت به گزارشهای مربوط به وخامت وضعیت جسمانی نرگس محمدی ابراز داشت و از مقامهای جمهوری اسلامی خواست تا با اجرای تعهدات خود، دسترسی فوری او به مراقبتهای پزشکی مناسب را فراهم کنند.
آناند همچنین «الگوی گسترده و نظاممند آزار و اذیت، بازداشتهای خودسرانه و بدرفتاری با فعالانی که برای حقوق بنیادین در ایران تلاش میکنند» را محکوم کرد.
از سوی دیگر، وزارت خارجه فرانسه پنجشنبه در بیانیهای، نگرانی عمیق این کشور را از گزارشهای مربوط به «وخامت بیسابقه سلامتی» محمدی ابراز داشت.
با تشدید بحران در خاورمیانه، سیاست خارجی کانادا زیر ذرهبین قرار گرفته است؛ منتقدان معتقدند دولتی که از واقعگرایی ارزشمحور سخن میگوید، در برابر جمهوری اسلامی و بحرانهای منطقهای، بیش از آنکه کنشگر و یک قدرت میانی تاثیرگذار باشد، به ناظر منفعل بازی ابرقدرتها بدل شده است.
دولت مارک کارنی بر اولویت دیپلماسی، همکاری چندجانبه و پایبندی به نظم مبتنی بر قانون تاکید دارد. اما منتقدان، از جمله بخشی از دیاسپورای ایرانی در کانادا، سیاستهای فعلی اتاوا را «کلمات زیبا بدون پشتوانه اجرایی» توصیف میکنند.
تنها یک ماه پیش از آغاز عملیات «خشم حماسی»، کارنی در سخنرانی خود در اجلاس داووس از رویکردی سخن گفت که آن را میتوان «واقعگرایی ارزشمحور» توصیف کرد؛ رویکردی که قرار بود نشانه بازگشت کانادا به نقش تاریخی خود در دیپلماسی جهانی باشد.
کانادا هفتاد سال پیش، در بحران کانال سوئز، با ابتکار لستر پیرسون در شکلگیری نیروی اضطراری سازمان ملل، راهی میان جنگ و انفعال پیشنهاد کرد. همین سابقه، امروز انتظارها را از اتاوا در بحرانهای تازه خاورمیانه، از برنامه هستهای جمهوری اسلامی تا امنیت تنگه هرمز، بالا برده است.
واقعیت میدان؛ تصویری متفاوت واکنش اولیه کارنی به درگیریهای اخیر ترکیبی از حمایت، تاسف و احتیاط بود. او از ضرورت جلوگیری از دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هستهای سخن گفت، اما همزمان تاکید کرد که همه طرفها، از جمله آمریکا و اسرائیل، باید به قواعد حقوق بینالملل پایبند بمانند.
در موضوع تنگه هرمز نیز اتاوا بر همکاری بینالمللی، چارچوب دفاعی مبتنی بر حقوق بینالملل و تلاش برای بازگرداندن کشتیرانی امن تاکید کرده است. منتقدان اما میگویند این رویکرد بیش از آنکه نشانه ابتکار عمل باشد، نوعی مدیریت بحران بدون ورود به ریشههای آن است.
لئو هوساکوس، رهبر محافظهکاران در مجلس سنای کانادا، در گفتوگوی اختصاصی با ایراناینترنشنال نقدی شدیدتر به سیاست خارجی دولت وارد کرد. او گفت کانادا در قبال جمهوری اسلامی نرمش نشان داده و بیانیههای اخلاقی دولت، بدون اقدام اجرایی، اعتبار بینالمللی اتاوا را تضعیف کرده است.
هوساکوس معتقد است سیاست خارجی کانادا بیش از حد به واکنش به اقدامات دیگران محدود شده و این کشور دیگر مانند گذشته خالق فرصتهای دیپلماتیک نیست. به گفته او، اتاوا اغلب دیر به میز مذاکره میرسد و به سهم بردن از باقیمانده تصمیمهایی بسنده میکند که پیشتر قدرتهای دیگر گرفتهاند.
این انتقادها در میان ایرانیان مقیم کانادا نیز بازتاب دارد. برای بسیاری از آنان، واژه «دیپلماسی» زمانی معنا دارد که ابزارهای موجود بهدرستی به کار گرفته شوند؛ از اجرای جدیتر تحریمها و قوانین مهاجرتی گرفته تا مقابله با شبکههای مالی و نفوذ جمهوری اسلامی در کانادا.
پرونده مهدی تاج، رییس فدراسیون فوتبال جمهوری اسلامی و فرمانده پیشین سپاه پاسداران، نمونهای از همین چالش بود. ایراناینترنشنال گزارش داد که برای او مجوز اقامت موقت «تیآرپی» صادر شده بود؛ مجوزی که میتواند ورود فردی را که در شرایط عادی inadmissible یا غیرقابل پذیرش است، بهطور موقت ممکن کند.
پس از انتشار این گزارش و فشار سیاسی در اتاوا، تاج و همراهانش پس از ورود به کانادا این کشور را ترک کردند. این پرونده بار دیگر این پرسش را پیش کشید که اگر سپاه پاسداران در فهرست گروههای تروریستی کانادا قرار دارد، اجرای این سیاست در عمل تا چه اندازه جدی است.
هوساکوس در بخش دیگری از گفتوگوی خود با ایراناینترنشنال گفت دولت کانادا نمیتواند همزمان مدعی ایستادن در کنار مردم ایران باشد و در عمل، در برابر جمهوری اسلامی نرمش نشان دهد. او تاکید کرد عباراتی مانند حقوق بشر، حقوق زنان و آزادی بیان نباید فقط در سخنرانیها خوشآهنگ باشند، بلکه باید در تصمیمهای عملی دولت نیز دیده شوند.
به باور منتقدان، بحران فعلی آزمونی برای سرمایه دیپلماتیک کاناداست. اتاوا هنوز میتواند از جایگاه یک قدرت میانی برای ساختن ائتلافهای تازه، دفاع از آزادی کشتیرانی، مهار تهدیدهای هستهای و حمایت از جامعه مدنی ایران استفاده کند.
اما این نقش تنها زمانی احیا میشود که کانادا از زبان کلی دیپلماسی عبور کند و به اراده اجرایی برسد؛ همان فاصلهای که امروز منتقدان میگویند میان «عصر طلایی» دیپلماسی کانادا و واقعیت سیاست خارجی این کشور دیده میشود.