آتشبس لبنان در آستانه فروپاشی؛ حملات متقابل حزبالله و اسرائیل شدت گرفت

در پی تشدید حملات متقابل حزبالله و ارتش اسرائیل، سطح تنشها در منطقه بار دیگر افزایش یافته و آتشبس شکننده در لبنان بیش از پیش در معرض فروپاشی قرار گرفته است.

در پی تشدید حملات متقابل حزبالله و ارتش اسرائیل، سطح تنشها در منطقه بار دیگر افزایش یافته و آتشبس شکننده در لبنان بیش از پیش در معرض فروپاشی قرار گرفته است.
پایگاه خبری تایمز اسرائیل پنجشنبه ۱۰ اردیبهشت گزارش داد در پی حمله پهپادی حزبالله به یک موضع توپخانهای ارتش اسرائیل در نزدیکی شهرک مرزی شومرا در شمال این کشور، ۱۲ سرباز زخمی شدند.
ارتش اسرائیل جراحات دو سرباز را «متوسط» اعلام کرد و افزود سایر نیروها جراحات سطحی برداشتهاند و در وضعیت عمومی خوبی قرار دارند.
به گفته منابع نظامی، این پهپاد که از خاک لبنان به پرواز درآمده بود، به یک خودرو حامل مهمات اصابت کرد و موجب آتشسوزی شد. در پی این حادثه، چندین گلوله توپ نیز در محل منفجر شدند.
این خودرو از نوع ام۵۴۸ است که در ارتش اسرائیل با نام «آلفا» شناخته میشود و برای جابهجایی مهمات توپخانهای به کار میرود.
ارتش اسرائیل در حال بررسی این موضوع است که آیا پهپاد مهاجم با استفاده از کابل فیبر نوری هدایت شده است یا خیر. این فناوری در برابر جنگ الکترونیک مقاوم است.
حزبالله در هفتههای اخیر بارها از چنین پهپادهایی در حملات خود علیه نیروهای اسرائیلی در جنوب لبنان استفاده کرده است.
تایمز اسرائیل در ادامه نوشت ارتش این کشور ۱۰ اردیبهشت در سه نوبت برای مقابله با پهپادهای حزبالله که بر فراز محل استقرار نیروهای اسرائیلی در جنوب لبنان به پرواز درآمده بودند، از موشکهای رهگیر استفاده کرد.
به گفته ارتش اسرائیل، اکثر این پرتابهها ساقط شدند.
حملات مرگبار اسرائیل به جنوب لبنان
ارتش اسرائیل ۱۰ اردیبهشت با صدور هشداری فوری از ساکنان هشت شهر لبنان که خارج از «منطقه حائل» قرار دارند، خواست خانههای خود را ترک کنند. این هشدار در آستانه انجام حملات صادر شد.
«منطقه حائل» در جنوب لبنان پس از آغاز درگیریهای اخیر در کنترل نیروهای اسرائیلی قرار گرفت. با وجود اعلام و تمدید آتشبس میان حزبالله و اسرائیل، درگیریها همچنان بهطور کامل متوقف نشده و تنشها ادامه دارد.
وزارت بهداشت لبنان ۱۰ اردیبهشت اعلام کرد حملات اسرائیل به جنوب لبنان ۹ کشته بر جا گذاشت که در میان آنها دو کودک و پنج زن دیده میشوند.
در این حملات همچنین ۲۳ نفر، از جمله هشت کودک و هفت زن، زخمی شدند.
جوزف عون، رییسجمهوری لبنان، با انتشار بیانیهای «نقض مستمر» آتشبس از سوی اسرائیل را محکوم کرد و خواستار اعمال فشار بینالمللی بر این کشور برای «توقف حملات به غیرنظامیان و نیروهای امدادی» شد.
در این بیانیه آمده است: «ضروری است بر اسرائیل فشار وارد شود تا به قوانین و کنوانسیونهای بینالمللی پایبند باشد و از هدف قرار دادن غیرنظامیان، امدادگران، نیروهای دفاع مدنی و سازمانهای بشردوستانه و درمانی دست بردارد.»
در سوی دیگر، اسرائیل نیز بارها حزبالله را به نقض آتشبس متهم کرده است. این گروه نیابتی جمهوری اسلامی در روزهای اخیر بارها مناطق شمالی اسرائیل و نیروهای اسرائیلی مستقر در جنوب لبنان را هدف قرار داده است.
بر اساس مفاد توافق آتشبس، ارتش اسرائیل مجاز است در برابر «تهدیدهای فوری» واکنش نشان دهد.
ادامه تنشها در لبنان همزمان با تشدید اختلافات میان دولت لبنان و حزبالله، چشمانداز مذاکرات صلح میان لبنان و اسرائیل را با ابهامهای جدی مواجه کرده است.
روزنامه هاآرتص پیشتر گزارش داده بود خلع سلاح حزبالله گره اصلی در مذاکرات میان لبنان و اسرائیل به شمار میرود.







در دل شبهای پر دود شیکاگو، جایی که کارخانهها مثل اژدهای آهنین نفس میکشیدند، کارگرانی با دستهای پینهبسته و چشمان خسته از ۱۲ تا ۱۴ ساعت کار بیوقفه، فریاد میزدند: «هشت ساعت کار، هشت ساعت تفریح، هشت ساعت استراحت.»
این شعار در اواخر قرن نوزدهم نه یک درخواست ساده، بلکه یک انقلاب در مفهوم «زمان انسانی» بود. سرمایهداران زمان را به کالا تبدیل کرده بودند؛ کارگران میخواستند آن را پس بگیرند.
چهارم مه ۱۸۸۶، میدان هیمارکت به نقطه عطف تاریخ تبدیل شد. ابتدا فقط یک تظاهرات مسالمتآمیز برای هشت ساعت کار در حال برگزاری بود، اما ناگهان همه چیز دگرگون شد.
پلیس به صفوف کارگران حمله برد، گلولهها بارید و خون روی سنگفرشها جاری شد. هشت رهبر آنارشیست و سوسیالیست که بسیاریشان مهاجرانی از اروپا بودند، بهسرعت محاکمه و چهار نفر از آنها اعدام شدند.
اما این خونها بیثمر نماند. یک سال بعد، در کنگره بینالمللی دوم سوسیالیستها در پاریس، اول ماه مه بهعنوان روز جهانی کارگر و یادمان «شهدای هیمارکت» به رسمیت شناخته شد.
از آن روز، این تاریخ به نمادی جهانی از نبرد نابرابر «کار» در برابر «سرمایه» بدل شد؛ نمادی که مرزها را درنوردید و به دورترین نقاط جهان رسید.
مهاجران باکو، مشروطه و ورود آتشین روز کارگر به ایران
ایده روز کارگر به ایران نه از کتابهای تئوریک کتابخانهها، بلکه از دل دود کورههای نفت باکو و عرق کارگران مهاجر ایرانی وارد شد.
اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، هزاران کارگر ایرانی، اغلب از شمال و آذربایجان، برای کار در میادین نفتی و کارخانههای باکو که آن زمان بخشی از امپراتوری روسیه بود، راهی قفقاز شدند.
آنجا، در میان سکوهای نفتی و کارگاههای صنعتی، با جریانهای سوسیالیستی، آنارشیستی و بعدها بلشویکی روبهرو شدند و ایده مبارزه طبقاتی، حق اعتصاب، سندیکا و روز اول مه در ذهنشان شعله کشید.
اولین جرقهها حتی پیش از مشروطه زده شد: ۱۱ اردیبهشت ۱۲۷۹، فقط ۱۳ کارگر ایرانی در باکو بهصورت مخفیانه نخستین مراسم روز کارگر را برگزار کردند، مراسمی کوچک اما نمادین.
با پیروزی انقلاب مشروطه، این ایده از مرزهای شمالی به سراسر ایران سرایت کرد. کارگران مهاجر بازگشته، افکار غربی و سوسیالیستی را با خود آوردند و نهضت سندیکایی را پایه گذاشتند.
نخستین اتحادیههای کارگری در چاپخانهها، کارگاههای کوچک تولیدی و بخش دولتی شکل گرفت. کارگران نفت، راهآهن و چاپخانهداران اولین تجمعات را سازمان دادند.
نخستین مراسم علنی و باشکوه روز کارگر در ایران ۱۱ اردیبهشت ۱۳۰۰ به ابتکار «شورای مرکزی فدراسیون سندیکای کارگری» در تهران برگزار شد. سال بعد، تظاهراتی پرشور در خیابانهای تهران راه افتاد که هزاران کارگر را به خیابان کشاند.
اوج این حرکت در سال ۱۳۰۸ بود: اعتصاب تاریخی ۱۴ هزار کارگر نفت آبادان در روز اول مه، به رهبری چهرههایی مثل یوسف افتخاری، علی امید، رحیم همداد، رمضان کاوه و زهرا لرستانی بختیاری.
مطالباتشان ساده اما انقلابی بود: کاهش ساعات کار، بیمه بیکاری و حوادث، حق تشکل، مسکن، دستمزد عادلانه و به رسمیت شناختن روز اول مه.
در این سالها، نظمیه با سختگیری جلوی هر تجمعی را میگرفت و فعالان چپ را زیر فشار قرار میداد. پس از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و سقوط محمد مصدق، اتحادیههای مستقل بیش از پیش محدود شدند.
در سالهای بعد، حکومت محمدرضا شاه پهلوی تلاش کرد این روز را دولتی کند و سازمان «کارگران ایران» راهاندازی شد.
هرچند در سخنرانیهای روز کارگر از «سهیم کردن کارگرها در سود کارخانهها» گفته میشد، اما شکاف عمیق با کارگران هرگز پر نشد.
پس از انقلاب ۵۷؛ از شوراهای کارگری پرشور تا سرکوب نهادی
انقلاب ۱۳۵۷ ابتدا برای جنبش کارگری امیدبخش بود. کارگران نقشی محوری در انقلاب داشتند: اعتصاب سراسری کارگران نفت در تیر ۱۳۵۷، اقتصاد را فلج کرد و به سقوط حکومت سرعت بخشید.
از دل کمیتههای اعتصاب مخفی، «شوراهای کارگری» در کارخانهها، پالایشگاهها و کارگاهها شکل گرفت. کارگران برای مدتی کوتاه مدیریت تولید، توزیع و حتی امنیت کارخانهها را به دست گرفتند.
۱۱ اردیبهشت ۱۳۵۸، نخستین روز کارگر پس از انقلاب برگزار شد: صدها هزار نفر در تهران جمع شدند. فضا هنوز باز بود و گروههای چپ و کارگری، فعال بودند.
اما با تثبیت قدرت جمهوری اسلامی، نگاه نهادهای امنیتی به هر تشکل مستقل کارگری تغییر کرد. شوراهای کارگری یا سرکوب شدند یا به «شوراهای اسلامی کار» تبدیل شدند.
به سندیکای کارگران پروژهای و بیکار با هزاران عضو در آبادان، تهران و شیراز حمله شد و اسناد آن به غارت رفت.
«خانه کارگر» بهعنوان نهاد رسمی و وابسته به حکومت شکل گرفت و عملا جایگزین اتحادیههای مستقل شد. قانون جدید کار حق اعتصاب و تشکل مستقل را محدود کرد و بهجای سندیکا، «شوراهای اسلامی» را تحمیل کرد.
امروز، بیش از چهار دهه بعد، موانع ساختاری عمیقتر از همیشهاند: در حالی که در کشورهای دموکراتیک، اتحادیههای قدرتمند مراسم باشکوه و مستقل برگزار میکنند، در ایران هرگونه تجمع بدون مجوز رسمی، «اقدام امنیتی» به شمار میرود. فعالان کارگری اغلب با بازداشت، زندان یا اخراج روبهرو میشوند.
مطالبات اصلی کارگران شامل پرداخت حقوقهای معوقه، افزایش حداقل دستمزد متناسب با تورم لجامگسیخته، ایمنی کار در کارخانهها و معادن، و مقابله با بیکاری، با برچسب «سیاسی» سرکوب میشوند.
در مقابل، مراسم رسمی خانه کارگر بیشتر به نمایش وفاداری و شعارهای حکومتی تبدیل شده است.
کارگران ایرانی اما با انتشار بیانیههای صنفی آنلاین، کمپینهای مجازی در شبکههای اجتماعی، تجمعات مقابل وزارت کار یا کارخانهها مثل اعتراضات کارگران هفتتپه، فولاد اهواز یا پتروشیمیها و اعتصابات، اعتراض خود را نشان میدهند.
اول ماه مه، همچنان صدای کسانی را بلند میکند که روزی ۱۰ تا ۱۲ ساعت کار میکنند تا چرخ اقتصاد بچرخد، اما اغلب حتی حق اعتراض مسالمتآمیز هم از آنان دریغ میشود.
داستان هیمارکت تمام نشده؛ فقط مکان و صحنهاش از شیکاگو به تهران، آبادان و دیگر شهرهای صنعتی ایران، تغییر کرده است.
مقامات اروپایی اعلام کردند آمار دقیقی از میزان سوخت موجود در مخازن این قاره ندارند و این «نقطه کور» اطلاعاتی، مانعی در راه تصمیمگیریهای اضطراری شده است.
نشریه پولیتیکو شامگاه چهارشنبه ۹ اردیبهشت در گزارشی به بررسی چالش جدی اتحادیه اروپا در شناسایی میزان سوخت موجود در ذخایر خود پرداخت.
ابهام در میزان ذخایر واقعی
در حالی که شرکتهای هواپیمایی، پروازها را لغو میکنند و مقامات از مردم میخواهند سفرهای خود را کاهش دهند، هیچکس نمیداند چه مقدار سوخت در کل قاره باقی مانده است.
جنگ با جمهوری اسلامی و بسته شدن تنگه هرمز، قیمت سوخت را در اروپا بهشدت افزایش داده است.
توبیاس مایر، مدیرعامل گروه دیاچال، در این باره گفت: «ما برای ماههای مه و ژوئن آماده هستیم، اما پیشبینی اتفاقات پس از آن بسیار دشوار است.»
هزینههای سنگین و دادههای ناقص
اورسولا فون در لاین، رییس کمیسیون اروپا، اعلام کرد که جنگ با جمهوری اسلامی، روزانه ۵۰۰ میلیون یورو هزینه اضافی انرژی به این اتحادیه تحمیل میکند.
او تاکید کرد آمار دقیقی از میزان برداشت از ذخایر استراتژیک وجود ندارد.
اگرچه اطلاعات ذخایر دولتی تا حدی شفاف است، اما مقامات درباره زمان تمام شدن مخازن نفت و گاز کل اروپا اطلاعات بسیار کمی دارند.
یک مقام ارشد در کمیسیون انرژی اتحادیه اروپا به پولیتیکو گفت: «ما دانش و دادههای بسیار محدودی در مورد بازار گاز و نفت داریم. قطعا در زمینه نظارت بر بازار با کمبود اطلاعات مواجه هستیم.»
درخواست برای نظارت دقیقتر
وزیران انرژی کشورهای بلژیک، هلند و اسپانیا در نشست اخیر خود به این فقدان اطلاعاتی اشاره کردند.
آنها از اتحادیه اروپا خواستند تا هماهنگی بیشتری برای نظارت لحظهای بر بازار سوخت انجام دهد.
نماینده یونان حتی پیشنهاد داد که یک کانال ارتباطی فوری در پیامرسانهای واتساپ یا سیگنال بین کشورهای عضو و مدیریت اتحادیه راهاندازی شود.
وضعیت سوختهای تصفیهشده مانند گازوییل و سوخت جت بسیار مبهمتر است.
بیشتر این ذخایر در انبارهای تجاری پراکنده قرار دارند و شرکتهای خصوصی، تمایلی به افشای دادههای حساس تجاری خود ندارند.
آلن ماتورن، از مدیران گروههای لابی سوخت در اروپا، صراحتا بیان کرد: «اینها اطلاعاتی است که اعضای ما، حتی با من هم به اشتراک نمیگذارند.»
یکی از مقامات کمیسیون اروپا نیز تایید کرد: «در دنیای ایدهآل، ما به اطلاعات کامل دسترسی داریم. در دنیای واقعی، کیفیت کار و تصمیمات ما فقط به اندازه اطلاعاتی است که به ما داده میشود.»
تلاش برای تاسیس «دیدهبان سوخت»
کمیسیون اروپا در پاسخ به این بحران، از تشکیل کمیتهای ویژه به نام «دیدهبان سوخت» خبر داد.
آنا-کایسا ایتکونن، سخنگوی کمیسیون اروپا، گفت: «ما میخواهیم آمار بهتری نسبت به وضعیت سوخت در سراسر اتحادیه اروپا داشته باشیم. در حال کار روی آن هستیم، اما هنوز زود است که بگوییم این سازوکار دقیقا چگونه عمل خواهد کرد.»
در حال حاضر، آخرین دادههای جامع موجود مربوط به ماهها پیش است و هیچکس از موجودی دقیق لحظهای خبر ندارد.
تحلیلگران برای جبران این کمبود داده، به روشهای غیرمتعارف مانند بررسی سایه مخازن در تصاویر ماهوارهای روی آوردهاند.
همایون فلکشاهی، تحلیلگر نفت خام، گفت که با سنجش ارتفاع سقف تانکرهای شناور از طریق سایهها، میزان پر بودن آنها را تخمین میزنند.
با این حال، او اشاره کرد که ردیابی سوخت جت که در مخازنی با سقف ثابت نگهداری میشود، «بسیار دشوارتر» است.
در حال حاضر، اروپا مجبور است تصمیمات حیاتی خود را بر اساس حدس و گمان و اطلاعات ناقص بگیرد.
برد کوپر، فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، با اشاره به محاصره دریایی جمهوری اسلامی گفت در حال حاضر ۴۱ نفتکش حامل حدود ۶۹ میلیون بشکه نفت در وضعیتی قرار دارند که امکان فروش آنها برای جمهوری اسلامی وجود ندارد.
او ارزش این محمولهها را بیش از شش میلیارد دلار برآورد کرد و افزود که این منابع مالی از دسترس حکومت ایران خارج شده است.
فرمانده سنتکام گفت اقدامات نیروهای آمریکایی، تاکنون ۴۲ کشتی تجاری را که تلاش داشتند محاصره را نقض کنند، متوقف کرده و آنها تغییر مسیر دادهاند.
به گفته کوپر، نیروهای ایالات متحده با جلوگیری از عبور دهها کشتی تجاری، محاصره دریایی علیه جمهوری اسلامی را بهطور موثر اجرا کردهاند.
این مقام نظامی در پیام تازهای که در حساب ایکس سنتکام منتشر شد، تاکید کرد میلیاردها دلار از درآمد نفتی ایران در نتیجه این اقدامات مسدود شده است.
حساب ایکس سنتکام در ادامه با انتشار ویدیویی نوشت نیروهای ایالات متحده در بیش از دو هفته گذشته با موفقیت محاصره را اجرا کرده و جریان تجارت به داخل و خارج از ایران را قطع کردهاند.
محاصره دریایی بندرهای جنوب ایران بهدست آمریکا از بعدازظهر ۲۳ فروردین آغاز شد و از آن زمان، به گزارش منابع رسمی، بهطور مستمر ادامه داشته است.
آمریکا در پی تشکیل ائتلاف بینالمللی برای بازگرداندن آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز
خبرگزاری رویترز، پنجشنبه ۱۰ اردیبهشت به نقل از یک تلگراف وزارت خارجه آمریکا گزارش داد دولت دونالد ترامپ در تلاش است با جلب مشارکت کشورهای دیگر، ائتلافی بینالمللی برای بازگرداندن آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز تشکیل دهد.
بر اساس این تلگراف که تاریخ ۲۸ آپریل (هشتم اردیبهشت) را دارد، مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، ایجاد سازوکاری با عنوان «ساختار آزادی دریانوردی» را تایید کرده است. ابتکاری مشترک میان وزارت خارجه و وزارت جنگ آمریکا.
در این سند آمده است این سازوکار «گامی حیاتی» برای ایجاد چارچوب امنیت دریایی در خاورمیانه پس از درگیریهاست و برای تضمین امنیت بلندمدت انرژی، حفاظت از زیرساختهای حیاتی دریایی و حفظ حقوق و آزادیهای کشتیرانی در مسیرهای مهم دریایی ضروری است.
بر اساس این طرح، وزارت خارجه آمریکا نقش محور دیپلماتیک میان کشورهای شریک و صنعت کشتیرانی را بر عهده خواهد داشت و وزارت جنگ آمریکا، از طریق سنتکام، در فلوریدا، هماهنگی لحظهای تردد دریایی و ارتباط مستقیم با کشتیهای عبوری از تنگه هرمز را انجام خواهد داد.
این طرح نخستینبار هشتم اردیبهشت از سوی روزنامه والاستریت ژورنال گزارش شد.
در این تلگراف آمده است سفارتخانههای آمریکا باید تا ۱۱ اردیبهشت این پیام دیپلماتیک را بهصورت شفاهی به کشورهای شریک منتقل کنند. روسیه، چین، بلاروس، کوبا و دیگر «رقبای آمریکا» از این روند مستثنی شدهاند.
بر اساس این سند، مشارکت کشورها میتواند در قالب همکاری دیپلماتیک، تبادل اطلاعات، اجرای تحریمها، حضور دریایی یا دیگر شکلهای حمایت باشد.
همچنین تاکید شده که از کشورها انتظار نمیرود منابع و توان دریایی خود را از سازوکارها و نهادهای دریایی موجود در منطقه خارج کنند.
تردد در تنگه هرمز که پیشتر حدود یکپنجم نفت و گاز جهان از آن عبور میکرد، پس از حمله آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی در ۹ اسفند ۱۴۰۴ و بسته شدن این آبراه به وسیله حکومت ایران، بهشدت کاهش یافته است.
این پیشنهاد پس از بنبست در تلاشها برای حل بحران مطرح شده. بحرانی که همزمان آمریکا را به تلاش برای محدود کردن صادرات نفت ایران از طریق محاصره دریایی بنادر این کشور سوق داده است.
در این تلگراف تاکید شده است این سازوکار از کارزار «فشار حداکثری» دولت ترامپ و نیز از مذاکرات جاری جداست.
در مجموع، همزمان با تشدید فشارهای نظامی و اقتصادی علیه جمهوری اسلامی، واشینگتن در تلاش است با ترکیبی از محاصره دریایی و ابتکارهای دیپلماتیک، هم جریان صادرات نفت ایران را محدود کند و هم با شکلدهی به یک ائتلاف بینالمللی، کنترل امنیت کشتیرانی در یکی از حساسترین گذرگاههای انرژی جهان را در دست بگیرد. مسیری که در صورت تداوم، میتواند تنشها در منطقه را وارد مرحلهای تازه کند.
آزادی مطبوعات در جهان به پایینترین سطح در ۲۵ سال گذشته رسیده است و در این میان، ایران با یک پله سقوط در جدول بررسی گزارشگران بدون مرز، در رتبه ۱۷۷ قرار گرفته و همچنان یکی از خطرناکترین کشورها برای خبرنگاران محسوب میشود.
سازمان گزارشگران بدون مرز پنجشنبه ۱۰ اردیبهشت اعلام کرد که از میان ۱۸۰ کشور، وضعیت آزادی مطبوعات تنها در سه کشور چین، کره شمالی و اریتره، از ایران وخیمتر است.
بر اساس یک گزارش پیشین این سازمان که در آذر ۱۴۰۴ منتشر شد، ایران با ۲۱ روزنامهنگار زندانی و یک ناپدید، جزو کشورهایی با بیشترین تعداد روزنامهنگار زندانی است.
در گزارش جدید گزارشگران بدون مرز، روسیه با رتبه ۱۷۲ نیز در میان بدترینها قرار دارد و اروپای شرقی و خاورمیانه همچنان بهعنوان ناامنترین مناطق برای فعالیت رسانهای شناخته میشوند.
همچنین میانگین امتیاز جهانی آزادی مطبوعات در سال ۲۰۲۶ در پایینترین سطح از زمان آغاز این شاخص در ۲۵ سال پیش قرار دارد.
این شاخص که از سوی گزارشگران بدون مرز منتشر میشود، وضعیت کشورها را بر اساس پنج معیار اقتصادی، حقوقی، امنیتی، سیاسی و اجتماعی ارزیابی میکند.
گزارش تاکید میکند شاخص حقوقی بیشترین افت را در سال گذشته ثبت کرده و این موضوع نشانهای از افزایش جرمانگاری فعالیتهای روزنامهنگاری در سطح جهان است.
به گفته گزارشگران بدون مرز، فضای اطلاعاتی در بسیاری از کشورها بهدلیل تغییرات سیاسی و گسترش حکومتهای اقتدارگرا، محدودتر شده است.
برای نمونه، هنگکنگ از زمان تشدید کنترل پکن بر این منطقه، بیش از ۱۲۰ رتبه سقوط کرده و کشورهایی مانند السالوادور و گرجستان نیز سقوط شدیدی در رتبهبندی داشتهاند.
در سال ۲۰۲۶، نیجر با سقوط ۳۷ رتبهای بیشترین افت را در این سال تجربه کرده است.
در مقابل، برخی کشورها بهبود نسبی داشتهاند. سوریه پس از سقوط حکومت بشار اسد، ۳۶ رتبه صعود کرده و به رتبه ۱۴۱ رسیده است. با این حال، وضعیت کلی جهان همچنان رو به وخامت است.
جنگ و آزادی مطبوعات
بر اساس این گزارش، جنگها یکی از عوامل اصلی کاهش آزادی مطبوعات هستند و در مناطقی مانند غزه، سودان و یمن، خبرنگاران با خطرات جدی مواجهاند.
در غزه، از اکتبر ۲۰۲۳ بیش از ۲۲۰ خبرنگار در جریان حملات کشته شدهاند؛ از جمله دستکم ۷۰ نفر در حین انجام وظیفه.
گزارش همچنین به نقش قوانین امنیت ملی در محدود کردن فعالیت رسانهها اشاره میکند.
از زمان حملات ۱۱ سپتامبر، بسیاری از دولتها با گسترش دامنه این قوانین، دسترسی به اطلاعات را محدود کردهاند.
در کشورهایی مانند روسیه، بلاروس و مصر، این قوانین بهطور گسترده علیه خبرنگاران استفاده میشوند.
افزایش فشار بر مطبوعات در کشورهای دموکراتیک
حتی در کشورهای دموکراتیک نیز فشار بر رسانهها افزایش یافته است. در ژاپن، قوانین مربوط به اسرار دولتی، فعالیت خبرنگاران را محدود کرده و در فیلیپین، اتهامات تروریسم برای خاموش کردن صداهای انتقادی بهکار گرفته شده است.
در ترکیه نیز اتهاماتی مانند «اطلاعات نادرست» و «توهین به رییسجمهور»، ابزار سرکوب رسانهها هستند.
در قاره آمریکا، وضعیت آزادی مطبوعات بهویژه از سال ۲۰۲۲ بهشدت بدتر شده است.
ایالات متحده با سقوط هفت رتبهای به جایگاه ۶۴ رسیده و «سیاستهای ضد رسانهای» دولت دونالد ترامپ، یکی از عوامل این افت عنوان شده است.
کاهش بودجه رسانههای دولتی نیز باعث تضعیف نهادهایی مانند صدای آمریکا و رادیو اروپای آزاد شده است.
در آمریکای لاتین، خشونت و جرایم سازمانیافته نقش مهمی در تضعیف رسانهها دارند. کشورهایی مانند اکوادور و پرو با سقوط قابلتوجه رتبه مواجه شدهاند و در نیکاراگوئه، فضای رسانهای عملا فروپاشیده است.
شکایتهای قضایی
این گزارش همچنین به افزایش شکایتهای قضایی با هدف ساکت کردن خبرنگاران اشاره میکند؛ روندی که در کشورهای مختلف از جمله بلغارستان، گواتمالا و برخی کشورهای آسیایی مشاهده میشود.
در بیش از ۸۰ درصد کشورهای جهان، سازوکارهای حمایت از خبرنگاران یا وجود ندارد یا ناکارآمد است.
در مجموع، گزارش سال ۲۰۲۶ سازمان گزارشگران بدون مرز تصویری از جهانی ارائه میدهد که در آن آزادی مطبوعات نه تنها در کشورهای اقتدارگرا، بلکه در دموکراسیها نیز تحت فشار فزاینده قرار دارد و روندی نگرانکننده از محدود شدن فضای اطلاعرسانی در سطح جهانی در حال شکلگیری است.
گزارشها نشان میدهد شبکهای از نفتکشهای تحریمشده با جعل هویت و دادههای موقعیت، صدها میلیون دلار نفت ایران را در بحبوحه محاصره دریایی آمریکا جابهجا میکنند. این اقدام در حالی انجام میشود که واشینگتن تلاش دارد صادرات نفت ایران را بهطور چشمگیری محدود کند.
به نوشته فاکسنیوز، بر اساس گزارش شرکت اطلاعات دریایی Windward AI، گروهی از نفتکشها با دستکاری دادههای سامانه موقعیتیاب (AIS) خود را در نزدیکی بنادر عراق نشان میدهند، در حالی که بهطور مخفیانه به بنادر ایران رفته و نفت بارگیری میکنند. این کشتیها با ارسال پیامهای جعلی درباره مقصد، تصویری نادرست از مسیر خود ارائه میدهند و پس از بارگیری، منشأ محموله را بهگونهای نشان میدهند که گویی از عراق صادر شده است.
این گزارش مشخصاً به چهار نفتکش بسیار بزرگ - Alicia، RHN، Star Forest و Aqua - اشاره میکند که هر یک توان حمل حدود دو میلیون بشکه نفت را دارند. مجموع ظرفیت این چهار کشتی حدود هشت میلیون بشکه، معادل نزدیک به ۸۰۰ میلیون دلار (با فرض قیمت ۱۰۰ دلار برای هر بشکه) برآورد شده است. این نفتکشها با استفاده از پرچمها و ثبتهای جعلی از جمله در کوراسائو و مالاوی فعالیت میکنند.
شرکت Windward همچنین از وجود یک «خوشه» متشکل از حدود ۱۰ نفتکش تحریمشده خبر میدهد که در غرب تنگه هرمز موقعیت خود را جعل کرده و خود را در لنگرگاههای بصره عراق نشان میدهند. به گفته این شرکت، این کشتیها با ایجاد «پوشش دیجیتال» تلاش میکنند رد فعالیت واقعی خود را پنهان کنند.
این تحولات در حالی رخ میدهد که ایالات متحده از ۲۴ فروردین محاصره بنادر ایران را آغاز کرده و این اقدام را بخشی از فشار گسترده برای وادار کردن تهران به پذیرش شروط واشینگتن درباره برنامه هستهایاش میداند. به گفته دونالد ترامپ، این محاصره تا زمان دستیابی به توافق ادامه خواهد یافت.
طبق این گزارش، محاصره دریایی در چند مرحله اجرا شده و شامل استقرار نیروهای دریایی و اعمال محدودیتهای شدید بر فعالیتهای تجاری ایران بوده است. نتیجه این اقدامات، کاهش بیش از ۵۰ درصدی بارگیری و صادرات نفت ایران و متوقف شدن بیش از دو دوجین نفتکش در غرب تنگه هرمز اعلام شده است.
در کنار نفتکشهای بزرگ، شرکت Windward به کشتیهای دیگری نیز اشاره میکند که با سیگنالهای جعلی و مسیرهای غیرعادی تلاش میکنند بارگیری خود را در بنادر عراق جلوه دهند. این موارد شامل نفتکشهای Paola و Adena با اعلام مالکیت عراقی، و همچنین چند نفتکش میانبرد و یک کشتی حمل گاز مایع است که رفتارهای غیرمعمول در مسیرهای دریایی از خود نشان دادهاند.
این شرکت تاکید میکند که این الگوها نشاندهنده تغییر تاکتیکهای «ناوگان سایه» برای دور زدن تحریمها و ادامه صادرات نفت ایران است؛ تاکتیکهایی که با تشدید محاصره دریایی، پیچیدهتر شدهاند.
در همین حال، محمدباقر قالیباف با انتقاد از سیاستهای آمریکا، محاصره نفتی را نتیجه «توصیههای بیارزش» دانست و افزایش قیمت نفت را به این سیاستها نسبت داد. او تاکید کرد که با وجود گذشت چند روز از این اقدامات، برخی از پیشبینیهای مطرحشده درباره پیامدهای فوری آن محقق نشده است.
این گزارش نشان میدهد که در حالی که فشارهای آمریکا صادرات نفت ایران را بهشدت کاهش داده، شبکهای از نفتکشهای پنهانکار همچنان در تلاش است با استفاده از روشهای پیچیده، این محدودیتها را دور بزند و جریان درآمد نفتی ایران را حفظ کند.