فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) با تایید توقیف یک کشتی ایرانی اعلام کرد تفنگداران دریایی آمریکا این شناور را که در مسیر بندرعباس بود، توقیف کردند.
علیحسین قاضیزاده، عضو تحریریه ایراناینترنشنال، گفت جمهوری اسلامی در تلاش است تا از محاصره آمریکا در تنگه هرمز عبور کند.
او افزود برخی کشتیهای ایرانی هشدارهای ارتش آمریکا را نادیده گرفته بودند.
نجات بهرامی، تحلیلگر سیاسی، در مصاحبه با ایراناینترنشنال تاکید کرد مردم عامل اصلی تغییر در ایران هستند.
او افزود مبارزه مردم برای تعیین سرنوشتشان، حتی اگر دونالد ترامپ نیمنگاهی به مدل ونزوئلا داشته باشد، چه با کمک کشورهای جهان و چه بدون همراهی آنها، ادامه پیدا خواهد کرد.
امیر حمیدی، کارشناس امنیت ملی، گفت دور جدید مذاکرات میان آمریکا و جمهوری اسلامی، آخرین فرصت تهران برای استفاده از دیپلماسی جهت دستیابی به توافق خواهد بود.
او افزود در صورت شکست مذاکرات، دونالد ترامپ به «برخوردی قاطع و سرنوشتساز» روی خواهد آورد.
تحلیل منتشرشده در واینت میگوید حمله نیروهای ایرانی به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز، نشاندهنده استفاده هدفمند تهران از این آبراه راهبردی بهعنوان ابزار فشار در مذاکرات با آمریکا است؛ موضوعی که میتواند پیامدهای امنیتی گستردهتری برای منطقه، بهویژه اسرائیل، داشته باشد.
بر اساس این گزارش، قایقهای تندروی وابسته به سپاه پاسداران روز شنبه بدون هشدار به دو کشتی تجاری با پرچم هند در تنگه هرمز شلیک کردند و یک شناور دیگر نیز هدف حمله جداگانه قرار گرفت. این حادثه کمتر از ۲۴ ساعت پس از آن رخ داد که مقامهای ایرانی از «باز بودن کامل» تنگه برای عبور کشتیهای تجاری خبر داده بودند.
به نوشته واینت، [حکومت] ایران بهسرعت موضع خود را تغییر داد و اعلام کرد کنترل تنگه تحت «مدیریت سختگیرانه نیروهای مسلح» قرار دارد و عبور کشتیها منوط به دریافت مجوز و پرداخت عوارض از سوی تهران است.
این تحلیل تاکید میکند که این تغییر موضع، نه یک «پیچیدگی» در روند مذاکرات، بلکه پاسخی روشن به یک پرسش کلیدی است: آیا [حکومت] ایران تنگه هرمز را بهعنوان یک ابزار موقت در مذاکرات میبیند یا یک سلاح راهبردی دائمی؟
به نوشته واینت، تهران روز جمعه برای دستیابی به امتیازاتی مانند آتشبس در لبنان، تنگه را باز کرد، اما با ادامه محاصره دریایی آمریکا، بار دیگر آن را بست. در این چارچوب، تنگه [هرمز] نه کنار گذاشته شده، بلکه بهطور موقت بهعنوان اهرم فشار مورد استفاده قرار گرفته است.
در بخش دیگری از تحلیل آمده است که هدف قرار دادن کشتیهای هندی، پیام مهمی در بر دارد؛ چرا که هند نه متحد نظامی آمریکا در این درگیری است و نه در محاصره دریایی علیه ایران مشارکت داشته است. با این حال، حتی این کشور نیز از تیررس اقدامات [حکومت] ایران در امان نمانده است.
به گفته تحلیلگران، این اقدام نشان میدهد که از نگاه تهران «هیچ بیطرفیای مصون نیست» و کنترل تنگه هرمز بهطور کامل در اختیار ایران باقی خواهد ماند.
این تحلیل همچنین هشدار میدهد که تمرکز صرف بر برنامه هستهای ایران - از جمله سطح غنیسازی و ذخایر اورانیوم - ممکن است ابعاد مهمتری از راهبرد تهران را نادیده بگیرد. بهویژه، توانایی [حکومت] ایران در کنترل تنگه هرمز بهعنوان یک ابزار فشار اقتصادی، میتواند بهمراتب سریعتر و بدون نیاز به سلاح هستهای مورد استفاده قرار گیرد.
به نوشته واینت، هرگونه توافقی که به [حکومت] ایران اجازه دهد کنترل موثر بر تنگه هرمز - از جمله صدور مجوز عبور کشتیها و دریافت عوارض - را حفظ کند، نهتنها تهدید این کشور را کاهش نمیدهد، بلکه آن را در قالبی رسمی تثبیت میکند.
این تحلیل هشدار میدهد که چنین سناریویی میتواند به [حکومت] ایران امکان دهد از موقعیت جغرافیایی خود بهعنوان ابزار فشار دائمی بر اقتصاد جهانی و سیاستهای غرب استفاده کند؛ ابزاری که به گفته نویسنده، حتی بدون داشتن سلاح هستهای نیز کارآمد و خطرناک است.
تحلیل منتشرشده در نشریه اسرائیلنشنالنیوز هشدار میدهد که توافق یا آتشبس احتمالی با [حکومت] ایران، در صورت نبود تضمینهای بلندمدت، میتواند بهجای حل بحران، صرفاً به تعویق آن منجر شود.
در این یادداشت که به قلم دووی هونیگ، مدیرعامل اتاق بازرگانی یهودیان ارتدوکس نوشته شده، آمده است که اعلام آمادگی [حکومت] ایران برای واگذاری اورانیوم غنیشده و توقف حمایت از گروههایی مانند حزبالله و حماس در نگاه نخست میتواند بهعنوان یک «پیروزی» تلقی شود، اما ارزش این تعهدات به میزان پایبندی واقعی به آنها در آینده وابسته است.
این تحلیل با طرح این پرسش که «تضمینکننده اجرای توافق در آینده چه کسی خواهد بود»، تاکید میکند که ساختار سیاسی [حکومت] ایران امکان «بازی با زمان» را فراهم میکند. به گفته نویسنده، رهبران تهران میتوانند با پذیرش محدود برخی خواستهها، فشارها را کاهش داده و منتظر تغییر شرایط سیاسی در ایالات متحده بمانند.
در ادامه آمده است که چنین رویکردی میتواند به یک «عقبنشینی تاکتیکی» از سوی [حکومت] ایران منجر شود، نه یک تغییر راهبردی. این یادداشت هشدار میدهد که در صورت بازگشت درآمدهای نفتی، [حکومت] ایران ممکن است بهسرعت توان نظامی و شبکههای منطقهای خود را بازسازی کند و حتی به منابع خارجی برای تامین تجهیزات روی آورد.
نویسنده با اشاره به تجربههای پیشین، تاکید میکند که تهران در گذشته نیز از مذاکرات برای خرید زمان استفاده کرده و در صورت باقی ماندن زیرساختها، میتواند در آینده با قدرت بیشتری بازگردد.
این تحلیل همچنین نبود تضمینهای پایدار را یکی از نقاط ضعف اصلی هرگونه توافق احتمالی میداند و مینویسد که بدون سازوکاری که فراتر از تغییر دولتها عمل کند، توافقها ممکن است دوام نداشته باشند.
در جمعبندی، این تحلیل نتیجه میگیرد که صلح پایدار نیازمند «تضمینهای محکم و بلندمدت» است و توافقهای کوتاهمدت، در بهترین حالت، تنها میتوانند بحران را به آینده موکول کنند.