تعطیلی گسترده مدارس و دانشگاهها که بهگفته مقامات حکومتی با هدف «حفظ جان دانشآموزان» آغاز شد، اکنون با قطع سراسری اینترنت بینالمللی و جایگزینی آن با شبکه ملی اطلاعات، به یک بنبست آموزشی تبدیل شده است.
وعدههای دولتی و واقعیتهای «شاد»
وزارت آموزش و پرورش در آخرین ابلاغیه خود که در ۱۵ فروردین ۱۴۰۵ صادر شد، رسما اعلام کرد که تمامی مدارس کشور تا ۳۱ فروردین ماه بهصورت غیرحضوری فعالیت خواهند کرد.
علیرضا کاظمی، وزیر آموزش و پرورش، مدعی شده است که پلتفرم «شاد» بر بستر شبکه ملی بدون مشکل در حال ارائه خدمات است.
با این حال، واقعیت روی زمین حکایت از یک «تبعیض آموزشی» گسترده دارد. در حالی که ترافیک این شبکه طبق ابلاغیه ۱۷ فروردین رایگان اعلام شده، اما قطع اینترنت بینالمللی و اختلال در زیرساختهای مخابراتی، دسترسی دانشآموزان در مناطق محروم و درگیر جنگ را عملا به صفر رسانده است.
از سوی دیگر، وزارتخانه با تعلیق تصمیمگیری درباره امتحانات نهایی پایه دوازدهم به «اقتضای زمان»، صدها هزار دانشآموز را در وضعیت بلاتکلیفی مطلق قرار داده است.
دانشگاهها؛ تحصیل در انزوای علمی
در آموزش عالی، وضعیت از اختلال گذشته و به بنبست رسیده است. بر اساس بخشنامه ۹ فروردین ۱۴۰۵، تمامی دانشگاهها موظف به برگزاری صرفا مجازی کلاسها و جلسات دفاع شدهاند.
- تعلیق کنکور: سازمان سنجش در ۱۹ فروردین رسما اعلام کرد که بهدلیل «ناپایداری زیرساختها»، ثبتنام کنکور ۱۴۰۵ به تعویق افتاده است؛ تصمیمی که به معنای تعلیق سرنوشت یک نسل تا اطلاع ثانوی است.
- فلج شدن پژوهش: قطع اینترنت و دسترسی به منابع علمی جهان، عملا فرآیند تحقیق و توسعه را در سطح تحصیلات تکمیلی متوقف کرده است.
یک مخاطب با ارسال پیامی به ایراناینترنشنال گفت: «دانشجوی تحصیلات تکمیلی نیاز به اینترنت دارد. هیچ چشماندازی توسط دانشگاه برای این ترم مشخص نشده است. کلاسهای آزمایشگاه، تاریخ تصویب و دفاع پروپوزال و …، همهچیز بهنوعی در حالت تعلیق درآمده و به بخشنامههای سطحی و گنگ تبدیل شده که به تمامی زمانهای حدودی اعلام شده هم، مدتزمان جنگ اضافه خواهد شد.»
این دانشجو همچنین با اشاره به نبودن برنامهای مشخص برای حضوری کردن کلاسها، دلیل این تصمیم را «کنترل فضای امنیتی و استفاده از مراکز آموزشی برای نیروهای سرکوبگر» عنوان کرد و گفت: «واقعا توهینآمیز است، تنها کار عملیاتی که انجام شده، انتقال کلاسها به پیامرسانهای داخلی است. با این شرایط دانشجویان ارشد و دکتری چطور میتوانند از لحاظ روانی، ذهنی و سختافزاری کارآمد باشند؟»
دانشجوی دیگری در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفت: «دوره لیسانس ما هیچ و پوچ بود. از کرونا تا جنبش مهسا، از انقلاب ملی تا جنگ؛ دانشگاه یا تعطیل و غیرحضوری بود، یا مورد حمله نیروهای سرکوبگر قرار میگرفت، یا محل استقرار آنها بود.»
او با اشاره به اینکه در ترم پایانی قرار دارد و باید از پایاننامه خود دفاع کند، گفت: «رشته من عکاسی است و باید برای دروس عملی و پایاننامهام عکاسی کنم. اما این روزها بالا بردن گوشی تلفن همراه برای عکاسی هم میتواند جرم باشد و تبعات داشته باشد، چه برسد به اینکه سهپایه و دوربین در شهر بگذاری. همین میتواند با اتهامات امنیتی جدی روبهرو شود.»
این دانشجو همچنین موضوع تعلیق کلاسها و روند آموزشی و دسترسی به منابع مختلف برای نوشتن پایاننامه و حتی در دسترس نبود استادان راهنما و تعطیلی دانشگاهها برای پیگیری چگونگی روند جلسات دفاع را از مهمترین موضوعات دانشجویان در قطعی اینترنت دانست.
تحصیل در خانه؛ کلاس درسی که دیگر نیست
بخش بزرگی از بحران آموزش در زمان جنگ اما بر دوش والدینی است که میان دو راهی «نان و جان» گرفتار شدهاند.
در حالی که ادارات بهصورت نوبتی فعالیت میکنند، بسیاری از والدین مجبورند فرزندان خود را در خانه تنها بگذارند و یا به نزدیکان خانواده از جمله پدر و یا مادربزرگ بسپارند که این وضعیت بار آموزشی را به دوش خانوادههایی انداخته است که خود تحت فشار شدید معیشتی و روانی هستند.
یک مخاطب ایراناینترنشنال گفت: «من و همسرم هر دو شاغل هستیم و تا ۵ عصر کار میکنیم. کلاسهای آنلاین دختر کلاس اولمان اما از ساعت ۱۲ ظهر شروع میشود. در این شرایط ما مجبور هستیم او را پیش مادربزرگش بگذاریم که کار کردن با این اپلیکیشنهایی را که مدام قطع میشود بلد نیست و طبیعتا با سیستم آموزشی و نحوه دروس آشنا نیست.»
این مخاطب، چنین وضعیتی را آزار مضاعف خانوادهها و خالی شدن کلاسها از بار علمی و پیشرفت بچهها دانست و تاکید کرد کودکان این رده سنی که در دوره کرونا، دو جنگ و دو اعتراض بسیار بزرگ زندگی کردهاند، زیست و آموزششان بهشدت آسیب دیده است.
این مادر به موضوع پرداختن شهریه کامل یک سال تحصیلی اشاره کرد و گفت: «ما فرزند خود را در یک مدرسه غیردولتی ثبتنام کردیم و هزینه کامل یک سال را هم پرداخت کردیم، اما تقریبا بیشتر سال تحصیلی یا مدارس تعطیل بود، یا غیرحضوری و بار آموزش به دوش ما و خانواده بود. همینطور این هزینه شامل کلاسها و فعالیتهای جانبی بود که فرزند ما از هیچکدام از آنها استفاده نکرد و خب مدرسه هم هیچ برنامهای برای بازپس دادن هزینه ندارد و این هم یک مشکل بزرگ دیگر است.»
تثبیت شکاف آموزشی در زیر سایه موشک
آنچه امروز در ایران رخ میدهد، صرفا یک اختلال موقت تحصیلی نیست؛ بلکه تثبیت سیستم «اینترنت طبقاتی» در ساختار آموزشی است. درحالیکه اقلیتی با دسترسی به اینترنتهای خاص از جمله سیمکارت سفید به منابع آموزشی دسترسی دارند، یا گروهی اندک با پرداخت هزینههای بسیار زیاد به اینترنت ماهوارهای استارلینک متصل هستند، اکثریت جامعه با مدارس و دانشگاههایی که تنها نامی از آنها باقی مانده، رها شدهاند.
جمهوری اسلامی مدعی مدیریت بحران است، اما تمدید پیدرپی تعطیلیها و سکوت درباره سرنوشت امتحانات نهایی و کنکور، نشاندهنده نبود کمترین چشمانداز برای آینده است. با تداوم قطعی بیش از ۴۵ روزه اینترنت، حق آموزش در ایران به یک «امتیاز سیاسی» تبدیل شده و نسلی در حال شکلگیری است که هزینه جنگ را نه فقط با امنیت، بلکه با ویرانی آینده تحصیلی خود میپردازد.