یک گروه حقوق بشری: خفقان موجود، حتی از دوران پیش از تنشهای نظامی فراتر رفته است
شبکه همبستگی برای حقوق بشر در ایران با انتقاد از اعدامها و بازداشت فعالان مدنی، اعدام را «قتل عمد حکومتی» خواند و خواستار توقف فوری احکام و آزادی زندانیان سیاسی شد. این شبکه ضمن تاکید بر «نه به جنگ»، نسبت به تشدید سرکوب و بحرانهای معیشتی هشدار داد.
وزارت خزانهداری آمریکا مجموعهای از تحریمها را علیه سه شخص، ۱۷ شرکت و ۹ نفتکش مرتبط با جمهوری اسلامی اعمال کرد. در این اقدام، شبکه وابسته به محمدحسین شمخانی و همچنین یک شبکه تامین مالی مرتبط با حزبالله لبنان هدف قرار گرفت.
آمریکا اعلام کرد شبکه محمدحسین شمخانی با استفاده از شرکتهای پوششی در امارات متحده عربی، هند و جزایر مارشال تحریمها را دور زده و از طریق فروش نفت و گاز مایع ایران و روسیه میلیاردها دلار درآمد ایجاد کرده است.
به گفته وزارت خزانهداری آمریکا، شمخانی مدیریت یک امپراتوری چند میلیارد دلاری فروش نفت را برعهده دارد که به سود حکومت ایران فعالیت میکند.
این اقدام در ادامه تحریم شبکه شمخانی در ژوییه ۲۰۲۵ انجام شد؛ اقدامی که بزرگترین تصمیم دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری آمریکا از زمان احیای کارزار فشار حداکثری علیه جمهوری اسلامی در دولت دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، خوانده شد.
وزارت خزانهداری آمریکا همچنین سید بدر الدين نعايمائی موسوی، تبعه ایران و تامینکننده مالی حزبالله لبنان، و سه شرکت مرتبط با شبکهای پیچیده در فروش نفت ایران در ازای طلای ونزوئلا را تحریم کرد.
بهگفته این وزارتخانه، این شبکه در نهایت به نفع حزبالله و نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی فعالیت میکرد.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، گفت: «وزارت خزانهداری با اجرای خشم اقتصادی، نخبگان حکومت مانند خانواده شمخانی را که به بهای زیان مردم ایران سود میبرند، هدف قرار میدهد. تحت رهبری دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، خزانهداری به قطع شبکههای قاچاق غیرقانونی و شبکههای نیابتی تروریستی ایران ادامه خواهد داد. موسسات مالی باید آگاه باشند که خزانهداری از همه ابزارها، از جمله تحریمهای ثانویه، علیه حامیان فعالیتهای تروریستی تهران استفاده میکند.»
این اقدام در مقطعی حساس از تنش طولانیمدت میان واشینگتن و تهران انجام میشود.
مقامهای آمریکایی و ایرانی در حال حاضر در حال بررسی راههایی برای تمدید یک آتشبس شکننده پس از هفتهها درگیری هستند و دیپلماتهایی از چند کشور منطقه نیز در سکوت دو طرف را به سمت توافقی گستردهتر سوق میدهند.
مقامهای ایرانی بارها گفتهاند هر توافقی باید شامل کاهش تحریمهای آمریکا باشد که اقتصاد کشور را بهشدت آسیب زده است.
با وجود این تلاشهای دیپلماتیک، تحریمهای جدید نشان میدهد واشینگتن همچنان به فشار اقتصادی علیه شبکههای ایرانی دخیل در فروش نفت و فعالیتهای مالی مرتبط با دولت و متحدانش متکی است.
کارزارهای جمعآوری کمک مالی در سراسر کشمیر تحت کنترل هند پس از کشته شدن علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، نزدیک به دو میلیون دلار برای حکومت ایران جمعآوری کردهاند؛ موضوعی که عمق پیوندهای مذهبی و ایدئولوژیک میان جامعه شیعه این منطقه و جمهوری اسلامی را نشان میدهد.
این ارتباط آنقدر عمیق است که این منطقه از مدتها پیش «ایران کوچک» نامیده میشود.
در شهرها و روستاهای این منطقه، تصاویر خامنهای در مراسم جمعآوری کمکها دیده میشد، جایی که ساکنان هر آنچه میتوانستند اهدا میکردند: اسکناس، طلا و حتی ظروف مسی خود را.
این کارزارهای جمعآوری کمک مالی که در اواخر مارس در شهرهایی از جمله بودگام و سرینگر برگزار شد، امکان انتقال مستقیم مبالغ به سفارت جمهوری اسلامی در دهلینو را فراهم کرد. سفارت جمهوری اسلامی در هند نیز از ۲۳ مارس یک کد کیوآر برای دریافت کمکهای مالی در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرده است.
طبق گزارش رسانههای محلی، تنها در یک هفته نزدیک به ۱۸۰ میلیون روپیه (حدود دو میلیون دلار) در سراسر کشمیر جمعآوری شد، بدون احتساب مبالغی که بهطور مستقیم به حساب سفارت واریز شده است.
یکی از کمکهایی که ایراناینترنشنال مشاهده کرده، نشانمیدهد ۲۶ میلیون روپیه (حدود ۲۸ هزار دلار) به سفارت جمهوری اسلامی داده شده است.
چک پرداخت شده به سفارت جمهوری اسلامی در هند
جمعآوری کمکها چند هفته پس از آن صورت گرفت که در پی حمله هوایی آمریکا و اسرائیل در ۹ اسفند و کشته شدن خامنهای، اعتراضات گستردهای در کشمیر شکل گرفت.
تظاهرات در سرینگر و در برخی نقاط به خشونت کشیده شد و دستکم ۱۲ نفر، از جمله پنج پلیس، زخمی شدند. مقامها در واکنش از گاز اشکآور و باتوم استفاده کردند، مدارس تعطیل، اینترنت موبایل برای پنج روز محدود و دستکم ۵۰ نفر بازداشت شدند.
در میان این ابراز خشم، برخی معترضان خواستار انتقام شدند. یکی از معترضان در سرینگر در اول مارس به رویترز گفت: «ما کسانی را که به مسلمانان ظلم میکنند خواهیم کشت.»
این ناآرامیها باعث شد مقامها چند چهره سیاسی را که به انتشار محتوای تحریکآمیز در فضای آنلاین متهم شده بودند، مورد بازجویی قرار دهند. یکی از آنها آقا سید روحالله مهدی، نماینده سرینگر و روحانی شیعه بانفوذ با پایگاه فرقهای گسترده بود.
او در فیسبوک نوشت: «برخی احمقها در پلیس و دستگاه اداری جامو و کشمیر فکر میکنند با کاهش یا لغو محافظت من و تعلیق حساب فیسبوکم میتوانند مانع افشای اقداماتشان شوند. این خندهدار است.»
جُنید عظیم متو، شهردار سابق سرینگر، نیز پس از محکوم کردن کشته شدن خامنهای در ایکس، محافظت خود را از دست داد.
دنی سیترینوویچ، پژوهشگر موسسه مطالعات امنیت ملی در تلآویو و رییس پیشین بخش ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل، در گفتوگو با ایراناینترنشنال هشدار داد که این کمکها میتواند نشانهای باشد از اینکه جمهوری اسلامی پس از خامنهای، که احتمالا تحت سلطه سپاه پاسداران خواهد بود، ممکن است تهاجمیتر عمل کند.
او گفت: «کسانی که فکر میکنند این موضوع فقط در حد کمکهای مالی باقی میماند کاملا اشتباه میکنند.»
برای پژوهشگران اسلام در جنوب آسیا، واکنشها در کشمیر بازتابدهنده ارتباطی دیرینه، اما اغلب نادرست درکشده، میان این منطقه و ایران است.
جاستین جونز، متخصص اسلام معاصر در جنوب آسیا در دانشگاه آکسفورد، به ایراناینترنشنال گفت برای اکثر شیعیان هند، جمهوری اسلامی بیشتر بهعنوان یک نماد سیاسی عمل میکند تا یک مرجع دینی مستقیم.
او با اشاره به نظریه ولایت فقیه که پس از انقلاب ۱۳۵۷ از سوی روحالله خمینی مطرح شد، گفت: «اندیشه سیاسی ولایت فقیه در بخش زیادی از هند چندان نفوذ عمیقی ندارد.»
او افزود: «این بیشتر نوعی تصور از قدرت شیعی است که شاید تاثیری روانی و نه سیاسی داشته باشد.»
اما کشمیر متفاوت است.
جونز با اشاره به نقش موضوعاتی نظیر عدالت سیاسی و جریانهای ایدئولوژیک مرتبط با ولایت فقیه گفت: «کشمیر یکی از مناطقی است که بیشترین پذیرش نفوذ ایران را داشته است».
جاوید بیگ، فعال حقوق بشر در بودگام، به ایراناینترنشنال گفت: «در اینجا ایران بهعنوان نماینده جهان اسلام دیده میشود.»
او افزود: «هیچ رهبر مسلمانی به اندازه سید علی خامنهای بهعنوان مخالف سرسخت ایالات متحده و متحدانش شناخته نمیشد.»
او گفت این برداشت در میان برخی مسلمانان سنی در سراسر شبهقاره نیز، بهویژه در زمینه جنگ اسرائیل در غزه، بازتاب داشته است.
یک دانشجوی حقوق کشمیری که نخواست نامش فاش شود، از دو نوع واکنش در میان شیعیان جوان سخن گفت.
او به ایراناینترنشنال گفت یک گروه جمهوری اسلامی را نظامی سیاسی میداند که باید حفظ شود و فروپاشی آن را «تقریبا بهطور وجودی ویرانکننده» تلقی میکند. گروه دیگر انقلاب ۱۳۵۷ ایران را فرآیندی تاریخی میداند که حتی در صورت سقوط نظام کنونی نیز میتواند ادامه یابد.
او گفت: «آنها آن را چیزی در حال تحول میبینند. ممکن است موقتا شکست بخورد، اما باوری قوی به بازگشت و احیای آن در آینده دارند.»
سایمون ولفگانگ فوکس، استاد دانشگاه عبری اورشلیم، گفت نفوذ جمهوری اسلامی در این منطقه فراتر از سیاست است.
او گفت: «برای آنها، ایران یک فضای مذهبی است؛ جایی افسونشده که در آن یک دولت شیعی وجود دارد.»
او افزود: «سرمایه نمادین ایران تضعیف نشده است… برای شیعیان جنوب آسیا، ایران بهعنوان حامی و محافظ آنها دیده میشود.»
این ارتباط با بازگشت روحانیون آموزشدیده در ایران به جنوب آسیا و سفر زائران از طریق ایران به اماکن مقدس در عراق عمیقتر شده و ایران را به بخشی از یک جغرافیای مقدس گستردهتر تبدیل کرده است.
این دانشجو گفت بسیاری از شیعیان منطقه، این جغرافیا یعنی از ایران تا عراق را برای آینده جنبشهای سیاسی شیعه، حیاتی و مرکزی میدانند.
او گفت: «ایران و عراق نمادهای جغرافیای مقدس سنت شیعه را در خود دارند. اگر چنین جنبشی دوباره شکل بگیرد، باید در همین جغرافیا باشد، نه خارج از آن.»
او برآورد کرد حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد شیعیان کشمیری بر این باورند که هر احیای آینده این ایدئولوژی در خاورمیانه خواهد بود، نه در جنوب آسیا.
این پیوندها از سوی نهادهایی که مستقل از تهران فعالیت میکنند نیز تقویت میشود.
بر اساس تحقیقات «فروم خاورمیانه»، بنیاد یادبود خمینی، سازمانی مرتبط با جمهوری اسلامی در کشمیر، روحانیون محلی را آموزش میدهد و منابع مالی برای آموزش دینی را تامین میکند.
بر اساس تحقیقات «اتحاد علیه ایران هستهای»، دانشگاه بینالمللی المصطفی در قم، که بودجه آن مستقیما از سوی رهبر جمهوری اسلامی تامین میشود، حوزههای علمیه وابستهای در هند و پاکستان دارد که فارغالتحصیلان آن برای اداره نهادهای دینی بازمیگردند.
بیگ گفت: «بسیاری از مردم، حتی از روستای من، هنوز در ایران هستند. آنجا زندگی، تجارت و تحصیل میکنند. اینگونه است که پیوندی قوی میان دو جامعه شکل میگیرد.»
با این حال، برای برخی تحلیلگران امنیتی، این ارتباطات نگرانیهایی درباره رادیکالیزه شدن سیاسی ایجاد میکند.
ساجد یوسف شاه، تحلیلگر سیاسی در جامو و کشمیر و عضو حزب حاکم ملیگرای هندو در هند، به ایراناینترنشنال گفت وفاداری ایدئولوژیک به جمهوری اسلامی در میان جامعه شیعه منطقه عمیق است.
او گفت: «آنها مدرنیزاسیون نمیخواهند. غربیسازی نمیخواهند. هیچ تغییر رژیمی در ایران نمیخواهند.»
یوسفشاه افزود بسیاری از حامیان، خواهان بقای جمهوری اسلامی هستند نه تکرار آن در جایی دیگر.
ابهیناو پاندیا، مدیرعامل بنیاد اوسناس، نیز به ایراناینترنشنال گفت: «نفوذ ایدئولوژیک تهران یک وفاداریهای فراملی ایجاد کرده است.»
او گفت: «مسلمانان شیعه در هند بهشکل فزایندهای تحت تاثیر رژیم ایران قرار گرفتهاند. این بسیار مشکلساز است.»
پاندیا همچنین به ارتباط میان گروههای مسلح همسو با حکومت ایران مانند حماس و حزبالله با شبکههای شبهنظامی ضد دولت هند در منطقه اشاره و به گزارشهای رسانههای هندی در این زمینه استناد کرد.
سیترینوویچ نیز همین نگرانی را در گفتوگو با ایراناینترنشنال مطرح کرد و گفت شبکههای دانشجویی و مذهبی ایران در هند میتوانند به کانالهای جذب نیرو تبدیل شوند.
او گفت: «پلتفرمی که آنها ایجاد کردهاند، از طریق کنترل مراکز مذهبی، دانشگاهها و شبکههای اجتماعی، این مکانها را به بسترهایی مناسب برای جذب نیرو تبدیل کرده است.»
سیترینوویچ به سابقه جمهوری اسلامی در واکنشهای جهانی پس از کشته شدن مقامهای ارشد خود اشاره کرد و گفت پس از ترور قاسم سلیمانی و محسن فخریزاده در سال ۲۰۲۰، طرحهایی در آفریقا، اروپا و آسیا کشف و خنثی شدهاند.
او گفت: «نباید کسی تعجب کند اگر در هفتهها یا ماههای آینده دوباره ببینید حکومت ایران تلاش میکند اقدامی علیه هند انجام دهد.»
با این حال، مقامهای هندی آشنا با این موضوع میگویند این نگرانیها ممکن است اغراقآمیز باشد.
یک مقام پیشین شورای امنیت ملی هند گفت همبستگی پس از کشته شدن خامنهای بیشتر بازتاب احساسات مذهبی بوده تا بسیج سیاسی.
او این اعتراضات را نوعی سوگواری جمعی رایج در جوامع شیعه توصیف کرد و گفت: «این احترام بیشتر جنبه مذهبی دارد تا مبارزاتی.»
او افزود در حالی که مقامها کارزارهای جمعآوری کمک را زیر نظر دارند، آنها را آنقدر مهم نمیدانند که نیاز به مداخله داشته باشد. خود این کمکها نیز تصویر پیچیدهتری را نشان میدهد.
رسانههای محلی گزارش دادهاند برخی اهداکنندگان هندو که به روابط تاریخی ایران با شبهقاره علاقه دارند نیز در این کارزار مشارکت کردهاند.
فابریزیو اسپزیاله، استاد تاریخ هندو-ایرانی در پاریس، گفت ارتباطات فرهنگی میان ایران و جنوب آسیا همواره فراتر از مرزهای مذهبی بوده است.
او گفت فرهنگ فارسی بهطور تاریخی بهعنوان زبان مشترک فکری در سراسر منطقه عمل کرده و دانشمندان سنی، شیعه، هندو و حتی اروپایی را به هم پیوند داده است.
او افزود این میراث تفاوت قابل توجهی با ایدئولوژی سیاسی مدرن ولایت فقیه دارد.
اما برای بیگ، پیوند میان جامعه شیعه کشمیر و ایران فراتر از سیاست است. او گفت: «بیش از ۹۰ درصد از کارهایی که در زندگی روزمره انجام میدهیم مشابه آن چیزی است که شما در ایران انجام میدهید.»
او گفت حتی اگر جمهوری اسلامی فروبپاشد، این ارتباط باقی خواهد ماند. باید هر تغییری در ایران را پذیرفت، اما این پیوند باقی خواهد ماند.
تحلیل محتوای نزدیک به ۳۵۰۰ پیام ارسالی مخاطبان ایراناینترنشنال پس از اعلام آتشبس دو هفتهای، بیانگر موج احساسات پیچیده در جامعه ایرانی است. سهم احساسات متناقض امید، خشم و ناامیدی در این پیامها تقریبا برابر است.
این پیامها پس از چهارشنبه ۱۹ فروردین و اعلام آتشبس، عمدتا از تهران، مشهد، کرج، شیراز، رشت، اصفهان، تبریز، اهواز، بندرعباس، کرمانشاه و شهرهای کوچکتر مانند فردیس، گرمدره، لاهیجان، ساری و بابل برای ایراناینترنشنال ارسال شدند.
با توجه به قطع سراسری اینترنت جهانی در ایران به دست جمهوری اسلامی، این پیامها به صورت استثنا، از سوی معدود مخاطبانی که توانستند به اینترنت جهانی دسترسی پیدا کنند، ارسال شده است. ممکن است برخی از این پیامها را کاربرانی ارسال کرده باشد، که با اجازه حکومت به «سیمکارت سفید» دسترسی دارند.
امید: انتظار برای فراخوان شاهزاده و اعتماد به مسیر
بیش از ۲۵ درصد از پیامهای دریافتی، محتوایی شامل امید و انتظار برای اقدامات آینده است. در این گروه، مردم آتشبس را موقتی، تاکتیک و تنفس مصنوعی به حکومت میدانند. در عینحال با تکرار نقل قول «نور بر تاریکی پیروز است» معتقدند در نهایت، شرایط برای سرنگونی جمهوری اسلامی فراهم خواهد شد.
مخاطبی از رشت نوشته است: «ناامید نشید، این آتشبس یعنی سورپرایز دوباره. صبور باشید.»
مخاطب دیگری از تبریز نوشته است: «ترامپ کارش رو بلده. نگران نباشید، پشت این آتشبس برنامه داره.» مخاطب دیگر از اهواز تاکید کرده است:«ما منتظر فراخوان شاهزاده هستیم. جاوید شاه.»
در این گروه، بسیاری از پیامها به شاهزاده رضا پهلوی به عنوان تنها نقطه امید جمعی اشاره کردهاند و تاکید دارند که «کار نهایی با خود ماست.»
دغدغههای روزمره: اقتصاد و اینترنت
حدود ۱۸ درصد پیامها به مشکلات اقتصادی و قطعی اینترنت اختصاص دارد. تورم، بیکاری، گرانی دارو و غذا، تعدیل نیرو و هزینههای سرسامآور کانفیگ (تنظیم و راهاندازی ابزارهای دور زدن فیلترینگ و اتصال به اینترنت آزاد) که از ۷۰۰ هزار تا ۲ میلیون تومان برای هر گیگ است، بارها تکرار شده است.
مخاطبی از شیراز نوشت: «سیگار ۶۰ تومنی شده ۱۲۰-۱۵۰ تومن. خیلیها بیکار شدن.» مخاطب دیگری از کرج نوشته است: «برای یک گیگ اینترنت یک میلیون تومن دادم. کسبوکارم نابود شد.»
یکی از مخاطبان از مشهد نوشت: «داروهای سرطانی کمیاب و چند برابر شده. حال مردم خوب نیست.»
ناامید: احساس شکست
نزدیک به ۱۷ درصد مخاطبان احساس ناامیدی و افسردگی عمیق داشتند. آنها آتشبس را «نیمهکاره ول کردن جنگ» و «پایان امید» توصیف کردهاند. کلماتی مانند «دنیا رو سرم خراب شد»، «گریه میکنم»، «دیگه امیدی نداریم» و «بدبختتر شدیم» بارها تکرار شده است.
شهروندی از تهران نوشته است «دنیا رو سرم خراب شد… این همه سختی رو تحمل نکردیم که آتشبس بشه.» شهروند دیگری نوشته است «ما این همه کشته ندادیم که جمهوری قاتل بمونه و آتشبس بشه.»
شهروند دیگری از مشهد نوشته است: «گریه میکنم برای جوونیمون که حتی نت بینالملل هم نداریم.»
این پیامها نشاندهنده فشار روانی سنگین بر نسل جوان و خانوادهها است.
خشم: احساس خیانت
در کنار ناامیدی، حدود ۱۴ درصد مخاطبان، مستقیما دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو را به «بیانصافی»، «خیانت» و «فریب» متهم کردهاند. کلماتی مانند «لعنت»، «بیشرف»، «خیانت به خون جاویدنامها» و «چرا جنگ رو شروع کردی؟» بسیار پرتکرار است.
کاربری از تهران نوشته است: «آقای ترامپ، آتشبس یعنی خیانت به خون هزاران جاویدنام.» کاربر دیگری از شیراز نوشته است: «ترامپ ثابت کرد که از اوباما هم بایدنتره.»
مخاطبی از رشت با ارسال پیامی، خطاب به ترامپ نوشته است: «تو که قول دادی مردم رو تنها نمیذاری، چرا ول کردی رفتی؟»
مخاطبی از اهواز نیز خطاب به آمریکا نوشت: «این رسمش نبود، ما از شما کمک خواستیم که ایران را آزاد کنید اما نه تنها آزاد نکردید، بلکه یک کشور خیلی بدتر به ما تحویل دادید.»
این خشم اغلب با حس فریبخوردگی و عصبانیت از «امید الکی» همراه است و نشان میدهد که مردم احساس میکنند در یک بازی سیاسی قربانی شدهاند.
پیام ایرانیان به جهان
تحلیل کلی این پیامها نشان میدهد که اکثریت مردم مخالف هر نوع آتشبس یا توافق هستند و سرنگونی کامل جمهوری اسلامی را تنها راهحل میدانند.
آنها تاکید دارند که ماندن این حکومت «ترسناکترین کابوس» است و حاضرند سختیهای بیشتر را تحمل کنند تا «خون جاویدنامها پایمال نشود».
در نهایت، این پیامها تصویری از جامعهای خسته اما مقاوم ترسیم میکنند که همزمان ناامید و امیدوار است. مردم ایران نه تنها منتظر اقدام خارجی هستند، بلکه خود را آماده «فراخوان نهایی» میدانند. صدای غالب آنها این است: «ما کوتاه نمیآییم. نور بر تاریکی پیروز خواهد شد.»
کدام شهرها چطور فکر میکنند؟
در مجموع ۳۰۷۵ پیام بررسیشده، ۹۲۰ پیام مربوط به تهران بود. در تهران، رتبه اول محتوای پیامها با اختلاف به دسته امید و اعتماد به ادامه مسیر اختصاص دارد. مردم تهران اغلب آتشبس را موقتی و تاکتیکی دانستند و به فراخوان شاهزاده و پیروزی نهایی امیدوار هستند.
پس از تهران، مشهد با ۳۸۰ پیام در رتبه دوم قرار دارد. بسیاری از پیامهای مشهد با حس ناامیدی نسبت به ادامه حملات به جمهوری اسلامی و خشم از آتشبس اختصاص داشت.
کرج و حومه (شامل فردیس، عظیمیه، گرمدره و …) با ۳۱۰ پیام در رتبه سوم قرار داشتند. در این منطقه خشم شدید از توقف حملات و آتشبس غالب است. برخی از پیامها مستقیما ترامپ و نتانیاهو را خطاب قرار دادند و نسبت به توقف حملات اعتراض کردند.
شیراز با ۲۱۰ پیام در رتبه چهارم قرار دارد. در شیراز دوباره امید و اعتماد به ادامه مسیر رتبه اول را دارد. پیامهای شیرازیها بیشتر به صبر، اتحاد و امید به پیروزی نهایی تاکید داشتند.
رشت با ۱۸۰ پیام رتبه پنجم را دارد. مردم رشت اغلب از فشار اقتصادی، بیکاری و بلاتکلیفی سخن گفتند. اصفهان با ۱۶۰ پیام رتبه ششم را دارد و در آنجا خشم شدید بیشترین پیام را تشکیل داده است. تبریز با ۱۴۰ پیام رتبه هفتم است. در تبریز دوباره امید رتبه اول را بهخود اختصاص داده است. اهواز با ۱۲۰ پیام رتبه هشتم را دارد و مثل مشهد و رشت، ناامیدی بابت توقف حملات و گلایه از وضعیت اقتصادی در آن غالب است.
بندرعباس و کرمانشاه رتبههای نهم و دهم را دارند. پیامهای بندرعباس بیشتر خشم از آتشبس را نشان میدهد، در حالی که در کرمانشاه امید غالب است.
در نهایت ۲۶۰ پیام بدون ذکر شهر برای ایراناینترنشنال ارسال شده که در آنها هم امید غالب بود.
تهران و شهرهای بزرگتر امید بیشتری نشان دادند، در حالی که مشهد، رشت و اهواز بیشتر تحت تاثیر ناامیدی بودند و کرج و اصفهان خشم بیشتری داشتند. این توزیع نشان میدهد که احساسات مردم یکسان نیست و بسته به شهر و شرایط محلی تفاوت دارد، اما امید به سرنگونی و بازگشت شاهزاده در اکثر نقاط کشور همچنان قویترین صدای جمعی است.
بر اساس آمار رسمی، خسارت اقتصادی جنگ به ایران طی ۴۰ روز به ۲۷۰ میلیارد دلار رسیده است که معادل حدود ۳ هزار دلار به ازای هر نفر است، و انتظار میرود با تشدید اختلال در تجارت در پی محاصره بندرهای جنوبی ایران از سوی آمریکا، این زیانها افزایش یابد.
فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت در جمهوری اسلامی، سهشنبه ۲۵ فروردین گفت خسارتهای ناشی از کارزار نظامی آمریکا و اسرائیل حدود ۲۷۰ میلیارد دلار برآورد شده است.
روزنامه نیویورکتایمز نیز بهنقل از سه مقام ایرانی و دو اقتصاددان گزارش داد که برآوردهای اولیه بهطور کلی با این رقم همخوانی دارد و میزان خسارت را حدود ۳۰۰ میلیارد دلار یا بیشتر ارزیابی کرده است.
برآوردهای اولیه اندیشکده آمریکایی «بنیاد دفاع از دموکراسیها» نیز نشان میدهد ایران حدود ۱۵۰ تا ۳۰۰ میلیارد دلار خسارت اقتصادی متحمل شده است.
با در نظر گرفتن جمعیتی حدود ۹۲ میلیون نفر، برآورد پایین ۱۵۰ میلیارد دلار معادل حدود ۱۶۰۰ دلار به ازای هر نفر است و در برآورد بالاتر به نزدیک ۳۲۵۰ دلار برای هر نفر میرسد.
این ارقام نشاندهنده از دست رفتن ثروت ملی از طریق تخریب، توقف تولید و اختلال در تجارت است.
بهگفته منابع آگاه از رایزنیهای داخلی در جمهوری اسلامی که با ایران اینترنشنال صحبت کردهاند، بانک مرکزی ایران به مسعود پزشکیان، رییس دولت در جمهوری اسلامی، هشدار داده است که بازسازی اقتصاد آسیبدیده از جنگ ممکن است بیش از یک دهه طول بکشد.
در این ارزیابی که اخیرا به پزشکیان ارائه شده، مقامهای ارشد اقتصادی گفتهاند خسارتهای وارد شده در جریان جنگ ۴۰ روزه با آمریکا و اسرائیل، در کنار وضعیت شکننده پیشین اقتصاد ایران، ممکن است تا ۱۲ سال زمان برای جبران نیاز داشته باشد.
بخش پتروشیمی بیشترین سهم از خسارتها را دارد. این بخش با فروش سالانه ۲۹.۱ میلیارد دلار، پس از حملات به مراکز اصلی از جمله ماهشهر و پارس جنوبی، حدود ۸۵ درصد از ظرفیت صادراتی خود را از دست داده است. خسارتها بین ۳۰ تا ۵۰ میلیارد دلار برآورد میشود.
زیرساختهای انرژی نیز بهشدت آسیب دیدهاند. پالایشگاهها، انبارهای ذخیره و تاسیسات گازی هدف قرار گرفتهاند و بخشی را تضعیف کردهاند که در سال ۲۰۲۴ حدود ۷۸ میلیارد دلار صادرات داشته است. خسارتها بین ۱۵ تا ۲۵ میلیارد دلار برآورد میشود.
تولید فولاد که پایه تولید صنعتی و بازسازی است، بهشدت کاهش یافته و حدود ۷۰ درصد ظرفیت آن مختل شده است. خسارتها در این حوزه بین ۵ تا ۱۰ میلیارد دلار برآورد میشود.
فراتر از خسارتهای فیزیکی، جنگ باعث کاهش شدید تولید شده است.
کارشناسان برآورده کردهاند که تولید ناخالص داخلی بیش از ۱۰ درصد کاهش یابد. این امر به معنای کاهشی معادل ۳۴ تا ۴۴ میلیارد دلار در فعالیتهای اقتصادی است که پیش از جنگ نیز تحت فشار بوده است.
علاوه بر خسارتهای فیزیکی، اختلالات ناشی از سیاستها نیز به زیانها افزوده است.
قطع سراسری اینترنت از ۹ اسفند هزینههایی اضافی ایجاد کرده است.
زیانهای مستقیم روزانه بین ۳۷ تا ۴۲ میلیون دلار برآورد شده که در مجموع طی بیش از پنج هفته به ۱.۵ تا ۲.۵ میلیارد دلار رسیده است.
افشین کلاهی، عضو اتاق بازرگانی ایران، دوشنبه ۲۴ فروردین گفت بهدلیل اختلال در کسبوکارهای آنلاین، زیانهای غیرمستقیم میتواند رقم روزانه را به ۷۰ تا ۸۰ میلیون دلار افزایش دهد.
فروش آنلاین در این دوران حدود ۸۰ درصد کاهش یافته است، در حالی که شاخص بورس تهران طی چهار روز ۴۵۰ هزار واحد افت کرد.
به گفته معصومه طاهرخانی، تحلیلگر اقتصادی، قطع اینترنت همزمان لایههای مختلف اقتصاد را تحت تاثیر قرار داده است.
طاهرخانی به ایران اینترنشنال گفت: «اقتصاد ایران در سه سطح از اختلال اینترنت آسیب میبیند. این آسیب از هسته دیجیتال که بین چهار تا پنج میلیون نفر در آن اشتغال دارند آغاز میشود. سپس لایه پلتفرمها فرو میریزد و در نهایت اقتصاد گستردهتر به شکلی تحت تاثیر قرار میگیرد که در تولید و خدمات گسترش مییابد.»
طاهرخانی گفت اثر ترکیبی این عوامل به از دست رفتن گسترده مشاغل منجر میشود.
او افزود: «وقتی اقتصاد بهطور کامل راکد شود، نتیجه آن بیکاری کارگران است و این چیزی نیست که بهراحتی قابل بازگشت باشد.»
اختلالات مرتبط با تنگه هرمز فشار بیشتری بر اقتصاد ایران وارد کرده و خسارتهایی بین ۵ تا ۱۵ میلیارد دلار پدید آورده است.
این محدودیتها واردات کالاهای اساسی را تحت تاثیر قرار داده، صادرات غیرنفتی را تضعیف کرده و به اختلال در زنجیره تامین در سراسر اقتصاد انجامیده است.
انتظار میرود محاصره دریایی آمریکا که مسیرهای تجارت دریایی ایران را هدف قرار داده، زیانها را تشدید کند.
میعاد ملکی، استراتژیست تحریمها و مقام پیشین وزارت خزانهداری آمریکا، برآورد کرده است که قطع تجارت دریایی میتواند حدود ۴۳۵ میلیون دلار فعالیت اقتصادی روزانه را از بین ببرد. این خسارت در طول یک ماه به حدود ۱۳ میلیارد دلار میرسد.
ایران برای بیش از ۹۰ درصد تجارت خود به خلیج فارس وابسته است و همین موضوع اقتصاد کشور را در برابر اختلالات پایدار بسیار آسیبپذیر میکند.
صادرات نفت حدود ۱.۵ میلیون بشکه در روز، که حدود ۱۳۹ میلیون دلار درآمد روزانه ایجاد میکند، ممکن است تقریبا بهطور کامل متوقف شود و منبع اصلی ارز خارجی کشور را از بین ببرد.
مقیاس خسارتها معادل سطحی از سرمایهگذاری است که میتوانست بخشهای اصلی اقتصاد را متحول کند.
یک نیروگاه سیکل ترکیبی بزرگ با ظرفیت حدود ۱۰۰۰ تا ۱۵۰۰ مگاوات، بسته به فناوری و زیرساخت سوخت، معمولا بین ۶۰۰ میلیون تا ۱ میلیارد دلار هزینه دارد.
با برآورد پایین ۱۵۰ میلیارد دلار خسارت، ایران میتوانست حدود ۱۵۰ تا ۲۵۰ نیروگاه از این نوع احداث کند. در برآورد بالای ۳۰۰ میلیارد دلار، این عدد به ۳۰۰ تا ۵۰۰ نیروگاه میرسد که برای رفع کمبود برق و افزایش قابل توجه ظرفیت صادرات کافی است.
در بخش مسکن، هزینه متوسط ساخت یک واحد آپارتمانی معمولی بین ۳۰ تا ۵۰ هزار دلار است. با ۱۵۰ میلیارد دلار میتوان بین سه تا پنج میلیون واحد مسکونی ساخت. با ۳۰۰ میلیارد دلار، این رقم به حدود شش تا ۱۰ میلیون واحد میرسد که برای رفع کمبود در شهرهای بزرگ کافی است.
ساخت راهآهن پرسرعت معمولا بین ۲۰ تا ۴۰ میلیون دلار به ازای هر کیلومتر هزینه دارد. برآورد پایین خسارت میتوانست حدود ۳۷۵۰ تا ۷۵۰۰ کیلومتر راهآهن تامین کند، در حالی که برآورد بالاتر تا ۱۵ هزار کیلومتر را پوشش میدهد و شهرهای بزرگ کشور را به هم متصل میکند.
ساخت و تجهیز یک بیمارستان مدرن بین ۲۰۰ تا ۵۰۰ میلیون دلار هزینه دارد. برآورد پایین خسارت میتوانست ۳۰۰ تا ۷۵۰ بیمارستان ایجاد کند و برآورد بالاتر میتوانست هزینه ساخت نزدیک به ۱۵۰۰ مرکز درمانی را تامین کند و دسترسی به خدمات سلامت را در سراسر کشور گسترش دهد.
زیان سرانه تا ۳۲۵۰ دلار، بخش قابل توجهی از درآمد سالانه بسیاری از خانوارها را تشکیل میدهد.
با درآمد متوسط ماهانه بین ۱۵۰ تا ۲۰۰ دلار، هر فرد سالانه حدود ۱۸۰۰ تا ۲۴۰۰ دلار درآمد دارد، به این معنا که زیان ۳۲۵۰ دلاری بیش از یک سال درآمد بسیاری از شهروندان است.
اگر چنین مبلغی در دسترس بود، میتوانست بین ۱۲ تا ۲۰ ماه هزینه زندگی یک کارگر متوسط را پوشش دهد. خانوادهها میتوانستند آن را صرف هزینههای مسکن، از جمله پیشپرداخت یا تکمیل خرید خانه در شهرهای کوچک کنند.
کسبوکارهای کوچک میتوانستند با سرمایه اولیه دو تا پنج هزار دلار راهاندازی شوند و امکان خوداشتغالی در بخشهایی مانند خردهفروشی، خدمات یا تجارت آنلاین فراهم شود. خانوارها همچنین میتوانستند هزینههای درمان خصوصی، آموزش یا مهاجرت را که در غیر این صورت خارج از توان آنهاست، تامین کنند.
حتی برآورد پایین سرانه نیز معادل چند ماه درآمد است و میتواند بهعنوان حاشیه امنی در برابر تورم، بیکاری یا هزینههای غیرمنتظره عمل کند.
دامنه کلی این ارقام نشاندهنده خسارتهای وارد شده تا این مرحله است، در حالی که با ادامه اختلال در تجارت، تولید و جریانهای مالی، زیانهای بیشتری در حال انباشته شدن است.
شیرین عبادی، برنده نوبل صلح در نشست کمیته امور خارجی پارلمان اروپا درباره ایران، در محل پارلمان بلژیک گفت: «جنگی در ایران بین جمهوری اسلامی و مردم ایران از سالها قبل شروع شده و هرگز آتشبسی در آن رخ نداده است.»
او افزود: «در جریان اعتراضات دیماه، مردم را قتل عام کردند و گزارشگر حقوق بشر، آن را جنایت علیه بشریت نامید. بیش از ۴۰ هزار نفر از معترضان کشته شدند و بیش از ۴۰ هزار نفر نیز بازداشت شدند.»
او اضافه کرد: «برخی از معترضان رضا پهلوی را در خیابان صدا زده و خواهان بازگشت او به ایران شدند. حکومت اینترنت را در ایران قطع کرد تا تصاویر و اخبار کشتهشدگان در اعتراضات منتشر نشود.»
شیرین عبادی ادامه داد: «حکومت در همین جنگ اخیر از کودکان برای اهداف نظامی و ایستهای بازرسی استفاده کرد که دستکم یک نفر از بین آنها کشته شد.»