آتشبس اخیر برای ایالات متحده و به تبع آن برای اقتصاد جهانی، یک نفس راحت ولو موقتی بود. از زمان اعلام آتشبس، قیمت نفت کاهش یافت و با وجود ادامه نوسان در بازارهای جهانی نفت و شکننده بودن این وقفه، خطر فوری اختلال شدید در عرضه کاهش یافته است.
دستکم روی کاغذ، تنگه هرمز قرار است بازگشایی شود. حتی اگر این وضعیت موقتی باشد، این تحول دستاوردی مهم برای بازارهای جهانی محسوب میشود. افزون بر صادرات انرژی، این تنگه مسیر حیاتی ترانزیت نهادههای کلیدی، از جمله مواد مورد استفاده برای تولید نزدیک به نیمی از کودهای شیمیایی جهان است.
بنابراین یک بازه دو هفتهای در فروردین، که مهمترین زمان برای صنایع کشاورزی به حساب میآید، میتواند برای تثبیت زنجیرههای عرضه فصلی حیاتی باشد. پس از اعلام آتشبس، بازارهای سهام جهانی رشد کردند و بخشی از زیانهای ثبتشده در ۴۰ روز گذشته را جبران کردند. در برخی موارد، شاخصها حتی به محدوده مثبت بازگشتند.
با این حال در داخل ایران، چشمانداز به مراتب پیچیدهتر است.
یک آتشبس دو هفتهای، بهویژه اگر موقتی و بدون تغییرات ساختاری باشد، ممکن است بیش از آنکه فرصت ایجاد کند، ریسک به همراه بیاورد. جنگ عملا بحرانهای اقتصادی ایران را منجمد کرد، بازارها را بست و فرآیند کشف قیمت را متوقف کرد. اکنون با برقراری آتشبس، سیاستگذاران باید با شرایطی مواجه شوند که نسبت به پیش از جنگ به شکل قابل توجهی وخیمتر شده است.
بورس تهران در تعلیقی بیسابقه برای ۴۰ روز متوالی بسته ماند. در این دوره، نرخ ارز به طور رسمی کشف نشد. آخرین نرخ ثبتشده دلار پیش از جنگ در کانال ۱۶۰ هزار تومان بود، اما این رقم در شرایط فعلی ارتباط چندانی با واقعیت ندارد.
تخریب صنعتی
در طول جنگ، زیرساختهای راهبردی ایران هدف قرار گرفت و زیرساخت صنعتی کشور آسیب دید. در حملات به ماهشهر و عسلویه، قریب به ۸۵ درصد ظرفیت صادرات پتروشیمی کشور هدف قرار گرفت. از آنجا که این بخشها صنایع پاییندستی از پلاستیک تا خودروسازی و ساختوساز را تغذیه میکنند، ابعاد کامل اختلال در زنجیره صنعتی و زمانبندی و سرمایه مورد نیاز برای بازسازی تخریب هنوز مشخص نیست.
رییس سازمان بورس و اوراق بهادار تهران در یک مصاحبه اعلام کرد شرکتهایی که در اثر جنگ آسیب دیدهاند با تاخیر به معاملات بازخواهند گشت. این بدان معناست که حتی در صورت بازگشایی بورس، بخش قابل توجهی از شرکتهای بزرگ ممکن است غیرفعال باقی بمانند. ادامه تعطیلی، خطر از دست رفتن اعتبار بیشتر برای بورس را به همراه دارد. اما بازگشایی بدون حضور شرکتهای صادراتمحور فعال میتواند به فشار فروش سنگینی که منتظر بازگشایی است، دامن بزند؛ بهویژه در اقتصادی که بانکها و خودروسازان آن هماکنون زیانده و ورشکسته هستند. همه اینها در شرایطی است که سیاستگذار با محدودیت منابع روبهرو است و تنفس مصنوعی به بورس کمرمق خواهد بود.
تورم
تورم همچنان فوریترین بحران است. پیش از آغاز جنگ دوم، تورم سالانه از ۷۰ درصد فراتر رفته بود؛ بالاترین سطح از زمان جنگ جهانی دوم. تورم مواد غذایی سه رقمی شد؛ بهطوریکه قیمت کالاهای اساسی مانند نان و غلات ۱۴۰ درصد افزایش یافت و روغن خوراکی بیش از ۲۰۰ درصد گران شد. این در حالی بود که دستمزدها تنها متناسب با نرخ رسمی تورم سال قبل تعدیل شدند و در نتیجه قدرت خرید مردم در سال نو، بهشدت کاهش یافت.
جنگ بهطور موقت این فشارها را سرکوب کرد. تقاضا در پی بیکاری، کاهش درآمد و نااطمینانی عمومی افت کرد. معاملات ملک و خودرو متوقف شد. اختلال در نظام بانکی سرعت گردش پول را کم کرد و در کوتاهمدت، برآیند این عوامل از شتاب تورمی کاست.
با اجرای آتشبس، انتظار میرود تقاضای سرکوبشده بازگردد. پس از بازگشایی بازارها، سطح واقعی نرخ ارز آزموده خواهد شد، در حالی که بنیانهای اقتصادی بیش از پیش تضعیف شدهاند.
بحران مالی بدون خروج
کسری بودجه پیش از جنگ نیز یک نگرانی جدی بود. پس از جنگ، هزینههای نظامی، بازسازی زیرساختها و تعهدات دولت افزایش قابل ملاحظهای یافته، اما منبع درآمدی جدید قابل توجهی در دسترس نیست. بودجه مصوب افزایش ۶۵ درصدی مالیاتها را در بر داشت که عملا بار را بر دوش شهروندان میگذارد. با این حال حدود ۶۰ درصد افراد در سن کار در حال حاضر بیکارند و شاغلان نیز برای همگامی با تورم با مشکل روبهرو هستند.
این چالشها با اختلال در کانال مالی دبی تشدید شده است؛ مسیری که سالها به عنوان مرکز اصلی تجارت و مبادلات ارزی عمل میکرد. پس از حملات اخیر به دبی، مقامهای امارات دلالهای ارزی مرتبط با سپاه پاسداران را بازداشت و شرکتهای پوششی وابسته را تعطیل کردهاند. کانالهای جایگزین در هرات و اربیل همچنان فعالاند، اما مقیاس و کارایی دبی را ندارند. از دست رفتن دبی به این معناست که با بازگشت تقاضای سرکوبشده برای ارز خارجی پس از بازگشایی بازارها، نوسان نرخ ارز تشدید میشود.
آتشبس شکننده
آتشبس کنونی شکننده است، بنا بر گزارشها در ۲۴ ساعت نخست چندین بار نقض شده و ممکن است صرفا وقفهای در درگیریها باشد. مذاکرات به طور اسمی میان ایالات متحده و ایران انجام میشود، اما بازیگران منطقهای از جمله اسرائیل، کشورهای خلیج فارس و چین نیز بر نتایج تاثیر میگذارند.
صنایعی که زمانی ارز خارجی تولید میکردند، اکنون به سرمایه برای بازسازی نیاز دارند. سرمایهگذاریهای به تعویقافتاده در زیرساختهای انرژی و خدمات عمومی دیگر قابل تعویق نیست، اما منابع مالی اندک است. حتی در بهترین سناریوی دیپلماتیک نیز فناوری و سرمایه لازم برای بازسازی ظرف چند هفته فراهم نخواهد شد. و مادامی که خطر ازسرگیری درگیری باقی بماند، تصمیم و سرمایهگذاری بلندمدتی اتفاق نخواهد افتاد.
آتشبس برای جهان فرصتی برای نفس کشیدن ایجاد کرد، اما در ایران بحران انباشته اقتصادی را که جنگ موقتا مهار کرده بود، دوباره آزاد کرد. جنگ کشف قیمت را متوقف کرد، معاملات را متوقف ساخت و تقاضا را فرو نشاند. صلح، حتی اگر شکننده و موقتی باشد، همه این روندها را معکوس میکند. با بازگشایی بازارها، نه تنها عدم تعادلهای پیش از جنگ، بلکه نابودی ظرفیت صادراتی مولد ارز نیز در قیمتها منعکس خواهد شد. بازار دلایل زیادی برای کاهش فزاینده ارزش ریال دارد. و دولت نیز، ابزار مداخله به مراتب کمتری در اختیار دارد. آتشبس برای اقتصاد ایران، پایان بحران نیست، آغاز بحرانی سختتر است.