دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، ساعاتی پس از دیدار با مارک روته، دبیرکل ناتو، با انتشار یک پست کوتاه که تمام کلماتش با حروف بزرگ نوشته شده بود، بار دیگر خشم و نارضایتی خود از عملکرد ناتو در جریان جنگ ایران را بیان کرد و خطاب به کشورهای عضو این پیمان نوشت: «گرینلند را به خاطر داشته باشید.»
او بامداد پنجشنبه ۲۰ فروردین در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت: «وقتی به ناتو نیاز داشتیم، حاضر نبودند و اگر دوباره به آنها نیاز داشته باشیم، باز هم حاضر نخواهند بود.»
ترامپ در ادامه این پست، بهطور تلویحی به موضوع مالکیت جزیره گرینلند که اکنون بخشی از دانمارک، یکی از اعضای ناتو است، اشاره کرد: «گرینلند را به خاطر داشته باشید، آن تکه یخ بزرگ و بد اداره شده!!!»
این در حالی است که او نیمروز چهارشنبه با دبیرکل ناتو پشت درهای بسته دیداری دوساعته داشت.
روته پس از این دیدار به سیانان گفت: «ترامپ بهوضوح از بسیاری از متحدان ناتو ناامید شده است و من او را میفهمم. بحث ما در این جلسه بسیار صریح و باز بود، اما همچنان بحثی بود میان دو دوست خوب.»
او افزود: « در این جلسه اشاره کردم که بیشتر کشورهای اروپایی در زمینه استقرار نیرو، پشتیبانی لجستیکی، اعطای مجوز پرواز و اطمینان از اجرای تعهداتشان با آمریکا همکاری کردهاند.»







نشریه فارنپالیسی در تحلیلی نوشت که دونالد ترامپ، با وجود نمایش قدرت بیقید و شرط در سیاست خارجی، در برابر یک عامل کلیدی آسیبپذیر است: واکنش بازارهای مالی؛ عاملی که به گفته نویسنده، نقش مهمی در عقبنشینی او از تشدید جنگ با حکومت ایران داشته است.
در این یادداشت، مایکل هیرش، ستوننویس فارنپالیسی و نویسنده، استدلال میکند که عقبنشینی ناگهانی ترامپ از تهدید به نابودی «تمدن» ایران - پس از بسته شدن تنگه هرمز و جهش قیمت نفت - نشان میدهد بازارها به مهمترین محدودیت عملی بر تصمیمات او تبدیل شدهاند. به نوشته او، این روند در قالب الگویی شناختهشده در بازارها، موسوم به «ترامپ همیشه عقبنشینی میکند» (TACO)، بارها تکرار شده است.
بر اساس این تحلیل، ترامپ که خود را فاقد هرگونه محدودیت بیرونی، از جمله قوانین بینالمللی یا فشار متحدان، میداند، در عمل در برابر افت بازارها واکنش نشان میدهد و سیاستهایش را تعدیل میکند. این الگو پیشتر در موضوع تعرفههای تجاری و همچنین تهدید به تصرف گرینلند نیز دیده شده بود.
فارنپالیسی مینویسد در جنگ ۴۰ روزه با جمهوری اسلامی نیز همین الگو تکرار شد. ترامپ با این تصور وارد درگیری شد که جنگی سریع و کنترلشده خواهد بود، اما با بسته شدن تنگه هرمز- سناریویی که نهادهای اطلاعاتی آمریکا سالها درباره آن هشدار داده بودند - با افزایش شدید قیمت انرژی، بحران در بازارهای مرتبط و افتهای پیاپی در بازارهای مالی روبهرو شد. در مقابل، هر نشانهای از کاهش تنش، بهسرعت به بهبود بازارها انجامید.
در این میان، اگرچه ترامپ از تحقق اهداف نظامی سخن گفته، این تحلیل تاکید میکند که بسیاری از اهداف اعلامشده، از جمله نابودی کامل توان هستهای و موشکی ایران یا فروپاشی ساختار حاکمیت، محقق نشدهاند. حکومت ایران همچنان کنترل تنگه هرمز را در دست دارد و حتی بر اساس این تحلیل، اکنون از این موقعیت بهعنوان اهرم فشار جدیدی استفاده میکند.
به نوشته فارنپالیسی، مهمترین پیامد این جنگ برای [حکومت] ایران، تثبیت این اهرم است. توانایی عملی تهران برای اختلال در تنگه هرمز - که حدود یکپنجم نفت جهان از آن عبور میکند - از یک تهدید نظری به واقعیتی اثباتشده تبدیل شده و به گفته برخی تحلیلگران، حتی از برنامه هستهای نیز ابزار فشار مؤثرتری به شمار میرود.
این گزارش همچنین به تغییر لحن دولت آمریکا اشاره میکند. در حالی که ترامپ پیشتر از «نابودی کامل ایران» سخن میگفت، اکنون از امکان «بازسازی» و حتی همکاری اقتصادی با تهران صحبت میکند. به گفته نویسنده، این تغییر موضع بیش از هر چیز بازتاب فشار بازارها و نگرانی از پیامدهای اقتصادی جنگ است.
فارنپالیسی در نهایت نتیجه میگیرد که هویت ترامپ بهعنوان یک تاجر - که موفقیت خود را با شاخصهایی مانند داوجونز و S&P 500 میسنجد - باعث شده واکنش بازارها به یکی از تعیینکنندهترین عوامل در تصمیمگیریهای او تبدیل شود. به همین دلیل، به باور این تحلیلگر، «دشمن اصلی ترامپ نه ایران، چین یا روسیه، بلکه بازارهای مالی جهانی است»؛ نیرویی که خارج از کنترل او عمل میکند و بارها مسیر سیاستهایش را تغییر داده است.
برِت مکگِرک، دیپلمات ارشد آمریکایی، احتمال توافق میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی ظرف چند روز در پاکستان را «تقریبا صفر» ارزیابی و تاکید کرد: «آنچه تاکنون علنی شده، نشان میدهد فاصلهها بسیار زیاد است و هیچ چیز نزدیک به توافق نیست.»
او که پیشتر هماهنگکننده شورای امنیت ملی آمریکا در امور خاورمیانه بود و هدایت مذاکرات محرمانه آمریکا با جمهوری اسلامی برای آزادی شهروندان آمریکایی زندانی در ایران را بر عهده داشت، شامگاه چهارشنبه ۱۹ فروردین، به سیانان گفت: «بر اساس تجربه از مذاکره با ایرانیها معتقدم احتمال اینکه در عرض چند روز در پاکستان به مذاکره وارد شوید و با یک توافق بیرون بیایید، تقریبا صفر است.»
مکگِرک با هشدار نسبت به شتابزدگی در روند دیپلماسی گفت: «صادقانه بگویم، شاید بهتر باشد [آمریکا] روند را کندتر کند و فقط اگر مقدمات بهخوبی آماده شد، وارد گفتوگوی رو در رو شوند.»
به گفته او، وارد شدن به مذاکره در سطح معاون رییسجمهوری آمریکا اگر بدون آمادهسازی باشد، احتمال شکست «بسیار بالا» خواهد بود، و در صورت شکست، «بازسازی آن بسیار سختتر میشود.»
او در عین حال افزود: «واقعا تمایل دارم این روند موفق شود، اما بسیار تردید دارم که تا پایان این هفته در پاکستان اتفاق قابلتوجهی رخ دهد.»
متن کامل گزارش این مصاحبه را اینجا بخوانید.
پیامهای دریافتی از شهروندان در شهرهای بوشهر، فردیس، تهران و کرج از شنیده شدن صدای پدافند و احتمال انفجار در شامگاه چهارشنبه ۱۹ فروردین و بامداد پنجشنبه ۲۰ فروردین حکایت دارد.
یک شهروند از بوشهر از شنیده شدند «صدای شدید انفجار» حوالی ساعت ۲۳:۳۰ خبر داد. یک گزارش از فردیس در حوالی ساعت ۸ شب چهارشنبه، از شنیده شدن «صدای پدافند نیروگاه منتظر قائم» که «بهمدت حدود ۱۰ تا ۱۵ دقیقه بهصورت مداوم فعال بود» حکایت داشت و پیام دیگری از تهران در همین ساعت نوشت: «صدای شلیک پدافند در محدوده شهرری و مسعودیه شنیده شد.»
پیام دیگری از کرج نیز شنیده شدن صدای سه انفجار در محدوده مهرشهر بین ۲:۲۸ تا ۲:۳۰ بامداد پنجشنبه خبر داد.
برِت مکگِرک، دیپلمات ارشد آمریکایی، احتمال توافق میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی ظرف چند روز در پاکستان را «تقریبا صفر» ارزیابی و تاکید کرد: «آنچه تاکنون علنی شده، نشان میدهد فاصلهها بسیار زیاد است و هیچ چیز نزدیک به توافق نیست.»
او که پیشتر هماهنگکننده شورای امنیت ملی آمریکا در امور خاورمیانه بود و هدایت مذاکرات محرمانه آمریکا با جمهوری اسلامی برای آزادی شهروندان آمریکایی زندانی در ایران را بر عهده داشت، شامگاه چهارشنبه ۱۹ فروردین، به سیانان گفت: «بر اساس تجربه از مذاکره با ایرانیها معتقدم احتمال اینکه در عرض چند روز در پاکستان به مذاکره وارد شوید و با یک توافق بیرون بیایید، تقریبا صفر است.»
مکگِرک با هشدار نسبت به شتابزدگی در روند دیپلماسی گفت: «صادقانه بگویم، شاید بهتر باشد [آمریکا] روند را کندتر کند و فقط اگر مقدمات بهخوبی آماده شد، وارد گفتوگوی رو در رو شوند.»
به گفته او، وارد شدن به مذاکره در سطح معاون رییسجمهوری آمریکا اگر بدون آمادهسازی باشد، احتمال شکست «بسیار بالا» خواهد بود، و در صورت شکست، «بازسازی آن بسیار سختتر میشود.»
او در عین حال افزود: «واقعا تمایل دارم این روند موفق شود، اما بسیار تردید دارم که تا پایان این هفته در پاکستان اتفاق قابلتوجهی رخ دهد.»
فقدان زمینههای لازم در سطوح بالا
این مقام پیشین آمریکایی افزود: «صرف برگزاری یک دیدار شاید بتواند کمی تنش را کاهش دهد، اما من اکنون نشانهای از کاهش تنش هم نمیبینیم.»
مکگِرک با اشاره به پیامهای متناقض درباره مبنای مذاکرات طی ۲۴ ساعت اول آتشبس گفت: «چندین طرح به عنوان چارچوب مذاکرات معرفی شده؛ یک طرف از طرح ۱۵ مادهای و طرف دیگر از طرح ۱۰ مادهای حرف میزند. چند نسخه متفاوت از طرحها ارائه شده، نقش لبنان مطرح شده، اظهارات نخستوزیر پاکستان در مقابل اظهارات معاون رییسجمهوری آمریکا را داشتیم. با دیدن همه اینها میگویم هنوز کارهای زیادی باید انجام شود.»
او تاکید کرد: «در دیپلماسی، قبل از اینکه دو مقام بسیار ارشد را در یک اتاق کنار هم قرار دهید، باید کارهای زمینهای زیادی انجام شده باشد، بهویژه در موضوعی با این پویایی و اهمیت، درباره توقف یا آغاز دوباره جنگ.»
آتشبس شکننده و تنگه هرمزِ «عملا بسته»
مکگِرک در بخش دیگری از اظهارات خود، وضعیت نخستین روز آتشبس میان آمریکا و جمهوری اسلامی را مرور کرد و گفت: «امروز شاهد برخی از بزرگترین حملات ایران به منطقه خلیج [فارس] بودیم؛ حملات موشکی و پهپادی علیه کویت، امارات، قطر، بحرین، و حتی حملهای در عربستان سعودی.»
او درباره تنگه هرمز گفت: «تنگه هرمز هنوز باز نیست. در ساعات ابتدایی روز کشتیها باید برای ورود به محدوده ایران با آنها هماهنگ و عوارض پرداخت میکردند، اما بعدتر ایران در واکنش به حملات اسرائیل به حزبالله لبنان، تنگه را بهکل بست. [حکومت] ایران این حملات را نقض آتشبس میداند و آمریکا این ارتباط را رد میکند.»
مکگِرک با اشاره به تجربه خود در مدیریت بحرانها افزود: «با در نظر گرفتن این وضعیت، فکر میکنم در حال حاضر، ‘شکننده’ توصیف ملایمی برای این آتشبس باشد، چون [عملا] آتشبسی برقرار نشده است.»
معاون پیشین دستیار ریاستجمهوری آمریکا در ارزیابی کلی وضعیت تاکید کرد: «با توجه به آنچه میبینیم، نمیتوانم بگویم در وضعیت خوبی هستیم. دستکم در ۲۴ ساعت اول آتشبس، همه شاخصها در جهت اشتباه حرکت کردهاند.»
این مقام پیشین آمریکایی همچنین تصریح کرد که عملکرد جمهوری اسلامی نشان میدهد «شرط رییسجمهوری ترامپ درباره بازگشایی کامل، فوری و امن تنگه هرمز را نپذیرفته» و توضیح داد: «بازگشایی کامل یعنی بازگشتن به وضعیت قبل از جنگ»، اما در عمل «کشتیها مجبور شدهاند از مسیر جزایر ایرانی عبور کنند و شاید عوارض بدهند» که «دیگر ‘عبور آزاد’ محسوب نمیشود.» او در پایان تاکید کرد: «بنابراین تا این لحظه تنگه قطعا باز نیست.»
روزنامه نیویورکتایمز در تحلیلی هشدار داد که آتشبس تازه میان آمریکا و حکومت ایران، با وجود ایجاد امید برای کاهش تنشها، از همان ساعات نخست نشانههایی از بیثباتی نشان داده و حتی در صورت پایان جنگ نیز پیامدهای آن میتواند «جهان را در موقعیتی بدتر از گذشته» قرار دهد.
در این تحلیل آمده است که کمتر از ۲۴ ساعت پس از اعلام آتشبس، تحولات میدانی آن را با تردید جدی مواجه کرده است. حملات گسترده اسرائیل به مناطق پرجمعیت لبنان که به کشته و زخمی شدن صدها نفر انجامید، یکی از نشانههای این وضعیت توصیف شده است. همزمان، کشورهای خلیج فارس نیز از حملات جدید جمهوری اسلامی خبر دادهاند و وضعیت تنگه هرمز، که بازگشایی آن یکی از اهداف اصلی آتشبس عنوان شده، همچنان نامشخص است.
به نوشته نیویورکتایمز، این شرایط نشان میدهد که حتی اگر درگیریها متوقف شود، اثرات جنگ بر ساختار قدرت منطقهای و اقتصاد جهانی باقی خواهد ماند. این تحلیل تاکید میکند که بسیاری از تحلیلگران معتقدند [حکومت] ایران در پایان این جنگ خود را در موقعیتی قویتر میبیند.
در بخش دیگری از این تحلیل، به شکاف عمیق میان خواستههای تهران و مطالبات واشینگتن اشاره شده است. جمهوری اسلامی در پیشنهاد خود خواستار کنترل تنگه هرمز، حفظ حق غنیسازی اورانیوم، خروج نیروهای آمریکایی از منطقه و دریافت غرامت شده - درخواستی که به گفته تحلیلگران، ماهیتی «حداکثری» دارد و پذیرش آن برای آمریکا دشوار است. در مقابل، کاخ سفید نیز اعلام کرده طرحی که رییسجمهوری آمریکا از آن بهعنوان «قابل مذاکره» یاد کرده، با پیشنهاد رسمی حکومت ایران متفاوت است.
این تحلیل همچنین ارزیابیهای متفاوت از نتایج جنگ را برجسته میکند. در حالی که دونالد ترامپ از تحقق اهداف نظامی سخن گفته، تحلیل نیویورکتایمز نشان میدهد بسیاری از این اهداف، از جمله نابودی کامل توان هستهای و موشکی [حکومت] ایران یا فروپاشی ساختار قدرت در تهران، محقق نشده است. ذخایر اورانیوم غنیشده همچنان در اختیار ایران است، بخشی از توان موشکی آن باقی مانده و شبکه نیروهای نیابتی آن بهرغم تضعیف، همچنان فعال است.
به نوشته این روزنامه، مهمترین دستاورد حکومت ایران شاید تثبیت تواناییاش در اعمال فشار بر بازار جهانی انرژی باشد. کنترل تنگه هرمز - گذرگاهی که حدود ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور میکند - به جمهوری اسلامی اهرمی داده که به گفته برخی تحلیلگران، حتی از برنامه هستهای نیز مؤثرتر است، زیرا اکنون در عمل به نمایش گذاشته شده است.
نیویورکتایمز همچنین به تداوم عدم اطمینان در بازار انرژی اشاره میکند و مینویسد حتی در صورت بازگشایی کامل تنگه هرمز، بازگشت به وضعیت عادی زمانبر خواهد بود و قیمت انرژی احتمالاً در سطحی بالاتر از پیش از جنگ باقی میماند. علاوه بر این، ریسکهای ژئوپلیتیک جدید بهطور پایدار در قیمتها لحاظ خواهد شد.
در جمعبندی، این تحلیل تاکید میکند که هرچند این جنگ از نظر زمانی طولانی نبوده، اما میتواند پیامدهایی عمیق و ماندگار داشته باشد. به باور نویسنده، جهان در نتیجه این درگیری نهتنها بیثباتتر شده، بلکه با سطح بالاتری از عدم اطمینان سیاسی و اقتصادی روبهرو است؛ وضعیتی که حتی با پایان رسمی جنگ نیز بهسادگی برطرف نخواهد شد.