روزنامه هاآرتص در گزارشی تحلیلی نوشت که ایالات متحده و اسرائیل در تعیین مسیر جنگ با حکومت ایران دچار سردرگمی شدهاند و میان تشدید درگیری و پایان آن، تصمیم روشنی ندارند.
در این تحلیل آمده است که در جریان جنگ ۱۲روزه در خرداد گذشته، اعلام شده بود تاسیسات هستهای نطنز و راکتور اراک هدف قرار گرفته و نابود شدهاند، اما حملات اخیر نشان میدهد که این تاسیسات بار دیگر بمباران شدهاند. به نوشته نویسنده، این مساله تناقضهایی را در ارزیابیهای پیشین اسرائیل و آمریکا برجسته میکند.
به نوشته هاآرتص، بنیامین نتانیاهو و دونالد ترامپ مدعی شدهاند که [حکومت] ایران تلاش کرده برنامه هستهای خود را احیا کند، اما این ادعا با ارزیابی دستگاههای اطلاعاتی آمریکا در تضاد است که گفتهاند نشانهای از چنین تلاشی مشاهده نشده است.
در ادامه این تحلیل به عملیاتهای نظامی پیشین اسرائیل اشاره شده و آمده است که اگرچه ارتش اسرائیل پیشتر اعلام کرده بود ضربات سنگینی به صنعت تسلیحاتی [حکومت] ایران وارد کرده، اما در عملیات جاری نیز همان هدف دنبال میشود. همچنین، بر اساس ارزیابیهای نظامی، تعداد پرتابگرهای موشکی [حکومت] ایران همچنان در همان محدوده قبلی باقی مانده است.
هاآرتص هشدار داده که سناریویی نگرانکننده در حال شکلگیری است: پایان جنگ در شرایطی که [حکومت] ایران تضعیف شده، اما تحت حاکمیتی افراطیتر قرار گیرد. در این صورت، ممکن است تهران به این جمعبندی برسد که برای جلوگیری از آسیبپذیریهای آینده، باید به هر شکل ممکن به سلاح هستهای دست یابد.
این تحلیل همچنین به پیامدهای اقتصادی جنگ اشاره کرده و به نقل از مقامات بینالمللی نوشته است که بحران انرژی ناشی از این درگیری، یکی از شدیدترین بحرانهای سالهای اخیر بوده است. کشورها برای مقابله با این وضعیت به اقداماتی مانند کاهش ساعات کاری، صرفهجویی در مصرف انرژی و تغییر الگوهای کاری روی آوردهاند و برخی کشورها از جمله مصر با فشارهای جدی مواجه شدهاند.
در بخش دیگری از تحلیل آمده است که آسیب به میدانهای گازی قطر میتواند بحران انرژی را برای ماهها ادامه دهد و در همین حال، [حکومت] ایران توانایی خود در ایجاد اختلال در اقتصاد جهانی را نشان داده است. به نوشته نویسنده، در نهایت اسرائیل ممکن است بهدلیل آغاز این جنگ و پیامدهای اقتصادی آن مورد سرزنش جهانی قرار گیرد.
این تحلیل تاکید میکند که اکنون ترامپ با انتخابی سرنوشتساز روبهروست: یا جنگ را تشدید کند یا به آن پایان دهد. در صورت انتخاب گزینه تشدید، سناریوهایی مانند حمله به تاسیسات انرژی، عملیات زمینی در تهران، هدف قرار دادن ذخایر اورانیوم، تصرف جزیره خارک یا کنترل تنگه هرمز مطرح شده است.
در مقابل، اعلام پایان جنگ و پیروزی نیز میتواند بهعنوان نشانهای از شکست تعبیر شود، چرا که اهداف اعلامشده، از جمله حذف تهدید [حکومت] ایران یا حتی تغییر رژیم، محقق نشدهاند.
هاآرتص در پایان مینویسد که هرچند پیامدهای تشدید جنگ قابل پیشبینی نیست، اما نتانیاهو به یکی از اهداف دیرینه خود، یعنی کشاندن آمریکا به جنگ با [حکومت] ایران، دست یافته است. به نوشته نویسنده، این اتحاد با ترامپ، اسرائیل را در موقعیتی قرار داده که تصمیمات آن تا حد زیادی به ملاحظات شخصی رییسجمهوری آمریکا گره خورده است؛ موضوعی که به نوشته هاآرتص میتواند پیامدهای بلندمدتی برای اقتصاد و جامعه اسرائیل داشته باشد.