هاآرتص: پایان جنگ میتواند جمهوری اسلامی ضعیفتر اما افراطیتری ایجاد کند
هاآرتص هشدار داده که پایان جنگ، در شرایط فعلی، ممکن است به تضعیف جمهوری اسلامی منجر شود، اما در عین حال زمینه را برای شکلگیری حاکمیتی افراطیتر فراهم کند؛ سناریویی که میتواند تهران را به این جمعبندی برساند که برای جلوگیری از آسیبپذیریهای آینده، به سمت سلاح هستهای پیش برود.
هاآرتص: پایان جنگ میتواند جمهوری اسلامی ضعیفتر اما افراطیتری ایجاد کند | ایران اینترنشنال
روزنامه هاآرتص در گزارشی تحلیلی نوشت که ایالات متحده و اسرائیل در تعیین مسیر جنگ با حکومت ایران دچار سردرگمی شدهاند و میان تشدید درگیری و پایان آن، تصمیم روشنی ندارند.
در این تحلیل آمده است که در جریان جنگ ۱۲روزه در خرداد گذشته، اعلام شده بود تاسیسات هستهای نطنز و راکتور اراک هدف قرار گرفته و نابود شدهاند، اما حملات اخیر نشان میدهد که این تاسیسات بار دیگر بمباران شدهاند. به نوشته نویسنده، این مساله تناقضهایی را در ارزیابیهای پیشین اسرائیل و آمریکا برجسته میکند.
به نوشته هاآرتص، بنیامین نتانیاهو و دونالد ترامپ مدعی شدهاند که [حکومت] ایران تلاش کرده برنامه هستهای خود را احیا کند، اما این ادعا با ارزیابی دستگاههای اطلاعاتی آمریکا در تضاد است که گفتهاند نشانهای از چنین تلاشی مشاهده نشده است.
در ادامه این تحلیل به عملیاتهای نظامی پیشین اسرائیل اشاره شده و آمده است که اگرچه ارتش اسرائیل پیشتر اعلام کرده بود ضربات سنگینی به صنعت تسلیحاتی [حکومت] ایران وارد کرده، اما در عملیات جاری نیز همان هدف دنبال میشود. همچنین، بر اساس ارزیابیهای نظامی، تعداد پرتابگرهای موشکی [حکومت] ایران همچنان در همان محدوده قبلی باقی مانده است.
هاآرتص هشدار داده که سناریویی نگرانکننده در حال شکلگیری است: پایان جنگ در شرایطی که [حکومت] ایران تضعیف شده، اما تحت حاکمیتی افراطیتر قرار گیرد. در این صورت، ممکن است تهران به این جمعبندی برسد که برای جلوگیری از آسیبپذیریهای آینده، باید به هر شکل ممکن به سلاح هستهای دست یابد.
این تحلیل همچنین به پیامدهای اقتصادی جنگ اشاره کرده و به نقل از مقامات بینالمللی نوشته است که بحران انرژی ناشی از این درگیری، یکی از شدیدترین بحرانهای سالهای اخیر بوده است. کشورها برای مقابله با این وضعیت به اقداماتی مانند کاهش ساعات کاری، صرفهجویی در مصرف انرژی و تغییر الگوهای کاری روی آوردهاند و برخی کشورها از جمله مصر با فشارهای جدی مواجه شدهاند.
در بخش دیگری از تحلیل آمده است که آسیب به میدانهای گازی قطر میتواند بحران انرژی را برای ماهها ادامه دهد و در همین حال، [حکومت] ایران توانایی خود در ایجاد اختلال در اقتصاد جهانی را نشان داده است. به نوشته نویسنده، در نهایت اسرائیل ممکن است بهدلیل آغاز این جنگ و پیامدهای اقتصادی آن مورد سرزنش جهانی قرار گیرد.
این تحلیل تاکید میکند که اکنون ترامپ با انتخابی سرنوشتساز روبهروست: یا جنگ را تشدید کند یا به آن پایان دهد. در صورت انتخاب گزینه تشدید، سناریوهایی مانند حمله به تاسیسات انرژی، عملیات زمینی در تهران، هدف قرار دادن ذخایر اورانیوم، تصرف جزیره خارک یا کنترل تنگه هرمز مطرح شده است.
در مقابل، اعلام پایان جنگ و پیروزی نیز میتواند بهعنوان نشانهای از شکست تعبیر شود، چرا که اهداف اعلامشده، از جمله حذف تهدید [حکومت] ایران یا حتی تغییر رژیم، محقق نشدهاند.
هاآرتص در پایان مینویسد که هرچند پیامدهای تشدید جنگ قابل پیشبینی نیست، اما نتانیاهو به یکی از اهداف دیرینه خود، یعنی کشاندن آمریکا به جنگ با [حکومت] ایران، دست یافته است. به نوشته نویسنده، این اتحاد با ترامپ، اسرائیل را در موقعیتی قرار داده که تصمیمات آن تا حد زیادی به ملاحظات شخصی رییسجمهوری آمریکا گره خورده است؛ موضوعی که به نوشته هاآرتص میتواند پیامدهای بلندمدتی برای اقتصاد و جامعه اسرائیل داشته باشد.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در مصاحبه با فایننشالتایمز همزمان با تاکید بر ادامه مذاکرات با تهران، از احتمال تصرف جزیره خارک و «در اختیار گرفتن نفت ایران» سخن گفت و تاکید کرد که واشینگتن همچنان گزینههای نظامی متعددی در اختیار دارد.
به گزارش فایننشال تایمز، ترامپ در این گفتوگو با اشاره به مذاکرات جاری مدعی شد که حکومت ایران اقداماتی برای کاهش تنش انجام داده، از جمله اجازه عبور نفتکشها از تنگه هرمز. به گفته ترامپ «آنها ۱۰ تا [مجوز عبور کشتی] به ما دادند. حالا ۲۰ تا میدهند و این ۲۰ تا در حال حرکت هستند و از وسط تنگه عبور میکنند.»
رییسجمهوری آمریکا افزود محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی ایران، مجوز این اقدام را صادر کرده است.
ترامپ در بخشی از این گفتوگو همچنین اعلام کرد که ترجیح شخصیاش «گرفتن نفت ایران» است و این گزینه را با سیاست آمریکا در ونزوئلا مقایسه کرد؛ جایی که به گفته او واشینگتن قصد دارد صنعت نفت را برای مدت طولانی تحت کنترل داشته باشد.
او گفت: «راستش را بخواهید، چیزی که من بیشتر از همه دوست دارم این است که نفت ایران را بگیریم»، هرچند افزود برخی در داخل آمریکا با این رویکرد مخالفند.
بر اساس این گزارش، تحقق چنین سناریویی مستلزم تصرف جزیره خارک، مهمترین پایانه صادرات نفت ایران، خواهد بود. ترامپ در این باره گفت: «شاید جزیره خارک را بگیریم، شاید هم نگیریم. گزینههای زیادی داریم»، اما اذعان کرد که چنین اقدامی میتواند به حضور طولانیمدت نیروهای آمریکایی در این منطقه منجر شود.
او همچنین مدعی شد توان دفاعی حکومت ایران در این منطقه محدود است و گفت: «فکر نمیکنم آنها هیچ دفاعی داشته باشند. ما میتوانیم خیلی راحت آن را بگیریم.»
این اظهارات در حالی مطرح میشود که ایالات متحده بهطور همزمان در حال تقویت حضور نظامی خود در خاورمیانه است. به نوشته فایننشالتایمز، هزاران نیروی آمریکایی، از جمله واحدهایی از تفنگداران دریایی و نیروهای واکنش سریع، به منطقه اعزام شدهاند تا گزینههای عملیاتی مختلف را پشتیبانی کنند.
با این حال، ترامپ در کنار تهدیدهای نظامی، بر ادامه مسیر دیپلماتیک نیز تاکید کرد و گفت مذاکرات غیرمستقیم با حکومت ایران از طریق واسطهها «به خوبی پیش میرود». او برای دستیابی به توافق، مهلتی تا ۶ آوریل [۱۷ فروردین] تعیین کرده و هشدار داده در صورت عدم پذیرش شرایط، ایالات متحده ممکن است بخش انرژی ایران را هدف قرار دهد.
ترامپ در عین حال به گستردگی عملیات نظامی آمریکا علیه حکومت ایران اشاره کرد و گفت: «ما حدود ۳۰۰۰ هدف دیگر داریم - ۱۳ هزار هدف را بمباران کردهایم - و چند هزار هدف دیگر باقی مانده است. یک توافق میتواند خیلی سریع حاصل شود.»
در بخش دیگری از این مصاحبه، ترامپ وضعیت سیاسی ایران را نیز مورد اشاره قرار داد و مدعی شد که ساختار قدرت در این کشور دستخوش تغییر شده است. او گفت: «افرادی که اکنون با آنها طرف هستیم، کاملاً متفاوت هستند… بسیار حرفهای هستند» و افزود که پس از کشته شدن رهبران ارشد، «عملاً تغییر رژیم» رخ داده است.
ترامپ همچنین درباره رهبر جدید ایران ادعا کرد: «پسر [خامنهای] یا کشته شده یا در وضعیت بسیار بدی است. ما هیچ خبری از او نداریم. ناپدید شده است.»
فایننشالتایمز در این گزارش تاکید میکند که این مواضع در شرایطی بیان شده که جنگ میان آمریکا، اسرائیل و حکومت ایران موجب افزایش شدید قیمت نفت و تشدید بحران در بازارهای جهانی انرژی شده است؛ موضوعی که همزمان با تشدید تنشهای نظامی، فشار بر تصمیمگیریهای سیاسی واشینگتن را افزایش داده است.
ترامپ: اگر همه خواستههای ما را نپذیرند، کشوری نخواهند داشت رییسجمهوری آمریکا در مسیر بازگشت به کاخ سفید از فلوریدا نیز با خبرنگاران گفتوگو کرد و در مورد مذاکرات با جمهوری اسلامی گفت: «ما در آن مذاکرات عملکرد بسیار خوبی داریم. اما هیچوقت نمیتوان درباره [حکومت] ایران مطمئن بود، چون با آنها مذاکره میکنیم و بعد همیشه مجبور میشویم آنها را بزنیم.»
ترامپ ادامه داد: «فکر میکنم با آنها به توافق برسیم، اما این هم ممکن است که [به توافق] نرسیم. من [چشمانداز] رسیدن به یک توافق با [حکومت] ایران را میبینم؛ ممکن است خیلی زود اتفاق بیفتد.»
خبرگزاریها این اظهارات را «خوشبینانه» توصیف کردند که پیش از بازگشایی بازارهای بورس در صبح دوشنبه مطرح شد.
ترامپ سپس بدون ارائه مدرک ادعا کرد که [حکومت] ایران با بیشتر خواستههای آمریکا در پیشنهاد ۱۵ مادهای واشینگتن برای پایان دادن به جنگ موافقت کرده است.
این در حالی است که مقامات جمهوری اسلامی از جمله قالیباف، روز یکشنبه با انتشار پیامی پیشنهادات ۱۵ مادهای آمریکا را «آرزو» توصیف کرد و پذیرش خواستههای ایالات متحده را رد کرده بود.
ترامپ همچنین گفت: «آنها از سلاح هستهای صرفنظر خواهند کرد.»
او در ادامه تهدید کرد: «آنها همه کارهایی را که ما میخواهیم انجام خواهند داد و شاید دوباره یک کشور بزرگ شوند. اما اگر این کار را نکنند، دیگر کشوری نخواهند داشت.»
نشریه اسرائیلی واینت در گزارشی تحلیلی نوشت پس از کشته شدن علی خامنهای و قدرتگیری جریانهای تندرو، تردیدها درباره پابرجا بودن «ممنوعیت مذهبی سلاح هستهای» که حکومت ایران مدعیاش بود افزایش یافته و بحث حرکت جمهوری اسلامی بهسوی بمب وارد مرحلهای تازه شده است.
گزارش واینت میگوید ادعای دیرینه جمهوری اسلامی درباره صلحآمیز بودن برنامه هستهای، بر فتوایی استوار بود که به علی خامنهای نسبت داده میشد و استفاده از سلاحهای کشتار جمعی را «حرام» اعلام میکرد. این فتوا از سال ۲۰۰۳ بهعنوان یکی از مهمترین ابزارهای دفاعی تهران در برابر اتهام تلاش برای ساخت سلاح هستهای مطرح شد.
با این حال، این گزارش تاکید میکند که در عمل، همزمان با استناد به این فتوا، ایران سطح غنیسازی اورانیوم را تا ۶۰ درصد افزایش داده - سطحی نزدیک به درجه تسلیحاتی - و فعالیتهایی انجام داده که از نگاه بسیاری از ناظران، با ادعای صرفاً غیرنظامی بودن برنامه هستهای سازگار نیست.
واینت مینویسد نقطه عطف این روند، کشته شدن علی خامنهای در آغاز «عملیات شیر خروشان» بود. پس از آن، مجتبی خامنهای بهعنوان رهبر جدید معرفی شد، اما تاکنون موضع روشنی درباره ادامه یا لغو این فتوا اعلام نکرده است. همین خلا، به گفته گزارش، فضای جدیدی برای طرح «دیدگاههای تندروانه» ایجاد کرده است.
در این چارچوب، گزارش به اظهارات مقامها و تحلیلگران اشاره میکند که نشان میدهد حتی در سطح رسمی نیز عدم قطعیت وجود دارد. از جمله، عباس عراقچی گفته است که هنوز مشخص نیست رهبر جدید چه سیاستی را در پیش خواهد گرفت.
این گزارش همچنین به افزایش فشارهای داخلی برای کنار گذاشتن ممنوعیت سلاح هستهای اشاره میکند. به نوشته واینت، شبکههایی مانند سیانان گزارش دادهاند که با تقویت موقعیت جریانهای تندرو در سپاه پاسداران، درخواستها برای تغییر دکترین هستهای شدت گرفته است. برخی چهرههای نزدیک به این جریانها حتی آشکارا از ضرورت حرکت به سمت سلاح هستهای سخن گفتهاند.
در بخش دیگری از گزارش آمده است که با وجود آسیبهای جدی به تاسیسات هستهای در جریان جنگ، حکومت ایران همچنان ظرفیتهای مهمی را حفظ کرده است. بر اساس دادههای آژانس بینالمللی انرژی اتمی، ایران پیش از جنگ حدود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد در اختیار داشته- مقداری که برای تولید چندین بمب هستهای کافی ارزیابی میشود.
واینت مینویسد بخش قابل توجهی از این مواد احتمالاً در تاسیسات زیرزمینی باقی مانده و همین موضوع نگرانیها درباره امکان بازیابی و تکمیل آن را افزایش داده است. در همین حال، مقامهای آمریکایی نیز تاکید کردهاند که حکومت ایران همچنان توان تولید سانتریفیوژ و ادامه برنامه هستهای را دارد.
این گزارش اضافه میکند که همین نگرانیها، ایالات متحده را به بررسی گزینههای نظامی پرخطر- از جمله عملیاتهای ویژه برای دستیابی به ذخایر اورانیوم - واداشته، هرچند واشینگتن همچنان مسیر دیپلماتیک را ترجیح میدهد.
در جمعبندی، واینت تاکید میکند که اگر جمهوری اسلامی از این جنگ عبور کند و کنترل بر ذخایر هستهای خود را حفظ کند، ممکن است مسیر دستیابی به سلاح هستهای کوتاهتر شود؛ حتی در قالب گزینههایی مانند «بمب کثیف» یا سلاحهای ابتداییتر.
به نوشته این نشریه، مجموعه این تحولات نشان میدهد که با تضعیف چارچوبهای قبلی - از جمله فتوای مذهبی - و تغییر توازن قدرت در داخل ساختار جمهوری اسلامی، برنامه هستهای ایران وارد مرحلهای تازه و بالقوه خطرناک شده است.
همزمان با افزایش بحثها درباره احتمال ورود نیروهای زمینی به جنگ آمریکا با جمهوری اسلامی، ژنرال بازنشسته فرانک مککنزی میگوید ارتش ایالات متحده سالهاست سناریوهای مختلفی برای عملیات زمینی محدود در ایران، از جمله تصرف جزایر و اجرای حملات ضربتی، طراحی کرده است.
فرمانده پیشین فرماندهی مرکزی ایالات متحده، در گفتوگو با سیبیاسنیوز اعلام کرد که برنامهریزی برای عملیاتهای زمینی در ایران سابقهای چندساله دارد و بهطور خاص بر حملات محدود و هدفمند در سواحل جنوبی ایران تمرکز داشته است.
او در برنامه «Face the Nation» گفت: «ما سالهاست گزینههایی مانند تصرف جزایر یا پایگاههای کوچک را بررسی کردهایم. اینها معمولاً عملیاتهای ضربتی هستند؛ یعنی ورود، انجام ماموریت و خروج. اما برخی از این مناطق را میتوان تصرف و نگه داشت.»
مککنزی تاکید کرد که چنین اقداماتی میتواند پیامدهای راهبردی مهمی داشته باشد، از جمله افزایش اهرم فشار آمریکا در مذاکرات و وارد کردن ضربه مستقیم به اقتصاد ایران. او با اشاره به جزیره خارک افزود: «اگر این جزیره تصرف شود، عملاً میتوان صادرات نفت ایران را متوقف کرد، بدون اینکه زیرساختها نابود شوند.»
این اظهارات در حالی مطرح میشود که روزنامه واشینگتنپست گزارش داده پنتاگون در حال آمادهسازی طرحهایی برای عملیات زمینی چند هفتهای در ایران است؛ عملیاتی که ممکن است شامل نیروهای ویژه و واحدهای پیادهنظام در قالب حملات سریع و محدود باشد.
در همین راستا، اعزام نیروهای آمریکایی به منطقه نیز ادامه دارد. حدود ۳۵۰۰ نیروی دریایی و تفنگدار دریایی مستقر در ناو «یواساستریپولی» به حوزه عملیاتی خاورمیانه وارد شدهاند. این یگانها مجهز به هواپیماهای جنگنده و تجهیزات آبی-خاکی هستند که برای عملیاتهای سریع و تاکتیکی طراحی شدهاند.
با این حال، مقامهای آمریکایی تاکید کردهاند که این استقرار نیروها به معنای تصمیم قطعی برای ورود به جنگ زمینی نیست و همچنان گزینههای مختلف در حال بررسی است.
مککنزی در بخش دیگری از اظهارات خود گفت ایالات متحده میتواند بدون ورود به یک جنگ زمینی گسترده نیز به اهداف کلیدی دست یابد. به گفته او، «موفقیت» در این مرحله شامل باز نگه داشتن تنگه هرمز و دستیابی به توافقهایی درباره برنامههای موشکی و هستهای ایران است.
او افزود: «این اهداف دستیافتنی هستند، اما نیازمند ادامه فشار نظامی است. [حکومت] ایران در نهایت به استفاده از زور واکنش نشان خواهد داد.»
در همین حال، فضای سیاسی داخل آمریکا نسبت به گسترش جنگ محتاطانه است. بر اساس نظرسنجی مشترک CBS News و YouGov، حدود ۶۰ درصد از آمریکاییها با جنگ با [حکومت] ایران مخالفاند و تنها ۴۰ درصد از آن حمایت میکنند- نشانهای از تردید افکار عمومی نسبت به ورود به مرحله جدیدی از درگیری.
دادههای تازه نشان میدهد پس از افزایش قابل توجه قیمت بنزین در آمریکا طی یک ماه گذشته، در برخی ایالتها روندی نزولی آغاز شده، هرچند میانگین ملی همچنان در سطح بالایی باقی مانده است.
بر اساس گزارش منتشرشده از سوی «نکستار» (NEXSTAR) با استناد به دادههای «امریکن اتومبیل اسوسیشن» (AAA)، میانگین قیمت هر گالن بنزین معمولی در آمریکا طی یک ماه گذشته حدود یک دلار افزایش یافته و به ۳.۹۸ دلار رسیده است؛ رقمی که تا پایان هفته نیز بدون تغییر باقی مانده است.
«امریکناتومبیلاسوسیشن» یک نهاد معتبر در ایالات متحده است که علاوه بر خدمات جادهای، بهصورت روزانه قیمت بنزین را در سطح ملی، ایالتی و حتی محلی پایش و منتشر میکند. این دادهها معمولاً از هزاران پمپبنزین در سراسر آمریکا جمعآوری میشوند و یکی از منابع اصلی رسانهها برای گزارش قیمت سوخت هستند.
این گزارش نشان میدهد در حال حاضر، قیمت بنزین در ۱۳ ایالت به ۴ دلار یا بیشتر رسیده و در ایالتهای کالیفرنیا، هاوایی و واشینگتن حتی از ۵ دلار نیز عبور کرده است. با این حال، در ۱۲ ایالت دیگر نشانههایی از کاهش قیمت در هفته گذشته دیده میشود.
در میان این ایالتها، جورجیا بیشترین کاهش را ثبت کرده و میانگین قیمت بنزین در آن به ۳.۵۸۹ دلار رسیده که بیش از ۱۰ سنت کمتر از هفته قبل است. در ایالتهایی مانند نبراسکا، آیووا و ویسکانسین نیز کاهش حدود ۳ سنتی گزارش شده، در حالی که در کنتاکی، مینهسوتا و تگزاس این کاهش حدود ۲ سنت بوده است. سایر ایالتها از جمله کلرادو، تنسی، میزوری، کانزاس و کارولینای جنوبی نیز کاهشهای جزئیتر، در حد یک سنت یا کمتر، را تجربه کردهاند.
در مقابل، روند افزایشی همچنان در برخی مناطق ادامه دارد. دادهها نشان میدهد در ۱۲ ایالت قیمتها دستکم ۱۰ سنت افزایش یافته و در ایالتهای هاوایی و یوتا این افزایش بیش از ۲۰ سنت بوده است.
بیشترین رشد قیمت از ابتدای ماه در یوتا ثبت شده، جایی که میانگین قیمت هر گالن بنزین از ۲.۷۴۱ دلار به ۴.۱۹۷ دلار رسیده، افزایشی بیش از ۱.۴۵ دلار. در مجموع، از آغاز ماه جاری، قیمت بنزین در ۲۳ ایالت بیش از یک دلار افزایش داشته است.
مارک زاندی، اقتصاددان ارشد موسسه «مودی آنلتیکس» (Moody’s Analytics)، در ارزیابی این روند گفت: «هیچچیز به اندازه افزایش هزینه سوخت، بر ذهن و نگرانی جمعی مصرفکنندگان تاثیر نمیگذارد.»
در همین حال، کارشناسان یکی از عوامل اصلی این افزایش قیمت را تنشهای ژئوپولیتیکی و بهویژه جنگ جاری میان آمریکا و حکومت ایران میدانند. اختلال در عرضه نفت از منطقه خلیج فارس - که بخش قابل توجهی از انرژی جهان را تامین میکند- و نگرانی از بسته شدن مسیرهای حیاتی مانند تنگه هرمز، باعث افزایش قیمت جهانی نفت شده و بهطور مستقیم بر قیمت بنزین در آمریکا اثر گذاشته است. این نگرانیها همچنین موجب نوسان بازار و افزایش هزینههای حملونقل و پالایش شده است.
در واکنش به این افزایش قیمتها، دولت دونالد ترامپ در حال بررسی راهکارهایی برای مهار رشد قیمت بنزین است. در همین راستا، آژانس حفاظت محیط زیست آمریکا اعلام کرده که بهطور موقت فروش گسترده بنزین با ترکیب اتانول بالاتر (E15) را مجاز کرده تا فشار بر مصرفکنندگان کاهش یابد؛ سوختی که معمولاً در تابستان به دلیل نگرانیهای زیستمحیطی عرضه نمیشود.
کانال ۱۲ اسرائیل فاش کرد که پس از درز اطلاعات مرتبط با عملیات زمینی با مشارکت نیروهای کُرد به ایران و در پی آن تقویت نیروهای دفاعی جمهوری اسلامی در شمالغرب کشور، متحدان منطقهای آمریکا به دونالد ترامپ فشار آوردند تا این طرح را از دستور خارج کند.
این رسانه اسرائیلی در گزارشی تحقیقی که شنبه هشتم فروردین منتشر شد، نوشت: «ایالات متحده و اسرائیل برنامهریزی کرده بودند نیروهای شبهنظامی کرد در ابتدای جنگ به ایران حمله کنند، اما افشای اطلاعات در رسانهها، لابیگری متحدان و همچنین تردید خود کردها باعث شد واشینگتن این طرح را متوقف کند.»
هدف این طرح «شکستن سد ترس» در میان مخالفان حکومت و کمک به مردم ایران برای قیامی با هدف سقوط جمهوری اسلامی توصیف شده است.
بر اساس این گزارش تلویزیونی «دهها هزار نیروی مسلح کرد شامل نیروهایی از هر شش جناح کردهای ایرانی» برنامه داشتند که در روزهای نخست جنگ، تحت پوشش گسترده هوایی آمریکا و اسرائیل از مرز عراق وارد ایران شوند.»
پیش از آن نیز حملاتی سنگین علیه نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی در غرب ایران، از جمله مقامهای حکومتی، پایگاههای ارتش، سامانههای موشکی، ایستگاههای پلیس و مراکز بسیج اجرا شده بود تا مسیر حرکت نیروهای کرد را فراهم کند.
در نخستین روزهای حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به اهداف نظامی جمهوری اسلامی، گزارشهایی مبنی آغاز قریبالوقوع یک عملیات زمینی از کردستان عراق با مشارکت گروههای کُرد ایرانی حاضر در این منطقه منتشر شد.
۱۲ اسفند خبرهایی درباره گفتوگوی تلفنی دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، با مسعود بارزانی و بافل طالبانی، رهبران کرد مستقر در عراق، منتشر شد. وبسایت خبری آکسیوس به نقل از سه منبع آگاه نوشت که این تماس روز یکشنبه ۱۰ اسفند انجام شد. یکی از این منابع، این تماسها را «حساس» توصیف کرد و منبع دیگری نیز این گفتوگوها را حاصل «ماهها لابیگری پشتپرده نتانیاهو» خواند.
یکی از مقامها به اکسیوس گفت: «دیدگاه غالب و بهطور حتم نظر شخص نتانیاهو این است که کردها وارد میدان خواهند شد و قیام خواهند کرد.»
این مقام در ادامه افزود: «نتانیاهو که «بیوقفه» خواستار حمله و تغییر رژیم در ایران بود، نخستین بار در دیداری در کاخ سفید این موضوع را با ترامپ مطرح کرده بود.»
۱۵ اسفند، در هفتمین روز از کارزار نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل در ایران، موجی از حملات سنگین هوایی علیه ۳۵ مرکز متعلق به سپاه و نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی در نوار غربی ایران اجرا شد. همزمان جمهوری اسلامی، حملاتی پهپادی علیه اهدافی در عراق، بهویژه در اقلیم کردستان، پیاده کرد.
درست یک روز پس از این حملات ترامپ در یکی از سخنرانیهای خود اعلام کرد که قصد ندارد کُردها را به درگیری با جمهوری اسلامی وارد کند. او تاکید کرد: «ما به دنبال ورود کُردها نیستیم. نمیخواهم ببینم کردها آسیب ببینند یا کشته شوند.»
گزارش تلویزیونی کانال ۱۲ اسرائیل همچنین با استناد به گزارشهای منابع غیراسرائیلی میگوید که موساد سالها روی طرح مشارکت عملیاتی کُردها در براندازی جمهوری اسلامی کار کرده بود و از مدتها پیش همراه با سازمان سیا در حال مسلح کردن نیروهای کُرد بوده است.
همچنین در این گزارش آمده است که دیوید برنئا، رییس موساد، این طرح را به بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، ارائه داده و در آستانه جنگ، آن را در واشینگتن دیسی نیز مطرح کرده بود.
به گفته این گزارش، اطلاعات نظامی ارتش اسرائیل (امان) معتقد بود این طرح تنها شانس اندکی برای موفقیت دارد و مقامهای ارشد آن را در گفتوگو با کانال ۱۲ «خیالی» و «پر از اشکال» توصیف کردند. با این حال، این طرح هم در اسرائیل و هم در آمریکا بهعنوان طرحی «کاملا مطمئن» ارائه شده بود، در حالی که این باور وجود داشت که «کردها سهم خود را ایفا خواهند کرد.»
کانال ۱۲ میگوید این ارزیابی به نتانیاهو کمک کرد که ترامپ را برای پیشبرد حملات مشترک علیه جمهوری اسلامی متقاعد کند.
به گزارش تایمز اسرائیل، یکی از اعضای حزب آزادی کردستان و دیگر تحلیلگران کرد در مصاحبه با کانال ۱۲ تاکید کردهاند که توافق گستردهای برای «همکاری در سرنگونی حکومت» میان گروههای کُرد وجود داشت و دو زمان مشخص برای آغاز تهاجم تعیین شده بود.
در همین حال، رجب طیب اردوغان، رییسجمهوری ترکیه به رییسجمهوری آمریکا هشدار داده بود که آنکارا استقلال کردها در هیچ نقطهای از منطقه را تحمل نخواهد کرد. همچنین کشورهای عربی حوزه خلیج فارس نیز به آمریکا گفتندکه تجزیه قومی ایران میتواند کل خاورمیانه را بیثبات کند.
در گزارش آکسیوس که ۱۲ اسفند منتشر شد، یکی از منابع به گفتوگوی ترامپ با رجب طیب اردوغان، رییسجمهوری ترکیه، درباره موضوع مشارکت کُردها در حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی داشته است.
در این میان، خود کردها نیز نسبت به چشماندازشان در برابر حکومت ایران و همچنین میزان قابل اتکا بودن واشینگتن ابراز تردید کردند. به گفته گزارش کانال ۱۲، آنها پس از انتشار عمومی اولین خبرها درباره حمله علاوه بر حمایت نظامی، خواستار «تضمینهای سیاسی» از آمریکا شدند.
تایمز اسرائیل در گزارشی این نگرانیها را به رویدادهای سوریه در جریان سقوط بشار اسد، رییسجمهوری پیشین این کشور مرتبط دانسته و نوشته است: «کردها با در نظر گرفتن اینکه آمریکا برای شکست گروه «دولت اسلامی» در جنگ داخلی آن کشور به نیروهای کرد تکیه کرد، اما سپس از عملیات احمد الشرع، رییسجمهوری کنونی سوریه، برای تصرف مناطق تحت کنترل کردها و بازگرداندن آنها به حاکمیت مرکزی حمایت کرد، از آمریکا تضمینهای سیاسی خواستند.»
گزارش تحقیقی کانال ۱۲ همچنین میگوید که با از دست رفتن عنصر غافلگیری، ترامپ به این نتیجه رسید که این عملیات «بیش از حد خطرناک» است و دستور لغو حمله برنامهریزیشده را صادر کرد. در ادامه نیز زمانی که فرصت دومی برای حمله به وجود آمد، آن هم کنار گذاشته شد و کل این ایده اکنون «از دستور کار خارج شده است.»