نتانیاهو طرح ترور مشترک خامنهای را ارائه داد، ترامپ انجام عملیات را تایید کرد
خبرگزاری رویترز در گزارشی به نحوه کشته شدن علی خامنهای و آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی پرداخته و نوشته است که کمتر از ۴۸ ساعت پیش از آغاز حمله آمریکا و اسرائیل، بنیامین نتانیاهو در تماسی تلفنی با دونالد ترامپ درباره دلایل آغاز جنگ در روز شنبه ۹ اسفند گفتوگو کرد.
بهنوشته رویترز، هم ترامپ و هم نتانیاهو از طریق گزارشهای اطلاعاتی در اوایل همان هفته دریافته بودند که علی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، و نزدیکترین همکارانش بهزودی در دفتر او در تهران دیدار خواهند کرد.
سه منبع آگاه که نامشان اعلام نشده، به رویترز گفتهاند که اطلاعات جدید نشان میداد که زمان این جلسه از شب شنبه به صبح شنبه تغییر کرده است. بنیامین نتانیاهو در تماس تلفنی خود که پیش از این رسانهای نشده بود، این نکته را با دونالد ترامپ در میان گذاشت.
بهنوشته رویترز، نتانیاهو که مصمم بود عملیاتی را که دههها برای آن تلاش کرده بود پیش ببرد، استدلال کرد که شاید هرگز فرصت بهتری برای کشتن خامنهای و گرفتن انتقام از تلاشهای قبلی جمهوری اسلامی برای ترور ترامپ وجود بهدست نیاید.
وزارت دادگستری آمریکا یک مرد پاکستانی را به تلاش برای جذب افرادی در ایالات متحده برای کشتن ترامپ در جریان رقابتهای انتخاباتی او متهم کرده است؛ طرحی که بهعنوان انتقام کشته شدن قاسم سلیمانی، فرمانده سابق نیروی قدس سپاه پاسداران بهدستور ترامپ، طراحی شده بود.
رویترز بهنقل از منابع خود افزوده تا زمان تماس تلفنی نتانیاهو، ترامپ با ایده انجام یک عملیات نظامی علیه جمهوری اسلامی موافقت کرده بود، اما هنوز درباره زمان و شرایط ورود آمریکا به این جنگ تصمیم نگرفته بود.
نیروهای نظامی آمریکا طی هفتهها، حضور خود را در منطقه تقویت کرده بودند؛ بهگونهای که بسیاری در داخل دولت معتقد بودند شروع جنگ تنها نیازمند صدور دستور رییسجمهوری است. چند روز قبل از حمله، یکی از تاریخهای احتمالی بهدلیل شرایط نامساعد جوی لغو شده بود.
رویترز در گزارش خود تاکید کرده که مشخص نیست استدلالهای نتانیاهو تا چه حد بر تصمیم ترامپ تاثیر گذاشته است، اما این تماس در عمل آخرین استدلال رهبر اسرائیل برای همتای آمریکاییاش بود.
این خبرگزاری بهنقل از سه منبع آگاه خود افزوده که در هر صورت این تماس همراه با اطلاعاتی که نشان میداد فرصت کشتن رهبر جمهوری اسلامی در حال از دست رفتن است، عامل محرکی برای تصمیم نهایی ترامپ در روز هشتم اسفند برای آغاز عملیات «خشم حماسی» بود.
دفتر (بیت) علی خامنهای پس از بمباران
طبق این گزارش، نتانیاهو در تماس تلفنی خود استدلال کرد که ترامپ میتواند با کمک به حذف رهبر جمهوری اسلامی که هم در غرب و هم نزد بسیاری از ایرانیان منفور است، تاریخساز شود. او گفت حتی ممکن است ایرانیان به خیابانها بیایند و نظامی را که از سال ۱۳۵۷ بر ایران حاکم بوده و از منابع اصلی تروریسم و بیثباتی جهانی محسوب میشود، سرنگون کنند.
در آغاز جنگ اولین بمبها صبح شنبه، ۹ اسفند، بر دفتر علی خامنهای فرود آمدند. ترامپ همان شب اعلام کرد که خامنهای کشته شده است.
با این همه، نتانیاهو پنجشنبه ۲۸ اسفند در یک نشست خبری روز این ادعا را که اسرائیل به شکلی از اشکال آمریکا را به درگیری با جمهوری اسلامی کشانده، رد کرد و چنین اخباری را جعلی خواند.
او گفت: «آیا واقعا کسی فکر میکند میتواند به رییسجمهوری ترامپ بگوید چه کاری انجام دهد؟ دست بردارید!»
ترامپ خود نیز بهصورت علنی گفته است که تصمیم حمله را بهطور کامل خودش گرفته است.
رویترز نیز در گزارش خود تاکید کرده است که شواهدی وجود ندارد که نشان دهد نتانیاهو ترامپ را مجبور به جنگ کرده باشد، اما رهبر اسرائیل مدافع موثر موضوع حمله بوده و نحوه طرح این موضوع، از جمله فرصت کشتن رهبر جمهوری اسلامی، برای ترامپ قانعکننده بوده است؛ مخصوصا که او در پی ترور ترامپ بود.
پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، اوایل مارس گفت که انتقامجویی نیز یکی از انگیزههای این عملیات بود: «حکومت ایران تلاش کرد رییسجمهوری ترامپ را بکشد و رییسجمهوری ترامپ در نهایت پیروز شد.»
برنامههای هستهای و موشکی، اهداف جنگ ۱۲ روزه
ترامپ در کارزار انتخاباتی ۲۰۲۴ خود بر سیاست «اول آمریکا» تاکید داشت و بهطور علنی گفته بود که میخواهد از جنگ با جمهوری اسلامی بپرهیزد و با تهران از طریق دیپلماسی تعامل کند.
اما با شکست مذاکرات درباره برنامه هستهای ایران در بهار گذشته، ترامپ بهتدریج به گزینه حمله نظامی فکر کرد.
اولین حمله در خرداد ماه رخ داد، زمانی که اسرائیل تاسیسات هستهای و سایتهای موشکی ایران را بمباران کرد و چند مقام ارشد جمهوری اسلامی را کشت. نیروهای آمریکایی بعدا به این حمله پیوستند و پس از پایان عملیات مشترک ۱۲ روزه، ترامپ از موفقیت آن تمجید کرد و گفت آمریکا تاسیسات هستهای ایران را «نابود» کرده است.
رویترز در گزارش خود افزوده که چند ماه بعد، گفتوگوها میان آمریکا و اسرائیل درباره یک حمله هوایی دوم برای هدف قرار دادن تاسیسات موشکی بیشتر و جلوگیری از دستیابی جمهوری اسلامی به توانایی ساخت سلاح هستهای آغاز شد.
اسرائیل همچنین خواهان کشتن خامنهای بود؛ دشمنی دیرینه که بارها موشک بهسوی اسرائیل شلیک کرده و از نیروهای نیابتی مسلح در اطراف این کشور، از جمله حماس و حزبالله حمایت کرده بود.
اسرائیلیها ابتدا فرض میکردند که این حمله را بهتنهایی انجام خواهند داد اما در دسامبر، در دیدار نتانیاهو با ترامپ در اقامتگاه مارالاگو در فلوریدا، وقتی نخستوزیر اسرائیل گفت از نتایج عملیات مشترک قبلی رضایت کامل ندارد، ترامپ نشان داد که برای یک حمله دیگر آمادگی دارد، هرچند همچنان میخواست فرصت دیگری برای مذاکرات دیپلماتیک فراهم کند.
تصمیم نهایی
بهنوشته رویترز دو رویداد ترامپ را به سمت حمله دوباره سوق داد:
اول، عملیات آمریکا در سوم ژانویه برای دستگیری نیکولاس مادورو، رییسجمهوری پیشین ونزوئلا، در کاراکاس که بدون تلفات برای نیروهای آمریکایی انجام شد و نشان داد که عملیاتهای بزرگ میتوانند پیامدهای محدود داشته باشند.
دوم، اعتراضات گسترده ضدحکومتی در ایران که با سرکوب شدید سپاه پاسداران و کشته شدن هزاران نفر همراه شد.
به این ترتیب، در پشت صحنه، همکاری نظامی میان ارتش اسرائیل و فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) افزایش یافت و برنامهریزیهای مشترک در جلسات محرمانه انجام شد.
در سفر فوریه نتانیاهو به واشینگتن، او ترامپ را درباره برنامه موشکی ایران توجیه کرد و خطرات آن، از جمله احتمال دستیابی تهران به توانایی حمله به خاک آمریکا، را توضیح داد.
فرصت تاریخی ترامپ
تا اواخر فوریه، بسیاری از مقامات آمریکایی و دیپلماتهای منطقهای معتقد شده بودند که حمله آمریکا به جمهوری اسلامی بسیار محتمل است.
ترامپ در جلسات توجیهی پنتاگون و نهادهای اطلاعاتی، جزییاتی را درباره مزایای احتمالی حمله، از جمله نابودی برنامه موشکی ایران، دریافت کرد.
پیش از تماس نتانیاهو، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، به رهبران کنگره هشدار داده بود که اسرائیل چه با مشارکت آمریکا و چه بدون آن، احتمالا به جمهوری اسلامی حمله خواهد کرد و تهران نیز احتمالا مواضع آمریکا در منطقه را هدف قرار خواهد داد.
ترامپ همچنین مطلع شده بود که این احتمال هرچند اندک وجود دارد که حذف رهبران وقت حکومت به تشکیل دولتی در تهران منجر شود که آمادگی بیشتری برای مذاکره داشته باشد.
بهنوشته رویترز، نتانیاهو در تماس تلفنی خود با ترامپ کمتر از۴۸ ساعت قبل از آغاز حمله، موضوع تغییر رژیم در ایران را نیز مطرح کرده بود هرچند ارزیابی سازمان سیا این بود که در صورت کشته شدن خامنهای، احتمالا یک چهره تندرو دیگر جایگزین او خواهد شد.
پس از کشته شدن خامنهای، پسر او که گفته میشود مواضع ضدآمریکایی شدیدتری دارد، بهعنوان جانشین او معرفی شد اگرچه از هنگام معرفی بهعنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی، او دیده نشده و اطلاعی در مورد وضعیت جسمیاش پس از حمله شنبه ۹ اسفند وجود ندارد.
ترامپ پس از کشته شدن خامنهای بارها خطاب به مردم ایران گفته که با فرا رسیدن زمان مناسب، میتوانند قیام کنند با این حال، در حالی که جنگ وارد هفته چهارم شده، سپاه پاسداران همچنان در خیابانها حضوری مسلحانه دارد و میلیونها ایرانی در خانههای خود، در انتظار فرا رسیدن زمان مناسب هستند.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.