وزیر جنگ آمریکا: زمانبندی جنگ در ایران فقط و فقط در دست ایالات متحده است
پیت هگست، وزیر جنگ ایالات متحده پنجشنبه در یک نشست خبری در ستاد سنتکام در فلوریدا گفت که زمانبدی جنگ با جمهوری اسلامی، فقط و فقط با ایالات متحده است.
او با بیان اینکه ذخایر مهمات آمریکا پر است، گفت: «اگر رژیم ایران فکر کند آمریکا قادر به جنگ تداوم شدید و پایدار جنگ نیست، اشتباه محاسباتی کرده است.»
هگست در پاسخ به سوالی درباره سخنان ترامپ درباره داشتن نقش در تعیین رهبر بعدی ایران گفت ایالات متحده اهداف نظامی خود را در ایران گسترش نمیدهد.
وزیر جنگ آمریکا تاکید کرد: «ذخایر تسلیحات دفاعی و تهاجمی ما امکان ادامه این کارزار را تا هر زمان که لازم باشد فراهم میکند. وضعیت مهمات ما همزمان با افزایش برتریهایمان تقویت میشود.»
دونالد ترامپ، رییس جمهوری آمریکا در سخنانی در حاشیه مراسم دیدار با اعضای تیم میامی سیاف در کاخ سفید خطاب به نیروهای سپاه پاسداران و ارتش گفت که اگر سلاح خود را زمین نگذارند، کشته خواهند شد.
او به نیروهای نظامی جمهوری اسلامی گفت: «طرف درست تاریخ بایستید. اگر مصونیت میخواهید به شما مصونیت میدهیم وگرنه با مرگ مواجه خواهید شد.»
ترامپ اضافه کرد: «از دیپلماتهای ایرانی در سراسر جهان میخواهیم درخواست پناهندگی بدهند و به ما کمک کنند ایران جدید و بهتری بسازیم.»
او گفت که آمریکا اطمینان حاصل خواهد کرد که هر کسی که در آینده رهبری ایران را به دست بگیرد، دیگر آمریکا، اسرائیل یا همسایگان خود را تهدید نکند
به گفته رییس جمهوری آمریکا، جمهوری اسلامی قصد داشت توافق کند اما او به آنها گفته که برای توافق دیر شده است. او اضافه کرد: «۴۷ سال از دست اینها وحشت داشتیم. ۹۵ درصد از آسیب جدی جسمی به آمریکاییها به خاطر قاسم سلیمانی بود.
یک شهروند، ویدیویی به ایران اینترنشنال ارسال کرده که انفجارهای پیاپی شامگاه پنجشنبه ۱۴ اسفند در بندرعباس را نشان میدهد. این ویدیو بدون صدا به دست ایراناینترنشنال رسیده است.
گروههای حقوق بشری و خانوادههای بازداشتشدگان هشدار میدهند که شرایط زمان جنگ در زندانهای ایران میتواند فاجعهای دیگر مانند دوره جنگ ۱۲ روزه در خردادماه به زندان اوین تهران را رقم بزند.
فعالان میگویند وضعیت داخل زندانها بهطور فزایندهای آشفته شده است. در حالی که گزارش شده برخی زندانیان غیرسیاسی با وثیقه آزاد شدهاند و بسیاری از کارکنان نیز ظاهرا برای رفتن به مکانهای امنتر پستهای خود را ترک کردهاند، مقامها از اعطای مرخصی به زندانیان سیاسی یا افرادی که در جریان اعتراضات اخیر بازداشت شدهاند خودداری کردهاند یا وثیقه آنها را برای آزادی نپذیرفتهاند.
وبسایت وکلای داوطلب «دادبان» نیز هشدار داد که دورههای تنش شدید سیاسی یا نظامی در ایران اغلب به رفتار سختگیرانهتر با زندانیان سیاسی منجر میشود.
این گروه گفت: «در جمهوری اسلامی، در زمانهای تنش شدید سیاسی یا نظامی، خطر تشدید سرکوب و حتی تلافیجویی علیه زندانیان سیاسی افزایش مییابد.»
در چنین شرایطی، بازداشتشدگان ممکن است با محدودیتهای بیشتر، خشونت یا فشارهای مضاعف روبهرو شوند.
چندین سازمان حقوق بشری، از جمله «کمیته آزادی زندانیان سیاسی» و بنیادی مرتبط با نرگس محمدی، برنده زندانی جایزه نوبل صلح، نسبت به وقوع یک بحران انسانی قریبالوقوع در زندانهای ایران هشدار دادهاند.
این گروهها در بیانیههای خود گفتهاند که نظم اداری داخل اوین عملا فروپاشیده، نگهبانان پستهای خود را ترک کردهاند و درهای سلولها قفل شده و زندانیان در داخل محبوس ماندهاند.
طبق این گزارشها، توزیع غذا و خدمات درمانی تا حد زیادی متوقف شده، در حالی که فروشگاه زندان، که منبع مهمی برای تهیه غذا و آب آشامیدنی زندانیان است، نیز تعطیل شده است.
در برخی موارد، فعالان میگویند زندانیان سیاسی بدون اطلاع خانوادههایشان به مکانهای نامعلوم منتقل شدهاند. اعضای خانواده بازداشتشدگان میگویند اطلاعات بسیار اندکی درباره سرنوشت زندانیان دریافت کردهاند.
گزارشهای گروههای حقوق بشری و بستگانی که توانستهاند با زندانیان تماس بگیرند، نشان میدهد که یگان ویژه پلیس ایران (نوپو) کنترل زندان اوین را به دست گرفته است.
همسر مصطفی محمد حسن، زندانی سیاسی، در شبکههای اجتماعی نوشت که مقامها قصد دارند زندانیان سیاسی و اتباع خارجیِ زندانی در اوین را به زندانی در شهر قم منتقل کنند.
رضا خندان، زندانی سیاسی در اوین و همسر نسرین ستوده وکیل مداتفع حقوق بشر، نیز در نامهای به غلامحسین محسنیاژهای، رییس قوه قضائیه، نسبت به وضعیت هشدار داده است.
خندان هشدار داد که مقامها هشدارهای مکرر زندانیان را نادیده گرفتهاند؛ همانگونه که در جریان جنگ ۱۲ روزه چنین کردند، زمانی که حمله موشکی اسرائیل به زندان اوین بخشهایی از این مجموعه را ویران کرد و دهها زندانی، بستگان ملاقاتکننده و کارکنان زندان را کشت.
خندان نوشت: «این بار دیگر هیچ عذر و بهانهای پذیرفتنی نیست. مسئولیت مستقیم جان زندانیان با قوه قضاییه و سازمان زندانهاست؛ زندانیانی که هنوز عزادار هم بندیان و خانوادهها و پرسنلی که عزادار همکارانشان هستند.»
پس از جنگ ۱۲ روزه، گزارش شده بود که زندانیان سیاسی را با دستبند و پابند بسته و موقتا به مراکز دیگری منتقل کردند؛ از جمله زندان تهران بزرگ (فشافویه)، زندان قزلحصار و زندان زنان قرچک.
فعالان میگویند وضعیت در زندانهای دیگر نیز در حال وخیمتر شدن است.
دادبان از بدتر شدن شرایط در زندان زنان قرچک در جنوب تهران، که بهطور گسترده یکی از سختترین مراکز بازداشت در ایران شناخته میشود، گزارش داده است.
طبق این گزارش، کارکنان پزشکی، کارکنان اداری و نگهبانان پستهای خود را ترک کردهاند و همین امر باعث آشفتگی در اداره زندان شده است. کمبود آب که پیشتر نیز در این مجموعه رایج بود، تشدید شده و فروشگاه زندان دیگر فعالیت نمیکند.
در زندان تهران بزرگ، گفته شده موج انفجارهای ناشی از انفجارهای نزدیک در دوم مارس شیشهها را شکسته و به چندین دیوار آسیب زده است. در حالی که هیچ آمار تلفات تایید نشده، گزارشها میگویند نگهبانان زندان زندانیان را کتک زده و داخل مجموعه گاز اشکآور شلیک کردهاند.
یک بیننده در پیامی به ایراناینترنشنال نوشت: «برادرم در زندان تهران بزرگ است. چهار روز است که نه آب دارند نه غذا.»
او افزود: «مسئولان حتی درهای زندان را جوش دادهاند و اکنون این مجموعه تحت کنترل سپاه پاسداران است.»
گزارشهای مشابهی از نقاط دیگر نیز منتشر شده است. رسانه کردی «کردپا» گزارش داد که نیروهای ضد شورش پس از آنکه زندانیان زندان مهاباد نسبت به نگهداری در شرایط خطرناک زمان جنگ پس از حمله به یک پایگاه نزدیک سپاه پاسداران اعتراض کردند، یورش بردند.
بر اساس این گزارش، نگهبانان گاز اشکآور شلیک کردند و دستکم دو زندانی زخمی شدند. همچنین طبق این گزارش سهمیه غذا به یک وعده در روز کاهش یافته و تماسهای تلفنی محدود شده است.
خبرگزاری رویترز نوشت در پی کشته شدن علی خامنهای و تداوم حملات بیوقفه آمریکا و اسرائیل، جمهوری اسلامی تا حد زیادی منزوی شده است و چین و روسیه که از مهمترین شرکای تهران به شمار میروند، در واکنش به این تحولات تنها به محکومیتهای دیپلماتیک و ابراز نگرانی بسنده کردهاند.
بر اساس این گزارش که پنجشنبه ۱۴ اسفند منتشر شد، حملات تلافیجویانه جمهوری اسلامی و بسته شدن تنگه هرمز باعث افزایش قیمت انرژی شده، به بیثباتی بازارهای جهانی انجامیده و اقتصادهای بزرگ را وادار کرده است برای مدیریت بحران کنونی، دست به اقدامات فوری بزنند.
به گفته تحلیلگران، خویشتنداری روسیه و چین از یک محاسبه واقعگرایانه ناشی میشود: مداخله در تقابل جمهوری اسلامی با اسرائیل و آمریکا، هزینههای سنگین، دستاوردهای محدود و ریسکهای غیرقابل پیشبینی به همراه خواهد داشت.
به نظر میرسد پکن و مسکو آمادگی پذیرش چنین هزینهها و خطرهایی را ندارند.
آنا بورشچفسکایا، کارشناس مسائل روسیه در موسسه واشینگتن، در همین رابطه به رویترز گفت: «پوتین اولویتهای دیگری دارد و مهمترین آنها اوکراین است. برای روسیه بسیار غیرعاقلانه خواهد بود که وارد یک رویارویی نظامی مستقیم با ایالات متحده شود.»
یک منبع ارشد روسی نیز گفت: «تشدید تنشها در ایران و خلیج فارس همین حالا هم توجهها را از جنگ اوکراین منحرف کرده؛ این یک واقعیت است. باقی حرفها صرفا واکنشهای احساسی درباره یک "متحد سقوطکرده" است.»
رویترز گزارش داد چین و روسیه در سالهای گذشته برای تقویت توان نظامی به جمهوری اسلامی کمک کردهاند.
این حمایتها شامل تامین موشک، سامانههای پدافند هوایی و فناوریهایی بوده که با هدف تقویت بازدارندگی جمهوری اسلامی و افزایش هزینه هرگونه حمله به ایران طراحی شدهاند.
با این حال، به نظر میرسد دامنه این حمایتها اکنون به سقف خود رسیده باشد.
چرا روسیه و چین تنها به محکومیت دیپلماتیک بسنده کردهاند؟
چین طی سالهای گذشته تلاش کرده جایگاه خود را در تحولات دیپلماتیک خاورمیانه تقویت کند، در حالی که روسیه ایران را بهعنوان یکی از ارکان ائتلاف ضدغربی خود مطرح کرده است.
با این حال، هنگامی که تنشها بالا گرفت، هر دو قدرت با محدودیتهایی روبهرو بودند؛ چین بهدلیل وابستگیاش به انرژی و تجارت با کشورهای خلیج فارس و همچنین تمرکز امنیتیاش بر آسیا، و روسیه بهدلیل جنگ فرسایشی در اوکراین که توان آن را برای حمایت از شرکایش کاهش داده و در عین حال نیازش را به حفظ روابط با کشورهای نفتخیز خلیج فارس بیشتر کرده است.
در نتیجه یک تناقض آشکار شکل گرفته است: ایران همچنان برای هر دو کشور از نظر راهبردی اهمیت دارد، اما این اهمیت آنقدر نیست که برای دفاع از جمهوری اسلامی وارد رویارویی با آمریکا و اسرائیل شوند.
بورشچفسکایا گفت اگر روسیه بهطور مستقیم جمهوری اسلامی را زیر چتر حمایتی خود میگرفت، کشورهای خلیج فارس و اسرائیل را از خود دور میکرد؛ موضوعی که پوتین تمایلی به آن ندارد.
واکنش محتاطانه پکن نیز بازتاب یک راهبرد قدیمی است: پرهیز از پذیرش تعهدات امنیتی الزامآور در مناطقی که خارج از حوزه منافع اصلی چین قرار دارند.
رویترز نوشت برخلاف آمریکا که اتحادهایش بر پایه تعهدات دفاعی متقابل شکل گرفته است، چین ترجیح میدهد روابط خود را بر اساس تجارت، سرمایهگذاری و فروش تسلیحات بنا کند.
اوان فایگنباوم، عضو موسسه کارنگی برای صلح بینالمللی، گفت این نوع شراکتها عمدا طوری طراحی شدهاند که چین را از کشیده شدن به درگیریهای نظامی دور نگه دارند.
هنری توگندهات، عضو موسسه واشینگتن، نیز تاکید کرد حتی اگر چین بخواهد نقش فعالتری ایفا کند، حاضر نیست توجه راهبردی یا داراییهای نظامی خود را از مسائل امنیتی اصلی منحرف کند. به گفته او، اولویتهای پکن در مقطع کنونی تایوان، دریای چین جنوبی و تهدیداتی است که از سوی آمریکا و ژاپن متوجه آن میشود.
این بحران حتی میتواند برای چین فرصتهایی ایجاد کند. پکن بدون آنکه مستقیما وارد منازعه شود، شاهد آن است که نیروهای آمریکا در منطقهای دور از شرق آسیا درگیر شدهاند و بخشی از توان و ذخایر نظامی واشینگتن در این میدان مصرف میشود.
همزمان، بحران خاورمیانه برای چین این امکان را فراهم میآورد تا عملکرد، تواناییها و الگوهای عملیاتی ارتش آمریکا را بهطور مستقیم رصد کند. این اطلاعات میتواند در ارزیابیهای راهبردی پکن درباره سناریوهای احتمالی مرتبط با تایوان نقش مهمی داشته باشد.
با این حال، آسیبپذیری اصلی چین همچنان جریان انرژی از تنگه هرمز است؛ مسیری که حدود ۴۵ درصد واردات نفت این کشور از آن عبور میکند.
کارشناسان میگویند پکن با ایجاد ذخایر راهبردی و نگهداری حجم قابل توجهی از نفت ایران در نفتکشها یا مخازن ذخیره، تا حدی این خطر را مدیریت کرده است.
روسیه نیز از تحولات جاری بینصیب نمیماند. افزایش قیمت نفت میتواند به تقویت اقتصاد این کشور در زمان جنگ کمک کند و همزمان درگیری دولت آمریکا در بحران خاورمیانه باعث میشود واشینگتن زمان و تمرکز کمتری برای پرونده اوکراین داشته باشد.
به گفته بورشچفسکایا، مسکو از سقوط حکومت ایران سودی نمیبرد، اما در عین حال سرنوشت خود را هم به بقای نظام در تهران گره نزده است.
به همین دلیل، مسکو میتواند در آینده با هر حکومتی که در ایران روی کار بیاید رابطه برقرار کند، حتی اگر آن حکومت به واشینگتن نزدیک باشد.
در رسانههای اجتماعی، بحثها درباره تداوم ساختار قدرت با جانشینی پسر بهجای پدر بالا گرفته و برخی هم با اشاره به اظهارات دونالد ترامپ از بدترین سناریوها برای جانشینی در جمهوری اسلامی حرف میزنند.
عادله بورنگ، عضو تحریریه ایراناینترنشنال، از واکنش کاربران میگوید: