• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

وزیر خارجه عمان با ونس دیدار کرد

۸ اسفند ۱۴۰۴، ۱۹:۱۴ (‎+۰ گرینویچ)

بدر ابوسعیدی، وزیر خارجه عمان از دیدار خود با جی‌دی ونس، معاون دونالد ترامپ، در واشینگتن خبر داد.

او نوشت در این نشست جزییات مذاکرات آمریکا و جمهوری اسلامی و «پیشرفت‌های حاصل‌شده تاکنون» را با او در میان گذاشته است.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد
۱

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد

۲
تحلیل

چرا درآمد ۱۰۰ میلیارد دلاری عوارض تنگه هرمز یک افسانه است

۳

نفوذ جمهوری اسلامی و کارزار جمع‌آوری کمک‌های مالی شیعیان کشمیر پس از کشته شدن خامنه‌ای

۴
تحلیل

وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

۵

فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

Banner

انتخاب سردبیر

  • ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟
    تحلیل

    ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

•
•
•

مطالب بیشتر

افشای هویت اعضای شبکه سپاه برای سرقت پول نفت ایران در قالب طلا

۸ اسفند ۱۴۰۴، ۱۹:۱۲ (‎+۰ گرینویچ)
•
مجتبا پورمحسن

ایران‌اینترنشنال به اطلاعاتی اختصاصی از هویت اعضای یک شبکه بزرگ متشکل از فرماندهان ارشد سپاه و یک شرکت نفتی در کیش دست یافته که نشان می‌دهد آنها پس از ثبت جعلی واریز طلای حاصل از فروش نفت به چین در بانک مرکزی، طلا را می‌فروشند و پولش را تصاحب می‌کنند.

از زمان آغاز ریاست‌جمهوری ابراهیم رییسی، دولت جمهوری اسلامی در بودجه سالانه، به نیروهای مسلح اجازه داد که به نام «تقویت بنیه دفاعی کشور» مقدار مشخصی از نفت ایران را بفروشند و پول حاصل از آن را تصاحب کنند.

این روال با آغاز دولت مسعود پزشکیان هم ادامه پیدا کرد . دولت در سال ۱۴۰۴، به نیروهای مسلح مجوز داد که ۵۶۱ هزار میلیارد تومان از فروش نفت ایران را برای تقویت بنیه دفاعی هزینه کند.

نهادهای مختلفی در درون سپاه در بازار فروش نفت ایران فعالند اما یک منبع اطلاعاتی یک کشور اروپایی و یک منبع در سپاه پاسداران به ایرا‌ن‌اینترنشنال گفتند که تمام این فعالیت‌ها تحت نظر ستاد فرماندهی شهید پورجعفری سپاه پاسداران انجام می‌شود.

ستادی که نامش را از حسین پورجعفری، یکی از فرماندهان نیروی قدس و از چهره‌های نزدیک به قاسم سلیمانی و حسن نصرالله گرفته که ۱۳ دی ماه سال ۱۳۹۸ در حمله هدفمند آمریکا به فرودگاه بغداد همراه با سلیمانی کشته شد.

 صمد فتحی سلمی، مسئول مالی ستاد حسین پورجعفری
100%
صمد فتحی سلمی، مسئول مالی ستاد حسین پورجعفری

ایران‌اینترنشنال برای اولین بار هویت مسئول مالی این ستاد را فاش می‌کند. او صمد فتحی سلمی نام دارد، فردی ۳۵ ساله و اهل شلمزار که با نام مستعار هومن فرجی فعالیت دارد.

او عضو هیات مدیره صندوق تعاون و سرمایه‌گذاری مسکن و کارکنان سپاه پاسداران است، حتا نام اعضایش در آگهی رسمی هم با عبارت «برادر» آمده. پس از افشای ارتباط این نهاد با بنیاد تعاون سپاه، شرکتی جدید اما با حضور چند عضو پیشین تشکیل شد.

منابع ایران‌اینترنشنال گفتند صمد فتحی به‌تازگی همراه با یک هیات به چین سفر کرد تا درباره چگونگی فروش نفت، تبدیل پول آن به طلا و خرید اسلحه با چینی‌ها مذاکره کند.

پس از تحریم شرکت‌های متعدد نفتی همکار سپاه، ستاد فرماندهی شهید پورجعفری از سه سال پیش، از پوشش شرکت پترو موج آرمان کیش برای فروش نفت و جابه‌جایی پول و طلا استفاده می‌کند. مدیرعامل و اعضای هیات مدیره این شرکت همگی عضو شبکه فروش نفت سپاه هستند.

جمهوری اسلامی از سال ۹۱، با تشدید تحریم‌های بین‌المللی علیه تهران، پنهانی از تمهید فروش نفت در ازای طلا استفاده می‌کرد. اما در دولت رییسی این کار با شدت بیشتر انجام شد.

100%

محمدحسن غلامی، رییس انجمن پول‌ و طلای کشور، در اردیبهشت سال ۱۴۰۲ تایید کرد که جمهوری اسلامی در ازای فروش نفت و بنزین، طلا وارد می‌کند.

اما یک منبع اطلاعاتی یک کشور اروپایی و یک منبع در سپاه پاسداران به ایران‌اینترنشنال گفتند ستاد فرماندهی شهید پورجعفری نفت را می‌فروشد و طلا وارد کشور می‌کند، اما پولش را به خزانه برنمی‌گرداند؛ هرچند ثبت می‌شود که پول را برگردانده‌اند، اما بعد سپاه طلا را در بازار می‌فروشد و پولش را بدون واریز در خزانه تصاحب می‌کند.

علیرضا فخاری، معاون هماهنگ‌کننده قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء
100%
علیرضا فخاری، معاون هماهنگ‌کننده قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء

دوم اسفندماه ۱۴۰۴، حسن صمصامی، نماینده تهران در مجلس، تایید کرد که برخی بانک‌ها در این فعالیت فسادآور با تراستی‌ها (طرف‌های اقتصادی مورد اعتماد برای دور زدن تحریم‌ها) خالی‌خوانی می‌کنند.

او گفت: ترفند خالی خوانی این است که تراستی با بانک تبانی می‌کند تا بانک اعلام کند پول نفت وارد حساب شده، در حالی که هیچ پولی واریز نشده است. بانک مرکزی هم بر اساس گزارش بانک عامل، واریز پول نفت را تایید می‌کند، اما در واقعیت پولی وجود ندارد.

یک منبع نزدیک به سپاه پاسداران به ایران‌اینترنشنال گفت بانک عامل ستاد فرماندهی شهیدپورجعفری سپاه پاسداران برای خالی‌خوانی، بانک شهر است که مدیرعامل آن از چهار سال پیش محمدمهدی احمدی است. او داماد محسن رضایی، فرمانده کل سابق سپاه، برادر عروس محمدباقر قالیباف رییس مجلس و بردار داماد عبدالرحمن فضلی، سفیر جمهوری اسلامی در چین است.

محمدمهدی احمدی، مدیرعامل بانک شهر
100%
محمدمهدی احمدی، مدیرعامل بانک شهر

علاوه بر صمد فتحی، سه فرمانده ارشد سپاه پاسداران هم در این چرخه سرقت سپاه از پول نفت ایران در قالب طلا نقش پررنگی دارند. یکی‌شان سردار رحمت عارفی، مسئول بازرسی سپاه است که نامش در فاصل صوتی درزکرده از فساد سپاه پاسداران در شهرداری تهران هم آمده است.

احمد محمدی‌زاده، معاون پیشین هماهنگ‌کننده نیروی دریایی سپاه و استاندار بوشهر در دولت رئیسی، و علیرضا فخاری، معاون هماهنگ‌کننده قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء، و استاندار سابق تهران هم از دیگر فرماندهانی هستند که این شبکه را هدایت می‌کنند.

ترامپ: تمایلی به اقدام نظامی علیه ایران ندارم، اما گاهی اجتناب‌ناپذیر است

۸ اسفند ۱۴۰۴، ۱۹:۰۵ (‎+۰ گرینویچ)

هم‌زمان با ادامه استقرار تجهیزات جنگی ایالات متحده در منطقه، دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، اعلام کرد تمایلی به استفاده از نیروی نظامی علیه جمهوری اسلامی ندارد، اما «گاهی» گزینه دیگری باقی نمی‌ماند.

ترامپ جمعه هشتم اسفند در مصاحبه با خبرنگاران گفت هرچند از مواضع حکومت ایران در مذاکرات «راضی» نیست، اما «تصمیم نهایی» را اتخاذ نکرده و همچنان قصد دارد با تهران به توافق برسد.

او افزود انتظار می‌رود مذاکرات تهران و واشینگتن ادامه یابد و ابراز امیدواری کرد جمهوری اسلامی با «حسن نیت و وجدان بیدار» در گفت‌وگوها حاضر شود، امری به گفته ترامپ تاکنون محقق نشده است.

رییس‌جمهوری آمریکا بار دیگر تاکید کرد جمهوری اسلامی نمی‌تواند به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند.

اظهارات ترامپ ساعاتی پس از آن مطرح شد که پایگاه خبری بلومبرگ گزارش داد استیو ویتکاف و جرد کوشنر، اعضای ارشد هیات آمریکایی، مذاکرات اخیر با حکومت ایران در ژنو را با «ناامیدی» ترک کردند.

در سوی دیگر، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی و بدر البوسعیدی، همتای عمانی او، هفتم اسفند از «پیشرفت خوب» در مذاکرات ژنو و ادامه گفت‌وگوها در هفته آینده خبر داده بودند.

آژانس بین‌المللی انرژی اتمی هشتم اسفند در گزارشی محرمانه به اعضای این نهاد اعلام کرد جمهوری اسلامی مقادیری از ذخایر اورانیوم با غنای بالای خود را در بخشی زیرزمینی از تاسیسات هسته‌ای اصفهان نگهداری می‌کند.

ترامپ در خصوص حمله به ایران: در هر کاری ریسک وجود دارد

ترامپ در پاسخ به پرسشی درباره هزینه‌های اقدام احتمالی علیه تهران گفت: «در هر چیزی ریسک وجود دارد، چه در جنبه‌های خوب و چه بد. [مخصوصا] وقتی جنگی در کار است. با رهبری من موفقیت‌های بزرگی داشته‌ایم؛ سلیمانی، البغدادی، عملیات چکش نیمه‌شب و بسیاری موارد دیگر و همه‌چیز خوب پیش رفت. می‌خواهیم همین‌طور بماند، اما باید ببینیم چه می‌شود.»

او همچنین در خصوص احتمال تغییر حکومت در ایران بلافاصله پس از حمله آمریکا افزود: «هیچ‌کس نمی‌داند. ممکن است محقق شود، ممکن است نشود.»

در روزهای اخیر، گمانه‌زنی‌های مختلفی درباره زمان، دامنه و اهداف حمله احتمالی آمریکا به ایران مطرح شده است و هم‌زمان رایزنی‌ها برای کاستن از تنش‌ها در منطقه ادامه داد.

هشتم اسفند، وزیر خارجه عمان راهی آمریکا شد و با جی‌دی ونس، معاون رییس‌جمهوری این کشور، دیدار و گفت‌وگو کرد.

البوسعیدی در شبکه ایکس نوشت در این دیدار، «جزییات مذاکرات جاری میان ایالات متحده و ایران و پیشرفت حاصل‌شده» را با ونس در میان گذاشته است.

او افزود: «مشتاقم در روزهای آینده شاهد پیشرفت‌های بیشتر و تعیین‌کننده باشیم. صلح در دسترس ماست.»

ادامه اختلاف‌نظر‌ها در واشینگتن درباره حمله به ایران

وای‌نت هشتم اسفند گزارش داد در واشینگتن، بحث بر سر حمله به ایران یا ادامه دیپلماسی بالا گرفته است.

بر اساس این گزارش، در حلقه نزدیکان ترامپ اختلاف نظر وجود دارد؛ برخی معتقدند فرصت اقدام علیه ایران در حال از دست رفتن است و گزینه‌های نظامی در دسترس هستند، اما برخی دیگر نسبت به احتمال درگیری طولانی و هزینه‌های سنگین هشدار می‌دهند.

وای‌نت افزود اولویت ترامپ دستیابی به توافق است، اما هم‌زمان گزینه نظامی را نیز کنار نمی‌گذارد.

او در موضع‌گیری‌هایش رویکردی «دوگانه» نشان داده است: تاکید بر راه‌حل دیپلماتیک در کنار آماده‌سازی فضا برای حمله نظامی و اعلام اینکه اجازه نخواهد داد ایران به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند.

وای‌نت با استناد به گزارش‌ها از آمریکا نوشت ترامپ به طیفی از دیدگاه‌ها گوش می‌دهد و در مقاطعی متمایل به اقدام نظامی به نظر می‌رسد، هرچند هم‌زمان با دادن فرصت بیشتر به دیپلماسی موافقت کرده است.

  • فرمانده ارشد سنتکام گزینه‌های نظامی علیه جمهوری اسلامی را به ترامپ داد

    فرمانده ارشد سنتکام گزینه‌های نظامی علیه جمهوری اسلامی را به ترامپ داد

رییس‌جمهوری ایالات متحده پیش‌تر در سخنرانی سالانه خود در کنگره گفت جمهوری اسلامی تاکنون تعهد نداده که «هرگز» به‌دنبال سلاح هسته‌ای نخواهد رفت.

به گفته او، حکومت ایران در حال توسعه موشک‌هایی است که توان تهدید اروپا و پایگاه‌های آمریکا در خارج از کشور را دارند و به‌زودی قادر خواهند بود به خاک ایالات متحده برسند.

ترامپ ادامه داد: «ترجیح من حل این مسئله از راه دیپلماسی است. اما یک چیز قطعی است؛ هرگز اجازه نخواهم داد بزرگ‌ترین حامی دولتی تروریسم در جهان به سلاح هسته‌ای دست یابد. چنین چیزی نباید رخ دهد. هیچ کشوری نباید در عزم ما تردید کند. ما قدرتمندترین ارتش جهان را داریم.»

روزنامه وال‌استریت ژورنال هفتم اسفند نوشت آمریکا در مذاکرات ژنو شروط «سختگیرانه‌ای» برای جمهوری اسلامی تعیین کرده که از آن جمله می‌توان به برچیدن سه سایت اتمی نطنز، فردو و اصفهان و همچنین تحویل تمام ذخایر اورانیوم غنی‌شده اشاره کرد.

اسرائیل بارها تاکید کرده هرگونه توافق احتمالی با تهران باید علاوه بر برنامه هسته‌ای، شامل محدود کردن موشک‌های بالستیک و توقف حمایت از گروه‌های نیابتی نیز باشد.

ایتالیا از شهروندانش خواست ایران را ترک کنند

۸ اسفند ۱۴۰۴، ۱۹:۰۲ (‎+۰ گرینویچ)

وزارت خارجه ایتالیا از شهروندان خود خواست ایران را ترک کنند و با اشاره به تداوم شرایط امنیتی بی‌ثبات، نسبت به کل منطقه خاورمیانه هشدار داد و توصیه به احتیاط شدید کرد.

در بیانیه این وزارتخانه آمده است: «به ایتالیایی‌هایی که در (ایران) برای گردشگری حضور دارند یا حضورشان ضرورت مطلق ندارد، توصیه می‌شود کشور را ترک کنند.»

همچنین در این بیانیه افزوده شده که سفر به عراق و لبنان نیز به‌شدت توصیه نمی‌شود.

این وزارتخانه به اتباع ایتالیایی در اسرائیل توصیه کرده است نهایت احتیاط را به خرج دهند و هوشیار بمانند.

همزمان وزارت خارجه آلمان نیز با تشدید توصیه‌های سفر خود در پی افزایش تنش‌ها در خاورمیانه، «به‌طور فوری» به شهروندانش توصیه کرده است به اسرائیل سفر نکنند.

کهریزک هنوز پر از پیکر جان‌باخته‌هاست؛ پیکر وحید لزر منوچهری را ۶ اسفند تحویل دادند

۸ اسفند ۱۴۰۴، ۱۸:۵۰ (‎+۰ گرینویچ)
•
شاهد علوی

اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد وحید لزر منوچهری که در جریان سرکوب خونین اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی‌ در تهران دچار ناپدیدسازی قهری شده بود، با شلیک گلوله و ضربات قمه ماموران امنیتی جان‌باخته است و پیکرش ۷ اسفند تحت تدابیر امنیتی در یکی از روستاهای تنکابن به خاک سپرده شد.

به گفته یکی از نزدیکان این جان‌باخته، وحید که متولد ۳ اردیبهشت ۱۳۶۴، پدر یک فرزند و اهل روستای لزربنِ تنکابن بود، به تنهایی در تهران زندگی می‌کرد و خانواده‌اش از حضور او در اعتراضات بی‌خبر بودند: «خانواده نمی‌دانند دقیقا چه زمانی، کجا و در چه شرایطی وحید جان‌باخته است.»

بر اساس گفته‌های این منبع، چهارشنبه ششم اسفندماه از پزشکی قانونی کهریزک با خانواده او تماس گرفته شد تا برای تحویل‌گرفتن پیکر فرزندشان به تهران بروند.

وقتی خانواده از فرد تماس‌گیرنده درباره علت مرگ سوال و این‌که چرا بعد از این مدت طولانی با آن‌ها تماس گرفته می‌شود می‌پرسند، پاسخ می‌شنوند: «تعداد اجساد این‌جا زیاد است و ما نمی‌دانیم، فقط بیایید جسد را ببرید.»

خانواده پس از مراجعه به کهریزک، پیکر او را به همراه گواهی فوتی که در آن علت مرگ «نارسایی تنفسی» قید شده بود، تحویل گرفتند.

این گواهی فوت اما موجب نشد خانواده ناچار به دادن تعهد نشود: «نهادهای امنیتی پیش از تحویل پیکر، از خانواده تعهد کتبی گرفتند که درباره مرگ او هیچ روایتی جز آن‌چه در گواهی فوت آمده است، ارائه ندهند.»

100%

با گلوله زخمی شد و با قمه سلاخی‌اش کردند

خانواده پس از تحویل‌گرفتن پیکر از کهریزک، آن را به زادگاهش روستای لزربن می‌برند. به گفته منبعی که با ایران‌اینترنشنال صحبت کرد، در حین برگزاری مراسم شستشوی پیکر و دفن وحید، خانواده شواهدی می‌بینند که آشکار می‌کند او به شکلی بی‌رحمانه به قتل رسیده است.

وضعیت پیکری که جای گلوله و ساطور بر روی آن دیده می‌شد گواهی می‌داد که علت مرگ نه نارسایی تنفسی که قتل حکومتی است: «آثار شلیک گلوله جنگی به پشتش و ضربات قمه در پهلوی او به وضوح دیده می‌شد و سر او هم پر از ساچمه بود.»

وضعیت پیکر او تصویری احتمالی از شیوه جان‌باختنش به دست می‌دهد: «به نظر می‌رسد با شلیک گلوله به پشتش زخمی شده و احتمالا به زمین افتاده است، اما ماموران وقتی بالای سرش رسیده‌اند به جای انتقال او به بیمارستان، با تفنگ ساچمه‌ای از فاصله نزدیک به سرش شلیک کرده و بعد با قمه سلاخی‌اش کرده‌اند.»

افزون بر این، خانواده گزارش داده‌اند که نواحی قلب و کلیه این جان‌باخته تحت جراحی قرار گرفته و با بخیه‌هایی بزرگ و به‌صورت سرسری دوخته شده بود. مشخص نیست تحت چه شرایطی و چه کسانی این جراحی را انجام داده‌اند.

پیکر وحید لزر منوچهری پنجشنبه هفتم اسفندماه، زیر سایه حضور سنگین ماموران امنیتی و با دستور اکید مبنی بر ممانعت از برگزاری هرگونه مراسم سوگواری، در زادگاهش به خاک سپرده شد.

نگرانی‌های بین‌المللی از جان‌باخته‌های بیشتر

اول اسفند سال جاری، گزارشگران ویژه سازمان ملل در بیانیه‌ای اعلام کردند که بسیاری از خانواده‌ها در ایران هنوز نمی‌دانند بستگان‌شان در بیمارستان‌ها بستری‌اند، در بازداشتگاه‌ها نگهداری می‌شوند یا در شمار جان‌باختگان مراکز پزشکی قانونی قرار گرفته‌اند.

به گفته آنان، شکاف میان آمار رسمی و برآوردهای میدانی، رنج خانواده‌هایی را که به دنبال عزیزان‌شان هستند تشدید کرده و نشان‌دهنده بی‌اعتنایی عمیق حکومت به پاسخگویی و حقوق بشر است.

این کارشناسان هشدار داده‌اند که در نبود شفافیت، گزارش‌های تاییدنشده درباره محل‌های دفن و اعدام‌های مخفیانه فضا را پر می‌کند و از حکومت خواسته‌اند سرنوشت و محل نگهداری افراد بازداشت‌شده، ناپدیدشده یا مفقودشده را به‌طور کامل روشن کند.

دیده‌بان حقوق بشر هم ۵ اسفند در گزارشی با عنوان «ایران: سونامی بازداشت‌های خودسرانه و ناپدیدسازی‌های قهری» تایید کرده است که بسیاری از افرادی که در اعتراضات دی‌ماه شرکت کرده بودند، هرگز به خانه برنگشته‌اند و حکومت از ارائه هرگونه اطلاعات درباره سرنوشت و محل نگهداری آن‌ها (یا پیکرهایشان) خودداری می‌کند که مصداق بارز «ناپدیدسازی قهری» است.

پیکر ۵۰ زن معترض در کهریزک

انجمن علمی دانشجویی جامعه‌شناسی هم پیشتر در ۱۹ بهمن در گزارشی میدانی که در صفحه‌های اجتماعی خود منتشر کرد، نوشت که دست‌کم پیکر ۵۰ زن معترض کشته‌شده در اعتراضات ۱۸ تا ۲۱ دی‌ماه همچنان به‌صورت ناشناس و بدون شناسایی در پزشکی قانونی کهریزک نگهداری می‌شدند.

در این گزارش آمده که اعلام فهرست‌های رسمی کشته‌شدگان، همه جان‌باختگان را دربرنمی‌گیرد و وجود پیکرهای ناشناس نشان می‌دهد فرآیند شناسایی و پاسخگویی همچنان ناتمام است.

برتری آمریکا بر ایران آشکار است؛ اما پایان‌ بازی روشن نیست

۸ اسفند ۱۴۰۴، ۱۸:۴۹ (‎+۰ گرینویچ)
•
آندرو فاکس

پرسش واقعی این نیست که آیا ایالات متحده می‌تواند توانمندی‌های ایران را نابود کند یا نه، بلکه این است که آیا می‌تواند به جمهوری اسلامی پایان دهد و آنچه را پس از آن رخ می‌دهد کنترل کند یا خیر.

برتری هوایی یک وضعیت نظامی است؛ تغییر رژیم یک نتیجه سیاسی. در بحث درباره حملات قریب‌الوقوع آمریکا به ایران، بسیاری این دو را با هم اشتباه می‌گیرند، گویی یکی به‌طور خودکار دیگری را به دنبال دارد اما چنین نیست.

تجربه اسرائیل در سال‌های ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ در ایران، لبنان و سوریه نشان داده است که کارزارهای هوایی مدرن می‌توانند به‌طرز چشمگیری در آسیب زدن به ساختارهای دفاعی دشمن موثر باشند، اما همچنان طرف مقابل را، هرچند زخمی و بدگمان، با دستگاه سرکوب و اجباری که به آن وابسته هستند، پابرجا باقی بگذارند.

کارزار اسرائیل در جنگ ۱۲ روزه تابستان گذشته جسورانه بود، دقیقا به این دلیل که صرفاً به هواپیما متکی نبود. این عملیات، موج‌هایی از حملات هدفمند را با خرابکاری‌های مخفیانه ترکیب کرد.

در آن عملیات، با هدف تضعیف حس امنیت رژیم و توانایی آن برای هماهنگی پاسخ به رادارها، سامانه‌های پدافند هوایی، پایگاه‌های موشکی و افراد کلیدی به‌صورت متوالی و سریع حمله شد.

آن درگیری کوتاه، ماهیت ترکیبی اقدامات اسرائیل را برجسته کرد: عملیات‌های فیزیکی در هم تنیده با اثرات سایبری و اطلاعاتی، که در آن سردرگم کردن ساختارهای فرماندهی به همان اندازه مهم بود که نابود کردن تجهیزات اهمیت داشت. دقیقا به همین دلیل است که اکنون برخی درباره سرنگونی جمهوری اسلامی چنان سخن می‌گویند که گویی تنها کافی است همان چیزی که اسرائیل نشان داد در مقیاسی بزرگ‌تر تکرار شود. اما این نتیجه‌گیری یک واقعیت را نادیده می‌گیرد: حکومت ایران از این حملات می‌آموزد.

  • فرمانده ارشد سنتکام گزینه‌های نظامی علیه جمهوری اسلامی را به ترامپ داد

    فرمانده ارشد سنتکام گزینه‌های نظامی علیه جمهوری اسلامی را به ترامپ داد

رژیمی که از تلاش‌ها برای ریشه‌کن کردنش جان سالم به در می‌برد، بدون تغییر باقی نمی‌ماند. تطبیق می‌یابد، تقویت می‌شود، پراکنده می‌شود و سامانه‌های پشتیبان و جانشینی از پیش‌برنامه‌ریزی‌شده ایجاد می‌کند. الگوهای ارتباطی خود را تغییر می‌دهد و دیگر به‌صورت هدفی مرتب و شسته‌رفته روی اسلاید پاورپوینت یک افسر ستاد ظاهر نمی‌شود.

پس از جنگ ۱۲ روزه، فرماندهان ارشد نظامی جمهوری اسلامی به‌طور علنی اذعان کردند که به پدافند هوایی آسیب وارد شده اما ادعا کردند این سامانه‌ها با سیستم‌هایی که از پیش ذخیره و مستقر شده بودند جایگزین شده‌اند.

از یک سو، این اعتراف به آسیب‌پذیری بود که در قالب نشانه‌ای از تاب‌آوری نهادی ارائه شد؛ از سوی دیگر، نشان می‌دهد رژیم جنگ بعدی را چگونه می‌بیند: نه به‌عنوان یک رویارویی قاطع واحد، بلکه به‌صورت چندین دور تنبیه که در آن صرفا زنده ماندن، خود نوعی پیروزی محسوب می‌شود.

ایالات متحده تقریباً به‌طور قطع می‌تواند آزادی عمل در حریم هوایی ایران را به دست آورد. توانمندی آمریکا در سرکوب و انهدام پدافند هوایی دشمن، نمونه‌ای از قابلیت‌های پیشرفته و توسعه‌یافته است. پرسش این است که این آزادی عمل از نظر سیاسی چه دستاوردی دارد و آمریکا تا چه مدت می‌تواند آن را حفظ کند.

بیایید از بخش ساده‌تر شروع کنیم: چالش پدافند هوایی. دفاع ایران یک گنبد نفوذناپذیر واحد نیست. ترکیبی است از سامانه‌هایی با منشاء روسی مانند اس-۳۰۰، سامانه‌های بومی نظیر باور-۳۷۳، و مجموعه‌ای از حسگرها و سامانه‌های موشکی دیگر که کارآمدی آن‌ها وابسته به یکپارچگی مناسب و فرماندهی و کنترل تاب‌آور است.

  • پهپادهای انتحاری آمریکا ممکن است در حمله به جمهوری اسلامی استفاده شوند

    پهپادهای انتحاری آمریکا ممکن است در حمله به جمهوری اسلامی استفاده شوند

مزیت اسرائیل در جریان جنگ ۱۲ روزه توانایی برهم زدن این یکپارچگی از همان ابتدا بود، از جمله از طریق عملیات‌های مخفیانه علیه زیرساخت‌های پدافند هوایی که هم‌زمان با حملات انجام شد.

اکنون و در پی آن درگیری، رژیم پرتابگرها را جابه‌جا خواهد کرد، پوشش راداری را گسترش خواهد داد، نرم‌افزارها را بازپیکربندی خواهد کرد و فرض را بر این خواهد گذاشت که شبکه‌ها نفوذپذیر شده‌اند و با این درک عمل خواهد کرد.

این تطبیق فقط به پدافند هوایی محدود نخواهد شد. داستان مهم‌تر این است که تهران چگونه می‌تواند هزینه‌ها را در حوزه‌هایی تحمیل کند که برتری هوایی آمریکا به‌طور خودکار به معنای کنترل نیست: در دریا، از طریق نیروهای نیابتی، ابزارهای سایبری و سیاست‌های تشدید تنش.

این هفته گزارش شد جمهوری اسلامی در حال نزدیک شدن به توافقی برای خرید موشک‌های کروز ضدکشتی مافوق صوت سی‌ام ۳۰۲ (CM302) از چین است. این سامانه‌ها به‌طور مشخص برای به چالش کشیدن دفاع دریایی طراحی شده‌اند، در ارتفاع پایین و با سرعت بالا پرواز می‌کنند و رهگیری آن‌ها دشوار است. حتی اگر نهایی شدن این توافق زمان ببرد، روند کلی روشن است: حکومت ایران برای پیچیده‌تر و پرهزینه‌تر کردن یک کارزار آمریکایی نیازی ندارد نیروی هوایی آمریکا را شکست دهد؛ فقط باید صحنه نبرد را خطرناک‌تر کند.

و این ما را به نکته‌ای می‌رساند که اغلب نادیده گرفته می‌شود: رژیم چیزی بیش از چند چهره قابل مشاهده است. شبکه‌ای پیچیده از نهادهاست که برای تحمل تغییرات رهبری طراحی شده‌اند: سرویس‌های امنیتی، دستگاه‌های اطلاعاتی، پشتوانه اقتصادی سپاه پاسداران، نهادهای اجرایی محلی، و ساختارهایی که مشروعیت روحانیون را حفظ می‌کنند.

  • گزارش وای‌نت از سناریوهای جنگ با جمهوری اسلامی؛ اسرائیل آماده اما محتاط

    گزارش وای‌نت از سناریوهای جنگ با جمهوری اسلامی؛ اسرائیل آماده اما محتاط

اسرائیل نشان داد که می‌تواند به‌شکلی عمیق در جمهوری اسلامی نفوذ کند و چهره‌های ارشد آن را حذف کند، اما همین موفقیت موجب خواهد شد کادرهای باقی‌مانده به زیرزمین بروند. برای نخبگان هدف‌گرفته‌شده، «پیدا نشدن» به هدف اصلی تبدیل می‌شود. بقا معیار موفقیت آن‌ها خواهد بود، و در نتیجه زمان بزرگ‌ترین دارایی‌شان می‌شود.

تصور فروپاشی سریع با واقعیت تاب‌آوری اقتدارگرایانه در تضاد است. رژیم‌های اقتدارگرا اغلب برنامه‌ریزی می‌کنند که از دامنه توجه مخالفانشان بیشتر دوام بیاورند. رژیم فقط باید دوام بیاورد. در مقابل، نظام سیاسی آمریکا به‌دلایلی از جمله چرخه‌های خبری، نظرسنجی‌ها، گفت‌وگوهای کنگره و تقویم‌های انتخاباتی به زمان بسیار حساس است.

نتایج یک نظرسنجی اخیر این تنش را به‌خوبی نشان می‌دهد: بسیاری از آمریکایی‌ها ایران را دشمن می‌دانند و درباره برنامه هسته‌ای آن نگران‌اند، اما هم‌زمان اعتماد به قضاوت رییس‌جمهوری ترامپ درباره استفاده از نیروی نظامی پایین است. این امر، محدودیتی سیاسی ایجاد می‌کند. اگر رژیم به سرعت سقوط نکند، احتمالا تعریف «موفقیت» در واشینگتن از پیروزی کامل به «تضعیف توانمندی‌ها» و اعلام پایان ماموریت تغییر خواهد کرد.

100%

محدودیت‌های عملی نیز وجود دارد. رییس ستاد مشترک ارتش آمریکا هشدار داده است که ذخایر مهمات کاهش یافته و با توجه به فشار بر ذخایر به‌دلیل تعهدات دیگر و دشواری حفظ عملیات طولانی‌مدت در مقیاس وسیع، عملیات گسترده علیه ایران پیچیده است.

آمریکا می‌تواند آنچه را که می‌خواهد هدف قرار دهد، اما «تا هر زمان که بخواهد» ادعای متفاوتی است، و چنین کاری به خطوط تولید، پایگاه‌های متحدان و آمادگی شرکا برای پذیرش ریسک تلافی‌جویی بستگی دارد. حتی اگر هیچ‌یک از این محدودیت‌ها به‌تنهایی تعیین‌کننده نباشند، در مجموع بر همان متغیری اثر می‌گذارند که رژیم بیش از همه به آن اهمیت می‌دهد: زمان.

محتمل‌ترین پایان‌ بازی الزاما یک انقلاب لیبرال با برنامه انتقال قدرت روشن نیست. یک رژیم می‌تواند رهبری خود را تغییر دهد و در عین حال عمیقا سرکوبگر باقی بماند. ونزوئلا هشدار روشنی است و نشان می‌دهد وقتی نیروهای اجبار و شبکه‌های حامی‌پروری دست‌نخورده باقی می‌مانند، تغییر رهبری تا چه حد می‌تواند حداقلی باشد. نسخه ایرانی آن می‌تواند صرفا یک جابه‌جایی درون‌سیستمی باشد که برخی چهره‌های مساله‌دار را کنار می‌گذارد، ژست‌های نمادین کاهش تنش می‌گیرد و توافقی هم‌سو با چرخه انتخاباتی آمریکا ارائه می‌دهد.

  • استقرار گسترده موشک‌ها و سامانه‌های راداری سپاه پاسداران در مرز ایران و عراق

    استقرار گسترده موشک‌ها و سامانه‌های راداری سپاه پاسداران در مرز ایران و عراق

گزینه جایگزین به همان اندازه نگران‌کننده است. سرنگون کردن حکومت می‌تواند به تکه‌تکه شدن قدرت منجر شود: مراکز قدرت رقیب که برای مشروعیت می‌جنگند، نیروهای امنیتی که در حال ارزیابی شانس‌های خود هستند، فرماندهانی که به اربابان جنگ تبدیل می‌شوند، و وفادارانی که به نام نظم قدیم با یک ضدانقلاب می‌جنگند.

جنگ داخلی قطعی نیست، اما ریسکی است که باید جدی گرفته شود. حتی اگر ائتلاف جدیدی برای حکومت شکل بگیرد، ممکن است سال‌های نخست را صرف جنگ با بقایای نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی یا به احتمال بیشتر، ادغام آن‌ها در ازای مصونیت کند. در هر دو صورت، مردم ایران ممکن است میان تداوم و هرج‌ومرج گرفتار شوند؛ هیچ‌یک از این دو آن پیروزی اخلاقی نیست که در شعارهای غربی القا می‌شود.

گزینه‌های تلافی‌جویانه حکومت ایران محدود به ساقط کردن هواپیماها نیست. تهران می‌تواند از ابزارهای نامتقارن استفاده کند: حملات موشکی و پهپادی به زیرساخت‌های منطقه‌ای، آزار کشتی‌رانی، بستن تنگه هرمز، عملیات سایبری و خشونت از طریق نیروهای نیابتی.

  • سناتور جمهوری‌خواه: آیت‌الله قابل اعتماد نیست، هر توافقی باید با تضمین اجرایی همراه باشد

    سناتور جمهوری‌خواه: آیت‌الله قابل اعتماد نیست، هر توافقی باید با تضمین اجرایی همراه باشد

گزارش شده برخی فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی هشدار داده‌اند در پاسخ به هرگونه حمله آمریکا، از «تلافی محدود» فاصله خواهند گرفت و حتی نیروها و منافع آمریکا در خلیج فارس را هدف خواهند گرفت. نکته این نیست که جمهوری اسلامی می‌تواند آمریکا را از نظر نظامی شکست دهد که نمی‌تواند، بلکه مساله این است که می‌تواند واشینگتن را مجبور کند هم‌زمان با اجرای کارزار هوایی، از یک محیط گسترده دفاع کند و این کار را به شیوه‌ای انجام دهد که خطر محاسبه اشتباه و تشدید تنش را افزایش دهد.

مسیرهای تاریک‌تری برای تشدید تنش نیز وجود دارد. اگر رژیم باور کند با نابودی مواجه است، ممکن است به گزینه‌هایی متوسل شود که در شرایط عادی از آن‌ها پرهیز می‌کند، زیرا چنین گزینه‌هایی می‌توانند واکنشی فاجعه‌بار به دنبال داشته باشند. منطق یک دولت به گوشه رانده‌شده را باید جدی گرفت: اگر رهبری باور کند پایان نزدیک است، وسوسه شوک‌آفرینی، ایجاد وحشت یا بین‌المللی کردن درگیری یا حتی استفاده از سلاح‌های شیمیایی یا بیولوژیک افزایش می‌یابد. بهترین رویکرد، بازدارندگی و مدیریت ریسک است اما این سناریو بخشی از چشم‌انداز راهبردی است که هر برنامه‌ریز جدی باید آن را ارزیابی کند.

اگر ترامپ دستور حمله را صادر کند، برنامه‌ریزان نظامی آمریکا انتظار عملیاتی طولانی‌مدت و چند هفته‌ای علیه ایران را خواهند داشت؛ عملیاتی در مقیاسی بسیار فراتر از یک «حمله پیام‌گونه» یک‌شبه.

اینکه چنین حمله‌ای به واقعیت تبدیل شود، نه‌تنها به امکان‌پذیری نظامی بلکه به این نکته بستگی دارد که کاخ سفید با چه سرعتی می‌تواند بمباران را به فروپاشی واقعی سیاسی در داخل ایران تبدیل کند. اگر این فروپاشی‌ رخ ندهد، دولت ترامپ وسوسه خواهد شد اهداف را محدود کند: زیرساخت‌های هسته‌ای و موشکی را هدف قرار دهد، مراکز فرماندهی را تنبیه کند، سپس عملیات را متوقف و ادعای پیروزی کند، در حالی که رژیم زخمی اما پابرجا باقی مانده است. این وسوسه با هر هفته‌ای که رژیم دوام آورد افزایش می‌یابد، زیرا هر هفته اضافی جنگ، یک طرح نظامی را به یک مسئولیت سیاسی داخلی تبدیل می‌کند.

  • تقابل یا عقب‌نشینی؛ راهبرد لبه پرتگاه تهران به لحظات نهایی رسیده است

    تقابل یا عقب‌نشینی؛ راهبرد لبه پرتگاه تهران به لحظات نهایی رسیده است

نتیجه نظامی یک کارزار حمله زمانی نامطمئن نیست که پرسش این باشد آیا آمریکا می‌تواند آنچه را که می‌یابد نابود کند یا نه. پرسش دشوارتر این است که آیا نابود کردن آنچه پیدا می‌کند به نتایج سیاسی مورد نظر واشینگتن منجر می‌شود یا نه. قدرت هوایی می‌تواند طرف مقابل را وادار به پذیرش کند، آن را تضعیف کند، وحشت بیافریند و حتی اگر رژیم از پیش در حال فرسایش باشد و آلترناتیوی آماده بهره‌برداری باشد، موجب فروپاشی داخلی شود. اما دهه‌ها تجربه نشان داده کارزارهای هوایی مشروعیت ایجاد نمی‌کنند، قلمرو را اداره نمی‌کنند و تعاملات درونی تعیین‌کننده‌ای را شکل نمی‌دهند که روشن می‌کند پس از پایان بمباران چه کسی حکومت می‌کند. برتری هوایی به معنای کنترل سیاسی پایدار نیست و آن پیروزی که صرفا بر اساس نابودی اهداف تعریف شود، اغلب به بی‌ثباتی پیچیده و بلندمدت منجر می‌شود.

این‌ها ریسک‌ها هستند. با این حال، کاملاً ممکن است کارزار برنامه‌ریزی‌شده به موفقیت بزرگی دست یابد و به انتقالی آرام به سوی ایرانی دموکراتیک و آزاد منجر شود. این غیرممکن نیست. اما رژیم آموخته است که بقا کلید موفقیت است و اکنون خود را حول زنده ماندن سازمان‌دهی خواهد کرد، نه نمایش قدرت. می‌تواند از نظر تاکتیکی سریع‌تر از آنکه افکار عمومی غرب واکنش عاطفی نشان دهد تطبیق یابد. می‌تواند هزینه‌ها را افزایش دهد بدون آنکه پیروز شود، و حتی اگر واشینگتن بتواند ابزارهای قدرت ایران را از آسمان نابود کند، نمی‌تواند صرفاً با بمباران به جانشینی پاک و بی‌دردسر برسد.

ایالات متحده خواهد توانست توانمندی‌های ایران را در هم بشکند. اینکه آیا می‌تواند چنگال رژیم را بشکند، و اگر چنین کند دقیقا چه چیزی جای آن را خواهد گرفت، همان موضوعی است که باید ما را نسبت به هر کسی که جنگی کوتاه با پایانی مرتب و تمیز را تضمین می‌کند بدبین نگه دارد.