• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

تقابل یا عقب‌نشینی؛ راهبرد لبه پرتگاه تهران به لحظات نهایی رسیده است

فرزین ندیمی

تحلیلگر موسسه واشینگتن برای سیاست خاور نزدیک

۷ اسفند ۱۴۰۴، ۱۰:۰۸ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۹:۵۲ (‎+۰ گرینویچ)

حاکمان جمهوری اسلامی پس از دهه‌ها تلاش برای گسترش ایدئولوژی در خارج از ایران و کنترل مبتنی بر اجبار در داخل، اکنون با انتخابی محدود میان دو مسیر پرخطر روبه‌رو هستند: واگذاری قدرت یا حرکت به سوی تقابلی عمیق‌تر.

۴۷ سال است جمهوری اسلامی، ایران را به ایدئولوژی‌ای گره زده که وعده کرامت و استقلال داده اما در عمل، انزوا، فرسایش اقتصادی و بحران‌های مکرر به همراه آورده است.

آنچه به عنوان پروژه‌ای انقلابی آغاز شد، به تدریج به نظامی تئوکراتیک منجمدشده بدل شد که با تقابل در خارج و سرکوب در داخل، خود را حفظ کرده اما امروز به نظر می‌رسد این چرخه بسته راهبردی، تحت فشار قرار گرفته است.

دی‌ماه ۱۴۰۴، نقطه‌ای بود که بسیاری از ناظران آن را لحظه گسست توصیف می‌کنند: نیروهای امنیتی در جریان سرکوب سراسری، هزاران نفر را کشتند، زخمی کردند یا بازداشت کردند. خشونتی که حتی جامعه‌ای عادت‌کرده به سرکوب دولتی را نیز شوکه کرد.

حکومت از یک آستانه سیاسی و اجتماعی عبور کرد و آشکارتر از همیشه بر اجبار برای حفظ کنترل تکیه زد.

به این ترتیب هرگونه مشروعیتی که رژیم ادعا می‌کرد، از میان رفت.

ایران اکنون با هم‌گرایی فشارها مواجه است: فرسودگی اقتصادی، نارضایتی گسترده عمومی، تداوم انزوای بین‌المللی و تهدید معتبر استفاده از زور از سوی ایالات متحده.

فرمول آشنای پیشین - تعلل و انحراف دیپلماتیک، تشدید تنش از طریق شرکای منطقه‌ای و گسترش توانمندی‌های نظامی - دیگر تضمینی برای ثبات نیست.

افراط ایدئولوژیک و هزینه‌های راهبردی

در مرکز این بحران، نوعی افراط ایدئولوژیک قرار دارد که هم از نظر مالی سنگین و هم از نظر راهبردی، زیان‌بار شده است.

ده‌ها میلیارد دلار - و اگر کل بار اقتصادی را در نظر بگیریم بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار - صرف غنی‌سازی اورانیوم شده تا آنچه مقام‌ها «گزینه هسته‌ای» می‌نامند حفظ شود.

این مسیر به جای تامین امنیت، دورهای پی‌درپی تحریم و انزوای فزاینده را به همراه آورده است.

میلیاردها دلار دیگر صرف زیرساخت‌های موشکی مستحکم و تاسیسات زیرزمینی شده است که برای نمایش بازدارندگی فراتر از مرزهای ایران طراحی شده‌اند.

حامیان این سامانه‌ها آن‌ها را دفاعی می‌دانند؛ منتقدان اما آن‌ها را ابزارهای اجبار می‌بینند که تقابل را تعمیق کرده، بی‌آنکه ثباتی پایدار ایجاد کنند.

همین منطق، شبکه شبه‌نظامیان همسو با تهران در سراسر خاورمیانه را شکل داد. این معماری نیابتی که برای گسترش نفوذ و محاصره رقبا ایجاد شد، قرار بود عمق راهبردی را با هزینه‌ای نسبتا پایین فراهم کند اما در عمل ایران را به تقابل‌های مکرر با ارتش‌هایی بسیار قدرتمندتر از خود کشاند و چرخه‌ای از تشدید تنش را تثبیت کرد.

در داخل کشور، سپاه پاسداران و بسیج همچنان ابزارهای اصلی کنترل دولت هستند و ماموریت محوری آن‌ها بیش از پیش به سرکوب ناآرامی‌های داخلی گره خورده است.

هر موج اعتراضی که با زور پاسخ داده می‌شود، شکاف میان دولت و جامعه را عمیق‌تر می‌کند.

تداوم اتکا به اجبار، خطر بی‌ثبات‌سازی جامعه ایران و کل منطقه را در پی دارد.

لحظه تصمیم؛ واقع‌گرایی یا فرسایش

در همین حال، ایالات متحده وارد مرحله‌ای شده که به نظر می‌رسد مبتنی بر فشار بازدارنده پایدار است.

هواپیماهای تهاجمی با پشتیبانی تانکرهای سوخت‌رسان هوایی، بمب‌افکن‌های راهبردی آماده اعزام به ماموریت‌های حمله، هواپیماهای اطلاعاتی، نظارتی و شناسایی، سامانه‌های چندلایه پدافند هوایی و موشکی، و حضور تقویت‌شده دریایی شامل دو ناو گروه هواپیمابر در نزدیکی آبراه‌های حیاتی، هم توانایی و هم عزم واشینگتن را نشان می‌دهد.

آمریکا اکنون ابزارهای معتبری در اختیار دارد تا پدافند هوایی، ساختارهای فرماندهی، نیروهای موشکی، دارایی‌های دریایی و صنایع نظامی و هسته‌ای جمهوری اسلامی را هدف قرار دهد؛ بی‌آنکه به جنگ‌های زمینی گسترده گذشته بازگردد.

پیام اما این نیست که جنگ اجتناب‌ناپذیر است، بلکه این است که راهبرد دیرینه بازی در لبه پرتگاه ممکن است به نهایت و انتهای خود رسیده باشد.

اکنون زمان تصمیم‌گیری تهران است. این الزاما به معنای تسلیم نیست، بلکه به معنای واقع‌گرایی راهبردی است.

سال ۱۳۶۷، پس از هشت سال جنگ ویرانگر با عراق، روح‌الله خمینی، بنیانگذار و نخستین رهبر جمهوری اسلامی، آتش‌بسی را پذیرفت که آن را «نوشیدن جام زهر» توصیف کرد.

این تصمیم برای بسیاری از نیروهای انقلابی تحقیرآمیز بود، اما از تخریب بیشتر جلوگیری و دولت را حفظ کرد.

ایران اکنون ممکن است با لحظه‌ای مشابه از تحول روبه‌رو باشد.

پذیرش عقب‌نشینی راهبردی لزوما به معنای فروپاشی دولت یا کنار گذاشتن دفاع ملی نیست، بلکه می‌تواند به معنای واگذاری قدرت از نهادهایی مانند سپاه پاسداران و بسیج باشد که در سرکوب داخلی و تداوم انزوا نقش داشته‌اند.

همچنین: توقف غنی‌سازی اورانیوم، قرار دادن برنامه‌های موشکی تحت محدودیت‌های قابل راستی‌آزمایی، قطع روابط با شبه‌نظامیان نیابتی به‌عنوان ابزار سیاست خارجی، و پایان دادن به ادبیات تهدیدآمیز نسبت به رقبای منطقه‌ای.

در مقابل، ایران می‌تواند آنچه بسیاری از شهروندانش سال‌ها خواستار آن بوده‌اند دنبال کند: احیای اقتصادی، رفع تحریم‌ها و عادی‌سازی روابط دیپلماتیک.

با این حال، پس از رویدادهای دی‌ماه ۱۴۰۴، این دستاوردها به‌تنهایی ممکن است انتظارات عمومی را برآورده نکند.

اکنون بخش رو به رشدی از جامعه ایران خواهان تغییرات بنیادین سیاسی و مسیری معتبر به سوی دموکراسی سکولار و انتخابات آزاد است.

گزینه جایگزین، فرسایش نظامی در کنار شکنندگی اقتصادی و ناآرامی داخلی است که زیرساخت‌ها بیش از پیش آسیب خواهند دید، انزوا عمیق‌تر خواهد شد و خشم عمومی افزایش خواهد یافت.

سرکوب ممکن است موقتا مخالفت‌ها را مهار کند، اما احتمالا بی‌ثباتی بلندمدت را تشدید خواهد کرد.

تاریخ با حاکمانی که سرسختی ایدئولوژیک را با قدرت اشتباه می‌گیرند، بی‌رحم است.

حاکمان ایران هنوز پنجره‌ای محدود در اختیار دارند تا منافع واقعی ملی را بر گسترش ایدئولوژی اولویت دهند.

قدرت پایدار نه فقط در سالن‌های سانتریفیوژ و تونل‌های موشکی، بلکه در مشروعیت، رفاه و انسجام اجتماعی ریشه دارد.

برای دهه‌ها، جمهوری اسلامی تقابل را نشانه قدرت و مقاومت را سرنوشت خود معرفی کرده است. اکنون سایه جنگ بر ایران سنگینی می‌کند. اینکه این نظام واگذاری مسالمت‌آمیز قدرت را انتخاب کند یا تشدیدی تازه با پیامدهای نامعلوم را، نه تنها آینده‌اش، بلکه مسیر کشور و ملتی را که اکنون بر آن حکومت می‌کند، تعیین خواهد کرد.

مسیر کم‌خطرتر برای ایران روشن به نظر می‌رسد: عقب‌نشینی از تقابل و سپردن انتخاب آینده به ایرانیان، حتی اگر به معنای پایان دوران حاکمان کنونی باشد.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۴

جی‌دی ونس: ما روشن گفته‌ایم چه می‌خواهیم، اکنون توپ در زمین جمهوری اسلامی است

۵

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

Banner

انتخاب سردبیر

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

  • تهران بار دیگر کشورهای منطقه را تهدید کرد: امنیت بنادر یا برای همه است یا برای هیچ‌کس

    تهران بار دیگر کشورهای منطقه را تهدید کرد: امنیت بنادر یا برای همه است یا برای هیچ‌کس

  • ترامپ چگونه افکار عمومی آمریکا را برای اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی آماده می‌کند؟

    ترامپ چگونه افکار عمومی آمریکا را برای اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی آماده می‌کند؟

  • آیا شواهدی از نسل‌کشی جمهوری اسلامی در ایران دیده می‌شود؟

    آیا شواهدی از نسل‌کشی جمهوری اسلامی در ایران دیده می‌شود؟

  • گروسی: بدون توافق، احتمال استفاده از زور علیه جمهوری اسلامی وجود دارد

    گروسی: بدون توافق، احتمال استفاده از زور علیه جمهوری اسلامی وجود دارد

  •  گسترش هشدارهای سفر در خاورمیانه هم‌زمان با افزایش تنش میان آمریکا و جمهوری اسلامی

    گسترش هشدارهای سفر در خاورمیانه هم‌زمان با افزایش تنش میان آمریکا و جمهوری اسلامی

•
•
•

مطالب بیشتر

سفیر آمریکا در اسرائیل: ۴۷ سال است منتظر رویکرد معقول جمهوری اسلامی هستیم

۷ اسفند ۱۴۰۴، ۰۸:۵۴ (‎+۰ گرینویچ)

مایک هاکبی، سفیر آمریکا در اسرائیل، با اشاره به شروط ترامپ درباره «توقف کامل غنی‌سازی» جمهوری اسلامی گفت ادامه مذاکرات به تیم مذاکره‌کننده تهران دارد. او افزود: «امیدواریم رویکردی معقول از سوی ایرانی‌ها ببینیم. اما ۴۷ سال است که همچنان در انتظار چنین رویکردی هستیم.»

هاکبی وضعیت را یک دوراهی تعیین‌کننده توصیف کرد و گفت: «ایرانی‌ها می‌دانند اگر می‌خواهند این مسئله را به صورت مسالمت‌آمیز حل کنند، چه باید بکنند. و ببینید، امیدوارم که آنها واقعا بخواهند این کار را بکنند.»

سفیر آمریکا در اسرائیل همچنین تاکید کرد مسئله هسته‌ای تنها بخشی از نگرانی‌های دونالد ترامپ است و او پیش‌تر گفته جمهوری اسلامی باید کشتن شهروندان خود را متوقف کند.

او افزود موضوع موشک‌های بالستیک نیز باید مورد توجه قرار گیرد.

هاکبی درباره احتمال تشدید نظامی از گمانه‌زنی خودداری کرد، اما به گستردگی آرایش نظامی آمریکا اشاره کرد و گفت: «نمی‌دانم ابعاد عملیاتی یک جنگ چگونه پیش خواهد رفت و چه کسی نخست حمله خواهد کرد.» او در عین حال افزود افزایش تجهیزات نظامی آمریکا بسیار قابل توجه است و این سطح از استقرار، بیشترین میزان از سال ۲۰۰۳ تاکنون به شمار می‌رود.

گزارش اندیشکده آمریکایی از «برنامه پنهان شیمیایی» ایران در آستانه مذاکرات ژنو

۷ اسفند ۱۴۰۴، ۰۱:۵۰ (‎+۰ گرینویچ)

انتشار یک گزارش تازه در آمریکا درباره احتمال استفاده جمهوری اسلامی از سلاح‌های شیمیایی علیه معترضان، هم‌زمان با تشدید فشارهای واشینگتن و در آستانه دور جدید مذاکرات هسته‌ای در ژنو، توجه‌ها را به برنامه‌های تسلیحاتی حکومت ایران معطوف کرده است.

این گزارش که بامداد چهارشنبه توسط فاکس‌نیوز منتشر شد و از سوی اندیشکده مستقر در واشینگتن «بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها» تهیه شده، از جامعه بین‌المللی خواسته است بررسی کند آیا حکومت ایران در جریان اعتراضات سراسری دی ماه - که به کشته شدن ده‌ها هزار نفر انجامید - از عوامل شیمیایی ممنوعه برای سرکوب معترضان استفاده کرده است یا نه.

آندریا استریکر، نویسنده گزارش، با اشاره به آنچه «برنامه پنهان تسلیحات شیمیایی» تهران خوانده، گفته است سیاست‌گذاران آمریکایی تمرکز بسیار بیشتری بر برنامه هسته‌ای ایران داشته‌اند و فعالیت‌های ادعایی این کشور در حوزه تسلیحات شیمیایی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. او تاکید کرده است: «ایالات متحده، متحدانش و سازمان منع سلاح‌های شیمیایی باید ادعاهای معتبر درباره استفاده رژیم ایران از سلاح‌های شیمیایی علیه مردم خود را بررسی کنند.»

ایران از امضاکنندگان کنوانسیون منع سلاح‌های شیمیایی ۱۹۹۷ است؛ معاهده‌ای که توسعه، تولید، ذخیره‌سازی و استفاده از این تسلیحات را ممنوع می‌کند. هرگونه استفاده تاییدشده از چنین سلاح‌هایی، نقض تعهدات بین‌المللی محسوب می‌شود. استریکر همچنین پیشنهاد کرده در صورت اقدام نظامی آمریکا علیه حکومت ایران، تاسیسات مرتبط با تحقیق و تولید تسلیحات شیمیایی نیز باید در فهرست اهداف احتمالی قرار گیرد.

  • خیابان به‌مثابه اتاق گاز؛ گزارش شاهدان عینی از حمله شیمیایی ماموران به معترضان بی‌دفاع

    خیابان به‌مثابه اتاق گاز؛ گزارش شاهدان عینی از حمله شیمیایی ماموران به معترضان بی‌دفاع

انتشار این گزارش در حالی صورت می‌گیرد که آمریکا حضور نظامی خود را در منطقه افزایش داده و قرار است نمایندگان واشینگتن و تهران در ژنو دیدار کنند. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه حکومت ایران، پیش‌تر گفته بود «توافق در دسترس است، اگر دیپلماسی در اولویت قرار گیرد.» مسعود پزشکیان، رییس‌ دولت جمهوری اسلامی ایران نیز تاکید کرده تهران رویکردی مبتنی بر «حمایت از صلح و ثبات» دارد و تنش منطقه‌ای به زیان همه کشورهاست.

در سال ۲۰۲۴ نیز آمریکا و اسرائیل حکومت ایران را به نقض تعهدات خود در چارچوب کنوانسیون منع سلاح‌های شیمیایی متهم کرده بودند؛ اتهامی که تهران آن را رد و «جنگ روانی» توصیف کرد. حکومت ایران همواره اعلام کرده به‌عنوان قربانی حملات شیمیایی عراق در دهه ۱۹۸۰، مخالف چنین تسلیحاتی است.

هم‌زمان با انتشار این گزارش، دولت دونالد ترامپ روز چهارشنبه دور تازه‌ای از تحریم‌ها را علیه بیش از ۳۰ فرد، شرکت و کشتی مرتبط با فروش غیرقانونی نفت ایران و پشتیبانی از برنامه‌های موشکی و تسلیحات پیشرفته این کشور اعلام کرد. این تحریم‌ها از سوی دفتر کنترل دارایی‌های خارجی وزارت خزانه‌داری آمریکا در چارچوب سیاست «فشار حداکثری» اعمال شده است.

  •  مقامات آمریکایی پیش از مذاکرات ژنو، جمهوری اسلامی را تهدیدی برای امنیت آمریکا خواندند

    مقامات آمریکایی پیش از مذاکرات ژنو، جمهوری اسلامی را تهدیدی برای امنیت آمریکا خواندند

بر اساس اعلام وزارت خزانه‌داری، ۱۲ کشتی دیگر که بخشی از «ناوگان سایه» ایران محسوب می‌شوند هدف تحریم قرار گرفته‌اند. مقام‌های آمریکایی می‌گویند درآمد حاصل از فروش نفت ایران برای سرکوب داخلی، حمایت از گروه‌های نیابتی منطقه‌ای و توسعه تسلیحات به کار می‌رود.

همچنین ۹ فرد و شرکت در ایران، ترکیه و امارات متحده عربی به اتهام تامین ماشین‌آلات حساس و مواد شیمیایی برای سپاه پاسداران و وزارت دفاع جمهوری اسلامی تحریم شده‌اند. برخی از این شبکه‌ها با شرکت «اُجه پرواز مادو نفر» که موتور پهپاد تولید می‌کند، مرتبط دانسته شده‌اند. تحریم‌هایی نیز علیه تامین‌کنندگان «سدیم پرکلرات» - ماده اولیه تولید سوخت جامد موشک‌های بالستیک - اعمال شده است.

چهار مقام ارشد صنایع هوایی قدس، وابسته به وزارت دفاع حکومت ایران که به گفته آمریکا پهپادهایی برای روسیه و ونزوئلا تولید و توسعه می‌دهد، نیز در فهرست تحریم‌ها قرار گرفته‌اند. وزارت خزانه‌داری آمریکا اعلام کرده تنها در سال ۲۰۲۵ بیش از ۸۷۵ فرد، کشتی و هواپیما در چارچوب کارزار اقتصادی علیه تهران تحریم شده‌اند.

مقام‌های آمریکایی تاکید کرده‌اند هدف از این تحریم‌ها «تنبیه» نیست، بلکه تغییر رفتار حکومت ایران و توقف حمایت از گروه‌های مسلح و برنامه‌های تسلیحاتی است؛ برنامه‌هایی که به گفته واشینگتن بر رفاه مردم ایران اولویت داده شده‌اند.

سی‌ان‌ان: لحظه تصمیم برای ترامپ و خامنه‌ای نزدیک است

۷ اسفند ۱۴۰۴، ۰۰:۱۰ (‎+۰ گرینویچ)

سی‌ان‌ان در تحلیلی نوشت با استقرار بی‌سابقه نیروهای آمریکایی در خلیج فارس و تداوم بن‌بست در مذاکرات، آمریکا و ایران به نقطه‌ای حساس رسیده‌اند؛ جایی که به گفته این شبکه، «لحظه تصمیم» برای دونالد ترامپ و علی خامنه‌ای نزدیک شده و بی‌عملی دیگر گزینه‌ای پایدار نیست.

سی‌ان‌ان در تحلیلی به قلم جان میلر، کارشناس ارشد امور اطلاعاتی و امنیتی این شبکه، به بررسی راهبرد دونالد ترامپ در قبال ایران پرداخته و نوشته است در حالی که آمریکا بیشترین تمرکز توان نظامی خود در خلیج فارس از زمان جنگ عراق را رقم زده، هنوز هدف نهایی کاخ سفید به‌صورت شفاف اعلام نشده است.

ترامپ در سخنرانی «وضعیت کشور» گفت قصد دارد مانع دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای شود و تاکید کرد: «آن‌ها می‌خواهند توافق کنند، اما ما هنوز آن کلمات جادویی را نشنیده‌ایم: ما هرگز سلاح هسته‌ای نخواهیم داشت.» با این حال، به نوشته سی‌ان‌ان، رییس‌جمهوری آمریکا از ارائه توضیح دقیق درباره خطوط قرمز یا نقطه آغاز اقدام نظامی خودداری کرده است.

  • گروسی: بدون توافق، احتمال استفاده از زور علیه جمهوری اسلامی وجود دارد

    گروسی: بدون توافق، احتمال استفاده از زور علیه جمهوری اسلامی وجود دارد

این تحلیل می‌نویسد ترامپ عملاً از [حکومت] ایران نمی‌خواهد آنچه در اختیار دارد واگذار کند، بلکه می‌خواهد تهران از بازسازی برنامه تسلیحات هسته‌ای، توسعه موشک‌های بالستیک قاره‌پیما و احیای شبکه نیروهای نیابتی موسوم به «محور مقاومت» صرف‌نظر کند.

در مقابل، لغو تحریم‌های شدید، خروج از انزوای بین‌المللی و بازگشت به اقتصاد جهانی می‌تواند مشوق‌های پیشنهادی آمریکا باشد. سی‌ان‌ان یادآور می‌شود که جامعه اطلاعاتی آمریکا همچنان بر این باور است حکومت ایران در حال حاضر در حال ساخت سلاح هسته‌ای نیست، هرچند برخی تردیدها درباره نیت تهران باقی است. در عین حال، جمهوری اسلامی بارها اعلام کرده به دنبال بمب هسته‌ای نیست و سخنگوی وزارت خارجه این کشور اظهارات ترامپ را «دروغ‌های بزرگ» خوانده است.

سی‌ان‌ان همچنین این پرسش را مطرح می‌کند که آیا هدف ترامپ تغییر رژیم است یا نه. به نوشته میلر، تجربه‌های گذشته آمریکا نشان داده تلاش برای تحمیل تغییر رژیم پرهزینه و اغلب ناکام بوده است و نشانه‌ای قطعی وجود ندارد که دولت ترامپ در پی تعیین یک حکومت جایگزین در تهران باشد.

در مقابل، به نوشته سی‌ان‌ان، کاخ سفید ظاهراً به دنبال توافقی است که با سازوکارهای نظارتی قوی، مانع بازگشت ایران به مسیر توسعه برنامه‌های تسلیحاتی شود. این تحلیل در پایان تاکید می‌کند با توجه به استقرار گسترده نیروهای آمریکایی در منطقه، واشینگتن نمی‌تواند برای مدت طولانی بدون نتیجه این وضعیت را ادامه دهد و لحظه تصمیم برای ترامپ و رهبر جمهوری اسلامی نزدیک است؛ وضعیتی که در آن «بی‌عملی» دیگر گزینه‌ای پایدار به نظر نمی‌رسد.

اسرائیل‌هیوم: در نامه اعلام موضع حکومت ایران برای مذاکرات، انعطافی دیده نمی‌شود

۶ اسفند ۱۴۰۴، ۲۱:۴۵ (‎+۰ گرینویچ)

همزمان با ورود عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی به ژنو برای دور دیگری از مذاکرات با نمایندگان ایالات متحده، اسرائیل‌هیوم نوشت که موضع جمهوری اسلامی با پیشنهادات دور قبل آن تقریبا هیچ تغییری نکرده است.

استیو ویتکاف و جرد کوشنر، نمایندگان دونالد ترامپ در مذاکره با جمهوری اسلامی حدود یک روز و نیم قبل از نشست روز پنجشنبه (هفتم اسفند) نامه طرف ایرانی مبنی بر مواضع آن‌ها در مذاکرات آتی را دریافت کردند؛ مواضعی که قرار بود به روشنی انعطاف‌پذیرتر از پیشنهادات هفته قبل مقام‌های جمهوری اسلامی باشد.

با این حال اسرائیل‌هیوم چهارشنبه ششم اسفند به نقل از منابع دیپلماتیک نوشت که نامه ارائه شده جمهوری اسلامی تقریبا فرقی با پیشنهادات دور قبل ندارد. تهران در این اعلام موضع، در حالی که تمایل به اجازه نظارت بیشتر بین‌المللی نشان داده، اعلام کرده که از حق غنی‌سازی اورانیوم در داخل خاک ایران کوتاه نخواهد آمد.

عراقچی و هیات مذاکره کننده جمهوری اسلامی در حالی چهارشنبه شب به وقت محلی وارد ژنو شدند تا پنجشنبه با ویتکاف و کوشنر دیدار کند، که ترامپ خواهان شنیدن جمله طلایی از مذاکره‌کنندگان جمهوری اسلامی است؛ اینکه تهران هرگز به سمت تولید سلاح هسته‌ای نخواهد رفت.

  • آکسیوس: ویتکاف خواستار دائمی بودن هرگونه توافق هسته‌ای با ایران است

    آکسیوس: ویتکاف خواستار دائمی بودن هرگونه توافق هسته‌ای با ایران است

به نوشته اسرائیل‌هیوم، ترامپ پشت درهای بسته رهبران جمهوری اسلامی را بلوف زن خطاب می‌کند و می‌گوید که آنها نمی‌دانند در صورت نپذیرفتن خواسته های آمریکا چه در انتظارشان خواهد بود.

با نزدیک شدن به روز مذاکرات، رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، نیز با اشاره به این نشست گفت که راه خروج از بحران پرونده هسته‌ای تهران از مسیر توافق می‌گذرد و در صورت شکست، ممکن است استفاده از زور تحمیل شود. او گفت هدف فوری، حفظ مذاکرات برای جلوگیری از تشدید تنش است.

در این بین آژانس که در گفت‌وگوها مشارکت دارد، نشانه‌هایی از تردید بروز داده و اعلام کرده که آمادگی‌های فنی و اسناد کافی برای موضع‌گیری تفصیلی را ندارد.

در همین حال، به نوشته اسرائیل‌هیوم، یک مقام ارشد امنیتی اسرائیل ارزیابی کرد که یک حمله گسترده نظامی آمریکا به احتمال زیاد زنجیره‌ای از رویدادها را رقم خواهد زد که در نهایت به سقوط رژیم آیت‌الله‌ها منتهی می‌شود. این مقام گفت با وجود تلاش حکومت برای نمایش قدرت، این رژیم از نظر نظامی ضعیف است و ضربه آمریکا بخش عمده توانمندی‌های [حکومت] ایران را فلج خواهد کرد. به گفته او، چنین حمله‌ای همچنین بخش‌های قابل توجهی از افکار عمومی ایران را در حمایت از تغییر رژیم بسیج خواهد کرد.

پیش از این نیز، وب‌سایت اکسیوس، به‌نقل از یک مقام آمریکایی و دو منبع آگاه دیگر چهارشنبه هفتم اسفند گزارش داد که ویتکاف سه‌شنبه در نشستی خصوصی اعلام کرده که آمریکا خواهان آن است که هر توافق هسته‌ای جدید با [حکومت] ایران به‌طور نامحدود و دائمی برقرار بماند.

در روزهای اخیر برخی رسانه‌ها همچنین گزارش داده بودند که آمریکا شاید با «غنی‌سازی نمادین» در داخل ایران به منظور «حفظ آبروی حکومت» موافقت کند. اما این گمانه‌زنی واکنش‌های بسیاری را در پی داشت. از جمله سناتور لیندزی گراهام که به این گزارش‌ها واکنش شدیدی داشت.

گراهام در پیامی در شبکه‌های اجتماعی هشدار داد که اگر گزارش‌های رسانه‌ای درباره بررسی امکان اجازه دادن به ایران برای غنی‌سازی اورانیوم در سطح بسیار پایین به‌منظور «حفظ آبرو» درست باشد، دولت آمریکا نباید چنین اقدامی انجام دهد. او حکومت ایران را «بزرگ‌ترین حامی تروریسم دولتی» خواند و تاکید کرد این رژیم «دستانش به خون آمریکایی‌ها آغشته است» و بیش از ۳۰ هزار نفر از شهروندان خود را به‌دلیل اعتراض کشته است.

گراهام با تاکید بر اینکه به «تلاش‌ها برای حفظ آبروی این رژیم» اهمیتی نمی‌دهد، افزود ترجیح می‌دهد مردم ایران خود رژیم را تغییر دهند و گفت: «این کار مدت‌هاست که باید انجام شود. امیدوارم کمک در راه باشد.»

پخش اعترافات اجباری کودکان از صداوسیما و روایت امنیتی با نادیده‌انگاری سهم حکومت در سرکوب

۶ اسفند ۱۴۰۴، ۲۱:۱۵ (‎+۰ گرینویچ)
•
رضا اکوانیان

صداوسیما اعترافاتی اجباری از هشت نوجوان معترض بازداشت‌شده را روی آنتن برد؛ گفت‌وگویی که با مقصر جلوه دادن خانواده و مدرسه به‌عنوان عامل حضور این افراد در اعتراضات، سهم حکومت در سرکوب خونین و مخالفت گسترده با جمهوری اسلامی را نادیده گرفت.

پخش این برنامه از شبکه سه که در آن نوجوانان بازداشت‌شده در کانون اصلاح و تربیت مقابل دوربین نشان داده می‌شوند، موجی از نگرانی درباره استفاده دوباره حکومت از اعترافات اجباری علیه کودکان ایجاد کرده است.

در این برنامه، اطلاعاتی مانند جزئیات زندگی، وضعیت خانوادگی و محل سکونت نوجوانان مطرح می‌شود؛ موضوعی که می‌تواند به شناسایی آن‌ها منجر شود و خطر پیامدهای اجتماعی و حتی قضایی در آینده را افزایش دهد.

این گفت‌وگو با موسیقی و لحن همدلانه آغاز می‌شود و مجری که خود را «هادی زینلی» معرفی می‌کند، می‌گوید به عنوان «معلم» برای گفت‌وگو به کانون اصلاح و تربیت آمده، نه جایی که «تروریست‌های حرفه‌ای» نگهداری می‌شوند.

با این حال، مسیر طرح سوال‌ها بیش از یک گفت‌وگوی آموزشی، به بازسازی پرونده، تثبیت روایت امنیتی و بازجویی از کودکان شباهت دارد.

  • سرکوب کودکان و نوجوانان در اعتراضات و نگرانی از آینده دانش‌آموزان بازداشت‌شده

    سرکوب کودکان و نوجوانان در اعتراضات و نگرانی از آینده دانش‌آموزان بازداشت‌شده

مجرم‌انگاری کودکان

مجری از همان ابتدا نوجوانان را «مرتکب اشتباه» معرفی می‌کند و از «جرم» و «پیامدهای واقعی» سخن می‌گوید و تاکید می‌کند قرار نیست «جرم و اتفاق‌های بد» کوچک شمرده شود.

او سپس پرسش محوری‌اش را این‌گونه طرح می‌کند که «قبل از این اشتباه و جرم، چه چیزهایی بوده که دیده نشده و چه چیزی باعث شد این بچه‌ها در دام آدم‌های خودفروخته بیفتند؟»

چنین ادبیاتی، بدون اشاره به حق اعتراض، زمینه‌های نارضایتی عمومی و این واقعیت که بخش بزرگی از جامعه ایران، حکومت را نمی‌خواهد، مسیر را از همان ابتدا به سمت جرم‌انگاری پیشاپیش بازداشت‌شدگان می‌برد و نقش ساختار قدرت را از کانون روایت دور می‌کند.

پس از این مقدمه، برنامه وارد معرفی فردی نوجوانان می‌شود؛ معرفی‌هایی که در آن ترک تحصیل، کودک‌ کار بودن، فقر اقتصادی، جدایی والدین، زندگی با پدربزرگ و مادربزرگ، بی‌شناسنامه بودن، زندانی بودن پدر و روایت‌های بسیار حساس از وضعیت سلامت روان، بستری در مراکز روان‌پزشکی و اقدام به خودکشی مطرح می‌شود.

یکی از نوجوانان درباره بستری شدن در بیمارستان روان‌پزشکی امین‌آباد و «شش بار خودکشی ناموفق» و فضای پرتنش خانه صحبت می‌کند و نوجوان دیگری از مصرف مخفیانه داروهای روان‌گردان، افسردگی و مراجعه به تراپیست و کمپ ترک اعتیاد می‌گوید.

طرح این موارد در وضعیت بازداشت و مقابل دوربین رسانه حکومتی، حریم خصوصی کودکان را نقض می‌کند و می‌تواند آسیب‌های اجتماعی ماندگار ایجاد کند؛ به‌ویژه وقتی چهره آن‌ها به‌طور کامل پنهان نشده است.

در همین بخش، برنامه به جای آنکه به مسئولیت حکومت در حمایت از کودکان، تامین آموزش، پیشگیری از ترک تحصیل و حمایت اجتماعی از کودکان در معرض آسیب بپردازد، این روایت‌ها را به ابزاری برای مقصر جلوه دادن خانواده و محیط آموزشی تبدیل می‌کند.

مجری در جایی صراحتا می‌گوید می‌خواهد نشان دهد «پدر و مادرها چه بلایی سر شخصیت و عزت نفس بچه‌ها می‌آورند» و در ادامه، با طرح نمونه‌هایی از برچسب‌زنی و آسیب‌های خانوادگی، عملا مسیر را به سمت سرزنش خانواده پیش می‌برد.

هم‌زمان، اظهاراتی نیز مطرح می‌شود که به‌طور غیرمستقیم جایگاه مدرسه و معلمان را زیر سوال می‌برد؛ در حالی که در روایت برنامه، نقش حکومت در سرکوب خشونت‌بار معترضان، قتل صدها کودک و نوجوان معترض، بازداشت‌های خشن و فضای امنیتی و نارضایتی عمومی جایی ندارد.

این در حالی است که معلمان در سال‌های اخیر بارها در کنار دانش‌آموزان و مردم ایستاده‌اند و تلاش برای تخریب آنان، بخشی از همان انتقال تقصیر از حکومت به جامعه تلقی می‌شود.

از روایت زندگی شخصی تا اعتراف جلوی دوربین

پس از چیدن این بستر احساسی و خانوادگی، برنامه وارد مرحله‌ای می‌شود که عملا بازسازی رفتارهای منتسب به اعتراضات خیابانی است.

نوجوانان جلوی دوربین از حضور در تجمعات، شعار سردادن، سنگ‌پرانی، آتش زدن سطل زباله و کندن تابلوهای خیابان‌ها سخن می‌گویند.

طرح این اعترافات در تلویزیون، پیش از هر رسیدگی قضایی مستقل و بی‌طرفانه، اصل برائت را مخدوش می‌کند و می‌تواند مستقیما علیه خود این کودکان در روند قضایی استفاده شود.

در یکی از روایت‌ها، نوجوانی با جزئیات از ارتباط تلگرامی با فردی ناشناس، دریافت ویدیو درباره ماده منفجره دست‌سازی که آن را «سه‌راهی» معرفی می‌کند، دریافت پیام برای رفتن به مکانی مشخص در تهرانپارس برای برداشتن «محموله» و دستگیری هنگام انتقال آن به محل تجمعات در دی‌ماه سخن می‌گوید.

  • افزایش نگرانی‌ها درباره بازداشت‌شدگان در پی پخش اعترافات اجباری و تاکید بر محاکمه سریع

    افزایش نگرانی‌ها درباره بازداشت‌شدگان در پی پخش اعترافات اجباری و تاکید بر محاکمه سریع

پرسش‌های مجری در این بخش، به جای گفت‌وگوی آزاد، شکل هدایت‌گر و شبیه بازجویی پیدا می‌کند؛ از جمله وقتی می‌پرسد آیا او «آن آدم را اصلا ندیده بود» یا وقتی بحث «تحت نظارت بودن محموله» را پیش می‌کشد.

چنین چینشی، به‌ویژه درباره کودکان بازداشتی، نگرانی‌ها درباره اعتراف اجباری و پرونده‌سازی سنگین علیه آن‌ها را تقویت می‌کند.

یکی از نوجوانان نیز در میانه روایت‌ها به‌صراحت درباره تبعات برچسب‌زنی می‌گوید که در ۱۷ سالگی بد است «سابقه‌دار» و «تروریست شناخته» شود.

مجری در واکنش می‌کوشد معنای «تروریست» را به «کسانی که از جاهایی پول گرفته‌اند» محدود کند، اما همین گفت‌وگو نشان می‌دهد برنامه چگونه واژگان امنیتی را وارد زندگی نوجوانان می‌کند و چه‌طور پخش عمومی آن‌ها می‌تواند آسیب اجتماعی و قضایی بلندمدت ایجاد کند.

پند، خطابه و پاک‌کردن صورت‌مساله اعتراض

در بخش‌های پایانی، برنامه از روایت اعتراض به توصیه‌های فردی مانند «قانون ۱۰ ثانیه» تغییر مسیر می‌دهد و اعتراض اجتماعی به مساله‌ای فردی تقلیل داده می‌شود.

در ادامه نیز وقتی یکی از نوجوانان درباره حضور خود در اعتراضات می‌گوید «این کار را به‌خاطر اقتصاد کردیم»، مجری می‌گوید «الان اینجوری می‌گویی، شعاری‌اش می‌کنی»؛ عبارتی که نشان می‌دهد حتی بیان انگیزه‌های اجتماعی و اقتصادی هم در روایت برنامه تحمل نمی‌شود و باید به چارچوب مطلوب مجری بازگردد.

در پایان برنامه، بخش‌هایی از سخنان نوجوانان درباره «آینده»، «موفق شدن»، «خدمت به کشور» و حتی آمادگی برای «جنگ با آمریکا» مطرح می‌شود و مجری نیز با خطابه‌ای سیاسی تاکید می‌کند «دشمن اصلی ناامیدی است» و آن را «از آمریکا خطرناک‌تر» توصیف می‌کند.

این جمع‌بندی، چارچوب سیاسی برنامه را کامل می‌کند؛ روایتی که اعتراض و نارضایتی عمومی را نه نتیجه سیاست‌ها غلط جمهوری اسلامی و سرکوب حکومتی، بلکه حاصل ناامیدی و خطای فردی معرفی می‌کند.

برنامه نیز با قطعاتی درباره «وطن» به پایان می‌رسد؛ پایانی که بیشتر به بسته‌بندی تبلیغاتی یک روایت امنیتی شباهت دارد تا گفت‌وگویی حمایتی با کودکان بازداشتی.

  • وضعیت نگران‌کننده کودکان بازداشتی؛ بی‌خبری خانواده‌ها و روایت‌هایی از شکنجه

    وضعیت نگران‌کننده کودکان بازداشتی؛ بی‌خبری خانواده‌ها و روایت‌هایی از شکنجه

پخش این برنامه چند روز پس از آن انجام شد که پیمان جبلی، رییس صداوسیمای جمهوری اسلامی، از پخش اعترافات «بازداشتی‌های کم‌سن‌وسال» خبر داد و تاکید کرد که رسانه «اعتراف نمی‌گیرد» و آنچه پخش می‌کند خروجی نهادهای قضایی و امنیتی است.

اخذ این اعترافات اگرچه در بازداشتگاه انجام شده، اما پخش آن از رسانه حکومتی بخشی از چرخه فشار و پرونده‌سازی است و به اعترافات اجباری رسمیت می‌دهد؛ رویه‌ای که در موارد متعدد مبنای صدور کیفرخواست و احکام سنگین قرار گرفته و از سوی نهادهای حقوق بشری نقض آشکار دادرسی عادلانه خوانده شده است.

سازمان عفو بین‌الملل پیش‌تر از خطر اعدام دست‌کم ۳۰ نفر، از جمله چند کودک، در پی اعتراضات سراسری اخیر خبر داد و یونیسف نیز خواستار پایان بازداشت کودکان و دسترسی مستقل برای بررسی وضعیت آنان شده است.

همچنین انجمن نویسندگان کودک و نوجوان، همراه با شماری از انجمن‌ها و نهادهای مدنی، با انتشار بیانیه‌ای بازداشت کودکان، پرونده‌سازی قضایی، اخذ و پخش اعترافات اجباری و هرگونه برخورد امنیتی با کودکان و دانش‌آموزان را مغایر تعهدات بین‌المللی در قبال حقوق کودک دانستند و آن را محکوم کردند.

پخش این برنامه از صداوسیما ادامه روندی است که در آن بازداشت‌شدگان، پیش از رسیدگی مستقل قضایی، در معرض قضاوت عمومی قرار می‌گیرند؛ روندی که وقتی پای کودکان در میان است، پیامدهای آن می‌تواند جبران‌ناپذیر باشد.