مقام حزبالله: اگر به ایران حمله شود دخالت نمیکنیم اما آسیب به خامنهای خط قرمز است
یک مقام ارشد حزبالله به خبرگزاری فرانسه گفت که این گروه در صورت حملات «محدود» آمریکا به ایران، مداخله نظامی نخواهد کرد، اما هرگونه آسیب به علی خامنهای را «خط قرمز» میداند.
او افزود موضع حزبالله در صورت حملات محدود آمریکا به ایران «عدم مداخله نظامی» خواهد بود.
وبسایت الحره از استقرار گسترده سکوهای پرتاب موشک و سامانههای راداری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در نقاط مرزی ایران و عراق خبر داد.
الحره به نقل از منابع مخالف جمهوری اسلامی که شماری از آنها در ایران هستند، نوشت بخش عمده پایگاهها، سکوهای موشکی و مراکز اطلاعاتی سپاه پاسداران در امتداد مرز ایران و عراق مستقر شدهاند.
تعدادی از این مواضع در جریان جنگ ۱۲ روزه هدف حملات اسرائیل قرار گرفته بودند.
شیروان جامی، از فرماندهان نظامی حزب آزادی کردستان و از مخالفان جمهوری اسلامی، در مصاحبه با الحره گفت: «سپاه پاسداران هیچ نقطه خالی در طول مرز با عراق باقی نگذاشته و همه جا یگانهای سنگین، سکوهای پرتاب موشکهای بالستیک و سامانههای راداری مستقر کرده است تا برای جنگ آماده باشد.»
او افزود سپاه پاسداران طی هشت ماه گذشته در امتداد مرز با عراق دست به جابهجایی و بازآرایی نیروهای خود زده، شمار نیروها را افزایش داده، پایگاههایش را بازسازی کرده و چندین پایگاه جدید، شامل مراکز دیدهبانی و اطلاعاتی، ایجاد کرده است.
آمریکا در روزهای اخیر حضور نظامی خود را در منطقه بهطور چشمگیری افزایش داده است.
در سوی دیگر، مقامهای جمهوری اسلامی بارها تهدید کردهاند در صورت هرگونه اقدام نظامی واشینگتن، دامنه درگیری را به سطح منطقه گسترش خواهند داد.
جامی در ادامه مصاحبه خود گفت سپاه پاسداران تعداد قابل توجهی نیرو را در خرمآباد، نفتشهر استان کرمانشاه و در نزدیکی گذرگاه پرویزخان مستقر کرده و شماری دیگر را به پاوه، جوانرود و نوار مرزی مریوان گسیل داشته است.
او به استقرار تعداد زیادی سکوی پرتاب موشکهای بالستیک در ارتفاعات بانه، سردشت و کرمانشاه اشاره کرد و افزود مهمترین موشکهای مستقر در این مناطق از خانواده خرمشهر و فاتح هستند و پهپادهای شاهد ۱۳۶ و ۱۴۹ نیز در همین محدودهها به کار گرفته شدهاند.
محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، چهارشنبه ششم اسفند با اشاره به دور بعدی مذاکرات تهران و واشینگتن در ژنو گفت اگر «عزت ایران و منافع متقابل» رعایت شود، جمهوری اسلامی «پشت میز مذاکره» خواهد بود.
او در عین حال تهدید کرد در صورت اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی، تهران پاسخی «پشیمانکننده» خواهد داد.
پنجم اسفند، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، هشدار داد اگر جمهوری اسلامی این کشور را هدف قرار دهد، اسرائیل «با نیرویی پاسخ خواهد داد که قابل تصور نیست».
کاوه بهرامی، فرمانده نیروهای پیشمرگه وابسته به حزب دموکرات کردستان ایران، در مصاحبه با الحره از ادامه «نظامیسازی شهرهای کردستان ایران و تبدیل آنها به پادگان» خبر داد.
به گفته او، حجم تسلیحات منتقلشده به نقاط مرزی نشاندهنده آمادهسازی جمهوری اسلامی برای «جنگی تعیینکننده» است.
الحره به نقل از کارشناسان امور ایران نوشت نگرانی جمهوری اسلامی نسبت به عراق در صورت هرگونه حمله احتمالی، ریشه در دو ملاحظه راهبردی دارد:
نخست، استقرار گروههای مخالف کرد ایرانی در خاک عراق که بسیاری از آنها شاخههای نظامی فعال در داخل ایران دارند و از تجربه و سازماندهی نظامی برخوردار هستند.
دوم، حضور نیروهای ائتلاف بینالمللی به فرماندهی آمریکا در عراق.
جمهوری اسلامی این احتمال را جدی میداند که در صورت آغاز درگیری، ائتلاف از خاک عراق برای اجرای عملیات زمینی با هدف تضعیف یا حتی سرنگونی حکومت استفاده کند.
رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، اعلام کرد راه برونرفت از بحران کنونی میان جمهوری اسلامی و آمریکا دستیابی به یک توافق است و اگر مذاکرات شکست بخورد، ممکن است گزینه استفاده از زور مطرح شود.
گروسی در مصاحبه با رسانه کلمبیایی «آرتیویسی» گفت ابهام کنونی در خصوص برنامه هستهای تهران از یک «مساله حساس» ناشی میشود؛ اینکه آژانس نتوانسته است پس از جنگ ۱۲ روزه، بازرسی از تاسیسات اتمی جمهوری اسلامی را از سر بگیرد.
او افزود: «ذخایر اورانیوم غنیشده ممکن است در نهایت برای ساخت سلاح هستهای مورد استفاده قرار گیرند. این به معنای وجود سلاح هستهای در حال حاضر نیست، اما آن مواد وجود دارند و ما نتوانستهایم مجددا آنها را بازرسی کنیم.»
گروسی هشدار داد ممانعت جمهوری اسلامی از بازرسی آژانس «موجب عدم قطعیت میشود و عدم قطعیت میتواند به تصمیمهای بسیار جدی بینجامد».
به گزارش آرتیویسی، گروسی قرار است برای شرکت در دور سوم گفتوگوهای ایران و آمریکا، راهی ژنو شود.
در روزهای اخیر، گمانهزنیها درباره چشمانداز مذاکرات تهران و واشینگتن زیر سایه آرایش نظامی ایالات متحده در منطقه بالا گرفته است.
پایگاه خبری بلومبرگ پنجم اسفند به نقل از منابع آگاه نوشت با افزایش احتمال اقدام نظامی آمریکا علیه جمهوری اسلامی، ناتو شمار پروازهای خود را برای رصد ایران بیشتر کرده است.
مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی در ادامه مصاحبه با رسانه کلمبیایی، نسبت به اظهارات مقامهای جمهوری اسلامی درباره «صلحآمیز» بودن برنامه هستهای و نقش آن در «تامین انرژی» کشور ابراز تردید کرد و گفت غنیسازی ۶۰ درصدی با نیازهای مرتبط با انرژی همخوانی ندارد.
گروسی همچنین نسبت به تبدیل شدن رویارویی نظامی با جمهوری اسلامی به جنگی منطقهای هشدار داد و در چنین شرایطی، بر ضرورت تقویت تلاشهای دیپلماتیک برای حلوفصل اختلافات تاکید کرد.
او در عین حال یادآور شد نتیجه روند دیپلماتیک «از پیش تضمینشده نیست» و «هرچه راستیآزمایی فنی محدودتر شود، دامنه گزینهها تنگتر خواهد شد».
دور آتی گفتوگوهای تهران و واشینگتن پنجشنبه هفتم اسفند در ژنو برگزار میشود.
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، چهارم اسفند گفت حکومت ایران در مذاکرات بر «مطالبات خود، چه در حوزه هستهای و چه در حوزه رفع تحریمها» پافشاری میکند.
او اضافه کرد بحث لزوم موافقت تهران با بازرسی آژانس از تاسیسات هستهای بمبارانشده ایران، بهعنوان پیششرط توافق با آمریکا مطرح نشده است.
اسرائیل بارها تاکید کرده هرگونه توافق احتمالی با تهران باید علاوه بر برنامه هستهای، شامل محدود کردن موشکهای بالستیک و توقف حمایت از گروههای نیابتی نیز باشد.
نیوزیلند در واکنش به کشتار معترضان در جریان انقلاب ملی ایرانیان، شماری از اعضای سپاه پاسداران و مقامهای دولتی و قضایی جمهوری اسلامی را در فهرست تحریمهای خود قرار داد.
نیوزیلند چهارشنبه ششم اسفند اعلام کرد ۴۰ تن از مقامهای حکومت ایران که در سرکوب معترضان دست داشتهاند، از سفر به این کشور منع شدهاند.
وینستون پیترز، وزیر خارجه نیوزیلند، در همین رابطه گفت: «دیدن کشتار بیرحمانه هزاران معترض در ایران هولناک بود.»
او افزود: «ایرانیان حق دارند بهصورت مسالمتآمیز اعتراض کنند، از آزادی بیان برخوردار باشند و به اطلاعات دسترسی داشته باشند. این حقوق به شکلی بیرحمانه نقض شدهاند.»
در فهرست تحریمهای جدید نیوزیلند نام اسماعیل خطیب، وزیر اطلاعات، اسکندر مومنی، وزیر کشور، محمد موحدی آزاد، دادستان کل کشور و تعدادی از اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دیده میشوند.
بدین ترتیب، نیوزیلند به جمع آمریکا، اتحادیه اروپا، استرالیا، بریتانیا و کانادا میپیوندد که در واکنش به تحولات اخیر ایران، اقدامات تنبیهی علیه جمهوری اسلامی را در دستور کار قرار دادهاند.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال پیشتر در بیانیهای اعلام کرد بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب هدفمند انقلاب ملی ایرانیان به دستور علی خامنهای، دیکتاتور تهران، کشته شدهاند.
سازمان حقوق بشری هرانا چهارم اسفند با انتشار گزارشی جامع، اعتراضات اخیر را «نقطه عطفی در تحولات اجتماعی ایران» توصیف کرد و نوشت ۶۸۲ رویداد اعتراضی در ۳۱ استان و دستکم ۲۰۳ شهر، حدود ۲۶ هزار مجروح غیرنظامی بر جای گذاشت و به بازداشت بیش از ۵۳ هزار نفر انجامید.
نیوزیلند اعلام کرد تحریمهای جدید همچنین شامل سه شهروند ایرانی میشود که در فعالیتهای مخرب جمهوری اسلامی در خارج از کشور نقش داشتهاند.
وزیر خارجه نیوزیلند در ادامه گفت: «فعالیتهای بیثباتکننده ایران کاملا خارج از چارچوبهای رفتار قابل قبول دولتهاست. اقدامات امروز پیام روشنی میفرستد مبنی بر اینکه کسانی که با بیاعتنایی سنگدلانه نسبت به جان انسانها رفتار میکنند، در اینجا جایی ندارند.»
پیترز افزود: «نیوزیلند هر گاه شاهد رفتارهای تضعیفکننده حقوق بینالملل و ثبات منطقهای باشد، همچنان با دقت و در هماهنگی با شرکای خود اقدام خواهد کرد.»
افرادی که مشمول بسته تحریمی جدید میشوند، اجازه ورود به نیوزیلند یا عبور از خاک آن را نخواهند داشت.
نیوزیلند پیشتر در سه مرحله علیه ۵۵ مقام جمهوری اسلامی بهدلیل نقض حقوق بشر در ایران ممنوعیت سفر اعلام کرده بود.
این کشور همچنین ۲۹ شهروند ایران و ۱۹ نهاد جمهوری اسلامی را بهدلیل حمایت از کارزار نظامی روسیه علیه اوکراین تحت تحریم قرار داده است.
سازمان دیدهبان حقوق بشر پنجم اسفند گزارش داد مقامهای جمهوری اسلامی پس از کشتار سراسری ۱۸ و ۱۹ دی، موجی از بازداشتهای خودسرانه، شکنجه، ناپدیدسازی قهری و پخش اعترافات اجباری را آغاز کردهاند و هزاران نفر با خطر محاکمههای ناعادلانه و اعدامهای مخفیانه روبهرو هستند.
این سازمان افزود فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی (فراجا)، سپاه پاسداران و سازمان اطلاعات آن، وزارت اطلاعات و مقامهای قضایی، در کارزار سرکوب هماهنگ مردم نقش داشتهاند.
بخش ایران در سخنرانی سالانه دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در کنگره، صرفا یک مرور سیاست خارجی نبود. این بخش، چارچوبسازی هدفمند برای تعریف حکومت ایران بهعنوان «تهدید مستقیم امنیت ملی آمریکا» بود.
سه محور اصلی سخنان ترامپ درباره ایران - کشتار گسترده معترضان، تهدید موشکی علیه خاک آمریکا و احیای برنامه هستهای - در کنار هم روایتی میسازند که از منظر افکار عمومی، اقدام نظامی را نه یک انتخاب اختیاری، بلکه پاسخی ضروری جلوه میدهد.
۱. از سرکوب داخلی تا مشروعیت اخلاقی اقدام خارجی
ترامپ با اشاره به کشته شدن «دستکم ۳۲ هزار معترض» و توصیف صحنههایی از شلیک و اعدام، حکومت ایران را نه فقط یک رقیب ژئوپلیتیک، بلکه یک رژیم «خطرناک و بیرحم» معرفی میکند.
این چارچوبسازی دو کارکرد دارد:
•نخست، اخلاقیسازی تقابل: وقتی یک حکومت بهعنوان عامل «قتلعام مردم خود» معرفی میشود، مقابله با آن میتواند در ذهن بخشی از جامعه آمریکا رنگ و بوی دفاع از ارزشهای انسانی بگیرد، نه صرفا رقابت قدرت.
•دوم، پیوند زدن بیثباتی داخلی با خطر خارجی: رژیمی که به گفته ترامپ «افراد بسیار خطرناکی» آن را اداره میکنند، در این روایت بالقوه میتواند همین خشونت را به بیرون صادر کند.
به این ترتیب، موضوع دیگر فقط سیاست منطقهای نیست، بلکه تهدیدی است که ماهیت آن «غیرقابل پیشبینی و ایدئولوژیک» توصیف میشود.
ترامپ با یادآوری کشته و زخمی شدن «هزاران نظامی آمریکایی» بهوسیله «بمبهای کنار جادهای» و اشاره به حذف قاسم سلیمانی، گذشتهای را بازسازی میکند که در آن جمهوری اسلامی مسئول مستقیم آسیب به آمریکاییها معرفی میشود.
این یادآوری تاریخی، زمینهای احساسی برای پذیرش اقدام قاطعتر فراهم میکند.
اما نقطه کلیدیتر سخنان او جایی است که میگوید حکومت ایران در حال توسعه موشکهایی است که «بهزودی به ایالات متحده خواهند رسید».
این جمله مهمترین بخش چارچوبسازی امنیتی است.
در ادبیات سیاست خارجی آمریکا، زمانی که یک تهدید «به خاک آمریکا» برسد، سطح حساسیت افکار عمومی و کنگره بهشدت افزایش مییابد.
تا زمانی که خطر محدود به خاورمیانه یا اروپا باشد، مخالفت با جنگ آسانتر است؛ اما وقتی تهدید بهعنوان خطر بالقوه برای شهرهای آمریکا تصویر شود، بحث از «انتخاب» به «پیشگیری» تغییر میکند.
ترامپ عملا استدلال پیشدستانه (preemption) را بازسازی میکند: اگر اکنون اقدام نکنیم، فردا دیر خواهد بود.
ترامپ بارها تاکید میکند که «هرگز اجازه نخواهد داد بزرگترین حامی تروریسم در جهان به سلاح هستهای دست یابد».
این جمله بر یک اجماع دیرینه در سیاست آمریکا تکیه دارد: جلوگیری از هستهای شدن حکومت ایران.
او با اشاره به «عملیات چکش نیمهشب» و ادعای نابودی برنامه هستهای ایران، سپس تاکید بر اینکه تهران «دوباره همهچیز را از نو آغاز کرده است»، یک تصویر تکرارشونده میسازد:
•ما نابود کردیم
•آنها بازسازی کردند
•هشدار دادیم
•آنها گوش ندادند
این روایت، مذاکرات جاری را نیز در چارچوبی خاص قرار میدهد: دیپلماسی امتحان شده، اما طرف مقابل هنوز آن «کلمات کلیدی» - «هرگز سلاح هستهای نخواهیم داشت» - را نگفته است.
به این ترتیب، اگر مذاکره شکست بخورد، مسئولیت آن در افکار عمومی متوجه تهران خواهد شد، نه واشینگتن.
در مجموع، سخنان ترامپ سه لایه مشروعیت برای اقدام احتمالی نظامی میسازد:
۱. مشروعیت اخلاقی: مقابله با رژیمی که مردم خود را میکشد. ۲. مشروعیت تاریخی-انتقامی: پاسخ به گذشتهای که در آن آمریکاییها کشته شدهاند. ۳. مشروعیت پیشدستانه امنیتی: جلوگیری از تهدید موشکی و هستهای علیه خاک آمریکا.
این ترکیب، حکومت ایران را از یک مساله منطقهای به یک تهدید مستقیم علیه «امنیت ملی آمریکا» تبدیل میکند.
در چنین چارچوبی، اگر کاخ سفید تصمیم به حمله محدود یا گسترده بگیرد، میتواند آن را نه بهعنوان ورود به یک جنگ انتخابی دیگر در خاورمیانه، بلکه بهعنوان اقدامی ضروری برای دفاع از شهروندان آمریکایی معرفی کند.
به بیان دیگر، سخنان ترامپ نه صرفا هشدار، بلکه مرحلهای از آمادهسازی ذهنی افکار عمومی برای سناریویی است که در آن اقدام نظامی، در صورت شکست دیپلماسی، قابل توجیه جلوه میکند.
در پی شروع موج تازهای از خشونتهای کارتلهای مواد مخدر در مکزیک پس از کشته شدن یکی از سرشناسترین رهبران آنها، برخی کارشناسان به ایران اینترنشنال گفتند شبکههایی با پیوندهای احتمالی با تهران ممکن است در زیرساختهای فراملی جرایم سازمانیافته در آمریکای لاتین حضور داشته باشند.
پس از بازداشت و مرگ نمسيو اوسگوئرا سروانتس ملقب به «ال منچو»، رهبر کارتل نسل جدید هالیسکو (CJNG)، درگیریهای هماهنگ در دستکم ۲۰ ایالت مکزیک آغاز شد. افراد مسلح اتوبوسها را به آتش کشیدند، بزرگراهها را مسدود کردند و با نیروهای امنیتی درگیر شدند. در این ناآرامیها دهها نفر کشته شدند و دولت مکزیک نزدیک به ۱۰ هزار نیروی نظامی و امنیتی را بسیج کرد.
مقامهای مکزیکی این خشونتها را واکنشی تلافیجویانه از سوی کارتلها توصیف کردهاند، اما تحلیلگران امنیتی میگویند چنین رویدادهایی امروز در بستر شبکههای مالی و قاچاق فراملی رخ میدهد که از مرزهای مکزیک فراتر رفتهاند.
به گفته این کارشناسان، برخی از این شبکهها در مواردی با ساختارهای همسو با دولت ایران در آمریکای لاتین تلاقی داشتهاند.
سم کوپر، روزنامهنگار تحقیقی که درباره شبکههای جرایم فراملی گزارشهای گستردهای منتشر کرده، به ایراناینترنشنال گفت: «سالهاست اکوسیستمهای پولشویی و قاچاق وجود دارند که کارتلهای آمریکای لاتین، شبکههای همسو با دولت ایران و نظام مالی جرایم جهانی را به هم متصل میکنند.»
او تاکید کرد این همپوشانی الزاما به معنای کنترل مستقیم تهران بر کارتلها نیست، بلکه نشاندهنده همگرایی منافع در شرایط فشارهای ژئوپلیتیک است.کوپر گفت: «مدرک مستقیمی ندارم که دستگاه اطلاعاتی ایران به کارتلها برای مقابله با دولت مکزیک کمک کرده باشد، اما معتقدم جمهوری اسلامی از افزایش بیثباتی در مکزیک سود میبرد.»
«استفاده از باندها برای کارهای کثیف»
جاناتان سایه، پژوهشگر بنیاد دفاع از دموکراسیها که بر امور داخلی ایران و نفوذ منطقهای آن تمرکز دارد، به ایراناینترنشنال گفت جمهوری اسلامی اغلب اهداف خود را بهصورت غیرمستقیم و از طریق واسطههای جنایی پیش میبرد تا فاصلهای میان خود و عملیات حفظ کند.
او گفت: «آنها تلاش میکنند میان خود و فعالیتهای مجرمانه، بهویژه طرحهای ترور، فاصله ایجاد کنند. جمهوری اسلامی بهطور فزایندهای از برخی باندها برای انجام کارهای کثیف استفاده میکند.»
در سال ۲۰۱۱، مقامهای آمریکایی چند شهروند ایرانی، از جمله فردی مرتبط با نیروی قدس سپاه پاسداران، را به اتهام توطئه برای ترور سفیر عربستان در واشینگتن متهم کردند. دادستانها اعلام کردند یک واسطه ایرانی کوشیده بود افرادی را که گمان میکرد با یک کارتل مکزیکی در ارتباط هستند برای انجام این ترور استخدام کند، اما آن افراد در واقع از خبرچینان اداره مبارزه با مواد مخدر آمریکا بودند.
شبکههایی با سابقه چند دههای
بهگفته تحلیلگران بسیاری از این ارتباطها به دههها قبل بازمیگردد، بهویژه از مسیر همکاری ایران با دولت پیشین ونزوئلا. در آن کشور، شبکههای همسو با سپاه پاسداران و همچنین اعضای حزبالله لبنان پایگاههای مالی و لجستیکی در آمریکای لاتین ایجاد کردند.
حزبالله سالهاست به اداره شبکههای جنایی در آمریکای لاتین متهم است که با مسیرهای قاچاق مواد مخدر تلاقی دارند.
ولید فارس، کارشناس سیاست خارجی و از مدیران «گروه پارلمانی فراآتلانتیک»، به ایراناینترنشنال گفت این شبکهها بهتدریج با گروههای جرایم سازمانیافته در منطقه همکاری گستردهتری برقرار کردند.او افزود: «حزبالله با سازمانهای مشابه در برزیل، کلمبیا و دیگر کشورها روابطی ایجاد کرده بود، اما مهمترین حرکت با حمایت سپاه در مکزیک رخ داد.»
به گفته فارس، دسترسی به مسیرهای قاچاق و کانالهای مالی به این شبکهها امکان داد دامنه فعالیت خود را گسترش دهند و همزمان از طریق واسطههای جنایی فاصله عملیاتی حفظ کنند.او گفت: «هدف مهم حزبالله رسیدن به مرز آمریکا و مکزیک بود.»
تلاقی جرم و ژئوپلیتیک
سایه گفت دولتهای غربی گاه این تهدید را صرفا بهعنوان جرم سازمانیافته میبینند، نه بخشی از یک چالش گستردهتر امنیت ملی.او گفت: «در بسیاری از موارد در قاره آمریکا این موضوع بهعنوان شبکه جنایی دیده میشود، نه شبکه تروریستی. برچسبگذاری دقیق اهمیت دارد.»
به گفته او، برای جمهوری اسلامی «هر چیزی که ضد آمریکا باشد، در این چارچوب میگنجد و کارتلها هم بخشی از همین الگو هستند؛ فرصتی برای اعمال فشار بر قاره آمریکا.»
کارشناسان امنیتی میگویند مرز میان فعالیتهای جنایی و رقابتهای ژئوپلیتیک بهطور فزایندهای کمرنگ شده است. شبکههایی که ابتدا برای دور زدن تحریمها یا تامین مالی فعالیتهای شبهنظامی شکل گرفتند، اکنون میتوانند در قاچاق مواد مخدر و پولشویی نیز مورد استفاده قرار گیرند و به شراکتهایی سودمند میان بازیگران دولتی و غیردولتی منجر شوند.
سم کوپر گفت خشونتهای اخیر در مکزیک بازتاب تحولی گستردهتر در نیمکره غربی است. او افزود: «سطح تهدیدهایی که اکنون در نیمکره غربی در حال ظهور است، همه به هم مرتبط هستند.»
در حالی که مکزیک در تلاش برای مهار پیامدهای مرگ المنچو است، کارشناسان میگویند این رویداد بار دیگر نشان میدهد خشونتهای جنایی در آمریکای لاتین بیش از پیش با رقابتهای قدرتهای جهانی گره خورده است.