• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

دانشجویان متحد: نیما امیری،‌ دانشجوی دانشگاه آزاد تهران بازداشت شد

۲۹ بهمن ۱۴۰۴، ۱۲:۰۵ (‎+۰ گرینویچ)

دانشجویان متحد گزارش داد نیما امیری، دانشجوی ۲۰ ساله رشته گرافیک دانشگاه آزاد تهران، صبح روز چهارشنبه با هجوم ۱۰ نفر از نیروهای امنیتی در محل سکونت بازداشت و تمامی وسایل الکترونیک او ضبط شد.

پربازدیدترین‌ها

وای‌نت: روزهای پایانی آلمان نازی هشداری برای ترامپ در قبال جمهوری اسلامی است
۱
تحلیل

وای‌نت: روزهای پایانی آلمان نازی هشداری برای ترامپ در قبال جمهوری اسلامی است

۲

اسرائیل در صحرای عراق پایگاه مخفی برای جنگ با جمهوری اسلامی ایجاد کرده بود

۳

خواسته‌های جمهوری اسلامی در مذاکرات با آمریکا خشم کاخ سفید را برانگیخته است

۴

وای‌نت: تنگه هرمز به «زندان شناور» برای ۲۰ هزار ملوان تبدیل شده است

۵

همزمان با ادامه حملات به کشورهای منطقه، تهران به طرح یک‌صفحه‌ای ترامپ پاسخ داد

انتخاب سردبیر

  • مقام امنیتی عراق گزارش ایجاد پایگاه مخفی اسرائیل در صحرای عراق را رد کرد

    مقام امنیتی عراق گزارش ایجاد پایگاه مخفی اسرائیل در صحرای عراق را رد کرد

  • افزایش بازداشت‌ها و تشدید فشار امنیتی جمهوری اسلامی بر جامعه بهائی در سایه قطع اینترنت

    افزایش بازداشت‌ها و تشدید فشار امنیتی جمهوری اسلامی بر جامعه بهائی در سایه قطع اینترنت

  • وال‌استریت ژورنال: غیبت طولانی مجتبی خامنه‌ای به اختلاف در میان حامیان حکومت دامن زده است

    وال‌استریت ژورنال: غیبت طولانی مجتبی خامنه‌ای به اختلاف در میان حامیان حکومت دامن زده است

  • جهش ۴۰۰ درصدی قیمت‌ها؛ داروخانه‌ها در تامین داروی بیماران دچار مشکل شده‌اند

    جهش ۴۰۰ درصدی قیمت‌ها؛ داروخانه‌ها در تامین داروی بیماران دچار مشکل شده‌اند

  • فاکس‌نیوز: «نقطه کور» برنامه هسته‌ای ایران نادیده گرفته شده است

    فاکس‌نیوز: «نقطه کور» برنامه هسته‌ای ایران نادیده گرفته شده است

•
•
•

مطالب بیشتر

دانش‌آموزان شماری از شهرهای ایران هم‌زمان با چهلم جاویدنامان، مدرسه را تعطیل کردند

۲۹ بهمن ۱۴۰۴، ۱۰:۴۰ (‎+۰ گرینویچ)

پیام‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال حاکی است دانش‌آموزان مدارسی در استان‌های سیستان و بلوچستان، کردستان، کرمانشاه، خراسان رضوی، گیلان، مازندران، البرز و تهران، در اعتصابی هماهنگ، روزهای ۲۸ و ۲۹ بهمن و هم‌زمان با مراسم چهلم جاویدنامان، سر کلاس حاضر نشدند.

شماری از دانش‌آموزان نیز از شهرهای اهواز، رشت و کرج، چهارشنبه ۲۹ بهمن به ایران‌اینترنشنال گفتند در همراهی با یادبود کشته‌شدگان، لباس‌های مشکی پوشیده و در کلاس‌های درس، شمع روشن کردند.

هم‌زمان، شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران گزارش داد در پی فراخوان این نهاد برای اعتصاب و گرامی‌داشت یاد دانش‌آموزان و معلمان جان‌باخته در اعتراضات اخیر، بسیاری از مدارس با عدم حضور دانش‌آموزان عملا تعطیل شدند.

این فراخوان با هدف گرامی‌داشت یاد جان‌باختگان و اعتراض به «نیمکت‌های خالی» منتشر شده بود.

بنا بر پیام‌ها و گزارش‌هایی که به رسانه‌های وابسته به شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان رسیده، از نخستین ساعات صبح ۲۹ بهمن، شمار زیادی از دانش‌آموزان از حضور در مدارس خودداری کردند.

بر اساس این گزارش‌ها، مدارس متوسطه دوم در شهرهای اسلامشهر، بهارستان، پاکدشت، شهر ری و ورامین، به‌دلیل عدم حضور دانش‌آموزان عملا تعطیل شدند.

در شهرک اندیشه نیز دانش‌آموزان مقطع متوسطه دوم در فازهای یک، دو و سه، همگام با این فراخوان و در پاسداشت یاد جان‌باختگان اعتراضات اخیر، در مدارس حاضر نشدند.

در مناطق ۱۰، ۱۱ و ۱۲ تهران نیز تعداد اندکی از دانش‌آموزان در مدارس حضور یافتند. وضعیتی که به تعطیلی عملی مدارس انجامید.

100%

با این حال، در یکی از مدارس منطقه ۱۰ تهران، مسئولان حراست با حضور در مدرسه از مدیریت خواستند از طریق تماس با اولیای دانش‌آموزان، آنان را به حضور در مدرسه وادارند.

گزارش‌ها حاکی است که با وجود این فشارها، دانش‌آموزان همچنان از حضور در کلاس‌ها خودداری کردند.

هم‌زمان، گزارش‌هایی از بندر انزلی نشان می‌دهد شمار زیادی از دانش‌آموزان، به‌ویژه در پایه دوازدهم، در مدارس حاضر نشدند.

در واکنش به این وضعیت، حراست اداره آموزش و پرورش این شهرستان از معاونان آموزشی خواسته است فهرست کامل دانش‌آموزان و معلمان غایب را به اداره ارسال کنند.

در گرگان نیز تعداد زیادی از دانش‌آموزان مقاطع متوسطه اول و دوم در مدارس حاضر نشدند.

همچنین به‌دنبال عدم حضور بسیاری از معلمان متوسطه دوم، حراست اداره کل آموزش و پرورش این شهر با تهدید مدیران مدارس، خواستار ارائه فهرست کامل دانش‌آموزان و معلمان غایب شده است.

گزارش‌ها از ایذه در استان خوزستان، بندرعباس در استان هرمزگان و جوانرود در استان کرمانشاه، نیز از تعطیلی عملی مدارس متوسطه دوم به‌دلیل عدم حضور دانش‌آموزان حکایت کردند. تعطیلی‌هایی که نه با اعلام رسمی، بلکه با خالی ماندن کلاس‌ها رقم خوردند.

از ۲۷ بهمن و هم‌زمان با انتشار فراخوان شورای هماهنگی، مدیران مدارس در برخی استان‌ها تحت فشار ادارات کل آموزش و پرورش قرار گرفته‌اند تا با تهدید دانش‌آموزان و معلمان، مانع از تعطیلی مدارس شوند.

با این حال، گزارش‌های میدانی نشان می‌دهند این فشارها در بسیاری از مناطق نتوانستند مانع همراهی دانش‌آموزان و معلمان با این فراخوان شوند. همراهی‌ای که برای بسیاری، نه صرفا یک اعتصاب، بلکه ادای احترام به نیمکت‌هایی است که صاحبانشان دیگر در کلاس درس حضور ندارند.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران ۲۸ بهمن اعلام کرد در پی فراخوان این شورا برای اعتصاب در مدارس، دانش‌آموزان و معلمان با ارسال «سیل گسترده‌ای» از پیام‌ها تاکید کردند علاوه بر حاضر نشدن در مدارس در روز سه‌شنبه، روز چهارشنبه نیز مدارس را به تعطیلی خواهند کشید.

این شورا در بیانیه‌ای با عنوان «برای نیمکت‌های خالی، برای رویاهای ناتمام» که ۲۷ بهمن منتشر شد، ۲۹ بهمن را روز عزای عمومی و تعطیلی مدارس اعلام کرد. اقدامی که به معنای اعتصاب فرهنگیان در این روز و دعوت از خانواده‌ها برای نفرستادن دانش‌آموزان به مدرسه بود.

به گفته این تشکل صنفی، این تصمیم در واکنش به کشته‌شدن بیش از ۲۳۰ کودک و نوجوان در اعتراضات دی‌ماه گرفته شد.

در این بیانیه، علاوه بر دانش‌آموزان جان‌باخته، به معلمانی اشاره شده است که به گفته شورا، «تنها جرمشان فریاد زدن درد دانش‌آموز» بود و اکنون جای آنان نیز در کلاس‌ها خالی است.

یورش امنیتی‌ها به مدرسه‌ای در لاهیجان

پویان خوشحال، روزنامه‌نگار، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت پس از انتشار ویدیویی از شعار دادن دانش‌آموزان یک مدرسه در لاهیجان در حمایت از شاهزاده رضا پهلوی، صبح ۲۹ بهمن نیروهای امنیتی به یک مدرسه در محدوده بیمارستان شفا یورش بردند.

به گفته او، دانش‌آموزان این مدرسه برای ساعت‌ها مجبور به ایستادن در حیاط مدرسه شدند و خانواده‌ها از احتمال بازداشت فرزندانشان ابراز نگرانی کردند.

بر اساس این گزارش، تلفن‌های همراه همه دانش‌آموزان از همان صبح به‌وسیله مقام‌های مدرسه ضبط شد.

هم‌زمان با این تحولات، شماری از تشکل‌ها و نهادهای مدنی حامی حقوق کودکان با صدور بیانیه‌ای مشترک، نسبت به بازداشت کودکان و برخوردهای امنیتی با دانش‌آموزان هشدار دادند.

امضاکنندگان این بیانیه، بازداشت کودکان، تشکیل پرونده قضایی برای آنان، اخذ و پخش اعترافات اجباری تلویزیونی و هرگونه برخورد امنیتی با دانش‌آموزان را نقض آشکار کرامت انسانی و مغایر با تعهدات بین‌المللی دولت‌ها در قبال حقوق کودکان دانسته و محکوم کردند.

این تشکل‌ها با استناد به پیمان‌نامه جهانی حقوق کودک، تاکید کردند اصل «منافع عالیه کودک» و حق ذاتی حیات، بقا و رشد باید مبنای همه تصمیم‌ها و اقدامات نسبت به افراد زیر ۱۸ سال باشد و بازداشت، اعمال فشار روانی، تهدید، پرونده‌سازی و انتشار اعترافات اجباری از کودکان، در تعارض مستقیم با این اصول و تعهد دولت‌ها قرار دارد.

امضاکنندگان همچنین با اشاره به گزارش‌ها درباره ورود نهادهای امنیتی و انتظامی به برخی مدارس، هشدار دادند این روند استقلال و امنیت فضای تعلیم و تربیت را مخدوش کرده و محیط آموزشی را از بستر رشد به میدان ترس بدل می‌سازد.

هم‌زمان، تصاویر رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد دانش‌آموزان در مدارس، چهلم جاویدنامان ایران را با دیوارنویسی و انتشار تصاویر آنان گرامی داشتند.

روایت یک سرکوب‌گر: گوشواره‌های دختربچه را کندند و پیکرش را در کامیون بستنی میهن انداختند

۲۹ بهمن ۱۴۰۴، ۰۸:۳۰ (‎+۰ گرینویچ)
•
شاهد علوی

یکی از نیروهای سرکوب فعال در جنایات ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، جزییات هولناکی از کشتار در تهران افشا می‌کند. از توزیع سلاح بین اراذل در اطلاعات سپاه پاسداران تا شلیک تیر خلاص به زخمی‌ها، استفاده از کامیون‌های یخچال‌دار شرکت میهن برای حمل پیکرها و کندن گوشواره و گردنبند دختربچه‌ جان‌باخته.

کاظم (نام مستعار)، ۴۰ ساله و ساکن تهران که شغل آزاد دارد، یکی از کسانی است که در دو شب پنج‌شنبه ۱۸ و جمعه ۱۹ دی‌ماه به عنوان بخشی از ماشين سرکوب در خیابان‌های تهران حضور داشته است.

او که به‌دلیل وابستگی‌های خانودگی پیش از این با برخی نهادهای حکومتی در ارتباط بوده، می‌گوید در جریان یک اتفاق و به خاطر آن‌چه یک اشتباه بد می‌خواند، مدتی نسبتا طولانی در بازداشت اطلاعات سپاه پاسداران بوده و با قول همکاری آزاد شده است.

کاظم با ذکر تجربه دو شب خونین دی‌ماه در تهران به عنوان «تجربه‌ای هولناک»، با تاکید بر این‌که دستش به خون کسی آغشته نیست، می‌گوید به‌دلیل همان تعهدی که برای آزادی خود داده و این‌که از او نقطه ضعف دارند، تحت فشار و تهدید جانی، ناچار است هر زمان سازمان اطلاعات سپاه اراده کند، با آن‌ها همکاری کند.

آن‌چه این عضو دستگاه سرکوب روایت می‌کند، جزییاتی از شیوه تجهیز سرکوب‌گران و عملکرد آنان در تهران ارائه می‌دهد که رسانه‌ها و نهادهای حقوق بشری در هفته‌های اخیر کلیاتی از آن را گزارش کرده‌اند.

دختر معترض در بندرعباس - ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴
100%
دختر معترض در بندرعباس - ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴

آمادگی کشتار؛ توزیع سلاح و مجوز آدمکشی

کاظم می‌گوید عصر چهارشنبه ۱۷ دی‌ماه، زمانی که از سر کار به خانه‌اش برمی‌گشته، تماسی از رابط امنیتی دریافت می‌کند تا صبح پنج‌شنبه ساعت ۱۰ به پادگان ولی‌عصر سپاه پاسداران مراجعه کند.

او می‌گوید رابط امنیتی درباره این‌که دلیل این احضار چیست چیزی به او نگفته است: «من البته حدس زدم به فراخوان پهلوی برای ۱۸ و ۱۹ دی ماه ارتباط داشته باشد.»

مجموعه معاونت اطلاعات سپاه تهران بزرگ در این پادگان و ساختمان‌های اقماری اطراف آن مستقر است و اعزام نیروهای امنیتی و لباس‌شخصی به شهر تهران از این نقطه مدیریت و هماهنگ می‌شود.

به گفته کاظم، صبح پنج‌شنبه شمار زیادی از افراد آن‌جا بوده‌اند که او چند نفر از آن‌ها را پیش‌تر نیز در مناسبت‌های مشابه دیده بوده:‌ «غیر از چند نفر آشنا، دو تیپ آدم آن‌جا دیده می‌شد. شماری با ظاهر کارمندی و کاسب؛ احتمالا مثل من دستشان زیر ساطور این‌ها بود و شماری هم تیپ اراذل و اوباش بودند و همین‌ها خیلی هم وحشیانه رفتار می‌کردند.»

کاظم می‌گوید آن‌ها را که ۵۰ یا ۶۰ نفری می‌شدند به یک سالن بردند و یک مسئول اطلاعاتی درباره «احتمال آشوب در دو شب پیش‌ رو» توضیحاتی داده و تاکید کرده که آن‌ها در کنار سایر نیروهای عمل‌کننده «به کنترل اغتشاشات» کمک می‌کنند.

به گفته او، پس از آن با توجه به این‌که شماری از افراد سابقه قبلی استفاده از سلاح نداشته‌اند، آموزش کوتاه استفاده از اسلحه به آن‌ها داده‌اند و بین افراد بر حسب تجربه استفاده از سلاح، مجوزهایی از قبل آماده شده برای تحویل گرفتن و استفاده از کلاشنیکف و کلت کمری و گلوله، توزیع شده است.

کاظم می‌گوید مجوزی که به او داده شد، یک حکم ماموریت موقت بود که سربرگ «سپاه محمد رسول‌الله» را داشت و جانشین معاونت عملیات سپاه تهران بزرگ در قرارگاه «امام علی» آن را امضا کرده بود: «من یک سلاح از اسلحه‌خانه گرفتم و قرار شد ساعت پنج عصر به ناحیه مقاومت بسیج قدس در جنت‌آباد بروم تا آن‌جا مشغول شوم.»

بر اساس گزارش‌های رسانه‌ای و شواهد میدانی متعدد، علاوه بر نیروهای سپاهی، بسیجی و یگان ویژه، نیروهای لباس‌شخصی، نیروهای غیررسمی و اراذل و اوباش هم در سرکوب روزهای ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه حضور داشته‌اند.

سازمان دیده‌بان حقوق بشر هم پیش‌تر در گزارشی به نقل از شاهدان عینی خبر از شلیک بی‌محابای نیروهای لباس شخصی داده است.

  • مسئولیت جامعه جهانی در قبال کشتار سازمان‌یافته و جنایت علیه بشریت در انقلاب ملی ایرانیان

    مسئولیت جامعه جهانی در قبال کشتار سازمان‌یافته و جنایت علیه بشریت در انقلاب ملی ایرانیان

کشتار در صادقیه؛ دو الگوی شکار انسان

به گفته این مامور غیررسمی سرکوب، در بسیج جنت‌آباد، نیروهای زیادی از بسیجی و لباس شخصی جمع می‌شوند: «تقسیم افراد چند ساعتی طول کشید و برای هر گروهی یک محدوده را مشخص ‌کردند، افراد دو به دو سوار موتورسیکلت شدند و شماری هم با تویوتای هایلوکس یا پژو عازم شدند. من هم با یکی دیگر سوار یک وسیله نقلیه شدیم و قبل از ساعت هشت در محدوده‌ای بودیم که برای ما تعیین شده بود.»

صادقیه، منطقه‌ای است که بر اساس گزارش‌های متعدد رسانه‌ها، ویدیوهای مردمی و منابع بیمارستانی که در یکی از گزارش‌های عفو بین‌الملل به آن استناد شده، از مهم‌ترین کانون‌های درگیری و کشتار در آن دو شب بود.

کاظم می‌گوید او شب پنج‌شنبه و جمعه شب، دو الگوی تازه از کشتار مردم را دیده که در اعتراضات پیشین که او حضور داشته، سابقه نداشته است.

دو الگویی که او از آن به عنوان «شکار لیدرها و کمین مرگ» نام می‌برد.

به گفته کاظم، شماری از «ماموران زبده» اطلاعات سپاه در میان جمعیت معترض نفوذ کرده و ظاهرا با آن‌ها همراهی می‌کردند اما وظیفه اصلی آنان شناسایی لیدرها یا کسانی بوده که پیشگام بودند و اکثرا ظاهری «ورزیده و ورزشکاری» داشتند: «آن‌ها پس از شناسایی هدف، در یک موقعیت مناسب از جمله در تاریکی خیابان‌هایی که چراغ‌های روشنایی‌شان قطع شده بود، از فاصله نزدیک این افراد را از پشت سر با کلت می‌زدند یا در تماس با تک‌تیراندازهای مستقر در پشت‌بام‌های اطراف، مشخصات ظاهری پوشش مثل رنگ و نوع لباس فرد را می‌دادند و آن‌ها فرد موردنظر را هدف می‌گرفتند.»

نام‌ها و تصاویر زیادی از ورزشکاران کشته شده در رشته‌های مختلف در سطوح محلی، استانی و ملی منتشر شده که این شهادت نشان می‌دهد در چارچوب یک سیاست کشتار، هدف قرار گرفته‌اند.

به گفته کاظم، دیگر الگوی کشتار در این دو شب خونین، راندن و هدایت جمعیت هراسان از صدای تیراندازی به کوچه‌های بن‌بست یا مکان‌هایی بوده که از قبل در کنترل نیروهای امنیتی بودند و منتظر شکار مردم: «این الگو به خصوص جمعه شب در منطقه‌ای از تهران که من بودم، بارها تکرار شد. هدف کشتن بیشترین تعداد بود. آن‌جا قرار نبود کسی بازداشت شود، خیلی‌ها در کمین‌گاه‌ها افتادند و کشته شدند.»

ویدیوهای متعدد رسیده به ایران‌اینترنشنال و گزارش‌های مستندی که در رسانه‌ها از جمله در ایران‌اینترنشنال و خبرگزاری رویترز منتشر شده‌اند یا عفو بین‌الملل راستی‌آزمایی کرده، استقرار تک‌تیراندازها روی پشت‌بام‌ها (از جمله یک کلانتری) و شلیک به سر و بالاتنه معترضان را تایید می‌کنند.

بر اساس شهادت یک شاهد عینی در گفت‌و‌گو با ایران‌اینترنشنال، صبح یک‌شنبه ۲۱ دی‌ماه، با وجود این‌که ماشین‌های آب‌پاش شهرداری، خون را از خیابان‌ها شسته بودند، اما هنوز رد خون در خیابان اشرفی اصفهانی در صادقیه بر خیابان و پیاده‌روها مانده بود:‌ «در بخشی از پیاده‌رو همین خیابان، رد خونی جای پاهای کسی دیده می‌شد که به نظر می‌‌رسید در حال گریختن بوده است.»

بر اساس اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، در جلسه‌ای اضطراری با حضور مقامات درمانی تهران که صبح ۱۹ دی‌ماه برگزار شد، یکی از مسئولان عالی‌رتبه درمانی اعلام کرد که تجمیع آمار مراکز درمانی تهران تا آن لحظه نشان داده است دست‌کم ۱۸۰۰ نفر در جریان سرکوب انقلاب ملی ایرانیان در شامگاه ۱۸ دی‌ماه کشته شده‌اند.

تیراندازی ماموران سرکوب به مردم در گرگان - جمعه ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴
100%
تیراندازی ماموران سرکوب به مردم در گرگان - جمعه ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴

تیر خلاص و قصابی کودکان

روایت کاظم از صحنه‌های مواجهه با مجروحان، تصویری هولناک از شیوه قتل‌عام مردم به وسیله ماموران سرکوب به دست می‌دهد.

او روایت می‌کند که در یکی از خیابان‌های جنوب تهران، بالای سر معترضی رفته که مجروح شده و خون زیادی از او رفته بود: «التماس کرد که بچه کوچک دارم، نزن.»

کاظم می‌گوید به او گفته خودش را به مردن بزند تا به او تیر خلاص نزنند، اما دقایقی بعد شاهد بوده که: «یک موتورسیکلت کنار این مرد مجروح متوقف شد. مامور با پا لگدی به او زد و وقتی از زنده بودنش مطمئن شد، از فاصله نزدیک به سرش شلیک کرد.»

اما هولناک‌ترین بخش روایت این مامور سرکوب، مربوط به کودکان است.

کاظم می‌گوید با توجه به برآوردی که از تعداد کودکان کشته‌شده در دو شب سرکوب در صادقیه و منطقه‌ای در جنوب تهران دارد، تخمین می‌زند دست‌کم ۲۰۰ کودک در آن دو شب در تهران کشته شده‌اند.

او می‌گوید: «مثل اعتراضات ۱۴۰۱، این‌جا هم از کامیون‌های یخچال‌دار بستنی میهن استفاده شد. از آن‌ها برای تخلیه و جابه‌جایی اجساد معترضان استفاده می‌شد. من خودم به بار کردن پیکرها کمک کردم.»

اما مساله فقط کشتن مردم نبوده و ماموران کشتار، حق غنیمت گرفتن هم برای خود قائل بوده‌اند.

کاظم می‌گوید: «داشتیم در یکی از مناطق تهران کشته‌ها را در یک کامیون میهن بار می‌زدیم، دیدم بغل‌دستی من قبل از این‌که یک دختربچه کشته‌شده ۹ یا ۱۰ ساله را در کامیون بیندازد، گردن‌بند و گوشواره او را کند و در جیب گذاشت.»

سازمان حقوق بشر ایران هم در گزارشی که ۱۴ بهمن منتشر کرد، با استناد به یک شاهد عینی در استان لرستان تایید کرد ماموران امنیتی پیکر کشته‌شدگان را با کامیون‌های یخچال‌دار بستنی میهن به حیاط یکی از بیمارستان‌ها در این استان منتقل کردند.

ایران‌اینترنشنال با بستنی میهن تماس گرفت تا از آن‌ها درباره استفاده از کامیون‌های این شرکت برای جابه‌جایی پیکر جان‌باخته‌ها در اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه بپرسد و این‌که آن‌ها این خبر را تایید می کنند یا نه، اما تا زمان انتشار این گزارش، پاسخی از این شرکت دریافت نکرد.

فرانس ۲۴ و عفو بین‌الملل-دفتر سوئیس، در گزارش‌های خود استفاده از خودروهای حمل مواد غذایی و کانتینرها برای جابه‌جایی پیکر جان‌باخته‌ها را تایید کرده‌اند.

  • دست‌کم ۱۲ هزار جان‌باخته سرکوب اعتراضات در ایران؛ منطق تاریکی، مهندسی کشتار و ضرورت مداخله

    دست‌کم ۱۲ هزار جان‌باخته سرکوب اعتراضات در ایران؛ منطق تاریکی، مهندسی کشتار و ضرورت مداخله

آتش‌زدن اموال عمومی و حضور نیروهای خارجی

این نیروی میدانی سرکوب تایید می‌کند تا جای که او شاهدش بوده، آتش زدن بانک‌ها و مساجد کار خود ماموران بوده است: «همه جا ابتدا تا جایی که می‌توانستند آن مکان را پیش از سوزاندنش تخلیه می‌کردند. یک مورد را شخصا شاهد بودم که پیش از آتش زدن مسجد تاکید شد وسایل ارزشمند مسجد از آن خارج شود.»

کاظم همچنین حضور نیروهای حشد الشعبی در شب هجدهم در صادقیه را تایید می‌کند: «اکثریت مطلق نیروهای عمل‌کننده، همین سپاهی‌ها، لباس‌شخصی‌ها، بسیجی‌ها و امنیتی‌ها بودند، اما من شب اول در صادقیه تعداد کمی نیروی حشد شعبی دیدم.»

او در ادامه می‌گوید در جاهایی که حضور داشته، نیروهای پلیس و حتی یگان ویژه در هر دو شب نقش کمتری در سرکوب و کشتار مردم داشتند: «به نظرم آن‌ها خیلی برای کشتار در این سطح آماده نبودند.»

در گزارش‌های رسانه‌ای حضور محدود نیروهای حشد شعبی در برخی مناطق کشور در جریان سرکوب تایید شده است.

بر اساس آن‌چه ویدیوهای رسیده از ایران هم نشان می‌دهند، تخریب اموال عمومی به‌دست نیروهای امنیتی انجام شده است. ویدیوهایی که شماری از رسانه‌ها از جمله لوموند، آن‌ها را راستی‌آزمایی کرده‌اند.

  • گزارش یک قتل حکومتی؛ اعدام فراقضایی علی حیدری، معترض مجروح، در بازداشتگاه

    گزارش یک قتل حکومتی؛ اعدام فراقضایی علی حیدری، معترض مجروح، در بازداشتگاه

تجارت حکومت با پیکر جان‌باخته‌ها

کاظم که به گفته خودش تا ساعات اولیه بامداد شنبه ۲۰ دی‌ماه در منطقه‌ای در جنوب تهران در جریان سرکوب حضور داشته، دوباره تاکید می‌کند کسی را نکشته و فقط تیر هوایی شلیک کرده است.

او می‌گوید که پیش از ظهر شنبه، سلاحش را به پادگان ولی‌عصر پس داده است و پس از آن دیگر نیازی به کمکش نبوده است.

کاظم اما تایید می‌کند که طبق شنیده‌هایش از کسانی که با او در ارتباط هستند، میزان پولی که از خانواده جان‌باخته‌ها برای دریافت پیکر عزیزانشان طلب کرده‌اند، بر اساس «محل سکونت» و «میزان خسارات وارد شده در آن منطقه» محاسبه شده است: «از همه نتوانسته‌اند پول تیر بگیرند، اما از هر کسی گرفته‌اند بر این اساس بوده که آن منطقه‌ که فرد در آن‌جا کشته‌شده، چقدر خسارت دیده است.»

ایران‌اینترنشنال در گزارش‌های متعددی اخاذی مالی از خانواده‌ جان‌باخته‌ها برای تحویل پیکر عزیزان آن‌ها را مستندسازی کرده است.

روایت این مامور سرکوب، یکی دیگر از قطعات پازلی است که نشان می‌دهد سرکوب خونین اعتراضات در ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، نه صرفا یک واکنش خیابانی امنیتی به اعتراضات، که یک عملیات نظامی طراحی‌شده برای کشتار گسترده مردم معترض بود.

اعتصاب دانش‌آموزان و معلمان، بسیاری از مدارس تهران و البرز را به تعطیلی کشاند

۲۸ بهمن ۱۴۰۴، ۲۲:۴۷ (‎+۰ گرینویچ)

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران اعلام کرد در پی فراخوان این شورا برای اعتصاب در مدارس، دانش‌آموزان و معلمان با ارسال «سیل گسترده‌ای» از پیام‌ها تاکید کردند که علاوه بر حاضر نشدن در مدارس در روز سه‌شنبه، در روز چهارشنبه نیز مدارس را به تعطیلی خواهند کشید.

این شورا گفت طبق گزارش‌ها از مناطق مختلف استان تهران و البرز، از جمله در شهرهای شهریار، اسلامشهر، کرج و فردیس، مدارس دوره متوسطه دوم سه‌شنبه عملا تعطیل بود.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران تاکید کرد: «آنچه امروز در مدارس جریان دارد، صرفا یک اعتراض صنفی نیست، بلکه پاسخی جمعی به رنجی مشترک و فریادی علیه فراموشی است؛ فریادی که با تعطیلی کلاس‌ها و خالی ماندن آگاهانه نیمکت‌ها، به نمادی از مطالبه‌گری و مقاومت مدنی بدل خواهد شد.»

رسول و سامان دوره‌گرد ۲۰ دی بازداشت شدند و تاکنون خبری از آن‌ها در دست نیست

۲۸ بهمن ۱۴۰۴، ۲۱:۳۹ (‎+۰ گرینویچ)

بر اساس اطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال، رسول و سامان دوره‌گرد، دو برادر ۲۴ و ۲۰ ساله، ۲۰ دی در تهران توسط حفاظت اطلاعات سپاه بازداشت شدند و پس از ۳۸ روز خانواده همچنان از محل نگهداری و وضعیت آن‌ها بی‌خبر است. نام آن‌ها در هیچ سیستمی ثبت نشده است.

طبق این اطلاعات، ماموران با فحاشی و ایجاد سر و صدا وارد منزل شده و این دو را بازداشت کرده‌اند. خانواده آن‌ها پس از مراجعه به زندان اوین، زندان تهران بزرگ، کلانتری‌ها، آگاهی و اطلاعات سپاه پاسخی دریافت نکرده و به آن‌ها گفته شده نام این دو در سیستم ثبت نشده است.

اکنون ۳۸ روز از بازداشت آن‌ها گذشته و خانواده اعلام کرده‌اند هیچ اطلاعی از وضعیت یا محل نگهداری این دو برادر ندارند. گفته شده هر دو برادر سابقه کیفری نداشته‌اند.

بر اساس این گزارش، سامان در اعتراضات شرکت کرده و فیلم‌هایی از اعتراضات در تلفن همراهش داشته است. رسول که به دلیل درد پا مدتی خانه‌نشین بوده، هنگام بازداشت برادرش مقاومت کرده و او نیز بازداشت شده است.

طبق اطلاعات رسیده، یکی از نیروهای انتظامی به پدر آن‌ها گفته در ازای دریافت ۱۰۰ میلیون تومان محل نگهداری فرزندانش را اعلام خواهد کرد، اما خانواده توان پرداخت چنین مبلغی را ندارند.

منصور مختاری‌نفر؛ برای شرکت در مراسم تشییع پیکر یک جاویدنام رفته بود که کشته شد

۲۸ بهمن ۱۴۰۴، ۲۰:۲۵ (‎+۰ گرینویچ)
•
شهره مهرنامی

اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد منصور مختاری‌نفر، معترض ۲۹ ساله، ۱۲ دی ۱۴۰۴ در شهر مرودشت از سوی نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی با گلوله جنگی کشته شد. او آن روز برای شرکت در مراسم تشییع جنازه خداداد شیروانی همراه دوستانش به خیابان رفته بود.

خداداد شیروانی متاهل و پدر دو فرزند بود که روز یازدهم دی ماه در مرودشت با شلیک گلوله جنگی از سوی ماموران حکومتی کشته شده بود.

به گفته یک منبع نزدیک به خانواده، آن روز جمعیت بسیاری برای شرکت در مراسم شیروانی در آنجا گرد هم آمده بودند. مختاری‌نفر روبروی کلانتری از ناحیه شکم گلوله خورد.

به گفته این منبع آگاه بعد از این حادثه منصور به کمک مردم به خانه‌ای در محل منتقل شد و از آنجا به بیمارستان مطهری در مرودشت منتقل شد.

این اتفاق حدود ساعت سه ظهر روز دوازدهم دی ماه افتاد. یکی از دوستان منصور با تلفن همراه او تماس گرفت، اما یک غریبه که تلفن و مدارک منصور را همراه داشت به دوستش گفت که او را به بیمارستان منتقل کردند. در نهایت خانواده منصور از طریق دوست او از این اتفاق مطلع شد.

به گفته منبع مطلع‌‌، اعضای خانواده همان روز به بیمارستان مراجعه کردند، اما مسئولان بیمارستان گفتند که کسی با مشخصات منصور به آن بیمارستان منتقل نشده است.

  • شلیک در پاسداران، سکوت یک ویولن؛ روایت کشته‌شدن پویا فراگردی به‌دست جمهوری اسلامی

    شلیک در پاسداران، سکوت یک ویولن؛ روایت کشته‌شدن پویا فراگردی به‌دست جمهوری اسلامی

خانواده پنج روز بعد پس از چند بار رفت و آمد به شیراز جنازه فرزند خود را از بیمارستان «مسلمین» این شهر تحویل گرفتند.

یک فعال حقوق بشر آشنا به مسائل شهر مرودشت به ایران‌اینترنشنال گفت: «بیمارستان مطهری مرودشت در روزهای اول اعتراضات زخمی‌ها را بدون اطلاع به خانواده‌ها به بیمارستان مسلمین شیراز که مخصوص نیروهای مسلح است می‌فرستاد.»

این فعال حقوق بشر که نخواست نامش ذکر شود گفت که حراست بیمارستان مطهری مرودشت با سپاه و اداره اطلاعات همکاری نزدیکی داشت و مردم مرودشت که از این موضوع بی‌خبر بودند، در روزهای اول زخمی‌های خود را به این بیمارستان منتقل می‌کردند؛ بیمارستان نیز زخمی‌ها را به شیراز می‌فرستاد؛ اتفاقی که برای «عرفان بزرگی»، یکی دیگر از جاویدنامان اعتراضات مرودشت هم افتاد.

به گفته شاهدان، عرفان بزرگی وقتی به بیمارستان مرودشت رسیده بود زنده بوده و در بخش مراقبت‌های ویژه نگهداری می‌شد، اما به خانواده حتی اجازه ملاقات ندادند و خانواده جسد فرزند خود را از بیمارستان مسلمین شیراز دریافت کردند.

  • گزارش یک قتل حکومتی؛ اعدام فراقضایی علی حیدری، معترض مجروح، در بازداشتگاه

    گزارش یک قتل حکومتی؛ اعدام فراقضایی علی حیدری، معترض مجروح، در بازداشتگاه

مسئولان بیمارستان مسلمین شیراز تا ساعتی پس از نیمه شب پیکر منصور را به خانواده تحویل ندادند و حدود ساعت دو بامداد با گرفتن تعهد کتبی از خانواده، جنازه او را تحویل دادند. نیروهای امنیتی حتی اجازه خاکسپاری در مرودشت را به خانواده منصور ندادند و آنها پیکر منصور را برای خاکسپاری به گلزار شهر زرقان در ۱۵ کیلومتری شهر مرودشت منتقل کردند.

خاکسپاری مختاری‌نفر در شرایط امنیتی شدید و بدون حضور دوستان و فامیل، و تنها با حضور پدر، مادر، دو برادرش و البته نیروهای امنیتی، برگزار شد.

منصور فرزند اول خانواده مختاری‌نفر بود و درآمدش مثل بسیاری از خانواده‌های کارگر در حد امرار معاش بود. او لیسانس برق صنعتی داشت و در کنار درس به کار صافکاری و خیاطی مشغول بود. کمی بعد خیاطی را بیشتر ادامه داد و مدتی هم در اداره راه مشغول به کار بود.

او به واسطه یکی از دوستانش به دوره دریانوردی رفت تا روی کشتی مشغول به کار شود. دو چرخ خیاطی نو خود را فروخت تا بتواند هزینه دوره‌هایش را پرداخت کند.

هر کوچه یک جاویدنام
منبع نزدیک به خانواده به ایران‌اینترنشنال گفت که مردم مرودشت بیشتر از طبقه کمتر برخوردار هستند و جوانان آنها به شرایط خود اعتراض دارند، از همین رو به هر کوچه که نگاه کنی یک کشته به جا مانده است.

به گفته این منبع کوچه کنار خانه منصور حجله سهیل الماسی برپاست جوان ۱۷ ساله‌ای که ۱۹ دی ماه در مرودشت با گلوله جنگی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی کشته شد. او که چند سال پیش پدرش را از دست داده بود با خواهرش در خانه پدربزرگ و مادربزرگش زندگی می‌کرد.

از دیگر جاویدنامان شهر مرودشت علی زارعی است؛ جوان ۲۷ ساله‌ای که روز ۱۸ دی در مرودشت با شلیک مستقیم نیروهای جمهوری اسلامی کشته شد. او همان روز خبر قبولی در مصاحبه دریافت بورس مهندسی آی‌تی آلمان را دریافت کرده و در انتظار ویزا بود. به گفته نزدیکانش او از معدود کسانی بود که موفق به دریافت این بورس شده بود. علی پیش از رفتن گفته بود می‌خواهد دین‌اش را به کشور و مردم ادا کند.