• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

روایت گاردین از سرکوب در تهران و اصفهان: نیروها از شمار معترضان غافلگیر شده بودند

۲۷ بهمن ۱۴۰۴، ۰۲:۵۷ (‎+۰ گرینویچ)

گاردین در گزارشی با استناد به مشاهدات چهار شاهد عینی از اصفهان و تهران در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی، جزئیاتی ارائه کرده است که روایت‌های پیشین از ممانعت نیروهای سرکوب از انتقال مجروحان به بیمارستان، انتظار برای مرگ تدریجی آنها در خیابان و غافلگیری حکومت از شمار معترضان را تایید می‌کند.

در این گزارش، که یک‌شنبه ۲۶ بهمن در وب‌سایت این رسانه بریتانیایی منتشر شد، شاهدان از تیراندازی مستقیم نیروهای امنیتی با سلاح‌های جنگی، شلیک به سر و بالاتنه معترضان، جلوگیری ماموران از کمک‌رسانی به زخمی‌ها و رها شدن برخی مجروحان تا زمان مرگ در خیابان خبر داده‌اند.

همچنین به گفته این افراد، گستردگی جمعیت در برخی مناطق به حدی بوده که حتی نیروهای امنیتی را غافلگیر کرده و اعتراض‌ها از خیابان‌های اصلی به محله‌های مسکونی کشیده شده است.

متن کامل را اینجا بخوانید

Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟
۱
تحلیل

ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

۲

شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال با محکوم کردن ارعاب و تهدیدها: به کار خود ادامه می‌دهیم

۳

رویترز: مذاکره‌کنندگان جمهوری اسلامی از بیم ترور، خواستار اقدامات حفاظتی پاکستان شدند

۴
تحلیل

نیویورکر: آمریکا در ایران با چه کسی مذاکره می‌کند؟

۵

آمریکا چگونه می‌تواند مین‌های تنگه هرمز را پاک‌سازی کند

انتخاب سردبیر

  • ۱۰۰ روز پس از دی‌ماه خونین، دادخواهی خانواده‌های کشته‌شدگان در سایه سرکوب ادامه دارد

    ۱۰۰ روز پس از دی‌ماه خونین، دادخواهی خانواده‌های کشته‌شدگان در سایه سرکوب ادامه دارد

  • ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟
    تحلیل

    ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

•
•
•

مطالب بیشتر

شعار شبانه در مارلیک ملارد علیه جمهوری اسلامی

۲۷ بهمن ۱۴۰۴، ۰۲:۰۱ (‎+۰ گرینویچ)

ویدیوهای رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد تعداد زیادی از شهروندان در مارلیک ملارد ، شامگاه یک‌شنبه ۲۶ بهمن

شعارهایی علیه جمهوری اسلامی سر دادند.



سیاستمدار آلمانی: ایران آزاد یعنی ثبات بیشتر در خاورمیانه و امنیت بیشتر برای اروپا

۲۷ بهمن ۱۴۰۴، ۰۱:۵۷ (‎+۰ گرینویچ)

آندریاس مینیخ، سیاستمدار آلمانی از حزب اتحادیه سوسیال-مسیحی و عضو پارلمان ایالتی باواریا، اعلام کرد با شاهزاده رضا پهلوی دیدار و درباره آینده ایران گفت‌وگو کرده است.

او در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «گفت‌وگو با شاهزاده رضا پهلوی درباره آینده ایران انجام شد.»

مینیخ در ادامه افزود: «ایران آزاد به معنای ثبات بیشتر در خاورمیانه و امنیت بیشتر برای اروپا است. آزادی و حقوق بشر یک دغدغه مشترک امنیتی هستند.»

در ضرورت پایبندی به آرمان‌های زن، زندگی، آزادی؛ چشم‌انداز آینده‌ای آزاد برای ایران

۲۷ بهمن ۱۴۰۴، ۰۱:۲۲ (‎+۰ گرینویچ)
•
شاهد علوی

در ماه‌های اخیر، بحث انتقادی درباره جنبش «زن، زندگی، آزادی» در شبکه‌های اجتماعی بالا گرفته است. منتقدان، آرمان‌های این جنبش و تکرار شعارهای آن را در شرایط فعلی زیر سوال می‌برند. نقدی که ناشی از عدم درک اهمیت تاریخی جنبش، فراتاریخی‌بودن معیارهایش و نیاز فوری و همیشگی ما به آن است.

در این یادداشت می‌کوشم به این پرسش پاسخ دهم که چرا موضع‌گیری سلبی و انکار بنیادی آرمان‌های «زن، زندگی‌، آزادی»، با هر هدفی ولو «خیرخواهانه»، اغلب در خدمت سیاستی قرار می‌گیرد که به بازتولید استبداد می‌انجامد.

شعار سیاسی یا سیاست زندگی

نزاع اصلی این‌جا نه بر سر یک شعار که بر سر تعریف سیاست است. سیاست‌ورزی در تعریف کلاسیک یعنی رقابت بر سر تصاحب قدرت یا تلاش برای گرفتن سهمی از کیک قدرت. در این چارچوب، سیاست یعنی قدرت و جنگ بر سر تصرف دولت، کنترل نهادها، مهار رقبا و تولید مشروعیت از مسیر نهادسازی دموکراتیک یا در نظام‌های غیردموکراتیک -مثل جمهوری اسلامی- از رهگذر سرکوب و بسیج ایدئولوژیک. در این مدل، انسان‌ها ابزارند، ابزاری برای کسب قدرت یا تهدید علیه قدرت.

«زن، زندگی، آزادی» سیاست را از مدار قدرت به مدار زندگی منتقل می‌کند. این‌جا سیاست با فرارفتن از صرف هنر کسب قدرت و حفظ آن، قابلیت امکان‌پذیرکردن زیستن شرافتمندانه را فعال می‌کند. وقتی سیاست را به‌مثابه زندگی بفهمیم، در بستر فضای سیاسی ایران، معیار سنجش موفقیت نظام سیاسی دیگر صرفا تعداد موشک، بودجه امنیتی و نمایش اقتدار نیست. در چنین چشم‌اندازی، امنیت روزمره شهروند، کرامت بدن، کیفیت تنفس در شهر، امکان عشق‌ورزیدن و انتخاب کردن، و البته حق گفتن «نه» به قدرت از معیارهای سیاست‌ورزی به شمار می‌آیند.

کسانی که امروز این شعار را به حاشیه می‌رانند یا آن را تفرقه‌افکن می‌خوانند، ولو ناخواسته و ناآگاهانه، تصویری از مدل مطلوب‌شان برای آینده ایران پیش چشم می‌نهند که می‌تواند به بازتولید نظام سلسله‌مراتبی بینجامد.

به این ترتیب، دشمنی بنیادی با این شعار (و نه نقد آن به مثابه یک جنبش اجتماعی با همه دستاوردها و ناکامی‌هایش) ریشه در نگاهی دارد که سیاست را همچنان ملک خود می‌داند. سیاست برای دشمنان (و نه منتقدانِ) «زن، زندگی، آزادی»، حق نخبگانی یا عطیه‌ای الهی است نه فضای ایفای نقش همگانی و حق عمومی برای زیستن. از این نقطه عزیمت، موضع ضد «زن، زندگی، آزادی» اغلب ارتجاعی است، چون می‌خواهد دوباره سیاست را به همان جایی برگرداند که قدرتْ محور است و زن، زندگی و آزادی در حاشیه.

  • زنان در اعتراضات تازه ایران؛ غیبت و حضوری که می‌تواند همه چیز را تغییر دهد

    زنان در اعتراضات تازه ایران؛ غیبت و حضوری که می‌تواند همه چیز را تغییر دهد

چشم‌اندازی برای آینده‌

«زن، زندگی، آزادی» را باید همچون چشم‌اندازی حداقلی برای آینده فهمید، حداقل‌های اخلاقی و حقوقی‌ که تضمین نشدن آنها در هر نظم سیاسی، این خطر را در پی دارد که ساختار سیاسی دیر یا زود به سمت نابرابری اجتماعی، بازتولید خشونت و انکار حق همگانی بر سیاست برود.

جنبشی مترقی که دال مرکزی آن کرامت انسان و مطالبه اصلی آن حقوق برابر برای همه است و از همان چیزهایی حرف زد که مردم هر روز لمس می‌کنند؛ فقدان آزادی پوشش و امید و امنیت، وجود فقر فزاینده و به دنبال اینها تحقیر، تبعیض، سرکوب و خشونت. جنبشی فراگیر، چندصدایی و قیمومیت‌گریز که زن و مرد، نسل‌های محتلف، اقلیت‌های اتنیکی و مذهبی، شهرهای کوچک و بزرگ همه خود را در آیینه شعارها و آرمان‌های آن می‌دیدند.

زن در این شعار، فقط موضوع زنان نیست. زن این‌جا نقطه‌ای است که قدرتْ خود را در پیوند با آن، به عریان‌ترین شکلش بازنمایی می‌کند: کنترل بدن، پوشش، میل، صدا، حضور و بودن زن در هر شکلش. هر ساخت سیاسی و نظمی که بدن زن یا اشکال مختلف بازنمایی زنانه را با هر ادبیات و هر توجیهی عرصه حکمرانی می‌کند، دیر یا زود بدن همه را میدان حکمرانی خواهد کرد.

زن این‌جا، یعنی اصل برابری و شکستن ستون فقرات پدرسالاری سیاسی، منطق قیم‌مابانه‌ای که می‌گوید «بعضی‌ها» برای «همه» تصمیم می‌گیرند. در بستر اعتراضات انقلابی در ایران، زن در نقطه کانونی رهایی از استبداد است چرا که تاریخ استبداد در خاورمیانه با کنترل بدن و ذهن زن گره خورده است.

پدرسالاری فرهنگی و سیاسی زیربنای معرفتی هر نوع دیکتاتوری سیاسی است. نمی‌توان رویای دموکراسی داشت اما نسبت به رهایی نیمی از جامعه بی‌تفاوت بود یا آن را بدون یادآوری پیوندش با مرد طلب نکرد. آزادی زن و پیوندش با زندگی، معیار آزادی تمامیت جامعه است.

  • مسئولیت جامعه جهانی در قبال کشتار سازمان‌یافته و جنایت علیه بشریت در انقلاب ملی ایرانیان

    مسئولیت جامعه جهانی در قبال کشتار سازمان‌یافته و جنایت علیه بشریت در انقلاب ملی ایرانیان

زندگی قلب تمایز این جنبش با ایدئولوژی‌های مرگ‌محور است. زندگی در این شعار یعنی سیاست باید به‌جای تولید دشمن، بحران، اعدام و حذف، بر حفاظت از انسان‌ها متمرکز شود. زندگی یعنی رفاه، امنیت، کرامت، شادی، حق زیستن بدون ترس و به همان اندازه یعنی مقابله با فقیرسازی، تحقیر، تبعیض، خشونت و ناامنی سیستماتیک. همچنان‌که زن در این شعار ستون برابری است، زندگی این‌جا ستون معنا و هدف حکومت است: حکومت برای زندگی است، نه زندگی برای حکومت.

زندگی در این شعار ناظر به یک گسست معرفتی در تاریخ معاصر ایران است. این جنبش در برابر چهار دهه حکمرانی مبتنی بر مرگ‌ستایی، قربانی کردن امر روزمره برای آرمان‌های موهوم و تقدیس رنج، زندگی را به دال مرکزی سیاست تبدیل کرد. به این ترتیب، مخالفت با این شعار، می‌تواند ناظر به الگویی کهنه‌ از سیاست باشد که آن را جدای از کیفیت زندگی شهروندان تعریف می‌کند.

آزادی نقطه بحرانی تجربه روزمره شهروندان در ایران است. آزادی بیان و رسانه، آزادی انتخاب سبک زندگی، آزادی تشکل و اعتراض، آزادی باور و بی‌باوری، آزادی نقد قدرت و کنارگذاشتن حکمرانان و عوض‌کردن دولت‌ها. بدون آزادی، حقوق زن به امتیازی قابل‌ پس‌گرفتن تبدیل می‌شود و زندگی به رفاهی تبدیل می‌شود که با یک فرمان می‌تواند قطع شود. آزادی همان سازوکار تضمین‌کننده‌ای است که اجازه نمی‌دهد کرامت و زندگی به لطف الهی یا عطیه ملوکانه بدل شود.

این سه مفهوم به یکدیگر گره خورده‌اند. بدون عاملیت زن، آزادی سیاسی اجتماعی ناپایدار است، بدون آزادی، زن و زندگی به گروگان گرفته می‌شوند و بدون زندگی، آزادی به شعاری بی‌‌محتوا بدل می‌شود.

100%

مخالفت سیاسی یا دشمنی معرفت‌شناختی

نقد تاکتیک‌ها، خطاها، ساده‌سازی‌ها یا سوءاستفاده‌های سیاسی از یک جنبش، ضروری و راهگشاست. مساله مخالفان اما فراتر از این است و به نظر می‌رسد به جنگ آرمان‌های جنبش و تقلیل معیارهای آن رفته‌اند. جایی گفته می‌شود این شعار را باید کنار گذاشت چون مساله امروز ما نیست و جایی گفته می‌شود این شعار، شعارهای تازه را به حاشیه می‌برد. به نظر می‌رسد مخالفت‌ها معمولا بر چند سوءبرداشت یا خوانش نادرست استوار است.

سوءبرداشت اول: این شعار هویتی/فمینیستی است و جامعه را دو قطبی می‌کند. این برداشت، زن را گروه می‌بیند نه بخشی از جامعه که در فقدانش، جامعه بلاموضوع می‌شود. زن در این شعار معیار شهروندی در یک چارچوب دموکراتیک است، چرا‌ که دموکراسی بدون برابری جنسیتی، پدیده‌ای صوری است. مساله این‌جا این نیست که زنان هم باید سهمی داشته باشند، مساله این است که اگر بدن و انتخاب زن تحت قیمومت باشد، هیچ حق دیگری حق نیست، همه امتیاز است و قابل سلب‌کردن و تابع میل حاکم.

سوءبرداشت دوم: این شعار سیاسی و انقلابی نیست. «زن‌، زندگی، آزادی» سیاست‌گریز نیست، سیاست‌ورزی انسان‌محور است. گونه‌ای از سیاست‌ورزی که همزمان امنیت خیابان، اقتصاد خانواده، کرامت زندانی و حق نفس کشیدن مردم در نقطه کانونی آن هستند.

این شعار سیاسی است چون معیار می‌دهد. برنامه سیاسی یعنی ترجمه معیارها به قانون، نهاد و سیاست عمومی. اگر نیروهای حامل این شعار نتوانسته‌اند بر اساس این معیارها، برنامه‌سازی و نهادسازی کنند، مساله محدودیت‌‌های آنهاست، نه محدودیت‌های معرفتی این شعار. چنان‌که در عمل، آزادی نسبی زنان در انتخاب نوع پوشش در ایران امروز، نتیجه سیاسی و انقلابی کنش‌های زنانی است که حاملان جنبش «زن، زندگی، آزادی» در ایران هستند.

  • الگوی سرکوب جمهوری‌اسلامی در کشتار بزرگ دی‌ ۱۴۰۴ و نسبت آن با سرکوب در دهه ۶۰

    الگوی سرکوب جمهوری‌اسلامی در کشتار بزرگ دی‌ ۱۴۰۴ و نسبت آن با سرکوب در دهه ۶۰

فارغ از ساحت نظری، «زن، زندگی، آزادی» یک بسته روشن از مطالبات بنیادین را پیش چشم می‌گذارد که نه آرمان‌های انتزاعی، که دستورکارهای ملموس‌اند.

در قانون و حق؛ برابری کامل شهروندی، منع تبعیض، تضمین آزادی‌های بنیادین، استقلال قوه قضائیه و پایان دادن به هر سازوکاری که بدن زنان و سبک زندگی را جرم‌انگاری می‌کند.

در سیاست عمومی؛ امنیت روزمره، پایان خشونت سازمان‌یافته علیه سبک زندگی، کاهش سیاست ترس، تمرکز بر رفاه و کرامت و بازگرداندن دولت به وظیفه‌اش که خدمت به زندگی مردم نه مدیریت بدن و باور و پوشش است.

در نهادسازی؛ رسانه آزاد، انتخابات رقابتی و سالم، حق تشکل و اعتراض، شفافیت، پاسخ‌گویی و محدود شدن قدرت از طریق قانون و نظارت عمومی را دنبال می‌کند.

سوءبرداشت سوم: آزادی و دموکراسی اولویت نیست. این هم ترجمه دیگری از همان منطق قیم‌مابانه است. تجربه نشان داده امنیت ملی وقتی از امنیت انسان جدا شود، به ابزار توجیه سرکوب تبدیل می‌شود. انسان، حق حیات و کرامت و آزادی او فی‌نفسه یک ارزش است و تمام ارزش‌های دیگر نسبت به آن ثانویه هستند و نمی‌توان به خاطر هیچ ارزش یا مصلحت دیگری آزادی انسان را معلق کرد یا به ارزش‌های دیگر منوط کرد.

سوءفهم چهارم: دوره جنش تمام شده است. برخی می‌پندارند دوره این جنبش سپری شده و آن‌چه اکنون مردم در خیابان‌ها فریاد می‌زنند ربطی به شعار «زن، زندگی، آزادی» ندارد. این یک خطای استراتژیک است. «زن، زندگی، آزادی» فلسفه‌ای از زندگی را بازتاب می‌دهد که سطح توقعات سیاسی و اجتماعی ایرانیان را به نقطه‌ای بی‌بازگشت رساند.

100%

چرا فارغ از گرایش سیاسی، به این جنبش نیاز داریم؟

«زن، زندگی، آزادی» اگرچه واکنش به یک رُخداد بود اما به ارزش‌هایی پیوند خورده که از آن رُخداد و واکنش تاریخمند به آن فراتر می‌روند. این شعار یک خط قرمز اخلاقی می‌کشد: هیچ آینده‌ای برای ایران مشروع نیست اگر زن در آن آزاد نباشد، زندگی در آن کوچک شمرده شود و آزادی در آن سرکوب شود، حتی اگر آن آینده با واژه‌های جذاب، پرچم‌های تازه یا رهبران کاریزماتیک به تصویر در آید.

تا وقتی فرهنگ زن‌ستیزی، تبعیض، سرکوب، تحقیر بدن، جرم‌سازی سبک زندگی و سیاست ترس وجود دارد، «زن، زندگی، آزادی» زنده است. این‌جا همان نقطه‌ای است که برخی از مخالفان نادیده می‌گیرند، آنها اگرچه از جمهوری اسلامی متنفرند اما هنوز در چارچوب منطق جمهوری‌اسلامی، یعنی قیمومیت، کنترل و اولویت دادن قدرت بر زندگی می‌اندیشند.

این جنبش فراتاریخی است زیرا به نیازهای بنیادین بشر، آزادی، کرامت، برابری، ارجاع می‌دهد و انکار آن هرچه باشد نشانه واقع‌گرایی سیاسی نیست. این جنبش یک افق خلق کرده است؛ افقی سیاسی که معیارش زندگی است و مقصدش آزادی. مخالفت با این افق با هر اسم و استدلالی می‌تواند به خدمت سیاستی دربیاید که از آن آزادی و دموکراسی درنمی‌آید.

اگر قرار است آینده‌ای آزاد بسازیم، باید آن را با همین خط‌کش بسنجیم: هر نیرویی، هر طرحی، هر رهبر و هر وعده‌ای در نهایت چه نسبتی با زن، زندگی و آزادی دارد. مخالفت با این شعار با هر استدلالی از جمله با این تصور غیرسیاسی که این شعار جای شعارهای دیگر یا آرمان‌های دیگر را تنگ می‌کند یا تاریخ آن گذشته است، می‌تواند این خطر را در پی‌ داشته باشد که اقتدارگرایی حاکم را با اقتدارگرایی دیگری جایگزین کند.

  • دست‌کم ۱۲ هزار جان‌باخته سرکوب اعتراضات در ایران؛ منطق تاریکی، مهندسی کشتار و ضرورت مداخله

    دست‌کم ۱۲ هزار جان‌باخته سرکوب اعتراضات در ایران؛ منطق تاریکی، مهندسی کشتار و ضرورت مداخله

شعارهای این جنبش یادآوری می‌کند که ایران فقط خاک و مرز نیست، مردم است و امنیت ملی بدون امنیت زنان، بدون امنیت زندگی روزمره و بدون آزادی شهروند خیلی زود به توجیه سرکوب دامن می‌زند. هر پروژه سیاسی که با این معیارها مساله دارد تصویری نگران‌کننده از آینده پیش چشم ما می‌گذارد.

«زن، زندگی، آزادی» یک حداقل مشترک است. مهم نیست درباره شکل نظم آینده چه فکر می‌کنیم و چه آینده‌ای برای ایران آرزو می‌کنیم، چه پادشاهی‌خواه باشیم، چه جمهوری‌خواه، چه فدرالیست، چه چپ و چه راست، ما همه به ارزش‌ها و آرمان‌های «زن، زندگی، آزادی» نیازمندیم و باید به آن وفادار باشیم.

ما برای عبور از استبداد و مهم‌تر از آن برای تثبیت دموکراسی، نیازمند وفاداری به ارزش‌های «زن، زندگی، آزادی» هستیم. این سه واژه، فرمول همزیستی مسالمت‌آمیز و انسانی در فردای ایران است. هر راهی که این سه اصل را دور بزند، بی‌تردید به بیراهه استبداد منتهی خواهد شد. دشمنی با این شعار، دشمنی با تنها افق روشنی است که جامعه ایران پس از قرن‌ها تلاش برای آزادی در برابر خود گشوده است.

روایت گاردین از سرکوب در تهران و اصفهان: نیروها از شمار معترضان غافلگیر شده بودند

۲۷ بهمن ۱۴۰۴، ۰۱:۱۰ (‎+۰ گرینویچ)

گاردین در گزارشی با استناد به مشاهدات چهار شاهد عینی از اصفهان و تهران در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی، جزئیاتی ارائه کرده است که روایت‌های پیشین از ممانعت نیروهای سرکوب از انتقال مجروحان به بیمارستان، انتظار برای مرگ تدریجی آنها در خیابان و غافلگیری حکومت از شمار معترضان را تایید می‌کند.

در این گزارش، که یک‌شنبه ۲۶ بهمن در وب‌سایت این رسانه بریتانیایی منتشر شد، شاهدان از تیراندازی مستقیم نیروهای امنیتی با سلاح‌های جنگی، شلیک به سر و بالاتنه معترضان، جلوگیری ماموران از کمک‌رسانی به زخمی‌ها و رها شدن برخی مجروحان تا زمان مرگ در خیابان خبر داده‌اند.

همچنین به گفته این افراد، گستردگی جمعیت در برخی مناطق به حدی بوده که حتی نیروهای امنیتی را غافلگیر کرده و اعتراض‌ها از خیابان‌های اصلی به محله‌های مسکونی کشیده شده است.

گاردین در مقدمه این گزارش نوشته است که هرچند جمهوری اسلامی با قطع سراسری اینترنت کوشید تا حد زیادی ابعاد گسترده کشتار معترضان را پنهان کند، اما یک عکاس از تهران توانست مستندات خود از روزهای پنج‌شنبه ۱۸ و جمعه ۱۹ دی را همراه با شهادت افرادی که در اعتراض‌های این دو روز شرکت داشتند و زنده مانده‌اند، برای انتشار در اختیار این روزنامه قرار دهد.

در این گزارش، روایت‌های دو مرد ۲۳ و ۴۰ ساله از تهران و دو زن ۱۸ و ۳۰ ساله از تهران تحت نام‌های مستعار مستند شده است.

  • وقتی درمان «جرم» می‌شود؛ روایت نیویورکر از ایستادگی پزشکان در برابر سرکوب جمهوری اسلامی

    وقتی درمان «جرم» می‌شود؛ روایت نیویورکر از ایستادگی پزشکان در برابر سرکوب جمهوری اسلامی

میلاد: یک بسیجی به مجروحی که داشت می‌مُرد گفت بگو شاهزاده‌ات ساچمه‌ها را از تنت در بیاورد

میلاد ۲۳ ساله وضعیت پنج‌شنبه ۱۸ دی در محله یافت‌آباد را این‌طور توصیف کرده است: «شروع کردیم به شعار دادن و جلو رفتن تا به خیابان اصلی رسیدیم. باید بگویم جمعیت عظیم بود. از یک سر خیابان اصلی تا سر دیگر پر از آدم بود. جایی که ما پنج‌شنبه شب بودیم، تیراندازی مستقیم نکردند؛ فقط گاز اشک‌آور و شلیک هوایی بود. ریه‌های خودم از مدام می‌سوخت.»

او بر اساس مشاهداتش در نخستین روز فراخوان شاهزاده رضا پهلوی تصمیم می‌گیرد جمعه نیز در اعتراضات شرکت کند، اما آن‌طور که به گاردین گفته، با وضعیتی متفاوت با شب اول روبه‌رو شده است: «برای پیدا کردن دوست دخترم به سلسبیل رفتم. آنجا با چشم‌های خودم دیدم که مردم را با کلاشینکف می‌کشتند. وقتی به خانه برگشتم، چند نفر در محله خودمان هم کشته شده بودند. یک پسر ۱۶ ساله که می‌شناختمش جزو کشته‌ها بود. پشتش از بالا تا پایین پر از ساچمه بود. وقتی داشت جان می‌داد، بسیجی‌ها بالای سرش ایستاده بودند. درخواست کمک کرده بوده و یک بسیجی به او که در حال مرگ بود گفته بود که برو به شاهزاده‌ات بگو بیاید این ساچمه‌ها را از بدنت در بیاورد.»

  • کشتار معترضان چه پیامدهایی برای روان زخمی جامعه ایران داشته است؟

    کشتار معترضان چه پیامدهایی برای روان زخمی جامعه ایران داشته است؟

سارا: بسیجی‌ها از جمعیت شوکه شده بودند

سارا، شهروند ۱۸ ساله‌ای از اصفهان به گاردین گفته است: «چند روز بعد از اعتراض‌ها از زبان یکی از بستگانم که دقیق نمی‌دانم شغلش چیست اما کارمند یکی از نیروهای نظامی است، شنیدم که آنها از مواجهه با جمعیت عظیمی که مدام بر تعدادشان افزوده می‌شد شوکه شده بودند. او گفت روز اول فراخوان مدام می‌دیدند که گروه‌های زیادی از مردم از هر کوچه و خیابان به خیابان اصلی سرازیر می‌شوند.»

  • قتل‌عام معترضان در شهر قدس؛ شلیک از بالای مساجد و بیمارستان مملو از اجساد

    قتل‌عام معترضان در شهر قدس؛ شلیک از بالای مساجد و بیمارستان مملو از اجساد

مهسا: مدام از تعداد کشته‌ها می‌گوییم در حالی که خیلی‌ها با معلولیت شدید باقی مانده‌اند

مهسا، شهروند ۳۰ ساله از اصفهان که روزهای پیش از فراخوان شاهد سرکوب مردم در منطقه بازار اصفهان با گاز اشک‌آور و شلیک با تفنگ ساچمه‌ای بود، به گمان اینکه پنج‌شنبه با این سطح از سرکوب دیگر تجمعی شکل نخواهد گرفت، تصمیم می‌گیرد پنج‌شنبه از خانه بیرون نرود.

او وضعیت منطقه محل زندگی‌اش را این‌طور توصیف می‌کند: «فکر نمی‌کردم در این شهر که پر از ماموران مسلح و نیروهای لباس‌شخصی است، چنین اعتراض بزرگی شکل بگیرد. از همه محله‌های اطراف خانه‌ام صدای شعار می‌آمد. به همین دلیل علی‌رغم تصمیم اولیه‌ام شب بیرون رفتم. علاوه بر مناطق معمول اعتراض در مرکز شهر، خود محله‌ها هم پر از مردم بود. این خیلی عجیب بود. همه می‌دانند این حکومت چقدر خشن و بی‌رحمانه مردم را سرکوب می‌کند، اما خانواده‌ها با هم بیرون آمده بودند. مردی را دیدم که کودک سه‌چهارساله‌اش را بغل کرده بود، دست همسرش را گرفته بود، راه می‌رفت و شعار می‌داد.»

  • خانواده‌هایی که با هم به خیابان رفتند اما برنگشتند

    خانواده‌هایی که با هم به خیابان رفتند اما برنگشتند

او از جوانی می‌گوید که در نزدیکی خانه‌اش تیر خورده بود: «چند خیابان آن‌طرف‌تر از ما تیر خورده بود. هنوز زنده بود، فریاد می‌زد که زن و بچه دارد و کمک می‌خواست. اما قبل از اینکه همسایه‌ها بتوانند به او برسند، چند مأمور بالای سرش ایستادند و اجازه ندادند کسی کمکش کند. آن‌قدر ایستادند تا مُرد، بعد جسدش را بردند. یکی از اهالی محله گفت می‌توانستند مثل خیلی از زخمی‌های دیگر سریع او را بکشند، اما در عوض گذاشتند رنج بکشد و از خونریزی بمیرد تا بقیه بترسند.»

او در پایان صحبت‌هایش از ضرورت توجه به مجروحان و بازداشتی‌ها می‌گوید: «مدام درباره تعداد کشته‌ها صحبت می‌شود، در حالی که خیلی‌ها با معلولیت‌های شدید باقی مانده‌اند، نابینا شده‌اند، ساچمه‌ها هنوز در بدنشان است و ممکن است هر لحظه جانشان را بگیرد. بعد هم بازداشتی‌ها و خبرهایی از اعدام‌هایی که بی‌سروصدا انجام می‌شود. چند روز پیش یکی از دوستانم را که در اعتراض‌ها شرکت داشت شناسایی کردند و از خانه‌اش بردند. هیچ‌کس نمی‌داند چه بر سرش آمده است.»

  • ایرانیان و تجربه بزرگ‌ترین کشتار تاریخ معاصر جهان؛ چه راهی پیش روی جامعه است؟

    ایرانیان و تجربه بزرگ‌ترین کشتار تاریخ معاصر جهان؛ چه راهی پیش روی جامعه است؟

حمید: در درمانگاه ده‌ها جسد روی هم چیده بودند

حمید، شهروند ۴۰ ساله که به گفته خودش بعد از اعتراض‌های جنبش سبز دیگر در هیچ اعتراضی شرکت نکرده بود، درباره این دور از اعتراض می‌گوید که نپیوستن به مردم، شرم‌آور به نظر می‌رسید و ادامه می‌دهد: «در خیابان بودم که برادرم خبر داد پسرش در کرج گلوله تیر خورده. گلوله ترقوه‌اش را شکافته و قلب و ریه‌اش را سوراخ کرده بود. فقط توانسته بود بگوید که دارد می‌سوزد و بعد در آغوش برادرم جان داده بود.»

  • دیده‌بان حقوق بشر: مقام‌های جمهوری اسلامی مرتکب قتل‌‌عام‌های دسته‌جمعی شدند

    دیده‌بان حقوق بشر: مقام‌های جمهوری اسلامی مرتکب قتل‌‌عام‌های دسته‌جمعی شدند

گاردین به نقل از حمید نوشته است: «وقتی به درمانگاه رسیدم، دیدم ۱۰ جسد روی زمین افتاده است. ذهنم از کار افتاد. در درمانگاه دیگر آن منطقه، ۲۰۰ جسد را روی هم چیده بودند؛ جا نبود. یک دختر شش‌ساله دیدم، یک مرد ۷۰ ساله. ۱۰۰ پسر دیدم که هنوز حتی سبیل در نیاورده بودند. به گردن، سر و چشم همه‌شان شلیک شده بود. انگار داشتند انتقام می‌گرفتند [چون] بچه‌های [منطقه ما] کمی بی‌پروا و شجاع‌اند. مثل این بود که کبوتر شکار می‌کردند.»

جمهوری اسلامی از دوشنبه در کمیته مشورتی شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد کرسی خواهد داشت

۲۷ بهمن ۱۴۰۴، ۰۰:۵۲ (‎+۰ گرینویچ)

جمهوری اسلامی از روز دوشنبه برای اولین بار، در کمیته مشورتی شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد کرسی خواهد داشت. هلیل نویر، وکیل حقوق بشر و مدیر دیدبان سازمان ملل، با انتشار پیامی در این مورد نوشت که افسانه نادی‌پور، نماینده جمهوری اسلامی در این کمیته، سابقه تسهیل نقض حقوق‌بشر توسط رژیم را دارد.

نویر خوستار امضای یک کارزار برای اخراج نماینده رژیم ایران از این کمیته شده است.
افسانه نادی پور دیپلمات ایرانی که پیشتر سفیر جمهوری اسلامی در دانمارک بود.