در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، جمهوری اسلامی با قطع کامل اینترنت و اختلال در استارلینک، جریان اطلاعات را متوقف کرد. گزارش تازه سازمان «آرتیکل ۱۹» نشان میدهد این سرکوب دیجیتال، محصول بیش از یک دهه انتقال فناوری و الگوی حکمرانی سایبری چین به ایران است.
بر اساس این گزارش، چین نهتنها تجهیزات فنی نظارت و فیلترینگ را در اختیار تهران قرار داده، بلکه مدل اقتدارگرایانه «حاکمیت سایبری» خود را نیز صادر کرده است؛ مدلی که امروز یکی از پایههای اصلی استبداد دیجیتال در ایران به شمار میرود.
از همکاری راهبردی تا کنترل اینترنت
روابط سیاسی و اقتصادی چین و ایران سابقهای چنددههای دارد، اما نقطه عطف این همکاریها، امضای توافق جامع ۲۵ ساله در اسفندماه ۱۳۹۹ (مارس ۲۰۲۱) بود. این توافق، که بخشی از ابتکار «کمربند و جاده» و بهویژه «جاده ابریشم دیجیتال» محسوب میشود، بستر گسترش فناوریهای مخابراتی و دیجیتال چین در ایران است.
در این چارچوب، ایران بهطور رسمی مفهوم «حاکمیت سایبری» چین را پذیرفت؛ مفهومی که بر حق دولت برای کنترل کامل اینترنت درون مرزهای ملی تاکید دارد. این رویکرد با اصول بنیادین حقوق بشر، از جمله آزادی بیان و حق دسترسی آزاد به اطلاعات، در تضاد آشکار است.
از حدود سال ۱۳۸۹، جمهوری اسلامی توسعه «شبکه ملی اطلاعات» را آغاز کرد؛ شبکهای با معماری مشابه «دیوار آتش بزرگ» چین که هدف آن جداسازی اینترنت داخلی از شبکه جهانی و اعمال سانسور متمرکز است. در سطح نهادی نیز، شورای عالی فضای مجازی ایران الگویی نزدیک به اداره فضای سایبری چین دارد؛ نهادی که مستقیماً زیر نظر رهبر جمهوری اسلامی فعالیت میکند و سیاستهای کلان سانسور و نظارت دیجیتال را هدایت میکند.
فناوریهای چینی و سرکوب دیجیتال
چین مجموعهای از فناوریهای کلیدی را در اختیار جمهوری اسلامی قرار داده که نقش مستقیم در نظارت و سرکوب دیجیتال دارند.
در حوزه بازرسی عمیق بستههای داده، شرکت «زدتیئی» از سال ۱۳۸۹ با شرکت مخابرات ایران همکاری داشته و شرکت «هواوی» نیز تجهیزات مشابهی را به اپراتورها و ارائهدهندگان اینترنت عرضه کرده است. این فناوریها امکان رصد گسترده تماسها، پیامها و ترافیک اینترنتی را فراهم کرده و اغلب از مسیر شرکتهای واسطه برای دور زدن تحریمهای بینالمللی منتقل شدهاند.
در حوزه ناوبری ماهوارهای، انتقال ایستگاههای زمینی سامانه «بِیدو» از سال ۱۳۹۴ به ایران، امکان جعل موقعیت مکانی و ایجاد اختلال در سیگنالهای ماهوارهای را افزایش داده است. در جریان قطع اینترنت در دیماه ۱۴۰۴، اختلال گسترده در استارلینک گزارش شد؛ امری که تحلیلگران آن را نتیجه ترکیبی از فناوریهای چینی و روسی میدانند.
•
•
همزمان، شرکتهای چینی مانند «هایکویژن» و «تیاندی» ابزارهای پیشرفته تشخیص چهره و نظارت هوشمند را در اختیار نهادهای امنیتی ایران قرار دادهاند. این فناوریها، بهویژه در شناسایی معترضان و کنترل اجتماعی، نقشی پررنگ ایفا کردهاند.
قطع اینترنت بهعنوان الگوی سرکوب: سه تجربه کلیدی
آبان ۱۳۹۸
اعتراضات پس از افزایش قیمت بنزین، با قطع تقریباً کامل اینترنت سراسری برای حدود یک هفته همراه شد. گزارشهای عفو بینالملل و دیگر نهادهای حقوق بشری از کشته شدن صدها تا بیش از هزار نفر حکایت دارند. قطع اینترنت نقش مهمی در جلوگیری از انتشار تصاویر، هماهنگی معترضان و مستندسازی خشونتها ایفا کرد و به الگویی برای سرکوبهای بعدی تبدیل شد.
جنبش «زن، زندگی، آزادی» – ۱۴۰۱
پس از قتل حکومتی مهسا (ژینا) امینی، حکومت بهجای قطع کامل اینترنت، از روشهای هدفمندتر استفاده کرد: مسدودسازی پیامرسانها و شبکههای اجتماعی پرکاربرد، قطع شبانه اینترنت تلفن همراه و اعمال خاموشی کامل ارتباطی در برخی مناطق مانند کردستان. همزمان، استفاده از فناوریهای تشخیص چهره و نظارت دیجیتال افزایش یافت. بر اساس گزارشهای حقوق بشری، صدها نفر کشته و هزاران نفر بازداشت شدند. این دوره نشان داد که سرکوب دیجیتال ایران هدفمندتر و مبتنی بر فناوریهای پیشرفتهتر شده است.
دیماه ۱۴۰۴
در تازهترین موج اعتراضات، قطع اینترنت گستردهتر و شدیدتر از دورههای پیشین اعمال شد. از ۱۸ دی ۱۴۰۴، ارتباطات اینترنتی و تلفنی در بخش بزرگی از کشور مختل یا قطع شد و همزمان تلاش سازمانیافتهای برای مختلسازی اینترنت ماهوارهای صورت گرفت. برآوردها از کشته شدن هزاران نفر و بازداشتهای گسترده حکایت دارد، هرچند به دلیل قطع ارتباطات، دسترسی به آمار دقیق ممکن نیست.
چرا قطع اینترنت مؤثر است؟
تجربه این سه دوره نشان میدهد قطع یا محدودسازی اینترنت برای حکومت ایران کارکردی چندلایه دارد:
نخست، هماهنگی و سازماندهی معترضان را مختل میکند؛ دوم، انتشار تصاویر و شواهد نقض حقوق بشر را به حداقل میرساند؛ و سوم، با ایجاد انزوای ارتباطی، فضای ترس و بیاطلاعی را تشدید میکند. این الگو نمونهای روشن از استبداد دیجیتال است که با الهام از مدل چینی و با استفاده از فناوریهای وارداتی تقویت شده است.
تهدیدی فراتر از ایران
همکاری چین و ایران بخشی از یک روند گستردهتر «استبداد شبکهای» است که کشورهایی مانند روسیه و کره شمالی نیز در آن نقش دارند. در این چارچوب، چین نهتنها ابزارهای فنی سرکوب را صادر میکند، بلکه با ترویج مفهوم «حاکمیت سایبری»، به دولتها کمک میکند نقض سیستماتیک حقوق بشر را تحت عنوان حاکمیت ملی توجیه کنند.
بدون فشار بینالمللی هدفمند بر زنجیره تامین این فناوریها و حمایت عملی از دسترسی آزاد به اینترنت، این چرخه سرکوب دیجیتال همچنان تکرار خواهد شد.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال، زندان بسیاری از شهرها به دلیل تعداد بالای بازداشت معترضان با کمبود امکانات و مراقبتهای بهداشتی مواجه شدهاند. این موضوع سلامت و جان معترضان را در خطر قرار داده است.
یک مقام نظامی زن در استان گلستان گفت از نیمه دیماه و در اعتراضات بازداشت و حبس ناگهانی چند صد کودک دختر آغاز شده که به گفته او، بخشی همچنان ادامه دارد و زندان گرگان را با کمبود شدید فضا، امکانات غذایی، بهداشتی و پوششی و نیز کمبود نیروی زندانبان روبهرو کرده است.
این مقام که از مسئولان زندان گرگان به شمار میرود گفت ازدحام و شرایط ناهنجار محیط، بهویژه برای دخترانی که برخی از آنها مضروب و مجروح بودهاند، پیامدهای جدی پزشکی و روانپزشکی داشته است. به گفته او، ترس و افسردگی گسترده در میان بازداشتشدگان موجب بروز مکرر مشکلات جسمی، از جمله خونریزیهای شدید قاعدگی شده، در حالیکه زندان اقلام ضروری مانند نوار بهداشتی را به تعداد کافی در اختیار نداشته است.
این منبع همچنین تاکید میکند که سالهاست آمار دقیق ورودی، خروجی و جمعیت زندانها بهطور آگاهانه منتشر نمیشود.
خبرگزاری رویترز گزارش داد تصاویر ماهوارهای نشان میدهد که با افزایش تنش بین واشینگتن و تهران، نیروهای آمریکایی در پایگاه العدید در قطر موشکهای پاتریوت را در پرتابگرهای متحرک قرار دادهاند. پایگاه العدید، بزرگترین پایگاه نظامی ایالات متحده در خاورمیانه است.
رویترز نوشت تصمیم به قرار دادن موشکهای پاتریوت در پرتابگرهای متحرک، به این معنی است که آنها میتوانند به سرعت برای حمله مورد استفاده قرار گیرند یا در صورت حمله جمهوری اسلامی برای دفاع از پایگاه العدید عمل کنند.
این خبرگزاری اشاره کرد که دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، همزمان با ادامه مذاکرات، تهدید کرده است که ایران را به دلیل برنامههای هستهای و موشکهای بالستیک، حمایت از گروههای نیابتی در خاورمیانه و سرکوب مخالفانش در داخل ایران بمباران خواهد کرد.
سپاه پاسداران نیز هشدار داده است که در صورت حمله به خاک ایران، میتواند علیه هر پایگاه آمریکا [در منطقه] اقدام تلافیجویانه انجام دهد.
پایگاههای آمریکا در عراق، اردن، کویت، عربستان سعودی، قطر، بحرین، امارات متحده عربی، عمان، ترکیه و جزیره دیگو گارسیا در اقیانوس هند مستقر هستند.
ویلیام گودهیند، تحلیلگر، به رویترز گفت که بر اساس تصاویر ماهوارهای در اوایل ماه فوریه، موشکهای پاتریوت در العدید، در حالی که روی کامیونهای تاکتیکی سنگین مستقر هستند، قابل مشاهده بودند.
او افزود: «این اقدام، به پاتریوتها تحرک بسیار بیشتری میدهد، به این معنی که میتوان آنها را به یک سایت جایگزین منتقل کرد یا با سرعت بیشتری موقعیت آنها را تغییر داد.»
رویترز نوشت که سخنگوی پنتاگون برای اظهار نظر در این مورد در دسترس نبود.
در گزارش این خبرگزاری به سخنان مقامهای جمهوری اسلامی اشاره شده است که پس از جنگ ۱۲ روزه، ذخایر موشکی خود را به میزان قبل بازگردانده است.
رویترز اشاره کرد که جمهوری اسلامی دارای مجتمعهای موشکی زیرزمینی در نزدیکی تهران و همچنین در کرمانشاه، سمنان و نزدیک ساحل خلیج فارس است.
تغییرات در پایگاههای آمریکا در خاورمیانه
در گزارش رویترز به تغییرات در پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه اشاره شده و آمده است که در العدید قطر، تصاویر گرفته شده در اول فوریه، یک هواپیمای شناسایی آرسی-۱۳۵، سه هواپیمای سی-۱۳۰ هرکولس، ۱۸ هواپیمای سوخترسان کیسی ۱۳۵، و هفت هواپیمای سی-۱۷ را نشان میداد.
همچنین ۱۰ سیستم دفاع هوایی پاتریوت در پرتابگرها مستقر شده بودند.
در یک بخش از پایگاه موفق در اردن هم تصاویر مربوط به دوم فوریه نشان میداد که ۱۷ هواپیمای تهاجمی اف-۱۵ ای، هشت هواپیمای آی-۱۰، چهار هواپیمای سی-۱۳۰ و چهار هلیکوپتر مستقر شده بودند.
همچنین تصاویر مربوط به مکان دوم در موفق در همان روز، یک هواپیمای سی-۱۷، یک هواپیمای سی-۱۳۰ و همچنین چهار هواپیمای جنگ الکترونیک ایآی-۱۸ جی را نشان میداد. یک هفته قبل از آن، هیچ هواپیمایی مشاهده نشده بود.
در پایگاه شاهزاده سلطان در عربستان سعودی نیز تصاویر مربوط به دوم فوریه، یک هواپیمای سی-۵ گالاکسی و یک هواپیمای سی-۱۷ را نشان میداد.
بر اساس تصاویر ماهوارهای ششم فوریه، هفت فروند هواپیمای بیشتر نسبت به ۳۱ ژانویه در پایگاه دیگو گارسیا در اقیانوس هند مشاهده شده بود.
این تحول در حالی گزارش شده است که رییسجمهوری آمریکا در گفتوگو با کانال ۱۲ اسرائیل که سهشنبه ۲۱ بهمن منتشر شد، گفت اگر دستیابی به توافق با ایران ممکن نباشد، واشینگتن آماده است همانند «جنگ ۱۲ روزه» خرداد گذشته علیه ایران اقدام نظامی انجام دهد.
او گفت: «ایرانیها واقعا میخواهند به یک توافق برسند. یا توافق میکنیم یا مجبور میشویم کاری بسیار سخت انجام دهیم؛ مثل دفعه قبل.»
رییسجمهوری آمریکا گفت: «این مذاکرات کاملا با دفعه قبل فرق دارد. ایرانیها فکر نمیکردند ما به آنها حمله کنیم و ریسک بزرگی کردند.»
ترامپ با تاکید بر تمایل خود به رسیدن به توافق، همزمان به تقویت حضور نظامی آمریکا در منطقه اشاره کرد.
بر اساس گزارشها، رییسجمهوری آمریکا در حال بررسی اعزام یک ناو هواپیمابر دیگر به خاورمیانه، بههمراه گروه رزمی آن، است؛ اقدامی که میتواند توان واکنش سریع واشینگتن در صورت شکست مذاکرات را افزایش دهد.
مهدی آقارضایی، کارگر ۲۳ ساله، متولد و ساکن شهر صدرا از توابع شیراز، جمعه ۱۹ دیماه در جریان اعتراضات این شهر در بلوار دانش و مقابل درمانگاه فرزانگان، با شلیک مستقیم یک تکتیرانداز به سرش کشته شد.
پیکر او شش روز بعد، ۲۵ دیماه، در بیمارستان پیوند اعضای شیراز پیدا شد.
مهدی کارگر یک کارگاه درب و پنجرهسازی در شهر صدرا بود و چند ماه پیش از کشتهشدن، دوره سربازیاش را به پایان رسانده بود. او دوست نزدیک و همکلاسی محمد داستانخواه بود؛ نوجوانی که در ۱۵ سالگی و در جریان سرکوب خونین اعتراضات آبان ۹۸ در شهر صدرا کشته شد. پس از کشتهشدن محمد، مهدی به فعالیتهای سیاسی گرایش پیدا کرد و در جنبش «زن، زندگی، آزادی» فعال بود. به گفته نزدیکانش، او پیشتر گفته بود: «اگر مثل محمد کشته شدم، نگذارید فراموش شوم.»
بر اساس اطلاعات رسیده، همزمان با کشتهشدن مهدی آقارضایی در بلوار دانش، مرد جوان دیگری به نام رضا حبیبی، گلفروش، و یک مرد و یک زن دیگر که هویت آنها مشخص نشده است نیز کشته شدهاند.
در روزهایی که جامعه ایران با فشار و دردهای عمیق از دست دادن بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ شهروند و بازداشت هزاران نفر دیگر دستوپنجه نرم میکند، ایستادن در کنار مردم هزینه دارد؛ هزینهای که نهادهای حکومتی و رسانههای وابسته، بلافاصله فاکتور آن را صادر میکنند.
سروش رفیعی، کاپیتان باتجربه پرسپولیس، به دلیل انجام مسوولیت اجتماعی و بیان واقعیتهایی که در عمق جان جامعه جریان دارد، هدف حملهای همهجانبه و سازمانیافته حکومتی قرار گرفت. او پس از بازی با چادرملو، با ادبیاتی متین اما گزنده، به توهین مجری صداوسیمای جمهوری اسلامی به پیکر جاویدنامان راه آزادی واکنش نشان داد و گفت: «دردهای کوچک کمحرف هستند و دردهای بزرگ، لال. من دیگر لال شدهام. کاش مجریهای صداوسیما هم لال میشدند.» او با نقد نمکپاشیدن مجریان حکومتی بر زخم مردم، مستقیما صداوسیمای جمهوری اسلامی را هدف قرار داد.
شجاعت رفیعی آنجا تکمیل شد که صادقانه از حال خراب جامعه و بیمیلی به فوتبال در استادیومهای خالی و فضای خفقانزده گفت: «ما هم مجبوریم و بازی میکنیم.» این جملات، ویترین فریبنده عادیسازی را که جمهوری اسلامی تلاش دارد از طریق فوتبال به نمایش بگذارد، فرو ریخت.
این اظهارات به مذاق سرکوبگران خوش نیامد و بازوهای رسانهای حکومت فعال شدند. محمدحسین میثاقی، مجری برنامه فوتبال برتر، در قاب تلویزیون با ادبیاتی تهاجمی به کاپیتان محبوب پرسپولیس تاخت و گفت: «اگر نمیخواهی، بنشین خانه و بازی نکن.» جملات میثاقی یادآور سخنان همکارش، زینب ابوطالبی، مجری شبکه افق، بود که گفت: «هر کسی اعتقاد ندارد، جمع کند و از ایران برود.»
خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه، به سراغ محمد برزگر، بازیکن پیشین پرسپولیس، رفت و در گفتوگو با او تلاش کرد انتقادهای فنی را به مسایل سیاسی گره بزند و با ادبیاتی عامهپسند، قراردادهای مالی را به چماقی علیه «شرف و وجدان» سروش رفیعی تبدیل کند.
خبرگزاری دانشگاه آزاد اسلامی (آنا) نیز در یادداشتی، تلاش کرد تعهد حرفهای سروش رفیعی را زیر سوال ببرد. آنا با فرار رو به جلو، اشتباهات فوتبالی را به «ذهنی که جای دیگری سیر میکند» نسبت داد تا به دیگر ورزشکاران پیام دهد: «اگر از مردم بگویید، امنیت حرفهای شما را نابود میکنیم.»
حمله به سروش رفیعی، حمله به یک فرد نیست؛ بلکه تلاشی برای خاموش کردن صدای ورزشکارانی است که کنار مردم ایستادند و نخواستند بخشی از پروژه عادیسازی باشند. حکومتی که از محبوبیت چهرههای مردمی هراس دارد، اکنون با ابزار «تخریب شخصیت» و «فشار رسانهای» به تقابل با کاپیتانی رفته است که ترجیح داد به جای سکوت، آینه تمامنمای حال خراب مردمش باشد.
انقلاب ملی ایرانیان تنها بهدلیل گستره جغرافیایی و عدد بالای کشتهشدگان در حافظه جمعی ثبت نشد. از جمله مواردی که این رویداد را از دورههای پیشین متمایز کرده است، حضور گسترده اعضای خانوادهها در کنار یکدیگر در خیابانها و در نتیجه، گاه کشتهشدن همزمان چند عضو یک خانواده بوده است.
در جریان سرکوب معترضان در انقلاب ملی ایرانیان، پدر و فرزند، خواهر و برادر، زوجها و حتی سه عضو یک خانواده همزمان یا در فاصله چند ساعت هدف تیراندازی قرار گرفتند.
برخلاف اعتراضات گذشته که بسیاری از جوانان بهتنهایی و گاه بدون اطلاع خانوادهها شرکت میکردند، اینبار خانوادهها با هم به خیابان آمدند؛ پدر و دختر، مادر و فرزند، دو برادر، زوجها و حتی چند نسل در کنار هم.
تصاویر منتشرشده نیز از حضور کودکان، زنان باردار، میانسالان و حتی افراد دارای معلولیت در تجمعها حکایت دارند. اما شدت استفاده از سلاح گرم و تیراندازی مستقیم به سوی جمعیت، در موارد متعددی باعث شد چند عضو یک خانواده همزمان هدف قرار گرفته و کشته شوند.
بر اساس اطلاعاتی که تاکنون از سوی ایراناینترنشنال تایید شده است، شمار قابل توجهی از خانوادهها بیش از یک عضو خود را در جریان سرکوب روزهای ۱۸، ۱۹ و ۲۰ دیماه از دست دادهاند.
با توجه به قطع ارتباطات، فشارهای امنیتی بر خانوادهها و دفنهای پنهانی، برآورد میشود ابعاد واقعی این فاجعه بسیار گستردهتر از موارد تاییدشده باشد.
در ادامه، روایتهای مربوط به برخی خانوادهها آمده است که چند عضوشان در دیماه ۱۴۰۴ کشته شدند.
دو برادر؛ رضا و رسول کدیوریان
در کرمانشاه، خانواده کدیوریان از اقلیت یارسان، در فاصله یک روز، هر دو فرزند خود را از دست داد. رضا کدیوریان، ۲۰ ساله، ۱۳ دیماه در جریان تیراندازی نیروهای سپاه پاسداران در محل جان باخت.
برادرش رسول کدیوریان، ۱۷ ساله، در همان حادثه زخمی شد، اما شدت جراحات به حدی بود که روز بعد در بیمارستان طالقانی جان خود را از دست داد.
گفته میشود این دو برادر کارگر ساختمان بودند و برای تامین معاش خانواده کار میکردند.
از راست به چپ: رسول کدیوریان، ۱۷ ساله، و رضا کدیوریان، ۲۰ ساله
وقتی کمک به برادر به مرگ انجامید؛ حمید و وحید ارزانلو
شامگاه ۱۹ دی در تهرانپارس، حمید و وحید ارزانلو، دو برادر و از فعالان شناختهشده صنعت مبلمان، هدف تیراندازی قرار گرفتند و حمید بر اثر اصابت گلوله به سر بهشدت مجروح شد.
وحید که برای کمک به برادرش به محل حادثه رفته بود، با دو گلوله به ناحیه گردن هدف قرار گرفت و جان خود را از دست داد.
از راست به چپ: وحید ارزانلو و حمید ارزانلو
دو پسرعمو در پاسداران؛ ماهان و امیررضا حیدری
در منطقه پاسداران تهران، امیررضا حیدری، ۱۹ ساله، و پسرعمویش ماهان حیدری، ۲۱ ساله، ۱۸ دیماه کشته شدند.
ماهان دانشجوی رشته کامپیوتر و تکواندوکای حرفهای بود.
خانواده او تا دو روز از سرنوشتش بیخبر بودند تا وقتی پدر و برادرش پیکر او را در کهریزک شناسایی کردند.
از راست به چپ: ماهان حیدری و امیررضا حیدری
سه مرد از یک خانواده؛ پرونده تیموریراد
در فردیس کرج، ۱۹ دیماه، سه عضو از یک خانواده هدف تیراندازی قرار گرفتند: امید تیموریراد، ۴۷ ساله، پسرش آرمین، ۱۹ ساله، و برادرش امیر، ۴۲ ساله.
هر سه این تیموریرادها در جریان سرکوب اعتراضات بر اثر اصابت گلوله کشته شدند و یک خانواده، در فاصله چند ساعت، سه عضو خود را از دست داد.
از راست به چپ: آرمین تیموریراد، امیر تیموریراد و امید تیموریراد
پدر و پسر در اسلامشهر؛ مهدی و مانی شفیعی
مهدی شفیعی، ۴۱ ساله، و پسرش مانی شفیعی، در اسلامشهر هدف تیراندازی ماموران قرار گرفتند و جان خود را از دست دادند.
پیکر این پدر و پسر برای خاکسپاری به روستای چنارشیخ از توابع اسدآباد همدان منتقل شد.
از راست به چپ: مهدی شفیعی و مانی شفیعی
زوج بوشهری؛ بهروز منصوری و منصوره حیدری
در بوشهر، بهروز منصوری، ۴۲ ساله و کارمند اداره فنی و حرفهای، همراه همسرش منصوره حیدری، ۳۶ ساله، سرپرستار و مدیر بخش بحران بیمارستان سلمان فارسی، ۱۸ دیماه هدف تیراندازی قرار گرفتند.
بهروز با اصابت گلوله به پیشانی و منصوره با اصابت گلوله به قلب جان باختند. این زوج دو فرزند ۹ و ۱۱ ساله داشتند و پیکر آنها پس از چهار روز، همراه با هشدار به خانواده برای سکوت در مراسم، تحویل داده شد.
از راست به چپ: بهروز منصوری و منصوره حیدری
خانواده سهنفره در کرج؛ بیژن، زهرا و دانیال مصطفوی
در کرج، ۱۹ دیماه، بیژن مصطفوی، همسرش زهرا بنیعامریان و فرزندشان دانیال، هدف تیراندازی قرار گرفتند و هر سه جان خود را از دست دادند.
اعضای این خانواده در زمان وقوع حادثه داخل خودروی شخصی خود حضور داشتند و در جریان اعتراضات، خودروی آنها از سوی ماموران حکومتی به رگبار گلوله بسته شد.
داود مصطفوی، پسر بزرگتر خانواده، نیز هنگام تیراندازی در خودرو حضور داشت و با وجود اصابت گلوله، زنده ماند.
از راست به چپ: دانیال مصطفوی، زهرا بنیعامریان و بیژن مصطفوی
پدر پس از پسر؛ بهزاد و حمیدرضا علیزاده
در فردیس کرج، حمیدرضا علیزاده، ۲۵ ساله، با شلیک مستقیم کشته شد.
پس از آن، پدرش بهزاد علیزاده، ۴۹ ساله، نیز هدف گلوله قرار گرفت و جان باخت.
گزارشها حاکی است پیکرها برای دفن به «بیبی سکینه» منتقل شد و برای تحویل آنها از خانواده مبلغی دریافت کردند.
از راست به چپ: بهزاد علیزاده و حمیدرضا علیزاده
زوج جوان تهرانپارس؛ مریم و مجید صالحی سیاوشانی
مریم و مجید صالحی سیاوشانی، زوج جوان، شب ۱۸ دیماه در تهرانپارس هدف تیراندازی قرار گرفتند. مریم در محل جان باخت و همسرش مجید که برای محافظت از او خود را روی پیکرش انداخته بود، بهشدت مجروح شد.
او یک روز بعد در بیمارستان بر اثر شدت جراحات جان خود را از دست داد. پیکر مجید از کهریزک تحویل خانواده شد و مراسم خاکسپاری این زوج ۲۱ دیماه در «بهشت زهرا» برگزار شد.
از راست به چپ: مریم صالحی و مجید صالحی
پدر و دختر مشهدی؛ علی و شیوا جاوید
علی جاوید، همراه دختر ۱۸ سالهاش شیوا جاوید در اعتراضات ۱۸ دیماه منطقه هفتتیر مشهد حضور داشت. علی را با شلیک گلوله کشتند و شیوا در جریان اعتراضات ناپدید شد.
پس از ۱۰ روز، با خانواده تماس گرفتند و پیکر شیوا تحویل داده شد. علت مرگ، ضربه مغزی اعلام شد.
این پدر و دختر در آرامگاه «بهشت رضا» در کنار یکدیگر به خاک سپرده شدند.
شیوا بهتازگی دیپلم گرفته و در رشته معماری ثبتنام کرده بود.
از راست به چپ: علی جاوید و شیوا جاوید
دو برادر نوجوان؛ امیرحسین و آرین عشقی
امیرحسین عشقی، ۱۹ ساله، و برادرش آرین عشقی، ۱۴ ساله، در اعتراضات ۱۸ دیماه حضور داشتند. امیرحسین در مقابل کلانتری یافتآباد هدف گلوله قرار گرفت و پس از آن نیز دو گلوله دیگر به قلبش شلیک شد.
پیکر او جمعه ۲۰ دیماه در «بهشت زهرا» به خاک سپرده شد.
یک روز پس از خاکسپاری، به خانواده اطلاع داده شد که آرین نیز کشته شده است.
پیکر او پس از دو روز مفقودی در کهریزک پیدا و تحویل خانواده شد.
گفته شده است که تحویل پیکرها مشروط به اعلام بسیجی بودن آنها بوده است.
از راست به چپ: آرین عشقی و امیرحسین عشقی
پدر و پسر در کرمان؛ روحالله و امیرعلی احمدی
روحالله احمدی، ۴۰ ساله، و پسرش امیرعلی احمدی، ۱۸ ساله، شامگاه ۱۸ دیماه در کرمان بر اثر شلیک گلوله ماموران حکومتی جان خود را از دست دادند.
بر اساس گزارشها، امیرعلی ابتدا هدف تیراندازی قرار گرفت و دقایقی بعد به پدر او نیز شلیک شد.
روحالله احمدی به جز امیرعلی، پدر دو فرزند دیگر بود: یک دختر شش ساله و یک پسر ۱۰ ساله.
از راست به چپ: امیرعلی احمدی و روحالله احمدی
پدری که برای کمک رفت؛ حسین و علی جوانبخت
حسین جوانبخت و پسرش علی جوانبخت، ۱۹ ساله، ۱۸ دیماه در فرخشهر استان چهارمحال و بختیاری هدف تیراندازی قرار گرفتند و جان خود را از دست دادند.
بر اساس گزارشها، علی ابتدا هدف شلیک قرار گرفت و پدر او که برای کمک به فرزندش رفت، با شلیک مستقیم گلوله کشته شد.
از راست به چپ: حسین جوانبخت و علی جوانبخت
زوج جوان؛ مرتضی ذومپوش و سمیه رضایی
مرتضی ذومپوش و سمیه رضایی، زوج همدانی بودند که شامگاه ۱۸ دیماه، در میدان دانشگاه همدان با شلیک مستقیم و سپس باتون به آنها حمله میکنند.
از این زوج جوان، یک کودک پسر به جای مانده است.
از راست به چپ: مرتضی ذومپوش و سمیه رضایی
به همراه مادرش، نیامده رفت
زیبا دستجردی، ۳۳ ساله، در اعتراضات ۱۹ دیماه در نیشابور در حالی که سه ماهه باردار بود، بر اثر شلیک ماموران کشته شد.
زیبا، مادر یک دختر هشت ساله نیز بود.
زیبا دستجردی
دو داغ در دو اعتراض؛ خانواده شوش
عماد شوش، باریستا، ۱۸ دیماه بر اثر اصابت مستقیم گلوله در لاهیجان جان خود را از دست داد.
پیشتر نیز برادر او، علی شوش، در جریان اعتراضات چهلم مهسا امینی در سال ۱۴۰۱ در اصفهان، بر اثر ضربات باتون کشته شده بود.
مادر این دو پس از کشته شدن علی گفته بود: «از خون پسرم نمیگذرم.»