آمریکا پرداخت اولیه بدهی چند میلیارد دلاری به سازمان ملل را آغاز میکند
ایالات متحده قصد دارد در هفتههای آینده نخستین بخش از بدهی چندمیلیارد دلاری خود به سازمان ملل متحد را پرداخت کند؛ اقدامی که در شرایط هشدارآمیز مالی این نهاد بینالمللی و همزمان با تاکید واشینگتن بر ضرورت اصلاحات ساختاری در سازمان ملل انجام میشود.
مایک والتز، نماینده آمریکا در سازمان ملل، در گفتوگو با خبرگزاری رویترز اعلام کرد که دولت ایالات متحده بهزودی یک «پرداخت اولیه قابل توجه» را بهعنوان بخشی از حق عضویتهای معوق خود انجام خواهد داد. به گفته او، رقم نهایی این پرداخت هنوز تعیین نشده، اما این پیشپرداخت طی چند هفته آینده انجام میشود و بخشی از بدهیهای انباشته آمریکا به سازمان ملل را پوشش خواهد داد.
این اظهارات در حالی مطرح میشود که آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، دو هفته پیش نسبت به وضعیت مالی این سازمان هشدار داد و اعلام کرد که سازمان ملل به دلیل عدم پرداخت حق عضویتها، بهویژه از سوی ایالات متحده، در آستانه «فروپاشی مالی قریبالوقوع» قرار گرفته است.
بر اساس اعلام مقامهای سازمان ملل، ایالات متحده تا اوایل فوریه بیش از ۲ میلیارد و ۱۹۰ میلیون دلار به بودجه عادی این نهاد بدهکار بوده که بیش از ۹۵ درصد کل بدهیهای این بخش را شامل میشود. علاوه بر آن، آمریکا حدود ۲.۴ میلیارد دلار بابت ماموریتهای صلحبانی جاری و گذشته و ۴۳.۶ میلیون دلار بابت دادگاههای بینالمللی سازمان ملل بدهی دارد.
در ۳۰ دسامبر، مجمع عمومی سازمان ملل بودجه عادی سال ۲۰۲۶ را به مبلغ ۳.۴۵ میلیارد دلار تصویب کرد. این بودجه هزینههای اداره دفاتر سازمان ملل در سراسر جهان، از جمله مقر نیویورک، حقوق کارکنان، برگزاری نشستها و فعالیتهای توسعهای و حقوق بشری را تامین میکند.
بحران مالی سازمان ملل در حالی تشدید شده که ایالات متحده در دوران ریاستجمهوری دونالد ترامپ از بسیاری از سازوکارهای چندجانبه فاصله گرفته است. بدهیهای آمریکا به سازمان ملل در این دوره بهطور چشمگیری افزایش یافته، هرچند سابقه عقبافتادن واشینگتن از پرداخت حق عضویتهای خود به این نهاد به دههها پیش بازمیگردد. مقامهای سازمان ملل اعلام کردهاند که آمریکا سال گذشته هیچ پرداختی به بودجه عادی نداشته و بابت آن ۸۲۷ میلیون دلار بدهکار است و همچنین ۷۶۷ میلیون دلار دیگر نیز برای سال ۲۰۲۶ بدهی دارد.
در همین حال، ترامپ روز سهشنبه لایحهای را امضا کرد که شامل اختصاص ۳.۱ میلیارد دلار برای پرداخت حق عضویت ایالات متحده به سازمان ملل و دیگر سازمانهای بینالمللی است. والتز گفت پرداخت اولیه مورد نظر دولت آمریکا بهطور کلی برای کاهش بدهیهای معوق انجام میشود و همزمان نشانهای از بهرسمیت شناختن برخی اصلاحاتی است که در سازمان ملل آغاز شده است.
او با اشاره به برنامه اصلاحات «UN80» که از سوی دبیرکل سازمان ملل مطرح شده، گفت آمریکا از این روند حمایت میکند، اما تاکید کرد که این اصلاحات «کافی نیست» و باید ادامه یابد. والتز افزود هدف واشینگتن بازگرداندن سازمان ملل به ماموریتهای اصلی خود، بهویژه در حوزه صلح و امنیت، و افزایش کارآمدی این نهاد است.
نماینده آمریکا همچنین از آنچه «محبت سختگیرانه» خواند سخن گفت و تصریح کرد که مدل کنونی تامین مالی و عملکرد سازمان ملل برای بسیاری از کشورها پایدار نیست. به گفته او، کاهش موازیکاری، ادغام ساختارهای اداری و لجستیکی و کوچکسازی بوروکراسی گسترده سازمان ملل از جمله محورهای اصلی اصلاحات مورد نظر ایالات متحده است.
در همین حال، دبیرکل سازمان ملل ماه گذشته هشدار داده بود که این سازمان ممکن است تا ماه ژوئیه با کمبود شدید نقدینگی روبهرو شود. او همچنین به قاعدهای اشاره کرد که سازمان ملل را ملزم میکند هر سال مبالغ قابل توجهی از حق عضویتهای پرداختنشده را به کشورها بازگرداند؛ موضوعی که به گفته والتز باید از سوی کشورهای عضو اصلاح شود.
والتز همچنین اعلام کرد بخشی از بدهیهای آمریکا در حوزه صلحبانی ناشی از ناهماهنگی میان ارزیابیهای مالی سازمان ملل و محدودیتهای قانونی پرداخت در آمریکا است و این موضوع قرار است در دور بعدی مذاکرات درباره سهمیههای مالی کشورها بررسی شود.
کاخ سفید اعلام کرد دونالد ترامپ روز جمعه ۱۷ بهمن با امضای یک فرمان اجرایی تازه، وضعیت «اضطرار ملی» علیه ایران را تمدید و همزمان سازوکاری جدید برای اعمال تعرفه بر کشورهایی که با ایران دادوستد اقتصادی دارند، ایجاد کرد.
در بخشی از فرمان اجرایی تازه ترامپ، ريیسجمهوری آمریکا با استناد به دریافت اطلاعات جدید از مقامهای ارشد ایالات متحده اعلام کرده است که وضعیت اضطراری ملی علیه ایران، که نخستینبار با فرمان اجرایی ۱۲۹۵۷ برقرار شد و در سالهای بعد گسترش یافت، همچنان به قوت خود باقی است. بر اساس این فرمان، دولت آمریکا تاکید میکند که اقدامات و سیاستهای حکومت ایران همچنان «تهدیدی غیرمعمول و فوقالعاده» علیه امنیت ملی، سیاست خارجی و اقتصاد ایالات متحده به شمار میرود؛ تهدیدی که منشأ آن بهطور کامل یا عمده در خارج از خاک آمریکا قرار دارد و توجیهکننده تداوم و تشدید اقدامات تنبیهی و محدودکننده علیه تهران است.
بر اساس این فرمان که با هدف حفاظت از امنیت ملی، سیاست خارجی و اقتصاد آمریکا صورت گرفته است، ایالات متحده میتواند بر واردات هر کشوری که بهطور مستقیم یا غیرمستقیم هرگونه کالا یا خدماتی از ایران خریداری، وارد یا تحصیل کند، تعرفههای اضافی اعمال کند. کاخ سفید اعلام کرده است این سازوکار، دامنه فشار اقتصادی بر ایران و شبکههای تجاری مرتبط با آن را بهطور قابل توجهی گسترش میدهد.
مطابق متن فرمان اجرایی، رییسجمهوری آمریکا این اختیار را دارد که در صورت تغییر شرایط، اقدام تلافیجویانه طرف مقابل، یا در صورتی که ایران یا کشورهای ذینفع گامهای معناداری برای رفع وضعیت اضطراری ملی بردارند و در حوزههای امنیتی، سیاسی و اقتصادی با واشینگتن همسو شوند، مفاد این فرمان را اصلاح یا تعدیل کند.
اجرای این نظام تعرفهای به وزارت امور خارجه، وزارت بازرگانی و نماینده تجاری ایالات متحده واگذار شده و این نهادها مجاز شدهاند برای اجرای کامل فرمان، تمامی اقدامات لازم از جمله تدوین مقررات و دستورالعملهای اجرایی را انجام دهند.
کاخ سفید در توضیح زمینههای این تصمیم، ایران را به پیگیری توانمندیهای هستهای، توسعه برنامه موشکهای بالستیک، حمایت از تروریسم و نقشآفرینی بیثباتکننده در منطقه متهم کرده و این اقدامات را تهدیدی مستقیم علیه امنیت آمریکا، متحدانش و منافع ایالات متحده دانسته است. در بیانیه کاخ سفید، ایران «بزرگترین حامی دولتی تروریسم در جهان» توصیف شده که از گروهها و شبهنظامیان نیابتی در سراسر خاورمیانه حمایت میکند؛ گروههایی که به گفته واشینگتن مسئول کشته و زخمی شدن شهروندان آمریکایی بوده و همچنان نیروهای آمریکا و متحدان منطقهای را هدف قرار میدهند.
در این بیانیه همچنین به آنچه «سوءمدیریت ساختاری منابع ایران» خوانده شده اشاره شده و تاکید شده است که حکومت ایران منابع مالی خود را صرف برنامههای هستهای و موشکی کرده، در حالی که زیرساختهای کشور و وضعیت معیشتی مردم با بحرانهای جدی روبهرو است. کاخ سفید همچنین سرکوب خونین اعتراضات داخلی، کشته شدن هزاران معترض، نقض گسترده حقوق بشر و استفاده از خشونت برای حفظ قدرت را از جمله دلایل تداوم وضعیت اضطراری علیه ایران عنوان کرده است.
دولت آمریکا این مجموعه اقدامات را «تهدیدی غیرمعمول، فوقالعاده و مستمر» علیه ایالات متحده دانسته که به گفته واشینگتن، نیازمند پاسخی پایدار و تشدیدشده برای حفاظت از شهروندان آمریکایی، متحدان و منافع این کشور است.
در بخش دیگری از این گزارش، کاخ سفید بر رویکرد «اول آمریکا» دونالد ترامپ تاکید کرده و یادآور شده است که رییسجمهوری آمریکا بارها تصریح کرده اجازه نخواهد داد ایران به سلاح هستهای دست یابد. این موضع، به گفته کاخ سفید، ادامه همان سیاستهایی است که ترامپ در دوره نخست ریاستجمهوری خود دنبال کرد؛ از جمله خروج از توافق هستهای ایران، اعمال سیاست فشار حداکثری و قرار دادن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست سازمانهای تروریستی خارجی.
بر اساس این بیانیه، ترامپ پس از بازگشت به قدرت، فشار حداکثری بر ایران را احیا کرده تا تمامی مسیرهای دستیابی تهران به سلاح هستهای مسدود شود و نفوذ منطقهای ایران مهار گردد. کاخ سفید همچنین به عملیات «چکش نیمهشب» در ماه ژوئن اشاره کرده که به گفته دولت آمریکا، پس از خودداری ایران از رسیدن به توافق، با دستور ترامپ انجام شد و منجر به نابودی تاسیسات هستهای ایران و عقبنشینی جدی برنامه هستهای تهران شد.
در ادامه آمده است که رییسجمهور آمریکا اخیراً با اعزام یک «ناوگان عظیم نظامی» به منطقه، از حکومت ایران خواسته برای دستیابی به توافقی «عادلانه و منصفانه» و بدون سلاح هستهای وارد مذاکره شود و هشدار داده در غیر این صورت، تهران با پیامدهایی شدیدتر مواجه خواهد شد.
کاخ سفید در پایان تاکید کرده است که این رویکرد سختگیرانه محدود به ایران نیست و ترامپ در ماههای اخیر اقدامات مشابهی علیه دیگر دولتهای متخاصم با منافع امنیت ملی آمریکا انجام داده است؛ از جمله صدور دستور عملیات علیه نیکلاس مادورو در ونزوئلا و اعمال تعرفه بر کشورهایی که به کوبا نفت میرسانند. به گفته کاخ سفید، پیام این اقدامات روشن است: دیکتاتورها و دولتهای حامی تروریسم، در برابر سیاستهای ایالات متحده پاسخگو خواهند بود.
در آستانه مذاکرات تهران و واشینگتن در مسقط، هاآرتص گزارش داده است که تمرکز دولت ترامپ بر یک توافق محدود هستهای، نگرانی اسرائیل را افزایش داده و این بیم را ایجاد کرده که چنین توافقی به تثبیت حکومت ایران پس از سرکوب اعتراضات داخلی بینجامد، نه تغییر رفتار یا ساختار قدرت در تهران.
بر اساس این تحلیل، بحران میان ایران و آمریکا طی روزهای اخیر به سطحی از «لبه پرتگاه» رسیده است. جمهوری اسلامی ابتدا اعلام کرد دیدار نماینده ترامپ، استیو ویتکاف، با مقامهای ایرانی در عمان لغو شده، اما تنها ساعاتی بعد این تصمیم را پس گرفت. هرچند مذاکرات همچنان در دستور کار قرار دارد، اما بهنوشته هاآرتص، احتمال دستیابی به توافقی جامع بسیار اندک است؛ چرا که اختلافات اساسی میان دو طرف پابرجاست و حکومت ایران تمایلی به عقبنشینی نشان نمیدهد.
هاآرتص مینویسد آمریکا فعلاً از کنار تحریکات اخیر حکومت ایران در خلیج فارس و دریای عرب، از جمله اعزام پهپاد بهسوی شناورهای آمریکایی و تلاش برای توقیف نفتکش در تنگه هرمز، عبور کرده است. ترامپ همچنین با درخواست تهران برای انتقال محل مذاکرات از ترکیه به عمان و محدود شدن دامنه مشارکت کشورها موافقت کرده؛ اقدامی که از نگاه نویسنده، نشان میدهد کاخ سفید میخواهد مسیر دیپلماسی را- دستکم در کوتاهمدت - باز نگه دارد، حتی در حالی که آرایش گسترده نظامی آمریکا در نزدیکی ایران حفظ شده است.
به گزارش هاآرتص، خواستههای علنی واشینگتن بر توقف کامل برنامه هستهای ایران، خروج اورانیوم غنیشده از کشور و ممنوعیت دائمی غنیسازی داخلی متمرکز است. با این حال، پیامهای آمریکا درباره دو موضوع کلیدی دیگر- برنامه موشکهای بالستیک و حمایت حکومت ایران از گروههای نیابتی - متناقض بوده؛ مسائلی که اسرائیل آنها را حیاتی میداند و بیم دارد در مذاکرات نادیده گرفته شوند.
این روزنامه اسرائیلی تاکید میکند که حکومت ایران بهدنبال خرید زمان و کاهش تحریمهاست؛ تحریمهایی که اقتصاد کشور را بهشدت تضعیف کرده و جرقه اعتراضات گسترده دی ماه را زد، اعتراضاتی که با سرکوب خونین متوقف شد. هاآرتص با اشاره به ارزیابی نهادهای اطلاعاتی غربی مینویسد آمار قربانیان احتمالاً بین ۱۰ تا ۱۵ هزار نفر است.
پنجم بهمن ماه، شورای سردبیری ایراناینترنشنال در بیانیهای با استناد به مدارک و روایتهای تازه اعلام کرد ابعاد خشونت نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی در جریان انقلاب ملی فراتر از برآوردهای اولیه بوده و بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در این سرکوب هدفمند به دستور علی خامنهای، دیکتاتور تهران، کشته شدهاند.
در بخش دیگری از گزارش هاآرتص آمده است که تمرکز ترامپ بر توافق هستهای، عملاً خواسته معترضان ایرانی برای تغییر رژیم را نادیده میگیرد و حتی میتواند حکومت را تقویت کند؛ زیرا رفع تحریمها به تزریق منابع مالی تازه به تهران میانجامد. از دید مخالفان ایرانی، این رویکرد ممکن است ترامپ را بهعنوان رهبری ثبت کند که آنان را رها کرد- خیانتی که حتی از عملکرد باراک اوباما در قبال جنبش سبز ۱۳۸۸ نیز سنگینتر تلقی میشود.
هاآرتص مینویسد بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، آشکارا خواهان سرنگونی رژیم ایران است و این هدف را سالهاست تکرار میکند. با این حال، در شرایط کنونی به نظر میرسد ترامپ تنها به توافق هستهای میاندیشد، نه تغییر رژیم. در عین حال، نگرانی اصلی تلآویو آن است که حتی در صورت امضای توافقی سختگیرانه، ترامپ یا دولتهای پس از او ارادهای برای اجرای دقیق آن نداشته باشند.
این گزارش میافزاید اسرائیل در عرصه عمومی درباره بحران ایران سکوتی کمسابقه اختیار کرده، اما در محافل داخلی، بخش بزرگی از دولت و نهادهای امنیتی ترجیح میدهند روندها بهسمت اقدام نظامی آمریکا برود، نه توافق دیپلماتیک؛ هرچند مشخص نیست چنین اقدامی چگونه میتواند دوباره مردم ایران را به خیابانها بازگرداند.
در پایان، هاآرتص با انتقاد از ضعف ساختاری دولت ترامپ در بهرهگیری از دیپلماتها و کارشناسان مجرب مینویسد هر توافقی به کیفیت طراحی و اجرای آن وابسته است - و این همان نقطهضعفی است که میتواند هم در پرونده ایران و هم در سایر ابتکارهای دیپلماتیک آمریکا، از جمله غزه، به شکست بینجامد.
به گزارش شبکه سیانبیسی، قیمت نفت روز پنجشنبه در معاملات پرنوسان کاهش یافت؛ کاهشی که در پی توافق واشینگتن و تهران برای برگزاری مذاکرات در عمان و افزایش امیدها به کاهش تنش میان دو کشور رخ داد، هرچند اختلافها بر سر محورهای گفتوگو همچنان پابرجاست.
بر اساس این گزارش، نفت خام آمریکا در معاملات آسیایی با ۱.۴ درصد افت به ۶۴ دلار و ۲۶ سنت در هر بشکه رسید و شاخص جهانی برنت نیز با همین میزان کاهش، در سطح ۶۸ دلار و ۴۹ سنت معامله شد.
سیانبیسی مینویسد جمهوری اسلامی خواهان محدود ماندن مذاکرات به پرونده هستهای است، در حالی که ایالات متحده تلاش دارد موضوعاتی چون برنامه موشکی بالستیک تهران، حمایت از گروههای مسلح در منطقه و وضعیت حقوق بشر در ایران نیز در دستور کار قرار گیرد.
این در حالی است که اظهارات تند دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در روز چهارشنبه مبنی بر اینکه علی خامنهای «باید بسیار نگران باشد»، پیشتر موجب جهش حدود سه درصدی قیمت نفت شده بود. ترامپ ماه گذشته نیز هشدار داده بود در صورت عدم دستیابی به توافق هستهای، گزینه حمله نظامی به ایران را بررسی خواهد کرد و حتی از احتمال حمایت از معترضان داخلی سخن گفته بود.
تحلیلگران به سیانبیسی گفتهاند بازار نفت ممکن است بیش از اندازه به سیگنالهای دیپلماتیک واکنش نشان داده باشد؛ سیگنالهایی که میتوانند بهسرعت تغییر جهت دهند. سائول کاوونیک، رییس بخش تحقیقات انرژی در موسسه «ام.اس.تی مارکی» (MST Marquee)، گفته است تفکیک پیامهای متناقض درباره مذاکرات ایران دشوار است و این گفتوگوها میتوانند هم نشانه کاهش تنش باشند و هم صرفاً یک تاکتیک پیش از اقدام نظامی.
او تاکید کرده که با وجود افت اخیر قیمتها، ریسکهای بنیادی همچنان بالاست و استقرار گسترده نیروها و تجهیزات نظامی آمریکا و متحدانش در منطقه نشان میدهد احتمال حمله همچنان جدی است؛ موضوعی که باعث شده بازار نفت نوعی «حق بیمه ریسک» را در قیمتها لحاظ کند.
اندی لیپو، رییس شرکت «لیپو اویل اسوسیت» (Lipow Oil Associates)، نیز به سیانبیسی گفته است بازار نفت همچنان به ماهیت رفتوبرگشتی مذاکرات آمریکا و ایران واکنش نشان میدهد؛ امری که بازتاب بیاعتمادی عمیق میان دو طرف است. به گفته او، هرچند واشینگتن احتمالاً زیرساختهای نفتی ایران را مستقیماً هدف قرار نخواهد داد، اما خطر تشدید تنش میتواند از سوی تهران و از مسیر تهدید نفتکشها در تنگه هرمز بروز کند.
سیانبیسی یادآور میشود تنگه هرمز، که حدود یکپنجم نفت جهان روزانه از آن عبور میکند، همچنان یکی از مهمترین نقاط حساس بازار انرژی است و هرگونه اختلال در آن میتواند قیمتها را بهطور چشمگیری افزایش دهد.
تحلیلگران بانک سیتی نیز هشدار دادهاند که با وجود کاهش اخیر قیمتها، فشارهای افزایشی همچنان در بازار نهفته است. به گفته این بانک، نگرانی درباره سیاستهای آمریکا در قبال ایران و همچنین ابهام در مورد خرید نفت روسیه توسط هند، همچنان ریسک عرضه را بالا نگه داشته و معاملهگران برای پوشش ریسک افزایش قیمتها هزینه بیشتری میپردازند.
به گزارش واینت، همزمان با تایید ایران و آمریکا درباره برگزاری مذاکرات هستهای در عمان، مقامهای اسرائیلی احتمال دستیابی به توافق را ناچیز ارزیابی کردهاند و در واکنش، جلسه کابینه سیاسی-امنیتی این کشور را زودتر از موعد برگزار میکنند.
محور اصلی نگرانی اسرائیل، اصرار تهران بر محدود ماندن مذاکرات به پرونده هستهای و خودداری از گفتوگو درباره برنامه موشکی و فعالیتهای منطقهای است.
بر اساس این گزارش، عباس عراقچی وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی اعلام کرده است که مذاکرات روز جمعه ساعت ۱۰ صبح به وقت محلی در مسقط آغاز میشود. او با قدردانی از نقش عمان، تاکید کرده که ایران حاضر نیست دستورکار گفتوگوها را فراتر از موضوع هستهای گسترش دهد. مقامهای آمریکایی نیز متعاقباً برگزاری این مذاکرات را تایید کردهاند.
واینت مینویسد این تحولات در حالی رخ میدهد که گزارشهایی متناقض در آمریکا از لغو و سپس احیای مذاکرات منتشر شده بود. یک مقام ارشد کاخ سفید به شبکه الجزیره گفته است که پس از فشار رهبران عرب و مسلمان، مسیر مذاکرات دوباره هموار شده است.
در اسرائیل، جلسه کابینه سیاسی-امنیتی که قرار بود روز یکشنبه برگزار شود، بهطور ناگهانی جلو افتاد و به نوشته نشریه تایمز اسرائیل بعد از ظهر پنجشنبه ۱۶ بهمن در دفتر نخستوزیری در اورشلیم تشکیل خواهد شد. به گفته منابع اسرائیلی، ارزیابی این است که به دلیل شکافهای بنیادین میان طرفین، شانس توافق پایین است.
در همین حال، دونالد ترامپ ريیسجمهوری آمریکا در گفتوگویی تلویزیونی اعلام کرده تهران همچنان در حال مذاکره است، اما هشدار داده که علی خامنهای باید «بسیار نگران» باشد. ترامپ همچنین مدعی شده آمریکا تلاشهای حکومت ایران برای ایجاد یک تاسیسات هستهای جدید را شناسایی کرده و نسبت به آن هشدار داده است.
به نوشته واینت، رسانههای نزدیک به حکومت ایران تلاش کردهاند فضای داخلی را عادی نشان دهند. خبرگزاری تسنیم مدعی شده که آمریکا و اسرائیل در نهایت اصرار تهران برای بازگشت به چارچوب پیشین مذاکرات را پذیرفتهاند.
تحلیلگران نظامی و اطلاعاتی اسرائیل اما تاکید دارند اختلاف اصلی همچنان پابرجاست. حکومت ایران حاضر نیست درباره برنامه موشکهای بالستیک گفتوگو کند؛ برنامهای که آن را ستون اصلی دفاع خود میداند. در مقابل، اسرائیل و آمریکا این برنامه را تهدیدی راهبردی تلقی میکنند و معتقدند توافق هستهای بدون پرداختن به موضوع موشکی، دست حکومت ایران را از نظر نظامی باز میگذارد.
در این گزارش به تحلیل رون بنیشای، مفسر نظامی اسرائیلی، نیز اشاره شده است. او نوشته در این مرحله، نکته تازهای در مذاکرات دیده نمیشود جز این واقعیت که رهبر جمهوری اسلامی به وزیر امور خارجه اختیار انجام مذاکرات ماهوی نداده است. به گفته او، عراقچی احتمالاً مواضع ثابت تهران را تکرار میکند و تنها ممکن است درباره ایده قدیمی تشکیل کنسرسیوم منطقهای غنیسازی اورانیوم، با عضویت ایران، ابراز آمادگی محدودی داشته باشد.
واینت همچنین به ارزیابیهای اسرائیلی اشاره میکند که بر اساس آن، ایران شاید حاضر شود درباره کاهش بخشی از ذخایر اورانیوم با غنای بالا گفتوگو کند؛ از جمله رقیقسازی یا انتقال بخشی از آن به خارج از کشور، احتمالاً به روسیه.
در سطح دیپلماتیک، گزارش میگوید عراقچی پس از تایید رسمی مذاکرات، در تماسهای تلفنی با همتایان خود در مصر، عمان و قطر درباره این گفتوگوها رایزنی کرده است. همزمان، انتقال محل مذاکرات از ترکیه به عمان از نگاه تحلیلگران یک «پیروزی تاکتیکی محدود» برای تهران ارزیابی شده است.
به نوشته واینت، مارکو روبیو وزیر خارجه آمریکا گفته اگر ایران خواهان نتیجهای واقعی از مذاکرات است، باید موضوعاتی فراتر از پرونده هستهای، از جمله برنامه موشکی، حمایت از گروههای مسلح منطقهای و وضعیت حقوق شهروندان خود را نیز بپذیرد؛ مطالباتی که تهران آنها را رد کرده است.
در بخش دیگری از گزارش آمده است که واشینگتن از اسرائیل خواسته در جریان مذاکرات از اقدام نظامی یکجانبه خودداری کند. مقامهای اسرائیلی از هماهنگی «بسیار نزدیک» دو کشور خبر میدهند و به دیدارهای مکرر نظامیان و مسئولان اطلاعاتی میان واشینگتن و اورشلیم اشاره میکنند.
بر اساس این گزارش، بنیامین نتانیاهو در دیدار اخیر خود با مقامهای آمریکایی خطوط قرمز اسرائیل را بار دیگر مطرح کرده است؛ از جمله توقف کامل غنیسازی، خروج ذخایر اورانیوم از خاک ایران، پایان برنامه موشکی و قطع حمایت از نیروهای نیابتی منطقهای. با این حال، ارزیابی نهایی در اسرائیل همچنان محتاطانه است و مقامها هشدار میدهند که ایران ممکن است از مذاکرات برای خرید زمان استفاده کند؛ سناریویی که در آن، گزینه نظامی همچنان روی میز باقی میماند.
در یادداشتی تحلیلی که روزنامه واشینگتنپست منتشر شده، مارک اِی. تیسن، ستوننویس این روزنامه، تصمیم پیشروی دونالد ترامپ درباره ایران را «انتخابی تاریخی» توصیف کرده که میتواند جایگاه او را در تاریخ آمریکا تعیین کند.
به نوشته تیسن، ترامپ پیشتر بهصراحت به تهران هشدار داده بود که در صورت کشتار معترضان، ایالات متحده وارد عمل خواهد شد، اما بهرغم این هشدارها، حکومت ایران هزاران نفر از معترضان را به قتل رساند. نویسنده تاکید میکند که بیعملی در این مقطع، نهتنها اعتبار تهدیدهای ترامپ، بلکه اعتبار جهانی آمریکا را بهشدت تضعیف خواهد کرد.
در این یادداشت آمده است که تجربه رؤسایجمهوری پیشین آمریکا، از جمله باراک اوباما در سوریه و جو بایدن در افغانستان، نشان داده که عقبنشینی از «خط قرمزها» پیام ضعف به جهان مخابره میکند. تیسن استدلال میکند اگر ترامپ نیز اکنون از اجرای هشدارهای خود عقبنشینی کند، همان اشتباهات گذشته را تکرار خواهد کرد.
تیسن همچنین نسبت به تلاشها برای سوق دادن ترامپ بهسوی مذاکره هستهای با حکومت ایران هشدار میدهد و مینویسد هرگونه توافق در شرایط فعلی، ناگزیر با کاهش تحریمها همراه خواهد بود و عملاً به رژیمی که بهتازگی شهروندانش را سرکوب کرده، پاداش مالی میدهد. به باور او، چنین توافقی به رژیم ایران فرصت بازسازی و بازیابی میدهد.
به نوشته واشینگتنپست، نویسنده بهترین مسیر را اعمال فشار حداکثری و حتی هدف قرار دادن رهبری کنونی ایران میداند تا زمینه برای مذاکره با یک رهبری انتقالی فراهم شود. او ایران را در ضعیفترین موقعیت خود از زمان انقلاب ۱۹۷۹ توصیف میکند و این وضعیت را «فرصتی بیسابقه» برای پایان دادن به دههها بیثباتی در خاورمیانه میخواند.
تیسن در پایان تاکید میکند که هرچند اقدام نظامی با خطر همراه است، اما خطر بیعملی بهمراتب بیشتر خواهد بود. بهگفته او، ترامپ اکنون با دو راهی روشنی روبهروست: یا به حکومت ایران «طناب نجات» بدهد، یا با تصمیمی قاطع، جایگاه خود را در کنار رؤسایجمهوری قرار دهد که بهزعم نویسنده، مسیر تاریخ را تغییر دادهاند.
این در حالی است که همزمان با انتشار گزارشهای ضدونقیض درباره برگزاری مذاکرات میان تهران و واشینگتن، وزیر خارجه جمهوری اسلامی اعلام کرده که گفتوگوها جمعه در عمان برگزار خواهد شد؛ موضوعی که یک مقام آمریکایی نیز آن را تایید کرده است. با این حال، هنوز روشن نیست دستور کار این مذاکرات چه خواهد بود.