روایتهای دریافتی کادر درمان نشان میدهد فشارهای امنیتی حکومت بر پزشکان و پرستاران پس از اعتراضات بهطور محسوسی افزایش یافته است. برخی پزشکان بهدلیل کمک به معترضان بازداشت یا مجبور به خروج شدهاند.
پیشتر مسعود پزشکیان بر لزوم اعمال فشار برای اخراج پزشکان تأکید کرده بود.
گفتوگو با محسن مهیمنی، عضو تحریریه ایراناینترنشنال
در بزرگترین قتلعام خیابانی تاریخ، در جریان انقلاب ملی ایرانیان، بیش از ۳۶۵۰۰ نفر به دستور خامنهای کشته شدند؛ «خون فرزندان ایران بر خیابانها ریخته شده و هیچ بارانی جرئت پاک کردن آن را ندارد.»
توضیحات مزدک میرزایی، ایران اینترنشنال، در برنامه هتتریک
یک پرستار از لاهیجان در پیامی به ایراناینترنشنال گفت پس از سرکوب اعتراضات، ماموران برای بردن مجروحان حتی به آیسییو میآمدند و کادر درمان برای نجات بیماران، مجبور میشدند آنها را ساعتها در اتاق عمل پنهان کنند تا شناسایی و منتقل نشوند.
به گفته این پرستار، پنجشنبه ۱۸ دی تا ساعت ۹ شب فضای شهر آرام بود و خانوادهها، پیرزنها و پیرمردها در خیابان بودند، اما با افزایش جمعیت به هزاران نفر، تیراندازی مستقیم به قصد کشت آغاز شد؛ همزمان هلیشاتها بالای سر جمعیت پرواز میکردند و لباسشخصیها در میان مردم اسلحه بیرون میکشیدند.
او گفت در بیمارستان «تا پنج صبح اتاق عمل بودیم؛ هیچ گاز و ست استریلی باقی نماند».

جمعه ۱۹ دی به گفته او «بهطور کلی قتلعام بود» و از ساعت شش عصر هر کسی را در خیابان بود میکشتند».
این پرستار از کشتهشدن همسر یکی از همکارانش و برادر یک همکار دیگر خود خبر داد و گفت اجساد گیلان را در کانتینر و روی هم به باغ رضوان رشت بردند.
به گفته او، برای تحویل هر جنازه بین ۸۰۰ میلیون تا سه میلیارد تومان مطالبه میشود: «واقعا گفتنی نیست؛ قتلعام شده.»

یک پرستار از لاهیجان در پیامی به ایراناینترنشنال گفت پس از سرکوب اعتراضات، ماموران برای بردن مجروحان حتی به آیسییو میآمدند و کادر درمان برای نجات بیماران، آنها را ساعتها در اتاق عمل پنهان میکردند تا شناسایی و منتقل نشوند.
به گفته این پرستار، پنجشنبه ۱۸ دی تا ساعت ۹ شب فضای شهر آرام بود و خانوادهها، پیرزنها و پیرمردها در خیابان بودند، اما با افزایش جمعیت به هزاران نفر، تیراندازی مستقیم به قصد کشت آغاز شد؛ همزمان هلیشاتها بالای سر جمعیت پرواز میکردند و لباسشخصیها در میان مردم اسلحه بیرون میکشیدند.
او میگوید در بیمارستان «تا ۵ صبح اتاق عمل بودیم؛ هیچ گاز و ست استریلی باقی نماند». جمعه ۱۹ دی به گفته او «کلاً قتلعام بود» و از ساعت ۶ عصر هرکسی در خیابان بود میکشتند».
این پرستار از کشتهشدن همسر یکی از همکارانش و برادر یک همکار دیگر خبر میدهد و میگوید اجساد گیلان را در کانتینر و روی هم به باغ رضوان رشت بردند. به گفته او، برای تحویل هر جنازه بین ۸۰۰ میلیون تا ۳ میلیارد تومان مطالبه میشود: «واقعاً گفتنی نیست؛ قتلعام شده.»
براساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، محمدجواد حیدری، ورزشکار ۳۲ ساله رشته MMA، در جریان انقلاب ملی ایرانیان علیه جمهوری اسلامی، پنجشنبه ۱۸ دیماه در محله پاسداران شهر مسجدسلیمان، با شلیک مستقیم نیروهای سرکوب کشته شد.
بر اساس این اطلاعات، جاویدنام حیدری ساعت ۹:۳۰ شب، در حالی که به یک معترض زخمی کمک میکرد، هدف شلیک گلوله قرار گرفت و جان باخت.
او پیش از پیوستن به انقلاب ملی ایرانیان، در پیامی به یکی از دوستانش نوشته بود:
«والا به خدا من یکی حاضرم بمیرم، ولی این کشور به یه ثباتی برسه؛ هزار بار مردن به این زندگی نکبتبار و ذلتبار ارزش داره.»
بر اساس این گزارش، نیروهای امنیتی پس از قتل این ورزشکار، او را با عنوان «بسیجی شهید» معرفی کردند و پیکرش را روز ۲۵ دیماه تحت تدابیر شدید امنیتی در آرامستان «بهشتزهرا» چهاربیشه مسجدسلیمان به خاک سپردند.
همچنین فیلمها و عکسهایی که در صفحه اینستاگرام او منتشر شده بود، پس از این رویداد توسط نیروهای امنیتی از دسترس خارج شد.

بر اساس پیامهای مخاطبان از فردیس در استان البرز، در جریان سرکوب اعتراضات، شمار زیادی از شهروندان کشته و زخمی شدهاند و بنا بر این روایتها، حدود ۲۰۰ نفر تنها در فردیس جان باختهاند.
شاهدان میگویند اجساد برخی کودکان با خودروهای حمل زباله شهرداری منتقل و در مکانهای نامعلوم دفن شدهاند.
این مخاطبان از فشار امنیتی بر بیمارستانها برای عدم پذیرش معترضان خبر میدهند و میگویند مراکز درمانی دولتی از پذیرش مجروحان خودداری میکردند. همچنین گزارش شده مساجد به پایگاه بسیج و سپاه تبدیل شده و سرکوبگران از آنجا سازماندهی میشدند؛ به گفته شاهدان، اکنون برای برخی مساجد درهای فولادی نصب شده است.
بر اساس این پیامها، افرادی که به سوی مردم سلاح کشیدهاند نیروهای نظامی و شبهنظامی بودهاند. شاهدان میگویند با وجود شلوغی شدید شهر در روزهای اعتراض، اکنون فردیس بیروح و در سکوتی سنگین فرو رفته است. یکی از مخاطبان میگوید: «ما عزاداری را میگذاریم برای بعد؛ امروز میجنگیم.»






