جمعی از فعالان ایرانی خواستار برکناری علی خامنهای و برگزاری رفراندوم در ایران شدند


هجده نفر از فعالان ایرانی مقیم خارج از ایران که خود را «چهرههای ملی و گذارطلب» معرفی کردهاند، با انتشار بیانیهای خطاب به «مردم ایران»، خواستار کنارهگیری یا برکناری علی خامنهای و پایان یافتن «استبداد دینی» حاکم بر کشور شدند.
امضاکنندگان این دادنامه، خامنهای را «رهبر مادامالعمر و مطلقالعنانِ استبداد دینیِ حاکم» بر ایران خوانده و تاکید کردهاند که با برکناری یا کنارهگیری او مسیر ایجاد یک «حکومت سکولار» فراهم میشود.
در بخشی از این بیانیه آمده است: «ما کشتار هولناک و قتلعام بیرحمانه اعتراضات گسترده اخیر مردم ستمدیده ایران، دستگیری انبوهی از معترضان و متهمکردن بسیاری از آنان به اتهامات انتقامجویانه برای صدور احکام شدید و عجولانه قضایی را قویا محکوم میکنیم و از همه آزادگان جهان، نهادهای مستقل حقوقبشری و مجامع بینالمللی میخواهیم تا با بلندکردن صدای اعتراض بازدارنده نسبت به ادامه خشونت هدفمند و سرکوب خاموش مردمان به خصوص جوانان مظلوم و بیدفاع ایران، گام بلند و موثری بردارند.»
در این بیانیه، با تسلیت به بازماندگان قربانیان کشتارهای اخیر، تاکید شده است که تعیین سرنوشت مردم ایران باید به دست خودشان و «بدون هرگونه دخالت خارجی» صورت گیرد.
عبدالعلی بازرگان، سروش دباغ، فاطمه شمس، رضا علیجانی، محمدعلی کدیور و حسن یوسفیاشکوری از جمله امضاکنندگان این نامهاند.
شاهزاده رضا پهلوی پنجشنبه دوم بهمن درپیامی به ایرانیان خارج از کشور از آنان خواست زیر پرچم شیر و خورشید ایران متحد بمانند و اختلافات شخصی را کنار بگذارند.
او درپیام ویدیویی خود گفت: «راهپیماییهای بزرگ و پرشکوه شما در روزهای گذشته، در چهار گوشه جهان، از استرالیا تا سراسر اروپا، تا کانادا و آمریکا، به هممیهنان شجاعمان در میهنِ اشغالشده، نیرو و امید داده است. صدای شما، صدای ملت ایران است. سپاسگزار و قدردانتان هستم.»
او افزود: «امروز، در شرایطی که جمهوری اسلامی با کشتار بیرحمانه و حکومت نظامی، هزینه حضور مردم در خیابانهای ایران را بسیار بالا برده، مسئولیت شما در جلب پشتیبانی بینالمللی برای هممیهنانمان سنگینتر است.»
شاهزاده رضا پهلوی با تاکید بر اهمیت نقش ایرانیان خارج از کشور از هر زمان دیگر، اضافه کرد: «تداوم فعالیتهای شما لازم و ضروری است: گستردهتر، هماهنگتر، منسجمتر، و هدفٰمندتر.»
او با اشاره به سخنانش در کنفرانس خبری اخیر در واشینگتن گفت: «ما در این مرحله، شش خواسته مشخص از جامعه جهانی داریم» و اضافه کرد: «همه فعالیتهای ایرانیان خارج از کشور، از تجمع و تحصن و راهپیمایی، تا گفتوگو و نامهنگاری با تصمیمگیران و قانونگذاران، و تا اطلاعرسانی در رسانهها و شبکههای آنلاین، میبایست پیرامون این شش خواسته متمرکز شود.»
نخستین خواسته درپیام شاهزاده رضا پهلوی، «حفاظت از مردم ایران با تضعیف ماشین سرکوب رژیم؛ بهویژه از طریق هدفگرفتن سپاه پاسداران، فرماندهان آن، ساختار فرماندهی و زیرساختهایش» است.
او در مورد دیگر خواستهها از جامعه جهانی به «فشار اقتصادی حداکثری با مسدود کردن داراییهای رژیم در سراسر جهان، و هدفگرفتن شبکه مخفی نفتکشهای آن، موسوم به ناوگان ارواح»، و «فراهمکردن اینترنت آزاد برای ایران از طریق استارلینک و دیگر ابزارهای ارتباط امن، و از کار انداختن توان رژیم برای قطع اینترنت» اشاره کرد.
شاهزاده رضا پهلوی درادامه این خواستهها بر لزوم «اخراج دیپلماتهای رژیم و پیگرد قانونی جنایتکاران علیه بشریت»، «آزادی فوری و بیقیدوشرط همه زندانیان سیاسی» و «آمادگی برای گذار دموکراتیک در ایران و بهرسمیت شناختن دولت انتقالی مشروع» تاکید کرد.
او خظاب به ایرانیان خارج از کشور گفت: «من از همه شما میخواهم زیر پرچم شیر و خورشید ایران متحد بمانید؛ پرچمی که دهها هزار ایرانی شجاع، جان خود را برای برافراشتن دوبارهاش فدا کردهاند.»
شاهزاده رضا پهلوی همچنین خطاب به ایرانیان خارج از کشور تاکید کرد: «اختلافات شخصی را کنار بگذارید. از موازیکاری و برنامههای جداگانه در یک شهر پرهیز کنید. تلاشها را همسو و هماهنگ کنید تا اثرگذارتر باشید.»
او گفت: «به یاد داشته باشید که شما در چشم جهانیان، نمایندگان ملت بزرگ ایران هستید؛ بنابراین رفتار شما باید شایسته، متمدنانه، و در تراز اخلاق و فرهنگ ایرانی باشد.»
شاهزاده رضا پهلوی افزود: «من و تیمم با دقت فعالیتهای هماهنگ شما را دنبال میکنیم.»
او با اعلام اینکه بهزودی برنامههای مرتبط با «روز جهانی اقدام و همبستگی با انقلاب ملی ایران» اعلام خواهد شد، گفت: «نگاه هممیهنان شریفمان در ایران، که در بند رژیم اشغالگرِ جمهوری اسلامی هستند، به ماست. دست در دست هم بدهیم تا رنجشان زودتر پایان یابد؛ تا به آزادی و رفاهی که شایسته آن هستند برسند. آن روز، از همیشه نزدیکتر است. پاینده ایران.»

گفتوگوهای ایراناینترنشنال با شاهدان عینی اعتراضات در شهرهای مختلف ایران نشان میدهد ماموران سرکوبگر جمهوری اسلامی، همزمان با شلیک گلوله به معترضان، از گازهای اشکآور و سلاحهای شیمیایی استفاده کردهاند که باعث بروز طیفی از آسیبهای شدید جسمی، تنفسی و حرکتی در معترضان شده است.
این آسیبها در مواردی معترضان را بهطور ناگهانی از حرکت بازداشته و به گفته شاهدان، آثار آن فراتر از گازهای اشکآور متعارف بوده است. یکی از معترضان در روایت خود گفت: «آنچه سرکوبگران زدند، گاز اشکآور نبود؛ گاز جاندادن بود.»
شاهدان گفتهاند این گازها نهتنها موجب سوزش چشم، پوست و ریه شده، بلکه با اختلال حاد تنفسی، سرفههای پیدرپی، خون بالا آوردن، سرگیجه، بیحالی ناگهانی و از حال رفتن سریع، از دست دادن تعادل و ناتوانی در ادامه حرکت همراه بوده است.
آنها تاکید کردهاند اگرچه نوع دقیق این مواد برای آنها مشخص نشد، اما شدت علائم و ماندگاری آثار آنها با تجربههای پیشین از گاز اشکآور تفاوت داشته است.
به گفته شاهدان، پرتاب گازها در مواردی در دل جمعیت یا در مسیرهای فرار انجام شده و همزمان یا بلافاصله پس از آنکه معترضان توان راه رفتن یا دویدن را از دست میدادند و بر زمین میافتادند، تیراندازی مستقیم آغاز میشد.
در شماری از روایتها، ترس از حضور ماموران امنیتی در بیمارستانها و خطر بازداشت باعث شده بسیاری از مجروحان از درمان محروم بمانند و بخشی از درمانها بهصورت خانگی و با کمک پزشکان داوطلب انجام شود.

گازهایی فراتر از «اشکآور»
در روایتهای شهروندان از شهرهای مختلف، از گازهایی صحبت شده که بهنظر میرسد تنها گاز اشکآور نیستند و با سرعتی غیرمعمول بدن را از پا میاندازند و فرد را دچار سرفههای شدید، تنگی نفس ناگهانی، سرگیجه، ناتوانی در حرکت و در مواردی تهوع و خون بالا آوردن میکنند.
شاهدان گفتهاند لحظههای زمینگیر شدن به نقطهای برای تشدید تیراندازی تبدیل میشد؛ زمانی که افراد معترض در کوچهها یا مسیرهای فرار میافتادند و در تیررس نیروهای سرکوب قرار میگرفتند.
ویدیوی دریافتشده از سبزوار نشان میدهد در پی تداوم خیزش ملی ایرانیان در شامگاه چهارشنبه ۱۷ دیماه، نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی از سلاحهای غیرمتعارف برای مقابله با معترضان استفاده کردهاند.
تصاویر، افرادی را با لباس و ماسک محافظ ویژه برای مواد شیمیایی خطرناک نشان میدهد که بر روی خودروهای خاکیرنگ در خیابانهای سبزوار مستقر شدهاند.
در تصاویر ثبتشده، علامتی به شکل مثلث زردرنگ با حاشیه تیره مشاهده میشود که نشاندهنده هشدار برای مواد خطرناک است. همچنین صداهای مرتبط با شلیک در ویدیوی دیگری قابل تشخیص است.
اصفهان؛ دودهای رنگی، بوی تند و دستگاه ناشناس
در اصفهان شهروندان گفتهاند شامگاه ۱۸ و ۱۹ دی، گازهای اشکآور با ماهیت شیمیایی مستقیما از سوی ماموران سرکوب به میان جمعیت معترض متشکل از نوجوانان، جوانان و حتی افراد مسن پرتاب شد.
تلاشهای اولیه برای کاهش اثر گاز با پارچه خیس یا سیگار خیلی زود بیاثر شد و با افزایش پرتابها، مردم هنگام فرار در کوچهها دچار تنگی نفس شدید شدند و بسیاری پس از چند متر دویدن روی زمین افتادند.
شاهدان گفتهاند در همین وضعیت، تیراندازی ماموران به معترضان آغاز شد و افرادی که زمینگیر شده بودند هدف قرار گرفتند. صحنههایی که شاهدان آنها را «شبیه فیلمهای جنگی» توصیف کردهاند.
در روایتهای دیگر گفته شده «بوی گازها ترکیبی از فلفل، کلر استخر، وایتکس و سرکه بود و آسمان خیابانها با دودهایی به رنگهای سرخ، زرد و سفید پر شده بود. بسیاری از معترضان دچار سرفههای شدید شدند و حتی توان دویدن نداشتند.»
به گفته شاهدان، نیروهای امنیتی و انتظامی و لباسشخصی در اصفهان، در حال تعقیب معترضان «همزمان گاز میزدند، تیراندازی میکردند و به مردم فحاشی میکردند».
چند زن جوان و یک دختر ۱۷ ساله در روایت مشترک خود از مشاهده دستگاهی ناشناس خبر دادهاند که «بدون صدای شلیک گلوله، موادی شبیه آتش با رنگهای سرخ و زرد» پرتاب میکرد.
آنها تاکید کردند «ثانیههایی بعد، خیابان پر از دود و بخار شد و بویی شبیه آمونیاک، اسید لولهبازکن و در برخی نقاط بوی خردل پیچید.»
یکی از این زنان گفت دو مامور لباسشخصی از یک موتورسیکلت پیاده شدند، «وسط خیابان از کولهپشتی دو ماسک بیرون آوردند و به صورت زدند و بلافاصله چند گاز را به سمت جمعیتی که نزدیکشان بودند پرتاب کردند.»
او اضافه کرد ماموران ماسک محافظ داشتند و عقب نشستند، اما جوانانی که نزدیکتر بودند بهسرعت «دچار سرفه، سوزش شدید و ناتوانی در حرکت شدند و فریاد میزدند سوختم».
بنا بر شهادت این شاهدان، نیم ساعت بعد خودروهایی وارد خیابان شدند و «این بچهها را با خود بردند» و بعد از آن جز خون، پوکه گلوله و رد دود چیزی باقی نماند.
دختر نوجوانی که با ایراناینترنشنال گفتو گو کرد، گفت با گذشت چند روز، سوزش ریه، قرمزی دور چشم، تاول پوستی و علائم عصبی همچنان ادامه داشته و او دچار کابوسهای مکرر شده است.
یکی از شاهدان عینی گفت خودش دیده دختران و پسرانی پس از پرتاب گاز روی زمین افتادند و مردمک چشمهایشان بهسرعت قرمز شد.
به گفته او، «در عرض چند دقیقه روی صورت برخی افراد تاول و سوختگی ایجاد شد و بسیاری دچار گیجی، آبریزش و استفراغ شدید شدند و برخی حتی خون بالا میآوردند.»
به گفته آنها، همسایههایی که زودتر گاز را استشمام کرده بودند نیز دچار تاول پوستی و گرفتگی صدا شدند.
شاهدان همچنین از اقدام ماموران به تیراندازی «بیوقفه» از پشتبام ساختمانهای اداری به سمت مردم و نشانهگذاری خانههایی که معترضان به آنها پناه برده بودند با رنگپاشی خبر دادهاند.
تهران؛ گازهای پیدرپی، خفگی و کمین پشت درها
در تهران، از آریاشهر و ستارخان تا نواب و سلسبیل، پرتاب پیدرپی گاز و استفاده از آنچه سلاحهای شینیایی خوانده شده گزارش شده است.
معترضان گفتهاند اثر این گازها بهگونهای بود که «با سیگار هم از چشم پاک نمیشد» و مستقیم به ریه میرفت.
دودهای سبز، زرد و سیاه، سوزش شدید چشم، بیحسی لبها و احساسی شبیه سوختن از درون بدن گزارش شده است.
شاهدان گفتهاند همه نیروهای سرکوب، از ماموران نظامی و بسیج تا لباسشخصی، در محل حضور داشتند و خودروهای ون، یخچالی و وانت برای انتقال مجروحان و پیکرهای کشتهشدگان استفاده میشد.
آنها گفتند لباسشخصیها با شعار «حیدر حیدر» وارد خیابان شدند و تیراندازی مستقیمشان «صرفا برای کشتن» بود؛ بهطوری که اگر معترضی بهموقع به جای امن نمیرسید، شانس زنده ماندنش ناچیز بود.
در محدوده بلوار کاشانی تا میدان صادقیه، شهروندانی که با ایراناینترنشنال گفتوگو کردند از شلیک گسترده گاز با «غلظتی بالا» سخن گفتهاند که باعث میشد افراد روی زمین بیفتند و دیگران آنها را بهزور دور کنند.
برخی معترضان که دچار احساس خفگی شدند به خانههای اطراف پناه میبردند، اما به گفته شاهدان، ماموران امنیتی پشت در همین خانهها کمین میکردند.
در این روایتها، علاوه بر گاز اشکآور، از «گازهای ناشناس با اثرات شدیدتر» سخن گفته شده است.
به گفته این شاهدان، آنها دیدهاند کسانی که در معرض شلیک این گازها قرار گرفتهاند، «دچار ناتوانی در راه رفتن، بیحالی شدید و از نفس افتادن میشدند.»
یکی از شاهدان به ایراناینترنشنال گفت برخی از مجروحان که او میشناخته تا اول بهمن (۱۲ روز بعد از آسیب ددیگی شیمیایی) همچنان با سرفه شدید، تهوع و تاولزدگی درگیر بودهاند.
چند شاهد عینی اعتراضات از استفاده از گلولههایی گفتهاند که لباس معترضان را رنگی میکرد و سپس افراد نشانهدار در هر نقطهای هدف گلوله جنگی قرار میگرفتند.
به گفته آنها، در تیراندازیها به سن و جنسیت توجهی نمیشد و حتی از شلیک به کودکان و زنان باردار نیز شنیدهاند.
در روایتی دیگر، یکی از ساکنان صادقیه به ایراناینترنشنال گفت او از خانه خود دیده است که بامداد جمعه ماموران به شماری از معترضان که «احتمالا با تصور خلوتشدن خیابانها از خانهها خارج شدند، شلیک کردند و شماری را کشتند.
به گفته این شاهد عینی، همین زمان گازهای سمی هم به سمت مردم شلیک شد و او دیده است که یکی از معترضان که «بر اثر استنشاق گاز دچار تهوع و بیحالی بود، ابتدا زخمی سوار یک خودرو شد اما دقایقی بعد یک مامور موتورسوار، خودرو را متوقف کرد و در همان محل به او تیر خلاص زد». او می گوید ماموران بعدتر پیکر او را با خود بردند.
روایت شهروندان شهرهای دیگر از اثرات گازهای سمی
در شیراز، کرمان، مرودشت و فسا، شماری از شهروندان از علائمی مانند استفراغ، سرگیجه ممتد و احساسی شبیه «شیشه در چشم» خبر دادهاند.
برخی از آنان که با ایراناینترنشنال گفتوگو کردند، گفتهاند با وجود گذشت چند روز آثار گاز بر روی آنها همچنان باقی مانده است.
در شیراز، معترضان از تورم بدن، تاری دید، ضعف عضلانی و اختلال در ریتم ضربان قلب و عضلات تنفسی سخن گفتهاند.
پناه، شهروندی از تهران، در گفتوگو با «برنامه کامبیز حسینی» در ایراناینترنشنال گفت گازی که شلیک شد «مثل گاز اشکآور نبود» و «تمام اجزای صورت را میسوزاند».
او افزود به دلیل آسم، از همان زمان «فقط با اسپری میتواند نفس بکشد» و «نمیتواند درست و حسابی نفس بکشد».
پناه گفت این وضعیت را تنها او تجربه نکرده و اعضای خانواده و دیگر افراد همراهش نیز بهجای سوزش چشم، «سوزش شدید در تمام اجزای صورت» را گزارش کردهاند.
او همچنین به زنی اشاره کرد که در جریان اعتراضات بهخاطر استشمام گاز «خون بالا میآورد» و گفت این علائم «طبیعی» نیست و به باور او نشاندهنده بهکارگیری «مادهای شیمیایی» بوده است.
بابک، شهروندی از کرمان، در گفتوگو با همین برنامه گفت گاز شلیکشده در ۱۹ دی در این شهر علیه معترضان با گاز اشکآور تفاوت داشت و تا چند روز بعد روی پلکهایش «کاملا تاول زده بود».
او افزود گونههایش «انگار آفتابسوخته» و اطراف لبش «کاملا سوخته» بود و تاکید کرد این گاز «بوی متفاوتی» داشت و او آن را شبیه «گاز خردل» توصیف کرد.
به گفته بابک، رنگ این گاز «در مایههای زرد و قهوهایِ بسیار کمرنگ» بوده است و او از بروز مشکلات جسمی در روزهای پس از مواجهه با آن خبر داد.
بر اساس گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال از یک شهروند دیگر در کرمان، برخی بهدلیل بیماریهای زمینهای مانند آسم، پس از مواجهه با این گازها دچار مشکل جدی تنفسی شدهاند.
این شهروند هم گفت شماری از مجروحان از تاول شدید پلکها، سوختگی اطراف لب و بویی شبیه «گاز خردل» خبر دادهاند.
همزمان، شهروندانی در شبکههای اجتماعی از «گاز بینشان» نوشتهاند؛ موادی که نه نور داشت و نه دود، اما ناگهان باعث سرفههای شدید و احساس خفگی جمعی میشد.
روایتهایی از اصفهان، خمینیشهر و شاهینشهر نیز حاکی از استفاده همزمان از گازهای «جدید» و تجهیزات و سلاحهای سنگین است.
یکی از شهروندان معترض روایت کرده که لباسشخصیها شهروندان معترض را به مواردی از جمله «خراب شدن روی سر معترضان»، «اسیدپاشی» و «تجاوز» تهدید میکردند.
در برخی گزارشها و روایتهای منتشرشده از شهرهایی مانند یاسوج، بوشهر و قزوین نیز از استفاده گسترده از گازهایی با اثرات مخربتر از گذشته سخن گفته شده است.
از شرق و غرب تهران، از جمله نارمک، تهرانپارس، پونک و مرزداران، خبرهایی از شلیک گاز اشکآور، استفاده از اسپری فلفل و بهکارگیری پهپادهای شناسایی منتشر شده است.
در رشت، شهروندان زیادی در روایتهای خود از جمله در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفتهاند سینه شماری از مجروحان تا چند روز میسوخت و خودروهایی در جریان سرکوب در خیابانها مواد ناشناس پاشیدهاند و پس از آن تیراندازی با سلاحهای سنگین گزارش شده است.
شهروندی در کرج که شاهد سرکوب خونین مردم در شامگاه ۱۹ دیماه در این شهر بود، به ایراناینترنشنال گفت: «آنچه شلیک شد، گاز اشکآور معمولی نبود؛ گازی بود که با خفگی و زمینگیر شدن ناگهانی، مقدمه جانگرفتن میشد. گاز جاندادن بود.»
فتوحی: علائم گزارششده با گاز اشکآور معمولی همخوانی ندارد
آلان فتوحی، پزشک و استاد داروشناسی بالینی، ساکن سوئد در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفت گزارشها درباره استفاده از گازهایی با بو، رنگ و عوارض غیرمتعارف علیه معترضان، یادآور حملاتی است که پیشتر در یک بازه زمانی علیه مدارس دخترانه گزارش شده بود.
به گفته او، «بر اساس روایتهای موجود، این گازها از نظر الگوی علائم، شدت آسیب و ماندگاری عوارض با گاز اشکآور معمولی تفاوت دارند».
فتوحی توضیح داد آنچه در این گزارشها دیده میشود میتواند ناشی از ترکیبی از گاز اشکآور با دوز بالا و مواد شیمیایی تحریککننده پوست و مخاط باشد: «موادی از جنس گازها و بخارات صنعتی مانند ترکیبات کلردار، آمونیاک، بخارات اسیدی یا حتی در برخی موارد حشرهکشهایی که برای انسان هم سمی و آسیبزا هستند؛ موادی که با توجه به بوهای توصیفشده از سوی شاهدان، احتمال استفاده از آنها مطرح است.»

او افزود تداوم علائم برای روزها و حتی هفتهها، همراه با عوارض شدید تنفسی، سوختگیهای سطحی پوست و تشدید علائم آسم، از جمله پیامدهایی نیست که معمولا در اثر تماس با گاز اشکآور متعارف مشاهده شود و این الگوها دلالت بر استفاده از گازهایی غیرمتعارف و سمیتر از گاز اشکآور معمولی دارد.
این استاد داروشناسی بالینی همچنین به گزارشهایی درباره آسیبهای تاولزا یا شبهتاول و بوی شبیه گاز خردل اشاره کرد و گفت «این موارد الزاما به معنای استفاده از گاز خردل کلاسیک نیست، اما میتواند ناشی از مواد شیمیایی بسیار تحریککنندهای باشد که الگویی از آسیب مشابه گاز خردل ایجاد میکنند.»
به گفته او، «چنین موادی ممکن است عوارض بلندمدتی مانند آسم، برونشیت، تنگی نفس مزمن، سرفههای طولانیمدت و سایر آسیبهای ریوی به دنبال داشته باشند.»
او گفت در کوتاهمدت نیز سوزش چشم، پوست و دستگاه تنفسی، تنگی نفس حاد، سرفههای پیدرپی، ضعف و سرگیجه از عوارض شایع مواجهه با این گازهاست.
توصیه پزشکی: ترک سریع محل تماس با گاز و پیگیری پس از فروکش کردن علائم
فتوحی تاکید کرد در مواجهه با چنین موادی، اقدامات مقابلهای بسیار محدود است و مهمترین اقدام، خروج سریع به هوای آزاد و دور شدن از محل با غلظت بالای گاز است.
به گفته او، «شستوشوی چشم و پوست با مقدار زیاد آب توصیه میشود و استفاده از مواد اسیدی یا قلیایی نهتنها مفید نیست، بلکه در برخی موارد میتواند آسیب را تشدید کند».
این پزشک افزود تعویض و شستوشوی کامل لباسها نیز در صورت امکان ضروری است، چرا که بسیاری از ذرات شیمیایی میتوانند روی لباس باقی بمانند و باعث تداوم یا تشدید عوارض پوستی شوند.
او هشدار داد حتی اگر علائم اولیه کاهش یابد یا فروکش کند، پیگیری پزشکی ضروری است: «زیرا در برخی موارد این گازها میتوانند منجر به آسیبهای جدی ریوی شوند.»
به گفته فتوحی، انجام معاینه ریه، آزمونهای تنفسی و ارزیابی چشم در صورت وجود علائم چشمی اهمیت دارد و افرادی که دچار آسم یا بیماریهای زمینهای تنفسی هستند باید حتما به پزشک مراجعه کنند تا درمان آنها متناسب با شرایط جدید تنظیم شود.

هشدار درباره احتمال استفاده از مواد سمی
بهکارگیری مواد شیمیایی علیه معترضان میتواند مصداق جنایت جدی علیه غیرنظامیان باشد و نقض کنوانسیون سلاحهای شیمیایی که ایران از امضاکنندگان آن است، پیامدهای حقوقی و سیاسی گستردهای برای جمهوری اسلامی به دنبال دارد.
مقامهای پیشین دیپلماتیک و نهادهای حقوق بشری هشدار دادهاند در صورت تایید استفاده از چنین موادی، سرکوب وارد مرحلهای بیسابقه شده و جهان نباید نسبت به این نشانهها بیتفاوت بماند.
بیل رامل، معاون پیشین وزیر خارجه بریتانیا، ۲۷ دی به شبکه جیبینیوز گفت بر پایه یک «گزارش معتبر» نشانههایی وجود دارد که جمهوری اسلامی ممکن است برای سرکوب اعتراضات اخیر از مواد شیمیایی یا سمی استفاده کرده باشد.
رامل گفت احتمال استفاده از مادهای سمی با اثر دیرهنگام مطرح است که میتواند مرگ برخی مجروحان را چند روز بعد رقم بزند و تشخیص علت را دشوار کند؛ او هشدار داد اگر این گزارش تایید شود، سرکوب وارد مرحلهای بیسابقه شده و جهان نباید با توجه به تجربه صدام و اتهامهای مشابه علیه اسد، بیتفاوت بماند.
در همین حال، عفو بینالملل و دیدبان حقوق بشر در بیانیهای مشترک و همچنین کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل طی روزهای گذشته استفاده از زور غیرقانونی، از جمله گاز اشکآور و سلاح گرم علیه معترضان را محکوم کردهاند.

بر اساس پیامهای رسیده به ایران اینترنشنال، مدیریت برخی بیمارستانها در ایران پس از اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دیماه اقدام به تغییرات گسترده در شیفت پرسنل کردهاند. طبق این پیامها، پرستاران شیفت شب به شیفت روز منتقل شدهاند و برای شیفت شب تنها پرستاران منتخب اعزام شدهاند.
شاهدان میگویند این جابهجاییها بهگونهای انجام شده که از پیش برنامهریزیشده به نظر میرسد.
این گزارشها همزمان با روایتهای متعدد از کنترل امنیتی مراکز درمانی و مداخله در روند درمان مجروحان منتشر شده است. در رشت گزارش شد نیروهای امنیتی مجروحان را از بیمارستان پورسینا خارج کردند و بانک خون را تخلیه کردند؛ در نجفآباد اصفهان نیز به پزشکان و پرستارانی که به معترضان پناه داده بودند تیراندازی شد.
در شهر ری (بیمارستان فیروزآبادی) و زنجان، بر بالین مجروحان مامور مستقر بود و برخی زخمیها پس از انتقال ربوده شدند؛ همزمان فشار امنیتی برای جلوگیری از ثبت و انتشار اطلاعات درمان اعمال شد.
بر اساس پیامهای رسیده به ایران اینترنشنال، مدیریت برخی بیمارستانها در ایران پس از اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی اقدام به تغییرات گسترده در شیفت نیروهای این مراکز کردهاند.
طبق این پیامها، پرستاران شیفت شب به شیفت روز منتقل شدهاند و برای شیفت شب تنها پرستاران منتخب اعزام شدهاند. شاهدان میگویند این جابهجاییها بهگونهای انجام شده است که از پیش برنامهریزیشده به نظر میرسد.
این گزارشها همزمان با روایتهای متعدد از کنترل مراکز درمانی توسط نیروهای امنیتی و مداخله آنان در روند درمان مجروحان منتشر شده است.
در این ارتباط، در رشت گزارش شد که نیروهای امنیتی، مجروحان را از بیمارستان پورسینا خارج و بانک خون را تخلیه کردند، و در نجفآباد اصفهان نیز به پزشکان و پرستارانی که به معترضان پناه داده بودند، تیراندازی شد.
همچنین در شهر ری (بیمارستان فیروزآبادی) و زنجان، بر بالین مجروحان مامور مستقر بود و برخی زخمیها پس از انتقال ربوده شدند؛ همزمان فشار امنیتی برای جلوگیری از ثبت و انتشار اطلاعات درمان اعمال شد.
یکی از مخاطبان ایراناینترنشنال نوشته است شاهینشهر روز ۱۸ دی بهطور کامل سقوط کرد، طوری که مردم صبح ۱۹ دی با بیرون آمدن از خانههای خود، شادی میکردند و شیرینی پخش میکردند.
او اشاره کرد که مردم پاسگاههای نیروی انتظامی را تصرف کرده بودند و گفت اما نیروهای حکومتی بعدازظهر ۱۹ دی مردم را به رگبار بستند و حمام خون راها نداختند.
به گفته این مخاطب، نیروهای حکومتی به هر شخص که در خیابان بود، تیراندازی می کردند و زن، مرد و بچه را به رگبار بستند.





