• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
روایت شما

روایت یک شاهد عینی از شب ۱۹ دی: تهران یک جهنم واقعی بود

۲۹ دی ۱۴۰۴، ۱۶:۲۹ (‎+۰ گرینویچ)

یک شاهد عینی که به‌تازگی ایران را ترک کرده، اطلاعاتی از جمعه ۱۹ دی در تهران را بازگو و تهران را در آن شب «یک جهنم واقعی» توصیف کرد.

او در این خصوص گفت در شهر بزرگی مثل تهران با هرکسی صحبت می‌کنی، یک نفر را از دست داده، از همسایه و فامیل و دوست، تا همبازی دوران مدرسه و همکلاسی دانشگاه.

این شهروند افزود این خشم و سوگ در بین ملت ایران، یک سلاح قدرتمند است که هر لحظه ممکن است بر سر حکومت آوار شود.

100%
Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

اشغال فضاهای شهری؛ بازگشت به دهه ۶۰ زیر سایه پروپاگاندای جنگ
۱
تحلیل

اشغال فضاهای شهری؛ بازگشت به دهه ۶۰ زیر سایه پروپاگاندای جنگ

۲

جمهوری اسلامی مهدی فرید، زندانی سیاسی، را به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام کرد

۳

گزارش رویترز از نگرانی کشورهای خلیج فارس: تثبیت کنترل «طلایی» تهران بر هرمز

۴

پیامدهای نبرد با جمهوری اسلامی؛ عربستان سعودی و عراق گرفتار یک جنگ پنهان شده‌اند

۵

احمد کاظمی پیش از کشته شدن در بندرعباس: هیچ چیز مهم‌تر از مردم نیست

انتخاب سردبیر

  • حضور در جام‌جهانی در هاله‌ای از ابهام؛ شورای عالی امنیت ملی تصمیم نهایی را می‌گیرد

    حضور در جام‌جهانی در هاله‌ای از ابهام؛ شورای عالی امنیت ملی تصمیم نهایی را می‌گیرد

  • جمهوری اسلامی مهدی فرید، زندانی سیاسی، را به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام کرد

    جمهوری اسلامی مهدی فرید، زندانی سیاسی، را به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام کرد

  • جنگ یا فروپاشی اقتصادی؛ آیا جمهوری اسلامی می‌تواند در برابر فشارها دوام بیاورد؟
    تحلیل

    جنگ یا فروپاشی اقتصادی؛ آیا جمهوری اسلامی می‌تواند در برابر فشارها دوام بیاورد؟

  • کمبود پلاستیک در ایران در پی حملات به مراکز پتروشیمی
    اختصاصی

    کمبود پلاستیک در ایران در پی حملات به مراکز پتروشیمی

  • پیامدهای نبرد با جمهوری اسلامی؛ عربستان سعودی و عراق گرفتار یک جنگ پنهان شده‌اند

    پیامدهای نبرد با جمهوری اسلامی؛ عربستان سعودی و عراق گرفتار یک جنگ پنهان شده‌اند

  • امیرعلی میرجعفری، از معترضان دی‌ماه، اعدام شد

    امیرعلی میرجعفری، از معترضان دی‌ماه، اعدام شد

•
•
•

مطالب بیشتر

شاهدان عینی از سرکوب خونین اعتراضات ۱۸ تا ۲۰ دی در شهرهای مختلف ایران می‌گویند

۲۹ دی ۱۴۰۴، ۱۶:۲۰ (‎+۰ گرینویچ)

اطلاعات و روایت‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال از شهرهای مختلف ایران، از به‌کارگیری گسترده سلاح گرم، تیراندازی مستقیم به معترضان، جلوگیری از انتقال مجروحان به مراکز درمانی و فشار امنیتی بر شهروندان در جریان اعتراضات ۱۸ تا ۲۰ دی‌ماه حکایت دارد.

اطلاعات ارسالی شاهدان عینی و پیام‌های مردمی، تصویری از سرکوبی کم‌سابقه و خشونت‌بار ارائه می‌کند.

کرج؛ زدن تیر خلاص به مجروحان در میدان طالقانی

یک شاهد عینی از کرج به ایران‌اینترنشنال گفت در جریان اعتراض‌های ۱۹ دی در میدان طالقانی، ماموران به‌صورت مستقیم به معترضان شلیک کردند که در پی آن شماری کشته و زخمی شدند.

به گفته این شاهد، ماموران به‌طور هدفمند به مجروحان تیر خلاص زدند و مانع انتقال آن‌ها به بیمارستان شدند.

گرگان و شاهین‌شهر؛ تیراندازی از پشت‌بام ساختمان‌های عمومی

یک شاهد عینی از گرگان اعلام کرد نیروهای سرکوب در اعتراض‌های ۱۹ دی از پشت‌بام بیمارستان پنج آذر به سوی مردم شلیک می‌کردند.

او گفت یک دختر ۱۵ ساله به‌طور مستقیم هدف قرار گرفت و جان باخت.

  • سرکوب مردم ایران از محاصره خیابانی به بیمارستان و سردخانه‌ها کشیده شد

    سرکوب مردم ایران از محاصره خیابانی به بیمارستان و سردخانه‌ها کشیده شد

اصفهان؛ احضار و فشار بر کسبه معترض

پیام‌های دریافتی از مخاطبان ایران‌اینترنشنال حاکی است اطلاعات سپاه پاسداران در اصفهان، کسبه‌ای را که به اعتصاب‌ها پیوستند احضار کرده و حساب‌های بانکی برخی از آن‌ها را مسدود کرده است.

هم‌زمان گزارش‌هایی از شاهین‌شهر اصفهان نشان می‌دهد نیروهای مسلح در شب‌های ۱۸ و ۱۹ دی، از پشت‌بام بازار خرازی، ساختمان آموزش‌وپرورش، شهرداری و ساختمان نگارستان، به سمت معترضان تیراندازی کرده‌اند.

قزوین؛ بیمارستان‌ها مملو از جنازه و مجروح

یک شاهد عینی در قزوین به ایران‌اینترنشنال گفت شمار کشته‌ها در این شهر طی سه شب اعتراض‌ها از ۱۸ تا ۲۰ دی‌ماه از هزار نفر فراتر رفت.

به گفته او، تنها دو ساعت پس از تیراندازی مستقیم ماموران در شامگاه ۱۸ دی، بیمارستان‌ها مملو از جنازه و مجروح شدند.

این شاهد افزود کف برخی مراکز درمانی تا نزدیکی درِ خروجی آغشته به خون بود.

بهبهان؛ ده‌ها آسیب‌دیده چشمی و تیراندازی با تیربار

یک شاهد عینی عضو کادر درمان از بهبهان در استان خوزستان به ایران‌اینترنشنال گفت برآورد اولیه آسیب‌دیدگان چشمی در این شهر بین ۴۰ تا ۵۰ نفر است.

به گفته او، در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی‌، خودروهایی مجهز به تیربار در شهر مستقر شدند و به مردم شلیک کردند.

  • گاردین: دو بازداشت‌شده در کرمانشاه از جمله یک نوجوان ۱۶ ساله هدف تعرض جنسی قرار گرفتند

    گاردین: دو بازداشت‌شده در کرمانشاه از جمله یک نوجوان ۱۶ ساله هدف تعرض جنسی قرار گرفتند

هشتگرد؛ شلیک به خانواده‌ای با کودک خردسال

یکی از مخاطبان ایران‌اینترنشنال از هشتگرد استان البرز روایت کرد نیروهای پلیس جمعه ۱۹ دی به یک خانواده همراه با کودک خردسال شلیک کردند.

بر اساس این روایت، کودک شش یا هفت ساله‌ای بر اثر اصابت ساچمه از ناحیه پا دچار جراحت و خون‌ریزی شدید شد.

به گفته مادر کودک، خانواده هنگام خروج از خانه حتی شعار نمی‌دادند، اما نیروهای پلیس به محض مشاهده آن‌ها تیراندازی کردند.

شاهرود؛ کشته‌شدن متین منتظرظهور

پیام‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال حاکی است متین منتظرظهور، متولد ۱۳۷۲، شامگاه ۱۸ دی در جریان اعتراضات شهر شاهرود، با شلیک گلوله جان باخت.

به گفته شاهدان عینی، او به‌همراه دوستانش برای شرکت در اعتراضات از گرگان به شاهرود رفته بود و تا حوالی ساعت هشت شب با خانواده در تماس بود.

ساعاتی بعد، دوستانش خبر تیر خوردن او را به خانواده‌اش دادند.

  • در بیست و سومین روز انقلاب ملی ایرانیان چه گذشت؟

    در بیست و سومین روز انقلاب ملی ایرانیان چه گذشت؟

بر اساس اطلاعات موجود، گلوله به سینه متین اصابت کرده و با تخریب کامل بافت قلب، باعث مرگ او شده است.

پیکر این معترض پس از چهار روز، دوشنبه ۲۲ دی به خانواده تحویل داده شد و به گرگان منتقل شد. او سه‌شنبه بدون برگزاری مراسم، به خاک سپرده شد.

متین شغل آزاد داشت، در حوزه پرورش اندام فعالیت می‌کرد و قصد مهاجرت به ترکیه را داشت.

این روایت‌ها در کنار یکدیگر، تصویری از سرکوب سازمان‌یافته و گسترده اعتراضات در شهرهای مختلف ایران ارائه می‌دهند. سرکوبی که به گفته شاهدان، با استفاده از سلاح‌های جنگی، هدف قرار دادن غیرنظامیان و اعمال فشار امنیتی بر شهروندان، همراه بوده است.

  • سرکوب مردم ایران از محاصره خیابانی به بیمارستان و سردخانه‌ها کشیده شد

    سرکوب مردم ایران از محاصره خیابانی به بیمارستان و سردخانه‌ها کشیده شد

شاهد عینی از هشتگرد: نیروهای پلیس به خانواده‌ای همراه با کودک خردسال شلیک کردند

۲۹ دی ۱۴۰۴، ۱۴:۴۵ (‎+۰ گرینویچ)

یکی از مخاطبان ایران‌اینترنشنال در روایتی از هشتگردِ استان البرز، از تیراندازی نیروهای پلیس به یک خانواده همراه با کودک خردسال در روز جمعه ۱۹ دی خبر داده است.

بنابر این روایت، کودک شش یا هفت‌ساله‌ای در جریان این تیراندازی از ناحیه پا بر اثر اصابت ساچمه دچار جراحت و خون‌ریزی شدید شده است.

این شاهد عینی به نقل از مادر این کودک گفت خانواده آن‌ها هنگام وقوع حادثه تازه از خانه خارج شده بودند و حتی شعار هم نمی‌دادند، اما با این حال نیروهای پلیس به محض دیدن آن‌ها به سمت‌شان تیراندازی کرده‌اند.

100%

این مخاطب ایران‌اینترنشنال همچنین گفت در روز جمعه ۱۹ دی، حضور نیروهای سرکوب در هشتگرد به‌طور چشمگیری افزایش یافته بود.

به گفته او، او و اعضای خانواده‌اش نیز برای مدتی به خیابان رفتند، اما به دلیل استقرار گسترده نیروهای امنیتی، پس از حرکت با خودرو و سر دادن شعار، به خانه بازگشتند.

سرکوب مردم ایران از محاصره خیابانی به بیمارستان و سردخانه‌ها کشیده شد

۲۸ دی ۱۴۰۴، ۲۱:۵۵ (‎+۰ گرینویچ)

گزارش‌های دریافتی از ایران نشان می‌دهد سرکوب معترضان وارد مرحله‌ای تازه و سازمان‌یافته شده است؛ مرحله‌ای که در آن، علاوه بر خیابان‌ها، بیمارستان‌ها، روند درمان مجروحان و حتی تحویل پیکر کشته‌شدگان نیز تحت کنترل مستقیم نیروهای امنیتی قرار گرفته است.

روایت‌های مخاطبان از شهرهای مختلف حاکی از شلیک گسترده با سلاح جنگی، محاصره معترضان، اعمال حکومت نظامی و فشار نظام‌مند بر خانواده‌هاست.

کنترل بیمارستان‌ها و سرقت بانک‌های خون

یکی از نگران‌کننده‌ترین اقدامات نیروهای سرکوب، مداخله مستقیم ماموران امنیتی در مراکز درمانی است.

یک پزشک در رشت گفته است پس از انتقال مجروحان اعتراضات به بیمارستان «پورسینا»، نیروهای امنیتی وارد بیمارستان شدند و زخمی‌ها را با خود بردند. همچنین، ماموران کل ذخایر بانک خون این بیمارستان را تخلیه و آن را به بیمارستان «ولی‌عصر» ارتش منتقل کرده‌اند.

گزارش‌های مشابهی از خرم‌آباد و اراک نیز منتشر شده که از انتقال گسترده اجساد، پر شدن سردخانه‌ها و حضور نیروهای حکومتی در اطراف مراکز درمانی حکایت دارد.

خانواده‌ها می‌گویند در برخی موارد برای تحویل پیکر کشته‌شدگان یا حتی اطلاع از محل دفن، تحت فشار مالی قرار گرفته‌اند و مبالغی چندصد میلیونی مطالبه شده است.

این اقدامات، به گفته شهروندان، عملا روند درمان مجروحان را مختل و امکان ثبت پزشکی کشته‌شدگان را از بین برده است.

  • روایت شاهد عینی از دو شب خونین رشت: به مردم تسلیم‌شده شلیک کردند و «بازار هولوکاست شد»

    روایت شاهد عینی از دو شب خونین رشت: به مردم تسلیم‌شده شلیک کردند و «بازار هولوکاست شد»

محاصره مردم و شلیک مستقیم در رشت و کرج

گزارش‌ها از رشت و شهرهای اطراف آن از جمله لوشان، رودبار، منجیل، رستم‌آباد و بندرانزلی، حاکی از شلیک مستقیم با سلاح جنگی به معترضان است.

پیام‌های مخاطبان از کشته‌شدن شمار بالایی از شهروندان، از جمله کودکان، خبر می‌دهند.

در کرج، به‌ویژه در محله کیانمهر، شاهدان عینی گفته‌اند نیروهای امنیتی با عقب‌نشینی هدفمند، جمعیت چند هزارنفری معترضان را به محدوده‌هایی بدون راه خروج کشانده و سپس با تیر جنگی به روی آن‌ها آتش گشوده‌اند.

به‌گفته منابع محلی، تنها در یک شب ده‌ها نفر هدف گلوله قرار گرفتند و بیمارستان‌ها از پذیرش مجروحان خودداری کردند و مردم ناچار شدند زخمی‌ها را در خانه‌ها درمان کنند.

در رشت نیز روایت مخاطبان حاکی از آن است که مردم در منطقه بازار بین نیروهای سرکوبگر و دود و آتش گرفتار شده و سپس هدف تیراندازی قرار گرفتند. یک مخاطب از آمار ۷۰۰ نفری کشته‌شدگان خبر داد.

  • روایت شهروندان از خشونت گسترده، ممانعت از درمان مجروحان و باج‌خواهی از خانواده‌های دادخواه

    روایت شهروندان از خشونت گسترده، ممانعت از درمان مجروحان و باج‌خواهی از خانواده‌های دادخواه

حکومت نظامی ادامه دارد

در کنار این اقدامات، حکومت نظامی در بسیاری از شهرها به‌طور عملی برقرار است.
از قم، رفسنجان و دزفول تا کرج، بروجرد و ایذه، تعطیلی اجباری مغازه‌ها، بسته‌شدن خیابان‌ها، ایست‌های بازرسی، تفتیش تلفن‌های همراه و حضور نیروهای مسلح با سلاح جنگی گزارش شده است.

شهروندان می‌گویند پس از ساعات مشخصی از شب، حتی خروج از خانه، پارکینگ یا تردد در کوچه‌ها با ممانعت و تهدید مواجه می‌شود.

مجموعه این گزارش‌ها نشان می‌دهد سرکوب اعتراضات نه‌تنها خیابان‌ها، بلکه درمان، زندگی روزمره و حتی حق سوگواری خانواده‌ها را نیز هدف قرار داده است.

روایت شاهد عینی از دو شب خونین رشت: به مردم تسلیم‌شده شلیک کردند و «بازار هولوکاست شد»

۲۸ دی ۱۴۰۴، ۱۸:۱۱ (‎+۰ گرینویچ)
•
رضا اکوانیان

یک شاهد عینی حاضر در اعتراضات روزهای پنج‌شنبه و جمعه ۱۸ و ۱۹ دی در شهر رشت، به ایران‌اینترنشنال گفت که نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی در آتش‌سوزی بازار، به کسانی که برای نجات از دود و خفگی با «دست‌های بالا گرفته» از مغازه‌ها بیرون می‌آمدند و خود را «تسلیم» می‌کردند، شلیک کردند.

این شاهد عینیِ اعتراضات رشت که به‌تازگی از ایران خارج شده، به ایران‌اینترنشنال گفت در اعتراضات روزهای پنج‌شنبه و جمعه ۱۸ و ۱۹ دی در شهر رشت حضور داشت، و بر اساس مشاهداتش تخمین می‌زند که طی این دو شب در نقاط مختلف رشت «دو تا سه هزار نفر» کشته و شمار زیادی نیز زخمی، ناپدید یا بازداشت شدند.

او افزود نیروهای نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی در جریان آتش‌سوزی بازار، به کسانی که برای نجات از دود و خفگی با «دست‌های بالا گرفته» از مغازه‌ها بیرون می‌آمدند و عملا خود را «تسلیم» می‌کردند شلیک کردند.

این شاهد عینی از به «رگبار بستن مردم» و آتش زدن بازار رشت به‌عنوان «هولوکاست» یاد کرد.

از اعتصاب بازار تا کشتار معترضان

این شاهد عینی گفت اعتراضات رشت پیش از روزهای فراخوان‌های پنج‌شنبه و جمعه هم آغاز شده بود و به‌گفته او، موتور اولیه آن «تورم و گرانی» بود.

او افزایش قیمت‌ها را «وحشتناک» توصیف کرد و گفت سرعت گرانی چنان بالا رفت که هم مردم و هم بازاریان در تامین کالا و ادامه زندگی روزمره دچار مشکل شدند.

این شهروند در ادامه گفت بازاریان در بازار رشت اعتصاب کردند، مغازه‌ها را بستند و به خیابان آمدند و شعار دادند و بخشی از مردم هم همراهی کردند. به گفته او، چند روز درگیری در بازار ادامه داشت و این وضعیت تا حوالی دوشنبه و سه‌شنبه هم کشیده شد.

این شهروند معترض گفت بعد از مغازه‌داران، رستوران‌داران هم کم‌کم به بستن واحدهایشان پیوستند. او از «کبابی مهدی» نام برد و گفت این مجموعه که در رشت و در سطح کشور شناخته‌شده است، از نخستین کسانی بود که برای حمایت از همکاران و فضای اعتصاب همراهی نشان داد و سپس در همان پنج‌شنبه، محل کسبش را آتش زدند.

او همچنین از آتش‌سوزی درمانگاه مجاور، در حوالی درمانگاه سجاد، گفت و اضافه کرد در آن رخداد، یک پرستار جان باخت و پدر صاحب کبابی نیز فوت شد.

قطع اینترنت و تلفن و شروع تیراندازی از مرکز شهر

این شاهد عینی گفت پنج‌شنبه حدود ساعت پنج عصر اینترنت در رشت قطع شد و حدود نیم ساعت تا ۴۰ دقیقه بعد، تلفن هم از دسترس خارج شد؛ به‌گفته او نه تماس ممکن بود و نه پیامک.

او گفت از حدود ساعت هفت شب جمعیت به خیابان‌ها آمدند و حوالی ساعت هشت، درگیری‌ها «شدید و سنگین» شد. به گفته او، از حدود ساعت هفت تا هفت‌ونیم، تیراندازی در محدوده سبزه‌میدان، خیابان ۲۲ آبان و اطراف شهرداری آغاز شد و با بالا رفتن جمعیت، موج درگیری به اطراف کشیده شد و شهر چند کانون اعتراضی پیدا کرد.

به گفته او، در روز پنج‌شنبه، اعتراضات، تیراندازی و کشته و زخمی شدن مردم در مجموعه‌ای از نقاط مرکزی و پرتردد رشت جریان داشت؛ از جمله خیابان شریعتی، محدوده شهرداری، خیابان شیک، خیابان امام خمینی، سبزه‌میدان، خیابان معلم تا محدوده استانداری گیلان، خیابان سعدی، گلسار، خیابان مطهری، میدان زرجوب و میدان لاکانی و خیابان لاکانی.

این شاهد عینی افزود دامنه اعتراضات و درگیری‌ها به نقاط دیگری از شهر نیز کشیده شد؛ از جمله بلوار ضیابری، دانای علی، فلکه گاز، میدان فرهنگ (محدوده آموزش‌وپرورش استان گیلان) و پل عراق که به گفته او پایگاه سپاه قدس و کنسولگری روسیه در آن قرار دارد.

او همچنین گفت در حاجی‌آباد و محله چله‌خانه رشت که ساختمان‌ها و مراکز متعددی از جمله دفتر مرکزی بیمه ایران، بانک سپه، شعبه رشت بانک تجارت و بانک ملت و نیز دادگستری رشت در آن واقع است، آتش‌سوزی گسترده رخ داد و «همه آن‌ها در آتش سوختند».

او همچنین از درگیری‌ها در حوالی پادگان‌ها و پایگاه‌های سپاه گفت و اضافه کرد در اطراف ورودی صداوسیمای استان گیلان نیز آتش‌سوزی رخ داد و «باشگاه خبرنگاران جوان» واقع در خیابان رسالت که در محل ورودی صداوسیمای استان قرار دارد، نیز در آتش سوخت.

این شهروند معترض گفت در سمت استانداری و فلکه گاز هم تیراندازی شدید بود و «خیلی از بچه‌ها» همان‌جا جان باختند، اما افزود اوج کشتار مردم در بازار، سبزه‌میدان و شهرداری بوده است.

او اضافه کرد هم نیروهای امنیتی و هم بسیاری از معترضان چهره‌هایشان را پوشانده بودند و اغلب فقط چشم‌ها دیده می‌شد.

آتش‌سوزی بازار

این شهروند معترض به ایران‌اینترنشنال گفت خودش ندیده آتش‌سوزی بازار از کجا شروع شد و نمی‌داند آتش را چه کسی روشن کرد، اما تاکید کرد آنچه در بازار رخ داد با روایت‌های رسمی که مردم را مقصر می‌دانند هم‌خوان نیست.

او توضیح داد در روز اعتصاب، بسیاری از مغازه‌داران یا داخل مغازه‌های خود بودند یا کرکره را نیمه‌پایین نگه داشته بودند تا اگر تیراندازی شد، بتوانند به سرعت داخل مغازه پناه ببرند و افزود برخی خانواده‌ها نیز کنار مغازه‌ها بودند تا اگر اوضاع به هم ریخت، راهی برای پناه گرفتن داشته باشند.

او بافت بازار رشت را قدیمی و دالانی توصیف کرد؛ گذرهای باریک و ورودی‌های متعدد که در بحران، به سرعت به تله تبدیل می‌شود.

به گفته او، با بالا گرفتن آتش و دود، بسیاری در دالان‌ها و مسیرهای خروج گرفتار شدند و راه‌ها از چند سمت بسته بود؛ از جمله در مسیرهایی که با نشانه‌هایی مثل سیقلان و بختیار از آن‌ها یاد کرد و گفت مسیرهای منتهی به خیابان معلم نیز بسته می‌شد.

او اضافه کرد حتی اجازه ندادند ماشین‌های آتش‌نشانی به محدوده بازار نزدیک شوند و آتش‌نشانی را «محدود» نگه داشتند؛ در مقابل، برای برخی مراکز مورد توجه حکومت و مکان‌هایی که برایشان اهمیت مذهبی دارد، امکان مداخله و استقرار ایجاد شده بود.

این شهروند معترض خاطرنشان کرد میان بازاریان این برداشت شکل گرفته بود که فشارهای چندروزه برای شکستن اعتصاب و وادار کردن مغازه‌داران به باز کردن کسب‌وکار، با «تلافی» همراه شده است.

او گفت دوستان نزدیکش در بازار، از طلافروش و پارچه‌فروش و کتابفروش، روایت می‌کردند که تحت فشار بودند «باز کنید»، اما اعتصاب را نشکستند.

تسلیم برای نفس کشیدن و شلیک به جمعیت

این شاهد عینی گفت وقتی دود و آتش در بازار بالا گرفت، مردم «راهی جز بیرون آمدن» نداشتند؛ اگر می‌ماندند، با دود و خفگی و آتش می‌مردند و اگر بیرون می‌آمدند، با گلوله‌های شلیک‌شده از سوی ماموران مواجه می‌شدند.

او گفت در آن لحظه، بالا رفتن دست‌ها برای بسیاری معنای روشنی داشت: «تسلیم» برای زنده ماندن و نفس کشیدن و توضیح داد بخشی از این حرکت نیز واکنش طبیعی بدن در وضعیت وحشت بود؛ وقتی انسان در محاصره دود و آتش قرار می‌گیرد، دست‌ها ناخودآگاه بالا می‌رود.

با این حال، او گفت نیروهای نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی همان لحظه هم شلیک کردند و افزود راه‌ها بسته بود و وقتی موج جمعیت از بازار بیرون زد، «هر کسی را توانستند زدند».

او تأکید کرد در میان کسانی که در بازار گرفتار شده بودند «آدم‌های همه‌جور» حضور داشتند؛ مغازه‌دار، کارگر، خانواده‌ها، کودک و سالمند.

او از کودک هشت یا نه‌ساله و پیرزن هفتادساله گفت و افزود «هر کسی آنجا بود» هدف رگبار قرار گرفت. او این صحنه را با عباراتی تکان‌دهنده توصیف کرد و گفت «بازار هولوکاست شد» و «آدم یاد اتاق‌های گاز می‌افتاد»؛ به این معنا که مردم یا زیر دود و آتش می‌مردند یا ناچار بودند بیرون بیایند و زیر رگبار قرار بگیرند.

نوع سلاح‌ها و روند تیراندازی؛ پیکر کشته‌شدگان را با ماشین باری بردند

این شهروند معترض گفت نخستین برخورد نیروها با جمعیت با گاز اشک‌آور و باتوم آغاز شد و افزود ماموران تهدید می‌کردند «برگردید». به گفته او، با بالا رفتن جمعیت، تیراندازی شروع شد و مردم ناچار به عقب‌نشینی و فرار شدند.

او گفت مردم دست‌خالی بودند و هیچ‌کس با اسلحه یا چاقو نیامده بود و شایعات بعدی درباره خشونت سازمان‌یافته از سوی معترضان را رد کرد.

او تاکید کرد گلوله‌های ساچمه‌ای فقط در «چند دقیقه اول» استفاده شد، پیش از آنکه تجمع بزرگ شود. اما به محض شلوغی، نیروهای سرکوب «تیر جنگی» شلیک کردند و «هوایی نبود»، چون به گفته او «اگر مستقیم نمی‌زدند، مردم نمی‌مردند».

او گفت در روز پنج‌شنبه نیروهای حاضر شامل نیروی انتظامی، سپاه، بسیج و لباس‌شخصی‌های مسلح بودند و توضیح داد ماموران نیروی انتظامی غالبا کلت داشتند و نیروهای رده پایین‌تر کلاش؛ سپاه و بسیج نیز کلاش داشتند و لباس‌شخصی‌ها ترکیبی از کلت و کلاش و سلاح‌های دیگر در اختیار داشتند.

او درباره شلیک در بازار گفت «اول تک‌تیر بود، بعد سه‌تایی و بعد رگبار» و افزود صدای رگبار بارها و بارها شنیده می‌شد. او همچنین درباره تک‌تیراندازها گفت خودش ندیده و «زیر فشار و استرس امکان ایستادن و نگاه کردن وجود نداشت و از همه‌جا می‌زدند و باید می‌دویدی».

این شاهد عینی همچنین گفت پس از اوج درگیری، نیروها مدتی به سمت یک کلانتری نزدیک شهرداری عقب نشستند و به گفته او «از یک ساعتی به بعد در آن محدوده دیگر ماموری دیده نمی‌شد»، اما بعد دوباره برگشتند و بخشی از اجساد را با خودروهای باری جمع کردند و بردند.

او گفت به‌دلیل بالا بودن شمار کشته‌ها، انتقال اجساد با آمبولانس انجام نشد و جنازه‌ها را «پشت ماشین‌های باری انداختند».

او اضافه کرد در همان ساعات، برخی خانواده‌ها و مردم «خودشان جنازه‌های عزیزانشان را برداشتند» و برای اینکه پیکرها به دست ماموران نیفتد، آن‌ها را به جای تحویل از مسیرهای رسمی، در حیاط خانه یا در باغ و زمین‌های اطراف به شکل مخفیانه دفن کردند؛ اقدامی که به گفته او باعث می‌شود بخشی از کشته‌ها در هیچ آمار رسمی ثبت نشود.

او همچنین گفت گلسار همان شب «خیلی شلوغ» بود و خودش ابتدا در گلسار حضور داشته و بعد با موتور به سمت محدوده بازار و شهرداری رفته است.

حکم تیر، خاموشی شهر و کشتار گسترده

این شاهد عینی گفت شب دوم با شب اول «خیلی فرق کرد». او گفت پنج‌شنبه‌شب احساس می‌کرد بخش اندکی از نیروهای سرکوب تمایلی به اجرای دستور ندارند و از «ریزش» در میان برخی نیروها در بسیج و سپاه سخن گفت و افزود همین کمبود نیرو باعث شد بعد از شب اول، خیابان در مقاطعی تخلیه شود و تا صبح ماموری در خیابان دیده نشود.

او روایت کرد که چهار و پنج صبح نیز در شهر دور زده‌اند و ماموری ندیده‌اند و صبح جمعه، چون تلفن‌ها قطع بود و مردم خبر دقیقی نداشتند، حال‌وهوایی شبیه «جشن پیروزی» شکل گرفت؛ برخی در خیابان شیرینی پخش می‌کردند و گل می‌دادند و تصور می‌کردند در شهرهای دیگر هم وضعیت مشابه است.

با این حال، او افزود از حدود ساعت چهار بعدازظهر جمعه، نیروهای امنیتی با آرایش تازه به خیابان آمدند، مسیرهای منتهی به سبزه‌میدان و شهرداری را بستند و حتی تردد پیاده را نیز محدود کردند.

او گفت با تاریکی هوا، چراغ‌ها را خاموش کردند، دستور دادند مغازه‌ها بسته شود و شهر عملا تعطیل شد و افزود نیروها به فاصله‌های حدود صد متر با سلاح‌های جنگی ایستاده بودند و «تا بن دندان مسلح بودند».

او گفت ارتش در شب دوم اضافه شد و از استقرار نیروهای ارتش در محورهایی مانند خیابان معلم و حوالی سبزه‌میدان خبر داد و اشاره کرد تجهیزات سنگین، از جمله تانک، نیز دیده می‌شد.

او همچنین از پیامی گفت که ظهر جمعه از یکی از آشنایان بسیار نزدیکش در نیروی انتظامی دریافت کرده بود؛ پیامی که به گفته او صریح بود: «حکم تیر دادند… همه کاملا مسلح‌اند… چیزی به نام بازداشت وجود ندارد… حکم شلیک مستقیم از بالا دارند و همه را به قصد کشت می‌زنند.»

این شهروند معترض گفت در جمعه‌شب، حکومت نظامی در تمام نقاطی که پنج‌شنبه ناآرام بود برقرار ماند، اما کشتار از حدود ساعت ۲۱:۳۰ از محور خیابان معلم به سمت استانداری گیلان آغاز شد و در کنار آن، در خیابان لاکانی، سبزه‌میدان، حاجی‌آباد و خیابان خمینی نیز فشار امنیتی و تیراندازی ادامه داشت.

کشته‌شدگان، زخمی‌ها و ناپدیدشدگان

این شاهد عینی به ایران‌اینترنشنال گفت در محدوده شهرداری و سبزه‌میدان، جمعیت را «۱۵ تا ۲۰ هزار نفر» برآورد می‌کند، اما تاکید کرد برآورد «دو تا سه هزار کشته» را برای کل رشت در دو شب می‌گوید، نه فقط یک نقطه. او درباره زخمی‌ها نیز گفت شمارشان «خیلی زیاد» بوده و «چندین برابر بیشتر» از کشته‌هاست.

او همچنین گفت آمارهایی که درباره کل کشور منتشر می‌شود، از نگاه او در واقعیت بیشتر است و بسیار بزرگ‌تر از چیزی است که بتوان آن را فقط با چند عدد توضیح داد و تاکید کرد نباید این تلفات را به «چند عدد» تقلیل داد؛ چون به گفته او پشت هر رقم، یک انسان بوده است؛ کسی که زندگی‌ای داشته، نفس می‌کشیده و برای خانواده و اطرافیانش عزیز بوده و جای خالی‌اش تا ابد در ذهن و قلب نزدیکان و دوستانش می‌ماند.

او گفت علاوه بر کشته‌ها و زخمی‌ها، گروهی نیز «ناپدید» شده‌اند و از چند دوست صمیمی خود گفت که هنوز خبری از آن‌ها ندارد؛ افرادی که به گفته او نه نامشان در فهرست بازداشت‌شدگان دیده می‌شود و نه پیکرشان به خانواده‌ها تحویل داده شده است.

این شهروند معترض درباره روند تحویل پیکر جان‌باختگان گفت محل اصلی مراجعه خانواده‌ها «باغ رضوان رشت» در جاده تهران بوده است.

او روایت کرد یکی از دوستانش که برای تحویل پیکر رفته بود، با صحنه‌ای مواجه شد که آن را «شکنجه روحی» توصیف کرد.

100%

به گفته او، اجساد را به شکلی دردناک و بی‌حرمت، روی هم و برخی را بدون لباس، با تن‌های خونین و خاک‌آلود ریخته بودند؛ جا کم بود و سردخانه ظرفیت نداشت.

این شهروند معترض گفت خانواده‌ها با توهین و فحاشی روبه‌رو می‌شدند و با نشان دادن پیکرها و رفتار تحقیرآمیز، تحت فشار و شکنجه روحی قرار می‌گرفتند.

او همچنین گفت در مواردی از خانواده‌ها پول‌های سنگین خواسته‌اند یا از آن‌ها تعهد و سند گرفته‌اند تا روایت مورد نظر حکومت را امضا کنند.

او نمونه‌ای از دوست کارگرش را مثال زد که کل زندگی‌اش به ۱۰ میلیون تومان هم نمی‌رسید و خانواده‌اش را بر سر دو راهی گذاشتند: پرداخت «۸۰۰ میلیون تومان» یا امضای برگه‌ای که در آن، معترض کشته‌شده را نیروی بسیجی و قربانی «تروریست‌های اسرائیلی» معرفی کنند.

او درباره «تیر خلاص» گفت خودش چنین صحنه‌ای را ندیده، اما از دوستانش شنیده که در خیابان و حتی در بیمارستان به مجروحان شلیک شده است و افزود در بازار نیز چنین روایت‌هایی از سوی مغازه‌داران مطرح شده است.

این شهروند معترض در عین حال گفت درباره تیر خلاص در بازداشتگاه‌ها آمار مشخصی ندارد، اما از یک مورد نزدیک گفت؛ فردی که پایش تیر خورده و در بیمارستان بستری بوده، سپس بازداشت شده و او اکنون از سرنوشتش بی‌خبر است.

این شاهد عینی همچنین از اثرات جسمی و روانی پس از دو شب گفت و افزود گاز اشک‌آور استفاده شده و خودش بعد از آن چند روز دچار تهوع و بالا رفتن فشار خون شده و دو بار به پزشک مراجعه کرده است و نمی‌داند این حال بد ناشی از گاز و دود بوده یا از فشار و استرس شدید.

او درباره سن قربانیان گفت بازه‌ای از حدود هشت یا ۹ سال تا ۶۰ سال را دیده یا از نزدیکان شنیده و گفت بخش بزرگی از کشته‌ها را نوجوان‌ها و جوان‌ها تشکیل می‌دادند؛ او در عین حال گفت خانواده‌هایی را نیز دیده که با کودکانشان به خیابان آمده بودند و تأکید کرد: «بچه و کودک کشتند.»

مجموعه این روایت‌ها، از منظر حقوق بشر می‌تواند مصداق قتل‌های فراقضایی و سرکوب مرگبار سازمان‌یافته باشد و در صورت اثبات الگوی گسترده و از پیش طراحی‌شده علیه غیرنظامیان، در چارچوب «جنایت علیه بشریت» نیز قابل بررسی و پیگرد است.

روایت شهروندان از خشونت گسترده، ممانعت از درمان مجروحان و باج‌خواهی از خانواده‌های دادخواه

۲۸ دی ۱۴۰۴، ۱۴:۴۹ (‎+۰ گرینویچ)

گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال از شهرهای مختلف ایران، از شلیک گسترده گلوله جنگی و ساچمه‌ای به معترضان در ۱۸ و ۱۹ دی، حکومت نظامی، بازداشت‌های گسترده، ممانعت از درمان مجروحان، باج‌خواهی حکومت از خانواده‌های کشته‌شدگان و دفن پنهانی پیکرها حکایت دارد.

روایت‌های شاهدان عینی از تهران، کرج، شیراز، گرگان، شهرکرد، اصفهان، اهواز، قم و مازندران نشان می‌دهد سرکوب اعتراضات با الگوی خشونتی سازمان‌یافته و هماهنگ در حال اجراست.

این الگو از تیراندازی مستقیم از پشت‌بام کلانتری‌ها تا تیر خلاص به مجروحان روی زمین و تفتیش خانه‌ها و بدن شهروندان را در بر می‌گیرد.

شلیک با گلوله جنگی در گلشهر و شیراز: کسی نبود که تیر نخورده باشد

مخاطبی از گلشهر کرج به ایران‌اینترنشنال گفت در جریان اعتراضات ۱۸ دی، شهروندان تجمع خود را از کوچه‌ها شروع می‌کردند و در خیابان‌های اصلی بهم می‌پیوستند؛ تعداد معترضان آن‌چنان زیاد بود که سرکوبگران به‌طور مرتب مجبور به عقب‌نشینی می‌شدند.

او از تلاش معترضان برای کور کردن دوربین‌های شهری خبر داد و گفت هنگامی که جمعیت به کلانتری حصارک رسید، از بالای ساختمان به سوی مردم «گلوله جنگی شلیک شد».

به گفته این مخاطب، در اعتراضات ۱۹ دی، از همان ابتدای شروع تجمع خیابانی برخوردهای شدیدتری با مردم صورت گرفت و صدای شلیک تیر جنگی در همه‌جا شنیده می‌شد.

در شیراز نیز گزارش‌های مشابهی از تیراندازی گسترده منتشر شده است.

مخاطبی از منطقه عفیف‌آباد شیراز گفت به‌طور مداوم گاز اشک‌آور به سوی جمعیت پرتاب می‌کردند و شلیک گلوله ساچمه‌ای و جنگی آن‌چنان زیاد بود که «کسی نبود که تیر نخورده باشد».

او توضیح داد نیروهای سرکوبگر به سمت خانه‌ها و حتی کسانی که کنار پنجره ایستاده بودند نیز شلیک می‌کردند.

از ۱۷ تا ۲۲ دی تمام کسبه و بازاریان عفیف‌آباد در اعتصاب کامل بودند و حتی مجتمع عفیف‌آباد که مالکیت آن منتسب به سپاه پاسداران است، کاملا تعطیل بود.

حکومت نظامی، بازرسی بدنی، تفتیش خانه‌ها و توقیف گوشی‌ها

یک مخاطب از شیراز گفت در جریان تجمع ۱۹ دی، خیابان معالی‌آباد شیراز شاهد محاصره شدید و آتش‌باران نیروهای حکومتی بود.

مخاطبی دیگر گفت از تاریخ ۱۸ دی تاکنون در شرایط حکومت نظامی برقرار است و ماموران لباس شخصی در خیابان معالی‌آباد مستقرند.

مخاطبی از شهرکرد استان چهارمحال و بختیاری،از برقراری حکومت نظامی در این شهر و «تفتیش خانه‌ها» از سوی نیروهای سرکوبگر خبر داد و گفت هر کسی در بیرون از خانه گوشی تلفن همراه دستش باشد، موبایلش را توقیف می‌کنند و با خود می‌برند.

او فشارها و جو امنیتی کنونی در شهرکرد را «مرگبار» توصیف کرد.

شهروندی دیگر از گرگان نیز از برقراری حکومت نظامی شبانه در این شهر خبر داد و گفت نیروهای لباس شخصی مسلح در مرکز شهر گشت‌زنی می‌کنند.

به گفته این مخاطب، ماموران، خودروها را در مرکز شهر متوقف، سرنشینان آن را پیاده و مجبورشان می‌کنند لباس‌هایشان را دربیاورند تا «بررسی کنند روی بدنشان اثری از برخورد ساچمه هست یا نه.»

شهروندی از اهواز نیز از جو نظامی و امنیتی در این شهر خبر داد و گفت هر روز عصر ایست و بازرسی و تفتیش خودروها در خیابان‌های مختلف اهواز آغاز می‌شود.

مخاطبی از جو «به شدت نظامی» در شیراز و مرودشت خبر داد و گفت از ساعت هشت شب به بعد تمام خیابان‌ها پر از ماموران حکومتی است و تمام عابران را سوال و جواب می‌کنند.

محدودیت در ارائه خدمات درمانی و اورژانسی به معترضان مجروح

یک شهروند در پیامی تاکید کرد در اوج اعتراضات در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی، از ساعت هشت شب تا یک بامداد، هیچ آمبولانسی در مناطق تیراندازی حضور نداشت.

به گفته او، تلفن‌ها قطع بود و حتی تماس اضطراری با اورژانس هم امکان‌پذیر نبود؛ درحالی‌که شهروندان حاضر بودند اورژانس حتی به شرط بازداشت زخمی‌ها، آن‌ها را ببرد، اما تلفن‌ها کار نمی‌کرد.

به گفته این مخاطب، بسیاری از معترضان زخمی که به ساختمان‌های اطراف پناه برده بودند، بر اثر خونریزی جان دادند.

شهروندی از شیراز، با اشاره به اعتراضات گسترده نوزدهم دی، گفت ماموران آن شب حتی به کسانی که معترض نبودند و در خیابان به شکل عادی حضور داشتند هم تیر ساچمه‌ای می‌زدند تا «به جمعیت اضافه نشوند».

این شهروند گفت نیروهای بسیج کنترل آمبولانس‌ها و خودروهای امدادی را به دست گرفته بودند و زخمی‌ها را یک‌راست به اداره اطلاعات و نهادهای نظامی منتقل می‌کردند.

یک مخاطب به نقل از کادر درمان بابل در استان مازندران به ایران‌اینترنشنال گفت شامگاه ۱۹ دی، تمام سردخانه‌های شهر پر شده بود.

به گفته او، به همه بیمارستان‌ها اعلام شده بود که حق ندارند هیچ مجروحی را پذیرش کنند.

این شهروند ازکشته شدن دست‌کم ۱۰۰ نفر در جریان اعتراضات بابل خبر داد.

ممانعت از دفن پیکرها و باج‌خواهی از خانواده‌های دادخواه

یک مخاطب با ارسال پیامی صوتی به ایران‌اینترنشنال از باج‌خواهی سرکوبگران از خانواده کشته‌شدگان خبر داد و گفت ابتدا آدرس خانواده را شناسایی و توان مالی آن‌ها را بررسی می‌کنند. سپس، بین ۲۵۰ میلیون تومان تا چند میلیارد تومان پول طلب می‌کنند.

به گفته او، اگر پول پرداخت نشود، خانواده‌ها را تطمیع می‌کنند تا بگویند فرد کشته‌شده بسیجی بوده یا به دست اسرائیل کشته شده است.

این شهروند با استناد به مشاهدات خود گفت بسیاری از جنازه‌ها شبانه تحویل خانواده‌ها داده شد تا بدون برگزاری مراسم دفن شوند: «حتی به برخی خانواده‌ها گفتند ابتدا مراسم ختم برگزار کنید و اگر مطلوب ما بود، بعد پیکر را تحویل می‌دهیم.»

به گفته او، در مواردی پس از تحویل جنازه به خانواده اعلام شد فقط پنج نفر حق حضور در مراسم خاکسپاری را دارند.

مخاطبی از اصفهان گفت حکومت با ممانعت از تحویل پیکر کشته‌شدگان، آن را مشروط به معرفی فرد به‌عنوان «بسیجی» یا پرداخت مبلغی بین ۷۰۰ میلیون تا دو میلیارد تومان پول کرده‌اند.

یک مخاطب از گرگان نیز توضیح داد زنی پیکر همسرش را که با او شلیک شده بود، در فرغون انداخت و از محل برد؛ ماموران پارچه سیاه نصب شده جلوی مغازه این فرد برای عزاداری را جمع کردند.

یک شاهد عینی دیگر نیز به ایران‌اینترنشنال گفت در کهریزک و زمانی که خانواده‌ها برای شناسایی پیکر کشته‌شدگان اعتراضات مراجعه کردند، ماموران لباس شخصی با اهانت و فحاشی به کشته‌شدگان، به خانواده‌ها می‌گفتند «بروید جنازه مزدوران موساد را پیدا کنید».

یک شهروند دیگر در کرج، گفت که ماموران در بهشت سکینه، ضمن فحاشی به خانواده‌های داغدار، می‌گفتند «زودتر جنازه‌ها را خاک کنید تا کشور از اینها خلاص شود».

پیش‌تر نیز گزارش‌هایی از برخورد توهین‌آمیز ماموران در کهریزک در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده بود.

شمار بالای بازداشتی‌ها و نگهدرای آنان در مکان‌های غیر نظامی

یک شهروند گرگان در پیامی به ایران‌اینترنشنال گفت نیروهای امنیتی پس از کشتن ده‌ها نفر از معترضان در ۱۸ و ‌۱۹ دی، پیکر ۷۶ تن از کشته‌شدگان را به مدت سه روز در اردوگاه «امام حسن مجتبی» نگه داشته بودند.

او اضافه کرد جوانان را به قرنطینه زندان امیرآباد می‌برند و گوشی‌های شهروندان و عابران را در خیابان بررسی می‌کنند.

یک مخاطب نیز با اشاره به اعتراضات قم، گفت ماموران، معترضان بازداشت‌شده را داخل اداره برق قم حبس کرده بودند.

مخاطبی از اصفهان از آمار بسیار بالای مجروحان و بازداشت‌شده‌ها خبر داد و گفت «در هر کوچه یک نفر را دستگیر می‌کنند».