• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

دبیرکل حزب کومله کردستان ورود نیروهای این حزب به ایران را تکذیب کرد

۲۵ دی ۱۴۰۴، ۱۶:۱۱ (‎+۰ گرینویچ)

عبدالله مهتدی، دبیرکل حزب کومله کردستان ایران، ضمن اشاره به کشتار و قتل‌عام در انقلاب ملی ایرانیان گفت تاریخ در حال ورق خوردن است.

او همچنین ورود نیروهای مسلح حزب کومله به ایران را که از سوی خبرگزاری رویترز منتشر شده، تکذیب کرد.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد
۱

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد

۲

نفوذ جمهوری اسلامی و کارزار جمع‌آوری کمک‌های مالی شیعیان کشمیر پس از کشته شدن خامنه‌ای

۳

فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

۴

اعتراف مقام سابق جمهوری اسلامی به نارضایتی، شکاف نسلی و نقش آن در اعتراضات دی ۱۴۰۴

۵
تحلیل

وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

Banner

انتخاب سردبیر

  • ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟
    تحلیل

    ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

•
•
•

مطالب بیشتر

نماینده پارلمان استرالیا: جمهوری اسلامی فاقد مشروعیت است

۲۵ دی ۱۴۰۴، ۱۳:۲۸ (‎+۰ گرینویچ)

آرون ویولی، نماینده پارلمان استرالیا، در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال، سرکوب خونین معترضان در ایران و قطع گسترده اینترنت را «تکان‌دهنده» توصیف کرد و جمهوری اسلامی را فاقد مشروعیت دانست.

گزارش علیرضا محبی، خبرنگار ایران‌اینترنشنال

پایان ترس؛ جمهوری اسلامی و از دست رفتن ابزار اصلی بقا

۲۵ دی ۱۴۰۴، ۱۱:۳۳ (‎+۰ گرینویچ)

مایکل سینگ، مدیر اجرایی و عضو ارشد موسسه واشینگتن، در مطلبی نوشت رهبران جمهوری اسلامی در نهایت راهکار مشخصی برای ترساندن ایرانیان و بیرون راندن ایشان از خیابان‌ها، مرعوب کردن قدرت‌های خارجی یا خروج از بحران راهبردی فراگیر خود، در اختیار ندارند.

بر اساس این تحلیل که در وب‌سایت موسسه واشینگتن منتشر شده است، حکومت ایران همچنان انواع سلاح‌های نظامی را در اختیار دارد، اما سرانجام مهم‌ترین ابزار حکومت‌های اقتدارگرا را از دست داده است: ترس.

به گفته سینگ، جمهوری اسلامی نزدیک به پنج دهه با خشونت مردم ایران را سرکوب کرده و هم‌زمان در خاورمیانه و فراتر از آن به بی‌ثباتی دامن زده است. با این حال، به نظر می‌رسد حکومت اکنون وارد بحرانی راهبردی شده که امکان خروج از آن را ندارد.

جمهوری اسلامی تاکنون برای تضمین بقای خود کوشیده با آنچه دو تهدید اصلی تلقی کرده، مقابله کند: از یک سو جامعه‌ای نسبتا جوان، تحصیل‌کرده و دارای مشارکت سیاسی در داخل ایران، و از سوی دیگر، کشورهایی در منطقه و خارج از آن، به‌ویژه ایالات متحده، که از تهدیدهای پیاپی حکومت نگران بوده‌اند.

در این مسیر، «ترس» ابزار محوری جمهوری اسلامی بوده است؛ چه با ایجاد هراس در واشینگتن و دیگر بازیگران از این که تشدید تقابل با تهران می‌تواند به جنگی منطقه‌ای بینجامد، و چه با القای این تصور در میان مردم ایران که اعتراض‌ها نه به حمایت بین‌المللی، بلکه صرفا به سرکوب و انتقام حکومت منتهی خواهد شد.

سینگ افزود نشانه‌های روشنی وجود دارد که «ترس و راهبرد حکومت بر پایه آن» فرو ریخته است. ایالات متحده و اسرائیل پس از دهه‌ها تردید، به رویارویی مستقیم با ایران روی آورده‌اند و حتی از احتمال حملات بیشتر سخن می‌گویند.

این که ایرانیان بتوانند خشونت حکومت را تاب بیاورند و اعتراض‌ها را ادامه دهند، هنوز روشن نیست، اما آشکار است که این خیزش هم از نظر وسعت و هم از نظر تنوع و ماهیت عوامل اقتصادی و سیاسی محرک، با اعتراض‌های پیشین تفاوت اساسی دارد.

سینگ در حالی به حذف «وحشت‌آفرینی» از سازوکارهای سرکوب جمهوری اسلامی اشاره می‌کند که حکومت در دهه‌های گذشته کوشیده است با تکیه بر سیاست «النصر بالرعب» مخالفان را مرعوب کند و مانع از شکل‌گیری اعتراضات شود.

جمهوری اسلامی پس از هفتم اکتبر

رویه حکومت برای سرکوب در داخل و تسلیح گروه‌های نیابتی در خارج برای سال‌ها موثر بود و جمهوری اسلامی بابت خونی که در ایران و سراسر منطقه ریخت، بهای اندکی پرداخت کرد.

این الگو در نهایت با حمله هفتم اکتبر حماس به اسرائیل شکسته شد.

اسرائیل پس از مقابله با حماس و حزب‌الله، در جریان جنگ ۱۲ روزه با حملات مستقیم، بازدارندگی تهران را به چالش کشید. در حالی که بخش مهمی از توان نیابتی، پدافندی، موشکی و هسته‌ای جمهوری اسلامی هدف قرار گرفت، حکومت واکنش محدودی از خود نشان داد.

اکنون که اسرائیل و آمریکا بدون بروز جنگ منطقه‌ای از خط قرمز حمله مستقیم به ایران عبور کرده‌اند، به ‌احتمال زیاد این نوع عملیات به بخشی دائمی از سیاست آنان در برخورد با جمهوری اسلامی تبدیل می‌شود.

این روند حتی پس از پایان دوران ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ و نخست‌وزیری بنیامین نتانیاهو نیز ادامه خواهد داشت.

  • خشونت افسارگسیخته جمهوری اسلامی، فروپاشی اخلاق و زخم‌هایی که می‌مانند

    خشونت افسارگسیخته جمهوری اسلامی، فروپاشی اخلاق و زخم‌هایی که می‌مانند

آیا تغییر واقعی در جمهوری اسلامی ممکن است؟

سینگ نوشت اکنون برای حکومتی که بقای خود را در خطر می‌بیند، راه‌حل جایگزین روشنی وجود ندارد.

پذیرش مطالبات آمریکا و اسرائیل یا تحمل اعتراض‌های مردمی و مطالبه تغییر، نه فقط تصمیم‌هایی دشوار هستند، بلکه در تعارض کامل با ایدئولوژی خیال‌پردازانه‌ای هستند که حکومت از زمان تاسیس خود به آن پایبند مانده است.

دشمنی با آمریکا و حاکمیت مطلق روحانیت برای رهبران جمهوری اسلامی سیاست قابل تغییر نیست، بلکه بخشی از هویت و ستون‌های اصلی قدرت آنان است.

سینگ تاکید کرد اکنون زمان توافق هسته‌ای تازه یا هر نوع تعاملی برای کاهش فشار بر تهران نیست. به‌جای گشودن راه فرار برای حکومت از دوراهی سرنوشت‌ساز «تغییر یا فروپاشی»، واشینگتن باید فشار بر جمهوری اسلامی را افزایش دهد و هم‌زمان از مردم ایران حمایت کند.

در وضعیتی که خطر اقدام نظامی به‌شکل جدی متوجه حکومت است، هم دشمنان ایران و هم مردم کشور با دوره‌ای حساس و پرخطر روبه‌رو هستند.

این احتمال را نمی‌توان نادیده گرفت که حکومت از سر استیصال برای حفظ بقا، به‌دنبال شتاب بخشیدن به برنامه تسلیحات هسته‌ای، انجام عملیات‌های تروریستی، یا تشدید سرکوب و کشتار مردم برود.

اما چنین اقداماتی که ممکن است از نگاه رهبران جمهوری اسلامی راه نجات به‌نظر برسند، در عمل تنها فشارها را بر حکومت افزایش می‌دهند و احتمال اعتراض‌های تازه، حملات نظامی جدید و حتی تسریع فروپاشی حکومت را بیشتر می‌کنند.

روح‌الله رحیم‌پور، تحلیل‌گر سیاسی:‌ با خلوت شدن خیابان‌ها، سرکوب متوقف نخواهد شد

۲۴ دی ۱۴۰۴، ۱۹:۱۵ (‎+۰ گرینویچ)

روح‌الله رحیم‌پور، روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر سیاسی، به ایران‌اینترنشنال گفت حکومت در تبلیغات خود با مقایسه مخالفان، هواداران شاهزاده رضا پهلوی و مجاهدین خلق، از «پاکسازی» سخن می‌گوید.

به گفته او این نشانه‌ای روشن از تداوم سرکوب است و «حتی در صورت خلوت شدن خیابان‌ها، سرکوب متوقف نخواهد شد».

جمشید برزگر، روزنامه‌نگار و تحلیلگر سیاسی: اولویت فوری توقف کشتار مردم و سرنگونی حکومت است

۲۴ دی ۱۴۰۴، ۱۶:۵۴ (‎+۰ گرینویچ)

جمشید برزگر، روزنامه‌نگار و تحلیلگر سیاسی، در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال درباره درخواست انجمن خانواده‌های جان‌باختگان پرواز اوکراینی برای ارجاع پرونده جنایت‌های جمهوری اسلامی به دیوان بین‌المللی کیفری گفت این مطالبه از نظر حقوقی و تاریخی اهمیت بالایی دارد، اما در شرایطی که «قتل‌عام مردم ایران در جریان است»، نمی‌تواند پاسخ فوری به بحران کنونی باشد.

او با تسلیت به مردم ایران و خانواده‌های داغدار تاکید کرد آنچه امروز در ایران رخ می‌دهد، ادامه مسیری است که جمهوری اسلامی سال‌ها پیش با سرنگونی هواپیمای مسافربری اوکراینی آغاز کرد. به گفته برزگر، «تداوم جمهوری اسلامی یعنی مرگ و تباهی بیشتر» و ابعاد خشونت اکنون به‌مراتب گسترده‌تر از گذشته شده است.

برزگر با اشاره به بیانیه انجمن خانواده‌های پرواز اوکراینی گفت این بیانیه به‌درستی بر اقدام فوری برای جلوگیری از کشتار شهروندان ایرانی تاکید دارد.

او افزود ارجاع پرونده‌ها به نهادهای بین‌المللی اقدامی لازم است که باید در آینده انجام شود، اما در لحظه‌ای که حمله به معترضان، بیمارستان‌ها و حتی منازل کشته‌شدگان گزارش می‌شود، خواست اصلی جامعه ایران توقف فوری این خشونت‌ها است.

این تحلیلگر سیاسی همچنین با اشاره به درخواست انجمن برای تعطیلی سفارتخانه‌های جمهوری اسلامی گفت تعلل دولت‌ها در چنین اقدام‌هایی همواره وجود داشته، اما فشار افکار عمومی و حضور گسترده ایرانیان خارج از کشور نقش تعیین‌کننده‌ای در تغییر مواضع دولت‌های غربی دارد.

او تاکید کرد لحن دولت‌های اروپایی که سال‌ها با جمهوری اسلامی مماشات می‌کردند، اکنون به‌طور محسوسی تغییر کرده و برای نخستین بار از «غیرمشروع بودن نظام حاکم بر ایران» سخن گفته می‌شود.

به گفته برزگر، اعتراض‌های گسترده ایرانیان در خارج از کشور این فشار را افزایش داده و می‌تواند دولت‌ها را به اقدام‌های سریع‌تر وادار کند.

برزگر در پایان گفت در صورت اقدام قریب‌الوقوع آمریکا، این روند شتاب بیشتری خواهد گرفت و ممکن است شرایطی فراهم شود که مردم ایران دوباره بتوانند با هزینه کمتری در خیابان‌ها حضور پیدا کنند و درباره سرنوشت خود تصمیم بگیرند.

خشونت افسارگسیخته جمهوری اسلامی، فروپاشی اخلاق و زخم‌هایی که می‌مانند

۲۴ دی ۱۴۰۴، ۱۳:۳۴ (‎+۰ گرینویچ)
•
نعیمه دوستدار

در روزهایی که انقلاب ملی ایرانیان با خشونتی بی‌سابقه سرکوب می‌شود، تصاویری از کهریزک منتشر شده که نفس را بند می‌آورد: اجساد روی هم، خانواده‌های سرگردان در سوله‌ها و حیاط پزشکی قانونی و سکوتی که با قطع اینترنت بر این کشتار سایه انداخته است.

آنچه دیده می‌شود نه یک سرکوب، که نشانه‌ای از فروپاشی کامل مرزهای انسانی در مواجهه جمهوری اسلامی با شهروندانش است.

  • بیانیه شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال: کشتار ۱۲ هزار ایرانی در سکوت دفن نخواهد شد

    بیانیه شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال: کشتار ۱۲ هزار ایرانی در سکوت دفن نخواهد شد

در برابر چنین تصاویری، یک پرسش قدیمی دوباره با شدتی تازه بازمی‌گردد: چرا بشر، با وجود قرن‌ها تجربه خونبار، باز هم از تکرار خشونت و جنایت جمعی بازنمی‌ایستد؟

یکی از پرسش‌های تکرارشونده در مواجهه با خشونت‌های گسترده این است: چگونه ممکن است بشری که آشویتس را دیده، جنگ‌های جهانی را تجربه کرده، نسل‌کشی رواندا و ویرانی سوریه را به چشم دیده، باز هم شاهد کشتار جمعی، سرکوب خونین و جنایت سیستماتیک باشد؟ چرا تاریخ، با تمام سرخی و هشدارهایش، مانع تکرار خود نمی‌شود؟

پاسخ ساده‌ای وجود ندارد، اما تجربه نشان می‌دهد مساله «ندانستن» یا «فراموشی» نیست. مساله، سازوکارهایی است که خشونت را ممکن، عادی و حتی ضروری جلوه می‌دهند. سازوکارهایی که نه از سمت مردم، بلکه از دل ساختارهای قدرت سرکوبگر بیرون می‌آیند.

خشونت چگونه عادی می‌شود؟

خشونت‌های بزرگ، ناگهانی آغاز نمی‌شوند. هیچ جامعه‌ای یک‌شبه به کشتار جمعی نمی‌رسد. مسیر، معمولا تدریجی است: با زبان تحقیر آغاز می‌شود، با برچسب‌زنی ادامه پیدا می‌کند و با «امنیتی‌سازی» اعتراض و نارضایتی به نقطه‌ای می‌رسد که جان انسان‌ها به مساله‌ای ثانویه تبدیل می‌شود.

در این روند، قدرت سیاسی تلاش می‌کند خشونت را نه به‌عنوان «جنایت»، بلکه به‌عنوان «وظیفه» معرفی کند: وظیفه حفظ نظم، دین، امنیت یا بقا به هر قیمتی.

در چنین چارچوبی، دیگر مساله مردم نیستند. مساله «دشمن» است. دشمنی که می‌تواند معترض، دانشجو، زن بی‌حجاب، کارگر یا حتی همسایه باشد.

  • کرج پس از کشتار گسترده معترضان؛ به زخمی‌ها در بیمارستان تیر خلاص می‌زدند

    کرج پس از کشتار گسترده معترضان؛ به زخمی‌ها در بیمارستان تیر خلاص می‌زدند

توهم «این‌ بار فرق دارد»

یکی از خطاهای خطرناک جمعی در تاریخ این بوده است که هر نسل تصور کرده فجایع گذشته متعلق به «دیگران» بوده‌اند: دیگران بی‌اخلاق‌تر بودند، دیگران عقب‌مانده‌تر بودند، دیگران فریب‌خورده‌تر بودند.

اما تاریخ نشان داده که هیچ جامعه‌ای ذاتا مصون نیست.

آنچه فاجعه می‌آفریند، نه مردم عادی، بلکه ترکیب قدرت بی‌مهار، ایدئولوژی توجیه‌گر و دستگاه سرکوب سازمان‌یافته است.

مردمی که زیر فشار، تهدید و فقر قرار می‌گیرند، عامل خشونت نیستند بلکه اغلب قربانیان مستقیم یا غیرمستقیم آنند.

  • رودخانه‌های خون؛ واقعیت هولناک کشتار معترضان در ایران

    رودخانه‌های خون؛ واقعیت هولناک کشتار معترضان در ایران

وقتی خشونت «برون‌سپاری» می‌شود

در نظام‌های سرکوبگر، دولت به‌تدریج تلاش می‌کند خشونت را از شکل رسمی خارج کند و به لایه‌های پایین‌تر منتقل کند:  نیروهای شبه‌نظامی، لباس‌شخصی‌ها، بسیج محلی، خبرچین‌ها. در این نقطه، مرز میان دولت و جامعه مخدوش می‌شود اما این به معنای مسئولیت برابر مردم نیست.

برعکس، این همان لحظه‌ای است که قدرت، جامعه را به گروگان می‌گیرد: افراد تحت فشار قرار می‌گیرند که یا همکاری کنند، یا حذف شوند. انتخاب‌ها واقعی نیستند؛ تحمیلی‌اند.

در چنین شرایطی، این دست قدرت است که خون‌آلود می‌شود، نه دست جامعه اما آن کس که انتخاب می‌کند به روی همشهری‌اش آتش بگشاید، باید در برابر عدالت پاسخگو باشد.

  • تایید حضور نیروهای خارجی در جریان سرکوب معترضان در ایران

    تایید حضور نیروهای خارجی در جریان سرکوب معترضان در ایران

چرا همسایه به همسایه آسیب می‌زند؟

در بسیاری از خشونت‌های جمعی، از آلمان نازی تا رواندا و بوسنی، این پرسش تکرار شده: چگونه ممکن است انسان‌ها به روی همسایه و خویشاوند خود آتش بگشایند؟

پاسخ، ساده‌ نیست. این اتفاق زمانی رخ می‌دهد که اخلاق فردی زیر فشار بقا خرد می‌شود، مسئولیت فردی در سیستم حل می‌شود، خشونت پاداش می‌گیرد و انسانیت هزینه‌بردار می‌شود.

در این وضعیت، بسیاری نه از سر شرارت، بلکه از سر ترس، اطاعت یا بی‌پناهی سکوت می‌کنند. عامل اصلی، همچنان سیستمی است که خشونت را تولید و توجیه می‌کند.

100%

جامعه‌ای که زخمی می‌شود، چه آینده‌ای دارد؟

خشونت گسترده، فقط بدن‌ها را نمی‌کشد بلکه روان جمعی را هم زخمی می‌کند. جامعه‌ای که شاهد کشتار، ناپدید شدن، شکنجه و بی‌عدالتی بوده، حتی پس از پایان سرکوب، «عادی» نمی‌شود.

تجربه جهانی نشان می‌دهد تروماهای جمعی اگر دیده نشوند، مستندسازی نشوند و به رسمیت شناخته نشوند، می‌توانند به خشم انباشته، افسردگی اجتماعی یا بازتولید خشونت در آینده منجر شوند.

  • جاویدنامان انقلاب ملی ایرانیان؛ فراخوان ارسال اسناد بزرگ‌ترین کشتار تاریخ معاصر ایران

    جاویدنامان انقلاب ملی ایرانیان؛ فراخوان ارسال اسناد بزرگ‌ترین کشتار تاریخ معاصر ایران

تجربه‌های جهانی چه می‌گویند؟

کشورهایی که از خشونت‌های گسترده عبور کرده‌اند، مسیرهای متفاوتی داشته‌اند، اما یک وجه مشترک وجود دارد: هیچ‌کدام بدون مواجهه با حقیقت، به آینده سالم نرسیده‌اند.

آلمان پس از نازیسم، ناچار به پذیرش مسئولیت تاریخی شد. آفریقای جنوبی، با همه کاستی‌ها تلاش کرد حقیقت را به زبان بیاورد.

آرژانتین و شیلی، سال‌ها بعد مسیر دادخواهی را آغاز کردند.

این مسیرها کامل نبودند، اما نشان دادند که سکوت، هرگز درمان نیست.

مساله ایران: بعد از خشونت چه خواهد شد؟

ایران دیر یا زود با این پرسش روبه‌رو خواهد شد: با این همه خون، این زخم‌ها، این سکوت‌های تحمیلی، چه خواهیم کرد؟

پاسخ این پرسش، نه در انتقام کور است، نه در فراموشی. بلکه در تمایز روشن میان عاملان سرکوب و جامعه‌ای است که تحت سرکوب زیسته.

درس تاریخ این نیست که همه گناهکارند. درس تاریخ این است که قدرت بدون پاسخ‌گویی، همیشه فاجعه می‌آفریند.

اگر بشریت از گذشته درس نمی‌گیرد، به این دلیل نیست که نمی‌داند. به این دلیل است که یادگیری، هزینه دارد. هزینه‌ پذیرش مسئولیت، حقیقت و بازسازی اخلاق.

هیچ آینده‌ای بدون پرداخت این هزینه، ساخته نشده است.