ویدیوهای رسیده نشان میدهد که پنجشنبه معترضان در شهرک درهدراز کرمانشاه به خیابان آمدند و علیه علی خامنهای شعار دادند.
در این ویدیوها صدای تیراندازی نیروهای سرکوبگر شنیده میشود.
ویدیوهای رسیده به ایراناینترنشنال حاکی از حضور گسترده معترضان در بلوار وکیلآباد مشهد است.
شهروندان در واکنش به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی از عصر پنجشنبه ۱۸ دیماه به خیابان آمدند.

آنچه در کاراکاس رخ داد فقط دستگیری یک دیکتاتور نبود؛ یک پیام بود. پیامی برای همه حکومتهایی که فکر میکنند با نفت، سرکوب و شعار ضدآمریکایی میشود تا ابد دوام آورد.
در همان روزهایی که نیکلاس مادورو از تختخواب به بازداشتگاه منتقل شد، خیابانهای ایران هم زیر پای معترضان میلرزید و ریال سقوط میکرد. ونزوئلا ناگهان از یک «کشور دور» تبدیل شد به آینهای روبهروی تهران؛ آینهای که تصویری ترسناک، اما آشنا، را نشان میدهد.
مردی با لباس ورزشی نایکی و چشمبند با یک بطری آب بر روی ناو هواپیمابر آیووجیما در حال انتقال به آمریکا برای حضور در یک دادگاه فدرال در منهتن، او نیکلاس مادورو رییسجمهوری مستبد ونزوئلا بود که حتی ساعاتی قبل باور نداشت که باید در یک دادگاه آمریکایی حاضر شود! صحنهای که دنیا دید، بیشتر شبیه یک فیلم سینمایی بود تا عملیات نظامی: نیروهای آمریکا نیمهشب وارد کاراکاس شدند و نیکلاس مادورو را از تختخواب بیرون کشیدند و او را با خود بردند.
اما برای تهران، این فقط سقوط یک متحد نبود؛ این نمایش زنده آینده ممکن خودش بود. جمهوری اسلامی همان روزها در روزهای آغازین درگیری با اعتراضات سراسری، سقوط آزاد ریال و تهدیدهای مستقیم دونالد ترامپ بود. برای همین ونزوئلا دیگر برای علی خامنهای یک «خبر خارجی» نبود؛ بلکه یک هشدار ترسناک بود.
ایران و ونزوئلا دو کشور نفتخیز هستند که هنر رهبرانشان این بوده ثروت ملی را به فقر عمومی تبدیل کنند. هر دو زیر تحریم، هر دو با شعارهای ضدآمریکایی، هر دو با اقتصاد ویرانشده، و هر دو با مردمی که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند.
ونزوئلا زودتر به ته خط رسید و البته جمهوری اسلامی هنوز در حال دویدن به سمت همان بن بست است.
در ونزوئلا پول ملی بیارزش شد، مردم گرسنه شدند، و میلیونها نفر فرار کردند. در ایران، ریال فرو میریزد، طبقه متوسط در حال تبخیر است، و جامعه هر روز فقیرتر و خشمگینتر میشود. برای هیچ کشوری اینها «بحران مقطعی» نیست؛ اینها نشانههای مرگ یک مدل حکمرانی است.
اعتراضات اخیر ایران هم اتفاقی نیست بلکه زایش یک درد چهل و اندی ساله است. جرقه از بازار و سقوط ارز خورد، اما بهسرعت به بیش از هشتاد شهر در بیستوهفت استان کشیده شد. دستکم بیستونه کشته و نزدیک به هزار و دویست بازداشتی در چند روز. نیروهای امنیتی حتی به بیمارستانها یورش بردند تا مجروحان را دستگیر کنند. رییس قوهقضاییه گفت با معترضان مدارا نخواهد کرد، باز هم عوامل سرکوب با گلوله به صورت مردم شلیک کردند. باز هم قتل حکومتی، امری که دیگر اسمش «برقراری نظم» نیست؛ اسمش جنگ حکومت با جامعه است.
در ونزوئلا هم دقیقا همین مسیر طی شد: اول انکار، بعد تحقیر معترضان، بعد گلوله. جمهوری اسلامی امروز همان جملات را تکرار میکند: «اغتشاشگر»، «مزدور»، «وابسته به خارج». اما وقتی نصف کشور زیر خط فقر است، این واژهها دیگر کار نمیکند. مشکل، دشمن خارجی نیست؛ خودِ حکومت است.
تهران خیال میکند چون موشک دارد، چون سپاه دارد، چون حزبالله و حوثی دارد، سرنوشتش با مادورو فرق میکند. این همان توهمی است که خیلی از رژیمها قبل از سقوط داشتهاند. ونزوئلا هم دستگاه امنیتی داشت. هم ارتش داشت. هم حمایت چین و روسیه. اما وقتی لحظه واقعی رسید، هیچکدام حاضر نشدند برای مادورو هزینه بدهند.
چین و روسیه متحد استراتژیک نیستند؛ تاجرند. تا وقتی حکومتها سرپا هستند، قرارداد میبندند. وقتی بوی سقوط میآید، فاصله میگیرند. همانطور که در کاراکاس عقب کشیدند، در تهران هم عقب خواهند کشید. هیچکس برای یک رژیم در حال غرق شدن، خودش را غرق نمیکند.
نکته مرگبار ماجرا اینجاست: ونزوئلا نه با حمله آمریکا، بلکه با پوسیدن از درون سقوط کرد. سالها قبل از عملیات نظامی، دولتش مشروعیتش را باخته بود. انتخابات بیمعنا شده بود. نهادها خالی شده بودند. مردم دیگر نه میترسیدند، نه باور داشتند. فشار خارجی فقط آخرین ضربه بود.
ایران امروز دقیقا در همین مرحله است: بحران اقتصادی، بحران مشروعیت، بحران کارآمدی، و حالا بحران بقا. اعتراضات اینبار فرق دارد، چون دیگر «مطالبهای» نیست. کسی نمیگوید حقوقم را بدهید یا قیمت را درست کنید. پیام سادهتر و سرراستتر است: این سیستم جواب نمیدهد، بساطتان را جمع کنید.
سرکوب میتواند خیابان را موقتاً ساکت کند، اما نمیتواند سفره را پر کند، آینده بسازد، یا اعتماد برگرداند. جمهوری اسلامی همان راهی را میرود که ونزوئلا رفت: انکار، سرکوب، فقر، انزوا، و در نهایت فروپاشی.
سقوط مادورو یک چیز را روشن میکند: هیچ حکومتی، حتی با نفت، حتی با زندان، حتی با اعدام، وقتی مردمش را از دست بدهد، ماندگار نیست.کاراکاس امروز فقط یک شهر نیست. یک پیشنویس است و تهران دارد آن را با دقت، خط به خط، بازنویسی میکند.
بعد از دستگیری مادورو در کاخاش یک شوخی شنیده میشد، میگفتند اگر او میخواست به فرودگاه برود و بلیت بگیرد و به آمریکا برود دیرتر از عملیات آمریکا انجام میشد. حالا این شامل علی خامنهای هم هست. دیگر عجیب نیست اگر یک روز صبح علی خامنهای بعد یک نطق آتشین ضد آمریکایی تکراری ناگهان دود شود.
ویدیوی رسیده به ایراناینترنشنال تجمع مردم در شهر ارومیه در شامگاه ۱۸ دی را نشان میدهد.
همزمان، رانندگان به نشانه اعتراض بوق خودروهایشان را به صدا درمیآورند.
گروهی از معترضان در تهران عصر پنجشنبه ۱۸ دیماه در منطقه شریعتی در واکنش به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی به خیابان آمدند.
معترضان شعارهایی از جمله «این آخرین نبرده، پهلوی برمیگرده» سر دادند.

جمهوری اسلامی همزمان با گسترش اعتراضات و اعتصابها در شهرهای مختلف ایران، با استقرار نیروهای امنیتی در مدارس و حمله به بیمارستانها معاهدات بینالمللی را نقض کرده است.
تصاویر رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد ماموران سرکوب جمهوری اسلامی پنجشنبه ۱۸ دی در دبیرستان امام علی شهر اراک مستقر شدهاند.
در این تصویر دهها نیروی یگان موتوری و چندین خودروی ویژه سرکوب دیده میشوند که در حیات این دبیرستان مستقر شدهاند.
این اولین بار نیست که جمهوری اسلامی از مدارس به عنوان پایگاهی برای سازماندهی نیروی سرکوب استفاده میکند.
همزمان با گسترش اعتراضها در زاهدان و دیگر نقاط بلوچستان ۱۴ دی گزارشهایی از تعطیلی اجباری دو مدرسه خوابگاهی شامل دبیرستان شهید رجایی و هنرستان کار و دانش در شهرستان سیبوسوران منتشر شد.
منابع محلی اعلام کردند فضای این دو مدرسه به استقرار نیروهای نظامی و نگهداری تجهیزات و خودروهای زرهی آنها اختصاص یافته است.
رادیو زمانه ۱۲ دیماه گزارش داد که همزمان با شکلگیری تجمعات اعتراضی در زاهدان، نیروهای امنیتی در مدرسه جابربنحیان این شهر، واقع در محدودهای نزدیک به مسجد مکی، مستقر شدند.

مخاطبان ایراناینترنشنال اول مهر ۱۴۰۴ از مراسم حکومتی در یک مدرسه در تهران همزمان با آغاز سال تحصیلی جدید تصویری ارسال کردند که نشان میداد، خودروها و نیروهای نظامی در مراسم دانشآموزان حاضر شدهاند.
روی این خودروهای گلمالیشده نظامی، شعارهایی علیه اسرائیل نوشته شده بود.
همچنین در اوج اعتراضات پس از قتل مهسا ژینا امینی، در ۲۷ مهر ۱۴۰۱ شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ویدیویی منتشر کرد که نشان میداد یگان ویژه با تجهیزات جنگی به مدرسه دخترانه شبانهروزی «تمدن» در بوکان وارد شده است.
این نیروها برای سرکوب دختران نوجوانی که شعار «مرگ بر دیکتاتور» سر داده بودند، مدرسه را به پایگاه خود تبدیل کرده بودند.

حفاظت از مدارس در قوانین بینالمللی
جمهوری اسلامی در حالی از مدارس به عنوان پناهگاه نیروهای امنیتی و نظامی استفاده میکند که بر اساس کنوانسیونهای ژنو و پروتکلهای الحاقی، مدارس، دانشگاهها و مراکز آموزشی، اماکن غیرنظامی هستند و حمله، اشغال یا استفاده نظامی از آنها بهطور پیشفرض ممنوع است.
همچنین بر اساس «اعلامیه مدارس امن» (Safe Schools Declaration)، بیش از ۱۲۰ کشور جهان متعهد شدهاند که از استفاده نظامی از مدارس خودداری کنند و درگیریها را از محیط آموزشی دور نگه دارند.
هر چند جمهوری اسلامی تاکنون به این اعلامیه نپیوسته، اما قواعد اصلی این اعلامیه، ریشه در حقوق بینالملل دارد و عدم عضویت، مسئولیت را ساقط نمیکند.
حمله به بیمارستانها
ماموران حکومتی در ۱۶ دیماه درِ ورودی بیمارستان سینا در حسنآباد تهران را بستند و همزمان صدای شلیک شنیده شد و شهروندان از شلیک گاز اشکآور به داخل بیمارستان خبر دادند.
شامگاه یکشنبه ۱۴ دی نیز ماموران جمهوری اسلامی با شلیک گلوله و گاز اشکآور وارد حیاط بیمارستان خمینی ایلام شدند. نیروهای سرکوب سپس درهای بیمارستان را شکستند و به داخل اتاقها یورش بردند.
تصاویر رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد ماموران حکومتی به مردم داخل بیمارستان با باتون و تجهیزات نظامی حمله کردند.
حفاظت از مراکز درمانی
این حملات در حالی انجام میشود که بر اساس ماده ۱۸ کنوانسیون ژنو، حتی در شرایط جنگی هم «بیمارستانهای غیرنظامی در هیچ شرایطی نباید هدف حمله قرار گیرند و باید همواره محترم شمرده و محافظت شوند.»
ماده ۱۲ پروتکل الحاقی اول (۱۹۷۷) به کنوانسیون ژنو نیز بر حفاظت از واحدهای پزشکی تاکید کرده و میگوید استفاده نظامی یا پلیسی از بیمارستانها ممنوع و حضور نیروهای مسلح یا پلیس فقط برای حفاظت پزشکی مجاز است، نه سرکوب.
طبق ماده هفتم اساسنامه رم دیوان کیفری بینالمللی نیز اعمالی مانند محرومیت شدید از آزادی، شکنجه، تعقیب و آزار سیاسی و سایر رفتارهای غیرانسانی، در صورتی که در چارچوب یک حمله گسترده یا سیستماتیک علیه جمعیت غیرنظامی انجام شود، جنایت علیه بشریت محسوب میشود.
مجروحان، کادر درمان و همراهان بیماران همگی غیرنظامی هستند و حمله به یک مرکز درمانی برای بازداشت یا ربودن معترضان، نقض فاحش حقوق بشر و بخشی از الگوی سرکوب نظاممند اعتراضات به شمار میرود.
این اقدام از منظر حقوق بینالملل میتواند یکی از سنگینترین اتهامات کیفری علیه عاملان آن به شمار آید.
استفاده نیروی سرکوب از مدارس و حمله آنها به بیمارستانها در حالی انجام میشود که جمهوری اسلامی در روزهای گذشته با موج گستردهای از اعتراضات و اعتصابات سراسری مواجه بوده است.
بر اساس گزارشی که هرانا چهارشنبه ۱۷ دی منتشر کرد طی ۱۱ روز اعتراضات، ۳۸ نفر جان خود را از دست دادهاند و این آمار شامل ۳۴ شهروند معترض از جمله پنج فرد معترض زیر ۱۸ سال و همچنین چهار نیروی انتظامی–امنیتی است.
از این تعداد ایراناینترنشنال تاکنون هویت ۲۴ نفر را تایید کرده است.





