شماری از نهادها وکلکتیوهای چپ، دموکرات، فمینیست، کوئیرو (ال جی بی تی کیو پلاس) در خارج از ایران در بیانیهای اعلام کردند که روز ۲۰ دی در ۹ شهر اروپایی تجمعی را در «حمایت از اعتراضات سراسری» برگزار خواهند کرد.
قرار است این تجمعها در استراسبورگ، برلین، فرانکفورت، کلن، کاسل، هامبورگ، هانوفر، لندن و ونیز برگزار شوند.
در این بیانیه تاکید شده است: «رژیم جنایتپیشه در چنبره ابربحرانهای چندوجهی و ترکیبی گرفتار شده است؛ رژیمی که در تأمین مایحتاج عمومی عاجز مانده و با وجود حکمرانی متکی بر سرکوب، توان مقابله با خیزش مردم برای نان و آزادی را ندارد.»
تشکلهای امضاکننده بیانیه افزودند: «جمهوری اسلامی بر سر دو راهی تصمیمگیری برای نوشیدن جام زهر و سازش خفتبار با غرب، یا ادامه وضعیت موجود ــ که دیگر شدنی نیست ــ در نوسان است.»
آنها تاکید کردند که ادامه «مبارزات مردم و همکاری جنبشهای اجتماعی و تقویت جامعه مدنی میتواند به شکلگیری گفتمانی رهاییبخش یاری رساند؛ گفتمانی که حاکمیت مردم بهدست اکثریت مردم و برای اکثریت مردم را رقم بزند.»
این تشکلها اضافه کردند: «زنان ایران، در کنار کارگران و زحمتکشان، تهیدستان شهری، بیکاران، جوانان و ملتهای تحت ستم در جغرافیای ایران، موتور پایان دادن به این حکومت کودککش خواهند بود.»
از جمله امضاکنندگان بیانیه «شورای همبستگی با جنبش دموکراتیک مردم ایران- استراسبورگ، کمیته دفاع از زندانیان سیاسی ایران ـ برلین، کانون پناهندگان سیاسی ایرانی- برلین، جامعه زنان آزاد شرق کردستان در برلین و کلن، کمیته همبستگی با مبارزات مردم ایران- فرانکفورت، شورای ایرانیان چپ و دموکرات- ماینز، انجمن زنان ایرانی ـ آلمانی کلن، کارزار علیه اعدام در ایران ـ لندن، انجمن دمکراتیک ایرانیان در ایتالیا – ونیز، و کانون کنشگران دمکرات و سوسیالیست هانوفر» هستند.

فاکسنیوز گزارش داد همزمان با تشدید اعتراضات سراسری در ایران و گسترش سرکوب امنیتی، شماری از معترضان بهطور مستقیم دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، را خطاب قرار داده و از او خواستهاند مانع کشتار معترضان شود.
این رسانه در گزارشی که چهارشنبه ۱۷ دی منتشر کرد نوشت؛ ویدیوهایی که طی ساعات اخیر منتشر شده نشان میدهد یک معترض در تهران بهطور نمادین نام یک خیابان را به نام ترامپ تغییر داده و در تصاویر دیگر، نوشتههای دستنویسی با مضمون «نگذارید ما را بکشند» دیده میشود.
بنا بر این گزارش، این پیامها در شرایطی منتشر شده که نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی دامنه عملیات خود را گسترش دادهاند و از گاز اشکآور و نیروهای مسلح در نزدیکی مراکز غیرنظامی مهم در تهران استفاده کردهاند.
در ادامه آمده است حضور نیروهای امنیتی در اطراف بیمارستانها، مراکز خرید و نقاط پررفتوآمد شهری افزایش یافته و برخورد با معترضان شدت گرفته است.
فاکسنیوز با اشاره به واکنشها در خارج از ایران نوشت شاهزاده رضا پهلوی، چهره مخالف جمهوری اسلامی، ناآرامیهای کنونی را «فرصتی تاریخی» برای پایان دادن به حاکمیت جمهوری اسلامی توصیف کرده است.
او در گفتوگویی تلویزیونی گفته است در سالهای گذشته هیچگاه شرایطی مشابه وضعیت کنونی در ایران وجود نداشته و سطح اعتراضات از نظر گستره و شدت، بیسابقه است.
به گفته شاهزاده رضا پهلوی، اعتراضات به بیش از ۱۰۰ شهر گسترش یافته و تحولات در بازارهای ایران، بهویژه بازار بزرگ تهران، نشانهای از تغییر مهم در موازنه اجتماعی به شمار میرود.
او همچنین از افزایش موارد ریزش در بدنه حکومت سخن گفته و تاکید کرده است که حکومت در مسیر فروپاشی قرار گرفته است.
فاکسنیوز همچنین به گزارشهای منتشرشده درباره تلفات انسانی اشاره کرد و نوشت بر اساس اعلام نهادهای حقوق بشری، از آغاز اعتراضات دستکم ۳۴ معترض کشته شدهاند و شمار بازداشتشدگان از دو هزار نفر فراتر رفته است.
مقامهای جمهوری اسلامی تاکنون آمار رسمی و بهروزشدهای درباره کشتهها و بازداشتها ارائه نکردهاند.

این رسانه افزود ویدیوهای تازهای از شهرهای مختلف ایران، از جمله شیراز و قزوین، نشان میدهد معترضان با روشن کردن آتش در خیابانها و سر دادن شعارهایی علیه علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، به اعتراضات ادامه میدهند.
در برخی شهرها نیز شعارهایی در خطاب به نیروهای انتظامی شنیده شده که از آنها میخواهد به مردم بپیوندند.
فاکسنیوز در پایان نوشت در کنار اعتراضات خیابانی، نشانههایی از نافرمانی مدنی و اعتصاب نیز دیده میشود؛ از جمله گزارشهایی درباره اعتصاب کارگران در پالایشگاه گاز پارس جنوبی و تعطیلی گسترده مغازهها در بازارهای تهران و تبریز.
این رسانه تاکید کرد ادامه اعتراضات و افزایش فشارهای امنیتی، ایران را وارد مرحلهای تازه و پرتنش کرده است.
با ادامه حمایت فعالان و تشکلهای صنفی از خیزش ملی ایرانیان، ۵۵۵ نفر از معلمان در بیانیهای حمایت خود را از معترضان اعلام کردند و خواستار همراهی همه معلمان با مردم ایران شدند.
این گروه از معلمان در این بیانیه که چهارشنبه ۱۷ دی منتشر شد، با اشاره به بحران فراگیر و مزمن در ایران نوشتند: «اگرچه فشارهای اقتصادی و معیشتی یکی از محرکهای اصلی اعتراضات مردمی است، اما تجربه زیسته جامعه ایران در بیش از چهار دهه گذشته نشان میدهد که این بحران ریشهایتر از نوسان قیمتها یا حتی سوءمدیریتها است.»
آنها در توضیح این موضوع نوشتند در طول ۴۷ سال گذشته با آمد و رفت ۱۴ دولت و ۱۲ مجلس نهتنها مشکلات کشور و از جمله مشکلات معیشتی حل نشده، بلکه بهصورت مستمر عمیقتر و فراگیرتر شده و هر کدام امروز به یک بحران ویرانگر تبدیل شده است.
امضاکنندگان بیانیه ریشه همه مشکلات را «ساختار سیاسی جمهوری اسلامی و مبانی آن» دانستند و افزودند: بدون تغییر بنیادین آن و بنانهادن نظامی عقلانی، سکولار، توسعه گرا و دموکراتیک نه تنها امکان حل و برطرف شدن این مشکلات نیست بلکه هر روز بر دامنه و عمق مشکلات افزوده خواهد شد.
آنها در بخشی از بیانیه اضافه کردند: «ما ضمن درک و پذیرش وجود گرایشهای سیاسی متفاوت در جامعه، دستیابی به این هدف ملی و نجاتبخش را بدون همسویی و همراهی همه مردم امکانپذیر نمیدانیم. همچنین معتقدیم رقابت میان حامیان جریانهای سیاسی مختلف در شرایط کنونی موجب کاهش توان جمعی ما و افزایش امکان بقای رژیم خواهد شد.»
در این بیانیه از نیروهای انتظامی و کسانی که به هر شکل در مواجهه با اعتراضات مردمی قرار دارند، خواسته شد که از سرکوب، خشونت و بهویژه کشتار شهروندان بیدفاع پرهیز کنند زیرا مردم معترض، دشمن این سرزمین نیستند،
امضاکنندگان بیانیه خطاب به نیروهای حکومتی نوشتند: «مسئولیت اخلاقی، انسانی و تاریخیِ هر فرد ایجاب میکند که در برابر فرمانهای غیرقانونی و ضدانسانی، جانب حق را بگیرد و خود را شریک جنایت علیه مردم نکند. وظیفه شما حفاظت از نظم، امنیت و جان مردم است نه حفاظت از حکومت؛ آنهم حکومتی که عامل همه مشکلاتی است که شما نیز آسیب دیده آن هستید.»
در بیانیه همچنین از همه معلمان ایران خواسته شد که «پرشورتر از گذشته به شیوههای مسئولانه و مدنی در کنار مردم معترض که برای برخورداری از آزادی، عدالت و زندگی شرافتمندانه به خیابان آمدهاند، بایستند.»

نشریه دیلیوایر در گزارشی با طرح این پرسش که آیا ایران به «لحظه گورباچف» خود نزدیک شده است، نوشت موج تازه اعتراضات ضدحکومتی بار دیگر بحث فروپاشی جمهوری اسلامی را در محافل سیاسی و امنیتی غرب زنده کرده است.
به نوشته این رسانه، هرچند زمان دقیق سقوط حکومت ایران قابل پیشبینی نیست، اما تجربه تاریخی نشان میدهد یکی از مهمترین شاخصها برای سنجش تابآوری یک نظام، میزان وفاداری نیروهای امنیتی آن است؛ عاملی که اکنون در ایران بیش از گذشته زیر سوال رفته است.
این گزارش با اشاره به فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱ مینویسد اگرچه آن رویداد برای بسیاری غیرمنتظره بود، اما نشانههای هشداردهندهای از پیش وجود داشت.
دیلیوایر با مقایسه شرایط امروز ایران و شوروی، تاکید میکند ایالات متحده و متحدانش باید از هماکنون برای سناریوی فروپاشی یا تضعیف شدید کنترل مرکزی در ایران برنامهریزی کنند؛ بهویژه برای تامین امنیت اورانیوم غنیشده، دیگر مواد هستهای، ذخایر سلاحهای شیمیایی و تسلیحات راهبردی که در صورت آشوب میتواند تهدیدی جدی برای منطقه و جهان باشد.
به نوشته دیلیوایر، برخلاف میخاییل گورباچف که در دوره بیثباتی شوروی با انتقال برخی تسلیحات هستهای تلاش کرد از سناریوهای خطرناک جلوگیری کند، رهبران جمهوری اسلامی چنین احتیاطی از خود نشان ندادهاند و احتمال از دست رفتن کنترل بر مواد و تسلیحات حساس در ایران جدی است.
این رسانه میافزاید پیشبینی سرنوشت اعتراضات همواره دشوار بوده و تاریخ نشان داده است که گاه سرکوب خونین به تثبیت حکومت میانجامد و گاه به شتاب گرفتن سقوط آن.
دیلیوایر در ادامه تاکید میکند عامل تعیینکننده، شکاف در صفوف نیروهای امنیتی است. به نوشته این رسانه، مواردی از ریزش و جدایی نیروهای درون ساختار حکومت ایران رخ داده که اگرچه عمدتا پنهان ماندهاند، اما میتوانند از جداییهای علنی نیز مخربتر باشند.
این گزارش همچنین مینویسد نفوذ گسترده اسرائیل در ساختارهای امنیتی ایران بدون همکاری نیروهای ناراضی درون حکومت ممکن نبود.
در بخش دیگری از این گزارش آمده است جمهوری اسلامی همزمان با تشدید اعتراضات، بر شدت سرکوب افزوده و طی ماههای اخیر دهها هزار نفر را بازداشت کرده و موجی بیسابقه از اعدامها را به راه انداخته است.
در کنار این سرکوب، ناتوانی حکومت در تامین نیازهای اولیه مردم، از بحران شدید کمآبی و کمبود برق و گاز گرفته تا تعطیلی مکرر مدارس، فشار اجتماعی را افزایش داده است.
دیلیوایر همچنین به ساختار چندقومیتی ایران اشاره کرده و نوشته است برخلاف مرکز کشور، که کانون اصلی اعتراضات است، اقلیتهای قومی در استانهای مرزی هنوز بهطور گسترده وارد صحنه نشدهاند.
با این حال، به باور نویسنده گزارش، در صورت تغییر موازنه و شکلگیری چشماندازی روشنتر پس از جمهوری اسلامی، این مناطق میتوانند نقشی تعیینکننده ایفا کنند؛ همانگونه که جمهوریهای غیرروسی در فروپاشی شوروی نقش کلیدی داشتند.
در پایان، دیلیوایر هشدار میدهد که بروز ناگهانی آشوب در ایران میتواند پیامدهایی مشابه عراق و لیبی داشته باشد و بیثباتی ناشی از آن، امنیت منطقهای و جهانی را تهدید کند.
به همین دلیل، این رسانه نتیجه میگیرد که واشینگتن و متحدانش باید هرچه زودتر برای چنین سناریویی آماده شوند، زیرا تحولات ایران میتواند بسیار سریعتر از آنچه تصور میشود، وارد مرحلهای برگشتناپذیر شود.
سایت حقوق بشری هرانا در تازهترین گزارش خود درباره خیزش ملی ایرانیان علیه جمهوری اسلامی اعلام کرد در ۱۱ روز گذشته دستکم ۳۴۸ نقطه در ۱۱۱ شهر و ۳۱ استان کشور شاهد اعتراض بودهاند.
طبق این گزارش، در جریان این اعتراضات در مجموع دو هزار ۲۱۷ نفر بازداشت یا احراز هویت شدهاند که از این تعداد، ۵۵۸ مورد بازداشت فردی و هزار و ۶۵۹ نفر در قالب بازداشتهای گروهی یا بدون احراز هویت ثبت شدهاند؛ الگویی که به نوشته هرانا بیانگر تلاش نیروهای امنیتی برای کنترل میدانی اعتراضات از طریق عملیاتهای گسترده و کمجزئیات است.
در این گزارش آمده که بخشی از این بازداشتها نه صرفا در محل تجمعات، بلکه در قالب احضار، شناسایی میدانی و پیگیریهای بعدی انجام شده است؛ رویکردی که هدف آن، فراتر از پراکندهسازی تجمعات، ایجاد فشار روانی و بازدارندگی بلندمدت ارزیابی شده است.

هرانا در این گزارش نوشت بر اساس دادههای موجود، طی ۱۱ روز اعتراضات، ۳۸ نفر جان خود را از دست دادهاند و این آمار شامل ۳۴ شهروند معترض از جمله پنج فرد معترض زیر ۱۸ سال و همچنین چهار نیروی انتظامی–امنیتی است.
این سایت حقوق بشری در ادامه نوشت: «حضور کودکان در میان جانباختگان، بار دیگر نگرانیهای جدی نسبت به نحوه مواجهه نیروهای امنیتی با اعتراضات و رعایت اصل تناسب در استفاده از زور را برجسته کرده است.»
هرانا همچنین گزارش داد در کنار کشتهشدگان، گزارشهای متعددی از زخمیشدن شهروندان در جریان برخوردهای خیابانی و عملیاتهای امنیتی منتشر شده اما بهدلیل محدودیت دسترسی به اطلاعات میدانی، آمار دقیق مصدومان همچنان در حال تکمیل است.

خانواده زوج بریتانیایی بازداشتشده در ایران میگویند آنها با «آزادیهای ساختگی» و فریبکاری ماموران، تحت «شکنجه روانی» قرار گرفتهاند.
روزنامه تلگراف چهارشنبه ۱۷ دیماه در گزارشی از قول خانواده این زوج نوشت که ماموران به لیندزی و کریگ فورمن اعلام کرده بودند که آزاد شدهاند و در حال بازگشت به بریتانیا هستند، اما پس از فرود هواپیما، این زوج از یکدیگر جدا و به زندانهایی در تهران منتقل شدند.
بر اساس این گزارش، این زوج بریتانیایی بیش از یک سال است که به اتهامهای جاسوسی، که توسط آنها رد شده، توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بازداشت شدهاند.
این زوج سوم ژانویه سال گذشته، در جریان یک سفر موتورسواری دور دنیا از اروپا به استرالیا، هنگام ورود به ایران بازداشت شدند.
جو بنت، پسر لیندزی فورمن، به تلگراف گفته است شش ماه پس از بازداشت، مقامهای ایرانی به آنها وعده آزادی دادند و هنگام انتقال از شهر کرمان به تهران، آنها را سوار یک پرواز تجاری کردند و اطمینان دادند که در حال بازگشت به خانه هستند.
با این حال، پس از فرود هواپیما، این زوج با چشمبند و دستبند به زندانهای جداگانه منتقل شدند؛ لیندزی فورمن به زندان قرچک و کریگ فورمن به زندان اوین فرستاده شد.
تلگراف به نقل از بنت نوشت او این اقدام را یکی از چندین مورد «آزار و شکنجه روانی» علیه والدینش توصیف کرده و اتهامهای مطرحشده علیه آنها را «کاملا غیرمنطقی» دانسته است.
به گفته او، مادرش در بندی نگهداری میشود که محل زندانیان محلی خشن است، در حالی که پدرش در میان زندانیان سیاسی قرار دارد.
بنت گفته است در بندی که مادرش نگهداری میشود، درگیریهای روزانه رخ میدهد و او بهشدت احساس ناامنی میکند؛ وضعیتی که به گفته او «یک تصمیم اداری خنثی نیست» و خطر واقعی برای جان زندانیان دارد.
این زوج اتهامهای جاسوسی را رد کردهاند و پرونده آنها با پرونده نازنین زاغری رتکلیف، شهروند دوتابعیتی بریتانیایی-ایرانی که بیش از پنج سال در زندان اوین نگهداری شد، مقایسه شده است.
زاغری رتکلیف سرانجام در مارس ۲۰۲۲ آزاد شد. بنت همچنین از آنچه «بیعملی» دولت بریتانیا خوانده، انتقاد کرده و گفته است با وجود وعدههای مکرر درباره اولویت داشتن این پرونده، اقدام قاطعی برای آزادی والدینش صورت نگرفته است.
به نوشته تلگراف، وزارت خارجه بریتانیا بارها نسبت به سفر شهروندان بریتانیایی و دوتابعیتی به ایران هشدار داده و تاکید کرده است که صرف داشتن گذرنامه بریتانیایی یا ارتباط با بریتانیا میتواند خطر بازداشت را افزایش دهد.
این روزنامه افزوده است ایوت کوپر، وزیر امور خارجه بریتانیا، موضوع بازداشت این زوج را در ماه دسامبر با عباس عراقچی، مقام ارشد ایرانی، مطرح کرده است، اما خانواده فورمن میگویند وضعیت آنها همچنان نامشخص و نگرانکننده باقی مانده است.






