شبکه تلویزیونی «کردستان ۲۴» به نقل از یک تحلیلگر سیاسی و نظامی خبر داد که نیروهای نظامی ویژه آمریکا، نیروهای دلتا، در مرزهای عراق مستقر شدهاند و به زودی ممکن است «تحولی بزرگ» اتفاق بیفتد.
این نیروی ویژه عملیات بازداشت نیکولاس مادورو، رییس دولت ونزوئلا، را انجام داد.
کاظم زبیدی، تحلیلگر سیاسی و نظامی، گفت گروههای مسلحی که تحت پوشش ایدئولوژی فعالیت میکنند و سلاح را «مقدس» میدانند، در واقع سلاح برایشان به یک باور عقیدتی تبدیل شده است.

این تحولات پس از آن اتفاق میافتد که دونالد ترامپ در روزهای اخیر مکررا به جمهوری اسلامی درباره از سرگیری فعالیت اتمی و موشکی و همچنین کشتار و سرکوب معترضان هشدار داد.
برخی رسانهها نیز گزارش دادهاند آمریکا نیروها و جنگندههایی را برای حمله احتمالی به ایران به اروپا منتقل کرده است.

محمد خاکپور، کاپیتان پیشین تیم ملی در واکنش به «اغتشاشگر» خواندن مردم معترض از سوی علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی نوشت: «نمیشود از مردمی که زیر بار گرانی، بیکاری و ناامنیِ فردا له میشوند انتظار سکوتِ همیشگی داشت و بعد، صدای آنها را با یک برچسب ساده (اغتشاش) خاموش کرد.»
خاکپور که این پست را در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرده است، در ادامه نوشت: «مردم این سرزمین نه دنبال آشوباند و نه دشمنِ زندگیِ آرام. اما وقتی فشار اقتصادی، بیعدالتیِ مزمن و تحقیرِ ناعادلانه سالها روی زندگی مردم انباشته میشود، اعتراض یک انتخاب سیاسی نیست؛ واکنش طبیعی انسانِ تحت فشار است.
خاکپور نوشت: «در این میان، مردمی که بیدفاع به خیابان میآیند نه سلاح دارند و نه تریبون؛ فقط صدا دارند. خاموش کردنِ صدا با زور، با گلوله، با باتوم، یا با ترس، نه مسئله را حل میکند و نه زخم را کوچکتر.»
سرمربی پیشین تیم ملی زیر ۲۳ سال در پایان نوشت: «اعتراض، اگر شنیده نشود، از بین نمیرود؛ فقط به درد عمیقتری تبدیل میشود. مسئله سیاست نیست. مسئله زندگی و کرامت مردمیست که زیر فشار خم شدهاند و حق دارند بدون ترس، دیده و شنیده شوند.»
خاکپور هفته گذشته نیز با حمایت از اعتراضات سراسری مردم ایران علیه جمهوری اسلامی نوشته بود: «این مردم به خیابان نیامدهاند برای آشوب؛ آمدهاند چون دیگر چیزی برای از دست دادن جز کرامتشان نمانده است.»

اقتصاد بحرانزده ایران بیش از پیش در حال شکل دادن به مباحث مربوط به آینده کشور است و ممکن است ـ فارغ از این که چالشهای سیاسی کنونی چگونه پیش برود ـ نقش تعیینکنندهای در تعیین سرنوشت ایرانیان ایفا کند.
ناخرسندی عمومی از افزایش هزینههای زندگی، بار دیگر به اعتراضها در نقاط مختلف ایران انجامیده و نگاهها را به نحوه تخصیص و مدیریت منابع عمومی دوخته است.
همزمان با ادامه اعتراضات، شاخصهای اقتصادی به معیاری مرکزی برای سنجش توان حاکمیت و میزان اعتماد عمومی تبدیل شدهاند.
این تنش بهروشنی در لایحه بودجه سال آینده قابل مشاهده است. سندی که تصویری از اولویتها در دورهای با نشانههای تقابل نظامی، تنش دیپلماتیک و فشار اقتصادی گسترده ارائه میکند.
بودجهای شکلگرفته تحت نگرانیهای امنیتی
بر اساس لایحه بودجه، دولت برای خود تنها ۱٬۸۵۰ هزار میلیارد ریال درآمد نفتی در نظر گرفته است. رقمی که بر اساس نرخ رسمی ارز، حدود دو میلیارد دلار محاسبه میشود.
در مقابل، تخصیصهایی که به نهادهای نظامی و امنیتی مرتبط هستند، دستکم ۱۶ درصد کل منابع بودجه را تشکیل میدهند؛ در حالی که سهم درآمدهای نفتی مرتبط با سپاه پاسداران چندین برابر سهم دولت غیرنظامی برآورد میشود.
بودجه نهادهای مذهبی نیز تقریبا معادل نیمی از درآمد نفتی دولت تعیین شده است.
در همین حال، درآمدهای مالیاتی پیشبینیشده ۶۳ درصد افزایش یافته است که این امر نشاندهنده فشار مضاعف بر خانوارها و کسبوکارها در شرایط تورم بالا و قدرت خرید پایین است.
مجموع این ارقام پرسشهایی جدی را درباره این که آیا درآمدهای دولت بهطور موثر به ثبات اقتصادی یا بهبود معیشت تبدیل میشود یا نه، ایجاد کرده است.
این ارقام همچنین این تصور را پیچیدهتر میکند که «گشایش خارجی» صرف ـ مانند کاهش تحریمها ـ بهتنهایی برای معکوس کردن روند افول اقتصادی کافی خواهد بود.
اقتصادی با ظرفیتهای استفاده نشده
آمارهای رسمی، مقیاس منابع درگیر را برجسته میکنند. حتی در شرایط تحریم گسترده، درآمدهای صادرات نفت خام ایران در پنج سال گذشته حدود ۱۹۳٬۵ میلیارد دلار بوده است. رقمی که حدود ۲۵ درصد بیشتر از مجموع درآمدهای نفتی دو دهه پیش از انقلاب ۱۳۵۷ است.
اگر درآمد حاصل از صادرات فرآوردههای نفت و گاز هم لحاظ شود، درآمد نفتی دولت جمهوری اسلامی از سال ۲۰۱۲ تاکنون، از کل درآمد نفتی ثبتشده کشور در تمام قرن گذشته بیشتر است.
با این حال، تقریبا در همین بازه زمانی، تولید ناخالص داخلی ایران به شدت کاهش یافته و از حدود ۶۰۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۰ به چیزی در حدود ۳۵۶ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۵ رسیده است.
این فاصله معنادار میان درآمدهای صادرات و خروجی واقعی اقتصاد، به پرسشی مرکزی برای تحلیلگران تبدیل شده است.
بر اساس دادههای بانک مرکزی ایران، کشور در سال مالی گذشته ۶۵٬۸ میلیارد دلار از محل صادرات نفت، فرآوردههای نفتی و گاز درآمد کسب کرده است، در حالی که کل درآمد عمومی دولت در بودجه جدید حدود ۴۵ میلیارد دلار پیشبینی شده است.
رشد، تخصیص و حلقه مفقوده
با محاسبه صرف اعداد، همین صادرات انرژی فعلی به تنهایی از کل درآمد پیشبینیشده دولت بیشتر است؛ پیش از آن که مالیات، فروش سوخت داخلی یا دیگر منابع در نظر گرفته شود.
ساختار اقتصاد ایران نیز مقایسه با کشورهایی را که تحت تحریم شدید یا درگیر منازعه هستند، پیچیده میکند. بخش خدمات بیش از نیمی از تولید ناخالص داخلی را تشکیل میدهد و صادرات غیرنفتی همچنان قابل توجه است. تصویری کاملا متفاوت از کشوری مانند عراق که صادرات غیرنفتی در آن کمتر از ۱۰ درصد است.
این دادهها نشان میدهد ظرفیت اقتصادی ایران، امکان تنوعبخشی و پایه درآمدی آن، همچنان قابل توجه است؛ حتی زیر فشار. مساله حلنشده اما فقط منابع نیست، بلکه چگونگی جذب، تخصیص و تبدیل این منابع به رشد پایدار است.
در حالی که اعتراضها ادامه دارد و سرنوشت سیاسی جمهوری اسلامی نامطمئنتر از گذشته است، وضعیت اقتصاد ـ بیش از هر تحول دیپلماتیک یا امنیتی منفرد ـ به احتمال زیاد مسیر پیش روی ایران در سالهای آینده را تعیین خواهد کرد.
بر اساس ویدیوی ارسالشده به ایراناینترنشنال در سهشنبه ۱۶ دی، ماموران به داخل پاساژ پلاسکو تهران گاز اشکآور شلیک کردند.
همچنین بر اساس پیام ارسالی یک مخاطب به ایراناینترنشنال، نیروهای ضدشورش در جریان تجمع معترضان در باغ سپهسالار با استفاده از گاز اشکآور به جمعیت حمله کردند.
بر اساس پیامهای رسیده از مخاطبان به ایراناینترنشنال، در اعتراضات سهشنبه ۱۶ دیماه در محله تهرانسر در غرب تهران، ماموران با استفاده از توپ پینتبال به معترضان حمله کرده و گاز اشکآور شلیک کردند.
همچنین یک مخاطب گزارش داد ماموران حکومتی در بازار چارسوی تهران با مقاومت مردم معترض به عقب رانده شدند.
در پیام دیگری نیز آمده است مأموران حکومتی به تجمع بازاریان معترض در بازار چارسو حمله کرده و به سمت آنها گاز اشکآور شلیک کردند.
رضا ولیزاده، خبرنگار ایرانی–آمریکایی زندانی در اوین، در پیامی صوتی که از زندان به ایراناینترنشنال رسیده است، گفت: «صداوسیمای جمهوری اسلامی بار دیگر، همچون همیشه، در قبال اعتراضات مردمی که به جان آمدهاند، سانسور و تحریف را برگزیده است.»
او افزود: «بهعنوان کسی که در دهه ۸۰ در صداوسیما مشق کردهام، باور دارم در کنار بازجوخبرنگاران و مجریانی که جزو عوامل امنیتی و اطلاعاتی هستند، عدهای خبرنگار، مجری و تکنسین حرفهای نیز مشغول به کارند؛ کسانی که همواره در خفا از روند سانسور و تحریف در صداوسیما شکوه میکنند، اما هیچگاه شرایط را مهیا نمیبینند که محافظهکاری و عافیتطلبی را کنار بگذارند و در برابر این روند غیرحرفهای بایستند.»
این روزنامهنگار زندانی تاکید کرد: «اکنون که جمهوری اسلامی در آستانه فروپاشی است و ایرانیان زیر فشار بحرانها به جان آمدهاند، وقت آن است که یکبار برای همیشه مسیر خود را از بازجوخبرنگاران جدا کنید و در درستترین سمت تاریخ بایستید؛ سمتی که برای یک خبرنگار، هیچ سمتی نایستادن است.»

ولیزاده در این پیام اعلام کرد: «سانسور اعتراضات مردم و پوشش یکجانبه درگیری معترضان با نیروهای سرکوبگر، واقعیت موجود در کف خیابانها را تغییر نخواهد داد و تنها به نفرت مردم از شما دامن میزند.»
او همچنین گفت: «اجازه ندهید در روزگاری که مداحی اربابان قدرت خریداری ندارد و عمق استبداد دینی به سر آمده، شما را در کنار بازجوخبرنگاران شناسنامهدار قضاوت کنند.»
ولیزاده در پایان عنوان کرد: «بیطرف ماندن خبرنگاران در صداوسیما و رسانههای حکومتی کار سختی نیست؛ تنها اندکی هویت حرفهای، وجدانی بیدار و کمی آزادگی میخواهد. برای رسیدن به چنین تصمیمی منتظر صدور جواز دفن جمهوری اسلامی نمانید. نزدیک به نیم قرن عقبماندن از مردم و واقعیت کافی است. دستکم یکبار، یک قدم شانهبهشانه مردم بردارید. دست از آرایش این بیمار رو به موت بردارید. جمهوری اسلامی به پایان رسیده است.»






