
دیلان یسیلگز، رهبر حزب حاکم هلند در شبکه ایکس نوشت: «شجاعت مردم ایران برای ایستادگی و مقاومت در برابر رژیم ایران و ملاها بیسابقه است.»
او افزود: «آنها شایسته حمایت جامعه بینالمللی هستند.»

الناز رکابی، سنگنورد ایرانی با انتشار اسامی کشته شدگان خیزش مردمی در یک استوری اینستاگرامی از اعتراضات سراسری مردم ایران علیه جمهوری اسلامی حمایت کرد و آنها را «فرزندان ایران» خواند.
الناز رکابی، پس از خیزش مردمی ایران در سال ۱۴۰۱ پس از کشته شدن مهسا امینی، در فینال مسابقات قهرمانی آسیا در سئول کره جنوبی بدون حجاب اجباری در این مسابقات حاضر شد.
او پس از بازگشت به ایران، تحت فشار و تدابیر امنیتی قرار گرفت و مدتی در حصر خانگی بود. همچنین ویلای خانوادگیاش در زنجان از سوی نهادهای حکومتی تخریب شد.
الناز رکابی سرانجام در اواخر سال ۱۴۰۳ ایران را ترک کرد و اکنون در کانادا زندگی و فعالیت حرفهای خود را ادامه میدهد.


ناصر محمدخانی، بازیکن پیشین پرسپولیس و تیم ملی فوتبال ایران با انتشار یک استوری اینستاگرامی از اعتراضات سراسری مردم ایران علیه جمهوری اسلامی حمایت کرد و نوشت: «دست به دست هم برای ایران. آزادی از رگ گردن به ما نزدیکتر است.»
در روزهای اخیر و پس از خیزش مردم ایران، نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی به سمت مردم معترض شلیک کردند و افراد زیادی کشته شدند.
نشریه ایتالیایی کوریره دلا سرا در گزارشی درباره اعتراضات سراسری مردم ایران نوشت: «ایرانیها سالهاست که راهبردهای جمهوری اسلامی برای تحریف واقعیت را از بر شدهاند.»
این روزنامه افزود: «به همین دلیل، وقتی احمدرضا رادان، فرمانده نیروی انتظامی، در تلویزیون دولتی اعلام میکند که «در دو شب گذشته، بازداشتهای هدفمند سران تحریککننده مردم آغاز شده»، کسی شگفتزده نمیشود.»
این نشریه در بخشی از گزارش خود نوشت: «در حالی که خیابانهای ایران شاهد ادامه راهپیماییهای جسورانه مردم است، توجهها به اقدام دونالد ترامپ در بازداشت نیکلاس مادورو، دیکتاتور ونزوئلا، جلب شده است.»
کوریره دلا سرا مینویسد «در داخل و خارج از ایران این پرسش مطرح است که آیا ترامپ قصد دارد دست به اقدامی مشابه علیه حاکمان جمهوری اسلامی بزند یا نه؛ بهویژه پس از تهدیدهایی که تنها چند ساعت پیش از فرود بالگردهای نیروهای ویژه دلتا در کاراکاس منتشر کرده بود. همانند جنگ ۱۲روزه با اسرائیل، برخی آرزو دارند چنین مداخلهای رخ دهد، در حالی که گروهی دیگر معتقدند تنها یک انقلاب داخلی میتواند این دیکتاتوری را فروبپاشد.»
این نشریه همچنین عنوان کرد: «در حالی که خیابانها و میدانها مملو از جمعیت میشود، هرم قدرت در جمهوری اسلامی میکوشد با وعدهها اعتراضات را مهار کند: چاپ پول بیشتر، پرداخت غرامت برای افزایش سرسامآور قیمتها و قربانی کردن یکی دو وزیر. محمدباقر قالیباف، رئیس تندروی مجلس، فاجعهٔ اقتصادی را نتیجهٔ «نرمش» رئیسجمهور موسوم به اصلاحطلب، مسعود پزشکیان، میداند؛ پزشکیان نیز در پاسخ، تندروها را بهدلیل بنبست هستهای با آمریکا ــ که عامل اصلی تشدید تحریمهاست ــ مقصر معرفی میکند.»
ونزوئلا از نظر کاغذی، یکی از جذابترین منابع انرژی جهان است. این کشور حدود ۱۷ درصد ذخایر اثباتشده نفت خام جهان را در اختیار دارد و کمربند اورینوکو در جنوب آن، بزرگترین مجموعه نفت سنگین روی کره زمین محسوب میشود.
اما واقعیت تولید، تصویر دیگری نشان میدهد: بعد از حدود نیم قرن از ملیسازی صنعت نفت و سالها سوءمدیریت در شرکت دولتی PDVSA، سقوط سرمایهگذاری، فساد، تحریمهای آمریکا و فرار نیروی انسانی متخصص، تولید نفت ونزوئلا به زیر یک میلیون بشکه در روز رسیده است.
اما بحث اصلی واشینگتن کوتاهمدت نیست؛ رویکرد دونالد ترامپ و تیمش به ونزوئلا، نگاه به یک «غول خفته» است که اگر بیدار شود، میتواند نقشه قدرت در بازار انرژی را در دهه آینده تغییر دهد.
ادامه این مطلب را اینجا بخوانید.

مداخله نظامی ایالات متحده در ونزوئلا، بازداشت نیکلاس مادورو و انتقال او به آمریکا، از همان ساعات اول با برچسبهای متعددی توصیف شد: «پایان یک دیکتاتوری»، «نقطه عطف در آمریکای لاتین» و «پیام هشدار به چین و روسیه».
اما در ساعات بعد، با فروکش کردن غبار عملیات و انتشار جزییات بیشتر از زبان خود دونالد ترامپ، مارکو روبیو و دیگر مقامها، موضوعی که بیش از بقیه خود را نشان داد، لایه نفتی ماجرا بود.
این بار برخلاف بسیاری از مداخلات گذشته، واشینگتن حتی تلاش زیادی هم نکرد پشت عناوین کلی مثل «حقوق بشر» یا «دموکراسی» پنهان شود.
رییسجمهوری آمریکا علنا از میدانهای نفتی ونزوئلا، میلیاردها دلار سرمایهگذاری شرکتهای آمریکایی و تبدیل این کشور به منبع جایگزین برای نفت روسیه و ایران سخن گفت.
ونزوئلا؛ غولی با بزرگترین ذخایر، اما حضوری کمرنگ در بازار
ونزوئلا از نظر کاغذی، یکی از جذابترین منابع انرژی جهان است. این کشور حدود ۱۷ درصد ذخایر اثباتشده نفت خام جهان را در اختیار دارد و کمربند اورینوکو در جنوب آن، بزرگترین مجموعه نفت سنگین روی کره زمین محسوب میشود.
اما واقعیت تولید، تصویر دیگری نشان میدهد: بعد از حدود نیم قرن از ملیسازی صنعت نفت و سالها سوءمدیریت در شرکت دولتی PDVSA، سقوط سرمایهگذاری، فساد، تحریمهای آمریکا و فرار نیروی انسانی متخصص، تولید نفت ونزوئلا به زیر یک میلیون بشکه در روز رسیده است.
سهم این کشور از واردات نفت خام چین و آمریکا روی هم حدود ۴ درصد است.
به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران انرژی تاکید میکنند از نظر آنی، بازار جهانی نفت «عرضه کافی» دارد و حذف یا بازگشت نفت ونزوئلا در کوتاهمدت توازن بازار را به هم نمیزند.
اما بحث اصلی واشینگتن کوتاهمدت نیست؛ رویکرد ترامپ و تیمش به ونزوئلا، نگاه به یک «غول خفته» است که اگر بیدار شود، میتواند نقشه قدرت در بازار انرژی را در دهه آینده تغییر دهد.

پالایشگاههای «خلیج آمریکا»؛ چرا نفت سنگین ونزوئلا برای واشینگتن کلیدی است؟
نقطه اتکای مهم این استدلال، ظرفیت پالایشگاهی خود آمریکا است.
مارکو روبیو، وزیر خارجه، در گفتوگوهای پیاپی تلویزیونی روی یک نکته تاکید کرد: پالایشگاههای آمریکا در سواحل «خلیج آمریکا» (خلیج مکزیک سابق) طی دههها دقیقا برای کار با نفت سنگین ونزوئلا طراحی شدهاند.
نفت کمربند اورینوکو بسیار غلیظ، پرگوگرد و دارای فلزات است و برای تبدیل به فرآوردههای تجاری، باید یا با نفت سبکتر مخلوط شود یا در واحدهای ارتقای پیچیده فرآوری شود؛ واحدهایی که اتفاقا بخش بزرگی از آن در همین ساحل خلیج آمریکا مستقر هستند.
روبیو گفت «پالایشگاههای ما بهترین گزینه برای نفت سنگین هستند» و پیشبینی کرد پس از سرنگونی مادورو، «علاقه چشمگیری» از سوی شرکتهای «غیرروسی و غیرچینی» برای ورود به صنعت نفت ونزوئلا شکل بگیرد.
تام کاتن، رییس کمیته اطلاعات سنا، هم در مصاحبهای یادآور شد: «بسیاری از پالایشگاههای ما اساسا برای کار با نفت ونزوئلا طراحی شدهاند.»
او تاکید کرد ایالات متحده «به این نفت نیاز ندارد، اما اجازه نمیدهد این صنعت در اختیار دشمنان آمریکا باشد».
وقتی ترامپ از خود نفت حرف میزند
ترامپ در نشست خبری پس از عملیات دستگیری مادورو، بهصراحت نفت را در مرکز روایت قرار داد.
او گفت قصد دارد «شرکتهای بسیار بزرگ آمریکایی» را ظرف ۱۰ روز آینده وارد ونزوئلا کند تا میلیاردها دلار سرمایهگذاری انجام دهند، زیرساختهای فرسوده را بازسازی کنند و تولید را بالا ببرند؛ بهگونهای که درآمد حاصل «به نفع اقتصاد آمریکا» و همزمان بهعنوان ابزاری برای فشار بر روسیه و جمهوری اسلامی به کار گرفته شود.
با این حال، تحلیلهای مستقل تصویر محتاطانهتری ارائه میکنند.
گزارشهایی مانند ارزیابی شرکت «وود مکنزی» یادآور میشوند بازگرداندن ظرفیت تولیدی ونزوئلا به سطح معنادار، نه تنها به سرمایه، بلکه به زمان و ثبات سیاسی نیاز دارد.
برآورد آنها این است که با «بهبودهای عملیاتی و مقداری سرمایهگذاری محدود» میتوان طی یک تا دو سال تولید را به حدود دو میلیون بشکه در روز رساند.
اما عبور از این سطح و تبدیل ونزوئلا به بازیگر تاثیرگذار جدید در بازار جهانی، مستلزم بازسازی واحدهای ارتقای نفت سنگین، جذب سرمایه خارجی و طراحی چارچوب حقوقی مطمئن است.
اوپک، شیل و نظم جدید تولیدکنندگان
بعد سیاسی بازار انرژی نیز قابل چشمپوشی نیست. ونزوئلا یکی از بنیانگذاران اوپک است و هرگونه تغییر در نقش آن میتواند حساسیت عربستان سعودی و امارات متحده عربی را برانگیزد.
تحلیلگران میگویند بعید است آمریکا از کاراکاس بخواهد از اوپک خارج شود؛ تجربه سال ۲۰۲۰ نشان داد هماهنگی با اوپک برای حفظ توازن بازار و حمایت از تولیدکنندگان شیل در آمریکا حیاتی است.
با وجود همه این طرحها و پیامها، آینده صنعت نفت ونزوئلا به عوامل متعددی وابسته است: ثبات سیاسی داخلی، توان جذب سرمایه، مدیریت حساسیتهای منطقهای و حفظ توازن میان اوپک و تولیدکنندگان شیل.
آنچه قطعی به نظر میرسد، این است که نفت در قلب خوانش آمریکا از آینده ونزوئلا قرار گرفته است.
اما اینکه این «دکترین نفتمحور» در عمل به بازطراحی پایدار نقشه انرژی جهان بینجامد یا به نمونه دیگری از شکاف میان جاهطلبی ژئوپولیتیک و واقعیتهای صنعت انرژی تبدیل شود، پرسشی است که پاسخ آن در سالهای آینده روشن خواهد شد.





