
عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی در شبکه ایکس در واکنش به حمایت ترامپ از معترضان ایرانی نوشت: «پیام ترامپ احتمالا تحت تاثیر کسانی است که از دیپلماسی میترسند و یا به اشتباه معتقدند دیپلماسی ضروری نیست، این پیام بسیار غیر مسئولانه و خطرناک است.»
عراقچی افزود: «نیروهای مسلح ما دقیقا میدانند در صورت نقض حاکمیت ایران کجا را هدف قرار دهند.»
بر اساس اطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال، شورای عالی امنیت ملی در نامهای طی هشدار به رسانهها در ایران با خطدهی مشخص از آنها خواسته حمایت دونالد ترامپ از معترضان را محکوم، مرزبندی مشخص با اعتراضات ترسیم کنند و با «دشمن» مرزبندی داشته باشند.
شورای عالی امنیت ملی در این نامه نوشت: «اظهارات مداخلهجویانه و مغایر با موازین شناختهشده دیپلماتیک از سوی دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمريکا خوشبختانه با واکنش سریع و مسؤولانه شخصیتها و رسانههای کشور مواجه شد.»
این نهاد جمهوری اسلامی از رسانههایی که از «نشر خام، هیجانی یا تنشزا» خودداری کردند و «با دشمن مرزبندی» و به ثبات کمک کردند، قدردانی کرده است.

فولکر تورک، کمیسر عالی حقوقبشر سازمان ملل اعلام کرد: «با نگرانی تحولات اعتراضات و گزارشهای مربوط به خشونتها را دنبال میکنیم.»
او افزود: «از مقامات میخواهیم به حقوق آزادی بیان، تجمع و تشکیل انجمنها احترام بگذارند.»
جمشید برزگر، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی، به ایران اینترنشنال، درباره اعتراضات جاری در ایران گفت: «مهمترین ویژگی این اعتراضات گستردگی آن است که تقریبا تمام جغرافیای ایران را در بر میگیرد.»
او به «نقش بسیار پررنگ» جوانان در این اعتراضات اشاره کرد و افزود که در چنین شرایطی مراسم خاکسپاری جانباختگان به مراسم اعتراضی و به عاملی برای تداوم اعتراضات تبدیل میشوند.
این تحلیلگر سیاسی درباره شعارهای مردم در اعتراضات نیز گفت این شعارها فارغ از این که چه جناحی را در بر بگیرد، نفی کلیت نظام جمهوری اسلامی است و خواهان گذار از آن هستند.
او درباره تفاوتهای این اعتراضات با اعتراضات گذشته نیز گفت که در اعتراضات پیشین از یک آلترناتیو مشخص صحبت نمیشد، اما آنچه تا روز ششم دیده میشود، حمایت آشکار از شاهزاده رضا پهلوی است و او را به عنوان جایگزین صدا میزنند.
اسماعیل عبدی، فعال صنفی معلمان، هم در گفتوگو با ایراناینترنشنال با اشاره به حمایت معلمان از اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ گفت اعتراضات سراسری کنونی «بازتاب همان بحرانی است که سالهاست بهطور مستقیم و فرساینده زندگی و جایگاه شغلی آنان را تخریب کرده و اکنون از مرز یک مطالبه صرفاً صنفی عبور کرده و به بحران عمومی جامعه بدل شده است.»
او افزود: «معلمان، مانند کارگران، پرستاران و بازاریان، زیر فشار تورم، سقوط قدرت خرید و تبعیض ساختاری در نظام دستمزدها قرار دارند و شکاف عمیق میان دریافتی آنان و دیگر بخشهای دولتی، بیپاسخ ماندن مطالباتی چون اجرای واقعی آموزش رایگان و برابر و باکیفیت برای دانش آموزان، اجرای رتبهبندی، امنیت شغلی و تامین حداقل معیشت و بیمه، و مجبور شدن به کارهای دوم و سوم برای تامین مایحتاج آنان را به این جمعبندی رسانده است که ریشه مشکلات، فردی یا مقطعی نیست بلکه در سیاستگذاریهای کلان و ساختار ناعادلانه اقتصادی نهفته است.»
عبدی اضافه کرد: «تجربه بیش از دو دهه اعتراض بینتیجه، ناامیدی فزاینده، مهاجرت یا ترک حرفه، گسترش شغل دوم و سوم و تهدید مستقیم کیفیت آموزش و آینده دانشآموزان، باعث شده است که معلمان خود را جدا از اعتراضات مردمی ندانند و با درک همسرنوشتی با سایر اقشار فرودست و طبقه متوسط در حال فروپاشی، حمایت از اعتراضات سراسری را نه فقط دفاع از معیشت، بلکه دفاع از کرامت انسانی، حق زندگی شرافتمندانه و آینده آموزش عمومی کشور تلقی کنند.»
اسکندر لطفی، سخنگوی پیشین شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران، در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفت: «تشکلهای صنفی معلمان، بهواسطه مواجهه روزمره با بیش از دو میلیون معلم شاغل و بازنشسته و در پیوند مستقیم با زندگی و سرنوشت میلیونها دانشآموز، هرگز نمیتوانند و نباید به مطالبههای صرفا معیشتی تقلیل داده شوند.»
او با اشاره به این نکته که معلم در متن جامعه ایستاده است، گفت معلم در دل فقر، تبعیض، سرکوب و بیعدالتی نفس میکشد و با رنج انباشته شهروندان زیست میکند. از همین رو، طرح دغدغههای عمومی جامعه نه انحراف از مأموریت صنفی، که ادامه طبیعی و اجتنابناپذیر آن است.
لطفی تاکید کرد که تشکلهای معلمان، همسو با آحاد جامعه، «زبان مطالبات سرکوبشده شهروندان هستند و عملا در کنار و همراه کف جامعه صفآرایی کردهاند.»
او افزود: «در خیزش ژینا، معلمان تنها تشکل علنی و سازمانیافتهای بودند که نه فقط به صدور بیانیههای حمایتی بسنده نکردند، بلکه خود به فراخواندهندگان مشارکت در اعتراضات بدل شدند.»
او اضافه کرد: «آنان با شکستن مرزهای تنگ صنفی، در همبستگی عملی با دیگر اقشار جامعه، حضوری فعال، پرهزینه و شجاعانه در میدان اعتراض داشتند و نشان دادند که تشکل صنفی میتواند به نیروی اجتماعی بدل شود.»
به گفته لطفی، «در اعتراضات کنونی نیز تشکلهای صنفی معلمان بیتردید در کنار مردم رنجدیده خواهند ایستاد و بیانیههای صادرشده از سوی تشکلهایی چون مازندران، اسلامشهر و ممسنی نه پایان راه، بلکه پیشدرآمدی روشن بر حضور سازمانیافتهتر، علنیتر و رادیکالتر معلمان در میدان کنش اجتماعی است.»
او گفت: «جامعه معلمی، بهواسطه موقعیت طبقاتی خود بهعنوان مزدبگیران و بهدلیل تجربه مستقیم سرکوب، تهدید، زندان و حذف، طعم تلخ استبداد و دیکتاتوری را با گوشت و پوست چشیده است» و افزود: «از همین رو، ایستادن در برابر هر شکل از استبداد نه یک انتخاب سیاسی، بلکه ضرورتی تاریخی و اخلاقی برای آنان است.»
لطفی اشاره کرد: «معلمان، آگاه از جایگاه و نقش اجتماعی خود، بهطور عمومی در برابر قدرت سرکوب صف میکشند؛ چرا که میدانند آموزش در سایه آزادی معنا مییابد و کرامت انسانی با استبداد جمع نمیشود»





