روزنامه «استرالین» روز پنج شنبه با انتشار مقاله ای نوشت، با گسترش اعتراضات، سرکوب بازگشته است؛ بازداشتها و حتی استفاده از گلوله جنگی گزارش شده است. اگر اعتراضات بزرگتر و تهدیدآمیزتر شود، این روند میتواند تشدید شود.
ایران میگوید در جریان جنگ ژوئن ۲۱ هزار «مظنون» را بازداشت کرده و گروههای حقوق بشری از افزایش ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ مورد اعدام از آن زمان خبر دادهاند که بیشترشان بهطور مخفیانه انجام شده است. همین سرکوبهاست که تداوم اعتراضات را چشمگیرتر میکند.
همه اینها فرصتی است برای ایالات متحده تا حمایت خود را از مردم ایران نشان دهد. در سال ۲۰۰۹، باراک اوباما مرتکب این اشتباه شد که در حالیکه حکومت معترضان را سرکوب میکرد، سکوت اختیار کرد؛ زیرا بهدنبال توافق هستهای با رهبر جمهوری اسلامی بود.
ممکن است آقای ترامپ نیز به همین سراب وسوسه شود، اما اگر ایران واقعاً خواهان توافق بود، میتوانست پس از جنگ به میز مذاکره بازگردد. در عوض، همچنان بر غنیسازی داخلی سوخت هستهای اصرار دارد و بهسرعت در حال بازسازی ذخایر موشکهای بالستیک است که میتواند اسرائیل یا پایگاههای آمریکا را هدف قرار دهد.
وزارت خارجه آمریکا پیامهایی به زبان فارسی برای ایران منتشر میکند، اما ایرانیانی که جان خود را به خطر میاندازند، شایسته حمایتی واقعیتر هستند. این حمایت میتواند شامل بازگرداندن دسترسی به اینترنت هنگام قطع آن توسط حکومت، افشای هویت عوامل سرکوب و اقدامات دیگر باشد. آقای ترامپ همچنین میتواند «قانون مهسا امینی» مصوب ۲۰۲۴ را برای پاسخگو کردن مقامها بابت نقض حقوق بشر اجرا کند.
مهمتر از همه، باید فشار اقتصادی بر حکومت حفظ شود. این یعنی اجرای تحریمهای نفتی علیه ایران، حتی با نیمی از شدتی که آمریکا اخیراً علیه ونزوئلا نشان داده است. ایران توانسته آنقدر از تحریمها عبور کند که صادرات نفتش به رکوردهای جدید برسد—دو میلیون بشکه در روز، یعنی ۲۰ برابر هدف اعلامی آمریکا. این وضعیت، کارزار «فشار حداکثری» آقای ترامپ را به سخره میگیرد.
هیچیک از اینها به این معنا نیست که حکومت در آستانه فروپاشی فوری قرار دارد؛ هرچند دیکتاتوریها اغلب تا لحظه پایان، باثبات به نظر میرسند. آیتالله برای حفظ وفاداری فرماندهان و نشانه رفتن اسلحهها بهسوی مردم خود، به درآمد نفتی متکی است. اگر جریان پول متوقف شود، وفاداری نیروهای سرکوبگر حکومت نیز ممکن است تغییر کند.