تورج اتابکی، پژوهشگر ارشد پژوهشکده بینالمللی تاریخ اجتماعی، میگوید با آغاز اعتراضات بازاریان، خیلی زود دیگر اقشار جامعه هم به آنها پیوستند.
بهگفته او، این در حالی است که حکومت هیچ برنامه روشنی برای بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی ندارد.
همزمان با برخورد نیروهای امنیتی با معترضان، مقامهای دولت پزشکیان از حق اعتراض مردم و شنیدن صدای آنها سخن میگویند و وعدههای اقتصادی میدهند.
در همین فضا، موج استعفا و برکناری در دولت آغاز شده و سپاه پاسداران نیز از تغییرات تازه و انتصاب احمد وحیدی بهعنوان جانشین فرمانده سپاه خبر داده است.
جمشید برزگر، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی، میگوید که در شرایط کنونی عملا چیزی به نام دولت در ایران وجود ندارد.
بزرگمهر شرفالدین، رییس بخش دیجیتال ایراناینترنشنال، میگوید پوشش گسترده اعتراضات ایران در رسانههای بینالمللی نشاندهنده اهمیت بالای آن است.
او واکنش دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، تنها یک روز پس از آغاز اعتراضات را اقدامی کمسابقه توصیف کرد.
تورج اتابکی، پژوهشگر ارشد پژوهشکده بینالمللی تاریخ اجتماعی، گفت: «حکومت در بخش اقتصادی مرتبط با اعتراضات، پاسخی برای شهروندان ندارد و توانی برای بهبود وضعیت اقتصاد نیز در اختیارش نیست.»
او افزود: «استمرار اعتصابات و اعتراضهای خیابانی میتواند حکومت را از پا بیندازد.»
حسین قاضیان، جامعهشناس، در گفتوگو با ایراناینترنشنال، درباره شباهتها و تفاوتهای دور جدید اعتراضها در ایران با جنبشهای اعتراضی پیشین توضیح داد.
قاضیان یادآوری کرد از سال ۹۶ که این نوع از اعتراضات شروع شدند، تقریبا همگی یک ویژگی مشترک داشتهاند: «نارضایتی از زندگی» که ریشهاش به شیوه اداره کشور برمیگردد.
خود شیوه اداره کشور هم به گفته این جامعهشناس، از نگرش حکومت، ساختارش، قوانینش، مقامهایش و تصمیمها و اقداماتشان نشات میگیرد؛ بنابراین ریشه مشترک تمام اعتراضات اصل «جمهوری اسلامی» است.
او توضیح داد صرفنظر از اینکه جرقه اول چیست، اعتراضات سالهای ۹۸ و ۱۴۰۱ با ۹۶ و اعتراضات کنونی تفاوتهایی آشکار دارند.
در اعتراضات سال ۹۶ و تجمعهای اعتراضی فعلی، نه جرقه اولیه، بلکه منافع مشترک در کار است.
قاضیان افزود: «اگر به ریختشناسی اعتراضات کنونی از نظر مکانی نگاه کنید، متوجه میشوید که در روزهای اول و دوم همگی در راستههای تجاری مشخصی مانند بازار موبایل، بلورفروشان، دلارفروشان، لوازم خانگی و... رخ دادند که منافع مشترکی دارند.»
به گفته او، اما این اعتصاب و اعتراض چون ریشه مشترک با سایر گروههای مردمی دارد به همین بخش منتهی نشد و یک لایه سیاسی هم به آن افزوده شد.
این جامعهشناس درباره اظهارنظر دولت مبنی بر به رسمیت شناختن اعتراض بازاریان و شائبه عقبنشینی حاکمیت، گفت: «وقتی لایههای متفاوتی از خواستهها مطرح است، دولت میخواهد از چه موضعی دقیقا عقبنشینی کند؟»
به گفته قاضیان، حداکثر کاری که دولت میتواند برای رسیدگی به خواستههای معترضان انجام دهد در زمینه اقتصادی مثل پذیرفتن استعفای رییس کل بانک مرکزی است.
او تاکید کرد این رویکرد تنها به خواسته لایه نخست اعتراضات که اقتصادی است، آنهم برای مدتی کوتاه، پاسخ میدهد. اما دولت نمیتواند به خواسته مردمی که علیه سران حکومت شعار میدهند، رسیدگی کند.
به گفته قاضیان، این خواستهها فراتر از دولت است و به کلیت جمهوری اسلامی برمیگردد و حکومت همواره با این اعتراضات با باتون و گلوله برخورد کرده است.
۲۳ خرداد ۱۳۸۸، پس از لغو کنفرانس مطبوعاتی میرحسین موسوی، در تجمعی حوالی چهارراه جهان کودک تهران، کسانی از جمله جوانان فعال ستاد موسوی شعار میدادند: «یاحسین، میرحسین» و «خمینی، کجایی، موسوی تنها مانده».
شعارهای آن روز ادامه شعارهایی بود که پیش از برگزاری انتخابات ۲۲ خرداد آن سال داده میشد. شعارهایی چون: «اگه تقلب بشه، ایران قیامت میشه.» اما شعار اصلی آن سال «مرگ بر دیکتاتور» بود.
چه اتفاقی افتاده که پس از ۱۶ سال، شماری از مردم ایران، از «یاحسین میرحسین» به «این آخرین نبرده، پهلوی برمیگرده» رسیدند؟
پاسخ به این سوال از این رو مهم است که به نظر میرسد جریانی فعال تغییرات جامعه را انکار میکند بیآنکه روشن سازد دلیل این انکار چیست و تداوم آن به کجا ختم خواهد شد؟
آیا میتوان برای انعکاس صدای جامعه «سهمیه» بر پایه «مساوات» تعیین کرد؟
مشروح این گزارش تحلیلی را اینجا بخوانید.




