واشینگتن بر ضرورت مهار شبهنظامیان مورد حمایت حکومت ایران در عراق تاکید کرد
در پی گفتوگوهای مایکل جی. ریگاس، معاون وزیر امور خارجه آمریکا، و فواد حسین، وزیر امور خارجه عراق، واشینگتن بار دیگر بر لزوم برچیدن شبهنظامیان وابسته به جمهوری اسلامی در عراق تاکید کرد. آمریکا این گفتوگوها را سازنده خوانده است.
حساب فارسی وزارت امور خارجه آمریکا با انتشار تصاویری از این دیدار، به اظهارات پیشین مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، اشاره کرد و نوشت آمریکا «همچنان با صراحت درباره ضرورت برچیدن شبهنظامیان مورد حمایت ایران که حاکمیت عراق را تضعیف میکنند، آمریکاییها و عراقیها را تهدید میکنند و منابع عراق را برای ایران غارت میکنند، سخن خواهد گفت.»
این مواضع در شرایطی تکرار میشود که تحولات سیاسی عراق و نگرانیهای امنیتی منطقهای، پیامدهای مهمی برای آینده دولت بغداد و موازنه قدرت در خاورمیانه دارد. چند هفته پیش، در ۲۰ آبان، انتخابات پارلمانی عراق برگزار شد اما هنوز گروههای مختلف برای انتخاب دولت آینده به جمعبندی نرسیدهاند.
پنجم آذر ماه سال جاری، یکی از رهبران عضو ائتلاف «چارچوب هماهنگی» نیروهای شیعی در عراق به ایراناینترنشنال گفت ادامه اختلافات در این ائتلاف و تلاش شماری از جریانهای عضو آن برای گسترش نفوذ بر دیگر جریانهای سیاسی ائتلاف، موجب شده رایزنیها برای تشکیل دولت جدید و تعیین نخستوزیر تاکنون بینتیجه بماند.
رحیم العبودی، از رهبران جریان حکمت ملی به رهبری عمار الحکیم و عضو چارچوب هماهنگی، در پاسخ به پرسش ایراناینترنشنال درباره روند گفتگوها برای تشکیل دولت تازه عراق گفته بود: «در حال حاضر، برخی از گروههای حاضر در چارچوب هماهنگی در تلاش هستند با گسترش نفوذ خود بر دیگر جریانهای عضو ائتلاف بهطور مستقل با نیروهای کُرد و سنی به توافق و تفاهم برسند.»
هشدار آمریکا به بغداد درباره حضور شبهنظامیان در دولت آینده
پیش از آن نیز در ۲۵ آبان ماه، یک منبع در اقلیم کردستان عراق به ایراناینترنشنال گفته بود واشینگتن بهصراحت به بغداد هشدار داده که در صورت واگذاری هر وزارتخانهای به گروههای مسلح مورد حمایت جمهوری اسلامی در دولت آینده عراق، آمریکا چنین دولتی را به رسمیت نخواهد شناخت.
این منبع در توضیح فضای سیاسی کنونی در عراق افزود که گروههای شیعه و کرد بر سر حفظ سمت ریاستجمهوری برای کردها توافق دارند و تهران نیز با این موضوع مخالفتی ندارد. اما احتمال انتخاب یک چهره سنی برای نخستوزیری نگرانیهایی را در تهران ایجاد کرده است.
بهگفته او، همه گروههای شیعی مخالف نخستوزیری دوباره محمد شیاع السودانی هستند، اما مارک سافایا، نماینده رییسجمهوری آمریکا در امور عراق، «رابطهای شخصی» با السودانی دارد و ممکن است در فرآیند تصمیمگیری نقشآفرینی کند.
این منبع تاکید کرد که برخلاف دورههای پیشین، جمهوری اسلامی در تعیین نخستوزیر آینده عراق نفوذ سابق را ندارد و اینبار آمریکا و کشورهای اروپایی با جدیت بیشتری در این روند وارد شدهاند.
حمایت آمریکا از تقویت حاکمیت عراق و مقابله با نفوذ خارجی
مارک سافایا چند روز پیشتر در بیانیهای اعلام کرده بود واشینگتن از تلاشهای بغداد برای مقابله با نفوذ خارجی، از جمله نفوذ تهران و گروههای نیابتیاش، حمایت میکند.
او بر ضرورت پایان دادن به فعالیت گروههای مسلح خارج از ساختار دولت عراق تاکید کرد و گفته بود: «عراق باید تمامی سلاحها را تحت کنترل دولت مشروع درآورد و نیروهای امنیتی خود را تحت فرمان واحد سامان دهد.»
نگرانی اسرائیل از گسترش فعالیت شبهنظامیان وابسته به ایران در عراق
در همین حال، گزارشهای متعددی از رسانههای اسرائیلی از افزایش نگرانی اورشلیم درباره گسترش فعالیت شبهنظامیان وابسته به تهران در عراق حکایت دارد.
وبسایت والا به نقل از منابعی در ارتش اسرائیل گزارش داده بود که ارتش و موساد در حال آمادهسازی برای مقابله با «تهدید فزاینده» این گروهها هستند.
روزنامه اورشلیمپست نیز نوشته بود ایران با تقویت زیرساختهای نظامی و گروههای وابسته در عراق تلاش میکند موقعیتی ایجاد کند که در «روز فرمان»، اسرائیل را از طریق حملات موشکی، پهپادی و حتی عملیات زمینی غافلگیر کند.
به نوشته این روزنامه، بر اساس ارزیابیهای امنیتی، احتمال دارد حمله بالقوه از خاک عراق، با شلیک موشک و پهپاد آغاز شود؛ مشابه الگویی که در جنگ اسرائیل و حماس علیه جبهه داخلی اسرائیل مشاهده شد. سناریوی دوم نیز شامل عملیات زمینی است که از عراق آغاز شود و از سوریه عبور کرده و تا مرزهای اسرائیل و اردن پیشروی کند.
اورشلیمپست یادآوری کرده بود که اسرائیل در جنگ ۱۲ روزه مراکز لجستیکی مرزی ایران و عراق را که توسط گروههای مورد حمایت تهران استفاده میشد، هدف قرار داده بود.
منابع اسرائیلی همچنین گفتهاند پیامهای تند هشدارآمیز از کانالهای مختلف، از جمله از طریق آمریکا، به دولت عراق منتقل شده است.
تغییر مسیر نفوذ تهران و افزایش تسلیح گروههای عراقی رادیو ملی اسرائیل نیز گزارش داده بود که جمهوری اسلامی در حال انتقال تمرکز نفوذ نظامی خود به عراق است، آن هم پس از ضرباتی که گروههای همسو با تهران در لبنان، سوریه و غزه دریافت کردند.
بهگفته منابع عراقی، تهران حمایت از شبهنظامیان عراقی را افزایش داده و بیشتر بر ارسال سلاحهای پیشرفته و آموزش نیروهای نیابتی برای مقابله احتمالی با اسرائیل تمرکز کرده است.
دیدار ریگاس و حسین و تاکید مجدد آمریکا بر ضرورت برچیدن شبهنظامیان وابسته به حکومت ایران، تنها بخشی از رویکرد فعلی در سیاست منطقهای واشینگتن و تحولات داخلی عراق است. گزارشهای متعدد حاکی از آن است که نهتنها آینده سیاسی بغداد، بلکه امنیت منطقه و بهویژه وضعیت تنش میان حکومت ایران و اسرائیل، بیش از گذشته به نقش و جایگاه گروههای مسلح عراقی گره خورده است.
شماری از متخصصان آموزش و سلامت در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفتند برخی از جوانان ایرانی که از کمبود امکانات و خدمات مناسب در ساختار حکومت دینی جمهوری اسلامی سرخورده شدهاند، بیش از پیش به نوشیدنی دستسازی با نام «لین» روی آوردهاند که حاوی کدئین است.
لین ترکیبی است که از مخلوط کردن شربتهای سرفه حاوی کدئین با نوشیدنیهای شیرین بهدست میآید. نام لین به اثر خوابآور و آرامبخش کدئین اشاره دارد که میتواند مصرفکننده را بیتعادل کند یا او را به لمدادن وادارد.
رواج نوشیدنی کدئینی در میان جوانان
ترکیب این نوشیدنی دستساز حاوی کدئین، سالها پیش در برخی فرهنگهای هیپهاپ آمریکا محبوب شده بود، اما اکنون در ایران نیز بهسبب در دسترس بودن مواد اولیه آن، مصرفکنندگان بیشتری پیدا کرده است. برخی نسخههای خارجی آن به «نوشیدنی بنفش» معروفاند، اما ترکیبهای داخلی بسته به نوع دارو رنگهای متفاوتی دارند.
کارشناسان میگویند در ایران این محصول بهدلیل وجود شربتهای کدئیندار در اغلب خانهها و فروش آزاد و بدون نسخه داروهای پایه، بهسرعت در میان نوجوانان و جوانان ۱۳ تا ۲۸ ساله شایع شده است.
راه فراری از ملال و فشارهای مدرسه
یک مشاور مدرسه که بهدلیل نگرانیهای امنیتی نخواست نامش فاش شود، مصرف لین را ابتدا در پارکها و حیاط مدرسهها مشاهده کرده است؛ جایی که نوجوانان پس از ساعتها حضور در کلاسهایی مملو از محتوای ایدئولوژیک و دروس حفظ کردنی، گردهم میآیند.
او گفت دانشآموزان دنبال «چیزی برای شکستن یکنواختی» هستند؛ زیرا نه در مدرسه و نه در شهر فضایی برای تفریح واقعی و بیدغدغه وجود ندارد.
به گفته او، «وقتی تفریح محدود، انتخاب فرهنگی ناچیز و حتی دسترسی به یک آبجو ساده جرمانگاری شده باشد، جوانها خودشان جایگزینها را میسازند.»
این مشاور هشدار داد که لین بهشدت اعتیادآور است و باعث خوابآلودگی، سرخوشی، تهوع، سرگیجه، اختلال بینایی و حتی توهم میشود. ترکیب آن با الکل یا آرامبخشها میتواند به افت شدید سطح اکسیژن، کما یا مرگ منجر شود.
متخصصان سلامت میگویند دلیل گسترش آرام و بیسر و صدای این نوشیدنی، نبود یک سیستم یکپارچه نظارت بر فروش داروهای بدون نسخه در ایران است. شربتهای کدئیندار بهطور گسترده در داروخانهها عرضه میشوند، و چارچوب نظارتی پراکنده موجود، الگوهای خرید غیرمعمول یا سوءمصرف در میان جوانان را شناسایی نمیکند.
یک داروساز تهرانی به نام امید گفت: «وقتی نظارت پایدار نیست و داروخانهها ابزار مشترک پایش ندارند، نوجوانان میتوانند مواد لازم را بدون جلب توجه تهیه کنند. دارو تقریبا در هر خانهای هست و هیچکس سازوکار پیشگیری از سوءاستفاده [از چنین مواردی] را ایجاد نکرده است.»
او افزود اولویتهای دولت سالها روی برخورد تنبیهی با الکل متمرکز بوده، نه اصلاح زنجیره تأمین دارویی.
کاستیهای نظام آموزشی و رهاشدن خانوادهها
مشاور مدرسه در بخشی از گفتوگویش تاکید کرد که دانشآموزان تقریبا هیچ آموزش سازمانیافتهای درباره خطرات سوءمصرف دارو دریافت نمیکنند، زیرا برنامه درسی مدارس مملو از محتوای ایدئولوژیک شده است. والدین نیز، بهگفته او، تقریبا هیچ راهنمایی از مدرسه درباره نیازهای نسلزد و فشارهای وارد بر آنها دریافت نمیکنند: «خانوادهها رها شدهاند تا حدس بزنند چه بر سر فرزندانشان میآید.»
به گفته او «بهجای آنکه والدین را به ابزار و آگاهی لازم مجهز کنند، برنامههای درسی بر پیامهایی متمرکز است که با واقعیت زندگی جوانان فاصله دارد.»
او افزود بسیاری از نوجوانان میگویند که با محتوای درسی مدرسه احساس بیگانگی میکنند و برای «شکستن چرخه» فشاری که نمیتوانند آشکارا بیانش کنند، به آیینهای پنهانی و نوشیدنیهایی مانند این ترکیب رو میآورند.
جمعبندی دو کارشناس
دو کارشناس آموزش و سلامت در گفتوگو با ایراناینترنشنال تاکید کردند که شیوع لین میان جوانان ۱۳ تا ۲۸ ساله نتیجه مجموعهای از سیاستهای محدودکننده است: آزادیهای اجتماعی اندک، محتوای آموزشی بیروح، جرمانگاری تفریح معمول، نظارت ناکافی بر داروها و حمایت ناچیز از والدین.
به گفته آنها، «اگر جوانان ایرانی فضاهای فرهنگی جذاب، مدرسهای متعادل و امکان تفریح واقعی داشتند، این نوشیدنی هرگز به یک الگوی رفتاری تبدیل نمیشد.»
اورشلیمپست به نقل از دو منبع آگاه گزارش داد جمهوری اسلامی پس از ربوده شدن ۳۱شهروند تایلندی در هفتم اکتبر، با هدف فشار بر بخش اقتصادی و کشاورزی اسرائیل، به دنبال میانجیگری برای آزادی گروگانهای تایلند بود اما برای انجام چنین کاری برای بانکوک شروطی گذاشته بود.
این منابع آگاه گفتند تهران به بانکوک پیشنهاد داده بود برای تامین آزادی گروگانهای تایلندی از اسارت حماس کمک کند، به شرطی که تایلند اسرائیل را «کشور ناامن» معرفی کند و از دهها هزار کارگر کشاورزی تایلندی بخواهد فورا این کشور را ترک کنند.
طبق این گزارش، پس از حملات ۷ اکتبر، هیاتی از تایلند برای گفتوگو به تهران سفر کرد و ۲۳ گروگان در نخستین آتشبس آزاد شدند و هشت نفر دیگر نیز در مراحل بعدی آزاد شدند، اما تلاش جمهوری اسلامی برای ترغیب خروج گسترده کارگران تایلندی در نهایت ناکام ماند، زیرا بیشتر کارگران تایلندی در اسرائیل ماندند.
بهنوشته اورشلیمپست، پیام جمهوری اسلامی روشن بود: «به ما کمک کنید تا فشار اقتصادی بر اسرائیل وارد کنیم، و ما هم به شما کمک میکنیم شهروندانتان را به خانه بازگردانید.»
براساس این گزارش، در هفتههای پرتلاطم و آشفته پس از حمله ۷ اکتبر، در حالی که اسرائیل هنوز در حال شمارش کشتهها و جستوجوی مفقودان بود، هزاران کیلومتر آنسوتر در بانکوک، اتفاقی دیگر در جریان بود.
دولت تایلند، که از مقیاس این کشتار ـ که در آن ۳۹ شهروند تایلندی کشته شدند ـ شوکه شده بود و در تلاش برای حفظ جان شهروندانش بود، تلاشهای دیپلماتیک فوری برای آزادی ۳۱ کارگر تایلندی ربودهشده از سوی حماس و دیگر گروهها را آغاز کرد.
بهنوشته اورشلیمپست این یک بحران انسانی بود، نه سیاسی زیرا تایلند هیچ مناقشهای با حماس نداشت. اما همانطور که در خاورمیانه معمول است، حتی بحرانهای انسانی نیز میتوانند به ابزار معامله تبدیل شوند.
تهران، که بر حماس نفوذ دارد، اعلام کرد ممکن است بتواند در آزادی گروگانهای تایلندی نقش داشته باشد؛ اما این پیشنهاد بدون شرط نبود.
احتمال آسیب شدید به بخش کشاورزی اسرائیل
اگر تایلند با خواسته جمهوری اسلامی برای ناامن اعلام کردن اسرائیل و خارج کردن شهروندانش موافقت میکرد، ضربهای سنگین به بخش کشاورزی اسرائیل در لحظهای حساس وارد میشد؛ درست زمانی که این بخش تلاش میکرد از شوک حمله بیرون بیاید.
بهنوشته اورشلیمپست، بین ۳۰ تا ۴۰ هزار کارگر تایلندی در مزارع و گلخانههای اسرائیل کار میکنند؛ شماری از آنان در زمان حمله در نزدیکی مرز غزه مشغول به کار بودند که بیشترین آسیب را در حمله هفتم اکتبر دیدند.
خروج ناگهانی کارگران تایلندی میتوانست تولید مواد غذایی اسرائیل را فلج کرده و خسارتی اقتصادی و بلندمدت به بار آورد.
در نوامبر ۲۰۲۳، زمانی که روند نجات گروگانها پیشرفت کمی داشت و خانوادهها خواستار پاسخ بودند، تایلند هیاتی بلندپایه را به تهران اعزام کرد.
این هیات با مقامات ارشد جمهوری اسلامی دیدار کرد و طبق برخی گزارشها، حتی با نمایندگان حماس از جمله موسی ابومرزوق، یکی از چهرههای کلیدی دفتر سیاسی حماس، ملاقات و مذاکره کرد. مذاکراتی که بهنوشته اورشلیمپست نشانههایی از پیشرفت در آن دیده میشد.
عارفین اوتاراسینت، سفیر وقت تایلند در ایران، بهطور علنی اعلام کرد که حماس «آماده است گروگانهای ربودهشده را در زمان مناسب آزاد کند».
ظرف چند هفته، ۲۳ گروگان تایلندی در جریان آتشبس اولیه آزاد شدند. هشت نفر دیگر نیز در مراحل بعدی آزاد شدند.
اما همه گروگانها زنده بازنگشتند. سه کارگر تایلندی یا در روز حمله یا در اسارت به قتل رسیدند. آخرین جسدی که بازگردانده شد، جسد سودتیساک رینتالاک بود که چهارشنبه به اسرائیل انتقال یافت.
او صبح هفتم اکتبر در زمینهای کشاورزی نزدیک مرز مشغول کار بود، بدون آنکه بداند مهاجمان در حال نزدیک شدناند. بیش از دو سال طول کشید تا بقایای او شناسایی و منتقل شود.
هرچند درخواست جمهوری اسلامی برای خروج دستهجمعی کارگران تایلندی با هدف ایجاد فشار اقتصادی مطرح شده بود، اما نتیجه مورد انتظار حکومت ایران حاصل نشد.
تعداد محدودی از کارگران در هفتههای نخست بازگشتند، اما اکثریت بهدلیل نیاز مالی، وفاداری به کارفرمایان یا امید به تثبیت اوضاع، در اسرائیل ماندند. در نهایت تنها چند هزار کارگر کشور را ترک کردند، بسیار کمتر از دهها هزار نفری که جمهوری اسلامی خواستار خروج آنان از اسرائیل بود.
تا میانه ۲۰۲۴، شرایط باز هم تغییر کرد. در مه ۲۰۲۴، وزیر کار تایلند به اسرائیل سفر کرد. پس از دیدار با مقامات اسرائیلی، دو طرف توافق کردند که کارگران تایلندی به کار خود ادامه دهند و روابط اقتصادی دو کشور تایید و تقویت شد.
ایتان بنالیاهو، فرمانده پیشین نیروی هوایی اسرائیل، هشدار داده که رویارویی اسرائیل و جمهوری اسلامی به نقطهای رسیده که تنها دو مسیر پیش رو مانده: گفتوگو یا جنگ گسترده همراه با حمله زمینی. او در گفتوگویی تازه، پیامدهای جنگ ۱۲ روزه و نقش آمریکا در این بحران را تشریح کرده است.
رییس پیشین نیروی هوایی اسرائیل، پنجشنبه ۱۳ آذر در مصاحبهای با رادیو «۱۰۳افام» با اشاره به کارزار ۱۲ روزه نظامی اسرائیل در ماه ژوئن — که با حملات آمریکا به سه سایت هستهای ایران خاتمه یافت — افزود این عملیات هرچند به توان هستهای حکومت ایران آسیب جدی زد، اما نتوانست آن را بهطور کامل از میان ببرد.
«برنامه هستهای نابود نشد، اما سالها عقب افتاد» بنالیاهو گفت: «نقطه ضعف حمله ما این بود که برنامه هستهای ایران را نابود نکردیم، اما آن را برای سالهای طولانی عقب انداختیم.»
او افزود: «اکنون یا باید تصمیم به جنگی تمامعیار با حمله زمینی بگیرید یا فشار اقتصادی را در کنار تلاش برای بازگشت به مذاکرات پیش ببرید.»
بنالیاهو توضیح نداد که این توصیهها خطاب به اسرائیل است یا ایالات متحده.
مذاکرات ناتمام و آغاز جنگ جمهوری اسلامی و آمریکا پیش از این در ماههای آوریل و مه پنج دور مذاکرات غیرمستقیم برگزار کرده بودند. قرار بود دور ششم مذاکره اوایل ژوئن انجام شود، اما با آغاز حمله غافلگیرانه اسرائیل در ۱۳ ژوئن، این گفتوگوها متوقف شد.
در این حملات چند دانشمند هستهای و شماری از ارشدترین فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی کشته شدند. در حملات تلافیجویانه حکومت ایران نیز ۳۲ غیرنظامی اسرائیلی و یک سرباز - که خارج از دوره خدمت بود - کشته شدند.
با ورود آمریکا به درگیری، این کشور سه سایت هستهای ایران را هدف قرار داد. حکومت ایران نیز با موشک به یک پایگاه آمریکایی در قطر حمله کرد. دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا،پس از ۱۲ روز آتشبس را برقرار کرد.
هزینههای مشارکت آمریکا در جنگ به گفته بنالیاهو، حکومت ایران در جریان جنگ از نقاط ضعف دفاعی اسرائیل آگاهی بیشتری پیدا کرده و ممکن است بتواند در دور بعدی جنگ خسارات بیشتری به اسرائیل وارد کند.
او گفت: «ما ناخواسته به ایرانیها یاد دادیم دفعه بعد چه چیزهایی را باید بهبود بخشند: تعداد موشکها، دقت آنها، انتقال سامانهها به شرق و جنوب، غافلگیری و پراکندگی بیشتر.»
به باور او، مشارکت آمریکا هرچند اهداف جنگی اسرائیل را پیش برد، اما اعتبار واشینگتن را بهعنوان میانجی بیطرف برای حل اختلاف از راه دیپلماسی تضعیف کرد.
تماس ترامپ و نتانیاهو در ادامه تنشها، شبکه سیانان گزارش داد که ترامپ و نتانیاهو دوشنبه دهم آذر درباره تحولات منطقه، از جمله ایران، گفتوگو کردند. همزمان مقامهای دفاعی اسرائیل هشدار دادهاند که احتمال آغاز دوباره درگیری وجود دارد.
در همین زمینه در مقالهای که چهارشنبه ۱۲ آذر در نشریه اینسایدر منتشر شد، آمده که تهران پس از جنگ ۱۲ روزه — جنگی که در آن اسرائیل تاسیسات و زیرساختهای نظامی و پدافند هوایی جمهوری اسلامی را هدف قرار داد — اکنون خود را برای نبردی تازه با هدف بقا آماده میکند.
پیشتر نیز نشنالاینترست گزارش داده بود که جمهوری اسلامی پس از تخریب گسترده سیستمهای دفاعیاش در جنگ ۱۲ روزه، هیاتی نظامی به چین فرستاده تا درباره خرید جنگندههای جی-۱۰ سی و تجهیزات دفاعی مذاکره کند.
خبرگزاری مهر تامین نشدن ارز ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی برای خرید نهادههای دامی، شیوع تب برفکی، و افزایش نرخ تورم را ناشی از ناتوانی در مدیریت بازار کالاهای اساسی دانست. خبرگزاری ایلنا هم گزارش داد ناکامی وزارت نفت در فروش نفت یکی از عوامل افزایش قیمتهاست.
مهر پنجشنبه ۱۳ آذر از افزایش قیمت محصولات لبنی بهعنوان «لجام گسیختگی» در بازار یاد کرد و افزود که قیمت انواع شیر در هفته گذشته حدود ۱۰ هزار تومان بالا رفته است.
بر اساس این گزارش، فقط محصولات لبنی با افزایش قیمت مواجه نیستند. برای مثال، روغن هم به مجموعه کالاهای در حال رقابت برای افزایش قیمت پیوسته است.
یک بطری روغن مخصوص پختوپز با وزن ۸۱۰ گرم که در سه ماه نخست سال جاری با نرخ ۶۹ هزار تومان توزیع میشد، با بیش از ۱۰۰ درصد، هفته گذشته با نرخ ۱۳۹ هزار تومان به فروش رسیده است.
این خبرگزاری همچنین بهنقل از فروشگاهداران نوشت که عرضه روغن دوباره قطره چکانی شده است و بیشتر از یک کارتن ۱۲ عددی سفارش پذیرفته نمیشود.
قیمت هر کیلوگرم گوشت مرغ نیز به رغم اعلام نرخ مصوب ۱۳۷ هزار و ۵۰۰ تومان، بین ۱۴۸ هزار تومان تا ۱۵۵ هزار تومان در نوسان است.
پیشتر حبیب اسدالهنژاد، مدیرعامل اتحادیه سراسری مرغداران گوشتی ایران، به «کمبود نهاده دامی» اشاره کرده و گفته بود مرغداریها در تامین نهادههای دامی با دشواری مواجه هستند و سویا دو برابر قیمت مصوب بازارگاه تهیه میشود.
به گزارش ایلنا، در این شرایط، بسیاری از مرغداران دیگر توان نگهداری مرغهای مولد را ندارند و آنها را راهی کشتارگاه کردهاند. جوجهریزی نیز تقریبا متوقف شده است.
میلیونها تن ذرت، کنجاله و سویا در گمرک ماندهاند
تولیدکنندگان گوشت قرمز هم با مشکل مشابهی دستو پنجه نرم میکنند.
احمد مقدسی، رییس انجمن صنفی گاوداران، پنجشنبه به ایلنا گفت: «وعدههایی که در مورد تامین نهادههای دامی گفته بودند، هنوز در حد حرف است و عملیاتی نشده است که بتوانیم جو، ذرت و سویا به اندازه کافی برای دامها تهیه کنیم.»
از طرف دیگر، بهنوشته ایلنا، اکبر فتحی، معاون برنامهریزی و اقتصادی وزارت جهاد کشاورزی، گفت که حجم قابل توجهی نهاده در بنادر شمال و جنوب تخلیه شده، اما بهدلیل نبود ارز این کالاها ماههاست پشت درهای گمرک ماندهاند.
این خبرگزاری نوشت: «میلیونها تن ذرت، کنجاله و سویا ماههاست تخلیه شده اما بهدلیل نبود ارز، از جای خود تکان نمیخورند. کامیونها کمتر تردد میکنند و انبارها لبریز از کالاهایی هستند که قرار بود خوراک دام باشند اما به نشانهای از اختلال ارزی ناشی از ناکامی وزارت نفت بدل شدهاند.»
ایلنا به «کاهش شدید فروش نفت» استناد کرد و افزود: «صادرات واقعی از حدود ۱.۸ میلیون بشکه به حدود ۱.۱ میلیون رسیده و بیش از ۶۰ میلیون بشکه نفت ایران بر روی آب سرگردان است.»
پیش از این، هادی قوامی، نایبرییس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس شورای اسلامی، گفته بود تنها یکسوم درآمد نفتی سال جاری تحقق یافته که به معنای ضرر روزانه بیش از ۲۰ میلیون دلار است.
قاسم مکارم شیرازی، مشاور رستم قاسمی، وزیر پیشین راه و شهرسازی، به اتهام «ارتشا و پستفروشی» به چهار سال و ۱۱ ماه حبس، انفصال از خدمات دولتی به مدت دو سال و منع از خروج از کشور به مدت دو سال محکوم شد.
خبرگزاری ایسنا پنجشنبه ۱۳ آذر گزارش داد قاسم مکارم، عضو پیشین کمیسیون انتصابات وزارت راه، از طریق رابط خود در وزارتخانه به یکی از مدیران وقت پیشنهاد داده بود در ازای ابقا در سمت خود ۲۵ میلیارد تومان بپردازد.
به گزارش ایسنا، این مدیر با هماهنگی نهادهای اطلاعاتی مبلغ درخواستی را پرداخت کرد و در همان زمان، رضا دریانورد، رابط مکارم در وزارت راه و شهرسازی، بازداشت شد. خود مکارم نیز نیمهشب، هنگام حضور در پارک برای دریافت وجه رشوه، دستگیر شد.
دریانورد نیز به اتهام «مساعدت در دریافت رشوه» به دو سال و ۱۱ ماه حبس تعزیری، پرداخت جزای نقدی، دو سال انفصال از خدمات عمومی و دولتی، و منع از خروج از کشور محکوم شد.
این احکام پس از اعتراض متهمان و ارجاع پرونده به دادگاه تجدیدنظر عینا تایید و قطعی شد.
قاسم مکارم از نزدیکان برادر ناصر مکارم شیرازی، مرجع تقلید شیعه حامی حکومت، است.
خبر بازداشت قاسم مکارم به دست ماموران وزارت اطلاعات به اتهام «دریافت رشوه» شهریور ۱۴۰۱ منتشر شد.
اردشیر مطهری، نماینده دوره یازدهم مجلس، پیشتر گفته بود ماموران وزارت اطلاعات او را درست در محل قراری که برای دریافت رشوه بهصورت یورویی تنظیم کرده بود، دستگیر کردند.
او همچنین پسر رستم قاسمی، وزیر وقت راه، را به همدستی با مکارم متهم کرده بود.
دفتر ناصر مکارم شیرازی همان زمان با اشاره به نسبت فامیلی قاسم مکارم اعلام کرد او از فرزندان یا نوادگان مکارم شیرازی نیست، بلکه «از منسوبین برادر» اوست.
۱۲ مهر ۱۴۰۱، وزیر پیشین راه و شهرسازی از آزادی مکارم خبر داده بود.
ناصر مکارم شیرازی از مراجع تقلید پرنفوذ و از چهرههای شاخص حوزه علمیه قم به شمار میرود که طی سالهای اخیر درباره موضوعاتی چون فیلترینگ اینترنت، حقوق زنان، مسائل اقتصادی و سیاست خارجی، اظهارنظرهایی جنجالی و بحثبرانگیز داشته است.
او که به «سلطان شکر» نیز شهرت دارد، به سوءاستفاده مالی از انحصار واردات شکر در ایران متهم شده است.
بر اساس برخی گزارشها، شرکتهای وابسته به اطرافیان او در مقاطعی از واردات شکر، منافع مالی هنگفتی کسب کردهاند.
او خرداد ۱۴۰۳ در پاسخ به یک استفتاء درباره حکم شرعی بازی «همستر» گفت: «با توجه به ابهامات زیادی که این نوع ارزها دارند، از جمله اینکه منشا استخراج آن روشن نیست، معامله، سرمایهگذاری و درآمد حاصل از آنها جایز نیست.»
پس از انتشار این فتوا، شهروندی با ارسال ویدیویی به ایراناینترنشنال از مکارم شیرازی حکم کسب درآمد از طریق دزدی، اختلاس، رانتخواری و زمینخواری را پرسید و افزود: «آیا میتوان از طریق موارد ذکرشده کسب درآمد کرد و مشکل شرعی ندارد؟»