• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

وای‌نت: اسرائیل خود را برای دور جدید درگیری با غزه، لبنان و ایران آماده کرده است

۱ آذر ۱۴۰۴، ۲۲:۱۸ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۰۰:۳۴ (‎+۰ گرینویچ)

اسراییل همزمان با افزایش نقض‌های آتش‌بس در غزه و لبنان و بازسازی برنامه موشکی حکومت ایران، خود را برای دور تازه‌ای از درگیری‌های منطقه‌ای آماده می‌کند؛ در حالی که تل‌آویو نسبت به درک محدود واشینگتن از خطرات موجود هشدار می‌دهد.

وب‌سایت وای‌نت در گزارشی که شنبه اول آذر منتشر کرد نوشت که هرچند اسرائیل با حماس در غزه و حزب‌الله در لبنان تحت ترتیبات آتش‌بس قرار دارد، اما در عمل این آتش‌بس‌ها بسیار شکننده‌اند.

روز شنبه ارتش اسرائیل یک فرمانده ارشد نظامی حماس را در غزه هدف قرار داد و همزمان حملات عمیقی در دره بقاع لبنان انجام شد؛ مناطقی که وای‌نت آنها را «کانون‌های فعال حزب‌الله» توصیف می‌کند.

در جبهه شمالی، اسرائیل حملات خود را به‌طور قابل توجهی تشدید کرده است؛ اقدامی که به گفته مقام‌های این کشور ناشی از «ناتوانی دولت و ارتش لبنان در اجرای تعهدات آتش‌بس و مهار حزب‌الله» است.

تل‌آویو می‌گوید بخش مهمی از ارتش لبنان از جوامع شیعه تشکیل شده و این موضوع رویارویی مستقیم با حزب‌الله را دشوار می‌کند.

اختلافات اقتصادی نیز نقش مهمی دارد: حقوق ماهانه سربازان لبنانی حدود ۲۰۰ دلار است، در حالی که رزمندگان حزب‌الله سه برابر این رقم دریافت می‌کنند و این تفاوت، انگیزه‌ای برای مقابله با این گروه باقی نمی‌گذارد.

وای‌نت می‌نویسد محدود شدن نقش آمریکا نسبت به درگیری‌های گذشته، برای اسرائیل نگران‌کننده است. ورود سفیر جدید آمریکا به لبنان، میشل عیسی، در تل‌آویو این امید را ایجاد کرده که واشینگتن بیروت را برای موضع‌گیری سخت‌گیرانه‌تر تحت فشار قرار دهد.

همزمان آمریکا دعوت از فرمانده ارتش لبنان برای سفر به واشینگتن را پس از آنکه اسرائیل را «دشمن» خواند، لغو کرد.

در غزه، اسرائیل همچنان از اجرای «فاز دوم» آتش‌بس که مورد حمایت آمریکاست خودداری می‌کند و می‌گوید حماس اجساد سه گروگان کشته‌شده را بازنگردانده است.

طبق گزارش وای‌نت، ارتش اسرائیل پس از چند مورد عبور نیروهای مسلح از «خط زرد» و تیراندازی، حملات گسترده‌ای آغاز کرد و ابو عبدالله الحدیدی، رییس عملیات تدارکات تسلیحاتی حماس، در میان هدف‌های کشته‌شده بود. همچنین ۱۷ نفر از افراد مسلح که از تونل‌های رفح خارج شده بودند کشته یا بازداشت شدند.

فاز دوم آتش‌بس شامل بازگشایی گذرگاه رفح، افزایش کمک‌های انسانی، تسهیل رفت‌وآمد و عقب‌نشینی تدریجی اسرائیل است؛ اقدامی که مشروط به شکل‌گیری یک نهاد اداره‌کننده جدید و استقرار نیروی بین‌المللی مورد حمایت شورای امنیت است.

وای‌نت می‌گوید نیروهای خارجی — عمدتاً عرب و مسلمان — طی هفته‌های آینده برای آموزش وارد منطقه می‌شوند، هرچند بسیاری از کشورهای عربی نگران درگیری مستقیم با حماس‌اند.

وای‌نت در مورد در جبهه سوم، یعنی [حکومت] ایران، به ارزیابی‌های اطلاعاتی اسرائیل اشاره می‌کند که نشان می‌دهد تهران در حال بازسازی توان موشکی بالیستیک است. مقام‌های بین‌المللی نسبت به خطر «محاسبه اشتباه» میان دو طرف هشدار داده‌اند؛ یعنی حمله پیش‌دستانه به دلیل تصور غلط از قصد طرف مقابل.

به گزارش وای‌نت، اسرائیل معتقد است «فرصت بسیار کمی» برای شکل دادن به میدان پیش از ورود بازیگران خارجی — به‌ویژه نیروهای بین‌المللی در غزه — باقی مانده است. آتش‌بس‌ها هنوز برقرارند، اما تنش‌های زیرپوستی «کاملاً حل‌نشده» باقی مانده‌اند.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴
تحلیل

چرا درآمد ۱۰۰ میلیارد دلاری عوارض تنگه هرمز یک افسانه است

۵
تحلیل

وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

Banner

انتخاب سردبیر

  • ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟
    تحلیل

    ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • نشنال‌اینترست: احتمال یک رویارویی بزرگ میان اسرائیل و حزب‌الله وجود دارد

    نشنال‌اینترست: احتمال یک رویارویی بزرگ میان اسرائیل و حزب‌الله وجود دارد

•
•
•

مطالب بیشتر

آیا اینفلوئنسرهای اینستاگرامی سبک مصرف کاربران را تغییر داده‌اند؟

۱ آذر ۱۴۰۴، ۱۸:۲۶ (‎+۰ گرینویچ)

نتایج پژوهشی تازه در ایران حاکی از آن است که چهره‌های مشهور اینستاگرامی نقش چشمگیری در شکل‌دهی نگرش مصرف‌کنندگان به برندهای پوشاک و مد دارند و حتی می‌توانند سبک مصرف کاربران را تغییر دهند.

یافته‌های این مطالعه که با هدف «بررسی نقش اینستافیموس‌ها در نگرش مصرف‌کنندگان و تاثیر آن بر قصد خرید» انجام شد، نشان می‌دهد اعتماد، حضور اجتماعی و احساساتی مانند حسادت، بیش از هر زمان دیگری رفتار خرید کاربران را تحت تاثیر قرار می‌دهند.

محمدرضا جلیلوند، طاهر روشندل اربطانی و محمدرضا فلاح، پژوهشگران دانشگاه تهران، نتایج مطالعه خود را در آخرین شماره فصل‌نامه «جامعه‌شناسی سبک زندگی» دانشگاه تبریز منتشر کردند.

در این مقاله آمده است اینستاگرام با تعامل مستقیم با کاربران و همچنین ایجاد فضایی برای نمایش زیبایی‌شناختی به افراد اجازه می‌دهد «روایت‌های شخصی» بسازند و هویت‌هایی را به نمایش بگذارند که برای مخاطبان جذاب است.

همین توانایی در روایت‌سازی و نزدیکی با کاربران زمینه رشد چهره‌هایی را فراهم کرده که بدون شهرت سنتی به چهره‌های اثرگذار تبدیل شوند.

100%

اینستاگرام، صحنه جدید نمایش مد و مصرف‌گرایی

اینستاگرام در سال‌های اخیر به یکی از اصلی‌ترین ویترین‌های سبک زندگی و مصرف تبدیل شده است.

پژوهشگران می‌گویند ماهیت بصری و قابلیت روایت‌سازی این پلتفرم، آن را در قامت ابزار قدرتمندی برای برندها مطرح کرده است.

در چنین شرایطی، «اینستافیموس‌ها» توانسته‌اند با تکیه بر روایت‌های شخصی، جذابیت زیبایی‌شناختی و تعامل با مخاطب، جایگاهی فراتر از چهره‌های سنتی پیدا کنند.

به گفته محققان، اکثر کارزارهای تبلیغاتی در صنعت مد به اینستاگرام منتقل شده‌اند، زیرا برندها باور دارند «پردازش پیام از منبعی که شبیه خود فرد است، واکنش روان‌شناختی و بررسی سیستماتیک را کاهش می‌دهد؛ بنابراین اینفلوئنسرهای اینستاگرامی می‌توانند در طنین‌انداز شدن با مخاطبان موثرتر باشند».

آن‌ها افزودند اینستافیموس‌ها «بیشتر شبیه مخاطبان عادی تلقی می‌شوند، احتمال تعامل آنها با طرفداران بیشتر است و ارتباط با آنها نسبت به افراد مشهور سنتی راحت‌تر است».

اینستافیموس‌ها، سلبریتی‌های نسل جدید

در ادامه این مقاله آمده است اینستافیموس‌ها تاثیر عمیقی بر رفتار خرید کاربران دارند، زیرا به‌دلیل «شباهت بیشتر به کاربران»، «تعامل مداوم» و «وابستگی عاطفی بیشتر»، موفق به جذب «اعتماد بالاتری» می‌شوند.

برخلاف چهره‌های سنتی که فاصله زیادی با کاربران دارند، اینفلوئنسرهای اینستاگرامی «هم شبیه‌ترند و هم قابل‌ دسترس‌تر» و همین نزدیکی روان‌شناختی، قدرت نفوذ آنان را افزایش می‌دهد.

100%

اعتماد، کلید اصلی اثرگذاری

اعتماد یکی از محورهای مهم مورد بررسی در این تحقیق است. بر این اساس، مصرف‌کنندگانی که در معرض پست‌های برند افراد مشهور اینستاگرامی قرار می‌گیرند، منبع را «قابل اعتماد» می‌دانند و نگرشی مثبت به برند نشان می‌دهند.

به عبارت دیگر، زمانی که یک اینفلوئنسر درباره کیفیت یا تجربه استفاده از محصولی توضیح می‌دهد، کاربران این سخنان را «صادقانه و بی‌واسطه» تلقی می‌کنند، نه بخشی از یک همکاری تبلیغاتی رسمی. همین برداشت، اثرگذاری پیام را چند برابر می‌کند.

حضور اجتماعی و حسادت؛ عوامل پنهان اما اثرگذار

یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد «حضور اجتماعی» اینفلوئنسرها، یا همان احساس واقعی بودن و ارتباط انسانی، از مهم‌ترین عناصر اثرگذاری به شمار می‌رود.

در این مقاله آمده است: «هرچه یک شخصیت عمومی تعاملی‌تر باشد، احتمال ایجاد تمایل و اعتماد بالاتر نیز افزایش می‌یابد.»

پژوهشگران همچنین به نقش «حسادت خوش‌خیم» اشاره می‌کنند؛ احساسی که هنگام مقایسه فرد با یک اینفلوئنسر شکل می‌گیرد.

آن‌ها افزودند: «حسادت تمایل به برند را افزایش می‌دهد، زیرا افراد انگیزه دارند که به دستاوردهای برابر [با اینفلوئنسر] دست یابند.»

به باور محققان، برندها قادر هستند از این موضوع بهره بگیرند، زیرا «بازاریابی مبتنی بر اینفلوئنسر» یک راهبرد موثر برای «برندسازی» محسوب می‌شود.

بر پایه این مطالعه، برندها می‌توانند از اینفلوئنسرهایی استفاده کنند که «قابل اعتماد، صادق و با حضور اجتماعی بالاتر» باشند، چرا که این ویژگی‌ها بیش از هر عامل دیگری باعث جذب مخاطب می‌شود.

این تحقیق بر اساس داده‌های ۶۱۰ دنبال‌کننده یک صفحه اینستاگرامی انجام شده است.

شرکت‌کنندگان پرسش‌نامه آنلاین را طی سه ماه تکمیل کردند که شامل پرسش‌هایی درباره‌ ۳۰ مولفه مرتبط با اعتماد، حسادت، حضور اجتماعی، نگرش به برند و قصد خرید بود.

اسرائیل در واکنش به «نقض آتش‌بس» از سوی حماس، چند عضو این گروه را کشت

۱ آذر ۱۴۰۴، ۱۶:۳۴ (‎+۰ گرینویچ)

ارتش اسرائیل در بیانیه‌ای اعلام کرد در واکنش به «نقض توافق آتش‌بس» در غزه از سوی حماس، مواضع این گروه را هدف قرار داد و چند عضو آن را کشت؛ اقدامی که به گفته باراک راوید، خبرنگار وب‌سایت آکسیوس، با حمایت دولت آمریکا همراه بوده است.

مقام‌های محلی در نوار غزه شنبه اول آذر اعلام کردند در حملات هوایی اسرائیل دست‌کم ۲۰ نفر کشته و بیش از ۸۰ تن دیگر زخمی شدند.

رسانه‌های فلسطینی نیز از حمله اسرائیل به خودروی یکی از فرماندهان ارشد حماس در رمال، واقع در غرب شهر غزه، خبر دادند.

یک مقام اسرائیلی گفت علا حدیدی، رییس تدارکات در ستاد تولید تسلیحات حماس، هدف حمله‌ای بود که به مرگ پنج نفر انجامید.

شبکه الحدث اول آذر گزارش داد شماری از رهبران حماس در گفت‌وگو با استیو ویتکاف، نماینده ویژه آمریکا، تهدید کردند پس از حمله اخیر اسرائیل به یکی از فرماندهان ارشد این گروه، حماس توافق موجود را پایان‌یافته تلقی می‌کند و آماده ازسرگیری نبرد است.

  • رییس ستاد ارتش اسرائیل: ماموریت ما برچیدن حماس با توافق یا اقدام نظامی است

    رییس ستاد ارتش اسرائیل: ماموریت ما برچیدن حماس با توافق یا اقدام نظامی است

تلاش نافرجام اعضای حماس برای خروج از تونل‌های زیرزمینی

ارتش اسرائیل در ادامه بیانیه خود خبر داد سه عضو گروه‌های مسلح فلسطینی که پیش‌تر از تونل‌های زیرزمینی در رفح در جنوب نوار غزه گریخته بودند، اول آذر شناسایی و کشته شدند.

۳۰ آبان حدود ۱۵ نفر از اعضای حماس از تونل‌هایی در دو نقطه در شرق رفح که هم‌اکنون تحت کنترل ارتش اسرائیل است، بیرون آمدند. از این تعداد، شش نفر همان روز در حملات هوایی اسرائیل کشته و پنج تن دیگر بازداشت شدند.

رسانه‌های اسرائیلی پیش‌تر در ۱۱ آبان گزارش داده بودند حماس از طریق میانجی‌ها خواستار خروج امن اعضای خود از تونل‌های زیرزمینی منطقه رفح شده است.

در همان زمان، بزالل اسموتریچ، وزیر دارایی اسرائیل، تاکید کرد خروج نیروهای حماس از تونل‌های منطقه از راه‌های مسالمت‌آمیز ممکن نخواهد بود.

  • اکسیوس: دولت ترامپ از بحران تونل‌های رفح برای طراحی الگوی خلع سلاح حماس استفاده می‌کند

    اکسیوس: دولت ترامپ از بحران تونل‌های رفح برای طراحی الگوی خلع سلاح حماس استفاده می‌کند

حمایت آمریکا از حملات اسرائیل به حماس

ارتش اسرائیل در بیانیه خود اعلام کرد در جریان دو حادثه جداگانه دیگر در شمال غزه، چهار فرد مسلح شناسایی شدند که از «خط زرد» عبور کرده بودند.

بر اساس این بیانیه، افراد مسلح به گونه‌ای به نیروهای اسرائیلی نزدیک می‌شدند که «یک تهدید فوری» به حساب می‌آمدند.

ارتش اسرائیل افزود دو تن از این افراد در حملات هوایی از پا درآمدند.

«خط زرد» مرز عملیاتی تعیین‌شده از سوی ارتش اسرائیل است که از شمال غزه تا شرق رفح امتداد دارد. این خط محدوده مناطق تحت کنترل اسرائیل را مشخص می‌کند و عبور غیرنظامیان فلسطینی از آن ممنوع است.

باراک راوید، خبرنگار آکسیوس، اول آذر به نقل از یک مقام آمریکایی نوشت دولت دونالد ترامپ از حملات تلافی‌جویانه اخیر اسرائیل علیه حماس حمایت می‌کند.

این مقام آمریکایی افزود: «حمله در محدوده یکی از دروازه‌های ورود کمک‌های بشردوستانه انجام شد که اخیرا بازگشایی شده بود. اسرائیل سیاستی دارد که با میانجی‌ها نیز درباره آن توافق شده؛ اینکه هرگونه نقض آتش‌بس با واکنش فوری پاسخ داده می‌شود.»

در سوی دیگر، یک مقام حماس در غزه این اظهارات را «بی‌اساس» و «بهانه‌ای برای کشتار» خواند و گفت این گروه به آتش‌بس پایبند است.

اسرائیل و حماس طی هفته‌های گذشته بارها یکدیگر را به نقض آتش‌بس متهم کرده‌اند.

دو طرف ۱۸ مهر و پس از دو سال جنگ، با اجرای مرحله نخست طرح آتش‌بس ۲۰ ماده‌ای رییس‌جمهوری آمریکا موافقت کردند.

رسانه‌های لبنان: در حمله پهپادی اسرائیل به جنوب کشور یک نفر کشته شد

۱ آذر ۱۴۰۴، ۱۰:۰۰ (‎+۰ گرینویچ)

رسانه‌های لبنانی گزارش دادند که شنبه اول آذر در جریان حمله پهپادی اسرائیل به یک خودرو در شهر زوطر الشرقیه در جنوب لبنان، یک نفر کشته شده است.

علاوه بر این، رسانه‌ها از زخمی شدن پنج تن در حمله پهپادی اسرائیل به بنت جبیل در جنوب لبنان خبر دادند.

اسرائیل هنوز واکنشی به این گزارش‌ها نشان نداده اما شنبه در بیانیه‌ای درباره حمله جمعه خود به جنوب لبنان اعلام کرد در این حمله یکی از اعضای حزب‌الله کشته شده است.

در بیانیه ارتش اسرائیل آمده است: «دیروز (جمعه)، در یک حمله هدفمند، ارتش اسرائیل یک تروریست حزب‌الله را در منطقه فرون، در جنوب لبنان، از بین برد.»

این حمله‌ها در شرایطی است که اسرائیل در ماه‌های اخیر تاسیسات و برخی فرماندهان حزب‌الله را هدف قرار داده است.

آذرماه ۱۴۰۳، اسرائیل و لبنان به توافق آتش‌بسی رسیدند که طبق آن، حزب‌الله متعهد شد هیچ‌گونه سلاحی در جنوب لبنان مستقر نکند و در مقابل، اسرائیل موظف شد به‌طور کامل از خاک لبنان خارج شود.

اسرائیل، حزب‌الله را به تلاش برای بازسازی توانایی‌های نظامی خود در جنوب لبنان متهم می‌کند.

در روزهای اخیر ارتش لبنان هشدار داد تکرار «نقض حاکمیت» این کشور از سوی اسرائیل باعث «بی‌ثباتی» شده و توان نیروهای لبنانی برای استقرار در جنوب را محدود کرده است.

جوزف عون، رییس‌جمهوری لبنان، نیز ۲۴ آبان اعلام کرد این کشور به‌دلیل ساخت دیوار بتنی مرزی، از اسرائیل به شورای امنیت سازمان ملل شکایت خواهد کرد.

100%

آمادگی لبنان برای توافق

عون جمعه ۳۰ آبان گفت کشورش آماده است برای رسیدن به توافقی وارد مذاکره شود که به حملات اسرائیل در لبنان پایان دهد و منجر به خروج اسرائیل از پنج تپه مرزی شود که پس از پایان جنگ اسرائیل و حزب‌الله در سال گذشته، تصرف شده است.

رییس‌جمهوری لبنان مشخص نکرد که آیا مذاکرات با اسرائیل مستقیم خواهد بود یا نه اما گفت که این مذاکرات می‌تواند تحت حمایت آمریکا، سازمان ملل یا جامعه بین‌المللی برگزار شود.

او در یک سخنرانی تلویزیونی به مناسبت روز استقلال لبنان افزود که نیروهای لبنانی آماده‌اند در تمامی نقاطی مستقر شوند که نیروهای اسرائیلی از آن‌ها عقب‌نشینی کنند.

هنوز مشخص نیست اسرائیل این پیشنهاد را خواهد پذیرفت یا نه، چون این پیشنهاد در زمانی مطرح می‌شود که اسرائیل حملات خود را در لبنان تشدید کرده است.

سه‌شنبه، یک حمله هوایی ۱۳ نفر را در اردوگاه پناهندگان فلسطینی عین‌الحلوه، نزدیک شهر صیدا در جنوب لبنان کشت. این مرگبارترین حمله از زمان اجرای آتش‌بسی است که یک سال پیش برقرار شد.

به‌ گفته ارتش اسرائیل، این «پایگاه نظامی» از سوی نیروهای حماس برای انجام آموزش‌هایی با هدف «برنامه‌ریزی و اجرای حملات علیه نیروهای ارتش و دولت اسرائیل» استفاده می‌شد.

ارتش اسرائیل همچنین گفت برای کاهش آسیب به غیرنظامیان، از «مهمات دقیق، نظارت هوایی و اطلاعات تکمیلی» استفاده کرده است.

در بیانیه ارتش آمده است: «ارتش اسرائیل با استقرار حماس در لبنان مقابله می‌کند و به عملیات علیه نیروهای حماس در هر مکانی که فعالیت کنند، ادامه خواهد داد.»

100%

حمایت یونیفل از ارتش لبنان

به مناسبت هشتاد و دومین سال استقلال لبنان، دیوداتو آباگنارا، رییس هیئت و فرمانده نیروهای حافظ صلح سازمان ملل متحد در جنوب لبنان (یونیفل)، اعلام کرد استقرار دوباره ارتش لبنان برای ثبات کشور حیاتی است.

  • شورای امنیت ماموریت یونیفل در لبنان را برای آخرین بار تمدید کرد

    شورای امنیت ماموریت یونیفل در لبنان را برای آخرین بار تمدید کرد

او در پیام خود در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «در هشتاد و دومین سال استقلال لبنان، یونیفیل همچنان متعهد به حمایت از ارتش لبنان، شریک نزدیک ما در تقویت ثبات در جنوب، است. استقرار کامل آن‌ها در سراسر جنوب لبنان برای گسترش اقتدار دولت ضروری است.»

یونیفل از سال ۱۹۷۸ برای جداسازی اسرائیل و لبنان در منطقه مستقر شده و حدود ۱۰ هزار نفر از نزدیک به ۵۰ کشور در آن خدمت می‌کنند.

تابستان امسال، شورای امنیت سازمان ملل متحد رای داد که ماموریت یونیفل در سال ۲۰۲۷ پایان یابد.

چند نکته در مورد بسته تحریم تازه آمریکا علیه صادرات نفت جمهوری اسلامی

۳۰ آبان ۱۴۰۴، ۲۲:۴۱ (‎+۰ گرینویچ)
•
مرضیه حسینی

در یکی از گسترده‌ترین بسته‌های تحریمی سال‌های اخیر، وزارت خزانه‌داری آمریکا شبکه‌ای چندملیتی شامل ده‌ها شرکت، کشتی، واسطه مالی و مجموعه‌های هواپیمایی وابسته به سپاه پاسداران را هدف قرار داده است.

این تحریم‌ها بلافاصله پس از شکست جمهوری اسلامی در «جنگ ۱۲ روزه» با اسرائیل اعمال شده و به‌گفته واشینگتن، با هدف جلوگیری از بازسازی توان نظامی و شبکه نیابتی جمهوری اسلامی طراحی شده‌اند.

این بسته، مرحله‌ای تازه در سیاست «فشار حداکثری» است: نه‌فقط فروش نفت، بلکه تمام مسیرهای پنهان‌سازی، انتقال، بیمه، خرید، جابه‌جایی، و حتی پشتیبانی هوایی در یک بسته واحد هدف قرار گرفته‌اند. به بیان دقیق‌تر، واشینگتن این بار نه منتظر خروج نفت از بنادر جمهوری اسلامی، بلکه مشغول انهدام «تمام پیچ و مهره‌های» ماشین مالی سپاه و شبکه‌ نیروی قدس است.

ادامه فشار حداکثری، اما هوشمندتر و پیچیده‌تر از دوره اول ترامپ
در دوره نخست دولت ترامپ، تحریم‌ها بیشتر بر صادرات نفت، بانک مرکزی و بخش‌های کلان تمرکز داشت. اما در این بسته جدید، تمرکز اصلی بر شبکه‌های بسیار کوچک، شرکت‌های پوششی چندلایه، واسطه‌های کشتیرانی، و ناوگان سایه‌ای است که ستون فقرات دورزدن تحریم‌ها محسوب می‌شوند.

پیام روشن «اوفک» (OFAC) این است: دیگر فقط «نفت جمهوری اسلامی» هدف نیست، بلکه کل اکوسیستم لجستیکی، مالی، حقوقی و فنی که نفت تحریم‌شده را از خلیج فارس به پالایشگاه‌های شرق و جنوب آسیا می‌رساند، هدف قرار گرفته است؛ از یک شرکت کوچک خدمات کشتی در امارات تا شرکت مدیریت ناوگان در هند، خریدار نفت در آلمان، یا شرکت‌های پوششی در پاناما.

این رویکرد یک بازدارندگی ثانویه ایجاد می‌کند: شرکت‌هایی که هنوز تحریم نشده‌اند، از ترس تحریم‌شدن، به‌تدریج از معامله با شبکه‌های نفتی جمهوری اسلامی فاصله می‌گیرند.

گره‌زدن فروش نفت به بازسازی ارتش شکست‌خورده جمهوری اسلامی
در سطر اول بیانیه خزانه‌داری، به‌طور عمدی به «شکست جمهوری اسلامی در جنگ ۱۲ روزه» اشاره شده است. این اشاره صرفاً توصیف تاریخی نیست، بلکه بخشی از جنگ روانی و مشروعیت‌زدایی است.

هدف واشینگتن از این روایت این است که بگوید: «پول نفت، پول توسعه ملی نیست؛ پول بازسازی ماشین جنگی یک رژیم شکست‌خورده است.»

این قاب‌سازی، مشروعیت اخلاقی تحریم‌ها را برای افکار عمومی غرب افزایش می‌دهد و بانک‌ها و شرکت‌ها را به احتیاط بیشتر در معامله نفتی با جمهوری اسلامی وادار می‌کند.

جنگ علیه «ناوگان سایه» و تکنیک‌های پنهان‌کاری
در این بسته تحریمی، آمریکا به‌طور مشخص نام چندین کشتی را ذکر می‌کند؛ از جمله این اسامی:
PIONEER SAM, TUSITALA, NEXO, KAISA I, GAS ATHENA, KALLISTA, PANDA
این نام بردنِ جزئی از کشتی‌ها، در واقع پیام مستقیمی به صنعت کشتیرانی و شرکت‌های فعال در «ناوگان سایه» جمهوری اسلامی است: واشینگتن نشان می‌دهد که تک‌تک حلقه‌های این زنجیره را رصد می‌کند.

در متن‌های رسمی دفتر کنترل دارایی‌های خارجی وزارت خزانه‌داری آمریکا، بارها به مجموعه‌ای از تکنیک‌های پنهان‌کاری اشاره می‌شود که در سال‌های اخیر به ابزار اصلی جمهوری اسلامی برای دور زدن تحریم‌ها تبدیل شده‌اند؛ از جمله تشکیل «ناوگان سایه»، خاموش‌کردن یا دست‌کاری سامانه شناسایی خودکار کشتی‌ها (ترانسپوندر AIS)، انجام عملیات انتقال کشتی به کشتی (STS) در نقاط دور از رادار رسانه‌ای و حقوقی، تغییر مکرر پرچم و نام کشتی‌ها، جعل اسناد حمل، و برچسب‌گذاری نفت جمهوری اسلامی به‌عنوان نفت مالزی یا سایر کشورها.

هدف از برجسته‌کردن این تاکتیک‌ها، صرفاً افشای یک روش نیست؛ بلکه افزایش هزینه‌ هرگونه پنهان‌کاری است. به این معنا که هر بار که یک کشتی وارد این شبکه می‌شود و از الگوی خاموش‌کردن سامانه شناسایی خودکار، انتقال کشتی به کشتی یا تغییر پرچم استفاده می‌کند، با مجموعه‌ای از ریسک‌های فزاینده روبه‌رو می‌شود: افزایش نرخ بیمه، بالا رفتن احتمال توقیف کشتی در بنادر ثالث، دشوارتر شدن دسترسی به بانک‌ها و گشایش اعتبارات اسنادی، و در نهایت، اجبار به ارائه تخفیف‌های بیشتر برای فروش نفت.

پیوند تحریم‌های نفتی با تحریم خطوط هوایی – محور هوایی «مقاومت»
یکی از نکته‌های مهم این بسته تحریمی آن است که واشینگتن تنها به شبکه فروش نفت جمهوری اسلامی بسنده نکرده، بلکه هم‌زمان، خطوط هوایی مرتبط با این شبکه – به‌ویژه هواپیمایی یزد و ماهان و چند شرکت همکار – را نیز هدف قرار داده است. به تعبیر دیگر، وزارت خزانه‌داری در این بسته تلاش کرده است دو حلقه کلیدی را در یک قاب واحد نشان دهد: نفت به‌عنوان منبع پول، و هواپیما به‌عنوان ابزار انتقال نیرو و سلاح برای محور موسوم به «مقاومت» در لبنان، سوریه و سایر جبهه‌ها.

از منظر واشینگتن، معادله ساده است: نفت، پول مورد نیاز جمهوری اسلامی را تأمین می‌کند؛ و شبکه هوایی، این پول را به قدرت سخت تبدیل می‌کند؛ یعنی به جنگ‌افزار، مهمات، و جابه‌جایی نیروی انسانی در مسیرهایی که از تهران تا بیروت و دمشق کشیده شده‌اند.

تحریم هم‌زمان این دو حوزه، چارچوب روایی تازه‌ای برای افکار عمومی غرب خلق می‌کند: «نفت جمهوری اسلامی هزینه راکت‌ها و موشک‌هایی را می‌دهد که با هواپیماهای ماهان و زیرمجموعه‌هایی مانند هواپیمایی یزد، به حزب‌الله و سایر نیروهای وابسته منتقل می‌شوند.»

چنین روایتی، کار دولت آمریکا را برای جلب حمایت کنگره و متحدان اروپایی آسان‌تر می‌کند؛ به‌ویژه پس از جنگ ۱۲ روزه. در این تصویر، تحریم دیگر صرفاً ابزار فشار اقتصادی بر یک حکومت نیست، بلکه «ابزار دفاعی» برای جلوگیری از تقویت مجدد ماشین جنگی جمهوری اسلامی و بازسازی شبکه نیابتی آن در منطقه معرفی می‌شود.

مرحله‌ای تازه در جنگ اقتصادی علیه جمهوری اسلامی
این بسته تحریمی، در ظاهر فقط یک فهرست طولانی از اسامی کشتی‌ها، شرکت‌ها و مدیران است؛ اما در واقع، بیانگر مرحله‌ای تازه در جنگ اقتصادی آمریکا علیه جمهوری اسلامی پس از شکست در جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل است. در این چارچوب، واشینگتن در تلاش است رگ حیاتی مالی بازسازی ارتش و شبکه نیابتی جمهوری اسلامی را قطع کند و هم‌زمان، «نفت جمهوری اسلامی» را در افکار عمومی جهان نه به‌عنوان منبع توسعه اقتصادی، بلکه به‌عنوان «سوخت ماشین جنگی یک رژیم شکست‌خورده» بازتعریف کند.

از سد تا سیاست؛ چهره پنهان ورشکستگی آبی ایران

۳۰ آبان ۱۴۰۴، ۱۹:۵۱ (‎+۰ گرینویچ)
•
روزبه اسکندری

ایران در آستانه یکی از بحرانی‌ترین سال‌های آبی خود قرار دارد. داده‌های رسمی نشان می‌دهد ورودی آب به سدهای کشور به پایین‌ترین سطح در چند دهه اخیر رسیده و بیش از نیمی از دشت‌های ایران با افت شدید منابع زیرزمینی روبه‌رو هستند.

اما کارشناسان هشدار می‌دهند که مشکل اصلی نه در آسمان که در زمین است؛ در سیاست‌هایی که از سدسازی‌های شتاب‌زده تا کشاورزی ناکارآمد و مدیریت جزیره‌ای منابع، کشور را به لبه «ورشکستگی آبی» رسانده است.

بارش‌های کم و سدهای نیمه‌خالی

بر اساس گزارش تازه وزارت نیرو، حجم آب ورودی به مخازن سدهای کشور در سال آبی جاری تنها ۱٫۳۵ میلیارد مترمکعب بوده؛ رقمی که نسبت به میانگین بلندمدت افتی چشمگیر و کم‌سابقه را نشان می‌دهد.

هم‌زمان، مجموع ذخیره آب در ۱۹۳ سد بزرگ ایران حدود ۱۷٫۶ میلیارد مترمکعب اعلام شده که معادل تنها ۳۴ درصد ظرفیت اسمی آنهاست؛ رقمی که نسبت به سال گذشته ۲۵ درصد کاهش یافته است.

در استان تهران وضعیت حتی وخیم‌تر است. چهار سد اصلی تامین‌کننده آب پایتخت – لار، طالقان، کرج و امیرکبیر – در مجموع تنها به میزان ۱۲ درصد از ظرفیت خود آب دارند و سد لار به‌تنهایی فقط دو درصد از ظرفیتش را حفظ کرده است.

نکته نگران‌کننده این است که ورودی آب به سدهای پایتخت نسبت به سال قبل ۴۳ درصد کاهش یافته است.بحران از مرحله هشدار گذشته و به فشار بر شبکه‌های حیاتی شهری رسیده است.

در صورت تداوم این وضعیت، تابستان آینده می‌تواند برای میلیون‌ها نفر در تهران و شهرهای بزرگ با جیره‌بندی و افت فشار سراسری آب همراه باشد.

  • رییس کمیسیون اصل ۹۰ مجلس از احتمال جیره‌بندی آب در تهران و مشهد خبر داد

    رییس کمیسیون اصل ۹۰ مجلس از احتمال جیره‌بندی آب در تهران و مشهد خبر داد

کشاورزی؛ قربانی و متهم اصلی

در قلب بحران آب ایران بخش کشاورزی قرار دارد؛ بخشی که بیش از ۸۰ درصد از منابع تجدیدپذیر کشور را مصرف می‌کند و در عین حال، بهره‌وری آبی آن در بسیاری از مناطق کمتر از ۴۰ درصد است.

در واقع، از هر صد لیتر آبی که برای آبیاری مصرف می‌شود، بخش بزرگی به‌دلیل تبخیر، نشت یا آبیاری با روش‌های سنتی از بین می‌رود.

در مقابل، مصرف خانگی تنها ۶ تا ۱۰ درصد از کل آب کشور را تشکیل می‌دهد، اما سیاستگذاران معمولاً تمرکز خود را بر صرفه‌جویی خانوارها گذاشته‌اند. ریشه بحران اما در جای دیگری است: در الگوی کشت آب‌بر، سیاست خودکفایی ناپایدار و تخصیص غیراصولی منابع.

در بسیاری از دشت‌ها، برداشت از آب‌های زیرزمینی دو تا سه برابر ظرفیت تغذیه طبیعی صورت می‌گیرد؛ روندی که افت سطح آب، خشک شدن چاه‌ها و قنوات، و پدیده فرونشست زمین را در پی داشته است.

در برخی مناطق، میزان فرونشست به ۳۰ سانتیمتر در سال رسیده است؛ بحرانی که کارشناسان آن را «زلزله خاموش» می‌نامند.

این چرخه معیوب از خشکی زمین، از دست رفتن خاک حاصلخیز و تخلیه روستاها، ایران را در مسیر فروپاشی اقلیمی قرار داده است.

اقلیم گرمتر، بارش کمتر

تغییر اقلیم به‌عنوان یکی از عوامل کلیدی، نقش تعیین‌کننده‌ای در تشدید بحران آب ایران دارد. پدیده‌ای که با افزایش دما، تغییر الگوی بارش و گسترش دوره‌های خشکسالی، به‌تدریج ساختار طبیعی چرخه آب را در کشور مختل کرده است.

در دهه گذشته، میانگین دمای سالانه ایران حدود ۱.۸ درجه سانتیگراد افزایش یافته است؛ رقمی که در نگاه نخست شاید اندک به نظر برسد، اما در مقیاس اقلیمی به معنای تبخیر چندین میلیارد مترمکعب آب از سطح سدها، دریاچه‌ها و خاک کشور است.

  • پزشکیان: باران نبارد باید تهران را تخلیه کرد

    پزشکیان: باران نبارد باید تهران را تخلیه کرد

این افزایش دما، همراه با بادهای گرم و کاهش رطوبت نسبی، باعث شده در بسیاری از مناطق، میزان تبخیر سالانه از مجموع بارش فراتر رود و عملاً تعادل آبی سرزمین از بین برود.

در همین حال، الگوی بارش نیز دچار دگرگونی اساسی شده است. بارندگی‌های منظم و تدریجی که امکان نفوذ آب به خاک و تغذیه سفره‌های زیرزمینی را فراهم می‌کرد، جای خود را به رگبارهای سیلابی، کوتاه‌مدت و متمرکز داده است.

این بارش‌های ناگهانی به‌جای جذب در زمین، به روان‌آب تبدیل می‌شوند و به‌سرعت از دسترس خارج می‌گردند.

از مدیریت بحران تا بحران مدیریت

اگرچه آمارها نگران‌کننده‌اند، کارشناسان می‌گویند ریشه بحران در حکمرانی آب است، نه فقط در خشکسالی. ناهماهنگی میان وزارت نیرو، جهاد کشاورزی و سازمان محیطزیست، فقدان شفافیت داده‌ها و تصمیم‌گیری‌های کوتاه‌مدت، ساختار مدیریت آب ایران را ناکارآمد کرده است.

نمونه‌ای از این سیاست‌های واکنشی در تیرماه ۱۴۰۴ دیده شد؛ زمانی که برای کاهش مصرف برق و آب، استان تهران و دست‌کم ده استان دیگر به‌طور موقت تعطیل اعلام شدند. این تصمیم اگرچه توانست فشار آنی بر شبکه را کاهش دهد، اما نشانه‌ای از فقدان سیاست پایدار بود.

چنین تصمیم‌هایی تنها مسکن موقت بر زخم مزمن مدیریت آب ایران است و نمی‌تواند راه حلی پایدار باشد.

  • تعداد چاه‌های آب در ایران ۲.۵ برابر کل کشورهای خاورمیانه است

    تعداد چاه‌های آب در ایران ۲.۵ برابر کل کشورهای خاورمیانه است

راه برون‌رفت کجاست؟

رهایی ایران از چرخه کم‌آبی تنها با اصلاحات ساختاری در سه حوزه اساسی امکانپذیر است. نخست، اصلاح فوری الگوی کشت و ارتقای بهره‌وری در بخش کشاورزی از طریق جایگزینی محصولات آب‌بر با کشت‌های کم‌مصرف، گسترش آبیاری تحت فشار و بازنگری در سیاست خودکفایی غذایی بر اساس واقعیت‌های اقلیمی کشور ضروری است.

دوم، نوسازی شبکه‌های فرسوده آبرسانی شهری و روستایی اهمیت حیاتی دارد، چراکه در برخی مناطق بیش از ۳۰ درصد از آب تصفیه‌شده پیش از رسیدن به مصرف‌کننده تلف می‌شود؛ اتلافی که معادل کل مصرف چند استان است.

و در نهایت، استقرار حکمرانی شفاف و داده‌محور از طریق دسترسی عمومی به اطلاعات منابع و مصارف، مشارکت جوامع محلی در تصمیم‌گیری‌ها و پاسخگویی نهادهای مسئول، می‌تواند زمینه بازسازی اعتماد عمومی و مدیریت پایدار منابع آب را فراهم کند.

  • وزیر نیرو از قطعی شبانه آب در ایران خبر داد

    وزیر نیرو از قطعی شبانه آب در ایران خبر داد

بحران آب؛ آزمونی برای اعتماد و بقا

بحران آب در ایران، آزمونی برای کارآمدی حاکمیت و سرمایه اجتماعی است. اگر اصلاحات بنیادین در سیاست‌های آبی، کشاورزی و شهری به تاخیر بیفتد، ایران در سال آینده ممکن است با وضعیتی روبه‌رو شود که در آن «تشنگی» نه استعاره، بلکه واقعیتی اجتماعی و سیاسی باشد.

ورشکستگی آبی تنها به معنای خالی شدن سدها نیست؛ نشانه‌ای است از فروپاشی رابطه میان طبیعت، دولت و جامعه که اگر ترمیم نشود، بهای آن نه تنها کمبود آب، بلکه فرسایش اعتماد و امنیت سرزمینی خواهد بود؛ بحرانی که پیامدهایش از خشکسالی بسیار فراتر خواهد رفت.