گرانی مسکن؛ رویای خانهدار شدن در پردیس رنگ باخت

یکی از بزرگترین پروژههای مسکن مهر در شهرستان پردیس استان تهران که قرار بود امیدی برای خانوادههای کمدرآمد باشد، امروز به منبعی از نگرانی و استرس برای متقاضیان تبدیل شده است.

یکی از بزرگترین پروژههای مسکن مهر در شهرستان پردیس استان تهران که قرار بود امیدی برای خانوادههای کمدرآمد باشد، امروز به منبعی از نگرانی و استرس برای متقاضیان تبدیل شده است.
به گزارش خبرآنلاین، بسیاری از شهروندان پردیس نسبت به افزایش ناگهانی مبلغ آورده اولیه و ابهام در اقساط و زمانبندی پرداختها گلایهمند هستند. این تغییرات، فشار مالی شدیدی بر متقاضیان وارد کرده و رویای خانهدار شدن را برای بسیاری از آنها دستنیافتنیتر از همیشه کرده است.
یکی از شهروندان میگوید: «قرار بود هر شش ماه یک بار ۴۰ میلیون تومان پرداخت کنیم، اما بعد از اولین پرداخت ۴۰ میلیون، برای نوبت دوم ۶۰ میلیون و سپس ۸۰ میلیون تومان اعلام شد.»
به نوشته اقتصادآنلاین، این تغییرات نهتنها باعث سردرگمی مردم شده، بلکه اعتراضات گستردهای را در میان متقاضیان بهدنبال داشته است. بسیاری از آنان میگویند که ابهام در مبلغ و تعداد اقساط و نبود جدول زمانبندی مشخص، مسیر خانهدار شدن را به بحرانی تمامعیار بدل کرده است.
یکی دیگر از متقاضیان تاکید میکند: «قشر ضعیف جامعه چشم امید به این پروژهها داشت تا رؤیای خانهدار شدنش محقق شود. اما شرایط موجود باعث شده این امید به سختی قابل تحقق باشد. از رسانهها میخواهیم صدای مردم باشند و تکلیف پرداختها و اقساط مشخص شود.»
دی ماه سال گذشته نیز گزارشهایی منتشر شده حکایت از این داشت که برخی واحدهای مسکن مهر پردیس پس از ۱۳ سال انتظار مالکان، با نواقص و بدون آب، برق و گاز تحویل شده است.
پروژههای مسکن مهر و نهضت ملی مسکن در حالی با وعده حمایت از دهکهای پایین جامعه کلید خوردند که امروز، بهگفته بسیاری از متقاضیان، به دلیل سوءمدیریت و بیثباتی در برنامهریزی مالی، به باری سنگین بر دوش آنان تبدیل شدهاند.

وزارتخانههای خارجه استرالیا و نیوزیلند به مناسبت سومین سالگرد جنبش زن، زندگی، آزادی، در حمایت از زنان و دختران ایرانی پیامهایی ارسال کردند.
در پیام استرالیا آمده است: «استرالیا در کنار زنان و دختران ایران ایستاده و از مبارزه آنان برای برابری و توانمندسازی حمایت میکند. ما همچنان به شدت نگران آزار و اذیت زنان و دختران در ایران و استفاده از خشونت برای تحمیل حجاب اجباری هستیم.»
دولت استرالیا تاکید کرد به فشار بر جمهوری اسلامی برای رعایت تعهدات حقوق بشری خود نسبت به همه شهروندان ادامه خواهد داد.
نیوزیلند نیز در پیام خود نوشته است: «نیوزیلند همچنان به شدت نگران وضعیت حقوق بشر در ایران است، از جمله محدودیتها بر آزادی بیان، خشونت و تبعیض علیه زنان و دختران، و تداوم سرکوب اقلیتهای مذهبی و قومی توسط مقامات ایرانی.
این پیام تاکید کرد نیوزیلند به ثبت نگرانیهای خود در همه محافل بینالمللی مرتبط ادامه خواهد داد و از تهران میخواهد به تعهدات بینالمللی خود پایبند باشد.

مقامهای ارشد اردنی هشدار دادند که تهدیدهای جمهوری اسلامی و متحدان منطقهای آن در سالهای اخیر «رو به افزایش» بوده و این روند را پس از دههها ثبات در کشوری که متحد غرب به شمار میرود، یک «پسرفت» توصیف کردند.
یک مقام امنیتی در اردن که نخواست نامش فاش شود به ایراناینترنشنال گفت: «فعالیتهای تهدیدآمیز جمهوری اسلامی شامل تأمین مالی و جذب نیرو از سوی آنها در سه سال گذشته سه برابر شده، تا جایی که حتی افرادی در دستگاه امنیتی هم به جاسوسی برای ایران متهم شدهاند.»
او افزود: «برای جمهوری اسلامی ایجاد هر امکان و فرصتی در اردن، هرچند کوچک و محدود، مهم است.»
کشف انبار اسلحه و سرکوب
این منبع با اشاره کشف یک انبار اسلحه در نخستین ماههای سال جاری در این کشور گفت: «این انبار ابتدا به اخوانالمسلمین نسبت داده شد و کشف آن سرکوبهای گستردهای در پی داشت، با این وجود فعالیتهای جمهوری اسلامی پس از آن همچنان ادامه یافت.»
آن زمان اردن اعلام کرد ۱۶ نفر را به اتهام ساخت موشکهای کوتاهبرد، در اختیار داشتن مواد منفجره و سلاحهای خودکار، پنهان کردن یک موشک آماده شلیک و جذب و آموزش غیرقانونی شبهنظامیان بازداشت کرده است.
اخوانِ ممنوعه
اخوانالمسلمین جنبشی صدساله و پانعربی است که با نفوذ غرب و محو شدن دین در زندگی عمومی مخالفت میکند.
اعضای این گروه سالها نفوذ قابل توجهی در پارلمان اردن و عرصه عمومی این کشور داشتهاند. حماس نیز شاخهای از این گروه به شمار میرود.
به گفته این منبع امنیتی، «حماس و حزبالله در بیروت در تامین مالی و آموزش اردنیها دخیل بودند. فلسطینیهای وابسته به حماس روی آموزش متمرکز بودند و حزبالله مکانها و نیروهای تخصصی و بودجه را فراهم میکرد.»
او اضافه کرد: «جمهوری اسلامی به دنبال ایجاد جبههای در اردن بود تا در صورت از دست دادن جنوب لبنان آن را با اردن جایگزین کند.»
«نفوذ جمهوری اسلامی در حال افزایش است»
یک منبع امنیتی دیگر هم گفت: «پنهان نیست که نفوذ منفی جمهوری اسلامی همچنان در حال افزایش است» و تاکید کرد که شهروندان اردنی نیز تهدید را بیشتر از قبل احساس میکنند.
او گفت: «افکار عمومی در اردن نشان میدهد که تهدید اصلی علیه امنیت ملی اردن ۲۰ تا ۳۰ سال پیش اسرائیل بود، اما امروز جمهوری اسلامی است و این روند طی شش سال گذشته ادامه داشته است.»
تهدید آشکار گروههای نیابتی
در بهار سال گذشته، پس از حمله اسرائیل به کنسولگری حکومت ایران در دمشق، ابوعلی عسکری، مسئول امنیتی کتائب حزبالله عراق که مورد حمایت جمهوری اسلامی است، گفت که این گروه «آماده است مقاومت اسلامی در اردن را مسلح کند» و تجهیزات لازم برای حداکثر ۱۲ هزار جنگجو را فراهم آورد.
او گفت هدفشان این است که با حمله به اسرائیل «از فلسطینیها دفاع کنند و انتقام شرف مسلمانان را بگیرند». به گفته او، این گروه قصد دارد با «قطع کردن مسیر زمینی که به موجودیت صهیونیستی میرسد» ـ اشاره به مرز اردن و اسرائیل ـ آغاز کند.
این تهدید موجب شد اسرائیل امنیت مرزی خود با اردن را تقویت کند. یکی از نمودهای این تقویت برگزاری یک رزمایش غافلگیرانه برای نیروهای ارتش اسرائیل بود که در آن سناریوی تهاجم زمینی از مرز اردن شبیهسازی شد.
این منبع امنیتی اضافه کرد که با وجود همه این تمهیدات، جمهوری اسلامی همچنان به کرانه باختری سلاح میرساند و این کار را از مسیر سوریه و اردن انجام میدهد.
دشمنِ دوستِ من
افزون بر اینها، جمهوری اسلامی اردن را متحد شمنان اصلی خود یعنی ایالات متحده و اسرائیل میداند و در برابر این کشور ایستاده است. یک مقام ارشد اردنی به ایراناینترنشنال گفت که اعتراضهای دیپلماتیک در این زمینه بیفایده بوده است.
او افزود: «به آنها (ایرانیها) گفتیم اجازه ندارند موشکهایشان را از آسمان اردن عبور دهند، اما باز هم این کار را کردند. آنها گوش نمیدهند. گفتیم از آسمان سوریه عبور کنید، اما آنها مصرّ هستند و چندان اعتنایی به پیامدها ندارند. جمهوری اسلامی کشوری است که فکر میکند باید ارباب خاورمیانه باشد.»
این مقام افزود که با وجود کاهش نفوذ جمهوری اسلامی در منطقه پس از شکستهای نظامی متحدانش و جنگ ۱۲ روزه، تهدید علیه اردن همچنان پابرجاست.
او گفت: «جمهوری اسلامی کارتهایش را در لبنان و سوریه از دست داده و حالا، با وجود اینکه توانش مانند گذشته نیست، میل و ارادهاش روی اردن متمرکز شده است. آنها دوست دارند در مرز با سوریه آسیب بیشتری وارد کنند اما بسیاری از نیروهایشان را آنجا از دست دادند و سوریه هم چندان با آنها همراه نیست.»

مقامهای ارشد اردن به ایراناینترنشنال گفتند تهدید جمهوری اسلامی و متحدان منطقهای آن در سالهای اخیر در اردن بهطور چشمگیری افزایش یافته و این روند ثبات چند دههای اردن را با چالش روبهرو کرده است. یک منبع امنیتی گفت این تهدیدها در سه سال اخیر سهبرابر شده است.
یک منبع امنیتی اردنی به ایراناینترنشنال گفت فعالیتهای تهدیدآمیز جمهوری اسلامی در زمینه تامین مالی و جذب نیرو طی سه سال گذشته سه برابر شده است، تا جایی که حتی افرادی در دستگاه امنیتی اردن نیز به اتهام جاسوسی برای ایران بازداشت شدهاند.
او گفت: جمهوری اسلامی پیش از آنکه در سال گذشته نفوذش در جنوب لبنان را از دست بدهد، قصد داشت در اردن جبههای ایجاد کند تا جایگزینی برای از دستدادن جنوب لبنان باشد.
یک منبع امنیتی دیگر نیز به ایراناینترنشنال گفت: نفوذ منفی جمهوری اسلامی در اردن همچنان رو به افزایش است.
او افزود: سنجش افکار عمومی در اردن نشان میدهد که تهدید اصلی علیه امنیت ملی اردن ۲۰ تا ۳۰ سال پیش اسرائیل بود، اما امروز این تهدید از جانب تهران است و این روند در پنج تا شش سال اخیر ادامه داشته است.
یک مقام ارشد اردنی نیز در گفتوگو با ایراناینترنشنال با اشاره به اینکه اعتراضهای اردن به اقدامهای جمهوری اسلامی از طریق مجاری دیپلماتیک بینتیجه مانده است، گفت: «جمهوری اسلامی به دلیل از دستدادن کارتهایش در لبنان و سوریه، میخواهد بر اردن متمرکز شود، اما توانش ضعیفتر شده است.»

بر اساس اطلاعات و ویدیو رسیده به ایراناینترنشنال، ماموران لباسشخصی در قم بهدلیل قلیان کشیدن زنان به چند شهروند حمله کردند و با آنها درگیر شدند.
ویدیو رسیده به ایراناینترنشنال در پنجشنبه ۲۰ شهریور نشان میدهد ماموران لباسشخصی در قم با مردم درگیر شدهاند و یکی از ماموران کلت کمری خود را بیرون کشیده است.
فرستنده ویدیو گفته است: «شامگاه ۱۸ شهریور در یک رستوران در قم، ماموران لباسشخصی با اسلحه و اسپری فلفل به مشتریان حمله کردند.»
او این افراد را «تیم ویژه دادستانی» معرفی کرد و گفت علت حضور ماموران در رستوران «قلیان کشیدن زنان» بوده است.
بروز درگیری میان شهروندان بهدلیل دخالت افرادی در نحوه رفتار، سبک زندگی و پوشش آنها تحت عنوان «امر به معروف و نهی از منکر» یا ماموران لباسشخصی پیش از این سابقه داشته است.
پیش از این در ۱۸ شهريور، علی فرامرزی، رییس پلیس نظارت بر اماکن عمومی قم از پلمپ یک کافه بهدلیل «افتتاح بدون مجوز» و «برگزاری مراسم با موسیقی زنده» برای همیشه خبر داد و گفت از این پس هیچ پروانهای برای رسته کافهداری در قم صادر نخواهد شد.
در پنجم شهریور نیز پس از آنکه دخالت یک زن «آمر به معروف» به نوع پوشش دو دختر نوجوان در مقابل یک مرکز تجاری در شهرستان فسا به بروز درگیری و بازداشت این دو دختر انجامید.
بسیاری از کارشناسان و فعالان حقوق بشر «امر به معروف» را دخالت در حریم خصوصی شهروندان میدانند و بارها درباره تشدید خشونت در جامعه در پی فعالیت «آمران به معروف» هشدار دادهاند.
نعیمه دوستدار، روزنامهنگار و فعال حقوق زنان، در گفتوگو با ایراناینترنشنال حضور پررنگ نیروهای لباسشخصی را «استفاده از تکنیکِ کنترل نامرئی» توصیف کرد؛ روشی که به تعبیر او امکان میدهد حکومت ضمن ادعای عدم دخالت مستقیم، مسئولیتِ برخوردها را بر دوش نیروهایی بگذارد که بعداً میتوان آنها را «خودسر» خواند.
او تکرار این رخدادها در قم را نشانه کاهش کارایی روایت رسمی حتی در خانوادههای مذهبی سنتی و وابسته به حاکمیت دانست و گفت: «تشدید این برخوردها در شهرهای مذهبی نشان میدهد که قدرت سخت تلاش دارد دست به فرسایش بزند در مقابل مقاومت مردم و این شکاف وسیع بین زندگی مردم و تبلیغات حکومت وجود دارد.»
در سالهای گذشته گزارشهای بسیاری درباره پلمب اماکن تجاری، مغازهها، هتلها و کتابفروشیها بهدلیل مخالفت متصدیان، فروشندگان و مشتریان با سیاست تحمیل حجاب اجباری یا تحمیل سبک زندگی مورد نظر حکومت منتشر شده است.
ویدیو درگیری در قم و بیرونکشیدن سلاح از سوی یکی از ماموران لباسشخصی، بار دیگر پرسشهایی جدی را درباره مبنای قانونی ورود نیروهای لباسشخصی و حدود اختیارات آنان مطرح کرده است.
همزمان با افزایش فشارها، مقاومت اجتماعی، بهویژه از سوی زنان ادامه دارد و شکاف میان سیاست رسمی و زندگی روزمره آشکارتر شده است.

موسسه علوم و امنیت بینالملل در گزارشی خبر داد که اسرائیل در جریان جنگ ۱۲ روزه، یکی از مهمترین سایتهای تحقیق و توسعه سانتریفیوژ پیشرفته ایران در جاده دماوند شرق تهران، معروف به «کالایه الکتریک، را هدف قرار داد.
براساس این گزارش، در این حملات سالن اصلی، یک کارگاه کوچک و بخشهایی از یک ساختمان سهطبقه جدید تخریب شد.
موسسه علوم و امنیت بینالمللی پنجشنبه ۲۰ شهریور در گزاشی نوشت این سایت که پیشتر تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی قرار داشت، نقش کلیدی در تحقیقات و آزمایشهای سانتریفیوژهای پیشرفته ایران ایفا میکرد و بهویژه در زمینه سانتریفیوژهای آیآر-۸ متمرکز بود.
بر اساس این گزارش در تاریخ ۲۶ تا ۲۸ خرداد، اسرائیل دو بار این سایت را هدف حمله قرار داد.
در این حملات، سالن اصلی عملیات، یک کارگاه کوچک و گوشهای از یک ساختمان جدید سهطبقه که در سال ۲۰۲۵ تکمیل شده بود، به شدت آسیب دید.
طبق این گزارش، واحدهای خنککننده اطراف نیز آسیب قابل توجهی دیدند. تخریبها و ویرانیها در این سایت بهطور گستردهای مشاهده شد و بقایای تجهیزات در سرتاسر سایت پراکنده بود. مقامات اسرائیل هیچ اطلاعاتی درباره این حملات ارائه نکردند.
جاناتان روحه، مدیر سیاست خارجی اندیشکده «یهودی برای امنیت ملی آمریکا» مرداد گذشته نوشت: «اگرچه بسیاری از تاسیسات ایران مانند مراکز غنیسازی نطنز و فردو، کارخانه متالورژی برای تولید فلز اورانیوم، و تعدادی از آزمایشگاههای مرتبط با ساخت سلاح آسیب دیدهاند، اما معادن اورانیوم و کارخانههای اولیه تبدیل سنگ به کیک زرد دستنخورده باقی ماندهاند.»
کالا الکتریک
سایت «کالایه الکتریک» در ابتدا در دهه ۱۹۹۰ بهعنوان یک کارخانه ساعت خریداری شد و پس از آن از سوی سازمان انرژی اتمی ایران (AEOI) به یکی از مهمترین مراکز تحقیق و توسعه سانتریفیوژهای ایران تبدیل شد.
به گفته موسسه علوم و امنیت بینالمللی، این سایت از دهه ۱۹۹۰ میلادی در توسعه سانتریفیوژهای آیآر-۱ و سانتریفیوژهای پیشرفته مانند آیآر-۲ و آیآر-۳ نقش کلیدی داشت و ایران از آن برای توسعه و آزمایش سانتریفیوژهای جدید استفاده میکرد.
طبق این گزارش، کالا الکتریک همچنین در نقش خرید غیرقانونی اقلام حساس برای برنامه سانتریفیوژ ایران از خارج عمل میکرد، اگرچه این فعالیتها بیشتر در مقر اصلی آن، واقع در جای دیگری، انجام میشد.
در سالهای اخیر، این سایت همچنین در طراحی و آزمایش سانتریفیوژهای آیار-۴، آیآر-۸، آیآر-۲ام و آیآر-۶ که در نهایت در تاسیسات نطنز و فردو در مقیاس وسیع به کار گرفته شدند، نقش داشت.
سازمان ملل در سال ۲۰۰۶ بهدلیل نقش کالای الکتریک در برنامه سانتریفیوژ ایران این شرکت را تحریم کرد.
موسسه علوم و امنیت بینالملل ۱۸ شهریور در گزارشی نوشت طی حملات جنگ ۱۲روزه تقریبا ۲۲ هزار سانتریفیوژ نصبشده در فردو، نطنز و اصفهان نابود شد یا از کار افتاد و توان ساخت یواف۶ و قطعات را بهشدت کاهش داد.
طبق این گزارش، با نابودی گسترده برنامه سانتریفیوژهای گازی و آبشارهای نصبشده سانتریفیوژ، ایران برای نخستین بار در بیش از ۱۵ سال گذشته هیچ مسیر قابل شناسایی برای تولید اورانیوم با درجه تسلیحاتی در تأسیسات سانتریفیوژ خود ندارد.







