روزنامه تایمز بریتانیا گزارش داد همزمان با آمادهسازی برای مذاکرات هستهای با واشینگتن، جمهوری اسلامی برای نخستینبار موشکهای سطحبهسطح دوربرد را به نیروهای نیابتی خود در عراق منتقل کرده است. منابع اطلاعاتی میگویند این موشکها توانایی هدف گرفتن برخی مناطق اروپا را دارند.
تایمز در این گزارش که سهشنبه منتشر کرد با استناد به گفته منابع اطلاعاتی منطقهای، خبر داده این موشکها هفته گذشته از سوی نیروی هوافضای سپاه پاسداران به عراق منتقل شدند.
اقدامی که به گزارش تایمز و به نقل از تحلیلگران میتواند تلاشی برای تقویت قدرت چانهزنی جمهوری اسلامی در آستانه مذاکرات آتی با ایالات متحده تلقی شود.
بر اساس این گزارش، دو نوع موشک دیگر با برد کوتاهتر، شامل موشک کروز «قدس ۳۵۱» و موشک بالستیک «جمال ۶۹»، نیز به عراق قاچاق شدهاند. منابع اطلاعاتی تایمز تاکید کردهاند که موشکهای منتقلشده دارای بردی هستند که حتی میتوانند اهدافی در اروپا را نیز تهدید کنند.
متن کامل گزارش را اینجا بخوانید.
از بیروت تا بغداد، از صنعا تا غزه، نام ایران سالهاست با گروههای مسلح غیردولتی در منطقه گره خورده است؛ گروههایی که با توجه به حمایت همه جانبه حکومت ایران از آنها، به نظر منتقدان، بازوان نیابتی جمهوری اسلامیاند و از نگاه تهران، «نیروهای مقاومت مستقل».
این گزارش، روایتی از بیش از چهار دهه مواضع رسمی جمهوری اسلامی در واکنش به گزارشهایی است که حکومت ایران را حامی این گروهها میداند. از انکار مطلق در دهه ۱۳۶۰، تا تاکید بر «حمایت معنوی» در دهه ۱۳۹۰ و سرانجام، ادعای «دخالت نداشتن در تصمیمات میدانی» در سالهای پرآشوب ۱۴۰۰.
پس از حمله هفتم اکتبر حماس به اسرائیل، مقامهای رسمی جمهوری اسلامی بارها و بارها هرگونه ارتباط ارگانیک میان گروههای نیابتی با تهران را رد کردند و حمایت از این گروهها را صرفا معنوی توصیف کردند.
این تغییر موضع در حالی است که رهبر جمهوری اسلامی پیش از آغاز جنگ غزه به صراحت گفته بود که ایران به نیروهای مقاومت، از جمله حزبالله لبنان، موشک داده و در آینده نیز خواهد داد.
متن کامل این گزارش را اینجا بخوانید.

با وجود تلاشهای گسترده جمهوری اسلامی برای توجیه عقبنشینی علی خامنهای در برابر دولت آمریکا و پذیرش مذاکرهای که پیشتر بهشدت آن را رد کرده بود، افکار عمومی این عقبنشینی را به مثابه تحقیر نظام میبیند و بهعنوان یک شکست آشکار برای حکومت ارزیابی کرده است.
هر اندازه که مقامات جمهوری اسلامی سعی دارند با استفاده از واژگان متناقض و حتی اظهارات خلاف واقع، این تغییر موضع ناگهانی را توضیح دهند، نتیجهای جز افزایش بیاعتمادی عمومی و برجسته شدن تناقضهای آشکار در گفتار و رفتارشان نداشته است.
در ۲۴ ساعت گذشته، شهروندان بسیاری از سراسر کشور با شبکه ایران اینترنشنال تماس گرفته و از زوایای مختلف به تحلیل این عقبنشینی پرداختهاند. یکی از برجستهترین نکاتی که در پیامهای مردم دیده میشود، یادآوری سخنان اخیر علی خامنهای است که مذاکره با آمریکا را «غیرعاقلانه»، «غیراخلاقی» و «غیرشرافتمندانه» توصیف کرده بود.
اکنون که جمهوری اسلامی ناچار به پذیرش مذاکره با آمریکا شده، بسیاری از شهروندان با لحن انتقادی و تمسخرآمیز، از حکومت میپرسند: "پس آن همه شعار درباره شرافت چه شد؟"
متن کامل این تحلیل را اینجا بخوانید.
واشینگتنپست به نقل از دو مقام دولت آمریکا گزارش داد تیم استیو ویتکاف، فرستاده ویژه آمریکا در امور خاورمیانه، از طریق عمان پیامهایی با مضمون ترغیب به گفتوگوی مستقیم ارسال کرده است. مقامات آمریکایی تاکید کردهاند اگر گفتوگوها مستقیم نباشد، ویتکاف احتمالا به عمان نمیرود.
دیوید ایگناتیوس، در یادداشتی که سهشنبه در این رسانه منتشر کرد به نقل از این مقامات نوشته در صورت دریافت دعوت رسمی، ویتکاف، احتمالا به تهران هم سفر خواهد کرد.
یکی از مقامهای آمریکایی که با واشینگتنپست صحبت کرده در ادامه با اشاره به اهمیت اعتماد متقابل، گفت: «ما بازیچه قرار نخواهیم گرفت»، و استدلال کرده آنچه برای عبور از بیاعتمادی عمیق میان دو طرف لازم است، «گفتوگویی کامل» و «تلاقی دیدگاهها» است.
متن کامل این یادداشت را اینجا بخوانید.


با وجود تلاشهای گسترده جمهوری اسلامی برای توجیه عقبنشینی علی خامنهای در برابر دولت آمریکا و پذیرش مذاکرهای که پیشتر بهشدت آن را رد کرده بود، افکار عمومی این عقبنشینی را به مثابه تحقیر نظام میبیند و بهعنوان یک شکست آشکار برای حکومت ارزیابی کرده است.
هر اندازه که مقامات جمهوری اسلامی سعی دارند با استفاده از واژگان متناقض و حتی اظهارات خلاف واقع، این تغییر موضع ناگهانی را توضیح دهند، نتیجهای جز افزایش بیاعتمادی عمومی و برجسته شدن تناقضهای آشکار در گفتار و رفتارشان نداشته است.
در ۲۴ ساعت گذشته، شهروندان بسیاری از سراسر کشور با شبکه ایران اینترنشنال تماس گرفته و از زوایای مختلف به تحلیل این عقبنشینی پرداختهاند. یکی از برجستهترین نکاتی که در پیامهای مردم دیده میشود، یادآوری سخنان اخیر علی خامنهای است که مذاکره با آمریکا را «غیرعاقلانه»، «غیراخلاقی» و «غیرشرافتمندانه» توصیف کرده بود.
اکنون که جمهوری اسلامی ناچار به پذیرش مذاکره با آمریکا شده، بسیاری از شهروندان با لحن انتقادی و تمسخرآمیز، از حکومت میپرسند: "پس آن همه شعار درباره شرافت چه شد؟"
آنچه بیش از همه جلب توجه میکند، سکوت مطلق مقامات رسمی جمهوری اسلامی و رسانههای داخلی در برابر این تناقض بزرگ است. هیچیک از مسئولان، از جمله سخنگوی دولت، جرات ورود به این بحث را ندارند، زیرا بیان واقعیت، مستقیما شرافت و اعتبار شخص رهبر جمهوری اسلامی را زیر سؤال میبرد. رسانههای رسمی نیز در فضایی از سانسور و خودسانسوری، ترجیح دادهاند از کنار این موضوع عبور کنند.
با این حال، این سکوت سنگین مانع از آن نشده که مردم، این موضوع را به روشنی و با صراحت تمام مورد انتقاد قرار دهند. بسیاری از مخاطبان ایران اینترنشنال، با زبانی ساده اما پر از نکات دقیق سیاسی، به تحلیل این رویداد پرداختهاند.
آنها این عقبنشینی را نشانهای از درماندگی حکومت و ضعف ساختاری آن میدانند و تاکید میکنند که علیرغم تمامی شعارهای تند و تهدیدهای پیشین، سرانجام حکومت مجبور شد برای بقای خود، در برابر فشارهای آمریکا تن به مذاکره بدهد.
پیامهای شهروندان، فراتر از گلایههای سطحی یا ابراز خشمهای لحظهای، بازتابدهنده تحلیلهای عمیق اجتماعی و سیاسی هستند. در این پیامها، طنز، طعنه و کنایه بهشکل طبیعی در کنار تحلیل قرار گرفته و گاه، سادهترین واژهها بهروشنی از بحران مشروعیت و اعتبار حکومت سخن میگویند.
بسیاری از مردم، از خفت و ذلت حکومت و بهویژه شخص خامنهای ابراز شادمانی میکنند و این احساس عمومی، نه صرفا یک تخلیه احساسی، بلکه نمودی از فروپاشی تدریجی وجهه حکومت در سطح جامعه است.
از دیگر نکات تکرارشونده در واکنشها، این است که مردم به وضوح متوجه شدهاند که جمهوری اسلامی حتی در اوج عقبنشینی و شکست، همچنان در پی توجیه و فرافکنی است. همانطور که خامنهای پس از کشته شدن حسن نصرالله توسط اسرائیل حاضر نشد شکست حزبالله را بپذیرد و مدعی پیروزی شد، اکنون نیز مقامات جمهوری اسلامی میکوشند پذیرش مذاکره با آمریکا را بهعنوان اقدامی در راستای «منافع ملی» جا بزنند.
یکی از مصادیق بارز این تلاش برای توجیه، مصاحبه کوتاه عباس عراقچی است. او در مصاحبهای با صداو سیما، تلاش میکند این چرخش ناگهانی سیاست خارجی را توجیه کند، اما جملاتش مملو از تناقض است.
در بخشی از این مصاحبه، عراقچی میگوید مذاکره مستقیم یا غیرمستقیم تفاوتی ندارد، اما در عین حال بر «غیرمستقیم بودن» مذاکره تاکید دارد، گویی از بیان حقیقت فراری است. حتی در سطح واژگان، هنگامی که نام نماینده ویژه ترامپ را میبرد، ابتدا واژه «تشریف میآورد» را استفاده میکند و بلافاصله، متوجه بار سنگین استفاده از این عبارت در جمهوری اسلامی میشود و آن را به «میآید» تغییر میدهد.
یکی دیگر از مواردی که باعث خشم و تمسخر مردم شده، ادعای عراقچی درباره نبود شبهه در مورد برنامه هستهای جمهوری اسلامی است. او میگوید: «هیچکس در دنیا در مورد صلحآمیز بودن برنامه هستهای ایران شبههای ندارد»، در حالی که هماکنون آژانس بینالمللی انرژی اتمی در حال تهیه گزارشی درباره ابهامات برنامه هستهای جمهوری اسلامی است. آلمان، فرانسه و بریتانیا نیز بهصراحت نسبت به عدم شفافیت ایران در این زمینه اعتراض کردهاند و در گذشته قطعنامهای علیه ایران به تصویب رساندهاند.
در مجموع، افکار عمومی نهتنها در برابر عقبنشینی جمهوری اسلامی سکوت نکرده، بلکه با دقت و صراحت، در حال نقد آن هستند. پیامهای مردمی نشان میدهند که جامعه بهشدت نسبت به تناقضهای آشکار موجود در گفتمان رسمی جمهوری اسلامی حساس است و دیگر حاضر نیست این تناقضها را نادیده بگیرد.
آنچه اکنون در فضای عمومی جریان دارد، نوعی «حسابکشی اجتماعی» از حکومت است؛ حکومتی که سالها با ادعاهای پوچ و شعارهای توخالی، سیاست خارجی خود را به بنبست کشانده و امروز ناچار است، برای حفظ موجودیت خود، در برابر همان دشمنی که روزی او را «شیطان بزرگ» میخواند، سر تعظیم فرود آورد.

به گزارش وبسایت حقوقبشری هرانا، پنج زندانی سیاسی-عقیدتی به نامهای فرهاد شاکری، عبدالحکیم عظیم گرگیج، عبدالرحمن گرگیج، تاجمحمد خرمالی و مالکعلی فدایینسب در زندان وکیلآباد مشهد اعدام شدند.
بر اساس این گزارش، حکم اعدام این پنج زندانی سیاسی سحرگاه سهشنبه ۱۹ فروردین، بدون اطلاع قبلی و بدون فراهم شدن امکان ملاقات آخر با خانوادههایشان اجرا شد.
در این گزارش آمده: «چهار تن از اعدامشدگان از پیروان اهل سنت و مالکعلی فدایینسب تنها متهم شیعه این پرونده بود. با این حال همگی آنان در یک پرونده مشترک و با اتهام بغی به اعدام محکوم شده بودند.»
گفته شده خانواده اعدامشدگان همچنان در انتظار تحویل گرفتن پیکر آنان هستند.
عیسی عیدمحمدی، یکی دیگر از متهمان محکوم به اعدام در این پرونده همچنان در بند ۶/۱ زندان وکیلاباد مشهد بهسر میبرد و در خطر اعدام است.
خانوادههای این شش زندانی سیاسی، دی ماه ۱۴۰۳ در نامهای سرگشاده خواستار حمایتهای داخلی و بینالمللی برای آزادی عزیزانشان شدند.
آنها ضمن طلب استمداد از مردم ایران، از دبیرکل سازمان ملل و کشورهای حامی حقوق بشر درخواست کردند که با اقداماتی فوری، به شرایط سخت زندانیان سیاسی و خانوادههایشان پایان دهند.
بازداشت و صدور حکم
این شش نفر همراه با شش نفر دیگر در سال ۱۳۹۴ به دست ماموران وزارت اطلاعات بازداشت و حدود یک سال بعد به زندان وکیلآباد مشهد منتقل شده بودند.
پس از آن در سال ۱۳۹۸، دادگاه انقلاب مشهد، مالکعلی فدایینسب، حمید راستبالا، فرهاد شاکری، کبیر سعادت جهانی، محمدعلی آرایش، عیسی عیدمحمدی، عبدالحکیم عظیم گرگیج، عبدالرحمن گرگیج و تاجمحمد خرمالی، ۹ تن از متهمان این پرونده را به اتهام «بغی از طریق عضویت در گروه سلفی حزبالفرقان و جبهه همبستگی ملی اهلسنت ایران» به اعدام محکوم کرد.
احکام اعدام حمید راستبالا، کبیر سعادت جهانی و محمدعلی آرایش، سه تن از متهمان این پرونده، دی ماه ۱۳۹۹ اجرا شده بود.
سه متهم دیگر این پرونده به نامهای محمدرضا شیخاحمدی، عبدالباسط اورسن و مرتضی فکوری نیز به اتهام «بغی از طریق عضویت در گروه سلفی و تکفیری داعش» هر یک به ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم شدند.
هرانا بهمن ۱۴۰۲ در گزارشی به نقل از یک منبع مطلع نزدیک به خانواده این زندانیان نوشته بود: «این پرونده با ایرادات اساسی مواجه است و در آن ادله کافی جهت محکوم کردن این شهروندان به اتهامات انتسابی وجود ندارد.»
در این گزارش آمده بود: «استفاده از اسپری فلفل در مقعد یکی از این زندانیان، از نمونه شکنجههای اعمال شده بر آنها به شمار میآید. شکنجههایی که آثار آن پس از سالها همچنان بر جسم آنان باقی مانده بود.»
در ماههای اخیر، افزایش شمار اجرای احکام اعدام و همچنین صدور و تایید احکام اعدام برای زندانیان سیاسی در ایران، با موجی از اعتراضات در داخل و خارج از کشور روبهرو شده است.
به گزارش منابع حقوق بشری، در حال حاضر حدود ۶۰ نفر در زندانهای سراسر ایران با اتهامات سیاسی یا امنیتی زیر حکم اعدام هستند.
بیشتر بخوانید: کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»: جامعه جهانی رابطه با ایران را به لغو اعدامها مشروط کند





