وزارت بهداشت لبنان اعلام کرد از زمان آغاز مناقشه کنونی در روز هفتم اکتبر ۲۰۲۳، دستکم سه هزار و ۱۳۶ نفر بر اثر حملات اسرائیل به لبنان جان خود را از دست دادهاند.
به گفته این وزارتخانه، ۱۳ هزار و ۹۷۹ تن نیز در این بازه زمانی زخمی شدهاند.
در این آمار تفکیکی بین غیرنظامیان و اعضای حزبالله انجام نشده است.


خوان کارلوس گاریدو، پس از پیروزی بر گلگهر گفت: «مثل همیشه این نتیجه است که شما را تحت تاثیر قرار میدهد و همه تحلیلها با نتیجه انجام میشود. ما کار و تلاش میکنیم که ببریم و امروز بردیم. ما یک کادر فنی و تیم حرفهای هستیم. میدانیم با انتقادها چگونه برخورد کنیم. ما میجنگیم.»
سرمربی پرسپولیس گفت: «سختیهای این بازی را میشناختیم. گلگهر تیم سختی است. آنها را خیلی خوب آنالیز کرده بودیم. وقتی بازی را نمیبرید کار سخت پیش میرود. پیروز که نمیشوید؛ باید همه انتقادات را پذیرا باشید و تحمل کنید. تیم ما الان متوجه شده که چطور به این انتقادات واکنش نشان بدهد. باید روحیه جنگندگی داشته باشیم. بازیکنانم میدانستند امروز باید بجنگند و نظم خوبی داشته باشند. این بردی است که برای آن خوشحال هستیم.»
گاریدو درباره عملکرد وحید امیری گفت: «کل تیم بازی خوبی انجام داد. برخی بازیکنان حرفهای هستند و من به آنها احترام میگذارم. برخی مواقع از بیرون درباره برخی بازیکنان صحبت میشود اما برخی بازیکنان نظیر امیری و امید عالیشاه نمونههای خوبی هستند.»
او گفت: «گاهی باشگاهها به خاطر نتایج بد استرس میگیرند ولی این در باشگاههای بزرگ جایی ندارد. در باشگاههای بزرگ باید افرادی باشند که ثبات را حفظ کنند و وقتی نتیجه بدی میگیریم کار کنیم و به انتقادات دقت نکنیم. باید به این فکر کنیم که ما یک کادر فنی حرفهای شامل ژاوی، کریم باقری، سید جلال حسینی، ادریس و جورسی داریم و بازیکنان ما نیز کاملا حرفهای هستند.»

چهار زندانی سیاسی عرب محکوم به اعدام، در اعتراض به ادامه حبس خود در سلولهای انفرادی زندان سپیدار اهواز، دست به اعتصاب غذا زدهاند. این افراد روز ۲۴ مهر از زندان شیبان به سلولهای انفرادی زندان سپیدار اهواز منتقل شدند.
سازمان حقوق بشر کارون روز شنبه ۱۹ آبان در گزارشی با اعلام خبر اعتصاب غذای عدنان غبیشاوی (موسوی)، علی مجدم، معین خنفری، محمدرضا مقدم، به نقل از منابع خود نوشت که وضعیت جسمانی آنها رو به وخامت گذاشته است.
بسیاری از زندانیان در ایران بهناچار از اعتصاب غذا بهعنوان آخرین راه برای رسیدن به خواستههایشان استفاده میکنند و جان خود را به خطر میاندازند.
آنها اغلب در اعتراض به برآورده نشدن خواستههایشان، از جمله تاخیر در رسیدگی به پرونده و مراعات نشدن حقوقشان بهعنوان زندانی، دست به اعتصاب میزنند.
سازمان حقوق بشر کارون در گزارش خود نوشت که خانوادههای این سه زندانی سیاسی از زمان انتقالشان به سلولهای انفرادی، موفق به ملاقات با آنها نشدهاند.
با توجه به محکومیت این زندانیان به اعدام، این موضوع به نگرانی در میان خانوادههای آنها دامن زده است.
مجدم، خنفری، مقدم و غبیشاوی ۲۴ مهر برای اجرای حکم اعدام از زندان شیبان به سلولهای انفرادی زندان سپیدار اهواز منتقل شدند.

۱۱ تشکل و سازمان رسانهای روز اول آبان در بیانیهای با اشاره به خطر اعدام این زندانیان سیاسی عرب، خواستار لغو فوری احکام صادر شده علیه آنها شدند.
این بیانیه همچنین بر دسترسی این زندانیان به وکیل تعیینی، امکان ملاقات با خانواده و دادرسی منصفانه و علنی پرونده این شهروندان تاکید کرد.
این چهار زندانی سیاسی طی سالهای ۱۳۹۶ و ۱۳۹۷ همراه با دو تن دیگر به نامهای حبیب دریس و سالم موسوی بازداشت و از سوی دادگاه انقلاب اهواز به اعدام محکوم شدند.
آنها در دادگاه متهم شدند که از طریق عضویت در گروه «حرکت النضال»، در عملیاتهای جداگانه دو بسیجی به نامهای «علی صالحی مجد» و «یونس بحر» را در آبادان، یکی از کارکنان نیروی انتظامی به نام «اللهنظر صفری» و یک سرباز وظیفه به نام «محمدرضا رفیعینسب» را در بندر «امام خمینی» به قتل رساندند.
سایت حقوقبشری هرانا اسفندماه ۱۴۰۱ در گزارشی نوشت که این شهروندان در اعترافاتی که مشخص نیست تحت چه شرایطی از آنها اخذ شده، به ارتکاب اعمال دیگری همچون ارتباط با عناصر اصلی گروه حرکت النضال در اروپا و جابهجایی ارز و حواله از طریق یک بانک خارجی اعتراف کردهاند.
یک مقام اسرائیلی از گزارشها در خصوص تصمیم قطر برای پایان میانجیگری میان حماس و اسرائیل و همچنین تعطیلی دفاتر حماس در دوحه استقبال کرد.
به گزارش تایمز اسرائیل، او تصمیم منتسب به قطر را «منطقی» خواند و گفت زمانی که قطر حماس را اخراج کند، «دیگر هیچ فایدهای در میانجیگری وجود ندارد».
این مقام اسرائیلی افزود: «حماس یک سازمان تروریستی قاتل است که باید در سطح جهانی سرکوب شود، نه اینکه در کشوری اسکان اضطراری داشته باشد.»
او همچنین گفت ایالات متحده و اسرائیل «مدتی است برای اخراج حماس از قطر فشار میآورند».
وبسایت خبری تایمز اسرائیل به نقل از یک دیپلمات گزارش داد قطر تصمیم گرفته به میانجیگری در مذاکرات صلح میان حماس و اسرائیل خاتمه دهد.
این دیپلمات افزود قطر اعلام کرده اگر هیچکدام از طرفها تمایلی به مذاکره با حسن نیت نداشته باشند، دوحه نمیتواند در مذاکرات آتشبس نقش میانجی را ایفا کند.
این منبع تاکید کرد دوحه معتقد است در صورت پایان نقشآفرینی در مذاکرات آتشبس، دلیلی نیز برای ادامه استقرار دفاتر حماس در قطر وجود ندارد.
تایمز اسرائیل نوشت قطر این تصمیم را بهصورت مستقل اتخاذ کرده است.

انفجار معدن معدنجوی طبس که به جان باختن ۵۳ نفر و مصدوم شدن شماری دیگر انجامید، مرگبارترین حادثه معدن در ایران طی دو دهه اخیر بود. با گذشت ۵۰ روز از این رخداد، مجروحان همچنان با مشکلات متعددی از جمله سردرد، گیجی، بیاشتهایی، تنگی نفس و بیحسی در دست و پا مواجه هستند.
وضعیت حقوق و قراردادهای معدنچیان مانند بسیاری از کارگران در اصناف دیگر ناعادلانه توصیف میشود.
دادههای مرکز آمار ایران مربوط به شاغلان بخش معدن در سال ۱۴۰۱ نشان میدهد در معادن در حال بهرهبرداری ایران، در مجموع دستکم ۱۳۴ هزار و ۳۵۸ نفر فعالیت میکنند؛ هر چند فعالان کارگری بر این باورند که آمار دقیقی از کارگران شاغل در معدنها به دلیل نداشتن قرارداد و فصلی بودن برخی معادن، وجود ندارد.
به گفته فعالان کارگری، شرایط کارگران معدن با توجه به سختی کار و مشکلات جسمی ناشی از این کار، سالهاست بدون تغییر مانده و با بیتوجهی کارفرما و حکومت ادامه یافته است.
بیشتر بخوانید: از ۲ هزار کارگر معدن طبس، ۷۰۰ نفر استعفا کردهاند
حقوق از ۹ تا ۱۵ میلیون تومان
یک فعال کارگری با اشاره به این که کارگران به تناسب فعالیت و سختی کار حقوق نمیگیرند، به ایراناینترنشنال گفت: «کارگری داریم با ۲۰ سال سابقه که حقوقش ۱۵ میلیون تومان است. آیا این حقوق کفاف زندگی او و خانواده را میدهد؟ پاسخ مشخص است. خیر.»
معدن یورت یکی از معادن استان گلستان است که ۴۳ کارگر و مهندس در سال ۹۶ در این معدن جان باختند.
یکی از کارگران این معدن میگوید یکی از اقوامش را در همین حادثه از دست داد.
به گفته این کارگر، از آن زمان تا به حال فکری به حال حقوق و بیمه کارگران این معدن نشده است: «تازهواردها هفت تا ۹ میلیون حقوق میگیرند و مثلا کارگران قدیمیتر ممکن است تا ۱۶ میلیون حقوق و مزایا بگیرند اما این حقوق کفاف زندگی را نمیدهد.»
این کارگر میگوید که در روستا زندگی میکند و قاعدتا هزینهها پایینتر از شهر است اما همچنان این حقوق باعث شده که او به مغازهداران محل مقروض باشد.
ایمنی، از حرف تا عمل
هر کارگر در معدن باید دستکم لباس محافظ، دستکش، کفش، کلاه، محافظ چشم و گوش و ماسک تنفسی در اختیار داشته باشد.
در هر تونلی باید سنسور گاز نصب شده باشد و دستگاه خود ایمن برای کارگران مشغول به کار، جایگذاری شده باشد. اما آنچه از کارگران دیده و شنیده میشود، حکایت دیگری است.
یکی از کارگران معدن در کلات میگوید لباس ایمنی و ماسک شوخی است: «من تمام این سالها تنها کلاه ایمنی داشتم؛ آن هم خدا پدر بازرس را بیامرزد که کارفرما را به دلیل نبود کلاه ایمنی کافی جریمه کرد.»
یکی دیگر از کارگران معدن میگوید: «باید همه کسانی که دم از ایمن بودن معادن میزنند، یک بار همراه یکی از ما کارگران به داخل معدن بیایند و در عمق ۳۰۰ تا ۴۰۰ متری در تاریکی کار کنند تا بفهمند ایمنی کجاست.»
یک فعال کارگری با تاکید بر این که ایمنی تنها در قوانین گنجانده شده است و عملا اجرا نمیشود، میگوید که کارگران معدن، بیتعارف روزانه با خطر مرگ مواجه هستند: «خفگی، سوختگی و زیر آوار ماندن صدها متر زیر زمین و در تاریکی، مشکل شنوایی و تنفسی و مواردی از این دست، دیگر مشکلات کارگران هستند.»

یک فعال کارگری در یکی از شهرهای غربی ایران میگوید کارگران معدن به دلیل شرایطشان باید هر شش ماه یک بار تحت نظر پزشک قرار بگیرند و شنوایی، بینایی و سیستم تنفسی آنها چک شود اما بسیاری از کارگران عملا از پس هزینهها برنمیآیند و چکاپ را انجام نمیدهند.
یکی از این کارگران میگوید هزینه تمامی آزمایشهایی که پزشک سه ماه پیش برایش نوشته است، بیش از حقوق ۱۵ میلیون تومانی او شده است: «دکتر گفته خلط سیاه، ناشی از کار در معدن بدون ماسک تنفسی است و ممکن است اگر پیگیری نشود، به سرطان مبتلا شوم.»
با وجود این وضعیت، این کارگر توان مالی تامین هزینه مورد نیاز برای آزمایشها را ندارد.
یکی دیگر از کارگران معدن با اشاره به مشکلات بهداشتی کارگاه، به ایراناینترنشنال میگوید کارگران در این معدن هر روز پس از کار در محیط کارگاه دوش میگیرند اما «از حدود یک سال پیش کارفرما اعلام کرد شامپو و برخی شویندههای مورد نیاز ما گران شده و عملا در حمام کارگاه، برای شستوشو فقط آب داریم.»
کارگری با اشاره به مشکلات شنوایی که برای او پیش آمده است، میگوید: «یک سال است شنوایی گوش سمت راستم بهشدت کم شده و پزشک گفته دلیل آن صدای بلند و فعالیت بدون محافظ گوش است.»
درخواست برای تهیه محافظ گوش و تنفس برای کارگران در این معدن در یکی از مناطق مرکزی تهران از سوی کارفرما رد شده است.
فعالان کارگری بر این باورند که با توجه به نگاه امنیتی جمهوری اسلامی به همه مسائل، بحث کارگران معدن هم در زمره مباحث امنیتی گنجانده شده است و به همین دلیل، هر اعتراض یا انتقادی از سوی کارگران، با توبیخ و اخراج مواجه میشود.
وضعیت ایمنی کارگران معدن ایران، چین و بریتانیا
بحث ایمنی معادن در کشورهای غربی مانند استرالیا و بریتانیا بسیار جدی پیگیری میشود.
بریتانیا از جمله کشورهایی است که از تجهیزات ایمنی پیشرفته و فنآوری نظارتی مثل سیستم هشدار، تهویه مناسب و تجهیزات نجات بهرهمند است.
کارگران در صورت بروز هر مشکلی، در سریعترین زمان متوجه میشوند و اقدامات لازم را انجام میدهند.
برای کارگران و کارفرمایان، به صورت مستمر دوره آموزش ایمنی برگزار میشود و همین مساله باعث کاهش حوادث شده است.
وضعیت چین اما همانند ایران، بسیار نگرانکننده است.
نبود ایمنی کافی، معادن کوچک و غیرقانونی و نبود نظارت کافی، از جمله دلایل وقوع حوادث معدن در چین و مرگ کارگران است.
هر چند مقامات چین تاکید دارند آمار مرگ و میر و حوادث معدن در این کشور در سالهای اخیر نسبت به دو دهه پیش به مراتب کمتر شده اما این کشور همچنان یکی از بالاترین آمار مرگ و میر کارگران را به خود اختصاص داده است.
در ایران هم وضعیت مشابهی وجود دارد و به گفته فعالان کارگری، آمار برخی حوادث معدن به ویژه اگر معادن کوچک باشند، چندان راهی به رسانهها نمییابند.
حکومت ایران بر خلاف شعار دفاع از قشر کمدرآمد، عملا با کارفرمایانی که قوانین را زیر پا میگذارند همراه شده و معدنچیان بدون حامی، به دلیل غم نان و برای تامین معیشت، وارد تونلهای مرگ میشوند.





